چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندانها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند.
کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
اکبر محمدی، یکی از فعالان دانشجویی بود که از سال ۱۳۷۸ و در پی اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ تهران دستگیر، شکنجه[و زندانی شد. او در ۸ مرداد ۱۳۸۵ پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوین به صورت مشکوکی درگذشت. آدرس تماس با ما
@cfppi2013
کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
اکبر محمدی، یکی از فعالان دانشجویی بود که از سال ۱۳۷۸ و در پی اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸ تهران دستگیر، شکنجه[و زندانی شد. او در ۸ مرداد ۱۳۸۵ پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوین به صورت مشکوکی درگذشت. آدرس تماس با ما
@cfppi2013
Forwarded from كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي
🌍 اعلام کارزار " من هم شکنجه شدم"
کیفرخواستی علیه چهل سال شکنجه و زندان
از شما جانبدربردگان شکنجه، زندانیان سیاسی، خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان و از شما مردم آزادیخواه دعوت میکنیم با اعلام کیفرخواست خود در کارزار شرکت نمایید.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندانها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. این اقدام شجاعانه وی، موجی از حمایت مردم رنجدیده از شکنجه و زندان را تا به حال بدنبال داشته است. اسماعیل بخشی، همراه وکیل خود به مجلس رفت اما جلسه کمیسیون امنیت ملی بدون حضور وی تشکیل شد. کمیسیون امنیت ملی همراه با وزیر اطلاعات، بدون حضور بخشی برای پرونده سازی و پاپوش دوزی علیه بخشی، جلسه گرفتند و با وقاحت تمام اعلام کردند اسماعیل شکنجه نشده است. این داستان نه تنها اسماعیل بخشی، داستان شکنجه و پرونده سازی و پاپوش دوزی برای میلیونها مرد و زن دیگر در ایران تحت حاکمیت رژیم شکنجه و اعدام اس که در دادگاههای فرمایشی و اعلام امنیتی کردن با زندان و شلاق سرکوب شدهاند.
دستگیری و شکنجه و زندان ابزار همیشگی رژیم اسلامی در سرکوب حق طلبی جامعه بوده است. اسماعیل بخشی پرچم اعتراض به شکنجه و زندان را برافراشته است. نامه سرگشاده اسماعیل بخشی، پلاتفرم کارزاری سراسری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی و همه فعالان اعتراضات اجتماعی است. مردم آزادیخواه در سراسر دنیا یکصدا باید بگویند نمایندگان جمهوری اسلامی در همه نهادهای بینالمللی باید به جرم جنایت علیه بشریت اخراج و تحت پیگرد قرار بگیرند.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از تمام تشکلهای کارگری، معلمین و مردم آزادیخواه و انساندوست دعوت میکند تا یکپارچه از کیفرخواست اسماعیل بخشی حمایت کرده و با پیوستن به کارزار "من هم شکنجه شدم" از کیفرخواست جانبدربردگان شکنجه ، زندانیان سیاسی و خانواده هایشان حمایت کنند. از شما دعوت میکنیم دادخواست خود را از طرق ارتباطی زیر جهت انتشار برای ما ارسال دارید.
این عرصهای تاریخ ساز در اعتراضات مردم برای بزیر کشیدن حکومت شکنجه و زندان است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۹ دیماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۹
کیفرخواستی علیه چهل سال شکنجه و زندان
از شما جانبدربردگان شکنجه، زندانیان سیاسی، خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان و از شما مردم آزادیخواه دعوت میکنیم با اعلام کیفرخواست خود در کارزار شرکت نمایید.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندانها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
کارزار ‘من هم شکنجه شدم’ در ادامه کیفرخواست اسماعیل بخشی نماینده محبوب کارگران نیشکر هفت تپه علیه شکنجه شدنش در زندان و انتشار نامه سرگشاده به وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام شده است. اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است. این اقدام شجاعانه وی، موجی از حمایت مردم رنجدیده از شکنجه و زندان را تا به حال بدنبال داشته است. اسماعیل بخشی، همراه وکیل خود به مجلس رفت اما جلسه کمیسیون امنیت ملی بدون حضور وی تشکیل شد. کمیسیون امنیت ملی همراه با وزیر اطلاعات، بدون حضور بخشی برای پرونده سازی و پاپوش دوزی علیه بخشی، جلسه گرفتند و با وقاحت تمام اعلام کردند اسماعیل شکنجه نشده است. این داستان نه تنها اسماعیل بخشی، داستان شکنجه و پرونده سازی و پاپوش دوزی برای میلیونها مرد و زن دیگر در ایران تحت حاکمیت رژیم شکنجه و اعدام اس که در دادگاههای فرمایشی و اعلام امنیتی کردن با زندان و شلاق سرکوب شدهاند.
دستگیری و شکنجه و زندان ابزار همیشگی رژیم اسلامی در سرکوب حق طلبی جامعه بوده است. اسماعیل بخشی پرچم اعتراض به شکنجه و زندان را برافراشته است. نامه سرگشاده اسماعیل بخشی، پلاتفرم کارزاری سراسری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی و همه فعالان اعتراضات اجتماعی است. مردم آزادیخواه در سراسر دنیا یکصدا باید بگویند نمایندگان جمهوری اسلامی در همه نهادهای بینالمللی باید به جرم جنایت علیه بشریت اخراج و تحت پیگرد قرار بگیرند.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از تمام تشکلهای کارگری، معلمین و مردم آزادیخواه و انساندوست دعوت میکند تا یکپارچه از کیفرخواست اسماعیل بخشی حمایت کرده و با پیوستن به کارزار "من هم شکنجه شدم" از کیفرخواست جانبدربردگان شکنجه ، زندانیان سیاسی و خانواده هایشان حمایت کنند. از شما دعوت میکنیم دادخواست خود را از طرق ارتباطی زیر جهت انتشار برای ما ارسال دارید.
این عرصهای تاریخ ساز در اعتراضات مردم برای بزیر کشیدن حکومت شکنجه و زندان است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۹ دیماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۹
Forwarded from كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي
#من_هم_شکنجه_شدم
محمود بهشتی لنگرودی
اینجانب نیز از سال 83 تاکنون در مقاطع مختلف(سال 83 ،سال 85 و 86 ،سال 89 و سال 94)توسط ضابطان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در بندهای 209و دو الف زندان اوین مورد بازجویی قرار گرفتم و در تمامی این مقاطع علیرغم تمامی ادعاها رفتارهای خلاف قانون را در بازداشتگاهها مشاهده نمودم، از ضرب وشتم خود در هنگام بازجویی و بعضا در محلی غیر از اتاق بازجویی و عاری از دوربین گرفته تا توهین و تحقیر و چشم بند و....
لازم به ذکر است که سال 94 نیز هرچند شخصا با برخورد تندی از طرف بازجو مواجه نبودم، اما شاهد برخوردهای خشونت آمیز با یکی از متهمان که ظاهرا دانشجو بوده، بودم، و وقتی که به بازجوها اعتراض کردم اینگونه توجیه کردند که ما با اراذل و اوباش!! همینگونه برخورد می کنیم.
با این اوصاف و در حالی که نزدیک ۳۹ سال از تصویب قانون منع شکنجه و۱۴ سال از قانون احترام به حقوق شهروندی میگذرد هنوز سلول های انفرادی که قطعاً از مصادیق شکنجه به شمار میرود پابرجاست و هنوز چشم بند زدن به متهم ، بازجویی از پشت سر متهم و تحقیر وی در کنار سایر موارد نقض قوانین مذکور به وفور مشاهده میشود و مسئولانی که به تکاپو افتاده اند تا به حقیقت ادعاهای جناب بخشی پی ببرند را دعوت می کنم با حضور در بندهای 209 و یک و دو الف زندان اوین بخشهایی از آنچه را که مطابق قانون، شکنجه محسوب می گردد با چشم خود مشاهده نمایند.
امید که برای پایان دادن به این رفتارهای غیر قانونی اقدامی شایسته انجام گیرد.
در ضمن موارد فوق مجموعه مشاهدات اینجانب در زندان اوین میباشد و ممکن است وضعیت سایر زندانها نگران کنندهتر باشد.
محمودبهشتی لنگرودی
بازداشتگاه اوین 97/10/17
@cfppi
محمود بهشتی لنگرودی
اینجانب نیز از سال 83 تاکنون در مقاطع مختلف(سال 83 ،سال 85 و 86 ،سال 89 و سال 94)توسط ضابطان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در بندهای 209و دو الف زندان اوین مورد بازجویی قرار گرفتم و در تمامی این مقاطع علیرغم تمامی ادعاها رفتارهای خلاف قانون را در بازداشتگاهها مشاهده نمودم، از ضرب وشتم خود در هنگام بازجویی و بعضا در محلی غیر از اتاق بازجویی و عاری از دوربین گرفته تا توهین و تحقیر و چشم بند و....
لازم به ذکر است که سال 94 نیز هرچند شخصا با برخورد تندی از طرف بازجو مواجه نبودم، اما شاهد برخوردهای خشونت آمیز با یکی از متهمان که ظاهرا دانشجو بوده، بودم، و وقتی که به بازجوها اعتراض کردم اینگونه توجیه کردند که ما با اراذل و اوباش!! همینگونه برخورد می کنیم.
با این اوصاف و در حالی که نزدیک ۳۹ سال از تصویب قانون منع شکنجه و۱۴ سال از قانون احترام به حقوق شهروندی میگذرد هنوز سلول های انفرادی که قطعاً از مصادیق شکنجه به شمار میرود پابرجاست و هنوز چشم بند زدن به متهم ، بازجویی از پشت سر متهم و تحقیر وی در کنار سایر موارد نقض قوانین مذکور به وفور مشاهده میشود و مسئولانی که به تکاپو افتاده اند تا به حقیقت ادعاهای جناب بخشی پی ببرند را دعوت می کنم با حضور در بندهای 209 و یک و دو الف زندان اوین بخشهایی از آنچه را که مطابق قانون، شکنجه محسوب می گردد با چشم خود مشاهده نمایند.
امید که برای پایان دادن به این رفتارهای غیر قانونی اقدامی شایسته انجام گیرد.
در ضمن موارد فوق مجموعه مشاهدات اینجانب در زندان اوین میباشد و ممکن است وضعیت سایر زندانها نگران کنندهتر باشد.
محمودبهشتی لنگرودی
بازداشتگاه اوین 97/10/17
@cfppi
نامه ای از شعله پاکروان ؛
"من هم شکنجه شده و میشوم. مثل تو. مثل او. مثل ما. مثل شما. مثل انها"
چند روز است کارزار "من هم شکنجه شدم " ابعاد تازه ای از انواع شکنجه را پیش روی مردم ایران فاش کرده است.یکی شلاق خورده . یکی قپانی شده . یکی تهدید به تجاوز شده و یکی واقعا مورد تجاوز قرار گرفته. یک زندانی سیاسی سابق شرح شکنجه هایش را برایم فرستاد و با خواندن هر قسمت از جفای رفته بر او , دست و پایم بیحس شد.
چند روز است میخواهم ببینم اسماعیل بخشی بیشتر شکنجه شده یا ستار بهشتی ؟ سپیده قلیان یا سعید ماسوری ؟ ارژنگ داوودی یا خالد حردانی؟ حسن نظری یا خواهر و برادران مریم اکبری منفرد؟ میخواهم بدانم اساسا شکنجه جسمی بیشتر شکنجه است یا شکنجه روحی؟ فقط زندانی شکنجه میشود یا خانواده اش هم به همان اندازه درد میکشند؟وقتی سبیلهای یک درویش را میتراشند به همان اندازه درد میکشد که موهای سر پسر جوانی را میتراشند؟ وقتی به نوزده سال چشم انتظاری اکرم زینالی فکر میکنم میخواهم بدانم شکنجه طولانی هم درد دارد یا نه؟اکرم و هاشم زینالی بیشتر شکنجه شدند یا سعید؟ وقتی به قپانی شدن ریحانم توسط مردی به نام مومنی در زندان اوین و درد کتف ریحان که او را تا حد فکر کردن به خودکشی میکشاند فکر میکنم به خودم میگویم درد ریحان بیشتر بود یا درد کتف ارش صادقی که استخوان درمان نشده دوران شکنجه اش تبدیل به سرطان شد؟ درد همسرم که با چشمهای پر از بیم و امید پشت دیوار رجایی شهر منتظر بود بیشتر است یا درد عبدالفتاح سلطانی که با کمر تا شده از زندان امد تا همای رنج کشیده و جوانمرگش را به خاک بسپارد؟ درد مردی که به دلیل فقر به سه فرزندش قرص برنج داد تا به رنج گرسنگی فرزندانش پایان دهد بیشتر است یا درد کسانی که هنوز نمیدانند عزیزانشان چرا و در چه روزی اعدام و در کجا دفن شدند ؟ درد ان اعدامی روی برانکارد بیشتر بود یا درد کسانی که سنگسار شدند؟ درد گورخواب بیشتر است یا گرسنگانی که در انبوه زباله به دنبال غذا میگردند؟ درد دانشجوی دکترایی که کولبری میکند بیشتر است یا سعید شیرزاد که برای رویای ایران بدون کودک کار جنگید و اکنون زندانی ست؟ درد شهرام احمدی با سی و چهار ماه انفرادی بیشتر بود یا مادرش با دو داغ اعدام بر جگر؟ درد زندانی بلوچ بیشتر است یا زینب جلالیان کرد؟ درد پدر رامین حسین پناهی بیشتر است یا فرزند اصغر رحیمی ؟ درد مادر رضایی بیشتر است با هفت فرزند جانباخته در قبل و بعد از انقلاب یا زهره شفایی که پدر و مادر و خواهر و برادرانش را با هم کشتند؟ درد مادری که بچه هایش اواره شدند و در حسرت دیدار میسوزد بیشتر است یا درد مادری که دخترش در اتش شین اباد سوخت ؟ درد بینی شکسته سهیل عربی بیشتر است یا حبیبی معلم که در مدرسه با ضرب و شتم دستگیر شد؟
بقول معروف درد را از هر طرف بخوانی درد است .شکنجه , شکنجه است . کم و زیاد ندارد. حتی شکنجه گر هم روح خود را شکنجه میدهد . هر شلاق که بر پشت کسی میزند ضربه ای به روح خود مینوازد که قادر به دیدنش نیست. تهی شدن قالب از انسانیت و خوی حیوانی یافتن هم شکنجه ای است که او بر خود روا داشته.
من از شکنجه خود و دادخواهان نمیگویم. از شکنجه زندانیان سیاسی یا عادی نمیگویم. . از شکنجه زندانی ایرانی و افغانستانی نمیگویم. حتی از شکنجه در حکومت نالایق و فاسد کنونی نمیگویم . بلکه میگویم رد خون و خاطره بر روح هشتاد میلیون ایرانی وجود دارد که توسط دیکتاتوری های مختلف در طول تاریخ بر وجدان بشریت سنگینی میکند. برای پایان دادن به شکنجه هشت کارگر فولاد و هشت زندانی محیط زیست و هشت هزار کارگر فصلی هفت تپه و هشتاد میلیون ایرانی , باید روی دیکتاتوری خط بطلان کشید. باید ازادی را در اغوش کشید و قدرش را دانست و با چنگ و دندان مراقبش بود.
اگر میخواهید داستان شکنجه برای همیشه پایان یابد میبایست حاکمیتی که بر پایه شکنجه است پایان دهید. نیازی به مناظره نیست . همه مان میدانیم که حتی یک بخشدار هم هرگز پاسخگو نبوده . چرا که حکومت از اساس پاسخگو نیست. چه رسد به وزیر اطلاعات!
باید خطاب به خودمان یعنی مردم رنج کشیده ایران بگوییم : شکنجه بس است. اعدام بس است . مرگ بس است. ما عدالت میخواهیم و انرا با مبارزات بی امانمان خواهیم یافت. عدالت از نان شب برایمان واجب تر است . وقتی عدالت باشد , ازادی میاورد . وقتی ازادی بود , شکنجه نیست. درد شکنجه نیست. نجاتی ازاد میشود. سام رجبی ازاد میشود. ارشام رضایی ازاد میشود. بهنام ابراهیم زاده ازاد میشود. اتنا دائمی و گلرخ ازاد میشوند. حتی شکنجه گر از شکنجه دائمی روح خود ازاد میشود.
و شکنجه من و تو پایان میابد.
تا ان زمان "من هم شکنجه میشوم" درست مثل تو.
#من_هم_شکنجه_شدم
#ما_همه_اسماعیل_بخشی_هستیم
"من هم شکنجه شده و میشوم. مثل تو. مثل او. مثل ما. مثل شما. مثل انها"
چند روز است کارزار "من هم شکنجه شدم " ابعاد تازه ای از انواع شکنجه را پیش روی مردم ایران فاش کرده است.یکی شلاق خورده . یکی قپانی شده . یکی تهدید به تجاوز شده و یکی واقعا مورد تجاوز قرار گرفته. یک زندانی سیاسی سابق شرح شکنجه هایش را برایم فرستاد و با خواندن هر قسمت از جفای رفته بر او , دست و پایم بیحس شد.
چند روز است میخواهم ببینم اسماعیل بخشی بیشتر شکنجه شده یا ستار بهشتی ؟ سپیده قلیان یا سعید ماسوری ؟ ارژنگ داوودی یا خالد حردانی؟ حسن نظری یا خواهر و برادران مریم اکبری منفرد؟ میخواهم بدانم اساسا شکنجه جسمی بیشتر شکنجه است یا شکنجه روحی؟ فقط زندانی شکنجه میشود یا خانواده اش هم به همان اندازه درد میکشند؟وقتی سبیلهای یک درویش را میتراشند به همان اندازه درد میکشد که موهای سر پسر جوانی را میتراشند؟ وقتی به نوزده سال چشم انتظاری اکرم زینالی فکر میکنم میخواهم بدانم شکنجه طولانی هم درد دارد یا نه؟اکرم و هاشم زینالی بیشتر شکنجه شدند یا سعید؟ وقتی به قپانی شدن ریحانم توسط مردی به نام مومنی در زندان اوین و درد کتف ریحان که او را تا حد فکر کردن به خودکشی میکشاند فکر میکنم به خودم میگویم درد ریحان بیشتر بود یا درد کتف ارش صادقی که استخوان درمان نشده دوران شکنجه اش تبدیل به سرطان شد؟ درد همسرم که با چشمهای پر از بیم و امید پشت دیوار رجایی شهر منتظر بود بیشتر است یا درد عبدالفتاح سلطانی که با کمر تا شده از زندان امد تا همای رنج کشیده و جوانمرگش را به خاک بسپارد؟ درد مردی که به دلیل فقر به سه فرزندش قرص برنج داد تا به رنج گرسنگی فرزندانش پایان دهد بیشتر است یا درد کسانی که هنوز نمیدانند عزیزانشان چرا و در چه روزی اعدام و در کجا دفن شدند ؟ درد ان اعدامی روی برانکارد بیشتر بود یا درد کسانی که سنگسار شدند؟ درد گورخواب بیشتر است یا گرسنگانی که در انبوه زباله به دنبال غذا میگردند؟ درد دانشجوی دکترایی که کولبری میکند بیشتر است یا سعید شیرزاد که برای رویای ایران بدون کودک کار جنگید و اکنون زندانی ست؟ درد شهرام احمدی با سی و چهار ماه انفرادی بیشتر بود یا مادرش با دو داغ اعدام بر جگر؟ درد زندانی بلوچ بیشتر است یا زینب جلالیان کرد؟ درد پدر رامین حسین پناهی بیشتر است یا فرزند اصغر رحیمی ؟ درد مادر رضایی بیشتر است با هفت فرزند جانباخته در قبل و بعد از انقلاب یا زهره شفایی که پدر و مادر و خواهر و برادرانش را با هم کشتند؟ درد مادری که بچه هایش اواره شدند و در حسرت دیدار میسوزد بیشتر است یا درد مادری که دخترش در اتش شین اباد سوخت ؟ درد بینی شکسته سهیل عربی بیشتر است یا حبیبی معلم که در مدرسه با ضرب و شتم دستگیر شد؟
بقول معروف درد را از هر طرف بخوانی درد است .شکنجه , شکنجه است . کم و زیاد ندارد. حتی شکنجه گر هم روح خود را شکنجه میدهد . هر شلاق که بر پشت کسی میزند ضربه ای به روح خود مینوازد که قادر به دیدنش نیست. تهی شدن قالب از انسانیت و خوی حیوانی یافتن هم شکنجه ای است که او بر خود روا داشته.
من از شکنجه خود و دادخواهان نمیگویم. از شکنجه زندانیان سیاسی یا عادی نمیگویم. . از شکنجه زندانی ایرانی و افغانستانی نمیگویم. حتی از شکنجه در حکومت نالایق و فاسد کنونی نمیگویم . بلکه میگویم رد خون و خاطره بر روح هشتاد میلیون ایرانی وجود دارد که توسط دیکتاتوری های مختلف در طول تاریخ بر وجدان بشریت سنگینی میکند. برای پایان دادن به شکنجه هشت کارگر فولاد و هشت زندانی محیط زیست و هشت هزار کارگر فصلی هفت تپه و هشتاد میلیون ایرانی , باید روی دیکتاتوری خط بطلان کشید. باید ازادی را در اغوش کشید و قدرش را دانست و با چنگ و دندان مراقبش بود.
اگر میخواهید داستان شکنجه برای همیشه پایان یابد میبایست حاکمیتی که بر پایه شکنجه است پایان دهید. نیازی به مناظره نیست . همه مان میدانیم که حتی یک بخشدار هم هرگز پاسخگو نبوده . چرا که حکومت از اساس پاسخگو نیست. چه رسد به وزیر اطلاعات!
باید خطاب به خودمان یعنی مردم رنج کشیده ایران بگوییم : شکنجه بس است. اعدام بس است . مرگ بس است. ما عدالت میخواهیم و انرا با مبارزات بی امانمان خواهیم یافت. عدالت از نان شب برایمان واجب تر است . وقتی عدالت باشد , ازادی میاورد . وقتی ازادی بود , شکنجه نیست. درد شکنجه نیست. نجاتی ازاد میشود. سام رجبی ازاد میشود. ارشام رضایی ازاد میشود. بهنام ابراهیم زاده ازاد میشود. اتنا دائمی و گلرخ ازاد میشوند. حتی شکنجه گر از شکنجه دائمی روح خود ازاد میشود.
و شکنجه من و تو پایان میابد.
تا ان زمان "من هم شکنجه میشوم" درست مثل تو.
#من_هم_شکنجه_شدم
#ما_همه_اسماعیل_بخشی_هستیم
برادر ایمان (علی شاهواری)
#من_هم_شکنجه_شدم
۴ ماه تمام چشمانم بسته بوده و سلولهای شکنجه متعدی را تجربه کردم
۱۳ ماه زندان بودم در ۲ نوبت
سمنان و زاهدان
بخاطر اینکه از اسلام رویگردان و به مسیح ایمان آورده ام
این حکومت جمهوری اسلامی حاکم بر ایران
دیکتاتور و خونخوار و شرارتی بیش نیست
#من_هم_شکنجه_شدم
۴ ماه تمام چشمانم بسته بوده و سلولهای شکنجه متعدی را تجربه کردم
۱۳ ماه زندان بودم در ۲ نوبت
سمنان و زاهدان
بخاطر اینکه از اسلام رویگردان و به مسیح ایمان آورده ام
این حکومت جمهوری اسلامی حاکم بر ایران
دیکتاتور و خونخوار و شرارتی بیش نیست
Forwarded from اتچ بات
شکنجه های سهیل عربی، زندانی سیاسی و کیفر خواست وی
در خرداد ماه سال جاری به دستور حاج مرادی رئیس زندان تهران بزرگ، به زندان دو الف (بند ۲ الف سپاه در زندان اوین) برای بازجویی منتقل شدم و در حین بازجویی؛ با ضرب و شتم و شکنجه توسط شکنجه گران؛ بینی ام شکست.مرا به بیمارستان خمینی برده و بدون اجازه عمل جراحی به زندان تهران بزرگ بازگرداندند.
در زمانی که در سلول انفرادی بودم به یک زندانی به نام تجا وز شد ؛ من اعتراض کردم به زندانی که این کار را کرده بود که با مشت به بینی ام زدند که شکست. بار دوم بخاطر نامه ای که در مورد وضعیت زندان تهران بزرگ نوشتم و پیرمردی را که بخاطرسرقت یک بسته زردآلو خوابانده بودند او را در توالت. وقتی افشا کردم؛ابتدا از افسر نگهبانها خواستند که مرا بزنند که افسر نگهبان قبول نکرد. یکی از زندانی های اجیر شده که بعنوان نفر خدمات آنجا کار می کرد هنگامی که در خواب بودم با مشت به بینی ام زد. آنقدر خون از بینی ام ریخته بود که تمام پتوها خونی شد. مرا به بیمارستان اعزام کردند که در اعزام هم افسر شعبه اعزام بنام تاجیک به من گفت باید ماسک بزنی من هم گفتم درآیین نامه ننوشته که من باید ماسک بزنم که با مشت و باتوم زد به سر و صورتم و در ضلع غربی بیمارستان امام خمینی به سربازها گفت که بزنیدش که انقدر زدند من از حال می رفتم دوباره با سطل آب رویم می ریختند و دوباره با مشت و لگد می زدند. مجموعا طی این مدت سه بار بینی ام را شکاندند.
علاوه بر اینها مرا که یک زندانی سیاسی بوده ام فقط بخاطر شکنجه و آزار بیشتر به زندان تهران بزرگ و بند معتادین و خلافکاران بردند درحالی که طبق قانون تفکیک جرائم باید جدای از زندانیان عادی حبس می کشیدم.
بعلت خونریزی در اثر سه بار شکستگی بینی در زندان تهران بزرگ در شرایط سختی بسر می برم. بینی ام مستمر خونریزی دارد اما مسولین بند علیرغم دردهای مستمر ناشی از شکستگی ، ماههاست به من اجازه مداوا و عمل جراحی را نمی دهند.
من هرآنچه واقعیت زندان تهران بزرگ بود را گفته بودم از جمعیت زیاد زندانی تا کف خوابی و غیره ...اما مرا به جرم نشر اکاذیب محکوم کردند.
#من_هم_شکنجه_شدم
#ما_همه_اسماعیل_بخشی_هستیم
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
در خرداد ماه سال جاری به دستور حاج مرادی رئیس زندان تهران بزرگ، به زندان دو الف (بند ۲ الف سپاه در زندان اوین) برای بازجویی منتقل شدم و در حین بازجویی؛ با ضرب و شتم و شکنجه توسط شکنجه گران؛ بینی ام شکست.مرا به بیمارستان خمینی برده و بدون اجازه عمل جراحی به زندان تهران بزرگ بازگرداندند.
در زمانی که در سلول انفرادی بودم به یک زندانی به نام تجا وز شد ؛ من اعتراض کردم به زندانی که این کار را کرده بود که با مشت به بینی ام زدند که شکست. بار دوم بخاطر نامه ای که در مورد وضعیت زندان تهران بزرگ نوشتم و پیرمردی را که بخاطرسرقت یک بسته زردآلو خوابانده بودند او را در توالت. وقتی افشا کردم؛ابتدا از افسر نگهبانها خواستند که مرا بزنند که افسر نگهبان قبول نکرد. یکی از زندانی های اجیر شده که بعنوان نفر خدمات آنجا کار می کرد هنگامی که در خواب بودم با مشت به بینی ام زد. آنقدر خون از بینی ام ریخته بود که تمام پتوها خونی شد. مرا به بیمارستان اعزام کردند که در اعزام هم افسر شعبه اعزام بنام تاجیک به من گفت باید ماسک بزنی من هم گفتم درآیین نامه ننوشته که من باید ماسک بزنم که با مشت و باتوم زد به سر و صورتم و در ضلع غربی بیمارستان امام خمینی به سربازها گفت که بزنیدش که انقدر زدند من از حال می رفتم دوباره با سطل آب رویم می ریختند و دوباره با مشت و لگد می زدند. مجموعا طی این مدت سه بار بینی ام را شکاندند.
علاوه بر اینها مرا که یک زندانی سیاسی بوده ام فقط بخاطر شکنجه و آزار بیشتر به زندان تهران بزرگ و بند معتادین و خلافکاران بردند درحالی که طبق قانون تفکیک جرائم باید جدای از زندانیان عادی حبس می کشیدم.
بعلت خونریزی در اثر سه بار شکستگی بینی در زندان تهران بزرگ در شرایط سختی بسر می برم. بینی ام مستمر خونریزی دارد اما مسولین بند علیرغم دردهای مستمر ناشی از شکستگی ، ماههاست به من اجازه مداوا و عمل جراحی را نمی دهند.
من هرآنچه واقعیت زندان تهران بزرگ بود را گفته بودم از جمعیت زیاد زندانی تا کف خوابی و غیره ...اما مرا به جرم نشر اکاذیب محکوم کردند.
#من_هم_شکنجه_شدم
#ما_همه_اسماعیل_بخشی_هستیم
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
Telegram
attach 📎
چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندانها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند.
کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
زهرا کاظمی، خبرنگار کانادایی - ایرانیتبار بود که در مسافرتی به قصد تهیه گزارش در ایران، هنگام ناآرامیها و اعتراضات دانشجویی، به جرم عکسبرداری حین تجمع برخی از خانوادههای زندانیان در مقابل زندان اوین، بازداشت و در ۲۰ تیر ۱۳۸۲ در زندان درگذشت. آدرس تماس با ما
@cfppi2013
کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
زهرا کاظمی، خبرنگار کانادایی - ایرانیتبار بود که در مسافرتی به قصد تهیه گزارش در ایران، هنگام ناآرامیها و اعتراضات دانشجویی، به جرم عکسبرداری حین تجمع برخی از خانوادههای زندانیان در مقابل زندان اوین، بازداشت و در ۲۰ تیر ۱۳۸۲ در زندان درگذشت. آدرس تماس با ما
@cfppi2013
چندین میلیون نفر مانند اسماعیل بخشی در زندانها توسط حکومت اسلامی در ایران شکنجه شده اند.
کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
زهرا بنی یعقوب، پزشک ایرانی که در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهر همدان (زیر نظر بسیج) درگذشت. او در ۲۰ مهر ۱۳۸۶ در حین صحبت با نامزدش در یکی از پارکهای همدان توسط نیروهای بسیج دستگیر و به بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهر همدان فرستاده شده بود. پس از ۴۸ ساعت، خانوادهاش که برای آگاهی از وضعیتش به نیروی انتظامی همدان مراجعه کرده بودند با خبر مرگ وی روبرو شدند.
بر طبق گزارشهای حکومتی، خانم زهرا بنی یعقوب در زندان در شب بازداشت خودکشی کردهاست. در صورتیکه خانواده وی و برخی از رسانههای خارجی قتل توسط ضرب و شتم در بازداشت را عامل مرگش دانستهاند. آدرس تماس با ما
@cfppi2013
کارزار من هم شکنجه شدم
’ باید به ظرفی برای انعکاس صدای تمام این زنان و مردان، این جوانان و کودکانی تبدیل شود که در زندانهای شهرهای ایران. شب و روز را تحت شکنجه جسمی و روحی سپری کردند. باید صدای خانواده هایی باشد که جگر گوشه هایشان را زیر شکنجه این جلادان از دست دادند.
زهرا بنی یعقوب، پزشک ایرانی که در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهر همدان (زیر نظر بسیج) درگذشت. او در ۲۰ مهر ۱۳۸۶ در حین صحبت با نامزدش در یکی از پارکهای همدان توسط نیروهای بسیج دستگیر و به بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهی از منکر شهر همدان فرستاده شده بود. پس از ۴۸ ساعت، خانوادهاش که برای آگاهی از وضعیتش به نیروی انتظامی همدان مراجعه کرده بودند با خبر مرگ وی روبرو شدند.
بر طبق گزارشهای حکومتی، خانم زهرا بنی یعقوب در زندان در شب بازداشت خودکشی کردهاست. در صورتیکه خانواده وی و برخی از رسانههای خارجی قتل توسط ضرب و شتم در بازداشت را عامل مرگش دانستهاند. آدرس تماس با ما
@cfppi2013
#من_هم_شکنجه_شدم ✍ ش. پناه
من هم شکنجه شدم نه جسمی، حتی یک سیلی هم نخوردم! روانم، روحم روزی هزار بار به دار آویخته شد خصوصا که اصرارِ باطل داشتید به کارِ نکرده اعتراف کنم و اذعان کنم مسلح بودهایم و غیر انسانیتر آنجا که میخواستید خودم را آزاد کنم و بنویسم یارم، مسلح بوده، فریبم داده و از من سوءاستفادهی ابزاری کرده! بماند که به هیچیک تن ندادم و شما نیز وعدهی اعدام دادید! بماند که تمامیتم را به حراج گذاشتید آنجا که از رَکَبِ اعدامِ یارم، نهایتِ سواستفاده را کردید آنجا که بطور کامل فروپاشاندیدم!
شرح تمامِ مشکلاتِ روحی و جسمیِ شدیدم پس از آزادی موقت هم بماند برای وقتِ مقتضی!
از تمام اینها بگذریم همین چند روز پیش مرا در خانهی خودم در حینِ دنبال کردن اخبار شکنجه کردید!
قلبم فشرده شد و تنم گداخته شد از خواندنِ آنچه که بر #اسماعیل_بخشی رفته و شکنجهها شدت گرفت آنجا که جدا از تکذیبهای عناصر خودجوش! اظهارات آقای لاریجانی را خواندم؛
تخلف احتمالی یک بازجو را نباید پای یک مجموعه گذاشت!!!!
احتراما به استحضار میرساند که آقای لاریجانی؛ اسماعیل بخشی از خرد شدن دندههایش نوشته از آسیبِ بیضهها و بدن نیمه جانش صحبت کرده و در نهایت از اعصابی سخن به میان آورده که با دادن قرصهای روانگردان و آزارهای شدید روانی، از او به یغما بردهاید حالا شما از طرفی دستورِ پیگیری تخلف را میدهید و از طرفی دیگر آن را احتمالی مینامید؟!
اسماعیل بخشی مثل ما تجمع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی نداشته!
اسماعیل بخشی مثل ما تقاضای برگذاری رفراندوم نداشته! هیچکدام از اتهاما تِ لیست شدهای که به ما و دیگران وصله کردهاید به اسماعیل بخشی نمیچسبد!
او صدای شکسته شدن دندههایش را زمانی شنیده که اندکی پیشتر، صدایش را برای درخواستِ دستمزدِ معوقهاش بالا برده اما ظاهرا صدای برقی که برای قدرتنمایی پوشالیتان به او متصل کردهاید بلندتر بوده و بلندتر از آن هم توهینهای رکیک جنسیِ سربازانِ گمنامتان در لشکر امام زمان!!!
حالا من و خودِ اسماعیل آقای بخشی و الباقی مردم، مدیون شما باشیم اگر فکر کنیم تشویش اذهان_عمومی اینبار صراحتا از جانبِ شما صورت میگیرد که از سویی پیگیرینمایی میکنید و از سویی دیگر حقیقتی عریان را با پیشوندِ احتمالی بودن در نطفه خفه میکنید
من هم شکنجه شدم، هم یک اسماعیل بخشی هستم لطفا برای یکبار هم که شده تلخیِ حقیقت را بچشید و جانبِ یک مظلوم را بگیرید...جای دوری نمیرود.
#من_هم_شکنجه_شدم
#ما_همه_اسماعیل_بخشی_هستیم
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
من هم شکنجه شدم نه جسمی، حتی یک سیلی هم نخوردم! روانم، روحم روزی هزار بار به دار آویخته شد خصوصا که اصرارِ باطل داشتید به کارِ نکرده اعتراف کنم و اذعان کنم مسلح بودهایم و غیر انسانیتر آنجا که میخواستید خودم را آزاد کنم و بنویسم یارم، مسلح بوده، فریبم داده و از من سوءاستفادهی ابزاری کرده! بماند که به هیچیک تن ندادم و شما نیز وعدهی اعدام دادید! بماند که تمامیتم را به حراج گذاشتید آنجا که از رَکَبِ اعدامِ یارم، نهایتِ سواستفاده را کردید آنجا که بطور کامل فروپاشاندیدم!
شرح تمامِ مشکلاتِ روحی و جسمیِ شدیدم پس از آزادی موقت هم بماند برای وقتِ مقتضی!
از تمام اینها بگذریم همین چند روز پیش مرا در خانهی خودم در حینِ دنبال کردن اخبار شکنجه کردید!
قلبم فشرده شد و تنم گداخته شد از خواندنِ آنچه که بر #اسماعیل_بخشی رفته و شکنجهها شدت گرفت آنجا که جدا از تکذیبهای عناصر خودجوش! اظهارات آقای لاریجانی را خواندم؛
تخلف احتمالی یک بازجو را نباید پای یک مجموعه گذاشت!!!!
احتراما به استحضار میرساند که آقای لاریجانی؛ اسماعیل بخشی از خرد شدن دندههایش نوشته از آسیبِ بیضهها و بدن نیمه جانش صحبت کرده و در نهایت از اعصابی سخن به میان آورده که با دادن قرصهای روانگردان و آزارهای شدید روانی، از او به یغما بردهاید حالا شما از طرفی دستورِ پیگیری تخلف را میدهید و از طرفی دیگر آن را احتمالی مینامید؟!
اسماعیل بخشی مثل ما تجمع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی نداشته!
اسماعیل بخشی مثل ما تقاضای برگذاری رفراندوم نداشته! هیچکدام از اتهاما تِ لیست شدهای که به ما و دیگران وصله کردهاید به اسماعیل بخشی نمیچسبد!
او صدای شکسته شدن دندههایش را زمانی شنیده که اندکی پیشتر، صدایش را برای درخواستِ دستمزدِ معوقهاش بالا برده اما ظاهرا صدای برقی که برای قدرتنمایی پوشالیتان به او متصل کردهاید بلندتر بوده و بلندتر از آن هم توهینهای رکیک جنسیِ سربازانِ گمنامتان در لشکر امام زمان!!!
حالا من و خودِ اسماعیل آقای بخشی و الباقی مردم، مدیون شما باشیم اگر فکر کنیم تشویش اذهان_عمومی اینبار صراحتا از جانبِ شما صورت میگیرد که از سویی پیگیرینمایی میکنید و از سویی دیگر حقیقتی عریان را با پیشوندِ احتمالی بودن در نطفه خفه میکنید
من هم شکنجه شدم، هم یک اسماعیل بخشی هستم لطفا برای یکبار هم که شده تلخیِ حقیقت را بچشید و جانبِ یک مظلوم را بگیرید...جای دوری نمیرود.
#من_هم_شکنجه_شدم
#ما_همه_اسماعیل_بخشی_هستیم
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 ٢١ دی تهران، نمایشگاە خودرو، - اعتراض مشتریان ایران خودرو و سایپا به عدم تعهد خودروسازان به قانون ماده ٤ سازمان حمایت در اعلام قیمتها به زمان تحویل در دعوتنامه و اعمال قیمتهای به روز.
كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي pinned «🌍 اعلام کارزار " من هم شکنجه شدم" کیفرخواستی علیه چهل سال شکنجه و زندان از شما جانبدربردگان شکنجه، زندانیان سیاسی، خانواده های زندانیان سیاسی و جانباختگان و از شما مردم آزادیخواه دعوت میکنیم با اعلام کیفرخواست خود در کارزار شرکت نمایید. کارزار ‘من هم…»
فرشید سعیدی" جوان سی سالهای است که از شش ماه پیش تا کنون در زندان است.
او از بازداشت شدگان اعتراضات ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ است که در چهار راه ولیعصرِ تهران همراه با تعداد دیگری از شهروندان معترض بازداشت شد.
"فرشید سعیدی" پس از گذشت حدود ۳ ماه از بازداشت موقت، بدون حق داشتن وکیل انتخابی، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلابِ تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه وبه یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
آقای "سعیدی" پس از دریافت رای دادگاه بدوی نسبت به حکم صادره اعتراض و درخواست تجدیدنظر نمود.
در دی ماه ۱۳۹۷ در شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب، جلسه دادگاه تجدید نظر برای ایشان تشکیل شد و هنوز نتیجهی تجدیدنظر اعلام نشده است.
این جوانِ معترض پس از گذشت ۶ ماه در شرایط بسیار بدِ از نظر بهداشتی و درمانی در اندرزگاه ۱۱ تیپ ۱ زندان تهران بزرگ( فشافویه) نگهداری میشود
۲۱ دی ماه ۱۳۹۷
۱۱ژانویه۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
او از بازداشت شدگان اعتراضات ۱۱ مرداد ۱۳۹۷ است که در چهار راه ولیعصرِ تهران همراه با تعداد دیگری از شهروندان معترض بازداشت شد.
"فرشید سعیدی" پس از گذشت حدود ۳ ماه از بازداشت موقت، بدون حق داشتن وکیل انتخابی، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلابِ تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه وبه یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
آقای "سعیدی" پس از دریافت رای دادگاه بدوی نسبت به حکم صادره اعتراض و درخواست تجدیدنظر نمود.
در دی ماه ۱۳۹۷ در شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب، جلسه دادگاه تجدید نظر برای ایشان تشکیل شد و هنوز نتیجهی تجدیدنظر اعلام نشده است.
این جوانِ معترض پس از گذشت ۶ ماه در شرایط بسیار بدِ از نظر بهداشتی و درمانی در اندرزگاه ۱۱ تیپ ۱ زندان تهران بزرگ( فشافویه) نگهداری میشود
۲۱ دی ماه ۱۳۹۷
۱۱ژانویه۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
محمدنعیم محمدپور جهت اجرای حکم به زندان مرکزی سنندج منتقل شد
محمدنعیم محمدپور، فعال سیاسی پس از احضار به شعبه اجرای احکام این شهر، بازداشت و جهت اجرای حکم به زندان مرکزی سنندج منتقل شد.
روز چهارشنبه ۱۹ دیماه، محمدنعیم محمدپور، فعال سیاسی پس از احضار به شعبه اجرای احکام شهر سنندج، جهت تحمل یکسال حبس تعزیری بازداشت و به زندان مرکزی سنندج منتقل شد.
۲۱ دی ماه ۱۳۹۷
۱۱ ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
محمدنعیم محمدپور، فعال سیاسی پس از احضار به شعبه اجرای احکام این شهر، بازداشت و جهت اجرای حکم به زندان مرکزی سنندج منتقل شد.
روز چهارشنبه ۱۹ دیماه، محمدنعیم محمدپور، فعال سیاسی پس از احضار به شعبه اجرای احکام شهر سنندج، جهت تحمل یکسال حبس تعزیری بازداشت و به زندان مرکزی سنندج منتقل شد.
۲۱ دی ماه ۱۳۹۷
۱۱ ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رو در رو
برنامه ای در تلویزیون کانال جدید
گفتگو با فرنگیس مظلوم ، مادر سهیل عربی تحت عنوان "پسر من هم شکنجه شده است"
۲۱ دی ماه ۲۰۱۹
۱۱ژانویه ۲۰۱۹
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
برنامه ای در تلویزیون کانال جدید
گفتگو با فرنگیس مظلوم ، مادر سهیل عربی تحت عنوان "پسر من هم شکنجه شده است"
۲۱ دی ماه ۲۰۱۹
۱۱ژانویه ۲۰۱۹
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
کنار #اسماعیل_بخشی هستم!
با انقلاب ۵۷ وازه ی شکنجه را شنیدم که ورد زبان همه شد. شکنجه هایی که ساواک بر مخالفینش روا میداشته و خشم و انزجار همگانی را دوچندان میکرد. همه از فکر اینکه دوران شکنجه به سر آمده سرمست بودند.
اما
آغاز دهه شصت،
از ورودی آهنین اوین با کتک و فحش و چشم بند میتوان آشنا شد زندانی که چشم به کارش نمیاید فقط باید لمس کند.
درب بزرگ دادسرا دنیای دیگری را میگشود
بوی تعفن و عرق و خون، ازدحامی که قدمهایت را دقیق میکرد تا مجروحی را لگد نکنی
فریاد و فریاد ، تنها صدایی که حق تو میشد.
تخت و پابند و دستبند و کابل های ریز و درشت که کلکسیون درد را همراه داشت
دیگر با کفشهایت خداحافظی میکردی به کار پاهای ورم کرده نمیآید
درد بی انتهاست، نفست که شماره رفت زمان میدهند مبادا که درد قهرش بیاید
پاهای بزرگ و شیشه ای و چنگالهایی که قشو میکشند بر پوست ورم کرده پاهایت
باید راه بروی تا درد جاری شود در رگهایت
دوباره تخت و پابند و دستبند
ساعتها. روزها تا به خون افتد همه ی خروجی هایت
بهداری و کیسه خونین ادرار
دوباره آغاز میشود
اینبار به جای تخت با دیوار آشنا میشوی
دیوارهایی که تورا چنگک میکنند دستهایت راه فرار ندارند. بدن بی مهابا آویزانش شده اند ، زمین از تو دور می شود و کابل که بدنت را رقص میدهد دقیقه ها ساعت میشوند و روزها کار صبح تا غروبت را میسازند آنقدر که حس را از دستانت فراری دهند برای ماهها و حتی سالها
درد آنقدر غوغا میکند که صدا خفه میشود
تاول تو را در بر میگیرد ریز و درشت مثل بذری که بر تو جاری شده حتی پشت گوشهایت
اینها آشنایی با شکنجه است
رکورد میزنی ساعت ایستادن را
۸ و ۱۶ و ۲۴ ،ایستادن را خسته میکنی تا جایی که خون از سرت فراری شود و به هذیان بیوفتی
و هنوز راه زیادی است تا سلولها و پوتین های آهنین و تابوت ها که بشود مثنوی هفتادمن کاغذ !
مریم محمدی
#من_هم_شکنجه_شدم
با انقلاب ۵۷ وازه ی شکنجه را شنیدم که ورد زبان همه شد. شکنجه هایی که ساواک بر مخالفینش روا میداشته و خشم و انزجار همگانی را دوچندان میکرد. همه از فکر اینکه دوران شکنجه به سر آمده سرمست بودند.
اما
آغاز دهه شصت،
از ورودی آهنین اوین با کتک و فحش و چشم بند میتوان آشنا شد زندانی که چشم به کارش نمیاید فقط باید لمس کند.
درب بزرگ دادسرا دنیای دیگری را میگشود
بوی تعفن و عرق و خون، ازدحامی که قدمهایت را دقیق میکرد تا مجروحی را لگد نکنی
فریاد و فریاد ، تنها صدایی که حق تو میشد.
تخت و پابند و دستبند و کابل های ریز و درشت که کلکسیون درد را همراه داشت
دیگر با کفشهایت خداحافظی میکردی به کار پاهای ورم کرده نمیآید
درد بی انتهاست، نفست که شماره رفت زمان میدهند مبادا که درد قهرش بیاید
پاهای بزرگ و شیشه ای و چنگالهایی که قشو میکشند بر پوست ورم کرده پاهایت
باید راه بروی تا درد جاری شود در رگهایت
دوباره تخت و پابند و دستبند
ساعتها. روزها تا به خون افتد همه ی خروجی هایت
بهداری و کیسه خونین ادرار
دوباره آغاز میشود
اینبار به جای تخت با دیوار آشنا میشوی
دیوارهایی که تورا چنگک میکنند دستهایت راه فرار ندارند. بدن بی مهابا آویزانش شده اند ، زمین از تو دور می شود و کابل که بدنت را رقص میدهد دقیقه ها ساعت میشوند و روزها کار صبح تا غروبت را میسازند آنقدر که حس را از دستانت فراری دهند برای ماهها و حتی سالها
درد آنقدر غوغا میکند که صدا خفه میشود
تاول تو را در بر میگیرد ریز و درشت مثل بذری که بر تو جاری شده حتی پشت گوشهایت
اینها آشنایی با شکنجه است
رکورد میزنی ساعت ایستادن را
۸ و ۱۶ و ۲۴ ،ایستادن را خسته میکنی تا جایی که خون از سرت فراری شود و به هذیان بیوفتی
و هنوز راه زیادی است تا سلولها و پوتین های آهنین و تابوت ها که بشود مثنوی هفتادمن کاغذ !
مریم محمدی
#من_هم_شکنجه_شدم
🔴 تازه ترین پیام اسماعیل بخشی؛
با سلام به مردم عزیز میهنم
قصد داشتم که دیگر تا پایان موضوع شکایتم در اینباره بخاطر آرامش خودم و بخصوص خانواده ام و فضای کشور سخنی نگویم و پستی در صفحه ی اینستاگرامم منتشر نکنم اما پس از پست آخرم شبهاتی در مورد حرفهایم در اذهان بوجود آمده که لازم دیدم برای رفع آن شبهات توضیحاتی بدهم :
در روز سه شنبه هفدهم دی ماه به همراه وکیلم برای تحویل شکایتم به کمیسیون اصل نود به مجلس شورای اسلامی رفتیم و سپس به درخواست فراکسیون امید با تعدادی از نمایندگان این فراکسیون دیدار داشتیم نه گروه تحقیق و حقیقت یاب رسمی در مجلس، ضمنا همزمان با این دیدار جلسه کمیسیون امنیت ملی درباره موضوع شکایت بنده در مجلس تشکیل میشود که بدون شنیدن حرفهای بنده، آقای فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی، آن مصاحبه ی نا صواب را انجام دادند و همانطور که وکیلم نیز در مصاحبه اش گفته است ما دیداری با کمیته حقیقت یاب یا گروه تعیین شده ی رسمی از سوی مجلس شورای اسلامی نداشتیم بلکه در روز سه شنبه فقط با تعدادی از نمایندگان فراکسیون امید دیداری صورت گرفت.
همچنین به همراه وکیلم دیروز (پنجشنبه) با نماینده ای از هیئت تحقیق و تفحص در معاونت نظارت دادستانی کل کشور دیدار داشتیم که همه اعضای هیئت حضور نداشتند ضمنا این نکته هم قابل ذکر است که دیدار با نماینده قوه قضائیه روز بعد از پست آخرم صورت گرفت که اعتراضی به مصاحبه ی نماینده ی دولت و مجلس علیه بنده بدون شنیدن سخنان من بود.
و همچنان اعلام میکنم تا این لحظه هیچ کمیته ی تحقیق و حقیقت یاب رسمی از طرف دولت و مجلس با بنده گفتگو نداشته است و اینجانب هیچ دروغی به مردم عزیزم نگفته ام و از همه ی عزیزان خواهشمندم تا مشخص شدن حقایق صبور باشید.
شاد باشید و پیروز
اسماعیل بخشی
20 دیماه 97
آدرس تماس با ما:
@CFPPI2013
با سلام به مردم عزیز میهنم
قصد داشتم که دیگر تا پایان موضوع شکایتم در اینباره بخاطر آرامش خودم و بخصوص خانواده ام و فضای کشور سخنی نگویم و پستی در صفحه ی اینستاگرامم منتشر نکنم اما پس از پست آخرم شبهاتی در مورد حرفهایم در اذهان بوجود آمده که لازم دیدم برای رفع آن شبهات توضیحاتی بدهم :
در روز سه شنبه هفدهم دی ماه به همراه وکیلم برای تحویل شکایتم به کمیسیون اصل نود به مجلس شورای اسلامی رفتیم و سپس به درخواست فراکسیون امید با تعدادی از نمایندگان این فراکسیون دیدار داشتیم نه گروه تحقیق و حقیقت یاب رسمی در مجلس، ضمنا همزمان با این دیدار جلسه کمیسیون امنیت ملی درباره موضوع شکایت بنده در مجلس تشکیل میشود که بدون شنیدن حرفهای بنده، آقای فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی، آن مصاحبه ی نا صواب را انجام دادند و همانطور که وکیلم نیز در مصاحبه اش گفته است ما دیداری با کمیته حقیقت یاب یا گروه تعیین شده ی رسمی از سوی مجلس شورای اسلامی نداشتیم بلکه در روز سه شنبه فقط با تعدادی از نمایندگان فراکسیون امید دیداری صورت گرفت.
همچنین به همراه وکیلم دیروز (پنجشنبه) با نماینده ای از هیئت تحقیق و تفحص در معاونت نظارت دادستانی کل کشور دیدار داشتیم که همه اعضای هیئت حضور نداشتند ضمنا این نکته هم قابل ذکر است که دیدار با نماینده قوه قضائیه روز بعد از پست آخرم صورت گرفت که اعتراضی به مصاحبه ی نماینده ی دولت و مجلس علیه بنده بدون شنیدن سخنان من بود.
و همچنان اعلام میکنم تا این لحظه هیچ کمیته ی تحقیق و حقیقت یاب رسمی از طرف دولت و مجلس با بنده گفتگو نداشته است و اینجانب هیچ دروغی به مردم عزیزم نگفته ام و از همه ی عزیزان خواهشمندم تا مشخص شدن حقایق صبور باشید.
شاد باشید و پیروز
اسماعیل بخشی
20 دیماه 97
آدرس تماس با ما:
@CFPPI2013
🔴 بیانیه جمعی از معلمان ایران در حمایت از #اسماعیل_بخشی و اعتراض به خط سرکوب فعالان صنفی و مدنی
سیصد گل سرخ یک گل نصرانی/ما را زسر بریده می ترسانی؟
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم/در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم
معلمان عدالتخواه
کارگران مبارز
دانشجویان آزادیخواه
مردم شریف ایران
با توجه به گذشت چهل سال از انقلاب در حالی که خواست انقلابیون راستین و مردم آزاده ایران از میان برداشتن مظاهر دیکتاتوری و وجود آزادی اعتراضات و اجتماعات بوده و هست؛متاسفانه شاهد برخوردهای قهری و خشن با معترضان اقشار مختلف از جمله معلمان و کارگران هستیم.
پس از دستگیری خشونت بار معلم عدالتخواه، محمد حبیبی، که با ضرب و شتم و به کار بردن الفاظ رکیک صورت گرفت، امروز شاهد رنج نامه کارگر زحمتکش، اسماعیل بخشی هستیم که به شرح شکنجه های وحشیانه در دوران بازداشت در اداره اطلاعات پرداخته است.
ما ،گروهی از فرهنگیان ایران ،ضمن محکوم کردن این رفتارهای غیر انسانی و غیر قانونی حمایت خود را از آقای #اسماعیل_بخشی اعلام می داریم و تاکید می کنیم با پخش برنامه هایی که یادآور "برنامه هویت" دوران سعید امامی است نمی توان حقیقت را وارونه کرد.
ما سخنان #اسماعیل_بخشی را باور داریم و خواستار مجازات آمران و عاملان شکنجه هستیم.
چرا که بسیاری از همکاران ما توهین و ضرب و شتم معلمان شاغل و بازنشسته بخصوص #محمد_حبیبی را دیده یا شنیده اند.
وقتی نیروهای امنیتی به خود اجازه می دهند در برابر دیدگان ما و در مقابل دوربین ها اینگونه معلمان زن بازنشسته را مورد خشونت قرار دهند؛ کتف یکی را بشکنند و با ضربه مشت ابروی دیگری را بشکافند، و با تیز بر کیف بانوی معلمی را پاره نمایند یا بازنشسته شریف #هاشم_خواستار را ربوده در بیمارستان روانی بستری نمایند و به هیچ کس پاسخگو نباشند،پس تصور شکنجه کارگر مظلومی مانند اسماعیل بخشی پشت درهای بسته و دور از انظار عمومی دور از ذهن نیست.
ما ،فعالان صنفی، که بارها شاهد این رفتارهای وحشیانه و فراقانونی بوده ایم ،بر صدق گفتار آقای اسماعیل بخشی شهادت می دهیم و خواهان پایان دادن به خشونت و شکنجه تمام زندانیان و آزادی زندانیان صنفی و سیاسی هستیم
اسامی امضا کنندگان اولیه بر اساس حروف الفبا :
۱-آذر گیلانی
۲-آرام قادری
۳-آرام محمدی
۴-آرش خضری
۵-آوات رضوی
۶-احمد ایران پناه
۷-احمد قربانی
۸-ادیب قادری
۹-اصغر امیرزادگان
۱۰-ابراهیم محمدی
۱۱-اسکندر لطفی
۱۲-اصغر حاجب
۱۳- الناز رحیمی
۱۴-الهام بهزادی
۱۵-امین قنواتی
۱۶-انور فرج زاده
۱۷- اولدوز هاشمی
۱۸-برهان حسینی
۱۹-بهرام احمدی
۲۰-بهزاد قوامی
۲۱-بهمن خدایار
۲۲-بیژن نجفی
۲۳-پروین اسفندیاری
۲۴-پروین حیدر
۲۵- جعفر ابراهیمی
۲۶-جعفر فاطمی رضوان
۲۷-حسین شاه پری
۲۸-حمیده زارعی
۲۹-حمیده منوچهری
۳۰-خالد عبداللهی
۳۱-خدیجه پاک ضمیر
۳۲-رحیم امیری
۳۳-رحیم لطف اللهی
۳۴-رضا سیدی پور
۳۵- روزبه نعمتی
۳۶- زهرا امیری
۳۷-زهرا سلطانی
۳۸-زهرا فیاض
۳۹-زهره سیدی
۴۰-زیبا خانی
۴۱-زینب سپهری
۴۲-زینب علیزاده
۴۳-ژاله صیرفی
۴۴-ژیلا خیر
۴۵- سارا سیاهپور
۴۶-سلیمان عبدی
۴۷-سولماز طالبی پور
۴۸-سهراب مهدی پور
۴۹-سیاوش اعظمی
۵۰- شبنم بهارفر
۵۱-شعبان محمدی
۵۲- شهرزاد قدیری
۵۳-شهناز سیروس
۵۴-شیما فراهانی
۵۵-صادق شریعتی
۵۶-صدیقه پاک ضمیر
۵۷-صدیقه مالکی فرد
۵۸-صلاح آزادی
۵۹-عالم بها غلامحسین زاده اقلیدی
۶۰-عبدالله صیادی
۶۱-عبدالله نظری
۶۲- عزیز قاسم زاده
۶۳-عصمت فرهادی
۶۴-علی اکبر باغانی
۶۵-علی حاجی
۶۶-علی نجفی
۶۷- عنایت وثوقی
۶۸-فهیمه بادکوبه
۶۹-کژال کریم نژاد
۷۰-کورش بابا مرادی
۷۱-لیلا ملکی
۷۲-لیلا عنایت زاده
۷۳- محبوبه فرحزادی
۷۴-محسن عمرانی
۷۵-محمدرضا بهنام نژاد
۷۶-محمدعلی زحمتکش
۷۷-محمد تقی فلاحی
۷۸-مرضیه زارعی
۷۹-مریم زارعی
۸۰- مریم حق شناس
۸۱-مریم زیرک
۸۲-مریم رنود
۸۳-مژگان طاهر خانی
۸۴-مسعود زینال زاده
۸۵-مسعود شفیعی
۸۶-مصطفی تحسین
۸۷-منصوره عرفانیان
۸۸--منصوره فرحزادی
۸۹--منیژه رفیعی
۹۰-مهدی فتحی
۹۱-مهرنوش حیدرزاده
۹۲-مهناز شاه زیدی
۹۳-مهناز میرزایی
۹۴-مینو کیخسروی
۹۵-میلاد خورشیدی
۹۶- مختار اسدی
۹۷-نسرین بهمن پور
۹۸-وحید میرشکار
۹۹-هیوا قریشی
۱۰۰-یاسر ریگی
🔴 لطفا وارد فرنگار زیر شوید و در اعتراض به #شکنجه بیانیه را امضا کنید. همه شهروندان و فعالان صنفی، مدنی و سیاسی می توانند با امضای این بیانیه صدای تمام زندانیان شکنجه شده باشند.
لینک امضا : 👇
https://goo.gl/forms/NNICPn1bDYRxinYJ3
سیصد گل سرخ یک گل نصرانی/ما را زسر بریده می ترسانی؟
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم/در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم
معلمان عدالتخواه
کارگران مبارز
دانشجویان آزادیخواه
مردم شریف ایران
با توجه به گذشت چهل سال از انقلاب در حالی که خواست انقلابیون راستین و مردم آزاده ایران از میان برداشتن مظاهر دیکتاتوری و وجود آزادی اعتراضات و اجتماعات بوده و هست؛متاسفانه شاهد برخوردهای قهری و خشن با معترضان اقشار مختلف از جمله معلمان و کارگران هستیم.
پس از دستگیری خشونت بار معلم عدالتخواه، محمد حبیبی، که با ضرب و شتم و به کار بردن الفاظ رکیک صورت گرفت، امروز شاهد رنج نامه کارگر زحمتکش، اسماعیل بخشی هستیم که به شرح شکنجه های وحشیانه در دوران بازداشت در اداره اطلاعات پرداخته است.
ما ،گروهی از فرهنگیان ایران ،ضمن محکوم کردن این رفتارهای غیر انسانی و غیر قانونی حمایت خود را از آقای #اسماعیل_بخشی اعلام می داریم و تاکید می کنیم با پخش برنامه هایی که یادآور "برنامه هویت" دوران سعید امامی است نمی توان حقیقت را وارونه کرد.
ما سخنان #اسماعیل_بخشی را باور داریم و خواستار مجازات آمران و عاملان شکنجه هستیم.
چرا که بسیاری از همکاران ما توهین و ضرب و شتم معلمان شاغل و بازنشسته بخصوص #محمد_حبیبی را دیده یا شنیده اند.
وقتی نیروهای امنیتی به خود اجازه می دهند در برابر دیدگان ما و در مقابل دوربین ها اینگونه معلمان زن بازنشسته را مورد خشونت قرار دهند؛ کتف یکی را بشکنند و با ضربه مشت ابروی دیگری را بشکافند، و با تیز بر کیف بانوی معلمی را پاره نمایند یا بازنشسته شریف #هاشم_خواستار را ربوده در بیمارستان روانی بستری نمایند و به هیچ کس پاسخگو نباشند،پس تصور شکنجه کارگر مظلومی مانند اسماعیل بخشی پشت درهای بسته و دور از انظار عمومی دور از ذهن نیست.
ما ،فعالان صنفی، که بارها شاهد این رفتارهای وحشیانه و فراقانونی بوده ایم ،بر صدق گفتار آقای اسماعیل بخشی شهادت می دهیم و خواهان پایان دادن به خشونت و شکنجه تمام زندانیان و آزادی زندانیان صنفی و سیاسی هستیم
اسامی امضا کنندگان اولیه بر اساس حروف الفبا :
۱-آذر گیلانی
۲-آرام قادری
۳-آرام محمدی
۴-آرش خضری
۵-آوات رضوی
۶-احمد ایران پناه
۷-احمد قربانی
۸-ادیب قادری
۹-اصغر امیرزادگان
۱۰-ابراهیم محمدی
۱۱-اسکندر لطفی
۱۲-اصغر حاجب
۱۳- الناز رحیمی
۱۴-الهام بهزادی
۱۵-امین قنواتی
۱۶-انور فرج زاده
۱۷- اولدوز هاشمی
۱۸-برهان حسینی
۱۹-بهرام احمدی
۲۰-بهزاد قوامی
۲۱-بهمن خدایار
۲۲-بیژن نجفی
۲۳-پروین اسفندیاری
۲۴-پروین حیدر
۲۵- جعفر ابراهیمی
۲۶-جعفر فاطمی رضوان
۲۷-حسین شاه پری
۲۸-حمیده زارعی
۲۹-حمیده منوچهری
۳۰-خالد عبداللهی
۳۱-خدیجه پاک ضمیر
۳۲-رحیم امیری
۳۳-رحیم لطف اللهی
۳۴-رضا سیدی پور
۳۵- روزبه نعمتی
۳۶- زهرا امیری
۳۷-زهرا سلطانی
۳۸-زهرا فیاض
۳۹-زهره سیدی
۴۰-زیبا خانی
۴۱-زینب سپهری
۴۲-زینب علیزاده
۴۳-ژاله صیرفی
۴۴-ژیلا خیر
۴۵- سارا سیاهپور
۴۶-سلیمان عبدی
۴۷-سولماز طالبی پور
۴۸-سهراب مهدی پور
۴۹-سیاوش اعظمی
۵۰- شبنم بهارفر
۵۱-شعبان محمدی
۵۲- شهرزاد قدیری
۵۳-شهناز سیروس
۵۴-شیما فراهانی
۵۵-صادق شریعتی
۵۶-صدیقه پاک ضمیر
۵۷-صدیقه مالکی فرد
۵۸-صلاح آزادی
۵۹-عالم بها غلامحسین زاده اقلیدی
۶۰-عبدالله صیادی
۶۱-عبدالله نظری
۶۲- عزیز قاسم زاده
۶۳-عصمت فرهادی
۶۴-علی اکبر باغانی
۶۵-علی حاجی
۶۶-علی نجفی
۶۷- عنایت وثوقی
۶۸-فهیمه بادکوبه
۶۹-کژال کریم نژاد
۷۰-کورش بابا مرادی
۷۱-لیلا ملکی
۷۲-لیلا عنایت زاده
۷۳- محبوبه فرحزادی
۷۴-محسن عمرانی
۷۵-محمدرضا بهنام نژاد
۷۶-محمدعلی زحمتکش
۷۷-محمد تقی فلاحی
۷۸-مرضیه زارعی
۷۹-مریم زارعی
۸۰- مریم حق شناس
۸۱-مریم زیرک
۸۲-مریم رنود
۸۳-مژگان طاهر خانی
۸۴-مسعود زینال زاده
۸۵-مسعود شفیعی
۸۶-مصطفی تحسین
۸۷-منصوره عرفانیان
۸۸--منصوره فرحزادی
۸۹--منیژه رفیعی
۹۰-مهدی فتحی
۹۱-مهرنوش حیدرزاده
۹۲-مهناز شاه زیدی
۹۳-مهناز میرزایی
۹۴-مینو کیخسروی
۹۵-میلاد خورشیدی
۹۶- مختار اسدی
۹۷-نسرین بهمن پور
۹۸-وحید میرشکار
۹۹-هیوا قریشی
۱۰۰-یاسر ریگی
🔴 لطفا وارد فرنگار زیر شوید و در اعتراض به #شکنجه بیانیه را امضا کنید. همه شهروندان و فعالان صنفی، مدنی و سیاسی می توانند با امضای این بیانیه صدای تمام زندانیان شکنجه شده باشند.
لینک امضا : 👇
https://goo.gl/forms/NNICPn1bDYRxinYJ3
Google Docs
🔴بیانیه جمعی از معلمان ایران در حمایت از #اسماعیل_بخشی و اعتراض به خط سرکوب فعالان صنفی و مدنی
سیصد گل سرخ یک گل نصرانی/ما را زسر بریده می ترسانی؟
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم/در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم
معلمان عدالتخواه
کارگران مبارز
دانشجویان آزادیخواه
مردم شریف ایران
با توجه به گذشت چهل سال از…
گر ما ز سر بریده می ترسیدیم/در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم
معلمان عدالتخواه
کارگران مبارز
دانشجویان آزادیخواه
مردم شریف ایران
با توجه به گذشت چهل سال از…