نامه چند تن از فعالین برای حمایت از اسماعیل بخشی
شب هنگام وقتی در سکوت و خسته از سختیهای زندگی به خانه میرسی وجود همسر و فرزندانت که با شوق از کارهای روزانه شان میگویند و آرامشی که خانه به تو میدهد باعث استراحت و تجدید نیرو برای شروعی دوباره است .ولی بسیاری از ما شبهایمان با ترس و دلهره صدای زنگ تلفن و صدای زنگ در میگذرد . میدانید چرا چون بیشتر ماها را شباهنگام و در نیمه های شب در خانه هایمان و جلوی همسر و فرزندانمان و یا پدر و مادرمان بازداشت کرده اند البته نه بازداشتی معمولی آنها که معمولا سه یا پنج نفر یا بیشتر هستند با حکم دادستانی و یا بدون حکم خانه را شخم میزنند و همه جا را به هم میریزند و در نهایت ما را با گوشیهاو تبلتها و لپتاپ هایمان و گاهی هم برای اینکه دست خالی نباشند با عکسهاو نامه های خانوادگی در میان جیغ و داد و گریه همسر و فرزندان و یا پدر و مادرمان بازداشت کرده اند گاهی اوقات هم پدر و یا مادری دچار حمله قلبی شدند چرا که نمیتوانستند دستگیری جگر گوشه شان را ببینند . جواب مسئول بازداشت کننده در تمام دستگیریها به خانواده که کجا می بریدش یکی بود دو سه ساعت دیگه بر میگرده . و برای ما که راهرو و پله ها را در میان ماموران طی میکردیم چهره گریان مادر و پدر و همسر و فرزندانی که ترسیده بودند و نگران جان ما بودند در حافظه مان ثبت شده بود . پس از وارد شدن به ماشین و زدن دستبند و چشم بند و فشار دادن سرمان به سمت کف ماشین از خیابانها گذشتند و ما را به اوین بردند بازداشتگاه های ۲۰۹ و ۲۴۰و دو الف سلولهای انفرادی . ولی قبل از اینکه به بازداشتگاه و انفرادی ببرند باید لباسهایمان را در می آوردیم و تحویلشان میدادیم بعد از اینکه لباسهایمان را عوض کردیم به سلولهای انفرادی که کوچک بود و برای گرمایش آنجا فقط دو لوله آب از داخل سلول می گذشت بردند با دو پتوی سربازی که یکی را لوله کرده و به عنوان بالشت استفاده میکردیم و یکی را به روی خود میکشیدیم ولی باز هم سرد بود و دلهره اینکه چه میشود و پروژکتوری که دائما روشن بود به طوری که پس از چند روز بی خبری نمیدانستیم بفهمیم چه وقتی از روز است . بازجویی های همه ما با بی احترامی و توهین و رفتار نادرست بازجویان و تهدید و ارعاب آنها با گفتن این جملات که خانواده تان را می آوریم و خدا کیه خدا منم و یا این جمله که ما گنده تر از شما رو به حرف آوردیم شما که عددی نیستید و گاهی با زدن پشت دستی و یا کشیده ادامه پیدا می کرد کسانی که مقاوم تر بودند بازجویی ها یشان بیشتر طول میکشید و از تلفن هم تا زمانی که در انفرادی بودی برای خبر رسانی به خانواده خبری نبود . گاهی اوقات بازجویی هات هم صبح و هم غروب انجام میشد گاهی اوقات هم تا پنج و ششروز خبری از بازجویی نبود انگار تو را فراموش کرده اند وقتی صدای پای مسئول بند را میشنوی که به اتاقت نزدیک میشود دلهره ات ناخودآگاه بیشتر میشود و تا وقتی که صدای پایش در آن سکوت کذایی دور شود ترس رهایت نمیکند هنگامی که صدای دریچه آهنی را میشنوی و صدای فردی که میگویت چشم بندت رو بزن و بیا بیرون و پیشانیت رو بچسبون به دیوار دلت می ریزد و اینکه آیا دوباره به سلول بر می گردی یا نه . بیکاری و کند گذشتن زمان در سلول انفرادی و بیخبری از خانواده و آینده نامعلوم که برای تو و خانواده رقم میخورد و نبودن یه هم صحبت که باهاش صحبت کنی بدترین نوع شکنجه است که آثارش همیشه با کسانی است که انفرادی را گذرانده اند سلولی کوچک که پنجره ای به بیرون ندارد و زمان را در آنجا گم میکنی و همینطور عدم دسترسی به نظافت و حمام بیشترین آسیب را به فرد می زند .همه ما پس از اتمام بازجویی و مدتها بی خبری از خانواده توانستیم به مدت دو دقیقه با خانواده صحبت کنیم ولی نمیتوانستیم از بازجویی ها چیزی بگوییم و باید میگفتیم حالمون خوبه و رفتار اینها با ما خوبه و نگران نباشین و اگر چیزی غیر از این بود تلفن قطع میشد و با توهین و فحاشی به سلول برگردانده میشدیم . با نوشتن گوشه ای از خاطراتی که بیشتر زندانیان سیاسی در این سالها کم و بیش تمام اینها را تجربه کرده اند باید بگوییم ما هم با اسماعیل بخشی همراهیم.
پوریا ابراهیمی ، مجید تمجیدی ، امیر بهمنی ، امید نوروزیان ، امیر حسین قنبری ، آرش اشایی ، بهزاد آسیایی ، امیر نوذر نوری.
۲۳دی ماه ۱۳۹۷
۱۳ ژانویه ۲۰۱۹
#ما_هم_اسماعیل_بخشی_هستیم
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
شب هنگام وقتی در سکوت و خسته از سختیهای زندگی به خانه میرسی وجود همسر و فرزندانت که با شوق از کارهای روزانه شان میگویند و آرامشی که خانه به تو میدهد باعث استراحت و تجدید نیرو برای شروعی دوباره است .ولی بسیاری از ما شبهایمان با ترس و دلهره صدای زنگ تلفن و صدای زنگ در میگذرد . میدانید چرا چون بیشتر ماها را شباهنگام و در نیمه های شب در خانه هایمان و جلوی همسر و فرزندانمان و یا پدر و مادرمان بازداشت کرده اند البته نه بازداشتی معمولی آنها که معمولا سه یا پنج نفر یا بیشتر هستند با حکم دادستانی و یا بدون حکم خانه را شخم میزنند و همه جا را به هم میریزند و در نهایت ما را با گوشیهاو تبلتها و لپتاپ هایمان و گاهی هم برای اینکه دست خالی نباشند با عکسهاو نامه های خانوادگی در میان جیغ و داد و گریه همسر و فرزندان و یا پدر و مادرمان بازداشت کرده اند گاهی اوقات هم پدر و یا مادری دچار حمله قلبی شدند چرا که نمیتوانستند دستگیری جگر گوشه شان را ببینند . جواب مسئول بازداشت کننده در تمام دستگیریها به خانواده که کجا می بریدش یکی بود دو سه ساعت دیگه بر میگرده . و برای ما که راهرو و پله ها را در میان ماموران طی میکردیم چهره گریان مادر و پدر و همسر و فرزندانی که ترسیده بودند و نگران جان ما بودند در حافظه مان ثبت شده بود . پس از وارد شدن به ماشین و زدن دستبند و چشم بند و فشار دادن سرمان به سمت کف ماشین از خیابانها گذشتند و ما را به اوین بردند بازداشتگاه های ۲۰۹ و ۲۴۰و دو الف سلولهای انفرادی . ولی قبل از اینکه به بازداشتگاه و انفرادی ببرند باید لباسهایمان را در می آوردیم و تحویلشان میدادیم بعد از اینکه لباسهایمان را عوض کردیم به سلولهای انفرادی که کوچک بود و برای گرمایش آنجا فقط دو لوله آب از داخل سلول می گذشت بردند با دو پتوی سربازی که یکی را لوله کرده و به عنوان بالشت استفاده میکردیم و یکی را به روی خود میکشیدیم ولی باز هم سرد بود و دلهره اینکه چه میشود و پروژکتوری که دائما روشن بود به طوری که پس از چند روز بی خبری نمیدانستیم بفهمیم چه وقتی از روز است . بازجویی های همه ما با بی احترامی و توهین و رفتار نادرست بازجویان و تهدید و ارعاب آنها با گفتن این جملات که خانواده تان را می آوریم و خدا کیه خدا منم و یا این جمله که ما گنده تر از شما رو به حرف آوردیم شما که عددی نیستید و گاهی با زدن پشت دستی و یا کشیده ادامه پیدا می کرد کسانی که مقاوم تر بودند بازجویی ها یشان بیشتر طول میکشید و از تلفن هم تا زمانی که در انفرادی بودی برای خبر رسانی به خانواده خبری نبود . گاهی اوقات بازجویی هات هم صبح و هم غروب انجام میشد گاهی اوقات هم تا پنج و ششروز خبری از بازجویی نبود انگار تو را فراموش کرده اند وقتی صدای پای مسئول بند را میشنوی که به اتاقت نزدیک میشود دلهره ات ناخودآگاه بیشتر میشود و تا وقتی که صدای پایش در آن سکوت کذایی دور شود ترس رهایت نمیکند هنگامی که صدای دریچه آهنی را میشنوی و صدای فردی که میگویت چشم بندت رو بزن و بیا بیرون و پیشانیت رو بچسبون به دیوار دلت می ریزد و اینکه آیا دوباره به سلول بر می گردی یا نه . بیکاری و کند گذشتن زمان در سلول انفرادی و بیخبری از خانواده و آینده نامعلوم که برای تو و خانواده رقم میخورد و نبودن یه هم صحبت که باهاش صحبت کنی بدترین نوع شکنجه است که آثارش همیشه با کسانی است که انفرادی را گذرانده اند سلولی کوچک که پنجره ای به بیرون ندارد و زمان را در آنجا گم میکنی و همینطور عدم دسترسی به نظافت و حمام بیشترین آسیب را به فرد می زند .همه ما پس از اتمام بازجویی و مدتها بی خبری از خانواده توانستیم به مدت دو دقیقه با خانواده صحبت کنیم ولی نمیتوانستیم از بازجویی ها چیزی بگوییم و باید میگفتیم حالمون خوبه و رفتار اینها با ما خوبه و نگران نباشین و اگر چیزی غیر از این بود تلفن قطع میشد و با توهین و فحاشی به سلول برگردانده میشدیم . با نوشتن گوشه ای از خاطراتی که بیشتر زندانیان سیاسی در این سالها کم و بیش تمام اینها را تجربه کرده اند باید بگوییم ما هم با اسماعیل بخشی همراهیم.
پوریا ابراهیمی ، مجید تمجیدی ، امیر بهمنی ، امید نوروزیان ، امیر حسین قنبری ، آرش اشایی ، بهزاد آسیایی ، امیر نوذر نوری.
۲۳دی ماه ۱۳۹۷
۱۳ ژانویه ۲۰۱۹
#ما_هم_اسماعیل_بخشی_هستیم
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
تجمع اهالی تئاتر در تهران در اعتراض به دخالتهای قوه قضائیه و احضارهای قضایی هنرمندان
پس از احضار و بازخواست شماری از کارگردانان تئاتر در ایران، جمعی از اعضای خانه تئاتر، روز شنبه ۲۲ دی ماه ۹۷، در عمارت خانه تئاتر تهران اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.
فعالان هنری در این تجمع در نامهای خطاب به روسای سه قوه، به «دخالتهای غیرقانونی» قوه قضائیه و بازداشت و احضار کارگردانان اعتراض کردند.
طی هفته گذشته محمد رحمانیان، کارگردان تئاتر «ترانههای قدیمی پیکان جوانان» به خاطر استفاده از تکخوان زن در نمایش خود بازداشت و ساعاتی بعد با قرار وثیقه آزاد شد. همچنین شهرام گیل آبادی، مدیر خانه تئاتر به دادسرا احضار و با قرار کفالت آزاد شد.
شهریور ماه امسال نیز سعید اسدی مدیر تئاتر شهر و مریم کاظمی کارگردان نمایش «رویای شب تابستان» بازداشت و با وثیقه آزاد شدند.
پس از احضار و بازخواست شماری از کارگردانان تئاتر در ایران، جمعی از اعضای خانه تئاتر، روز شنبه ۲۲ دی ماه ۹۷، در عمارت خانه تئاتر تهران اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.
فعالان هنری در این تجمع در نامهای خطاب به روسای سه قوه، به «دخالتهای غیرقانونی» قوه قضائیه و بازداشت و احضار کارگردانان اعتراض کردند.
طی هفته گذشته محمد رحمانیان، کارگردان تئاتر «ترانههای قدیمی پیکان جوانان» به خاطر استفاده از تکخوان زن در نمایش خود بازداشت و ساعاتی بعد با قرار وثیقه آزاد شد. همچنین شهرام گیل آبادی، مدیر خانه تئاتر به دادسرا احضار و با قرار کفالت آزاد شد.
شهریور ماه امسال نیز سعید اسدی مدیر تئاتر شهر و مریم کاظمی کارگردان نمایش «رویای شب تابستان» بازداشت و با وثیقه آزاد شدند.
كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي pinned «🌍 اعلام کارزار " من هم شکنجه شدم" کیفرخواستی علیه چهل سال شکنجه و زندان از شما جانبدربردگان شکنجه، زندانیان سیاسی، خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان و از شما مردم آزادیخواه دعوت میکنیم با اعلام کیفرخواست خود در کارزار شرکت نمایید. کارزار ‘من هم…»
عزت نصری، فعال کارگری با پایان دوران محکومیت آزاد شد
عزت نصری فعال کارگری که در تاریخ ۶ آذرماه جهت تحمل حبس راهی زندان سقز شده بود روز جاری با پایان دوران محکومیت از این زندان آزاد شد. این فعال کارگری در دیماه سال گذشته بازداشت و مدتی بعد به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
روز سهشنبه ۶ آذرماه ۹۷، جهت تحمل دوران محکومیت سه ماهه خود راهی زندان سقز شده بود.
عزت نصری در تاریخ ۲۵ دیماه ۹۶ توسط شعبه یک دادگاه انقلاب شهرستان سقز به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل ۳ ماه حبس تعزیری محکوم و روز بعد با قرار وثیقه از زندان سقز آزاد شده بود.
۲۳دی ماه۱۳۹۷
۱۳ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گرد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
عزت نصری فعال کارگری که در تاریخ ۶ آذرماه جهت تحمل حبس راهی زندان سقز شده بود روز جاری با پایان دوران محکومیت از این زندان آزاد شد. این فعال کارگری در دیماه سال گذشته بازداشت و مدتی بعد به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
روز سهشنبه ۶ آذرماه ۹۷، جهت تحمل دوران محکومیت سه ماهه خود راهی زندان سقز شده بود.
عزت نصری در تاریخ ۲۵ دیماه ۹۶ توسط شعبه یک دادگاه انقلاب شهرستان سقز به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل ۳ ماه حبس تعزیری محکوم و روز بعد با قرار وثیقه از زندان سقز آزاد شده بود.
۲۳دی ماه۱۳۹۷
۱۳ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گرد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
سالگرد کشته شدن سارو قهرمانی امروز 23 دی ماه 1397 با حضور فعالین و خانواده وی در شهر سنندج برگزار شد.
سارو قهرمانی که در دی ماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بخاطر حضور در تظاهرات ان سال در شهر سنندج بازداشت شده بود پس از ده روز شکنجه و ازار اذیت پیکرش را به خانواده اش تحویل دادند.
علت دستگیری سارو قهرمانی عضویت وی در گروه های اپوزیسیون و مخالف جمهوری اسلامی عنوان شد که مادرش پس از مدتی در چند روز اخیر سکوتش را شکست و این اتهام را نادرست و کذب خواند
@cfppi
سارو قهرمانی که در دی ماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بخاطر حضور در تظاهرات ان سال در شهر سنندج بازداشت شده بود پس از ده روز شکنجه و ازار اذیت پیکرش را به خانواده اش تحویل دادند.
علت دستگیری سارو قهرمانی عضویت وی در گروه های اپوزیسیون و مخالف جمهوری اسلامی عنوان شد که مادرش پس از مدتی در چند روز اخیر سکوتش را شکست و این اتهام را نادرست و کذب خواند
@cfppi
Forwarded from كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي
🌍 اعلام کارزار " من هم شکنجه شدم"
کیفرخواستی علیه چهل سال شکنجه و زندان
از شما جانبدربردگان شکنجه، زندانیان سیاسی، خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان و از شما مردم آزادیخواه دعوت میکنیم با اعلام کیفرخواست خود در کارزار شرکت نمایید.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندانها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. این اقدام شجاعانه وی، موجی از حمایت مردم رنجدیده از شکنجه و زندان را تا به حال بدنبال داشته است. اسماعیل بخشی، همراه وکیل خود به مجلس رفت اما جلسه کمیسیون امنیت ملی بدون حضور وی تشکیل شد. کمیسیون امنیت ملی همراه با وزیر اطلاعات، بدون حضور بخشی برای پرونده سازی و پاپوش دوزی علیه بخشی، جلسه گرفتند و با وقاحت تمام اعلام کردند اسماعیل شکنجه نشده است. این داستان نه تنها اسماعیل بخشی، داستان شکنجه و پرونده سازی و پاپوش دوزی برای میلیونها مرد و زن دیگر در ایران تحت حاکمیت رژیم شکنجه و اعدام اس که در دادگاههای فرمایشی و اعلام امنیتی کردن با زندان و شلاق سرکوب شدهاند.
دستگیری و شکنجه و زندان ابزار همیشگی رژیم اسلامی در سرکوب حق طلبی جامعه بوده است. اسماعیل بخشی پرچم اعتراض به شکنجه و زندان را برافراشته است. نامه سرگشاده اسماعیل بخشی، پلاتفرم کارزاری سراسری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی و همه فعالان اعتراضات اجتماعی است. مردم آزادیخواه در سراسر دنیا یکصدا باید بگویند نمایندگان جمهوری اسلامی در همه نهادهای بینالمللی باید به جرم جنایت علیه بشریت اخراج و تحت پیگرد قرار بگیرند.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از تمام تشکلهای کارگری، معلمین و مردم آزادیخواه و انساندوست دعوت میکند تا یکپارچه از کیفرخواست اسماعیل بخشی حمایت کرده و با پیوستن به کارزار "من هم شکنجه شدم" از کیفرخواست جانبدربردگان شکنجه ، زندانیان سیاسی و خانواده هایشان حمایت کنند. از شما دعوت میکنیم دادخواست خود را از طرق ارتباطی زیر جهت انتشار برای ما ارسال دارید.
این عرصهای تاریخ ساز در اعتراضات مردم برای بزیر کشیدن حکومت شکنجه و زندان است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۹ دیماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۹
کیفرخواستی علیه چهل سال شکنجه و زندان
از شما جانبدربردگان شکنجه، زندانیان سیاسی، خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان و از شما مردم آزادیخواه دعوت میکنیم با اعلام کیفرخواست خود در کارزار شرکت نمایید.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندانها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. این اقدام شجاعانه وی، موجی از حمایت مردم رنجدیده از شکنجه و زندان را تا به حال بدنبال داشته است. اسماعیل بخشی، همراه وکیل خود به مجلس رفت اما جلسه کمیسیون امنیت ملی بدون حضور وی تشکیل شد. کمیسیون امنیت ملی همراه با وزیر اطلاعات، بدون حضور بخشی برای پرونده سازی و پاپوش دوزی علیه بخشی، جلسه گرفتند و با وقاحت تمام اعلام کردند اسماعیل شکنجه نشده است. این داستان نه تنها اسماعیل بخشی، داستان شکنجه و پرونده سازی و پاپوش دوزی برای میلیونها مرد و زن دیگر در ایران تحت حاکمیت رژیم شکنجه و اعدام اس که در دادگاههای فرمایشی و اعلام امنیتی کردن با زندان و شلاق سرکوب شدهاند.
دستگیری و شکنجه و زندان ابزار همیشگی رژیم اسلامی در سرکوب حق طلبی جامعه بوده است. اسماعیل بخشی پرچم اعتراض به شکنجه و زندان را برافراشته است. نامه سرگشاده اسماعیل بخشی، پلاتفرم کارزاری سراسری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی و همه فعالان اعتراضات اجتماعی است. مردم آزادیخواه در سراسر دنیا یکصدا باید بگویند نمایندگان جمهوری اسلامی در همه نهادهای بینالمللی باید به جرم جنایت علیه بشریت اخراج و تحت پیگرد قرار بگیرند.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از تمام تشکلهای کارگری، معلمین و مردم آزادیخواه و انساندوست دعوت میکند تا یکپارچه از کیفرخواست اسماعیل بخشی حمایت کرده و با پیوستن به کارزار "من هم شکنجه شدم" از کیفرخواست جانبدربردگان شکنجه ، زندانیان سیاسی و خانواده هایشان حمایت کنند. از شما دعوت میکنیم دادخواست خود را از طرق ارتباطی زیر جهت انتشار برای ما ارسال دارید.
این عرصهای تاریخ ساز در اعتراضات مردم برای بزیر کشیدن حکومت شکنجه و زندان است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۹ دیماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز دوشنبه 24 دی 1397، جمعی از فرهنگیان در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات خود، در مقابل ساختمان سازمان بازنشستگی تهران، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.
@cfppi
@cfppi
Forwarded from اتچ بات
🔴وخامت شرایط جسمی علیرضا گلیپور و تداوم کارشکنی دادستان مربوط به پرونده.
علیرضا گلی پور که در حال حاضر در حال سپری کردن هفتمین سال محکومیتش میباشد در طول این مدت به بیماریهای متعددی از جمله بیماری صرع عفونت غدد لنفاوی وبیماری قلبی مبتلا شده است
در مورخه ۹۷/۲/۷ پزشکان امین پزشکی قانونی مستقر در بیمارستان امام خمینی وی را معاینه نموده اعلام کردند که مداوای گلی پور در داخل زندان میسر نمیباشد
این نظریه به دادیاری ویژه جرایم امنیتی سیاسی ارسال شده و دادیار محترم پس از اعمال ماده ۵۲۲ آیین دادرسی کیفری نظریه پزشکی قانونی را تایید و به دادستان تهران ارسال کردند.
دادستان به این نظریه اعتراض نمودند
وپرونده پزشکی وی به کمسیون پزشکی ارسال شد
طی جلسه کمیسیون پزشکی که با حضور پزشکان متخص
در مورخه ۹۷/۶/۲۶ برگزارشد در تاریخ
۹۷/۶/۳۱ نظریه خودرا مبنی بر اینکه علیرضا گلی پور باید بصورت فوری زیر نظر متخصصین خارج از زندان معالجه شود اعلام و نظر کمسیون دوباره از طریق دادیاری در مورخه ۹۷/۷/۷ به دادستان جهت اعمال ماده ۵۲۲ آ د ک ارسال شد
اما متاسفانه دادستان تهران بعد از ۵۰ روز تعلل ضمن نقض قانون با نظر کمسیون مخالفت کرده و از آن روز پرونده بصورت بلاتکلیف رها شده و مراجعات برای پیگیری وضعیت بی نتیجه مانده است.
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
علیرضا گلی پور که در حال حاضر در حال سپری کردن هفتمین سال محکومیتش میباشد در طول این مدت به بیماریهای متعددی از جمله بیماری صرع عفونت غدد لنفاوی وبیماری قلبی مبتلا شده است
در مورخه ۹۷/۲/۷ پزشکان امین پزشکی قانونی مستقر در بیمارستان امام خمینی وی را معاینه نموده اعلام کردند که مداوای گلی پور در داخل زندان میسر نمیباشد
این نظریه به دادیاری ویژه جرایم امنیتی سیاسی ارسال شده و دادیار محترم پس از اعمال ماده ۵۲۲ آیین دادرسی کیفری نظریه پزشکی قانونی را تایید و به دادستان تهران ارسال کردند.
دادستان به این نظریه اعتراض نمودند
وپرونده پزشکی وی به کمسیون پزشکی ارسال شد
طی جلسه کمیسیون پزشکی که با حضور پزشکان متخص
در مورخه ۹۷/۶/۲۶ برگزارشد در تاریخ
۹۷/۶/۳۱ نظریه خودرا مبنی بر اینکه علیرضا گلی پور باید بصورت فوری زیر نظر متخصصین خارج از زندان معالجه شود اعلام و نظر کمسیون دوباره از طریق دادیاری در مورخه ۹۷/۷/۷ به دادستان جهت اعمال ماده ۵۲۲ آ د ک ارسال شد
اما متاسفانه دادستان تهران بعد از ۵۰ روز تعلل ضمن نقض قانون با نظر کمسیون مخالفت کرده و از آن روز پرونده بصورت بلاتکلیف رها شده و مراجعات برای پیگیری وضعیت بی نتیجه مانده است.
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
Telegram
attach 📎
مرگ مشکوک یکی از فعالین کارگری در هپکو
مصطفی حمیدی مهندس مکانیک در شرکت هپکو اراک بود که به خاطر پشتیبانی و دفاع از حقوق و مبارزات کارگران هپکو، بارها از طرف مامورین امنیتی تهدید به مرگ شده بود. وی در ماههای اخیر بهطور سیستماتیک مورد آزار و اذیت و تهدید ماموران وزارت اطلاعات قرار داشت. روز سه شنبه هجدهم دیماه ۹۷ خبر مرگ ناگهانی در میان دوستان کارگر و نیز در شهر اراک به نحو وحشتناکی پحش شد. طبق این خبر چند ساعت پس از آنکه مصطفی حمیدی برای انجام کاری از منزل خود در شهر اراک خارج می شود، افراد ناشناسی طی تماس تلفنی خبر میدهند که جسد وی در اتوموبیل شخصیاش در گورستانی در حوالی اراک در اثر خفگی ناشی از دود اگزوز ماشین، یافت شده است.
@cfppi
مصطفی حمیدی مهندس مکانیک در شرکت هپکو اراک بود که به خاطر پشتیبانی و دفاع از حقوق و مبارزات کارگران هپکو، بارها از طرف مامورین امنیتی تهدید به مرگ شده بود. وی در ماههای اخیر بهطور سیستماتیک مورد آزار و اذیت و تهدید ماموران وزارت اطلاعات قرار داشت. روز سه شنبه هجدهم دیماه ۹۷ خبر مرگ ناگهانی در میان دوستان کارگر و نیز در شهر اراک به نحو وحشتناکی پحش شد. طبق این خبر چند ساعت پس از آنکه مصطفی حمیدی برای انجام کاری از منزل خود در شهر اراک خارج می شود، افراد ناشناسی طی تماس تلفنی خبر میدهند که جسد وی در اتوموبیل شخصیاش در گورستانی در حوالی اراک در اثر خفگی ناشی از دود اگزوز ماشین، یافت شده است.
@cfppi
#من_هم_شکنجه_شدم
روایت اعظم جنگروی
در این روزها همه از #شکنجه گفتن و نوشتن !راستش بعد چند ماه میخوام از خودم بگم.
سالیان سال من مورد خشونت خانگی قرار گرفتم و با کلی سختی بعد پنج سال توانستم دو سال پیش طلاق بگیرم .
ده تیر امسال بعد از دادگاه #دختران_انقلاب به فاصله یک ساعت یک دادگاه دیگر برای من تشکیل دادند./۱
که در آن دادگاه من شوکه شدم!
یکی از پروندههای من رو که از طریق آن طلاق گرفته بودم (پرونده نفقه)گم کرده بودند و اجراییه پرونده نفقه هم از سیستم پاک شده بود،به من گفتند پروندت ناقص و ممکنه طلاقت برگرده برو پروندت بیار ؟! پرونده ای که در خود دادگاه بود!
بعد از این که حکم دختران/۲
انقلابم آمد و به سه سال زندان محکوم شدم ،
قاضی با استناد به حکم دختران انقلابم و اون پرونده ای که گم کرده بودند طلاقی که من قانونی گرفته بودم رو برگردوند.نمیدونم حرکت دختران انقلاب من چه ربطی به طلاق دارد!!!/۳
اینها همه شکنجه های روحی و روانی است که با استفاده از ابزار قانونی انجام می دهند.انها با استفاده از دستگاه قضایی و همکاری همسر سابق من (فردی معتاد) و ورود کردن به زندگی شخصی من میخواستند اعتراض من را شبهه دار نشان دهند که این یکی از شگردهای قدیمی شکنجه روحی و روانی است./۴
در همان دادگاه حضانت دختر من را هم از من گرفتند.
صیغه طلاق خوانده شده و من طلاق نامه هم دارم تازه در شناسنامه هم ثبت شده!
فکر کنم میخوان به زور منو سر سفره عقد بنشونن؟! دارن حکم تجاوز به من رو صادر میکنن !/
تهدیدهای اقای منصوری معاون دادستان قبل از اینکه من برم پیش بازپرس من رو پیش ایشون بردند به من گفت : «از کار اخراجت میکنم ،همه چیزت ازت میگرم بچت ازت میگیرم خونه نشینت میکنم ...»
حالم خوب نیست و نمیتونم بقیش رو بنویسم
فقط خواستم بگم خوب بلدن #شکنجه انجام دهند.../۶
«خوشبختانه این را نمی توانید تکذیب کنید، چون حکم وجود دارد»
در آخر این را هم اضافه کنم اگر این حکم قطعی شود در دادگاه های بین المللی از دستگاه قضایی ایران شکایت میکنم.../۷
@cfppi
روایت اعظم جنگروی
در این روزها همه از #شکنجه گفتن و نوشتن !راستش بعد چند ماه میخوام از خودم بگم.
سالیان سال من مورد خشونت خانگی قرار گرفتم و با کلی سختی بعد پنج سال توانستم دو سال پیش طلاق بگیرم .
ده تیر امسال بعد از دادگاه #دختران_انقلاب به فاصله یک ساعت یک دادگاه دیگر برای من تشکیل دادند./۱
که در آن دادگاه من شوکه شدم!
یکی از پروندههای من رو که از طریق آن طلاق گرفته بودم (پرونده نفقه)گم کرده بودند و اجراییه پرونده نفقه هم از سیستم پاک شده بود،به من گفتند پروندت ناقص و ممکنه طلاقت برگرده برو پروندت بیار ؟! پرونده ای که در خود دادگاه بود!
بعد از این که حکم دختران/۲
انقلابم آمد و به سه سال زندان محکوم شدم ،
قاضی با استناد به حکم دختران انقلابم و اون پرونده ای که گم کرده بودند طلاقی که من قانونی گرفته بودم رو برگردوند.نمیدونم حرکت دختران انقلاب من چه ربطی به طلاق دارد!!!/۳
اینها همه شکنجه های روحی و روانی است که با استفاده از ابزار قانونی انجام می دهند.انها با استفاده از دستگاه قضایی و همکاری همسر سابق من (فردی معتاد) و ورود کردن به زندگی شخصی من میخواستند اعتراض من را شبهه دار نشان دهند که این یکی از شگردهای قدیمی شکنجه روحی و روانی است./۴
در همان دادگاه حضانت دختر من را هم از من گرفتند.
صیغه طلاق خوانده شده و من طلاق نامه هم دارم تازه در شناسنامه هم ثبت شده!
فکر کنم میخوان به زور منو سر سفره عقد بنشونن؟! دارن حکم تجاوز به من رو صادر میکنن !/
تهدیدهای اقای منصوری معاون دادستان قبل از اینکه من برم پیش بازپرس من رو پیش ایشون بردند به من گفت : «از کار اخراجت میکنم ،همه چیزت ازت میگرم بچت ازت میگیرم خونه نشینت میکنم ...»
حالم خوب نیست و نمیتونم بقیش رو بنویسم
فقط خواستم بگم خوب بلدن #شکنجه انجام دهند.../۶
«خوشبختانه این را نمی توانید تکذیب کنید، چون حکم وجود دارد»
در آخر این را هم اضافه کنم اگر این حکم قطعی شود در دادگاه های بین المللی از دستگاه قضایی ایران شکایت میکنم.../۷
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای خامنهای در ظلمی که به زهرا نویدپور شده، شما هم مسئولید!
آقای سپهری، معلم شریف مشهدی نگاهی دارد به ماجرای تجاوز به خانم زهرا نویدپور توسط نماینده متجاوز مجلس شورای اسلامی
او میگوید من به عنوان یک شهروند علاوه بر آنکه خواستار محاکمهی این متجاوز هستم، خواستار توضیح شورای نگهبان هستم که با وجود چنین اتهامی با اعمال نفوذ صلاحیت این فرد را تایید کردند، کسانی که لیست امیدشان را مزین به اسم این متجاوز کردند. اعضای مجلسی که اعتبارنامه این فرد را تایید کردند مخصوصا آقای پزشکیان که در حمایت از این شخص سخنرانی کرد، رئیس مجلسی که اجازه داد این فرد رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شود، اعضای کمیسیون اصل نود که با عدم رسیدگی به شکایت خانم نویدپور بر تجاوز سرپوش گذاشتند،....
باید مشخص شود که این فرد با سوء استفاده از قدرت و مقامش تا کنون چه جنایات دیگری انجام داده؟ در گذشته که امکانات رسانهای دست مردم نبوده در این چهل سال برای حفظ آبروی نظامتون چند هزار زن را زیر خاک کردید؟
#حکومت_تجاوز_نمیخواهیم
#زهرا_نویدپور
آقای سپهری، معلم شریف مشهدی نگاهی دارد به ماجرای تجاوز به خانم زهرا نویدپور توسط نماینده متجاوز مجلس شورای اسلامی
او میگوید من به عنوان یک شهروند علاوه بر آنکه خواستار محاکمهی این متجاوز هستم، خواستار توضیح شورای نگهبان هستم که با وجود چنین اتهامی با اعمال نفوذ صلاحیت این فرد را تایید کردند، کسانی که لیست امیدشان را مزین به اسم این متجاوز کردند. اعضای مجلسی که اعتبارنامه این فرد را تایید کردند مخصوصا آقای پزشکیان که در حمایت از این شخص سخنرانی کرد، رئیس مجلسی که اجازه داد این فرد رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شود، اعضای کمیسیون اصل نود که با عدم رسیدگی به شکایت خانم نویدپور بر تجاوز سرپوش گذاشتند،....
باید مشخص شود که این فرد با سوء استفاده از قدرت و مقامش تا کنون چه جنایات دیگری انجام داده؟ در گذشته که امکانات رسانهای دست مردم نبوده در این چهل سال برای حفظ آبروی نظامتون چند هزار زن را زیر خاک کردید؟
#حکومت_تجاوز_نمیخواهیم
#زهرا_نویدپور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فعالین بازداشت شده کامیاران و سنندج چه کسانی هستند؟
بی خبری از سرنوشت اعضاء حزب وحدت ملی، فعالین محیط زیستی، سیاسی و مدنی شهرستان های کامیاران و سنندج نزدیک بە دو هفتە و فشار بر آنها برای گرفتن اعتراف.
بی خبری از سرنوشت اعضاء حزب وحدت ملی، فعالین محیط زیستی، سیاسی و مدنی شهرستان های کامیاران و سنندج نزدیک بە دو هفتە و فشار بر آنها برای گرفتن اعتراف.
🔴تعیین وثیقه برای آزادی بهنام ابراهیم زاده
بر اساس خبرمنتشر شده پس از اعتراض روز گذشته «رحمان ابراهیم زاده» پدر بهنام ابراهیم زاده مقابل درب دادگستری تهران و رسانه ای شدن این موضوع، امروز بهنام در یک تماس تلفنی به خانواده اش اطلاع داده که دادستان تهران برای آزادی ایشان درخواست وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی کرده است.
25دی97
@cfppi
بر اساس خبرمنتشر شده پس از اعتراض روز گذشته «رحمان ابراهیم زاده» پدر بهنام ابراهیم زاده مقابل درب دادگستری تهران و رسانه ای شدن این موضوع، امروز بهنام در یک تماس تلفنی به خانواده اش اطلاع داده که دادستان تهران برای آزادی ایشان درخواست وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی کرده است.
25دی97
@cfppi