🔴مقامات زندان از تهدیدات قاتلان خبر داشتند اما هیچ اقدامی نکردند
▪️نامه «برزان محمدی» همبند علیرضا شیرمحمدعلی در باره جزئیات قتل وی در زندان تهران بزرگ
“اینجانب، برزان محمدی، زندانی سیاسی کرد، جزئیات کامل قتل شهید علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی، جوان ۲۲ ساله، تک فرزند و معروف به سامان در تاریخ ۲۰ خردادماه ۱۳۹۸ ساعت ۸ و ۲۲ دقیقه شب توسط دو شرور، محمدرضا خلیل زاده، قاتل اصلی و حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در انجام قتل را به شرح زیر اعلام می کنم. لازم به ذکر است دلیل تاخیر در بیان جزئیات این قتل، حال بد روحی و عدم تمرکز کافی به خاطر از دست دادن دوست و همبندیام بوده است.
محمدرضا خلیلزاده، قاتل اصلی و حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در انجام قتل، چندین سال است به جرمهای مختلف از جمله دو قتل، یکی در زندان رجائیشهر و دیگری در خارج از زندان، کلاهزنی و آدمربایی به حکم حبس ابد و اعدام محکوم شدهاند.
پیش از هر چیز، اگر این سوئیت ویژه زندانیان سیاسی یا امنیتی است، چرا دو نفر با جرمهای مختلف و سابقه قبلی در این سوئیت نگهداری میشدند؟ در حالی که قرار بر این بوده است که این دو شرور هیچ گونه ارتباط مستقیمی با ما نداشته باشند، ولی متاسفانه چندین بار به داخل سوئیت ما دسترسی پیدا کردند. این دو شرور از چندین ماه گذشته تهدید میکردند که باید یکی را به قتل برسانند تا از این سوئیت به مکان اولیه خود یعنی زندان رجائیشهر انتقال یابند. چراکه معتقد بودند در آنجا کلاهزنی میکنند و درآمد خوبی دارند.
لازم است بدانیم که تمام مسئولین زندان از تهدیدات آنها خبر داشتند و پیشبینی میشد که به زودی در این سوئیت اتفاق تلخی خواهد افتاد اما متاسفانه برای پیشگیری از آن هیچ اقدامی صورت نگرفت. در ضمن من، علیرضا و سایر افراد سوئیت با این دو شرور هیچ گونه اختلاف یا سابقه درگیری نداشتیم. تهدیدات آنها دو روز قبل از قتل جدیتر شد و به افسر نگهبان وقت هم گوشزد کردند که حتماً باید کسی را بکشیم تا ما را به زندان رجائیشهر منتقل کنند. بر همین اساس افسر نگهبان به مسئولین زندان اعلام کرد که در حال حاضر به این دو نفر هواخوری نداده و در را به روی آنها باز نکنند. متاسفانه با سهلانگاری مسئولین در به روی آنها باز شد و به آنها هواخوری دادند. بعد از ظهر روز بعد نیز که به قتل ختم شد مجدداً به آنها هواخوری دادند.
در ساعت ۸ و ۲ دقیقه شب افسر نگهبان وقت به همراه یکی دو نفر مددجو جهت تحویل دیگ شام، درِ اول سوئیت را باز کردند. بدون اینکه این دو نفر را به داخل سوئیت خود منتقل کنند و در را به روی آنها ببندند با سهلانگاری و بیدقتی کلید در سوئیت ما به مددجو تحویل داده شد و وی نیز در سوئیت ما را باز کرد. این در حالی بود که این دو نفر از پیش نقشه کشیده بودند. محمدرضا خلیلزاده، قاتل اصلی که از پیش چاقوی بزرگی را در زیر پیراهن خود مخفی کرده بود از فرصت استفاده کرده و دیگ شام را به سمت سوئیت ما هل داده و وارد کریدور شد.
در آن لحظه، من، علیرضا و دو سه تن دیگر از زندانیان اهوازی که بدلیل تغییر مذهب بیش از چهار ماه بود به سوئیت ما منتقل شده بودند، در مقابل درب سوئیت در حال تماشا کردن تلویزیون بودیم. از آنجایی که پیشتر نیز به ما دسترسی پیدا کرده بودند به هیچ وجه فکر نمیکردیم که چنین بلایی سر علیرضا بیاورند. محمدرضا خلیلزاده به محض ورود به سوئیت ما دست علیرضا را گرفت و به او گفت “بیا داخل اتاق کارت دارم”. متاسفانه بعد از چند ثانیه صدای فریاد علیرضا از اتاق محل نگهداری من و وی بلند شد. بلافاصله بر روی تخت من چند ضربه اصلی را به قلب وی فرو کرده و چندین ضربه دیگر هم به سر، گردن و سایر نقاط بدنش وارد کرده بود. همزمان حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در قتل با جسم تیزی که از سنگ دستشوئی درست کرده بود بقیه را تهدید به زدن میکرد. متاسفانه کاری از دست ما برنیامد و افسر نگهبان و چند تن دیگر نیز به محض مشاهده صحنه از آنجا فرار کردند. حمیدرضا که قاتل اصلی را با تیزی اسکورت میکرد نیز یکی دو ضربه را به سر و گردن علیرضا وارد کرد. بعد از چند دقیقه چند نفر به صحه وارد شده و آن دو شرور را به داخل اتاق خود منتقل کردند. اما متاسفانه دیر شده بود. ما نیز پیکر نیمهجان علیرضا را به بیرون از سوئیت برده و نهایتاً وی را به بهداری زندان که فاقد هر گونه امکاناتی است منتقل کردند. علیرضا به صورت کاملا ناحق و با دنیائی از آرزوها در راه انتقال به بیمارستان فیروزآبادی جان خود را از دست داد.
@cfppi
▪️نامه «برزان محمدی» همبند علیرضا شیرمحمدعلی در باره جزئیات قتل وی در زندان تهران بزرگ
“اینجانب، برزان محمدی، زندانی سیاسی کرد، جزئیات کامل قتل شهید علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی، جوان ۲۲ ساله، تک فرزند و معروف به سامان در تاریخ ۲۰ خردادماه ۱۳۹۸ ساعت ۸ و ۲۲ دقیقه شب توسط دو شرور، محمدرضا خلیل زاده، قاتل اصلی و حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در انجام قتل را به شرح زیر اعلام می کنم. لازم به ذکر است دلیل تاخیر در بیان جزئیات این قتل، حال بد روحی و عدم تمرکز کافی به خاطر از دست دادن دوست و همبندیام بوده است.
محمدرضا خلیلزاده، قاتل اصلی و حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در انجام قتل، چندین سال است به جرمهای مختلف از جمله دو قتل، یکی در زندان رجائیشهر و دیگری در خارج از زندان، کلاهزنی و آدمربایی به حکم حبس ابد و اعدام محکوم شدهاند.
پیش از هر چیز، اگر این سوئیت ویژه زندانیان سیاسی یا امنیتی است، چرا دو نفر با جرمهای مختلف و سابقه قبلی در این سوئیت نگهداری میشدند؟ در حالی که قرار بر این بوده است که این دو شرور هیچ گونه ارتباط مستقیمی با ما نداشته باشند، ولی متاسفانه چندین بار به داخل سوئیت ما دسترسی پیدا کردند. این دو شرور از چندین ماه گذشته تهدید میکردند که باید یکی را به قتل برسانند تا از این سوئیت به مکان اولیه خود یعنی زندان رجائیشهر انتقال یابند. چراکه معتقد بودند در آنجا کلاهزنی میکنند و درآمد خوبی دارند.
لازم است بدانیم که تمام مسئولین زندان از تهدیدات آنها خبر داشتند و پیشبینی میشد که به زودی در این سوئیت اتفاق تلخی خواهد افتاد اما متاسفانه برای پیشگیری از آن هیچ اقدامی صورت نگرفت. در ضمن من، علیرضا و سایر افراد سوئیت با این دو شرور هیچ گونه اختلاف یا سابقه درگیری نداشتیم. تهدیدات آنها دو روز قبل از قتل جدیتر شد و به افسر نگهبان وقت هم گوشزد کردند که حتماً باید کسی را بکشیم تا ما را به زندان رجائیشهر منتقل کنند. بر همین اساس افسر نگهبان به مسئولین زندان اعلام کرد که در حال حاضر به این دو نفر هواخوری نداده و در را به روی آنها باز نکنند. متاسفانه با سهلانگاری مسئولین در به روی آنها باز شد و به آنها هواخوری دادند. بعد از ظهر روز بعد نیز که به قتل ختم شد مجدداً به آنها هواخوری دادند.
در ساعت ۸ و ۲ دقیقه شب افسر نگهبان وقت به همراه یکی دو نفر مددجو جهت تحویل دیگ شام، درِ اول سوئیت را باز کردند. بدون اینکه این دو نفر را به داخل سوئیت خود منتقل کنند و در را به روی آنها ببندند با سهلانگاری و بیدقتی کلید در سوئیت ما به مددجو تحویل داده شد و وی نیز در سوئیت ما را باز کرد. این در حالی بود که این دو نفر از پیش نقشه کشیده بودند. محمدرضا خلیلزاده، قاتل اصلی که از پیش چاقوی بزرگی را در زیر پیراهن خود مخفی کرده بود از فرصت استفاده کرده و دیگ شام را به سمت سوئیت ما هل داده و وارد کریدور شد.
در آن لحظه، من، علیرضا و دو سه تن دیگر از زندانیان اهوازی که بدلیل تغییر مذهب بیش از چهار ماه بود به سوئیت ما منتقل شده بودند، در مقابل درب سوئیت در حال تماشا کردن تلویزیون بودیم. از آنجایی که پیشتر نیز به ما دسترسی پیدا کرده بودند به هیچ وجه فکر نمیکردیم که چنین بلایی سر علیرضا بیاورند. محمدرضا خلیلزاده به محض ورود به سوئیت ما دست علیرضا را گرفت و به او گفت “بیا داخل اتاق کارت دارم”. متاسفانه بعد از چند ثانیه صدای فریاد علیرضا از اتاق محل نگهداری من و وی بلند شد. بلافاصله بر روی تخت من چند ضربه اصلی را به قلب وی فرو کرده و چندین ضربه دیگر هم به سر، گردن و سایر نقاط بدنش وارد کرده بود. همزمان حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در قتل با جسم تیزی که از سنگ دستشوئی درست کرده بود بقیه را تهدید به زدن میکرد. متاسفانه کاری از دست ما برنیامد و افسر نگهبان و چند تن دیگر نیز به محض مشاهده صحنه از آنجا فرار کردند. حمیدرضا که قاتل اصلی را با تیزی اسکورت میکرد نیز یکی دو ضربه را به سر و گردن علیرضا وارد کرد. بعد از چند دقیقه چند نفر به صحه وارد شده و آن دو شرور را به داخل اتاق خود منتقل کردند. اما متاسفانه دیر شده بود. ما نیز پیکر نیمهجان علیرضا را به بیرون از سوئیت برده و نهایتاً وی را به بهداری زندان که فاقد هر گونه امکاناتی است منتقل کردند. علیرضا به صورت کاملا ناحق و با دنیائی از آرزوها در راه انتقال به بیمارستان فیروزآبادی جان خود را از دست داد.
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام حسین به مناسبت 20 ژوین ، روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در ایران ، استکهلم 2019
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام نوشین به مناسبت 20 ژوین ، روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در ایران ، استکهلم 2019
💥شرح جلوگیری ازمطالعه پرونده علی نجاتی و اسماعیل بخشی توسط فرزانه زیلابی وکیل انها، توسط قاضی مقیسه
امروز چهارشنبه بیست و هشتم خردادماه، به شعبه 28دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه مراجعه و درخواست مطالعه پرونده جهت تدارک دفاع از موکلینم را داشتم که با وجود برخورد محترمانه کارکنان دفتر شعبه و دفتر معاونت قضایی،قاضی مقیسه به بهانه پیوست ننمودن قرارداد مالی جداگانه با موکلینم،بدون پذیرش لایحه و خودداری از درج علت استنکاف به صورت کتبی، بامطالعه پرونده مخالفت نمودند از اینرو ضمن درخواستی این برخورد غیرقانونی، به معاونت قضایی و ریاست محترم دادگاه های انقلاب منعکس شد.بدین شرح که :
1-بر اساس بند ۶ ماده ۱۶قانون نظارت بررفتار قضات ،قضات ملزم به پذیرش لایحه و مستندات وکیل می باشند.
۲-صدر فرم های وکالتی که توسط کانون وکلای دادگستری در اختیار وکلاء قرار گرفته است،عنوان"وکالت نامه و قرارداد"قید شده و در یکی از بندهای قرارداد،ردیف "حق الوکاله و شیوه پرداخت آن" پیش بینی گردیده است بنابراین الزام وکیل به تنظیم قرارداد مالی جداگانه،به طور مسلم ،محمل قانونی ندارد و فاقد وجاهت قانونی می باشد.
۳-در حالی که وکالت و مشاوره تعداد زیادی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را بیش از یکسال، تاکنون به رایگان به عهده گرفته ولی ناگزیر برابر تعرفه حق الوکاله، همواره ،تمبر مالیاتی را نیز باطل نموده و قرارداد مالی جداگانه بین ما وجود ندارد ،مطالبه چیزی که وجود ندارد ،معقول و منطقی به نظر نمی رسد و جز مانع تراشی و سنگ اندازی چه می تواند باشد؟! وبدون شک، سلب حق موکل از به همراه داشتن وکیل خود می باشد.
۴-آقایان تا کنون ،در تضییع حق موکلم ،سنگ تمام گذاشته اند از نپرداختن حقوق حداقلی یک کارگر ،از بی قانونی های مکرر از برگ اول پرونده و ضرب و شتم شدید وی در زمان دستگیری و بازداشت ،مختومه نمودن پرونده شکنجه بدون حتی یکبار ارجاع به پزشکی قانونی یا شنیدن شهادت شاهدان و بدون توجه به گواهی های پزشکان معالج وی و عکس رادیولوژی دنده ها ی شکسته و پرده آسیب دیده گوشش ، تداوم بازداشت وی بدون موجب قانونی،گاه گاهی ملاقات های کابینی و غیرحضوری با خانواده و فرزند خردسالش که عین شکنجه روانی است، سلب حق استفاده از وکیل تا کنون و دیگر موارد....
۵-در حالی که بر اساس بند۳ ماده واحده احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی ،فراهم آوردن فرصت استفاده از وکیل ، برای افراد،یک ضرورت قانونی است و سلب حق به همراه داشتن وکیل طبق مواد ۷ و ۱۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری و ماده۵۷۰قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است ،قاضی همچنان به رویّه ی غلط و غیر قانونی خود در غالب پرونده های این شعبه اصرار می ورزد ....
#کارگر_زندانی_آزاد_باید_گردد_
#نان_کار_آزادی_حق_مسلم_ماست_
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@cfppi
امروز چهارشنبه بیست و هشتم خردادماه، به شعبه 28دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه مراجعه و درخواست مطالعه پرونده جهت تدارک دفاع از موکلینم را داشتم که با وجود برخورد محترمانه کارکنان دفتر شعبه و دفتر معاونت قضایی،قاضی مقیسه به بهانه پیوست ننمودن قرارداد مالی جداگانه با موکلینم،بدون پذیرش لایحه و خودداری از درج علت استنکاف به صورت کتبی، بامطالعه پرونده مخالفت نمودند از اینرو ضمن درخواستی این برخورد غیرقانونی، به معاونت قضایی و ریاست محترم دادگاه های انقلاب منعکس شد.بدین شرح که :
1-بر اساس بند ۶ ماده ۱۶قانون نظارت بررفتار قضات ،قضات ملزم به پذیرش لایحه و مستندات وکیل می باشند.
۲-صدر فرم های وکالتی که توسط کانون وکلای دادگستری در اختیار وکلاء قرار گرفته است،عنوان"وکالت نامه و قرارداد"قید شده و در یکی از بندهای قرارداد،ردیف "حق الوکاله و شیوه پرداخت آن" پیش بینی گردیده است بنابراین الزام وکیل به تنظیم قرارداد مالی جداگانه،به طور مسلم ،محمل قانونی ندارد و فاقد وجاهت قانونی می باشد.
۳-در حالی که وکالت و مشاوره تعداد زیادی از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را بیش از یکسال، تاکنون به رایگان به عهده گرفته ولی ناگزیر برابر تعرفه حق الوکاله، همواره ،تمبر مالیاتی را نیز باطل نموده و قرارداد مالی جداگانه بین ما وجود ندارد ،مطالبه چیزی که وجود ندارد ،معقول و منطقی به نظر نمی رسد و جز مانع تراشی و سنگ اندازی چه می تواند باشد؟! وبدون شک، سلب حق موکل از به همراه داشتن وکیل خود می باشد.
۴-آقایان تا کنون ،در تضییع حق موکلم ،سنگ تمام گذاشته اند از نپرداختن حقوق حداقلی یک کارگر ،از بی قانونی های مکرر از برگ اول پرونده و ضرب و شتم شدید وی در زمان دستگیری و بازداشت ،مختومه نمودن پرونده شکنجه بدون حتی یکبار ارجاع به پزشکی قانونی یا شنیدن شهادت شاهدان و بدون توجه به گواهی های پزشکان معالج وی و عکس رادیولوژی دنده ها ی شکسته و پرده آسیب دیده گوشش ، تداوم بازداشت وی بدون موجب قانونی،گاه گاهی ملاقات های کابینی و غیرحضوری با خانواده و فرزند خردسالش که عین شکنجه روانی است، سلب حق استفاده از وکیل تا کنون و دیگر موارد....
۵-در حالی که بر اساس بند۳ ماده واحده احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی ،فراهم آوردن فرصت استفاده از وکیل ، برای افراد،یک ضرورت قانونی است و سلب حق به همراه داشتن وکیل طبق مواد ۷ و ۱۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری و ماده۵۷۰قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است ،قاضی همچنان به رویّه ی غلط و غیر قانونی خود در غالب پرونده های این شعبه اصرار می ورزد ....
#کارگر_زندانی_آزاد_باید_گردد_
#نان_کار_آزادی_حق_مسلم_ماست_
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴مادر زندانی سیاسی #علیرضا_شیرمحمدعلی
" سر مزارش عهد ببندیم که خون بچه من و امثال بچه من پایمال نشه! "
جان زندانیان سیاسی در زندانهای رژیم سرکوب و زندان و شکنجه در خطر است. باید در تمام اعتراضات خود، خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی بدون هیچ قید و شرطی باشیم.
#پیش_بسوی_اعتراضات_و_اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@cfppi
" سر مزارش عهد ببندیم که خون بچه من و امثال بچه من پایمال نشه! "
جان زندانیان سیاسی در زندانهای رژیم سرکوب و زندان و شکنجه در خطر است. باید در تمام اعتراضات خود، خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی بدون هیچ قید و شرطی باشیم.
#پیش_بسوی_اعتراضات_و_اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@cfppi
اعتصاب غذای سهیل عربی زندانی سیاسی
سهیل عربی زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۹زندان تهران بزرگ,از روز شنبه ۲۵ خرداد، در اعتراض به وضعیت نامناسب زندان که شامل رفتارهای خشونت آمیز ازسوی مسئولان زندان، گسترش استفاده از انواع موادمخدر دربین زندانیان, نامناسب بودن محل نگهداری وبند زندان، اعتراف گیری با شوکر و باتوم از زندانیان، عدم رعایت اصل تفکیک جرائم،عدم وجود امکانات اقامتی و بهداشتی،محرومیت ازحق درمان، وجود ساس و شپش، دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده است.
سهیل عربی در حالیکه یک هفته از اعتصاب غذای اعتراضی خود را پشت سرگذاشته، روز پنج شنبه ۳۰خرداد در پی وخامت حال به بهداری زندان منتقل شد.
لازم به ذکر است که،سهیل عربی بارها از مسئولان زندان تقاضای انتقال به زندان اوین را کرده، ولی هربار باممانعت و عدم توجه به درخواستش مواجه شده است.
سهیل عربی درحالی دست به اعتصاب غذای اعتراض زد که علیرضا شیرمحمدعلی روز دوشنبه ۲۰خرداد، توسط ۲زندانی باجرائم غیر سیاسی به قتل رسید.قتل علیرضا شیرمحمدعلی ناشی از عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان تهران بزرگ است
جان زندانیان سیاسی به دلیل عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در خطر است
@cfppi
سهیل عربی زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۱ سالن ۹زندان تهران بزرگ,از روز شنبه ۲۵ خرداد، در اعتراض به وضعیت نامناسب زندان که شامل رفتارهای خشونت آمیز ازسوی مسئولان زندان، گسترش استفاده از انواع موادمخدر دربین زندانیان, نامناسب بودن محل نگهداری وبند زندان، اعتراف گیری با شوکر و باتوم از زندانیان، عدم رعایت اصل تفکیک جرائم،عدم وجود امکانات اقامتی و بهداشتی،محرومیت ازحق درمان، وجود ساس و شپش، دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده است.
سهیل عربی در حالیکه یک هفته از اعتصاب غذای اعتراضی خود را پشت سرگذاشته، روز پنج شنبه ۳۰خرداد در پی وخامت حال به بهداری زندان منتقل شد.
لازم به ذکر است که،سهیل عربی بارها از مسئولان زندان تقاضای انتقال به زندان اوین را کرده، ولی هربار باممانعت و عدم توجه به درخواستش مواجه شده است.
سهیل عربی درحالی دست به اعتصاب غذای اعتراض زد که علیرضا شیرمحمدعلی روز دوشنبه ۲۰خرداد، توسط ۲زندانی باجرائم غیر سیاسی به قتل رسید.قتل علیرضا شیرمحمدعلی ناشی از عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان تهران بزرگ است
جان زندانیان سیاسی به دلیل عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در خطر است
@cfppi
دیدار جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان، با مهناز سرابی مادر علیرضا شیر محمدعلی که روز دوشنبه در زندان تهران بزرگ فشافویه به قتل رسید.
جمهوری اسلامی مسئول قتل علیرضا شیر محمدعلی میباشد .
جان زندانیان سیاسی با عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در خطر است.
#پیش_بسوی_اعتراضات_و_اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@cfppi
جمهوری اسلامی مسئول قتل علیرضا شیر محمدعلی میباشد .
جان زندانیان سیاسی با عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در خطر است.
#پیش_بسوی_اعتراضات_و_اعتصابات_سراسری
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
@cfppi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شیوا محبوبی سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در حمایت از اعتراض همسر نازنین زاغری، Richard Ratcliffe و در دفاع از آزادی نازنین زاغری مقابل سفارت جمهوری اسلامی لندن- انگلیس، ۲۰ ژوئن ۲۰۱۹
#FreeNazanin
#FreeNazanin
💥اعتصاب غذای سهیل عربی در اعتراض به رفتار خشن مسئولان زندان
سهیل عربی زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ در اعتراض به رفتار خشن مسئولان زندان، عدم وجود امکانات برای نگهداری زندانیان و محرومیتهای گسترده در این زندان اعتصاب غذا کرد.
بر اساس اخبار دریافتی، این زندانی سیاسی از روز شنبه ۲۵ خرداد ماه ۹۸ اقدام به اعتصاب غذا کرده و امروز جمعه ۳۱ خرداد ماه هفتمین روز اعتصاب غذای خود را می گذراند. او روز گذشته پنجشنبه ۳۰ خرداد ماه به دلیل وخامت حالش به بهداری زندان منتقل شد.
✴️تماس با ما؛
@Cfppi2018
⭐️لینک کانال؛
https://t.me/CFPPI
سهیل عربی زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ در اعتراض به رفتار خشن مسئولان زندان، عدم وجود امکانات برای نگهداری زندانیان و محرومیتهای گسترده در این زندان اعتصاب غذا کرد.
بر اساس اخبار دریافتی، این زندانی سیاسی از روز شنبه ۲۵ خرداد ماه ۹۸ اقدام به اعتصاب غذا کرده و امروز جمعه ۳۱ خرداد ماه هفتمین روز اعتصاب غذای خود را می گذراند. او روز گذشته پنجشنبه ۳۰ خرداد ماه به دلیل وخامت حالش به بهداری زندان منتقل شد.
✴️تماس با ما؛
@Cfppi2018
⭐️لینک کانال؛
https://t.me/CFPPI
💥امروز تولد امیرسالار داودی وکیل و مدافع حقوق بشر است. او ماهها است که به خاطر فعالیتهای صلح آمیزش در دفاع از حقوق بشر زندانی است و دور از خانواده است.
تولد او را تبریک میگویم و کنار او میایستیم تا زمانی که آزاد شود.
✴️تماس با ما؛
@Cfppi2018
⭐️لینک کانال؛
https://t.me/CFPPI
تولد او را تبریک میگویم و کنار او میایستیم تا زمانی که آزاد شود.
✴️تماس با ما؛
@Cfppi2018
⭐️لینک کانال؛
https://t.me/CFPPI
گزارشی از آخرین وضعیت یاسمن آریانی, فعال حقوق زنان برگزاری دادگاه تجدید نظر فرشته طوسی, فعال دانشجوئی
یاسمن آریانی, فعال حقوق زنان محبوس در بند زنان زندان قرچک ورامین, در سایه سردرگمی و بی توجهی مسئولان قضائی علیرغم اینکه اتهامش از نظر دادگاه امنیتی است اما در میان متهمان جرائم عمومی نگهداری میشود. همچنین فرشته طوسی, فعال سابق دانشجوئی دانشگاه علامه طباطبائی, طی هفته جاری از سوی دادگاه تجدیدنظر مورد محاکمه قرار گرفت.
امروز پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸, امیر رییسیان، وکیل یاسمن آریانی, فعال حقوق زنان که نزدیک به دو ماه پیش به همراه مادرش منیره عربشاهی بازداشت شد و هماکنون در بند زنان زندان قرچک ورامین به سر میبرد در ارتباط با آخرین وضعیت موکلش از نامناسب بودن این زندان جهت نگهداری یاسمن آریانی درخواست انتقال وی به زندان اوین را خبر داد. این وکیل دادگستری همچنین پیرامون فرشته طورسی دیگر موکل خود از برگزاری دادگاه تجدیدنظر این فعال اسبق دانشجوئی از سوی شعبه ۳۶ دادگاه
✴️تماس با ما؛
@Cfppi2018
یاسمن آریانی, فعال حقوق زنان محبوس در بند زنان زندان قرچک ورامین, در سایه سردرگمی و بی توجهی مسئولان قضائی علیرغم اینکه اتهامش از نظر دادگاه امنیتی است اما در میان متهمان جرائم عمومی نگهداری میشود. همچنین فرشته طوسی, فعال سابق دانشجوئی دانشگاه علامه طباطبائی, طی هفته جاری از سوی دادگاه تجدیدنظر مورد محاکمه قرار گرفت.
امروز پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸, امیر رییسیان، وکیل یاسمن آریانی, فعال حقوق زنان که نزدیک به دو ماه پیش به همراه مادرش منیره عربشاهی بازداشت شد و هماکنون در بند زنان زندان قرچک ورامین به سر میبرد در ارتباط با آخرین وضعیت موکلش از نامناسب بودن این زندان جهت نگهداری یاسمن آریانی درخواست انتقال وی به زندان اوین را خبر داد. این وکیل دادگستری همچنین پیرامون فرشته طورسی دیگر موکل خود از برگزاری دادگاه تجدیدنظر این فعال اسبق دانشجوئی از سوی شعبه ۳۶ دادگاه
✴️تماس با ما؛
@Cfppi2018
پیام شعله پاکروان مادر ریحانه جباری
بمناسبت سی خرداد :
من یک دادخواه هستم. دادخواه خون دخترم ریحانه جباری که در اکتبر2014(سوم ابان 1393)اعدام شد.در طول چهار سال و نیم گذشته با دهها خانواده بازمانده اعدام ملاقات کرده ام. من تاریخ سیاه کشورم در چهل سال اخیر را در گفتگو با همین بازماندگان درک کردم. تاریخی سرشار از خون. دریایی از خون بین مردم ایران و حکومت جمهوری شیطانی.
سی و هشت سال قبل, تظاهرات مسالمت امیز مردم, با پاسخی خونین از سوی حکومت مواجه شد. تیراندازی به معترضینی که هیچ سلاحی بجز پلاکاردهایشان نداشتند.
ماه گذشته , به سخنان زنی که بیش از سی سال قبل در اصفهان زندانی بود گوش میکردم. او از شلوغ بودن اتاقها و تجمع بیش از حد زندانیان در زندان میگفت. از اینکه گاهی مجبور بودند به نوبت بخوابند. در بین حرفهایش یک جمله گفت که قلبم را اتش را زد. او گفت در عرض دو سه ماه, زندان به شکل ترسناکی, خلوت شد. چنانکه که گویی هر کدام از ما زندانیان , در سلولی انفرادی هستیم.
شما بهتر از من میدانید که این خلوت شدن یعنی اعدام هزاران جوان . انهم در پی محاکمه ای چند دقیقه ای با یک سوال: ایا هنوز سر موضع هستی یا خیر؟ اگر جواب بلی بود به جوخه مرگ سپرده میشوی و اگر نه , به سلول باز خواهی گشت. انان که اعدام شدند در گورهای دسته جمعی دفن شدند. تنها ان جانهای شیرین نبود که از دست رفت. هزاران خانواده با دردی جانکاه روبرو شدند. هزاران مادر مجبور شدند صورتهایشان را در بالش فرو ببرند تا فریادی خاموش سر دهند. مادرانی مثل مادر میلانی,مادر بهکیش و دهها مادرِ پریشانِ دیگر به دنبال یافتن ردی از پیکرهای اعدامیان بودند. مادرانی همچون مادر لطفی پس از کشف گورستان خاوران با دستهایشان خاک را کندند و با دیدن لباس یا دست یا بخشی از صورت فرزندشان بیهوش شدند. بعدها همین مادران داغدار با اعتراض مداوم خود پرچمی را برافراشتند به نام دادخواهی که هنوز بر دوش بازماندگان تراژدی کشتار شصت و هفت قرار دارد.
بیست سال قبل در جریان سرکوب دانشجویان علاوه بر پرتاب دانشجویان از پشت بام, دستگیری های گسترده و شکنجه مداوم در زندان, جوانی به نام سعید زینالی دستگیر و به زندان منتقل و پس از مدتی ناپدید شد. خانواده وی هنوز در جستجوی فرزندشان هستند و میخواهند بدانند چه بر سر سعید امده است. انان هنوز از سوی دستگاه امنیتی تحت فشارند. تا حدی که بارها دستگیرشان کرده و از انان خواسته اند دست از دادخواهی بردارند.
دهسال قبل در جریان اعتراضات مردم در زندان کهریزک به دستگیر شدگان تجاوز شد. ترانه موسوی پس از دستگیری مورد تجاوز قرار گرفته و سپس به اتش کشیده شد. زندانیان کهریزک تا سر حد مرگ مورد شکنجه قرار گرفتند و جسد کشته شدگان تحت تدابیر شدید امنیتی دفن شد. برای صدها دستگیر شده ی ان روزها ,احکام حبس طولانی صادر شد.
اما امروز که بیش از سی سال از قتلعام شصت و هفت و دهسال از اعتراضات هشتاد و هشت گذشته است زندانیان در چه شرایطی هستند؟
فعالین مدنی و صنفی , کارگران , وکلا, نویسندگان و فعالین محیط زیست در زندانها خودکشی میشوند. دسترسی به پزشک تا حد مرگ زندانی , غیرممکن است. من اسم این نوع مرگ را اعدام خاموش گذاشته ام. زندانیان مجبورند برای خواسته های ساده خود دست به اعتصاب غذاهای طولانی و خطرناک بزنند.ارش صادقی, سهیل عربی, جعفر عظیم زاده, اتنا دائمی, زینب جلالیان,اسماعیل بخشی و دهها زندانی دیگر تا مرز مرگ و زندگی رفتنداما هنوز رفتار قوه قضاییه همان است که بود. هنوز جسد رامین حسین پناهی , زانیار و لقمان مرادی به خانواده هایشان تحویل نشده. چنانکه خانواده های فرزاد کمانگر و یارانش همچنان چشم انتظارند.
به تازگی قوه قضاییه روش شنیع دیگری را علنی کرده است که نشان از سبعیت و وحشیگری حکومت دارد. هفته گذشته جوانی به نام علیرضا شیرمحمدعلی با ضربات متعدد چاقو در سلولش به قتل رسید. بدون شک این قتل به دستور و تحریک مسئولین زندان بوده چرا که زندان مجهز به دوربین است اما کارکنان مربوطه در هنگام قتل این جوان بیست ساله هیچ عکس العملی نشان نداده اند. مسئولین از مادرش تعهد کتبی گرفتند که سکوت کند تا جسد کارد اجین شده ی فرزندش را تحویل دهند.
همه این فجایع حاصل وجود قوه قضاییه ای است که خونخواران بر ان ریاست کرده و میکنند. ادمکشانی چون یزدی, شاهرودی و لاریجانی.
یکی از اعضای هیات مرگی که در ان روزهای خلوت کردن زندان, تند و تند حکم اعدام امضا میکرد امروز رییس قوه قضاییه است و انتظار بهتر شدن اوضاع زندانیان, بیهوده و غیرواقعی ست. سالهای سال است که ایران در صدر فهرست تعداد اعدام به نسبت جمعیت قرار دارد.هنوز هم هزاران نفر در زندان در صف طولانی اعدامند. هزاران انسان هر لحظه زیر سایه شوم چوبه دار زجرکش میشوند.
بمناسبت سی خرداد :
من یک دادخواه هستم. دادخواه خون دخترم ریحانه جباری که در اکتبر2014(سوم ابان 1393)اعدام شد.در طول چهار سال و نیم گذشته با دهها خانواده بازمانده اعدام ملاقات کرده ام. من تاریخ سیاه کشورم در چهل سال اخیر را در گفتگو با همین بازماندگان درک کردم. تاریخی سرشار از خون. دریایی از خون بین مردم ایران و حکومت جمهوری شیطانی.
سی و هشت سال قبل, تظاهرات مسالمت امیز مردم, با پاسخی خونین از سوی حکومت مواجه شد. تیراندازی به معترضینی که هیچ سلاحی بجز پلاکاردهایشان نداشتند.
ماه گذشته , به سخنان زنی که بیش از سی سال قبل در اصفهان زندانی بود گوش میکردم. او از شلوغ بودن اتاقها و تجمع بیش از حد زندانیان در زندان میگفت. از اینکه گاهی مجبور بودند به نوبت بخوابند. در بین حرفهایش یک جمله گفت که قلبم را اتش را زد. او گفت در عرض دو سه ماه, زندان به شکل ترسناکی, خلوت شد. چنانکه که گویی هر کدام از ما زندانیان , در سلولی انفرادی هستیم.
شما بهتر از من میدانید که این خلوت شدن یعنی اعدام هزاران جوان . انهم در پی محاکمه ای چند دقیقه ای با یک سوال: ایا هنوز سر موضع هستی یا خیر؟ اگر جواب بلی بود به جوخه مرگ سپرده میشوی و اگر نه , به سلول باز خواهی گشت. انان که اعدام شدند در گورهای دسته جمعی دفن شدند. تنها ان جانهای شیرین نبود که از دست رفت. هزاران خانواده با دردی جانکاه روبرو شدند. هزاران مادر مجبور شدند صورتهایشان را در بالش فرو ببرند تا فریادی خاموش سر دهند. مادرانی مثل مادر میلانی,مادر بهکیش و دهها مادرِ پریشانِ دیگر به دنبال یافتن ردی از پیکرهای اعدامیان بودند. مادرانی همچون مادر لطفی پس از کشف گورستان خاوران با دستهایشان خاک را کندند و با دیدن لباس یا دست یا بخشی از صورت فرزندشان بیهوش شدند. بعدها همین مادران داغدار با اعتراض مداوم خود پرچمی را برافراشتند به نام دادخواهی که هنوز بر دوش بازماندگان تراژدی کشتار شصت و هفت قرار دارد.
بیست سال قبل در جریان سرکوب دانشجویان علاوه بر پرتاب دانشجویان از پشت بام, دستگیری های گسترده و شکنجه مداوم در زندان, جوانی به نام سعید زینالی دستگیر و به زندان منتقل و پس از مدتی ناپدید شد. خانواده وی هنوز در جستجوی فرزندشان هستند و میخواهند بدانند چه بر سر سعید امده است. انان هنوز از سوی دستگاه امنیتی تحت فشارند. تا حدی که بارها دستگیرشان کرده و از انان خواسته اند دست از دادخواهی بردارند.
دهسال قبل در جریان اعتراضات مردم در زندان کهریزک به دستگیر شدگان تجاوز شد. ترانه موسوی پس از دستگیری مورد تجاوز قرار گرفته و سپس به اتش کشیده شد. زندانیان کهریزک تا سر حد مرگ مورد شکنجه قرار گرفتند و جسد کشته شدگان تحت تدابیر شدید امنیتی دفن شد. برای صدها دستگیر شده ی ان روزها ,احکام حبس طولانی صادر شد.
اما امروز که بیش از سی سال از قتلعام شصت و هفت و دهسال از اعتراضات هشتاد و هشت گذشته است زندانیان در چه شرایطی هستند؟
فعالین مدنی و صنفی , کارگران , وکلا, نویسندگان و فعالین محیط زیست در زندانها خودکشی میشوند. دسترسی به پزشک تا حد مرگ زندانی , غیرممکن است. من اسم این نوع مرگ را اعدام خاموش گذاشته ام. زندانیان مجبورند برای خواسته های ساده خود دست به اعتصاب غذاهای طولانی و خطرناک بزنند.ارش صادقی, سهیل عربی, جعفر عظیم زاده, اتنا دائمی, زینب جلالیان,اسماعیل بخشی و دهها زندانی دیگر تا مرز مرگ و زندگی رفتنداما هنوز رفتار قوه قضاییه همان است که بود. هنوز جسد رامین حسین پناهی , زانیار و لقمان مرادی به خانواده هایشان تحویل نشده. چنانکه خانواده های فرزاد کمانگر و یارانش همچنان چشم انتظارند.
به تازگی قوه قضاییه روش شنیع دیگری را علنی کرده است که نشان از سبعیت و وحشیگری حکومت دارد. هفته گذشته جوانی به نام علیرضا شیرمحمدعلی با ضربات متعدد چاقو در سلولش به قتل رسید. بدون شک این قتل به دستور و تحریک مسئولین زندان بوده چرا که زندان مجهز به دوربین است اما کارکنان مربوطه در هنگام قتل این جوان بیست ساله هیچ عکس العملی نشان نداده اند. مسئولین از مادرش تعهد کتبی گرفتند که سکوت کند تا جسد کارد اجین شده ی فرزندش را تحویل دهند.
همه این فجایع حاصل وجود قوه قضاییه ای است که خونخواران بر ان ریاست کرده و میکنند. ادمکشانی چون یزدی, شاهرودی و لاریجانی.
یکی از اعضای هیات مرگی که در ان روزهای خلوت کردن زندان, تند و تند حکم اعدام امضا میکرد امروز رییس قوه قضاییه است و انتظار بهتر شدن اوضاع زندانیان, بیهوده و غیرواقعی ست. سالهای سال است که ایران در صدر فهرست تعداد اعدام به نسبت جمعیت قرار دارد.هنوز هم هزاران نفر در زندان در صف طولانی اعدامند. هزاران انسان هر لحظه زیر سایه شوم چوبه دار زجرکش میشوند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه شیوا محبوبی سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با Richard Ratcliffe همسر نازنین زاغری در رابطه با اعتصاب غذای نازنین و همسرش و خواست همسر و خانواده وی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی لندن- انگلیس، ۲۰ ژوئن ۲۰۱۹
#FreeNazanin
#FreeNazanin
در حمایت از نازنین زاغری در مقابل سفارت رژیم اسلامی،
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
لندن- انگلیس
۲۰ ژوئن ۲۰۱۹
#FreeNazanin
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
لندن- انگلیس
۲۰ ژوئن ۲۰۱۹
#FreeNazanin