كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي
590 subscribers
15.6K photos
9.39K videos
73 files
6.01K links
آگاهی دادن به افکار عمومی در سطح بین المللی و بسیج سازمانهای مدافع حقوق انسان در سراسر جهان علیه جمهوری اسلامی با خواست آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی



@cfppi3 : تماس با ما
Download Telegram
💥عارف محمدی زندانی سیاسی، به مرخصی اعزام شد

سه‌شنبه ۲۷ اسفندماه، عارف محمدی زندانی سیاسی اهل ارومیه با تودیع قرار وثیقه‌ ٢٠٠ میلیون تومانی از زندان این شهر به مرخصی اعزام شد.

وی در تاریخ ۱۲ مردادماه توسط دادگاه انقلاب ارومیه از بابت اتهام “عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام” به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۲ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
💥هنگامه شهیدی و زهرا جمالی در آزادی موقت، کنار هم چهارشنبه سوری را جشن گرفتند و خواستار آزادی سایر زندانیان سیاسی شدند.
📝بیانیه‌ی کانون صنفی معلمان ایران (تهران)در اعتراض به ممانعت از اعزام به مرخصی #محمد_حبیبی

در حالی به استقبال بهار می‌رویم که متاسفانه هر روز ویروس کرونا در سر تا سر کشور در حال قربانی گرفتن است. کانون صنفی معلمان در هشتم اسفند نسبت به عواقب شیوع این بیماری مهلک به مسئولان هشدار داد و خواستار به کارگیری تمام امکانات نهادهای حاکمیتی شد و بر این نکته تاکید نمود که مسئولیت جان تمام زندانیان به خصوص #معلمان_دربند با کسانی است که مانع از اعزام آنان به مرخصی می‌گردند‌. اما متاسفانه دادن مرخصی به زندانیان سیاسی که به خاطر فعالیت صنفی و مدنی در زندان هستند با اعمال سلیقه و قید و بندهایی صورت می‌گیرد که عملا باعث شده‌است تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در زندان بمانند‌.

خوشبختانه در طی روزهای گذشته #محمود_بهشتی_لنگرودی و #اسماعیل_عبدی از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران به مرخصی اعزام شدند و اندکی از اضطراب و نگرانی خانواده‌ها و معلمان کاست امری که باید دو هفته پیش صورت می‌گرفت. اما دادستان همچنان با مرخصی #محمد_حبیبی دیگر عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان مخالفت می‌کند این مخالفت در حالی است که از حدود دو هفته پیش در سالن شماره دو اندرزگاه دو تیپ پنج زندان تهران بزرگ موارد ابتلا به کرونا اعضای یک اتاق شناسایی شده و آنها را از بند خارج نموده‌اند و جان #محمد_حبیبی با توجه به مشکلات ریوی مزمن در معرض خطر جدی است.

کانون صنفی معلمان ایران(تهران) ضمن هشدار مجدد نسبت به وضعیت سلامت تمام زندانیان ، با توجه وضعیت بغرنج #محمد_حبیبی خواهان اعزام وی به مرخصی بدون فوت وقت است.

کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
۲۸ اسفند ۱۳۹۸
💥پیام منوچھر بختیاری پدر جانباز آزادی پویا بمناسبت نوروز
بیانیه شورای بازنشستگان ایران در خصوص وظایف امروز ما !

روزهای هراس از کرونا

این دلهره بر اساس یک زمینه واقعی و علمی است. ویروس کرونا یک ویژگی بسیار خطرناک دارد و آن "قدرت شیوع بسیار بالا" است. در نتیجه جدا ازعملکرد حکومت، قرنطینه شدن ، دوری از تجمعات، لغو سفر و دید و بازدید، یک انتخاب معقولانه از طرف ما ، در این شرایط است.
خروج ار خانه مگر برای مواقع ضروری و با حساسیت نسبت به نکات بهداشتی انجام شود.
روشن است که بسیاری از مردم به لحاظ معیشت و نوع شغلشان توانایی پیروی از این اصول را ندارند ولی میشود که فضا را خلوت تر کرد تا این بخشها بتوانند در محیط کم خطرتری به کار خود برسند.
از آنجا که حکومت در انجام وظایف قبلی و فعلی خود قصور غیرقابل جبرانی داشته و دارد و از آنجا که مردم اعتماد خود را به رسانه های رسمی از دست داده اند، امر بر خودمان ضروری ست که تا حد امکان به خود و دیگران فرصت عبور از این بحران را بدهیم.
آمار ابتلا و مرگ و میر بسیار بالاست و اگر کنترل نشود به شکل هندسی صعود وحشتناکی خواهد داشت و میلیونها نفر در خطر از دست رفتن قرار خواهند گرفت.
تلفات را ما مردم میدهیم. بالائی ها بندرت مبتلا شده و براحتی هم جان سالم در میبرند. تلفات اصلی سهم ماست.
بی شک برنامه ریزی و اجرای کارشناسی یک قرنظینه واقعی وظیفه حکومت و کسانی ست که در قدرت همه امکانات و بودجه و ظرفیت ها را در دست گرفته اند. اما از آنجا که قربانیان از مردم اند و این ماها هستیم که در آمار مرگ و میر محاسبه میشویم، خود نیز در یک حرکت جمعی و متحدانه به دفاع از جان و سلامت یکدیگر برآئیم و تا حد امکان موارد پیشگیری را رعایت کنیم.
همدلی مسئولانه در این شرایط یک تجربه موثر برای اهداف بزرگتر اجتماعی خواهد بود!

شورای بازنشستگان ایران
28 اسفند 98
💥جان علی آل‌اسحاق در خطراست

قریب به ۴ماه ازبازداشت #علی_آل_اسحاق کارگر خیاط، شاعر و فعال کارگری میگذرد. او دراواخر آبان نیمه شب توسط عوامل اطلاعاتی ولباس شخصی دستگیر و پس ازدوهفته بیخبری طی تماسی به خانواده اطلاع میدهد در بازداشتگاه اوین و تحت بازجوییست. پس از اتمام بازجویی‌ها برای وی وثیقه ۲۰۰ میلیونی صادرمیشود که بعلت عدم توانایی در تودیع آن، همچنان در بازداشتگاه موقت بسر میبرد و پس از ۵۰روز بازداشت در اوین اکنون دربند سیاسی زندان گوهردشت محبوس است. تاریخ برگزاری دادگاه این فعال کارگری در خردادسال آینده خواهدبود و تا این لحظه هیچ وکیلی نیزدرپرونده حضور ندارد.

با توجه به شدت شیوع و اپیدمی بیماری کرونا، خانواده دوستان و فعالان کارگری نگران جان و وضعیت سلامت وی هستند و باتوجه به بیماری های زمینه‌ایی از جمله بیماری قلبی و گوارشی بیم آن میرودکه سلامت وی در معرض خطر جدی قرار بگیرد.

عوامل قضایی مکلفند که مبلغ وثیقه را با توجه به توانایی مالی متهم تنظیم کرده و یا به قرارکفالت تغییردهند.

علی اسحاق برای حفظ جانش باید هرچه زودتر آزادشود.

-کمپین دفاع از بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه
صفحه:۱
بیانیه مادران پارک لاله ایران:

فریبرز رئیس دانا، یکی از مبارزان پیگیر عدالت اجتماعی در ایران در گیر و دار فاجعه‌ی کرونا از میان ما رفت!

«در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریخ با تو خوانده‌ام
زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال
عاشق ترین زندگان بودند» بخشی از شعر عشق عمومی- احمد شاملو

با تأسف و اندوه فراوان و با دردی عمیق، با خبر شدیم که آقای فریبرز رئیس‌دانا، نویسنده، اقتصاددان و یکی از مبارزان پیگیر عدالت اجتماعی در ایران و عضو فعال، شجاع و تاثیرگذار کانون نویسندگان ایران در صبح روز دوشنبه ۲۶ اسفند در بیمارستان تهران پارس درگذشت. هنوز علت فوت ایشان مشخص نیست و در بیانیه کانون نویسندگان ایران نیز به آن اشاره‌ دقیقی نشده است. گفته شده وی:« در تاریخ بیست اسفندماه ۱۳۹۸ به دلیل احتمال ابتلا به ویروس کرونا در بیمارستان تهرانپارس بستری شد» و به نظر می‌رسد که علیرغم تلاش‌های فراوان کادر درمانی، متأسفانه بدن ایشان تاب نیاورد و از میان ما رفت.

آقای فریبرز رئیس دانا متولد ۱۳۲۷ بود و در طی ۷۱ سال عمر کوتاه اش کارهای بسیار ارزشمندی انجام داد. ایشان نویسنده و مترجم کتاب‌ها و مقاله های زیادی در حوزه مسایل اقتصادی و اجتماعی بود و ۱۵ کتاب از مهم‌ترین آثار ایشان است. وی هم چنین سخنرانی توانا و جسور بود و در اغلب مراسم ها، بخصوص در مراسم های کانون نویسندگان ایران و در فضاهای عمومی بی پروا و با صدای بلند عقایدش را علیه سانسور، تبعیض، بی عدالتی و جنایت های حکومت اسلامی ایران بیان می‌کرد. این از ویژگی‌های تاثیرگذار ایشان بود که فضای رعب و وحشت را می شکست و به دیگران نیز جسارت حرف زدن با صدای بلند می داد. او هم چنین همراهی وفادار برای «برخی» از خانواده‌های زخم خورده و دادخواه و خانواده‌های زندانیان سیاسی بود و حضور پر‌رنگ اش در مراسم های یادبود در منازل و در خاوران و جلوی زندان ها، مایه دلگرمی این خانواده‌ها بود، خانواده‌هایی که تمایل داشتند این مراسم ها فراگیرتر شود و تنها در چارچوب خانواده‌ها باقی نماند.

برخی از دانشجویان چپ و هم چنین برخی از فعالان کارگری او را معلمی تاثیرگذار برای رهایی از بی‌عدالتی‌های اقتصادی و اجتماعی در ایران می دانستند. برخی نیز با او اختلاف عقیده داشتند، ولی اغلب افراد جسارت و پایداری اش را می ستودند. او بارها برای فعالیت‌هایش مورد اذیت و آزار و بازجویی و احضار ماموران حکومتی قرار گرفت و به زندان محکوم و زندانی شد.

وی سال‌های زیادی از عمرش را برای رسیدن به آرمان‌هایش در راه تحقق عدالت اجتماعی در ایران مبارزه کرد و همواره به آرمان‌هایش پایبند بود. او علاوه بر اینکه روشن‌فکری فعال بود و کتاب می‌خواند و می‌نوشت و صحبت می کرد، کنشگری فعال در عرصه فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی نیز بود و همواره در صف اول مراسم ها و سخنرانی‌ها حضور داشت. ایستادگی و جسارت وی برای بازگویی عقایدش برای برقراری سوسیالیسم و عدالت اجتماعی در دیکتاتوری مذهبی و قرون وسطایی در ایران واقعاً قابل تقدیر است.

متأسفانه آقای رئیس دانا در شرایطی بیمار شد که سیستم ایمنی بدن وی به دلیل بیماری دیابت و سرطان سابق ضعیف بود و سرایت عفونت نیز در بیمارستان های ایران بیداد می‌کند. به ویژه اینکه پنهان کاری مسئولان حکومتی در ابتدای شیوع ویروس کرونا در قم باعث شد که این ویروس به سرعت در سراسر ایران و بیمارستان ها گسترش یابد و به مساله ای جدی و همه گیر بدل شود. این فاجعه خطر مبتلا شدن دیگر بیماران و کادر درمانی و همراهان بیماران را نیز به شدت افزایش می دهد.

با تأسف فراوان، ساختار نظام بهداشتی درمانی ما در ایران آن‌چنان دچار نابسامانی شده است که کادر درمانی نیز از مدیریت آن عاجزند، چه رسد به بیماران و همراهان بیمار که اختیاری برای نجات جان خود ندارند. چگونه می‌توان این همه درد و غم را دید و تاب آورد و چه کسی پاسخ گوی این ساختار غیر انسانی و ناعادلانه است؟

ما مادران پارک لاله ایران، در غم جان کاه رفتن زود هنگام این انسان مبارز و عدالت جو و خستگی ناپذیر با خانواده ی محترم او، با اعضای کانون نویسندگان ایران و با تمامی مردم آزادی خواه و مبارز و عدالت جوی ایران شریک ایم و این غم بزرگ را به همگان و به خودمان تسلیت می گوییم.

باشد تا دیگر همراهان شجاع اش در این ناکجا آباد که جان انسان‌ها و به ویژه فعالان سیاسی و اجتماعی برای این حاکمان جنایت کار و دروغ‌گو پشیزی ارزش ندارد، سلامت باشند و به بندی دوباره گرفتار نشوند و چراغ راه شان برای ما ره پویان رهایی از بیداد روشن بماند.
ادامه بیانیه در صفحه بعدی
صفحه:۲
ما به این امید زنده‌ایم و تلاش می‌کنیم تا بالاخره روزی بتوانیم با همراهی و همیاری یکدیگر دنیایی عادلانه و به دور از آزادی کشی و ستم و تبعیض و نابرابری بسازیم، دنیایی که حق زندگی انسانی سالم، برابر و عادلانه، فارغ از انواع تبعیض ها و آزادی کشی ها، اولیه ترین اصل ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نظام یک کشور باشد.

مادران پارک لاله ایران
۲۷ اسفند ۱۳۹۸
💥حکم ۳۰سال حبس ‎فرشته دیدنی، معترض به حجاب اجباری ازسوی دادگاه تجدیدنظر تائید شد.

این حکم که پیش‌تر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران صادرشده بود، طی روزهای گذشته تایید و ۶ سال آن لازم‌الاجرا خوانده شد

#به_خشونت_علیه_زنان_پایان_دهید
#جان_محمدحبیبی_در_خطر_است.

هم اکنون این معلم زندانی در سالنی محبوس است که پیش از این تعدادی از زندانیان این سالن به کرونا مبتلا شدند.


ادامه حبس این معلم دربند در این شرایط چه معنایی دارد؟!

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیانِ سیاسی خواهان آزادی محمد حبیبی و دیگر زندانیانِ سیاسی میباشد؛ حداقل خواسته ما مرخصی فوری زندانیانِ سیاسی است

#زندانی_سیاسی_بی_هیچ_قیدوشرطی_آزادبایدگردد
#کروناویروس
💥گفته های یک زندانی سیاسی: نگران همبندان خود هستم

#محمد_صفری در زندان تهران بزرگ به ویروس کووید‌ـ۱۹ مبتلا شده است و در حال حاضر در مرخصی به‌سر می‌برد. او در این ارتباط گفته است: «روز یکشنبه ۱۱ اسفند، حدود ساعت ۳/۵ الی ۴ صبح بود که با تامین وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی، از زندان به مرخصی اعزام شدم. شب قبل از آزادی، در زندان گلویم به‌شدت می‌سوخت. توجهی نکردم. پس از آزادی از زندان، ابتدا مسکن مصرف کردم، چون احساس می‌کردم سرما خورده‌ام. ابتدا، تنها سوزش گلو داشتم. آن روز گذشت و دیدم حالم مساعد نیست. چون کار داشتم، بعدازظهر روز دوشنبه، از کرج به سمت تبریز حرکت کردم. زمانی که به تبریز رسیدم، وضعیت جسمانی‌ام بسیار بدتر از قبل شده بود، تب شدیدی داشتم و به‌شدت می‌لرزیدم.
صبح روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند، به بیمارستان رضا در تبریز رفتم و سریع بستری شدم. کادر درمانی بیمارستان گفتند به ویروس کرونا مبتلا شدی. یک هفته در بیمارستان بستری شدم و سه شب اول، مرگ را از نزدیک ملاقات کردم، تمام ملحفه‌های تخت از عرق بدنم خیس شده بود. گویا تمام مفاصلم را داشتند از هم جدا می‌کردند. پس از یک هفته، مرخص شدم و پزشکان بیمارستان گفتند که باید در خانه در حالت قرنطینه به‌سر ببری و دوران نقاهت این بیماری را طی کنی. من مطمئن هستم که در زندان به این ویروس مبتلا شدم. خیلی نگران همبندانم، به‌خصوص بچه‌های مظلوم #اعتراضات_آبان ، هستم. من به همراه #سهیل_عربی ، #محمد_حبیبی و #مهرداد_محمد‌نژاد پس از انتقال از زندان اوین، در تیپ ۵، سالن ۲، اتاق ۲ زندان تهران بزرگ دوران محکومیت خود را سپری می‌کردیم. قبل از آزادی از زندان، شنیده بودیم چند زندانی مالی در تیپ ۱ و ۲ زندان تهران بزرگ به‌دلیل بیماری کرونا جانشان را از دست داده‌اند. قبل از این اتفاق هم اگر کسی بیمار می‌شد، هیچ رسیدگی درمانی و توجهی به او نمی‌شد و مسئولان بهداری زندان می‌گفتند که دارد فیلم درمی‌آورد. در حال حاضر که وضعیت قطعا بدتر از گذشته نیز شده است.»
صفحه ۱:
💥گزارشی کوتاه از بند زنان زندان اوین

لیلا حسین‌زاده

روزی که من عازم مرخصی شدم، قصد داشتند دادگاه بدوی سومین پرونده‌سازی برای «آتنا دائمی» را در حالی برگزار کنند که اولا هیچ ابلاغ قبلی به او صورت نگرفته بود و فقط شب قبل، اعلام اعزام به دادگاه شد، ثانیا طبق دستورات بالادستی خودشان قرار بود اعزام‌ها به دلیل شیوع کرونا به تعویق افتد و ثالثا، درحالی که آتنا دائمی به دلیل مشکوک بودن به ام اس و ضرورت بستری شدن در بیمارستان و انجام آزمایش، مجوز اعزام از سوی زندان دریافت نکرده بود، به سرماخوردگی سختی نیز مبتلا بود. بدین سان خانواده‌ای که (بنا به ابلاغیه‌ی مرخصی شیوع کرونا و با توجه به اینکه این ابلاغیه شامل حال آتنا هم میتوانست باشد) امیدوار بودند که پس از نزدیک به پنج سال شاید آتنا را بتوانند در آغوش گیرند، او را از خطر کرونا دور نگه دارند و حتی فرصتی داشته باشند برای انجام تست ام اس، همچون گذشته با آزار بیمارگونه‌ی دستگاه امنیتی و سیستم قضایی مواجه شدند. این درحالی است که تقریبا در یک سال گذشته آتنا به جز یک بار، به کل از ملاقات حضوری با خانواده‌اش محروم بوده است.

روزی که من عازم مرخصی شدم «مریم اکبری منفرد» وارد سومین ماه از یازدهمین سال حبس خود شده بود، آن هم بدون آن که طی تمام این سال‌ها حتی یک روز مرخصی داشته باشد. این درحالی است که طبق قوانین خودشان حبس مریم نه ۱۵ سال که باید ۱۰ سال محاسبه شود و با وجود پذیرش همه‌ی ظلم وارده بر او نیز طبق قانون خودشان او اساسا باید در حال حاضر آزاد باشد. اما نه تنها تبلیغات ‘مرخصی’ ابدا به کسی مانند مریم نزدیک هم نمی‌شود_گویی که سال‌های طولانی حضور در زندان، باید او را به ویروس کرونا رویین تن کرده باشد_ بلکه مریم در حال گذران ۳جلسه محرومیت از ملاقات خود بود. چرا؟ به این دلیل که به نمایندگی از جمعی از زندانیان به زندانبان‌ها اعتراض کرد که چرا یکی از اعضای بند را که حال جسمی وخیمی داشت به بیمارستان اعزام نمی‌کنند؟ اما او همچون همیشه مقاوم و شاد در تدارک هفت سین نوروز بود.

روزی که من عازم مرخصی شدم، همچنان تخت «نرگس محمدی» از حضور او خالی بود. او با فریب و ضرب و شتم بی‌آنکه فرصت به‌همراه بردن وسایل و حتی داروها و عینکش را داشته باشد، به جرم همدردی برای کشته‌شدگان آبان‌ماه به زندان زنجان فرستاده شد تا روزها و ماه‌ها در بی‌خبری و نگرانی برای سلامتی هم‌بندی خود به تختی خالی از شور و خنده‌هایش چشم بدوزیم.

روزی که من عازم مرخصی شدم «ارس امیری» که در بهترین حالت به جرم هنرمند بودن (اگر نخواهیم چنانچه مشهود است او را گروگان در نظر بگیریم) به ۱۰ سال زندان محکوم شده است، همچنان بدون مرخصی همراه دیگر هم‌بندی‌ها در تدارک بهار بود و فعالان محیط زیست (سپیده کاشانی و نیلوفر بیانی) نیز همین شرایط را داشتند.

روزی که من عازم مرخصی شدم «صبا کرد افشار» و «یاسمن آریانی» با ۲۱ و ۲۳ سال سن به همراه مادرانشان «راحله احمدی» و «منیره عربشاهی» به جرم ‘پیگیری حقوق زنان’ محبوس ماندند. «نگین قدمیان» طی مخالفت دادستان با مرخصی‌اش همچنان به جرم بهایی بودن و تدریس ادبیات در زندان ماند و …

روزی که من عازم مرخصی شدم، «زنان کرد محبوس در سالن ۲» که زندانیان فوق امنیتی می‌خوانندشان، همراه با کودکان‌شان، همچنان بی‌پنجره و نور، پشت درهای بسته با هواخوری بسیار محدود (دوساعت در روز) و محروم از استفاده از امکانات زندان (ورزش، کارگاه آموزشی و…) ماندند، بدون آن‌که حتی یک نفر از آنها هنوز به مرخصی اعزام شده باشد. کودکان‌شان به دلیل ضعف سیستم ایمنی در فواصل کوتاه بیمار میشوند، بنابراین رفت و آمد آنان به بهداری لاجرم بیشتر است و باتوجه به شیوع کرونا در بهداری اوین خطر بیشتری آنان را تهدید میکند.

در خصوص شرایط بند:

_ تا اواسط اسفندماه، ما حتی جیره‌ی مواد شستشوی ( پودر رختشویی، کف شو، وایتکس، مایع ظرفشویی و …) خود را دریافت نکرده و محروم ماندیم. البته تعداد بسیار محدودی مایع ضدعفونی کننده، دستکش و ماسکْ همزمان با بالاگرفتن خبر شیوع کرونا به دستمان رسید.

_سرانه‌ی فضایی هر زندانی در زندان به گونه‌ای است که در صورت ابتلای هر فرد، دیگران بلافاصله در معرض قرار میگیرند.

_ با وجود درخواست مکرر اعضای بند، مبنی بر حضور پزشک در بند به جای رفتن زندانیان به بهداری، این امر تا زمان حضور من در بند، صورت نگرفت.

_اعزام‌ها به دادگاه نه تنها کاهش نیافته که افزایش نیز یافت.

_دستکش، ماسک و مایع ضد عفونی کننده دراختیار سربازان همراه در اعزام قرار نمی‌گیرد.

_بهداری اوین نه تنها دچار کمبود پزشک مجرب و پرستار است بلکه ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین داروها در آن یافت نمی‌شود.
ادامه متن در صفحه بعد
صفحه ۲:
_ به دلیل محدودیت اکید تلفن در بند ( شنبه، دوشنبه چهارشنبه، هر روز ده دقیقه ) زندانیانی که خانواده‌هایشان در مناطق پرخطر ساکنند یا پیگیر کار مرخصی خود هستند فشار روانی شدید و مضاعفی را متحمل میشوند.

_ دلیل مرخصی یکی از پاسیارهای اعزام، ابتلا به کرونا ذکر شد. او در دوره کمون زندانیان را به اعزام برده بود، اما هیچ تستی از زندانیان پس از آن صورت نگرفت.

توجه کنید آنچه طرح شد فقط مشتی نمونه‌ی خروار، آن هم درخصوص بند زنان اوین بود که یکی از بهترین شرایط را درمیان زندان‌های ایران داراست. قدری توجه به شرایط زنان گمنام سالن ۲ این بند به خوبی گواهی می‌دهد که اگر وضع در حاشیه‌ی مرکز (سالن ۲ نسبت به سالن ۱ که زنان شناخته شده‌ی سیاسی در آن محبوسند) اینگونه است در سایر موقعیت‌های حاشیه، چه فجایعی می‌تواند در جریان باشد.

این سوی دیوار، در شرایط کنونی برای ما نه آزادی موقت یا مرخصی بلکه برزخی جهنمی است پر از نگرانی برای سلامت و جان همبندی‌هایمان و دیگر زندانیان، همچنین خشم و نفرت نسبت به تبعیض و ظلمی آشکار که گویی به وضوح اعلام میکند جان یک عده ارزش ندارد و رنگ خون‌ها حتی در مرخص کردن  در این شرایط باهم فرق میکند.

به هر روی تنها امید به شکسته شدن قفل زندان از اساس، امید واقعی است.
💥زندانیانی که به مرخصی نیامدند

#مریم_اکبری_منفرد با سابقه‌ترین زن زندانی سیاسی که بیش از ده سال است که زندان است و حتی یک روز هم به مرخصی نیامده‌است.

بخش‌هایی از گزارش #لیلا_حسین_زاده :

روزی که من عازم مرخصی شدم «مریم اکبری منفرد» وارد سومین ماه از یازدهمین سال حبس خود شده بود، آن هم بدون آن که طی تمام این سال‌ها حتی یک روز مرخصی داشته باشد. این درحالی است که طبق قوانین خودشان حبس مریم نه ۱۵ سال که باید ۱۰ سال محاسبه شود و با وجود پذیرش همه‌ی ظلم وارده بر او نیز طبق قانون خودشان او اساسا باید در حال حاضر آزاد باشد. اما نه تنها تبلیغات ‘مرخصی’ ابدا به کسی مانند مریم نزدیک هم نمی‌شود_گویی که سال‌های طولانی حضور در زندان، باید او را به ویروس کرونا رویین تن کرده باشد_ بلکه مریم در حال گذران ۳جلسه محرومیت از ملاقات خود بود. چرا؟ به این دلیل که به نمایندگی از جمعی از زندانیان به زندانبان‌ها اعتراض کرد که چرا یکی از اعضای بند را که حال جسمی وخیمی داشت به بیمارستان اعزام نمی‌کنند؟ اما او همچون همیشه مقاوم و شاد در تدارک هفت سین نوروز بود.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانبان سیاسی خواهان آزادی یا حداقل مرخصی فوری مریم اکبری منفرد و سلیر زندانیان سیاسی می‌باشد.

#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
صفحه ۱:
💥نامه ی حدود ۳۰۰ نفر از معلمان، وکلا، کارگران، روزنامه نگاران، هنرمندان، زندانیان سیاسی و سایر فعالان مدنی خطاب به مردم و مسوولان در پی شیوع کرونا

مردم بزرگوار ایران
پس از شیوع ویروس کرونا در ایران، کشور ما، یکی از بحرانی ترین دوران‌های تاریخی خود را به ویژه در چند دهه اخیر تجربه می نماید و هرچند کشورهای بسیار دیگری نیز درگیر این بحران بوده و هستند اما سردرگمی وبی تدبیری برخی مسئولان کشور را نمی توان در افزایش تلفات وآسیب های ناشی از گسترش این بحران بی تاثیر دانست.
با این وصف، بر این باوریم که درصورت تعلل بیشتر مسئولان و عدم رعایت مسایل بهداشتی از طرف شهروندان، وضعیت ازاین هم بحرانی تر خواهدگردید وآسیب های جدی تری به مردم و کشور عزیزمان وارد خواهد شد لذا اینجانبان، ضمن ابرازنگرانی از وضعیت موجودمصرانه از مردم شریف ایران ومسئولان کشور می خواهیم که برای کاهش خسارات اقدامات زیر را در دستورکار خود قراردهند:

۱-جدی بودن بحران را به باور عمومی تبدیل کنیم وبا اطلاع رسانی شفاف و صادقانه ،همه مردم را به تلاش برای جلوگیری از گسترش این ویروس مهلک وخطرناک دعوت کنیم.
۲-ازصداوسیما می خواهیم که برخلاف روشهای گذشته ،بادعوت از صاحبنظران،پزشکان وکارشناسان غیردولتی ومستقل که ازوجاهت ومقبولیت عمومی برخوردارهستند ،راهکارها و هشدارهای لازم رابه مردم ارائه نماید.
۳-رعایت تمامی توصیه های بهداشتی را مطابق آنچه سازمان بهداشت جهانی وکارشناسان و پزشکان متخصص عنوان می کنند در دستور کار خود قرار دهیم و ازترویج خرافات به شدت پرهیز نماییم.
۴-هرگونه خروج غیرضروری ازمنزل را ظلم به خود،خانواده و جامعه قلمداد نماییم .
۵-عیدامسال با تمامی اعیاد گذشته متفاوت خواهد بود.اگر کشورخود وهموطنانمان را دوست داریم ازدیدوبازدید عید خودداری نموده و از روشهای دیگر برای برگزاری این مراسم استفاده نماییم .
۶-با تشکیل ستادهای مردمی در محلات به کمک مالی خانواده های آسیب دیده ازاین بحران بشتاییم درهمین راستا کمک های مالی خیرین بسیار موثرخواهدبود.
۷-ازکلیه ی مسئولان ذیربط می خواهیم که با تعطیل کردن کارگاه‌ها و مراکز تجمعی که ادامه فعالیت آنها برای نیازعموم ضروری نمی باشد ضمن تضمین پرداخت حقوق کارکنان ازطرف دولت وکارفرمایان مانع از گسترش بحران و آلودگی بیشتر گردند.
۸-تامین مایحتاج عمومی تمامی کسانی که به واسطه تعطیلی کسب و کار خود خانه نشین شده اند برعهده دولت می باشد لذا ضروریست که مسئولان ذیربط بااتخاذ تصمیمات لازم مشکلات اقتصادی خانواده ها را مرتفع نمایند.
۹-مرخصی تمامی زندانیانی که به واسطه کمبود امکانات بهداشتی زندانها و تراکم جمعیت در معرض خطر ابتلا به کرونا هستند حداقل توقعی است که می توانیم از مسئولان قضایی داشته باشیم.تعلل دراین امر می تواند خسارات جبران ناپذیری برای زندانیان و جامعه به همراه داشته باشد.
در پایان ضمن تبریک فرارسیدن سال نو و آرزوی سالیانی آرام و سرشار از آزادی شادی و رفاه از تلاش‌های تمامی کادر درمانی بویژه پزشکان و پرستاران قدردانی می نماییم و امیدواریم که با همدلی و همراهی همه مردم یک بار دیگر کشور را از بلایایی که دامنگیرش گردیده نجات دهیم.
محمد سیف زاده – محمدصادق ربانی رانکوهی- عزیز قاسم زاده – بهمن احمدی امویی- آرش کیخسروی – مهدی محمودیان -سعیدمدنی -مصطفی نیلی -حمید آصفی- سید مجید الهامی – عبدالفتاح سلطانی _ محمود بهشتی لنگرودی _ اسماعیل عبدی – علی اکبرباغانی – بهاره هدایت – معصومه دهقان-پروین اسفندیاری -آدینه بیگی – پروین محمدی – ناهید خداجو- پروین سلیمی – حسن نورزاد عبدالرضا قنبری -ابوالفضل رحیمی شاد -رویین عطوفت -محمدحسین رفیعی -رقیه زارع پور – مختار اسدی-محمد علی بهمنی قاجار – فرج کمیجانی – علیرضا هاشمی – طاهره نقی ی – محمدداوری – رضا کاکازاده – جواد بابازاده -مهدی ساجدی فر – شهنازاکملی – مریم کریم بیگی – محمد کریم بیگی – زهرا آقا خانی – مرجان کمالی – سیمین حاجبعلی شادیه جلالی ثانی – لیلا عظیم زاده – فرح قادر نیا- امیر خسرو دلیرثانی – سرور سالمی – پیمان شجیراتی – یدالله باقری سکینه باقری – محسن عمرانی – سونیااثباتی سیروان خالدیان – عرفان احمدی –
سید یعقوب آل شفیعی- هاشم باروتی -فرانک چالاک -حسین علی ذوالفقاری -جواد رحیم پور- حمید رضا رسولیان – احمد زمانی – علی سلطانی – لاله شاکری -ابوذر علوی- سمیه علوی- لیلا علوی- مینا علوی – منیژه فتحی حسین کشور دوست – مهناز کیانی – حسین مجاهد -فرشاد نوروزیان – تهماسب سهرابی –
ادامه در صفحه بعد