💥تجمع تعدادی از عکاسان اهواز، مشهد و شهرهای دیگر
۱۰ بهمن ۹۸
در اعتراض به اجبار کردن شهروندان جهت عکاسی در پلیس + ۱۰ که باعث بیکاری عکاسان این شهر شده است، تعدادی از عکاسان اهواز، مشهد و شهرهای دیگر تجمع کردند.
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
۱۰ بهمن ۹۸
در اعتراض به اجبار کردن شهروندان جهت عکاسی در پلیس + ۱۰ که باعث بیکاری عکاسان این شهر شده است، تعدادی از عکاسان اهواز، مشهد و شهرهای دیگر تجمع کردند.
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
💥بلاتکلیفی فاطمه محمدی، از بازداشتیهای زندان قرچک
با گذشت ۱۷ روز از بازداشت #فاطمه_محمدی، از بازداشتیهای دی ۹۸، علیرغم صدور قرار کفالت و با وجود مراجعه کفیل، این زندانی عقیدتی سابق همچنان در زندان قرچک (شهرری) به سر میبرد.
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
#انقلاب۹۸
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
با گذشت ۱۷ روز از بازداشت #فاطمه_محمدی، از بازداشتیهای دی ۹۸، علیرغم صدور قرار کفالت و با وجود مراجعه کفیل، این زندانی عقیدتی سابق همچنان در زندان قرچک (شهرری) به سر میبرد.
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
#انقلاب۹۸
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_عمومی
💥تداوم بلاتکلیفی و محرومیت از حق درمان عباس واحدیان شاهرودی در زندان وکیل آباد مشهد
پنجشنبه ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۸
عباس واحدیان شاهرودی, فعال اجتماعی و محبوس در بند ۴ زندان وکیل آباد مشهد, علیرغم تفهیم اتهام بطور بلاتکلیف در این زندان مانده است.
وی در وضعیت بلاتکلیفی مطلق به لحاظ برگزاری جلسه دادرسی و همچنین در محرومیت کامل از دسترسی به خدمات پزشکی قرار دارد. این زندانی سیاسی از ضعف شدید جسمانی, افت فشار خون, ناراحتی چشم و بیماری لثه رنج می برد. همچنین این زندانی سیاسی از بابت دسترسی به خدمات پزشکی در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته است.
#عباس_واحدیان_بایدبدون_قیدوشرط_آزادشود
#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
پنجشنبه ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۸
عباس واحدیان شاهرودی, فعال اجتماعی و محبوس در بند ۴ زندان وکیل آباد مشهد, علیرغم تفهیم اتهام بطور بلاتکلیف در این زندان مانده است.
وی در وضعیت بلاتکلیفی مطلق به لحاظ برگزاری جلسه دادرسی و همچنین در محرومیت کامل از دسترسی به خدمات پزشکی قرار دارد. این زندانی سیاسی از ضعف شدید جسمانی, افت فشار خون, ناراحتی چشم و بیماری لثه رنج می برد. همچنین این زندانی سیاسی از بابت دسترسی به خدمات پزشکی در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته است.
#عباس_واحدیان_بایدبدون_قیدوشرط_آزادشود
#زندانی_سیاسی_آزادبایدگردد
#اعتراضات_سراسری_اعتصابات_سراسری_نشانه_قدرت_ما_است
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💥سخنان عموى پونه گرجى از جانباختگان هواپيما اوكرايني
پونه گرجى و آرش پورضرابى تازه عروس و دامادى كه از سرنشينان اين هواپيما بودند
وي در اين پيام خاطر نشان ميكند كه حكومت مانند خانه اى روى آب است فقط كافيست ما ملت متحد شويم و اين بنيان پوشالى ظلم را نابود كنيم.
#اعتراضات_سراسری
#سقوط_هواپیماهای_اوکرینی
#IranProtests
#IranPlaneCrashMissile
#IranRevolution
#انقلاب_ایران
@CFPPI2018
پونه گرجى و آرش پورضرابى تازه عروس و دامادى كه از سرنشينان اين هواپيما بودند
وي در اين پيام خاطر نشان ميكند كه حكومت مانند خانه اى روى آب است فقط كافيست ما ملت متحد شويم و اين بنيان پوشالى ظلم را نابود كنيم.
#اعتراضات_سراسری
#سقوط_هواپیماهای_اوکرینی
#IranProtests
#IranPlaneCrashMissile
#IranRevolution
#انقلاب_ایران
@CFPPI2018
نوشته ای از سپیده قلیان درباره احضارش به زندان:
چند روزیست که از طریق پیامک متوجه شدم پروندهی مربوط به اعتراضات هفتتپه به شعبه ۱۱ اجرای احکام ارسال شده است. من حالا به بستن ساک، خداحافظی با جانهای خستهام و رفتن به زندان فکر میکنم. اینجا اما چند کلام با مسئولین و مسببین این حکم حرف دارم؛
هرگز نفهمیدم چرا و چطور پرونده از اهواز به تهران ارسال شد؟ چرا به جای رسیدگی به شکایتمان از شکنجهگاه اطلاعات خوزستان و تخته کردن درب آن خراب شده، ما را شبانه و به سیاق آنچه که در فیلمهای مافیایی نشان میدهند به تهران منتقل کردید؟! با انتقال ما به تهران روی چه چیزی خط کشیدید؟! زادگاه من دزفول است و ساکن خوزستانم. خوزستانِ جنگ و سیل و مصیبت. خوزستان نفت و خون!
پنج سال حبس قطعی برای یک پرونده، مرا به این وا داشت که بگویم: شما مرا بازداشت و مصیبت دادید. دیگر چرا به تهران منتقل کردید؟! از بودن من در سپیدار چرا هراس دارید؟! خون من از خون مکیه و صهبا و زهرا رنگینتر نیست. چرا جای پاک کردن گه و کثافتتان در زندانها، زندان مرا عوض کردید؟!
من زاده و ساکن خوزستانام و پایم را به زندان اوین نخواهم گذاشت. بنابر آییننامهی خودتان موظف هستید مرا به سپیدار منتقل کنید. من به زندان سپیدار خواهم رفت و شما هم موظف هستید پاسخگوی ستم سیاهی باشید که در آن زندان حاکم است.
خانوادهام جان و مالِ سفر هفتهای به تهران را ندارند. هفتهای ۱۷ ساعت طی کردن مسیر ناممکن است. از همین رو اگر به زندان اوین منتقل شوم به هیچ عنوان داخل بند نخواهم رفت و درب دفتر ریاست نسوان خواهم ماند تا به مطالبهی بر حقام برسم. شما ظالمانه گرفتید و شکنجه کردید و حبس بریدید. این چه ستمیست که من حتی حق ندارم در سرزمینی که شاهد رنجهایش بودهام محبوس باشم.
نوشته سپیده قلیان: اینستاگرام
Website: www.cfppi.org
Twitter: @Irancfppi
Instagram: www.instagram.com/cfppi
Telegram: channel: @cfppi2018
E-mail: cfppiiran2006@gmail.com
چند روزیست که از طریق پیامک متوجه شدم پروندهی مربوط به اعتراضات هفتتپه به شعبه ۱۱ اجرای احکام ارسال شده است. من حالا به بستن ساک، خداحافظی با جانهای خستهام و رفتن به زندان فکر میکنم. اینجا اما چند کلام با مسئولین و مسببین این حکم حرف دارم؛
هرگز نفهمیدم چرا و چطور پرونده از اهواز به تهران ارسال شد؟ چرا به جای رسیدگی به شکایتمان از شکنجهگاه اطلاعات خوزستان و تخته کردن درب آن خراب شده، ما را شبانه و به سیاق آنچه که در فیلمهای مافیایی نشان میدهند به تهران منتقل کردید؟! با انتقال ما به تهران روی چه چیزی خط کشیدید؟! زادگاه من دزفول است و ساکن خوزستانم. خوزستانِ جنگ و سیل و مصیبت. خوزستان نفت و خون!
پنج سال حبس قطعی برای یک پرونده، مرا به این وا داشت که بگویم: شما مرا بازداشت و مصیبت دادید. دیگر چرا به تهران منتقل کردید؟! از بودن من در سپیدار چرا هراس دارید؟! خون من از خون مکیه و صهبا و زهرا رنگینتر نیست. چرا جای پاک کردن گه و کثافتتان در زندانها، زندان مرا عوض کردید؟!
من زاده و ساکن خوزستانام و پایم را به زندان اوین نخواهم گذاشت. بنابر آییننامهی خودتان موظف هستید مرا به سپیدار منتقل کنید. من به زندان سپیدار خواهم رفت و شما هم موظف هستید پاسخگوی ستم سیاهی باشید که در آن زندان حاکم است.
خانوادهام جان و مالِ سفر هفتهای به تهران را ندارند. هفتهای ۱۷ ساعت طی کردن مسیر ناممکن است. از همین رو اگر به زندان اوین منتقل شوم به هیچ عنوان داخل بند نخواهم رفت و درب دفتر ریاست نسوان خواهم ماند تا به مطالبهی بر حقام برسم. شما ظالمانه گرفتید و شکنجه کردید و حبس بریدید. این چه ستمیست که من حتی حق ندارم در سرزمینی که شاهد رنجهایش بودهام محبوس باشم.
نوشته سپیده قلیان: اینستاگرام
Website: www.cfppi.org
Twitter: @Irancfppi
Instagram: www.instagram.com/cfppi
Telegram: channel: @cfppi2018
E-mail: cfppiiran2006@gmail.com
Forwarded from Deleted Account
گزارشی از وضعیت زندان تهران بزرگ
معتادشان کن تا حاکم بماند
زندانیان قیام آبان ماه ۹۸ چه وضعیتی دارند و چه بلاهایی برسرشان می آورند؟
سه روز اعتراض بیش از هزار کشته و صدها زندانی که زجر بیشتری از آنها که جان سپرده اند را تحمل می کنند. تحمل حبس در بندهایی که اداره کنندگان آنها سارق و مواد فروش هستند. این نه بر حسب اتفاق، بلکه کاملا عامدانه است. همین بلا را بر سر مردمی که در اعتراض های سال ۹۶ و ۹۷ دستگیر کردند نیز آوردند. توسط همین اشخاص تعدادی از جوانهایی که در راهپیمایی های اعتراضی دستگیر شده و به تیپ یک زندان تهران بزرگ منتقل شده بودند معتاد شدند. شخصی به نام وحید صفری زندانی محبوب اداره زندان تهران بزرگ، که بابت ارتکاب جرائمی از قبیل سرقت مقرون به آزار و فروش مواد مخدر محکوم به تحمل حبس شده است، به دستور هدایت فرزادی به عنوان انتظامات و مراقب زندانیان برگزیده شده و او زندانیان را با شیوه قدیمی فریب می داد و آلوده به مواد مخدر می کرد. به آنها که تحمل حبس برایشان دشوار شده بود می گفت در صورت استعمال مواد مخدر تحمل حبس برایشان آسانتر می شود، می گفت شیشه بکش تا شیشه هم به جای تو حبس بکشد. پس از به قتل رسیدن زنده یاد علیرضا شیر محمد علی سوییت مخوف تهران بزرگ تخلیه شد، هدایت فرزادی ارتقا درجه گرفت و پستی با زحمتی کمتر و حقوق بیشتر نصیبش شد و حالا هم آن کس که مقصر اصلی کشته شدن علیرضا ومعتاد شدن ده ها جوان بود در اداره بازرسی سازمان زندانها مشغول به کار است. وحید صفری نیز به تیپ پنج این زندان منتقل شد، جایی که امروز محل محبوس شدن جوانهایی است که در قیام آبان ماه ۹۸ و یا در اعتراضهای دی ماه سال جاری که پس از قتل عام نخبگان در هواپیمای اوکراینی رخ داد دستگیر شدند. وحید صفری که البته فقط یک عامل است و با حمایت مسئولان زندان اقدام به فروش مواد مخدر و تشویق جوانهای معترض به مصرف مواد مخدر می کند نه بر حسب اتفاق که کاملا عامدانه این بار نیز به عنوان همیار (انتظامات) انتخاب شده است و با همان شیوه قدیمی به فروش مواد مخدر و معتاد کردن جوانها ادامه می دهد. معتاد کردن جوانهای معترضی که با ظلم و فساد جنگیده اند و خواهان دگرگونی بنیادی بودند، کاملا به طور سیستماتیک رخ می دهد و پای یک مافیای کهنه کار در میان است. اینجا زندان تهران بزرگ دسترسی به کتاب و روزنامه برای زندانیان دشوارتر از دسترسی به اقسام مواد مخدر و قرص های روان گردان است. ما تعدادی از زندانیان سیاسی با نوشتن نامه های متعدد و حتی به صورت حضوری و شفاهی بارها خواستار کتاب و روزنامه شده ایم. اما مسئولین این زندان می گویند اداره کل برای این زندان سهمیه در نظر نگرفته است. در عوض شیشه، هروئین، شیره، گُل و قرص بی دو، به وفور یافت می شود و افراد با خاطری آسوده آن را مصرف می کنند.
انتظامات چند ساعت در روز درب سرویس بهداشتی و حمام را برای عموم می بندد تا مشتری هایش بدون استرس این مواد افیونی را مصرف کنند و جالب تر اینکه هنوز در این بند دوربین نصب نشده است. برای یک حکومت واپسگرا، سرکوبگر و فاسد جوانهای سالم و آگاه خطرناک اند و عجیب نیست که اینگونه شرایط را برای معتاد شدن جوانها فراهم می کنند.
زندان تهران بزرگ، بهمن ماه ۱۳۹۸
معتادشان کن تا حاکم بماند
زندانیان قیام آبان ماه ۹۸ چه وضعیتی دارند و چه بلاهایی برسرشان می آورند؟
سه روز اعتراض بیش از هزار کشته و صدها زندانی که زجر بیشتری از آنها که جان سپرده اند را تحمل می کنند. تحمل حبس در بندهایی که اداره کنندگان آنها سارق و مواد فروش هستند. این نه بر حسب اتفاق، بلکه کاملا عامدانه است. همین بلا را بر سر مردمی که در اعتراض های سال ۹۶ و ۹۷ دستگیر کردند نیز آوردند. توسط همین اشخاص تعدادی از جوانهایی که در راهپیمایی های اعتراضی دستگیر شده و به تیپ یک زندان تهران بزرگ منتقل شده بودند معتاد شدند. شخصی به نام وحید صفری زندانی محبوب اداره زندان تهران بزرگ، که بابت ارتکاب جرائمی از قبیل سرقت مقرون به آزار و فروش مواد مخدر محکوم به تحمل حبس شده است، به دستور هدایت فرزادی به عنوان انتظامات و مراقب زندانیان برگزیده شده و او زندانیان را با شیوه قدیمی فریب می داد و آلوده به مواد مخدر می کرد. به آنها که تحمل حبس برایشان دشوار شده بود می گفت در صورت استعمال مواد مخدر تحمل حبس برایشان آسانتر می شود، می گفت شیشه بکش تا شیشه هم به جای تو حبس بکشد. پس از به قتل رسیدن زنده یاد علیرضا شیر محمد علی سوییت مخوف تهران بزرگ تخلیه شد، هدایت فرزادی ارتقا درجه گرفت و پستی با زحمتی کمتر و حقوق بیشتر نصیبش شد و حالا هم آن کس که مقصر اصلی کشته شدن علیرضا ومعتاد شدن ده ها جوان بود در اداره بازرسی سازمان زندانها مشغول به کار است. وحید صفری نیز به تیپ پنج این زندان منتقل شد، جایی که امروز محل محبوس شدن جوانهایی است که در قیام آبان ماه ۹۸ و یا در اعتراضهای دی ماه سال جاری که پس از قتل عام نخبگان در هواپیمای اوکراینی رخ داد دستگیر شدند. وحید صفری که البته فقط یک عامل است و با حمایت مسئولان زندان اقدام به فروش مواد مخدر و تشویق جوانهای معترض به مصرف مواد مخدر می کند نه بر حسب اتفاق که کاملا عامدانه این بار نیز به عنوان همیار (انتظامات) انتخاب شده است و با همان شیوه قدیمی به فروش مواد مخدر و معتاد کردن جوانها ادامه می دهد. معتاد کردن جوانهای معترضی که با ظلم و فساد جنگیده اند و خواهان دگرگونی بنیادی بودند، کاملا به طور سیستماتیک رخ می دهد و پای یک مافیای کهنه کار در میان است. اینجا زندان تهران بزرگ دسترسی به کتاب و روزنامه برای زندانیان دشوارتر از دسترسی به اقسام مواد مخدر و قرص های روان گردان است. ما تعدادی از زندانیان سیاسی با نوشتن نامه های متعدد و حتی به صورت حضوری و شفاهی بارها خواستار کتاب و روزنامه شده ایم. اما مسئولین این زندان می گویند اداره کل برای این زندان سهمیه در نظر نگرفته است. در عوض شیشه، هروئین، شیره، گُل و قرص بی دو، به وفور یافت می شود و افراد با خاطری آسوده آن را مصرف می کنند.
انتظامات چند ساعت در روز درب سرویس بهداشتی و حمام را برای عموم می بندد تا مشتری هایش بدون استرس این مواد افیونی را مصرف کنند و جالب تر اینکه هنوز در این بند دوربین نصب نشده است. برای یک حکومت واپسگرا، سرکوبگر و فاسد جوانهای سالم و آگاه خطرناک اند و عجیب نیست که اینگونه شرایط را برای معتاد شدن جوانها فراهم می کنند.
زندان تهران بزرگ، بهمن ماه ۱۳۹۸
🌖 اکبر مهاجری فعال سیاسی به زندان تبریز انتقال یافت
بنا به گزارشات رسیده شده اکبر مهاجری فعال سیاسی ساکن تبریز دیروز در تماسی تلفنی از منتقل شدنش به زندان مرکزی تبریز خبر داده است.
اکبر مهاجری به همراه ۸ تن دیگر از فعالین سیاسی در جریان اعتراضات آبانماه امسال بدون شرکت در اعتراضات از طرف مامورین جمهوری اسلامی بازداشت شده و بیش از ۷۵ روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز نگهداری میشدند.
لازم به ذکر است تا بدین لحظه اطلاعی از دیگر فعالین در دست نیست و بنا به آخرین اخبار این فعالین کماکان در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز میباشند.
این فعالین عبارتند از:
۱. محمد محمودی
۲. داود شیری
۳. ایوب شیری
۴. شاهین برزگر
۵. ناصر خلوصی
۶. بابک حسینی مقدم
۷. روزبه پیری
۸. یاشار پیری
بنا به گزارشات رسیده شده اکبر مهاجری فعال سیاسی ساکن تبریز دیروز در تماسی تلفنی از منتقل شدنش به زندان مرکزی تبریز خبر داده است.
اکبر مهاجری به همراه ۸ تن دیگر از فعالین سیاسی در جریان اعتراضات آبانماه امسال بدون شرکت در اعتراضات از طرف مامورین جمهوری اسلامی بازداشت شده و بیش از ۷۵ روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز نگهداری میشدند.
لازم به ذکر است تا بدین لحظه اطلاعی از دیگر فعالین در دست نیست و بنا به آخرین اخبار این فعالین کماکان در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز میباشند.
این فعالین عبارتند از:
۱. محمد محمودی
۲. داود شیری
۳. ایوب شیری
۴. شاهین برزگر
۵. ناصر خلوصی
۶. بابک حسینی مقدم
۷. روزبه پیری
۸. یاشار پیری
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جسارت بیشتر خانواده های قربانیان فاجعه هواپیمای اوکراینی و پیشروی دادخواهی علیه جمهوری اسلامی
پس از گذشت چند هفته از فاجعه حمله موشکی جمهوری اسلامی به #هواپیمای_اوکراینی، بعد از اینکه جامعه ایران یکصدا به اعتراض علیه ابعاد جنایات جمهوری اسلامی بلند شد, اکنون خانواده قربانیان سخن میگویند.
در ویدئوی بالا #جواد_سلیمانی را می بینید که همسر خود #الناز_نبیئی را در حمله موشکی از دست داد؛ وی در مصاحبه ویدئویی رو به جامعه جهانی سخن میگوید.
پس از گذشت چند هفته از فاجعه حمله موشکی جمهوری اسلامی به #هواپیمای_اوکراینی، بعد از اینکه جامعه ایران یکصدا به اعتراض علیه ابعاد جنایات جمهوری اسلامی بلند شد, اکنون خانواده قربانیان سخن میگویند.
در ویدئوی بالا #جواد_سلیمانی را می بینید که همسر خود #الناز_نبیئی را در حمله موشکی از دست داد؛ وی در مصاحبه ویدئویی رو به جامعه جهانی سخن میگوید.
آبان ادامه دارد...
اسامی ۹۷ نفر از بازداشتشدگان اعتراضات آبان که در زندان فشافویه محبوس هستند منتشر شده است.
بیش از ۳۰۰ زندانی اعتراضات آبانماه همچنان در زندان فشافویه زندانی هستند.
این زندانیان در سالن ۲ تیپ ۵ زندان فشافویه در شرایط نامناسب زندانی هستند. تیپ ۵ فشافویه، از تیپهای تازهساز این زندان است و امکانات رفاهی بسیار محدودی دارد. زندانیان از امکانات اولیهای چون فرش و تلویزیون نیز بیبهره هستند و امکانات زندان را خود ایشان تکمیل میکنند.
اکثریت معترضین زندانی در محدوده سنی ۱۸ تا ۲۱ سال قرار دارند و در تهران و شهرهای اطراف آن بازداشت شدهاند. از میان معترضین، کسانی که به وسیله قرارگاه ثارالله سپاه تهران بازداشت شدهاند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند.
سیر قضایی
پرونده اغلب این معترضین در دادسرای ملارد در جریان است . بازجوییهای بیشتر این افراد در زندان فشافویه انجام شده و حتی دفاع آخر آنها هم در همین زندان و توسط آقای محمد نصیرپور رئیس شعبه ۲ دادسرای انقلاب اخذ شده است.
علیرغم گذشت بیش از دو ماه از اعتراضات آبان ۹۸، حداقلهای دادرسی عادلانه نیز در رابطه با این زندانیان رعایت نشده است.
اسامی ۹۷ نفر از بازداشتشدگان اعتراضات آبان که در زندان فشافویه محبوس هستند منتشر شده است.
بیش از ۳۰۰ زندانی اعتراضات آبانماه همچنان در زندان فشافویه زندانی هستند.
این زندانیان در سالن ۲ تیپ ۵ زندان فشافویه در شرایط نامناسب زندانی هستند. تیپ ۵ فشافویه، از تیپهای تازهساز این زندان است و امکانات رفاهی بسیار محدودی دارد. زندانیان از امکانات اولیهای چون فرش و تلویزیون نیز بیبهره هستند و امکانات زندان را خود ایشان تکمیل میکنند.
اکثریت معترضین زندانی در محدوده سنی ۱۸ تا ۲۱ سال قرار دارند و در تهران و شهرهای اطراف آن بازداشت شدهاند. از میان معترضین، کسانی که به وسیله قرارگاه ثارالله سپاه تهران بازداشت شدهاند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند.
سیر قضایی
پرونده اغلب این معترضین در دادسرای ملارد در جریان است . بازجوییهای بیشتر این افراد در زندان فشافویه انجام شده و حتی دفاع آخر آنها هم در همین زندان و توسط آقای محمد نصیرپور رئیس شعبه ۲ دادسرای انقلاب اخذ شده است.
علیرغم گذشت بیش از دو ماه از اعتراضات آبان ۹۸، حداقلهای دادرسی عادلانه نیز در رابطه با این زندانیان رعایت نشده است.
بیانیه مشترک تشکلهای مستقل در رابطه با افزایش حداقل دستمزد و حقوق سال 1399
وجود تورم بالای 40 درصد در نیمه اول سال جاری رمق زندگی را از کارگران، معلمان، بازنشستگان، بیکاران و کلیه مزدبگیران کم درآمد و عموم مردم زحمتکش و محروم را فراتر از سالهای گذشته گرفته بود تا اینکه شب 24 آبان 98 دولت برای جبران کسری بودجه اش به طرزی غارتگرانه دست در جیب مردم برد و قیمت بنزین را سه برابر افزایش داد.
مردم جامعه از کارگر گرفته تا معلم و بازنشسته و بیکار و غیره که تأثیر افزایش بنزین توسط حکومت را بارها بر زندگی خود تجربه کرده و میدانستند به دنبال افزایش قیمت بنزین همچون افزایش چند باره قیمت دلار، قیمت دیگر کالاهای مورد نیاز زندگی فورا و سرسام آور بالا خواهد رفت، برای دفاع از حق زندگیشان بلافاصله خیابانهای شهرها را به میدان اعتراض تبدیل کرده ، وسیعا به خیابان آمدند و صدای اعتراضشان را نه تنها به گرانی بنزین، بلکه علیه 40 سال سرکوب، چپاول و به تباهی کشانده شدن زندگیشان توسط غارتگران بلند کردند.
اکنون برمتن سرکوب های خونین این خیزش ها که تا به امروز نیز ادامه دارد و در دل شدیدترین فشارهای معیشتی و اعتراض های مردم، نمایش هر ساله مذاکرات حکومتی "شورای عالی کار" برای افزایش دستمزد کارگران از آذر ماه شروع و همچنان ادامه دارد.
سال ها این سناریوی تعیین مزد در حالی بهمین سبک و سیاق اجرا میشود که نیروی کارمزدی فاقد تشکل های مستقل قدرتمند و سراسری برای دفاع از سطح معیشت خود هستند.امسال بویژه قصد دارند که به بهانه نبودن بودجه درصدی تحقیر آمیز به دستمزد و حقوق مزدبگیران اضافه کرده که همان هم پیشاپیش با افزایش نرخ تورم هنوز دریافت نشده، بازپس گرفته میشود.
نباید هیچ بهانه و توجیهی مبنی بر نبود بودجه و یا عدم توانائی کارفرمایان و سازمانها در پرداخت دستمزدها و حقوق های مورد مطالبه ی شاغلین و بازنشستگان را پذیرفت. زیرا جامعه شاهد بود که چگونه و با قید سه فوریت برای سپاه قدس بودجه 200 میلیون یوروئی علاوه بر بودجه مصوب قبلی را تخصیص دادند.
دولت مؤظف است علاوه بر پذیرش حداقل دستمزد و حقوق ماهانه همه مزدبگیران مطابق هزینه کارشناسی شده "سبدمعیشت خانوار" که درشرایط فعلی به میزان 9 میلیون تومان برآورد میشود، بودجه کافی نیز برای پرداخت بیمه بیکاری به همه بیکاران، تأمین زندگی کودکان کار و درمان مناسب و رایگان، اختصاص دهد.
ما کارگران، معلمان، بازنشستگان و کلیه مزدبگیران در صورت عدم تحقق مطالبه ی مذکور، حق خود می دانیم که به هر شکل ممکن، علیه این همه تبعیض و بیعدالتی درهمه مراکز کارگری، مدارس و دانشگاه ها، خيابان ها و مقابل مراکز دولتی و حکومتی اعتراضی همه جانبه نماییم.
٩٨/١١/١٢
1- اتحاد بازنشستگان ایران
2- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
3- سندیکای نقاشان البرز
4- شورای بازنشستگان ایران
5- بخشی از بازنشستگان فولاد
6- گروه 19 اسفند
7-گروه بازنشستگان تامین اجتماعی
8-گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای آذربایجان
9- جمعی از فعالین لغو کار کودکان
10-جمعی از فعالین کارگری سنندج
لیست در حال تکمیل شدن میباشد
وجود تورم بالای 40 درصد در نیمه اول سال جاری رمق زندگی را از کارگران، معلمان، بازنشستگان، بیکاران و کلیه مزدبگیران کم درآمد و عموم مردم زحمتکش و محروم را فراتر از سالهای گذشته گرفته بود تا اینکه شب 24 آبان 98 دولت برای جبران کسری بودجه اش به طرزی غارتگرانه دست در جیب مردم برد و قیمت بنزین را سه برابر افزایش داد.
مردم جامعه از کارگر گرفته تا معلم و بازنشسته و بیکار و غیره که تأثیر افزایش بنزین توسط حکومت را بارها بر زندگی خود تجربه کرده و میدانستند به دنبال افزایش قیمت بنزین همچون افزایش چند باره قیمت دلار، قیمت دیگر کالاهای مورد نیاز زندگی فورا و سرسام آور بالا خواهد رفت، برای دفاع از حق زندگیشان بلافاصله خیابانهای شهرها را به میدان اعتراض تبدیل کرده ، وسیعا به خیابان آمدند و صدای اعتراضشان را نه تنها به گرانی بنزین، بلکه علیه 40 سال سرکوب، چپاول و به تباهی کشانده شدن زندگیشان توسط غارتگران بلند کردند.
اکنون برمتن سرکوب های خونین این خیزش ها که تا به امروز نیز ادامه دارد و در دل شدیدترین فشارهای معیشتی و اعتراض های مردم، نمایش هر ساله مذاکرات حکومتی "شورای عالی کار" برای افزایش دستمزد کارگران از آذر ماه شروع و همچنان ادامه دارد.
سال ها این سناریوی تعیین مزد در حالی بهمین سبک و سیاق اجرا میشود که نیروی کارمزدی فاقد تشکل های مستقل قدرتمند و سراسری برای دفاع از سطح معیشت خود هستند.امسال بویژه قصد دارند که به بهانه نبودن بودجه درصدی تحقیر آمیز به دستمزد و حقوق مزدبگیران اضافه کرده که همان هم پیشاپیش با افزایش نرخ تورم هنوز دریافت نشده، بازپس گرفته میشود.
نباید هیچ بهانه و توجیهی مبنی بر نبود بودجه و یا عدم توانائی کارفرمایان و سازمانها در پرداخت دستمزدها و حقوق های مورد مطالبه ی شاغلین و بازنشستگان را پذیرفت. زیرا جامعه شاهد بود که چگونه و با قید سه فوریت برای سپاه قدس بودجه 200 میلیون یوروئی علاوه بر بودجه مصوب قبلی را تخصیص دادند.
دولت مؤظف است علاوه بر پذیرش حداقل دستمزد و حقوق ماهانه همه مزدبگیران مطابق هزینه کارشناسی شده "سبدمعیشت خانوار" که درشرایط فعلی به میزان 9 میلیون تومان برآورد میشود، بودجه کافی نیز برای پرداخت بیمه بیکاری به همه بیکاران، تأمین زندگی کودکان کار و درمان مناسب و رایگان، اختصاص دهد.
ما کارگران، معلمان، بازنشستگان و کلیه مزدبگیران در صورت عدم تحقق مطالبه ی مذکور، حق خود می دانیم که به هر شکل ممکن، علیه این همه تبعیض و بیعدالتی درهمه مراکز کارگری، مدارس و دانشگاه ها، خيابان ها و مقابل مراکز دولتی و حکومتی اعتراضی همه جانبه نماییم.
٩٨/١١/١٢
1- اتحاد بازنشستگان ایران
2- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
3- سندیکای نقاشان البرز
4- شورای بازنشستگان ایران
5- بخشی از بازنشستگان فولاد
6- گروه 19 اسفند
7-گروه بازنشستگان تامین اجتماعی
8-گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای آذربایجان
9- جمعی از فعالین لغو کار کودکان
10-جمعی از فعالین کارگری سنندج
لیست در حال تکمیل شدن میباشد
بیانیه انجمن صنفی فرهنگیان شاغل وبازنشسته کرمانشاه
در حمایت از همکاران انجمن صنفی خراسان شمالی
آتشم در جان
ولی از شکوه لب خاموش بود.
زندان 41سال
شلاق222ضربه
تبعید :سرای وطن
توبیخ:درج در پرونده انسانی آنها
اینبار هفت معلم از شمال شرقی ایران ادامه دهنده راه انبیا!!!
جرم آنها اختلاس دزدی و غارت اموال عمومی نیست.
تنها طلب معیشت ،زندگی بهتر،اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری،لغو خصوصی سازی آموزش و رایگان شدن آموزش طبق قانون اساسی است.
این تکرار مکررات همواره ادامه دارد.
زیرا در یک سو حکومتیان قرار دارند.
ودر سویی دیگر فعالین صنفی که اینبار آتش در جان دارند.
ولب خاموش آنها با عمیقتر وگسترده تر شدن اعتراضات در دفاع از همکاران خود آتشفشان خواهد شد.
صادر کنندگان چنین احکامی بدانند.
ازجمله مهمترین ملاکهای مشروعیت هرنظامی رفتار عادلانه با منتقدین و چگونگی تعامل با اهالی فرهنگ بوده وهست.
درحالیکه اختلاسگران و دشمنان آرامش جامعه بدون کوچکترین مانعی همچنان مشغول وارد نمودن خسارتهای جبران ناپذیر به منافع ملی وسلامت جسم و روان مردم هستند،همکاران فرهنگی ما بجرم مطالبه گری معیشتی برقراری عدالت آموزشی با اعتراضات کاملا مدنی و بدور از هرگونه خشونت به تبعیضات نهادینه شده درکشور،باید خود وخانواده هایشان به اشکال مختلف مورد انواع آزار و اذیت از قبیل،توبیخ،تبعید،زندان وبعضا اخراج مواجه شوند.
انجمن صنفی فرهنگیان شاغل وبازنشسته کرمانشاه ضمن محکوم کردن احکام صادره برای همکاران عضو انجمن صنفی خراسان شمالی خواستار لغو احکام غیر انسانی بر علیه این همکاران می باشد.
۹۸/۱۱/۱۱
در حمایت از همکاران انجمن صنفی خراسان شمالی
آتشم در جان
ولی از شکوه لب خاموش بود.
زندان 41سال
شلاق222ضربه
تبعید :سرای وطن
توبیخ:درج در پرونده انسانی آنها
اینبار هفت معلم از شمال شرقی ایران ادامه دهنده راه انبیا!!!
جرم آنها اختلاس دزدی و غارت اموال عمومی نیست.
تنها طلب معیشت ،زندگی بهتر،اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری،لغو خصوصی سازی آموزش و رایگان شدن آموزش طبق قانون اساسی است.
این تکرار مکررات همواره ادامه دارد.
زیرا در یک سو حکومتیان قرار دارند.
ودر سویی دیگر فعالین صنفی که اینبار آتش در جان دارند.
ولب خاموش آنها با عمیقتر وگسترده تر شدن اعتراضات در دفاع از همکاران خود آتشفشان خواهد شد.
صادر کنندگان چنین احکامی بدانند.
ازجمله مهمترین ملاکهای مشروعیت هرنظامی رفتار عادلانه با منتقدین و چگونگی تعامل با اهالی فرهنگ بوده وهست.
درحالیکه اختلاسگران و دشمنان آرامش جامعه بدون کوچکترین مانعی همچنان مشغول وارد نمودن خسارتهای جبران ناپذیر به منافع ملی وسلامت جسم و روان مردم هستند،همکاران فرهنگی ما بجرم مطالبه گری معیشتی برقراری عدالت آموزشی با اعتراضات کاملا مدنی و بدور از هرگونه خشونت به تبعیضات نهادینه شده درکشور،باید خود وخانواده هایشان به اشکال مختلف مورد انواع آزار و اذیت از قبیل،توبیخ،تبعید،زندان وبعضا اخراج مواجه شوند.
انجمن صنفی فرهنگیان شاغل وبازنشسته کرمانشاه ضمن محکوم کردن احکام صادره برای همکاران عضو انجمن صنفی خراسان شمالی خواستار لغو احکام غیر انسانی بر علیه این همکاران می باشد.
۹۸/۱۱/۱۱
️ بیانیه کانون صنفی معلمان #همدان در اعتراض به صدور احکام قضایی علیه فعالان صنفی معلمان #خراسانشمالی و ایجاد فضای امنیتی علیه فعالیتهای صنفی
به نام خداوند جان و خرد
"اعتراض مجاز اما اغتشاش ممنوع است".
این جمله و مضامینی قریب به این، بارها و بارها در اظهارات مسئولانِ طراز اول کشور در سالهای اخیر شنیده شدهاست. جملهای کاملاً روشن و همهکس فهم که نیاز به هیچ تفسیر و توضیحی ندارد.
امّا سوال مردم از مسئولان این است:
_"شما" کدام مورد از اعتراضاتِ آرام و مدنیِ مردم را پذیرفتهاید و با آن مواجههای محترمانه داشتهاید؟
_ کدام بار صدای معترضان را شنیدهاید و به خواستههای آنها رسیدگی کردهاید؟
_ کدام بار با مردمِ معترض بهعنوان شهروندانِ ذیحق و با کرامت برخورد نموده و علیه آنها پروندهسازی نکردهاید؟
در اعتراضات صنفی فرهنگیان کشور در دو دههی اخیر در تهران و استانهای سراسرِ کشور، کدام اغتشاش و آشوبگری رخ دادهاست؟
پس چرا بر خلافِ قانون، منطق، اخلاق و حتی برخلاف ادعای خودتان، پاسخِ اعتراضهای کاملاً آرام و خواستههای برحقِ آنها را با احضار، بازداشت، پروندهسازی، محاکمه، تبعید و زندان میدهید؟
_چرا چیزی را میگویید که به آن عمل نمیکنید؟
_چرا اعمالتان هم راستا با سخنانتان نیست؟
_چرا بهزعم شما اعتراض به عملکرد حاکمان در سایر کشورها امری پسندیده و در اینجا گناهی نابخشودنیاست؟
آقایان محمودبهشتی لنگرودی، اسماعیلعبدی، محمدحبیبی، عبدالرضاقنبری، رسول بداقی، علیاکبرباغانی، سیدمحمودباقری و... کدامین اغتشاش و آشوب و تخریب اموال عمومی را رقم زدهاند که به سالها زندان محکوم شدهاند؟
#اسماعیل_عبدی و #محمودبهشتی به جز دلسوزی برای فرزندان این کشور کدام گناه را مرتکب شدهاند که حتی از حقِ قانونیِ آزادی مشروط محروم هستند؟
#محمدحبیبی به کدامین گناه باید حتی در زندان نیز مغضوب شما واقع شود و به زندان بزرگ تهران منتقل شود؟
#اسکندرلطفی و #جعفرابراهیمی به جز فعالیت صنفی و پیگیری حقوق معلمان و دانشآموزان کدام جُرم نا بخشودنی را مرتکب شدهاند که علیه آنان پرونده سازی میکنید؟
و در تازهترین اقدام علیه کنشگران صنفی خراسان شمالی که خواستهی برحق و قانونیِ آنها حقوق شایسته برای فرهنگیان و آموزش برابر و رایگان برای دانشآموزانِ این سرزمین است، احکام سنگینِ حبس و شلاق و تبعید صادر نمودهاید:
▫️محمدرضارمضانزاده ۱۵ سالزندان، ۷۴ ضربه شلاق، سه میلیون جریمه نقدی
▫️حسین_رمضانپور ۷سالزندان و۷۴ ضربه شلاق
▫️حمیدرضارجایی ۴چهارسال
▫️علیفروتن ۳سالو ۸ ماه
▫️مصطفیرباطی ۳سالو ۸ ماه
▫️سعیدحقپرست ۳سالو ۸ ماه
▫️حسنجوهری ۳سالو ۸ ماه
صدور ۴۱ سال زندان برای ۷ فعال صنفی با کدام منطق سازگار است؟
کانون معلمان همدان ضمن محکوم نمودن صدور چنین آرایی برای نمایندگان صنفی معلمان، اعلام میدارد که این آرا به هیچ وجه برای خانوادهی بزرگ فرهنگیان قابل پذیرش نیست و چنین مواجههای توسط حاکمیت با اعتراضات آرام و خواستههای صنفی و برحقِ جامعهی معلمان، به موج ناامیدی، نارضایتی و بیاعتمادی عمومی به مسئولان کشور دامن خواهد زد و بر عمق شکاف بین مردم و مسئولان خواهد افزود:
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
کانون صنفی معلمان همدان
۱۱ بهمن ۱۳۹۸
به نام خداوند جان و خرد
"اعتراض مجاز اما اغتشاش ممنوع است".
این جمله و مضامینی قریب به این، بارها و بارها در اظهارات مسئولانِ طراز اول کشور در سالهای اخیر شنیده شدهاست. جملهای کاملاً روشن و همهکس فهم که نیاز به هیچ تفسیر و توضیحی ندارد.
امّا سوال مردم از مسئولان این است:
_"شما" کدام مورد از اعتراضاتِ آرام و مدنیِ مردم را پذیرفتهاید و با آن مواجههای محترمانه داشتهاید؟
_ کدام بار صدای معترضان را شنیدهاید و به خواستههای آنها رسیدگی کردهاید؟
_ کدام بار با مردمِ معترض بهعنوان شهروندانِ ذیحق و با کرامت برخورد نموده و علیه آنها پروندهسازی نکردهاید؟
در اعتراضات صنفی فرهنگیان کشور در دو دههی اخیر در تهران و استانهای سراسرِ کشور، کدام اغتشاش و آشوبگری رخ دادهاست؟
پس چرا بر خلافِ قانون، منطق، اخلاق و حتی برخلاف ادعای خودتان، پاسخِ اعتراضهای کاملاً آرام و خواستههای برحقِ آنها را با احضار، بازداشت، پروندهسازی، محاکمه، تبعید و زندان میدهید؟
_چرا چیزی را میگویید که به آن عمل نمیکنید؟
_چرا اعمالتان هم راستا با سخنانتان نیست؟
_چرا بهزعم شما اعتراض به عملکرد حاکمان در سایر کشورها امری پسندیده و در اینجا گناهی نابخشودنیاست؟
آقایان محمودبهشتی لنگرودی، اسماعیلعبدی، محمدحبیبی، عبدالرضاقنبری، رسول بداقی، علیاکبرباغانی، سیدمحمودباقری و... کدامین اغتشاش و آشوب و تخریب اموال عمومی را رقم زدهاند که به سالها زندان محکوم شدهاند؟
#اسماعیل_عبدی و #محمودبهشتی به جز دلسوزی برای فرزندان این کشور کدام گناه را مرتکب شدهاند که حتی از حقِ قانونیِ آزادی مشروط محروم هستند؟
#محمدحبیبی به کدامین گناه باید حتی در زندان نیز مغضوب شما واقع شود و به زندان بزرگ تهران منتقل شود؟
#اسکندرلطفی و #جعفرابراهیمی به جز فعالیت صنفی و پیگیری حقوق معلمان و دانشآموزان کدام جُرم نا بخشودنی را مرتکب شدهاند که علیه آنان پرونده سازی میکنید؟
و در تازهترین اقدام علیه کنشگران صنفی خراسان شمالی که خواستهی برحق و قانونیِ آنها حقوق شایسته برای فرهنگیان و آموزش برابر و رایگان برای دانشآموزانِ این سرزمین است، احکام سنگینِ حبس و شلاق و تبعید صادر نمودهاید:
▫️محمدرضارمضانزاده ۱۵ سالزندان، ۷۴ ضربه شلاق، سه میلیون جریمه نقدی
▫️حسین_رمضانپور ۷سالزندان و۷۴ ضربه شلاق
▫️حمیدرضارجایی ۴چهارسال
▫️علیفروتن ۳سالو ۸ ماه
▫️مصطفیرباطی ۳سالو ۸ ماه
▫️سعیدحقپرست ۳سالو ۸ ماه
▫️حسنجوهری ۳سالو ۸ ماه
صدور ۴۱ سال زندان برای ۷ فعال صنفی با کدام منطق سازگار است؟
کانون معلمان همدان ضمن محکوم نمودن صدور چنین آرایی برای نمایندگان صنفی معلمان، اعلام میدارد که این آرا به هیچ وجه برای خانوادهی بزرگ فرهنگیان قابل پذیرش نیست و چنین مواجههای توسط حاکمیت با اعتراضات آرام و خواستههای صنفی و برحقِ جامعهی معلمان، به موج ناامیدی، نارضایتی و بیاعتمادی عمومی به مسئولان کشور دامن خواهد زد و بر عمق شکاف بین مردم و مسئولان خواهد افزود:
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
کانون صنفی معلمان همدان
۱۱ بهمن ۱۳۹۸
💥وضعیت جسمی سیامک اشرفی وخيم گزارش شده است
سیامک اشرفی زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیە از روز سهشنبه ۱ بهمن دست به اعتصاب غذاز ده است .
بنابر گزارشات وی از لحاظ جسمی در وضعیت نامساعدی بسر میبرد.
این زندانی سیاسی در اعتراض به بیپاسخ ماندن درخواست آزادی مشروط و بی احترامی مسئولین زندان و کارمندان شعبە ٩ اجرای احکام بە خانوادەاش در حین پیگیری پروندە دست به اعتصاب زده است.
#زنداني_سياسي_ازاد_بايد_گردد
#معلم_زنداني_ازاد_بايد_گردد
#كارگر_زنداني_ازاد_بايد_گردد
#صداي_ازاديش_باشيم
سیامک اشرفی زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیە از روز سهشنبه ۱ بهمن دست به اعتصاب غذاز ده است .
بنابر گزارشات وی از لحاظ جسمی در وضعیت نامساعدی بسر میبرد.
این زندانی سیاسی در اعتراض به بیپاسخ ماندن درخواست آزادی مشروط و بی احترامی مسئولین زندان و کارمندان شعبە ٩ اجرای احکام بە خانوادەاش در حین پیگیری پروندە دست به اعتصاب زده است.
#زنداني_سياسي_ازاد_بايد_گردد
#معلم_زنداني_ازاد_بايد_گردد
#كارگر_زنداني_ازاد_بايد_گردد
#صداي_ازاديش_باشيم
گزارشی از آخرین وضعیت رضوانه احمدخانبیگی در بند زنان زندان اوین
رضوانه احمدخانبیگی، فعال سیاسی در تاریخ ۲۷ آبان ماه در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران بازداشت و در تاریخ ۲۱ آذرماه با پایان مراحل بازجویی به بند زنان زندان اوین منتقل شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رضوانه احمدخانبیگی در تاریخ ۱۲ بهمن ماه امسال در شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد. این فعال سیاسی پیشتر در پروندهای دیگر توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۴ سال و ۵ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
امروز جمعه ۱۱ بهمن ماه ۱۳۹۸، رضوانه احمدخانبیگی، فعال مدنی با گذشت یک و ماه و نیم از زمان بازداشت، کماکان در بند زنان زندان اوین بسر میبرد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
رضوانه احمدخانبیگی، فعال سیاسی در تاریخ ۲۷ آبان ماه در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران بازداشت و در تاریخ ۲۱ آذرماه با پایان مراحل بازجویی به بند زنان زندان اوین منتقل شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رضوانه احمدخانبیگی در تاریخ ۱۲ بهمن ماه امسال در شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد. این فعال سیاسی پیشتر در پروندهای دیگر توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۴ سال و ۵ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
امروز جمعه ۱۱ بهمن ماه ۱۳۹۸، رضوانه احمدخانبیگی، فعال مدنی با گذشت یک و ماه و نیم از زمان بازداشت، کماکان در بند زنان زندان اوین بسر میبرد.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
🌖اعتراضات آبان؛ گزارشی از آخرین وضعیت رضا بیجوند در زندان تهران بزرگ
رضا بیجوند در تاریخ ۲۲ آذرماه به دلیل حضور در اعتراضات سراسری آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در شهر ملارد بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی به زندان تهران بزرگ منتقل شد. پدر رضا بیجوند روز چهارشنبه ۹ بهمن ماه در جریان حادثه رانندگی جان خود را از دست داد، با این حال مسئولین زندان از حضور این زندانی در مراسم خاکسپاری پدرش جلوگیری کردهاند.
رضا بیجوند، پس از حدود چهل روز به دلیل عدم توانایی در تامین قرار وثیقه در بازداشت بسر میبرد.
گفته میشود ماموران با چک کردن دوربینهای خیابان پس از چند روز او را شناسایی کرده بودند.
پرونده رضا بیجوند در بازپرسی دادسرای ملارد در حال رسیدگی است و اتهام این زندانی «اجتماع و تبانی» از طریق حضور در تجمعات اعتراضی عنوان شده است.
رضا بیجوند در تاریخ ۲۲ آذرماه به دلیل حضور در اعتراضات سراسری آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در شهر ملارد بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی به زندان تهران بزرگ منتقل شد. پدر رضا بیجوند روز چهارشنبه ۹ بهمن ماه در جریان حادثه رانندگی جان خود را از دست داد، با این حال مسئولین زندان از حضور این زندانی در مراسم خاکسپاری پدرش جلوگیری کردهاند.
رضا بیجوند، پس از حدود چهل روز به دلیل عدم توانایی در تامین قرار وثیقه در بازداشت بسر میبرد.
گفته میشود ماموران با چک کردن دوربینهای خیابان پس از چند روز او را شناسایی کرده بودند.
پرونده رضا بیجوند در بازپرسی دادسرای ملارد در حال رسیدگی است و اتهام این زندانی «اجتماع و تبانی» از طریق حضور در تجمعات اعتراضی عنوان شده است.
💥تداوم بازداشت فرانه منصوری و سامان شیروانی
با گذشت ۱۰ روز از بازداشت فرانه منصوری و همسرش سامان شیروانی ساکن قائمشهر، همچنان از دلایل بازداشت و محل نگهداری آنها اطلاعی در دست نیست. این زوج بهایی پیشتر در تاریخ ۳ بهمن ماه توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شدند و در این مدت از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانوادههای خود محروم بودهاند. علاوه بر این سامان شیروانی به دلیل بیماری دستگاه گوارش نیاز به مراقبت پزشکی دارد.
با گذشت ۱۰ روز از بازداشت فرانه منصوری و همسرش سامان شیروانی ساکن قائمشهر، همچنان از دلایل بازداشت و محل نگهداری آنها اطلاعی در دست نیست. این زوج بهایی پیشتر در تاریخ ۳ بهمن ماه توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شدند و در این مدت از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانوادههای خود محروم بودهاند. علاوه بر این سامان شیروانی به دلیل بیماری دستگاه گوارش نیاز به مراقبت پزشکی دارد.
#بیانیهکانونصنفیفرهنگیانگیلان درمحکومیتاحکامقضایی ۷معلم خراسانی
بنام خداوند جان و خرد
چنین که هست نماند قرار دولت و ملک
که هر شبی را بی اختلاف روزی هست
چو دست دست تو باشد دراز چندان کن
که دست دست تو باشد اگر بگردد دست
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
خبر احکام ناعادلانه و نا باورانه ی کنشگران صنفی خراسان شمالی موجب بهت و حیرت نه تنها فعالان صنفی که موجب تاثر و حیرت اقشار مختلف جامعه شده است.باورش سخت است که دستگاه قضا چنین دست جفا گشوده باشد و بال جور گسترده و شریف ترین قشر مزد بگیر و نگران آموزش و کیفیت مطلوب آن را به شمشیر جفای قضا آغشته باشد.خبر شوک آور است. هفت نفر از کنشگران شناخته شده خراسان شمالی مجموعا به چهل و چند سال زندان و شلاق محکوم شده اند. این حکم سنگین و این حجم از کینه به کدامین گناه دامن آنان را گرفته است ؟اختلاس و ارتشا؟!!!غارت اموال ملی؟!!!سو استفاده از قدرت و موقعیت؟!!!سرکوب مردم؟ظاهرا موارد بالا نه تعقیب قضایی دارد و نه شماتت اخلاقی.آنچه جرم است کنشگری صنفی و مطالبه گری است.سرنوشت مغموم کنشگران صادق و معلمان راستینی چون #رسول_بداقی٬ #عبدالرضاقنبری٬ #محمودبهشتی_لنگرودی٬ #اسماعیل_عبدی #محمدحبیبی٬ #مختاراسدی٬ #محسن_عمرانی٬#روح_ا...مردانی و اینک صدور چنین احکام غیر حقوقی برای کنشگران صنفی خراسان شمالی گواه موید ادعای ماست. محمدرضا رمضان زاده که به زندان و شلاق محکوم شده است همراه فعالان صنفی دیگر پس از فراخون شورای هماهنگی برای جمع آوری کمک به مناطق زلزله زده به کرمانشاه و سر پل زهاب رفت و در دو نوبت با مدیر کل آموزش و پرورش این استان و رئیس آموزش و پرورش سرپل ذهاب ملاقات داشت و نقش فعال و تعیین کننده ای در احداث ۱۶ کانکس در مدت بسیار کم در سر پل زهاب برای جایگزینی مدارس تخریبی ایفا کرد.اما جای شگفتی است که فرادستان قضایی به جای تقدیر ازخدماتش اوو دوستانش را تعزیر کرده اند.رمضانزاده در ۹ شهریور ۹۷ قبل از برگزاری تجمعات و تحصن های کشوری همراه با اعضای هیئت مدیره کانون های صنفی استان های مختلف ایران در دیداری که با وزیر وقت آموزش و پرورش محمد بطحایی داشت٬ هشدارهای لازم را داد و گفت مهر را با مهر آغاز کنید.کاش نوار صحبت های آن جلسه و سخنان دیگر کنشگران صنفی همچون آقایان اسکندر لطفی و جعفر ابراهیمی٬منتشر شود تا جامعه ایرانی بیش از پیش دریابد که فعالان صنفی با وزیر آموزش و پرورش از کدامین دردها گفتند و شگفتا که وزیر وقت بر همه ی آنها بسیار همدلانه صحه گذاشت و حتی در مقام مقایسه حوزه کنشگری صنفی با سایر سهم خواهان قدرت٬ سخنان ستایش آمیزی درباره آنان گفت اما او خیلی زود با یاد بردن این جلسه و حرف هایی که بدان باور نداشت٬ آموزش و پرورش و دغدغه های صادقانه کنشگران در پیاده کردن درست سیاست آموزش رایگان و مبارزه با پولی شدن مدارس را وا نهاد و به نهادی رفت که اساس مدیریتش بر کسب پول برای تحصیل بنا شده است.نیم نگاهی به همین ماجرا به خوبی نشان می دهد که چرا باید اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی خراسان شمالی آقایان محمدرضا رمضانزاده به ۱۵ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق و سه میلیون جریمه نقدی٬حسین رمضانپور هشت سال زندان و دو بار ۷۴ ضربه شلاق حمید رضا رجایی چهار سال زندان و محرومیت از فعالیت های حزبی و نیز آقایان علی فروتن٬مصطفی رباطی٬سعید حق پرست و حسن جوهری هریک به ۴۴ ماه زندان محکوم شوند.این احکام وهن نظام قضایی است.سخره گرفتن حق و عدالت و به دار آویختن همه ی شئونات حقوقی است.سعدی وار باید نظام قضایی ایران و قاضیانی چنین از دانش حقوقی تهی و حق ستیز را خطاب قرار داد و گفت:«مکن که مظلمه خلق را جزایی هست»و به یاران صنفی خویش نیز از سروش رهگشای افصح المتکلمین چنین مژده می آوریم:«مظلوم دست بسته ی مغلوب را بگوی تا چشم بر قضا کند و صبر بر جفا کاین دست بسته را بگشایند عاقبت و آن گشاده باز ببندند بر قفا»
کانون صنفی فرهنگیان گیلان ضمن محکوم کردن صدور احکام ناعادلانه برای ۷ معلم خراسانی انتظار دارد دادگاه تجدید نظر با ابطال این احکام ٬دست التجا به دامن وفا زند و قلم رد بر علم جفا افکند. عقد حقد بزداید و رزق فسق از بساط سیاست و قضاوت برهاند و عهد عشق بگشاید.اگر قرار است جمهوری پاینده باشد و دین رحمانی زاینده٬ضروری است که بزرگان قوم در کار خیر شتاب کنند.دست قاضیان جور را از تعدی به ساحت معلمان و دیگر اقشار زحمت کش کوتاه سازند و قاضیان حق مدار را بر مسند قضا نشانند.با خلق الله با عتاب در خطاب نشوند.فرصت را غنیمت شمرند و بیش از این با خویش از در دشمنی در نیایند.عبوسیت را به کناری زنند و رحمانیت را دستور کار نهند.نرمش قهرمانانه به راستی اصلاح خطاها و پوزش از جفاهاست.نرمش اگر با اغیار واجب کفایی است چرا با یار واجب عینی نباشد؟
#کانونصنفی_فرهنگیانگیلان
بنام خداوند جان و خرد
چنین که هست نماند قرار دولت و ملک
که هر شبی را بی اختلاف روزی هست
چو دست دست تو باشد دراز چندان کن
که دست دست تو باشد اگر بگردد دست
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
خبر احکام ناعادلانه و نا باورانه ی کنشگران صنفی خراسان شمالی موجب بهت و حیرت نه تنها فعالان صنفی که موجب تاثر و حیرت اقشار مختلف جامعه شده است.باورش سخت است که دستگاه قضا چنین دست جفا گشوده باشد و بال جور گسترده و شریف ترین قشر مزد بگیر و نگران آموزش و کیفیت مطلوب آن را به شمشیر جفای قضا آغشته باشد.خبر شوک آور است. هفت نفر از کنشگران شناخته شده خراسان شمالی مجموعا به چهل و چند سال زندان و شلاق محکوم شده اند. این حکم سنگین و این حجم از کینه به کدامین گناه دامن آنان را گرفته است ؟اختلاس و ارتشا؟!!!غارت اموال ملی؟!!!سو استفاده از قدرت و موقعیت؟!!!سرکوب مردم؟ظاهرا موارد بالا نه تعقیب قضایی دارد و نه شماتت اخلاقی.آنچه جرم است کنشگری صنفی و مطالبه گری است.سرنوشت مغموم کنشگران صادق و معلمان راستینی چون #رسول_بداقی٬ #عبدالرضاقنبری٬ #محمودبهشتی_لنگرودی٬ #اسماعیل_عبدی #محمدحبیبی٬ #مختاراسدی٬ #محسن_عمرانی٬#روح_ا...مردانی و اینک صدور چنین احکام غیر حقوقی برای کنشگران صنفی خراسان شمالی گواه موید ادعای ماست. محمدرضا رمضان زاده که به زندان و شلاق محکوم شده است همراه فعالان صنفی دیگر پس از فراخون شورای هماهنگی برای جمع آوری کمک به مناطق زلزله زده به کرمانشاه و سر پل زهاب رفت و در دو نوبت با مدیر کل آموزش و پرورش این استان و رئیس آموزش و پرورش سرپل ذهاب ملاقات داشت و نقش فعال و تعیین کننده ای در احداث ۱۶ کانکس در مدت بسیار کم در سر پل زهاب برای جایگزینی مدارس تخریبی ایفا کرد.اما جای شگفتی است که فرادستان قضایی به جای تقدیر ازخدماتش اوو دوستانش را تعزیر کرده اند.رمضانزاده در ۹ شهریور ۹۷ قبل از برگزاری تجمعات و تحصن های کشوری همراه با اعضای هیئت مدیره کانون های صنفی استان های مختلف ایران در دیداری که با وزیر وقت آموزش و پرورش محمد بطحایی داشت٬ هشدارهای لازم را داد و گفت مهر را با مهر آغاز کنید.کاش نوار صحبت های آن جلسه و سخنان دیگر کنشگران صنفی همچون آقایان اسکندر لطفی و جعفر ابراهیمی٬منتشر شود تا جامعه ایرانی بیش از پیش دریابد که فعالان صنفی با وزیر آموزش و پرورش از کدامین دردها گفتند و شگفتا که وزیر وقت بر همه ی آنها بسیار همدلانه صحه گذاشت و حتی در مقام مقایسه حوزه کنشگری صنفی با سایر سهم خواهان قدرت٬ سخنان ستایش آمیزی درباره آنان گفت اما او خیلی زود با یاد بردن این جلسه و حرف هایی که بدان باور نداشت٬ آموزش و پرورش و دغدغه های صادقانه کنشگران در پیاده کردن درست سیاست آموزش رایگان و مبارزه با پولی شدن مدارس را وا نهاد و به نهادی رفت که اساس مدیریتش بر کسب پول برای تحصیل بنا شده است.نیم نگاهی به همین ماجرا به خوبی نشان می دهد که چرا باید اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی خراسان شمالی آقایان محمدرضا رمضانزاده به ۱۵ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق و سه میلیون جریمه نقدی٬حسین رمضانپور هشت سال زندان و دو بار ۷۴ ضربه شلاق حمید رضا رجایی چهار سال زندان و محرومیت از فعالیت های حزبی و نیز آقایان علی فروتن٬مصطفی رباطی٬سعید حق پرست و حسن جوهری هریک به ۴۴ ماه زندان محکوم شوند.این احکام وهن نظام قضایی است.سخره گرفتن حق و عدالت و به دار آویختن همه ی شئونات حقوقی است.سعدی وار باید نظام قضایی ایران و قاضیانی چنین از دانش حقوقی تهی و حق ستیز را خطاب قرار داد و گفت:«مکن که مظلمه خلق را جزایی هست»و به یاران صنفی خویش نیز از سروش رهگشای افصح المتکلمین چنین مژده می آوریم:«مظلوم دست بسته ی مغلوب را بگوی تا چشم بر قضا کند و صبر بر جفا کاین دست بسته را بگشایند عاقبت و آن گشاده باز ببندند بر قفا»
کانون صنفی فرهنگیان گیلان ضمن محکوم کردن صدور احکام ناعادلانه برای ۷ معلم خراسانی انتظار دارد دادگاه تجدید نظر با ابطال این احکام ٬دست التجا به دامن وفا زند و قلم رد بر علم جفا افکند. عقد حقد بزداید و رزق فسق از بساط سیاست و قضاوت برهاند و عهد عشق بگشاید.اگر قرار است جمهوری پاینده باشد و دین رحمانی زاینده٬ضروری است که بزرگان قوم در کار خیر شتاب کنند.دست قاضیان جور را از تعدی به ساحت معلمان و دیگر اقشار زحمت کش کوتاه سازند و قاضیان حق مدار را بر مسند قضا نشانند.با خلق الله با عتاب در خطاب نشوند.فرصت را غنیمت شمرند و بیش از این با خویش از در دشمنی در نیایند.عبوسیت را به کناری زنند و رحمانیت را دستور کار نهند.نرمش قهرمانانه به راستی اصلاح خطاها و پوزش از جفاهاست.نرمش اگر با اغیار واجب کفایی است چرا با یار واجب عینی نباشد؟
#کانونصنفی_فرهنگیانگیلان