كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي
592 subscribers
15.6K photos
9.39K videos
73 files
6.01K links
آگاهی دادن به افکار عمومی در سطح بین المللی و بسیج سازمانهای مدافع حقوق انسان در سراسر جهان علیه جمهوری اسلامی با خواست آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی



@cfppi3 : تماس با ما
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام ویدئویی #سمانه_نوروز_مرادی

در مرخصی از زندان بدلیل شیوع ویروس کرونا در زندانهای کشور و خطر ابتلای زندانیان به این ویروس !! و پیام قدردانی ایشان از پوشش خبری رسانه ها و پشتیبانی شخصیتهای سیاسی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه تلویزیون ایسکرا : در اهمیت آزادی زندانیان در شرایط کنونی با شیوا محبوبی سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی @CFPPI2018
💥متن_بیانیه_صدها_هنرمند_و_فعال_مدنی.pdf
208.4 KB
💥متن بیانیه صدها هنرمند و فعال مدنی

صدها سینماگر، نویسنده، شاعر، فعال مدنی و هنرمند ایرانی طی بیانیه‌ای با اشاره به گسترش ویروس کرونا و اعطای مرخصی به برخی زندانیان، خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی شده‌اند.
تجمع اعتراضی کارگران معدن گل گهر به عدم بکارگیری اقدامات لازم جهت جلوگیری از شیوع کووید 19

جمعی از کارگران معدن گل گهرراهی به عدم بکارگیری اقدامات لازم جهت جلوگیری از شیوع پیروس کرونا در مقابل فرمانداری سیر جان دست به تجمع زدند.

فرمانداری در پاسخ به کارگران گفته هرگونه تعطیلی واحد تولیدی گل گهر سیرجان منوط به دستور ستاد بحران است.

در مجموعه معادن گلگهر سیرجان، بیش از ۱۹ هزار کارگر اشتغال دارند که به علت تعداد بالای کارگران و مراوده روزانه، بابت شیوع کرونا در این کارخانه نگرانی‌هایی در بین کارگران وجود دارد. کارگران گلهر سیرجان می‌گویند: کارگران در ایام عید مطابق روال سال‌های قبل نیمی از آن را کار می‌کنند و نیمی دیگر را به تعطیلات می‌روند. در پی شیوع کرونا این واحد معدنی در ایام عید تعطیل نشده است.

کارگران معادن گلگهر سیرجان نسبت به تماس کارگران با یکدیگر در اتوبوس‌های ایاب و ذهاب هم ابراز نگرانی کردند.

*دولت موظف است ضمن پرداخت حقوق و‌تامین معیشت کارگران، معادن و کارخانه ها را برای حفظ جان آنان، تعطیل اعلام‌کند.

#تعطیلی_کارخانه_اداره_سربازخانه_زندان
کاری در حمایت از زنان زندانی، از بهار مصلح کاربر توییتر

"این کار رو تقدیم میکنم به همه زندانیان بخصوص زندانیان زن که در این روزهای پر التهاب پشت میله‌های زندان از حق مرخصی محروم‌ شده‌اند. از جمله آتنا دائمی، زینب جلالیان، نرگس، نسرین، زنان بازداشت شده در آبان‌ماه، زنان دراویش زندانی و صدها زن دیگر که حتی نامشان را نمیدانیم!"
از توییتر مرضیه امیری:رویکرد خصوصی سازی بهداشت و درمان کشور و ‌ اینکه چرا در شرایط کنونی همچنان بر اصل "قرنطینه اختیاری" پای فشاری میشود.
#قرنطینه_تامین_درمان_معیشت
Forwarded from اتچ بات
با وجود موافقت اولیه با مرخصی سپیده فرهان (فرح آبادی) و فراهم شدن وثیقه، از اعزام او به مرخصی ممانعت می‌شود

در روزهای قبل از ایام نوروز با پیگیری خانواده سپیده فرهان با مرخصی وی موافقت شد و در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۸، وثیقه دویست میلیون تومانی برای مرخصی این زندانی سیاسی ضبط گردید.
با این حال از ۲۸ اسفندماه با وجود بسته نبودن ادارات، دادیاری زندان اوین از ازادی وی خودداری کرده است.
امروز ۵ فروردین‌ماه، بار دیگر با مراجعه خانواده #سپیده_فرهان به دادیاری اوین از ثبت آزادی ایشان احضار بی اطلاعی کردند و از مرخصی ایشان خودداری نمودند.
این موضوع درصورتی است که وضعیت آزادی و مرخصی زندانیان به صورت الکترونیک و در سیستم قضایی ثبت می‌شود و نیازی به داشتن نامه کاغذی نیست. اما ثبت الکترونیک مرخصی وی نیز تا این لحظه انجام نگرفته و از مرخصی او ممانعت به عمل آورده اند.
مسئولیت سلامتی و جان خانم سپیده فرهان از ۲۸ اسفندماه مستقیما بر عهده مسئولین زندان اوین است.
ایشان دچار بیماری زخم معده است و به علت بی حس شدن پای سمت راست مستقیما از زندان اوین به بیمارستان طالقانی فرستاده شده بود و در حال حاضر در وضعیت جسمانی خوبی قرار ندارد.

گفتنی است که با وجود خبرهای حاکی از شیوع کرونا در زندان اوین و با توجه به ابتلای دو تن از نگهبانان بند زنان همچنان از دادن مرخصی به تعداد زیادی از زندانیان این بند جلوگیری شده است.

#سپیده_فرهان
#کرونا_در_زندان
#بند_زنان_اوین
#کرونا
براستی در کجای جهان غیر از ایران ستمدیده تحت دیکتاتوری حاکمان ناکارامد مذهبی چنین صحنه ای را می توان مشاهده کرد ؟ مادر با تصویر دخترش کنار زندان درخواست آزادی او دارد . معصومه نعمتی مادر اتنا دائمی زندانی سیاسی در اوین ، این چنین دادخواهی می کند ، چرا صدای این مادران را سال هاست نمی شنویم چرا چشم‌ بروی ستم بستیم چرا گوش به فریاد آزادیخواهان ندادیم . سرطان استبداد بدتر از ویروس کروناست آن را دست کم نگیریم .....
از صفحه زرتشت احمدی راغب
رضا انتصاری و سینا انتصاری از زندان تهران بزرگ آزاد شدند

بدنبال شیوع کرونا در زندان، رضا انتصاری و سینا انتصاری دو تن دیگر از دراویش گنابادی روز سه‌شنبه ۵ فروردین‌ماه از زندان تهران بزرگ آزاد شدند.

رضا انتصاری و سینا انتصاری، به همراه تعداد زیادی از دراویش در ۱۴ بهمن سال ۹۶در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شده بودند. .
آنها توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به صورت غیابی هر یک به ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، ۲ سال تبعید و ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب و دسته‌جات سیاسی و اجتماعی و فعالیت رسانه‌ای محکوم شده بودند. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا بود.

کمیته زندانیان سیاسی خواستار آزادی زندانیان سیاسی و‌مرخصی دادن به تمام زندانیان میباشد. با شیوع ویروس کرونا جان زندانیان سیاسی در خطر میباشد .
#ویروس_کرونا
#تعطیلی_کارخانه_اداره_سربازخانه_زندان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سپیده قلیان با انتشار این فیلم خطاب به آتنا دائمی فعال مدنی در محبوس در زندان اوین نوشت؛
حالا این سوال ماست، چرا بهت مرخصی نمی‌دن؟! چرا یک ساله از ملاقات حضوری با خانواده‌ت محرومی؟!
#آتنا_دائمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از خانواده محترم آتنا دائمی درغیاب فرزند خود، تولد ایشان رو به او تبریک گفتن 🌹
تولدت مبارک آتنای عزیز و نازنین ، دختر شجاع، مبارز و محبوب ما که سیاستهای کثیف و متحجرانه جمهوری اسلامی باعث نشد هرگز صدای آزادیخواهی و عدالت طلبیت خاموش شود
#آتنا_دائمی
چهارشنبه ۶ فروردین ۹۹
@CFPPI
صفحه ۱:

دلنوشته سهیل عربی

آخرین کبریتها
هوا سرد بود
برای او سردتر و شاید سردترین شب در تمام زندگیش. برف می بارید...
برفهای دانه درشت با سرعت روی زمین فرود می آمدند تا در آخرین شب سال همچون فرشی سفید روی زمین پهن شوند. 
برفها چنان با سرعت می بارند که گمان میکنی موظف شده اند هرچه سریعتر این فرش سفید را گسترده تر و ضخیم تر سازند، انگار این فرش از ملزومات عید کریسمس است ولی او هیچ سهمی از این عید و جشن ندارد و حتی بیشتر از پیش درد و رنج را تحمل می کند. هربار به هنگام عید فقط بوی غذا به مشامش می رسد و حسرت خوردن یک خوراک خوب و کافی بیشتر آزارش می دهد. علاوه بر دیدن غذاهایی که حتی یکی از آنها را نمی تواند خریداری کند، فقط با دیدن آنها به حسرت و گرسنگی اش، افزوده می شود و بیشتر زجر می کشد، قلم پاهایش نیز او را آزار می دهد. زیرا آنگاه که دختر کوچک در سرما راه می رفت دمپایی های بزرگش از پاهایش درآمدند و هرچه تلاش کرد فقط یک لنگه از آنها را توانست پیدا کند. گمان می کرد آن یک لنگه دمپایی زیر برفها مخفی شده باشد و به همین دلیل با دستهای ظریفش برفها را کنار زد، اما نه تنها دمپایی پیدا نشد بلکه دستهایش حالا بیشتر از پیش در سرما می لرزید و سرخ شده بودند. هیچ پولی نداشت و تنها دارایی اش مقداری کبریت بود که باید آنها را بفروشد و پول آن را به مردی بی رحم دهد. تنها حاصل فروختن کبریتها این بود تا از کتک خوردن در امان بماند و رضایت مرد بی رحم را جلب کند، تا چند ساعت از جای خواب استفاده کند و گاهی شاید تکه ای سیب زمینی پخته شده برایش پرت کند. امروز اما هیچ کس از او کبریت نخریده و بنابراین نمی تواند به محل سکونت بازگردد. تا همین حالا هم سرما، حسرت، گرسنگی و خستگی ذهن و روانش را آزرده و طاقت کتک خوردن از مرد بی رحم و  غرولند او را بابت فروخته نشدن کبریتها و دست خالی به خانه برگشتن را ندارد.تمام حواسش متمرکز دستهای یخ زده اش می شود و به این نتیجه می رسد که با روشن کردن  چند کبریت می تواند گرم شود.
حرارت کبریت ذهن او را برای لحظاتی از سرما و سختی دور می کند و اینگونه به عالم رویا سفر می کند. می بیند زیر درخت کریسمس نشسته و جلو شومینه پاهایش را دراز کرده تا گرم شود. مادر برای او خوراک گرم و خوشبو می آورد اما همین که میخواهد تکه ای از آن غذا را در دهان بگذارد کبریت خاموش می شود و دگر بار به خیابان سرد و دلگیر باز می گردد. کبریتی که کاملا در دستش سوخته را می بیند و کبریتهای سالم دیگر را، بی آنکه حتی به عواقب سوختن کبریتها بیندیشد فقط برای اینکه به عالم رویاها بازگردد کبریت دیگری روشن می کند. چند لحظه بودن در اتاقی گرم با غذاهایی خوشبو و متنوع محصول سوختن دومین کبریت است. اما اینبار نیز پیش از اینکه بتواند پشت میز بنشیند و کمی از غذا بخورد کبریت خاموش می شود و از دنیای رویاهایش به واقعیت کابوس باز می گردد. سومین کبریت را روشن می کند و به کنار درخت کریسمس باز می گردد. چند لحظه با حسرت به درخت خیره می شود اما همین که می خواهد درخت را لمس کند کبریت خاموش می شود و به خیابان سرد باز می گردد. به آسمان نگاه می کند به ستاره دنباله داری که رفت و فقط  دنباله آن در آسمان ماند. دختر کوچولو به یاد گفته مادر بزرگش افتاد. اینکه اگر ستاره دنباله داری بیفتد یعنی روحی از تن یک انسان خارج می شود و به آسمان پرواز می کند. مادر بزرگش که حالا مرده بود را به یاد آورد. مادر بزرگ که همیشه با مهربانی سعی می کرد جای خالی مادر را برایش پر کند. دخترک کبریت دیگری را روشن کرد و در نور آن مادر بزرگ مهربانش را دید. میخواست او را در آغوش بگیرد اما کبریت خاموش می شد.

‍ فریاد میزد مادربزرگ مرا هم باخودت ببر، با عجله کبریتها را روشن کرد زیرا می دانست اگر کبریتها خاموش شود مادربزرگ هم می رود. همانطور که اجاق گرم، غذا و درخت کریسمس رفتند. کبریتها روشن شدند. مادربزرگ، دختر کوچولوی کبریت فروش را در آغوش گرفت و با لذت و شادی پرواز کردند، به جایی که دیگر کسی او را به خاطر فروش نرفتن کبریتها و پول به خانه نبردن کتک نمی زند. به جایی که دیگر از سرما یخ نمی زند. صبح روز بعد مردم دختر کوچولو را پیدا کردند در حالی که در سرما یخ زده بود و اطراف او پر از کبریتهای سوخته بود. همه گمان می کردند او سعی کرده با کبریتها خود را گرم کند و هیچ کس نمیدانست او چه رویای دلنشینی را دیده و در آغاز سال جدید با چه لذتی نزد مادربزرگش رفته است. سالها از پرواز دخترک کبریت فروش گذشته اما هنوز انسانهایی هستند که سرنوشتی شبیه به او دارند. مثل پدری که او را گروگان گرفته اند تا مردم را از اندیشیدن، آزادی خواهی، عدالت جویی و برابری طلبی بترسانند و آن نیز در شرایطی مشابه با دخترک کبریت فروش به سر می برد با چند تفاوت.
ادامه در صفحه بعد👇🏻
صفحه ۲:
نخست اینکه دخترک کبریت فروش دست کم چند ساعت در روز را آزاد بوده و از شر شکنجه های مرد بی رحم در امان، اما پدر سالهاست در مخوف ترین شکنجه گاه و محبس ها در بند بوده و حبس و شکنجه را تحمل کرده و هشت سال نو را  با حسرت در آغوش گرفتن دخترکش در زندان بوده است. دخترک کبریت فروش برای سفر به عالم رویاهایش کبریتها را می سوزاند و پدر محبوس اعضای تنش را. او با کاهش سطح گلوکز قند خون به کمای قندی می رفت. حالتی که برای او شبیه به رهایی بود، دقیقا حسی شبیه به لحظاتی که کبریت دخترک روشن می شد و می توانست محبوبش راببیند. او نیز وقتی به کما می رود میتواند برای لحظاتی هم که شده از محیط عذاب آور زندان فاصله بگیرد، هیچ نشنود و هیچ نبیند مگر دخترکش را.
درجهان رویاهایش دخترش را در آغوش می گیرد و یک دل سیر باهم صحبت می کنند، اینجا خبری از صحنه هایی که مدام می گویند وقت ملاقات تمام شده و باید هرچه زودتر از هم جدا شوید نیست. کما او را به گذشته می برد. به لحظاتی که پس از سه شیفت کار به خانه باز گشته و می دید دخترش بیدار مانده تا با هم بازی کنند. دخترک با شادمانی بالا و پایین می پرید و شعرهایی که در مهد کودک یاد گرفته بود را با اشتیاق برای پدرش می خواند و پدر خستگی ساعتها کار و نداشتن در آمدی کافی برای تامین نیازهای خانواده اش را از یاد می برد. با دخترش هم صدا میشد و شعر می خواند. بعد او را در آغوش می گرفت و می بوسید، موهایش را شانه میزد و برایش قصه می گفت، آنگاه که دخترش می خوابید ساعتها به او خیره می شد، از دیدن نفس کشیدنش و غلت خوردنش هنگام خواب نیز لذت می برد و همین باعث می شد که فردا با انگیزه و انرژی بیشتری کار کند. پارک رفتن، خرید ، تمرین دوچرخه سواری، راهنمایی دخترش به هنگام انجام تکلیفهای مهد کودک و تکلیف زبان و شعرهای انگلیسی، تماشای کارتون و تمام کارهایی که باهم انجام می دادند را در این حالت مرور می کرد و دیگر حتی به صدای زندانبانها که او را تهدید می کنند اعتصاب غذا جرم است و عواقب دارد را نیز نمی شنود. فقط میخواهد در این حالت بماند و حتی در رویاها هم که شده دخترش را ببیند و هرچه از آغاز اعتصاب می گذرد سطح هوشیاری اش کمتر می شود و به لحظه موعود نزدیکتر می شود. وقتی کاملا بیهوش می شود و هیچ کس و هیچ چیزی را جز دخترش نمی بیند. حالا دختر چهارساله هفت سال بزرگتر شده و تقریبا هم قد پدر. سختیها باعث شده بزرگتر از سنش، به نظر برسد. از ته دل نمی خندد. زیاد فکر می کند و خیلی کم سخن می گوید. اکنون او نیز ناهمواریهای جهان را می بیند. تبعیض، بی عدالتی، سرکوب، خفقان، ضعیف کشی و بیداد، ظلم و فساد را می بیند و به پدر می گوید کار خوبی کردی که جنگیدی، ای کاش همه مبارزه می کردند و زودتر از این وضعیت خلاص می شدیم، دلم برای زندگی تنگ است...
همه چیز سیاه می شود و دیگر صدای دخترش را نمی شنود و او را نمی بیند. بدنش از درون می سوزد تا صدای زبان، گلو، مری، معده و تمام اعضای گوارشی اش را می شنود که با التماس می گوید چند قطره آب... فقط چند قطره آب بنوش اما او مصمم به رفتن شده است و گمان می کند با آتش زدن تمام کبریتها میتواند پرواز کند و کنار دخترش باشد. شاید در آسمانها شاید، در عالمی دیگر...
آخرین کبریتها
سهیل عربی دوم فروردین ۱۳۹۹ زندان تهران بزرگ
‍ ‍ ‍ ‍ 🔴 لیست تکمیلی؛ امضاها به بیش از دو هزار نفر رسید
فعالین سیاسی و اجتماعی خواهان آزادی زندانیان بخاطر پیشگیری از ابتلای آنان به بیماری کرونا هستند

شیوع بیماری کرونا بسیار جدی در حال گسترش است. کسی در جامعه در امان نیست. اما در این میان زندانیان محبوس در زندانهای کشور در خطر بسیار بالایی قرار دارند. تعداد زیادی از بهترین فرزندان این کشور به اتهامات سیاسی در این زندانها محبوس هستند.

باتوجه به عدم وجود امکانات بهداشتی و پزشکی در زندانها اگر در هر بندی از زندانهای کشور یک نفر به ویروس کرونا مبتلا گردد آن زندان به قتلگاه زندانیان بدل میشود.

اخباری که از داخل زندانها مبنی بر عدم انجام هیچگونه اقدامی جهت ضدعفونی کردن محیط و عدم دسترسی زندانیان به مواد بهداشتی به بیرون از زندانها میرسد خانواده های زندانیان و کل جامعه را به شدت نگران کرده است.

واقعیت این است که زندانیان در شرایط اسارت، برای پیشگیری از ابتلا به بیماری هیچگونه توانایی برای حفاظت از سلامت خویش ندارند به همین جهت مسئولیت حفظ سلامت زندانیان تماماً با مسئولین قضایی است.

از اینرو ما امضا کنندگان زیر همگام با خانواده زندانیان و در تأیید درخواست آنها، قاطعانه از قوه قضائیه و نهادهای مرتبط می خواهیم که نسبت به آزادی زندانیان و یا قبول مرخصی تا پایان دوران بحران اقدام نمایند.

‍جلیل توحیدی-مریم خدایی-شقایق بهزادی -قادر لطفی-منیژه اقایی-شاهرخ نریمان -رحیمه مشیر پناهی-مهدی فخری -الهام صالحی-
‏بهرام امامی -ارزو مرادویسی-عارف رحیم پور -ایرج رودباری-سامان رحمانی-عارف رحیم پور-فوزیه اسماعیلی-نگار مسعودی-محسن محمدی-افسانه قربانی-پوریا کوئیک -جعفر شادی -فرشاد شادی-کاوه محمدی -انور قربانی-عادل عزیزی -سیف الله شادی -احمد رحمانی-عطاله ویسی -سیروس شاپوری-عادل عزیزی-فاتح روحانی -عبدالله قربانی-محمد قربانی -عبدالله یوزی-یزدان محمدی -فرید قنادی -مسعود قنادی -پیمان فرهنگیان -سحر ناز عمرانی -محمد فراست -هادی متین-مهناز نوری-بدیع اقازاده -نشمین شریفی-مهدی رسولی-شهناز قنبر-فریده-بهرام نوری-هستی محمدی-جلال شوقی-ثریا یوسفی-مریم یوسفی-سهراب فرهادی-نسرین شوقی-فریبا نوری-افاق مصطفی-فاطمه زارع-زهرا محمد رضایی-فاطمه اسدی-امیر نبی زاده-حبیب مرادعلی بیگی -ساره برکاتی -پروین سلیمی -عزیز قاسم زاده -شهرزاد قدیری -کاوه مراد علی بیگی -فاطمه محرر-طناز کلاهچیان -پروین اسفندیاری -اکرم رمضانی -کیوان سوسن-معصومه اجلالی-اکرم رمضانی-تینا اصل فلاح-ینب موسوی -فاطمه کریمیان-پریسا اقایی-چنور اقایی-شیوا مصطفی -ژیلا شیری-پری نوشادی-شایسته دژبند -سارا رشید پور-فرشید ایرانمهر -گلنار قریبی-نرگس زارعی-لاوین حریری -محمد مولودی-محسن محبت -حسین محبت -سوزان اشنا-پروانه غلامی-افسانه غلامی-حبیب فروتن -اشکان فروتن -روژانو شیرازی-اختر زبردست -خاتون فرهادی-فریدون اختری-رضا ایوبی--جبار اغاسی-شرافت حسنی -فرشته حسنی -انوشه سواری -هما چابک -عارف زندی-نجیبه ستاری-مهوش زنگنه-عاطفه مولودی-شقایق محسن--متین اسکویی-حسن رسول نژاد -رحمان بیگی-احمد مرادی-اشکان برفیپور-محمد بصیری-محمود کیانی-عزیز نصیری-هیبت اله ترکی-فیروز ترکی-داوود ریاحی-غلام غیاثی-کیانوش پور کیان-ایمان فرحانی-پیمان شجیراتی-الهام رسولی-لیلا عظیم زاده -پیمان سالم -یداله باقری-سکینه باقری-امید اقدمی -جعفر ابراهیمی-سمانه عابدینی-گیتی اسد الهی-صابر صفری -خالد لطفی -هیمن اسد زاده -رویا عزیزی-عباس لطیفی-سرور زندی-ماهان زندی-هما رئوف -ایوب محمدی-سعید شایان -محمد رفتاری-منیره وافی-نیما راستگو -همایون گودرزی-نیلوفر شفاهی-رویا صبوری-پرستو نبی یون -مجید یعقوب نژاد --گلریز تالیجاری-رزگار زمانی-بهاره سالکی-کیانوش وکیلی-رضا پری رویان سالار حسینی-اصغر پری رویان -سعید مفتاحی -آزاد حسینی- -کامل حسینی-طلعت حسینی ازیتا شیخی-توفیق امینی-نرمین حسنی-فرهاد حسینی -فواد حسینی-فاطمه بارانی-کژال حسینی-کاوه احمدی -سر گل حسینی-طاها شاهمرادی-ایران حسینی -کاوه کریمی -حامد حسینی-خلیل امینی-عدنان فتحی -ابراهیم امینی -اشرف پیر خضری-خلیل سهرابی-فرزانه کمانگر -عسکر خدایی-حامد جلالی -پدرام نادری-نرمین رستمی-مهرنوش مهدوی -عطااله صارمی-حسن خورشیدی-اسد مشکینی-رستم بابایی-فاریا متین -سهیلا اشنا -فوزیه قطبی-بهاره حسنی-رامان ساعد-حسین قربانی-موسی نوری-ثریا قربانی-منیره قربانی-ستاره جلالی-فاطمه قربانی-حریره حسین پور -محمد حسن قربانی -مرتضی مردوخی -واحد قربانی-صلاح زمانی-برهان قربانی-رحمان رحمتی -شقایق اکبری-ایدین قلی نژاد-هوریه فرج زاده طارانی -فریده مراد--مسعود سیفی زاده -امیر نوذر نوری پور -امید نوروزیان -افسون دهقانی-کاوه مرتضوی-منوچهر عطاردی-ارزو امیری-فریده مرادخانی-ظاهر بادپا-نورا طباطبایی-
رحمان شهبازی -زهره نجفی -بهمن نامداری-وحید صباغی-ژیلا ناصری-هادی رحیمی-نارین کاری
📣🔴📣پایان اعتصاب غذای زندانی سیاسی سهیل عربی

زندانی سیاسی سهیل عربی پس از ۵۵ روز در ایام عید نوروز اعتصاب غذای خود را شکست.
متن پیام:
بنا به درخواست مادرم ومادران شهدای جنبش آزادی وبرابری خواهی و مردم خوبمان من سهیل عربی با شروع تحویل به اعتصاب غذای خود پایان میدهم همگام با یارانم که به حمایت ازما دست به اعتصاب غذای سه روزه زدند وهمچنین سال نو را به تمام ملت ایران تبریک عرض میکنم وسالی پرازامیدوآزادی برای ملتم آرزودارم.
امید که ما را فراموش نکنید.
سهیل عربی
🔴زندان‌های ارومیه و قرچک؛ مرگ زندانیان بر اثر ابتلا به کرونا همزمان با افزایش مبتلایان

شمار زندانیان مشکوک و تایید شده مبتلا به ویروس کرونا در زندان‌های کشور رو به افزایش است. افزایش مبتلایان به این ویروس با توجه به محیط بسته زندان، تغذیه نامناسب، نبود امکانات بهداشتی و پزشکی لازم، تراکم بالای جمعیت، جان بسیاری از زندانیان را تهدید می‌کند. طی روزهای اخیر دو زندانی مبتلا به ویروس کرونا در زندان قرچک ورامین به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان باختند. یک زندانی در زندان ارومیه نیز روز چهارشنبه ۶ فروردین‌ماه با علائم مشکوک به بیماری کرونا جان خود را از دست داد. علیرغم صدور دو بخشنامه توسط رئیس قوه قضاییه مبنی بر اعطای مرخصی به زندانیان، همچنان شاهد کارشکنی‌ها و ممانعت بسیاری از مسولین در اعطای مرخصی به زندانیان از جمله زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم.

ویروس کرونا در زندان‌های ایران دستکم جان سه زندانی را گرفت.

طی روزهای اخیر دو زندانی مبتلا به ویروس کرونا در سلول‌های انفرادی زندان قرچک ورامین به دلیل عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست دادند. این افراد که به دلیل ابتلا به ویروس کرونا نخست همراه با ۸ زندانی دیگر از بندهای خود به سالن باشگاه (بند تازه تاسیس این زندان) منتقل شده بودند، پس از وخامت حال جسمی به بیمارستان خارج از زندان اعزام شده اما با امتناع بیمارستان از پذیرش آنها مجددا به زندان بازگردانده و به سلول انفرادی منتقل شدند. لازم به ذکر است که یکی از زندانیان به بیماری هپاتیت بی نیز مبتلا بوده است. اجساد این زندانیان نهایتا از سلول انفرادی به خارج از زندان منتقل شده است.
طی روزهای اخیر به صورت روزانه بندهای زندان قرچک ورامین ضدعفونی شده و اجازه رفت و آمد میان بندها به زندانیان داده نمی‌شود.

دهها تن از زنان بازداشت شده در جریان اعتراضات آبان ماه و سپس دیماه به زندان قرچک ورامین، منتقل شدند. همزمان با انتقال این شهروندان، مسئولان زندان اقدام به تعطیل کردن سالن ورزشی زندان که فاقد استانداردهای اولیه مانند هواخوری، سیستم گرمایشی و سرمایشی است کرده و وسایل و تجهیزات موجود در آن را به انبار منتقل کرده‌ بودند. زندانیان سیاسی در این بند تازه تاسیس نهایتا به بندهای دیگر این زندان منتقل شدند. ده زندانی نیز با داشتن علائم کرونا همراه با شش زندانی زن دیگر که مبتلا به بیماری گال هستند به بند باشگاه منتقل شدند.

همچنین روز چهارشنبه ۶ فروردینماه ۹۹، زندانی دیگری از بند ۱۴ زندان ارومیه که از چند روز قبل علائمی مشابه با بیماری کرونا همچون تنگی نفس داشت، جان خود را از دست داد.
@CFPPI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💥پیام‌ عباس واحدیان شاهرودی
چهارشنبه ۹۸/۱/۶

پیام‌ عباس واحدیان شاهرودی،
امروز چهارشنبه ۹۸/۱/۶ از زندان وکیل آباد مشهد(بند۴) پیرامون وضعیت خود مبنی بر ۸ ماه بلاتکلیف بودن غیر، قانونی اش و هشدار به مسئولین جهت جلوگیری از پیش روی و انتشار ویروس کرونا در زندانها و درخواست آزادی زندانیان جرائم عمومی و زندانیان سیاسی قبل از وقوع فاجعه و کشتار وسیع زندانیان!
و قدردانی و آرزوی سلامتی برای جامعه پرستاران و پزشکان و تمام کسانی که بدلیل تلاش بی وقفه و بی دریغ شان شبانه روز با جان و دل زحمت می کشند و جان فشانی می کنند و همچنین آرزوی سلامتی برای همه ایرانیان و گذر از بحران ویروس کرونا و شرایط سخت و رسیدن روزهای بهتر