? مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی امسال یازدهمین نوروز خود را در زندان اوین سپری کرد.حتی کرونا هم باعث نشد به او مرخصی بدهند. مریم اکبری از سال ۸۸ در زندان است و تاکنون به مرخصی نیامده است. مرخصی حق زندانی است. کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی خواهان آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی از زندانهای جمهوری اسلامی است.
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
#زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید
بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران
با وجود افزایش خطر بیماری کرونا برای زندانیان و علیرغم صدور بخشنامه های عفو و مرخصی به زندانیان، هیچ نشانه ای از آزادی جعفر عظیم زاده و دیگر زندانیان سیاسی نیست
بخشنامه ای تحت عنوان عفو رهبری در ۲۷ اسفند ۹۸ اعلام گردید که به گفته مسئولین قضایی بسیاری از زندانیان را شامل می شد. مشخصاً درباره زندانیان سیاسی و عقیدتی اعلام شده بود که چنانچه در جرائمی که حکومت آنها را امنیتی خطاب می کند حکم زندانی بیشتر از پنج سال نباشد و یک سوم از طول دوره حبس سپری شده باشد، زندانی مشمول بخشنامه عفو گردیده و آزاد خواهد شد. این بخشنامه موارد بسیاری را در جرائم سیاسی و نیز عمومی شامل میشد.
پیشتر هم در هفتم اسفند بخشنامه ای برای مرخصی رفتن زندانیان صادر شد که عملاً دادستانی مانع از اجرای آن برای تعداد زیادی از زندانیان سیاسی شد.
همانگونه که پیداست شیوع بیماری مرگبار کرونا بسیار شدت گرفته است. آماری که دولت به صورت رسمی اعلام می کند به شکل روزانه در حال چند برابر شدن است. اخباری هم مبنی بر ابتلا و حتی مرگ تعدادی از زندانیان در زندانهای مختلف کشور به گوش می رسد. در چنین وضعیتی نگرانی ها پیرامون سلامتی زندانیان به شدت افزایش پیدا کرده است و خانواده های آنها در نگرانی جدی نسبت به سلامت زندانیان هستند. برای خود زندانیان از یکسو محیط زندانها نیز به محیطی به شدت پر تنش و اضطراب تبدیل شده است و تمامی زندانیان در فضای رعب آور احتمال ابتلا به بیماری و عدم امکان رعایت اعمال پیشگیرانه بخاطر محیط بشدت در هم تنیده ی زندان قرار دارند و از سوی دیگر نگران سلامتی اعضای خانواده هایشان هستند. این شرایط منجر به اعتراض زندانیان گشته است که نمونه های اعتراض و حتی فرار زندانیان در زندانهای خرم آباد و الیگودرز و تبریز بخاطر مجموعه این وضعیت صورت گرفته است اما در مقابل، سیستم قضایی و امنیتی بجای رفع نگرانی زندانیان و آزادی آنها، با توسل به تیراندازی و ضرب و شتم زندانیان، دست به سرکوب آنها میزنند.
بخشنامه های عفو عمومی و نیز اعطای مرخصی به زندانیان به هر اسمی که اعلام گردید به دلیل وضعیت بحرانی و فاجعه باری بود که خودِ حکومت می دانست امکان شیوع بیماری در زندانها بالاست و میتواند به فاجعه ای بزرگ تبدیل شود.
عدم موافقت با عفو و عدم اعطای مرخصی به تعداد زیادی از زندانیان سیاسی که طبق بخشنامه های صادره مشمول آزادی میگردند عملاً دشمنی و ضدیت مسئولین قضایی و حکومتی را با زندانیان سیاسی نشان می دهد. گویا به عمد می خواهند زندانیان سیاسی را در معرض خطر مرگ قرار دهند.
در پیگیری خانواده ها اعلام میگردد که دادستانی باید با آزادی زندانیان موافقت نماید اما نمونه هایی هم وجود دارند که دادستانی با آزادی یا مرخصی آنها موافقت نموده است اما ضابطین پرونده اجازه آزادی را به زندانی نداده اند. یک کارشکنی جدی توسط دادستانی، دادیاری ناظر بر زندان و ضابطین امنیتی وجود دارد که با دور زدن قوانین و بخشنامه های صادره مانع از آزادی زندانیان سیاسی میشوند.
قوه قضائیه و نهادهای امنیتی مسئول جان و سلامتی زندانیان هستند و مسبب هرگونه اتفاقی برای زندانیان علی الخصوص زندانیان سیاسی هستند.
جعفر عظیم زاده رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران یکی از ده ها زندانی سیاسی محبوس است که بر اساس بخشنامه عفو، مشمول آزادی میگردد اما تاکنون کوچکترین خبری از آزادی ایشان و دیگر زندانیان سیاسی مشمول نیست.
بسیاری از زندانیان همانند جعفر عظیم زاده بخاطر دوره طولانی مدت حبس، به امکانات درمانی و پزشکی دسترسی نداشته اند و با بیماری ها و مشکلات جسمی حادی روبرو هستند و این مسئله خود بر خطرات ابتلای بیماری کرونا میافزاید. اکثر این زندانیان سرپرست خانواده هستند و خانواده های این زندانیان نیز در این شرایط بحرانی به حضور آنها در محیط خانواده نیاز دارند.
از اینرو ما خواهان آزادی فوری جعفر عظیم زاده، تمامی زندانیان سیاسی محبوس در زندانهای کشور و همچنین دیگر زندانیان هستیم و در این شرایط بحرانی شیوع بیماری کرونا هرگونه تعلل و کارشکنی در روند آزادی زندانیان به معنای به مسلخ فرستادن عامدانه زندانیان است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- هفتم فروردین نود و نه
با وجود افزایش خطر بیماری کرونا برای زندانیان و علیرغم صدور بخشنامه های عفو و مرخصی به زندانیان، هیچ نشانه ای از آزادی جعفر عظیم زاده و دیگر زندانیان سیاسی نیست
بخشنامه ای تحت عنوان عفو رهبری در ۲۷ اسفند ۹۸ اعلام گردید که به گفته مسئولین قضایی بسیاری از زندانیان را شامل می شد. مشخصاً درباره زندانیان سیاسی و عقیدتی اعلام شده بود که چنانچه در جرائمی که حکومت آنها را امنیتی خطاب می کند حکم زندانی بیشتر از پنج سال نباشد و یک سوم از طول دوره حبس سپری شده باشد، زندانی مشمول بخشنامه عفو گردیده و آزاد خواهد شد. این بخشنامه موارد بسیاری را در جرائم سیاسی و نیز عمومی شامل میشد.
پیشتر هم در هفتم اسفند بخشنامه ای برای مرخصی رفتن زندانیان صادر شد که عملاً دادستانی مانع از اجرای آن برای تعداد زیادی از زندانیان سیاسی شد.
همانگونه که پیداست شیوع بیماری مرگبار کرونا بسیار شدت گرفته است. آماری که دولت به صورت رسمی اعلام می کند به شکل روزانه در حال چند برابر شدن است. اخباری هم مبنی بر ابتلا و حتی مرگ تعدادی از زندانیان در زندانهای مختلف کشور به گوش می رسد. در چنین وضعیتی نگرانی ها پیرامون سلامتی زندانیان به شدت افزایش پیدا کرده است و خانواده های آنها در نگرانی جدی نسبت به سلامت زندانیان هستند. برای خود زندانیان از یکسو محیط زندانها نیز به محیطی به شدت پر تنش و اضطراب تبدیل شده است و تمامی زندانیان در فضای رعب آور احتمال ابتلا به بیماری و عدم امکان رعایت اعمال پیشگیرانه بخاطر محیط بشدت در هم تنیده ی زندان قرار دارند و از سوی دیگر نگران سلامتی اعضای خانواده هایشان هستند. این شرایط منجر به اعتراض زندانیان گشته است که نمونه های اعتراض و حتی فرار زندانیان در زندانهای خرم آباد و الیگودرز و تبریز بخاطر مجموعه این وضعیت صورت گرفته است اما در مقابل، سیستم قضایی و امنیتی بجای رفع نگرانی زندانیان و آزادی آنها، با توسل به تیراندازی و ضرب و شتم زندانیان، دست به سرکوب آنها میزنند.
بخشنامه های عفو عمومی و نیز اعطای مرخصی به زندانیان به هر اسمی که اعلام گردید به دلیل وضعیت بحرانی و فاجعه باری بود که خودِ حکومت می دانست امکان شیوع بیماری در زندانها بالاست و میتواند به فاجعه ای بزرگ تبدیل شود.
عدم موافقت با عفو و عدم اعطای مرخصی به تعداد زیادی از زندانیان سیاسی که طبق بخشنامه های صادره مشمول آزادی میگردند عملاً دشمنی و ضدیت مسئولین قضایی و حکومتی را با زندانیان سیاسی نشان می دهد. گویا به عمد می خواهند زندانیان سیاسی را در معرض خطر مرگ قرار دهند.
در پیگیری خانواده ها اعلام میگردد که دادستانی باید با آزادی زندانیان موافقت نماید اما نمونه هایی هم وجود دارند که دادستانی با آزادی یا مرخصی آنها موافقت نموده است اما ضابطین پرونده اجازه آزادی را به زندانی نداده اند. یک کارشکنی جدی توسط دادستانی، دادیاری ناظر بر زندان و ضابطین امنیتی وجود دارد که با دور زدن قوانین و بخشنامه های صادره مانع از آزادی زندانیان سیاسی میشوند.
قوه قضائیه و نهادهای امنیتی مسئول جان و سلامتی زندانیان هستند و مسبب هرگونه اتفاقی برای زندانیان علی الخصوص زندانیان سیاسی هستند.
جعفر عظیم زاده رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران یکی از ده ها زندانی سیاسی محبوس است که بر اساس بخشنامه عفو، مشمول آزادی میگردد اما تاکنون کوچکترین خبری از آزادی ایشان و دیگر زندانیان سیاسی مشمول نیست.
بسیاری از زندانیان همانند جعفر عظیم زاده بخاطر دوره طولانی مدت حبس، به امکانات درمانی و پزشکی دسترسی نداشته اند و با بیماری ها و مشکلات جسمی حادی روبرو هستند و این مسئله خود بر خطرات ابتلای بیماری کرونا میافزاید. اکثر این زندانیان سرپرست خانواده هستند و خانواده های این زندانیان نیز در این شرایط بحرانی به حضور آنها در محیط خانواده نیاز دارند.
از اینرو ما خواهان آزادی فوری جعفر عظیم زاده، تمامی زندانیان سیاسی محبوس در زندانهای کشور و همچنین دیگر زندانیان هستیم و در این شرایط بحرانی شیوع بیماری کرونا هرگونه تعلل و کارشکنی در روند آزادی زندانیان به معنای به مسلخ فرستادن عامدانه زندانیان است.
اتحادیه آزاد کارگران ایران- هفتم فروردین نود و نه
امضاها.pdf
461.6 KB
امضا کنندگان بیانیه اتحادیه آزاد کارگران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام زرتشت احمدی راغب در ارتباط با زندانیان سیاسی و خطر کرونا ویروس در زندانها.
کارگران نیروگاه برق رامین اهواز خواهان تعطیلی نیروگاه هستند
دو تن از کارکنان نیروگاه برق رامین اهواز به کرونا مبتلا شدهاند اما مدیریت نیروگاه به بخشنامه استانداری برای کاهش تعداد کارکنان به ۲۰ درصد عمل نکرده و امکانات بهداشتی کافی نیز در اختیار کارکنان قرار نداده است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی خواهان شفافیت جمهوری اسلامی در رابطه با اخبار پاندومی کرونا و اقدامات فوری جهت اجرای دستورالعملهای سازمان جهانی بهداشت است.
دو تن از کارکنان نیروگاه برق رامین اهواز به کرونا مبتلا شدهاند اما مدیریت نیروگاه به بخشنامه استانداری برای کاهش تعداد کارکنان به ۲۰ درصد عمل نکرده و امکانات بهداشتی کافی نیز در اختیار کارکنان قرار نداده است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی خواهان شفافیت جمهوری اسلامی در رابطه با اخبار پاندومی کرونا و اقدامات فوری جهت اجرای دستورالعملهای سازمان جهانی بهداشت است.
تعدادی از زندانیان زندان مرکزی سقز موفق به فرار شده اند.
بنابر بعضی گذارشها ٦٤ نفر از زندانیان زندان مرکزی سقز موفق به فرار از زندان شده اند.
خبرها از کشته شدن تعدادی از زندانیان حکایت میکند اما هنوز آمار دقیقی در این رابطه وجود ندارد.
درگیریهای پراكندە دراطراف زندان ادامە دارد.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی حفظ جان و سلامت زندانیان را وظیفه زندانبان می داند و از فرار زندانیان که با هدف حفظ جانشان با توجه به عدم توانایی جمهوری اسلامی در مقابله با ویروس کرونا انجام شده حمایت میکند.
بنابر بعضی گذارشها ٦٤ نفر از زندانیان زندان مرکزی سقز موفق به فرار از زندان شده اند.
خبرها از کشته شدن تعدادی از زندانیان حکایت میکند اما هنوز آمار دقیقی در این رابطه وجود ندارد.
درگیریهای پراكندە دراطراف زندان ادامە دارد.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی حفظ جان و سلامت زندانیان را وظیفه زندانبان می داند و از فرار زندانیان که با هدف حفظ جانشان با توجه به عدم توانایی جمهوری اسلامی در مقابله با ویروس کرونا انجام شده حمایت میکند.
مهدی فراحی شاندیز, با توجه به بیماری قلبی « سکته » که در تابستان سال ۱۳۹۸ به آن مبتلا شد همچنان از داروهای قلبی استفاده می کند و علیرغم این موارد نیاز به اعزام به مرخصی دارد اما مسئولان زندان مرکز کرج از اعزام وی به مرخصی سر باز می زنند و این در حالی است که مهدی فراحی شاندیز از سال ۱۳۹۰ که بازداشت شده به مرخصی اعزام نشده است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران است.
گزارشی از آخرین وضعیت شاکر بهروزی و محمدراسق قزلباش در زندان ارومیه. جمعه ۸ فروردین ماه ۱۳۹۹، شاکر بهروزی، متهم سیاسی از بند امن زندان ارومیه به بند سیاسی این زندان منتقل شد. این درحالی است که این زندانی سیاسی بیش از یک سال است که دستگیر شده است.
محمدراسق قزلباش نیز اسفندماه سال گذشته بازداشت و پس از مدتی به بند امن زندان ارومیه منتقل شده بود, او نیز جمعه هشت فروردین از بند امن به بند سیاسی این زندان منتقل شد.
محمدراسق قزلباش نیز اسفندماه سال گذشته بازداشت و پس از مدتی به بند امن زندان ارومیه منتقل شده بود, او نیز جمعه هشت فروردین از بند امن به بند سیاسی این زندان منتقل شد.
💥محمد مهدویفر: کشتارگاه یا ندامتگاه
به خاطر نامهای که ما ۱۴ تن به رهبری نوشته بودیم و تقاضای استعفای او و تغییر قانون اساسی را کرده بودیم و به خاطر دیگر نامههایی که من شخصاً به رهبری نوشته بودم، تیرماه ۹۸ دستگیر شدم. این پنجمین باری بود که به خاطر انتقاد از رهبری دستگیر میشدم. روزهای اول را در سلول تنبیهی بودم. جایی بسیار کثیف بدون حتی یک روز هواخوری، ممنوعالتماس، محروم از روزنامه و تلویزیون.
بعد از گذشت ۵۷ روز، یک روز اسم مرا صدا زدند.
رفتم بیرونِ سلول، همانجا به من دستبند و پابند زدند، مرا به اطاق حفاظت و ریاستِ زندان بردند؛ میخواستند بدانند خودکار و کاغذ از کجا آوردهام و نامهی سی و هشتم به رهبری را چگونه از داخل سلول به بیرون زندان منتقل کرده و منتشر کردهام.
به خاطر آن نامه شرایط من بسیار سختتر شد. بعد از بازجویی مرا با همان دستبند و پابند به بدترین سلولِ زندان یعنی سلول عبرت منتقل کردند، از اسم این سلول معلوم بود، جایی است که من باید عبرت بگیرم و دیگران نیز از سرنوشت من عبرت بگیرند و از رهبری انتقاد نکنند.
در این سلول محرومیت از آفتاب و هواخوری و تلفن و تلویزیون و کتاب و روزنامه و بیخبری از خانواده دیگر دغدغهی اصلی من نبود، من در اینجا تلاش میکردم زنده بمانم.
من در اینجا به خاطر همسلولی بودن با مجرمین خطرناک و سابقهدار و روانی بسیاری از اوقات با مرگ دست و پنجه نرم میکردم. یکبار به یکی از مسئولین زندان گفتم جان من در این سلول در خطر است. گفت بالاخره آدم یک روزی میمیرد!
بعدازظهر یکی از روزهای آبان ۹۸ روزی بود که شاید برای اولین بار در طول زندگیم دلم به حال خودم سوخت، هیچگاه در طول زندگیم خود را اینچنین مظلوم و بیپناه ندیده بودم.
یک هفتهای بود که مرا با وحید همسلولی کرده بودند، او ۲۷ ساله بود، اندام نسبتاً درشتی داشت و بچهی یک استان دوردست بود، پروندهای داشت مملو از جنایت، او معتاد، خطرناک، سابقهدار و روانی بود.
سلولِ عبرت مخصوص کسانی بود که در وضعیت زندان اختلال ایجاد میکردند، آنها را برای مدت یکی دو هفته به سلول عبرت نزد من میفرستادند تا عبرت بگیرند.
در طول این هفتهای که وحید را با من همسلولی کرده بودند، روزها به سختی میگذشت ولی سعی میکردم کاری نکنم که او علیه من تحریک بشود. بسیاری از اوقات فریاد میزد و به زمین و زمان فحش میداد. در طول یک هفتهای که پیش من بود، دسترسی او به متادون و هروئین و شیشه قطع شده بود. همهگونه مواد مخدر و روانگردان در بند عمومی به وفور یافت میشد و او استعمال میکرد ولی من معتاد نبودم و در سلول این اقلام را نداشتم که در اختیار او قرار دهم. زندانی دیگری هم در این سلول نبود.
یک روز که وحید بسیار عصبانی بود و فریاد میزد و از درد خماری رنج میبرد، فحشی داد که موجب رنجش من شد. او فحش ناموسی نثار زنان سرزمین من کرد. به او گفنم وحید مواظب حرفزدنت باش.
این حرفِ من باعث شد دیوانهوار به من حمله کند. کتری را با چای و کیسهی پر از زباله را به سمت من پرتاب کرد. پتوهای مرا وسط سلول پرتاب کرد. عینک مرا شکست و در دستان خودش له کرد. آب دهان به صورت من پرت کرد.
شلوار و شورت خودش را پایین کشید و گفت این را بخور. گفت تا افسر نگهبان برسد تو را کشتهام. گفت همین الان یک پروندهی قتل هم به پروندههای خودم اضافه میکنم.
مرگ را در یک قدمی که نه، در یک وجبی خودم میدیدم. هرگز حتی در صحنههای خطرناکِ جبهه و در شبهای عملیات نیز، مرگ را تا این اندازه به خود نزدیک ندیده بودم.
وحید گفت تو به من میگویی مواظب حرف زدنم باشم پدرم هم با من اینجوری حرف نزده است.
تصمیم خودم را گرفتم. بلافاصله عذرخواهی کردم و نظر او را برای قتل خودم تغییر دادم. به او گفتم وحید من اشتباه کردم. تو خمار هستی. من باید تو را درک میکردم.
دو طرفِ سلول دوربین بود و این صحنهها زیر نظر دوربینها بود. افسر نگهبان بعد از نیمساعت برای سرکشی آمد. گفتم درب سلول را باز کن، کیسه زباله را بیرون بگذارم. تا درب سلول باز شد به داخل کریدور فرار کردم. گفتم من از دست این شخص تأمین جانی ندارم.
مسئول گارد زندان و هر یک از زندانبانها آمدند که مرا متقاعد کنند به داخل سلول برگردم، حاضر نشدم و مقاومت کردم.
موضوع را تلفنی به معاون زندان گزارش کردند. هر پیشنهادی را برای برگشتن به داخل این سلول با حضور وحید نپذیرفتم. در نهایت تصمیم بر این شد که وحید را از سلول من ببرند و زندانی دیگری را به جای او با من همسلولی کنند.
من در این سلول بارها در معرض خطر مرگ قرار گرفتم و خداوند مرا حفظ کرد.
این بار مجموعاً ۲۵۰ روز را در سلول گذراندم و یک روز قبل از تحویل سال به مرخصی آمدم.
مرخصی من تا ۱۵ فروردین تمدید شده است.
محمد مهدویفر/ هشتم فروردین ۹۹
به خاطر نامهای که ما ۱۴ تن به رهبری نوشته بودیم و تقاضای استعفای او و تغییر قانون اساسی را کرده بودیم و به خاطر دیگر نامههایی که من شخصاً به رهبری نوشته بودم، تیرماه ۹۸ دستگیر شدم. این پنجمین باری بود که به خاطر انتقاد از رهبری دستگیر میشدم. روزهای اول را در سلول تنبیهی بودم. جایی بسیار کثیف بدون حتی یک روز هواخوری، ممنوعالتماس، محروم از روزنامه و تلویزیون.
بعد از گذشت ۵۷ روز، یک روز اسم مرا صدا زدند.
رفتم بیرونِ سلول، همانجا به من دستبند و پابند زدند، مرا به اطاق حفاظت و ریاستِ زندان بردند؛ میخواستند بدانند خودکار و کاغذ از کجا آوردهام و نامهی سی و هشتم به رهبری را چگونه از داخل سلول به بیرون زندان منتقل کرده و منتشر کردهام.
به خاطر آن نامه شرایط من بسیار سختتر شد. بعد از بازجویی مرا با همان دستبند و پابند به بدترین سلولِ زندان یعنی سلول عبرت منتقل کردند، از اسم این سلول معلوم بود، جایی است که من باید عبرت بگیرم و دیگران نیز از سرنوشت من عبرت بگیرند و از رهبری انتقاد نکنند.
در این سلول محرومیت از آفتاب و هواخوری و تلفن و تلویزیون و کتاب و روزنامه و بیخبری از خانواده دیگر دغدغهی اصلی من نبود، من در اینجا تلاش میکردم زنده بمانم.
من در اینجا به خاطر همسلولی بودن با مجرمین خطرناک و سابقهدار و روانی بسیاری از اوقات با مرگ دست و پنجه نرم میکردم. یکبار به یکی از مسئولین زندان گفتم جان من در این سلول در خطر است. گفت بالاخره آدم یک روزی میمیرد!
بعدازظهر یکی از روزهای آبان ۹۸ روزی بود که شاید برای اولین بار در طول زندگیم دلم به حال خودم سوخت، هیچگاه در طول زندگیم خود را اینچنین مظلوم و بیپناه ندیده بودم.
یک هفتهای بود که مرا با وحید همسلولی کرده بودند، او ۲۷ ساله بود، اندام نسبتاً درشتی داشت و بچهی یک استان دوردست بود، پروندهای داشت مملو از جنایت، او معتاد، خطرناک، سابقهدار و روانی بود.
سلولِ عبرت مخصوص کسانی بود که در وضعیت زندان اختلال ایجاد میکردند، آنها را برای مدت یکی دو هفته به سلول عبرت نزد من میفرستادند تا عبرت بگیرند.
در طول این هفتهای که وحید را با من همسلولی کرده بودند، روزها به سختی میگذشت ولی سعی میکردم کاری نکنم که او علیه من تحریک بشود. بسیاری از اوقات فریاد میزد و به زمین و زمان فحش میداد. در طول یک هفتهای که پیش من بود، دسترسی او به متادون و هروئین و شیشه قطع شده بود. همهگونه مواد مخدر و روانگردان در بند عمومی به وفور یافت میشد و او استعمال میکرد ولی من معتاد نبودم و در سلول این اقلام را نداشتم که در اختیار او قرار دهم. زندانی دیگری هم در این سلول نبود.
یک روز که وحید بسیار عصبانی بود و فریاد میزد و از درد خماری رنج میبرد، فحشی داد که موجب رنجش من شد. او فحش ناموسی نثار زنان سرزمین من کرد. به او گفنم وحید مواظب حرفزدنت باش.
این حرفِ من باعث شد دیوانهوار به من حمله کند. کتری را با چای و کیسهی پر از زباله را به سمت من پرتاب کرد. پتوهای مرا وسط سلول پرتاب کرد. عینک مرا شکست و در دستان خودش له کرد. آب دهان به صورت من پرت کرد.
شلوار و شورت خودش را پایین کشید و گفت این را بخور. گفت تا افسر نگهبان برسد تو را کشتهام. گفت همین الان یک پروندهی قتل هم به پروندههای خودم اضافه میکنم.
مرگ را در یک قدمی که نه، در یک وجبی خودم میدیدم. هرگز حتی در صحنههای خطرناکِ جبهه و در شبهای عملیات نیز، مرگ را تا این اندازه به خود نزدیک ندیده بودم.
وحید گفت تو به من میگویی مواظب حرف زدنم باشم پدرم هم با من اینجوری حرف نزده است.
تصمیم خودم را گرفتم. بلافاصله عذرخواهی کردم و نظر او را برای قتل خودم تغییر دادم. به او گفتم وحید من اشتباه کردم. تو خمار هستی. من باید تو را درک میکردم.
دو طرفِ سلول دوربین بود و این صحنهها زیر نظر دوربینها بود. افسر نگهبان بعد از نیمساعت برای سرکشی آمد. گفتم درب سلول را باز کن، کیسه زباله را بیرون بگذارم. تا درب سلول باز شد به داخل کریدور فرار کردم. گفتم من از دست این شخص تأمین جانی ندارم.
مسئول گارد زندان و هر یک از زندانبانها آمدند که مرا متقاعد کنند به داخل سلول برگردم، حاضر نشدم و مقاومت کردم.
موضوع را تلفنی به معاون زندان گزارش کردند. هر پیشنهادی را برای برگشتن به داخل این سلول با حضور وحید نپذیرفتم. در نهایت تصمیم بر این شد که وحید را از سلول من ببرند و زندانی دیگری را به جای او با من همسلولی کنند.
من در این سلول بارها در معرض خطر مرگ قرار گرفتم و خداوند مرا حفظ کرد.
این بار مجموعاً ۲۵۰ روز را در سلول گذراندم و یک روز قبل از تحویل سال به مرخصی آمدم.
مرخصی من تا ۱۵ فروردین تمدید شده است.
محمد مهدویفر/ هشتم فروردین ۹۹
💥شورش در زندانها
در زندان شهر سقز شورشی رخ داد و در نتیجه ی آن بیش از ۸۰ زندانی از زندان این شهر فرار کردند.
یک روز پیش از این شورش زندانیان در زندان تبریز سرکوب شد.
قبل تر ۲۳ زندانی از زندان خرمآباد فرار کرده بودند.
یک روز پس از حادثه زندان پارسیلون، در زندان الیگودرز، یکی دیگر از شهرستانهای لرستان نیز زندانیان شورش کردند اما ظاهرا کسی از آنها نتوانسته فرار کند.
شیوع کرونا باعث نگرانی گسترده زندانیان شده است.
موقعیت زندانها به دلیل تعداد زیاد زندانیان و ناممکن بودن اجرای تدابیری مانند قرنطینه و فاصلهگذاری اجتماعی یا رعایت بهداشت و شستوشوی مرتب دست با صابون بسیار بحرانیتر از پادگانها است.
در زندان شهر سقز شورشی رخ داد و در نتیجه ی آن بیش از ۸۰ زندانی از زندان این شهر فرار کردند.
یک روز پیش از این شورش زندانیان در زندان تبریز سرکوب شد.
قبل تر ۲۳ زندانی از زندان خرمآباد فرار کرده بودند.
یک روز پس از حادثه زندان پارسیلون، در زندان الیگودرز، یکی دیگر از شهرستانهای لرستان نیز زندانیان شورش کردند اما ظاهرا کسی از آنها نتوانسته فرار کند.
شیوع کرونا باعث نگرانی گسترده زندانیان شده است.
موقعیت زندانها به دلیل تعداد زیاد زندانیان و ناممکن بودن اجرای تدابیری مانند قرنطینه و فاصلهگذاری اجتماعی یا رعایت بهداشت و شستوشوی مرتب دست با صابون بسیار بحرانیتر از پادگانها است.
💥آزادی هفت زندانی سیاسی از زندان نقده
طی روزهای گذشته، عبدالقادر محمدپور، عزت محمودی، محمد ابراهیمی، ادریس کسروی، کمال عبداللهی، اسعد محمودی و امیر سیدطاهری، هفت زندانی سیاسی زندان نقده آزاد شدند.
محمد ابراهیمی دی ماه ۹۷ توسط شعبهی ١٠٢ دادگاه کیفری ٢ پیرانشهر از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” و “اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون” به پانزده سال حبس محکوم شده بود، که به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مدت ۳ سال و شش ماه از دوران محکومیت وی قابلیت اجرایی داشته است. او روز چهارشنبه ۱۳ دی ۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از انتقال به ارومیه و صدور حکم، نهایتا جهت تحمل حبس به زندان نقده منتقل شده بود.
عبدالقادر محمدپور در سال ۹۸ بازداشت و به اتهام “همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” به یک سال حبس محکوم شده بود.
اسعد محمودی در تاریخ ۱۹ آذر ۹۷ بازداشت و پس از اتمام بازجوییها موقتا آزاد شد. وی اواخر سال ۹۸ به سه ماه حبس محکوم شده و جهت اجرای حکم بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.
عزت محمودی در تاریخ ۱۹ اسفند ۹۷ توسط نیروهای سپاه پاسداران در پیرانشهر بازداشت و پس از اتمام مراحل بازجویی موقتا آزاد شد. او در سال ۹۸ به اتهام “همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و جهت تحمل حبس بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.
ادریس کسروی در تاریخ ۱۴ خرداد ۹۸در محل سکونتش در پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات ارومیه منتقل شد. وی نهایتا پس از اتمام بازجوییها به زندان نقده منتقل شد. وی در شهریور ۹۸ توسط شعبەی ١٠٢ دادگاه کیفری نقده بە ٧ سال حبس محکوم شد. براساس حکم صادره، وی از بابت اتهام ”همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” بە ۵ سال حبس، بە اتهام “فعالیت تبلیغی علیە نظام” بە یک سال حبس و در رابطه با اتهام “عبور غیرمجاز از مرز” بە یک سال حبس محکوم شده بود.
کمال عبداللهی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۹۷ هم در شهر پیرانشهر بازداشت و پس از ۳ ماه، از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به بند ۳-۴ عمومی زندان ارومیه منتقل شده بود. او اواخر دی ماه ۹۷ در دادگاه انقلاب ارومیه از بابت اتهام “جاسوسی برای آمریکا” محاکمه و به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد و روز یکشنبه ۳۰ دیماه همان سال حکم صادره در زندان ارومیه به وی ابلاغ شد. نهایتا او پس از ابلاغ حکم، جهت ادامهی حبس به زندان نقده منتقل شد.
امیر سیدطاهری نیز ۳ سال پیش بازداشت و با اتهامات مرتبط با “یکی از احزاب مخالف نظام” به ۵ سال و سه ماه حبس محکوم شد.
طی روزهای گذشته، عبدالقادر محمدپور، عزت محمودی، محمد ابراهیمی، ادریس کسروی، کمال عبداللهی، اسعد محمودی و امیر سیدطاهری، هفت زندانی سیاسی زندان نقده آزاد شدند.
محمد ابراهیمی دی ماه ۹۷ توسط شعبهی ١٠٢ دادگاه کیفری ٢ پیرانشهر از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” و “اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون” به پانزده سال حبس محکوم شده بود، که به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مدت ۳ سال و شش ماه از دوران محکومیت وی قابلیت اجرایی داشته است. او روز چهارشنبه ۱۳ دی ۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از انتقال به ارومیه و صدور حکم، نهایتا جهت تحمل حبس به زندان نقده منتقل شده بود.
عبدالقادر محمدپور در سال ۹۸ بازداشت و به اتهام “همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” به یک سال حبس محکوم شده بود.
اسعد محمودی در تاریخ ۱۹ آذر ۹۷ بازداشت و پس از اتمام بازجوییها موقتا آزاد شد. وی اواخر سال ۹۸ به سه ماه حبس محکوم شده و جهت اجرای حکم بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.
عزت محمودی در تاریخ ۱۹ اسفند ۹۷ توسط نیروهای سپاه پاسداران در پیرانشهر بازداشت و پس از اتمام مراحل بازجویی موقتا آزاد شد. او در سال ۹۸ به اتهام “همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و جهت تحمل حبس بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.
ادریس کسروی در تاریخ ۱۴ خرداد ۹۸در محل سکونتش در پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات ارومیه منتقل شد. وی نهایتا پس از اتمام بازجوییها به زندان نقده منتقل شد. وی در شهریور ۹۸ توسط شعبەی ١٠٢ دادگاه کیفری نقده بە ٧ سال حبس محکوم شد. براساس حکم صادره، وی از بابت اتهام ”همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” بە ۵ سال حبس، بە اتهام “فعالیت تبلیغی علیە نظام” بە یک سال حبس و در رابطه با اتهام “عبور غیرمجاز از مرز” بە یک سال حبس محکوم شده بود.
کمال عبداللهی در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۹۷ هم در شهر پیرانشهر بازداشت و پس از ۳ ماه، از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به بند ۳-۴ عمومی زندان ارومیه منتقل شده بود. او اواخر دی ماه ۹۷ در دادگاه انقلاب ارومیه از بابت اتهام “جاسوسی برای آمریکا” محاکمه و به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد و روز یکشنبه ۳۰ دیماه همان سال حکم صادره در زندان ارومیه به وی ابلاغ شد. نهایتا او پس از ابلاغ حکم، جهت ادامهی حبس به زندان نقده منتقل شد.
امیر سیدطاهری نیز ۳ سال پیش بازداشت و با اتهامات مرتبط با “یکی از احزاب مخالف نظام” به ۵ سال و سه ماه حبس محکوم شد.
💥بابک مرادی از زندان خرم آباد آزاد شد
بابک مرادی، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردین ۹۹ از زندان پارسیلون خرم آباد آزاد شد. این آزادی زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمیشوند.
در زمان آزادی از بابک مرادی تعهد گرفته شده تا پس از اتمام تعطیلات نوروز راهی تبعید شود.
بابک مرادی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۷ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید، ۲ سال محرومیت اجتماعی و رسانهای و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.
وی پیشتر در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شده بودند. گلستان هفتم به مجموعه وقایعی گفته میشود که از نیمهشب ۱۴ بهمن سال ۹۶ با حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی آغاز شد و در جریان آن صدها درویش بازداشت و سپس به احکام شلاق، حبس و اعدام محکوم شدند.
بابک مرادی، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردین ۹۹ از زندان پارسیلون خرم آباد آزاد شد. این آزادی زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمیشوند.
در زمان آزادی از بابک مرادی تعهد گرفته شده تا پس از اتمام تعطیلات نوروز راهی تبعید شود.
بابک مرادی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۷ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید، ۲ سال محرومیت اجتماعی و رسانهای و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.
وی پیشتر در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شده بودند. گلستان هفتم به مجموعه وقایعی گفته میشود که از نیمهشب ۱۴ بهمن سال ۹۶ با حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی آغاز شد و در جریان آن صدها درویش بازداشت و سپس به احکام شلاق، حبس و اعدام محکوم شدند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام شعله پاکروان مادر ریحانه جباری برای مرخصی تمام زندانیان
طی مدت اخیر و با شیوع گسترده ویروس کرونا در تمام کشور، زندانیان بارها به دلیل اینکه در زندان ها عملا هیچ تمهیدات بهداشتی ای اندیشیده نشده، اعتراضاتی کردند. این اعتراضات در برخی موارد به فرار از زندان و در واقع فرار از مرگ تبدیل شد.
در همین راستا لزوم اینکه فشاری حداکثری به حکومت اعمال شود تا زندانیان را حداقل به مرخصی بفرستد، امری ضروری و انسانی به نظر میرسد.
در این ویدیو، شعله پاکروان مادر ریحانه جباری به طور دقیقتری این مسئله را تشریح میدهد.
طی مدت اخیر و با شیوع گسترده ویروس کرونا در تمام کشور، زندانیان بارها به دلیل اینکه در زندان ها عملا هیچ تمهیدات بهداشتی ای اندیشیده نشده، اعتراضاتی کردند. این اعتراضات در برخی موارد به فرار از زندان و در واقع فرار از مرگ تبدیل شد.
در همین راستا لزوم اینکه فشاری حداکثری به حکومت اعمال شود تا زندانیان را حداقل به مرخصی بفرستد، امری ضروری و انسانی به نظر میرسد.
در این ویدیو، شعله پاکروان مادر ریحانه جباری به طور دقیقتری این مسئله را تشریح میدهد.
💥رشید ناصرزاده به ۶ سال حبس محکوم شد
رشید ناصرزاده، خبرنگار و فعال محیط زیست توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری ٢ شهرستان اشنویە، بە تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.
بر اساس این حکم که روز پنجشنبه ۷ فروردین ماه ۹۹ ابلاغ شده است، رشید ناصرزاده از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” به تحمل ۵ سال حبس و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ١ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
در صورت تایید حکم به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی ۵ سال حبس از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” در خصوص وی قابل اجرا خواهد بود.
همچنین در این گزارش آمده است که وی از اتهام “جاسوسی برای گروهای مخالف نظام” تبرئه شده است.
رشید ناصرزاده، خبرنگار و فعال محیط زیست توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری ٢ شهرستان اشنویە، بە تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.
بر اساس این حکم که روز پنجشنبه ۷ فروردین ماه ۹۹ ابلاغ شده است، رشید ناصرزاده از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” به تحمل ۵ سال حبس و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ١ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
در صورت تایید حکم به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی ۵ سال حبس از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” در خصوص وی قابل اجرا خواهد بود.
همچنین در این گزارش آمده است که وی از اتهام “جاسوسی برای گروهای مخالف نظام” تبرئه شده است.
💥جان محمد حبیبی در خطر است
#محمد_حبیبی، معلم زندانی در زندان تهران بزرگ(فشافویه) در قرنطینه بسر میبرد.
بنابر گزارشات یکنفر در زندان دچار بیماری کرونا شده است وبه همین دلیل محمد حبیبی ودیگر زندانیان در حال حاضر در قرنطینه میباشد. جان محمد حبیبی و تمام زندانیان در معرض ابتلا نبه #ویروس_کرونا است.
جرم حبیبی این است که خواستار معیشت و منزلت در خور جایگاه فرهنگیان است. او خواهان آموزش رایگان و عادلانه برای تمام کودکان است.
#جان_محمد_حبیبی_در_خطر_است
#صدای_محمد_حبیبی_باشیم
#محمد_حبیبی، معلم زندانی در زندان تهران بزرگ(فشافویه) در قرنطینه بسر میبرد.
بنابر گزارشات یکنفر در زندان دچار بیماری کرونا شده است وبه همین دلیل محمد حبیبی ودیگر زندانیان در حال حاضر در قرنطینه میباشد. جان محمد حبیبی و تمام زندانیان در معرض ابتلا نبه #ویروس_کرونا است.
جرم حبیبی این است که خواستار معیشت و منزلت در خور جایگاه فرهنگیان است. او خواهان آموزش رایگان و عادلانه برای تمام کودکان است.
#جان_محمد_حبیبی_در_خطر_است
#صدای_محمد_حبیبی_باشیم