💥با نوشتن نامه های اعتراضی کیفرخواست خود را علیه شکنجه و زندان اعلام کنیم و به جنبش #من_هم_شکنجه_شدم، علیه شکنجه و زندان بپیوندیم.
نامه زیر گزارشی است که به دست کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی رسیده است.
📢 در خانه امن شهر آرا چه گذشت. ؟
نقل از تعدادی از باز داشت شدگان :::
ما حدود ۶۶ نفر بودیم از سن های مختلف ، البته ما خانم ها را از مردان جدا کرده بودند
ما را در یک محوطه به صف کردند ودستور دادند لخت مادر زاد شویم
همه اعتراض کردیم ،جوانترها عصیانگرانه فریاد می زدند واعتراض می کردند ومسن ترها جور دیگری اعتراض می کردند.
همه اعتراض داشتند هر کسی با زبان ومنطق خودش اعتراض داشت نسبت به باز داشتنش از جلوی دانشگاه تهران در ۱۱ دی ۱۳۹۷
چند خانم به ما دستور دادند میدادند وهیچ حرفی هم حالیشون نبود
بیشتر ما بیمار بودیم واز درد زانو رنج می بردیم سردمان شده بود ما که از هم خجالت می کشیدیم را به زور لخت کردند ،تعدادی از خانم ها پریود بودند واز این وضع نگران وهمه اعتراض می کردند
به ما دستور دادند بشین پاشو کنیم ،این برای مسن ترها بسیار شکنجه آور بود
خانمی که هفتاد خورده ای سن داشت گفت نمی تواند این کار را انجام دهد زانویش را جراحی کرده ،ولی ماموران بی شرمانه به او گفتند اگر نمی توانی بشین پاشو کنی برو روی تخت تا ما با انگشت از مقعد و رحم ترا انگشت کنیم
بیچاره خانمه از ترس تجاوز وانگشت کردن با هر سختی که بود بشین پاشو کرو وبعدش حالش بد شد
بعده از این کار به ما اجازه دادند که شورت وسوتین بپوشبم وتا صبح با یک پتو سربازی در محوطه سرد فقط لرزیدیم
در جلوی خانه امن شهر آرا پر بود از وثیقه فروشی
وثیقه ای که از باز داشت شدگان می گرفتند تا آرادشان کنند
صدمیلیون وثیقه رابا ده میلیون سود(صد وده میلیون) می فروختند
وتمام فروشان وثیقه از خودشان بودند
نامه زیر گزارشی است که به دست کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی رسیده است.
📢 در خانه امن شهر آرا چه گذشت. ؟
نقل از تعدادی از باز داشت شدگان :::
ما حدود ۶۶ نفر بودیم از سن های مختلف ، البته ما خانم ها را از مردان جدا کرده بودند
ما را در یک محوطه به صف کردند ودستور دادند لخت مادر زاد شویم
همه اعتراض کردیم ،جوانترها عصیانگرانه فریاد می زدند واعتراض می کردند ومسن ترها جور دیگری اعتراض می کردند.
همه اعتراض داشتند هر کسی با زبان ومنطق خودش اعتراض داشت نسبت به باز داشتنش از جلوی دانشگاه تهران در ۱۱ دی ۱۳۹۷
چند خانم به ما دستور دادند میدادند وهیچ حرفی هم حالیشون نبود
بیشتر ما بیمار بودیم واز درد زانو رنج می بردیم سردمان شده بود ما که از هم خجالت می کشیدیم را به زور لخت کردند ،تعدادی از خانم ها پریود بودند واز این وضع نگران وهمه اعتراض می کردند
به ما دستور دادند بشین پاشو کنیم ،این برای مسن ترها بسیار شکنجه آور بود
خانمی که هفتاد خورده ای سن داشت گفت نمی تواند این کار را انجام دهد زانویش را جراحی کرده ،ولی ماموران بی شرمانه به او گفتند اگر نمی توانی بشین پاشو کنی برو روی تخت تا ما با انگشت از مقعد و رحم ترا انگشت کنیم
بیچاره خانمه از ترس تجاوز وانگشت کردن با هر سختی که بود بشین پاشو کرو وبعدش حالش بد شد
بعده از این کار به ما اجازه دادند که شورت وسوتین بپوشبم وتا صبح با یک پتو سربازی در محوطه سرد فقط لرزیدیم
در جلوی خانه امن شهر آرا پر بود از وثیقه فروشی
وثیقه ای که از باز داشت شدگان می گرفتند تا آرادشان کنند
صدمیلیون وثیقه رابا ده میلیون سود(صد وده میلیون) می فروختند
وتمام فروشان وثیقه از خودشان بودند
🔴آزادی عباس لسانی با قرار وثیقه
عباس لسانی در پی اعتراض کتبی به روند دادرسی، صدور و ابلاغ حکم از قرنطینه زندان تبریز به شعبه ۲ دادگاه تبریز منتقل شد و با وارد شناخته شدن اعتراض وی با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.
عباس لسانی روز دوشنبه۱۷ دی ماه, با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی تا زمان دادرسی مجدد در روز ۲۵ دیماه به صورت موقت آزاد شد. آقای لسانی روز ۱۵ دیماه توسط شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اردبیل بازداشت و جهت اجرای حکم ۱۰ ماه حبس تعزیری به زندان تبریز منتقل شده بود.
عباس لسانی در پی اعتراض کتبی به روند دادرسی، صدور و ابلاغ حکم از قرنطینه زندان تبریز به شعبه ۲ دادگاه تبریز منتقل شد و با وارد شناخته شدن اعتراض وی با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.
عباس لسانی روز دوشنبه۱۷ دی ماه, با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی تا زمان دادرسی مجدد در روز ۲۵ دیماه به صورت موقت آزاد شد. آقای لسانی روز ۱۵ دیماه توسط شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اردبیل بازداشت و جهت اجرای حکم ۱۰ ماه حبس تعزیری به زندان تبریز منتقل شده بود.
الهام احمدی، درویش گنابادی به ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد
الهام احمدی، از زنان درویش گنابادی محبوس در زندان قرچک ورامین، توسط شعبه ۱۱۴۵ دادگاه کیفری بعثت به ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است. وی آذرماه سال جاری از بابت اتهامات “نشر اکاذیب و توهین به ماموران” به دادگاه احضار شده و از حضور در جلسه دادگاه خودداری کرده بود. این زن درویش با حکم دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس محکوم و این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۲ سال حبس تعزیری کاهش یافته است.
الهام احمدی، از زنان درویش گنابادی محبوس در زندان قرچک ورامین، توسط شعبه ۱۱۴۵ دادگاه کیفری بعثت به ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است. وی آذرماه سال جاری از بابت اتهامات “نشر اکاذیب و توهین به ماموران” به دادگاه احضار شده و از حضور در جلسه دادگاه خودداری کرده بود. این زن درویش با حکم دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس محکوم و این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۲ سال حبس تعزیری کاهش یافته است.
رد اعاده دادرسی محمد نجفی وکیل محبوس در زندان اراک
این درخواست اعاده دادرسی در خصوص حکم قطعی ۳ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محمد نجفی وکیل دادگستری زندانی است که در دادگاه تجدید نظر تایید شده است. و به موجب همین حکم محمد نجفی در حال حاضر در زندان اراک محبوس است. محمد نجفی اخیرا نیز در دو پرونده دیگر در دادگستری شهرستان شازند و دادگاه انقلاب اراک مجموعاً به تحمل ۱۴ سال حبس محکوم شده و طی هفته آینده، روز ۲۵ دی ماه نیز در پرونده دیگری به اتهام تشویش اذهان عمومی محاکمه خواهد شد.
لازم به ذکر است که روز یکشنبه ۶ آبان ماه، محمد نجفی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر و عباس صفری فعال مدنی جهت اجرای حکم حکم حبس و شلاق بازداشت و به زندان اراک منتقل شدند.
محمد نجفی در ۲۵ دی ماه ۹۶ با تعدادی دیگر از فعالان مدنی در جریان اعتراضات سراسری دیماه در شهرستان شازند بازداشت شد. بازداشت و پرونده سازی و محاکمات ایشان به دلیل افشاگری قتل وحید حیدری انجام شد.
این درخواست اعاده دادرسی در خصوص حکم قطعی ۳ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محمد نجفی وکیل دادگستری زندانی است که در دادگاه تجدید نظر تایید شده است. و به موجب همین حکم محمد نجفی در حال حاضر در زندان اراک محبوس است. محمد نجفی اخیرا نیز در دو پرونده دیگر در دادگستری شهرستان شازند و دادگاه انقلاب اراک مجموعاً به تحمل ۱۴ سال حبس محکوم شده و طی هفته آینده، روز ۲۵ دی ماه نیز در پرونده دیگری به اتهام تشویش اذهان عمومی محاکمه خواهد شد.
لازم به ذکر است که روز یکشنبه ۶ آبان ماه، محمد نجفی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر و عباس صفری فعال مدنی جهت اجرای حکم حکم حبس و شلاق بازداشت و به زندان اراک منتقل شدند.
محمد نجفی در ۲۵ دی ماه ۹۶ با تعدادی دیگر از فعالان مدنی در جریان اعتراضات سراسری دیماه در شهرستان شازند بازداشت شد. بازداشت و پرونده سازی و محاکمات ایشان به دلیل افشاگری قتل وحید حیدری انجام شد.
🔴غریب حویزاوی از كارگران بازداشت شده فولاد اهواز با قرار وثيقه امروز آزاد شد
از كارگران فولاد اهواز طارق خلفى(حلفى)، کریم سیاحی ,بهزاد علیخانی و محمدرضا نعمتزاده همچنان در بازداشت به سر مى برند
#کارگران_فولاد_اهواز
@cfppi
از كارگران فولاد اهواز طارق خلفى(حلفى)، کریم سیاحی ,بهزاد علیخانی و محمدرضا نعمتزاده همچنان در بازداشت به سر مى برند
#کارگران_فولاد_اهواز
@cfppi
اعتصاب جمعی از کارگران نیشکر هفت تپه
امروز سه شنبه ۱۸ دی ماه، جمعی از کارگران نیشکر هفت تپه در کارخانه تولید شکر با از سرگیری اعتصاب و دست کشیدن از کار اقدام به اعتراض کردند.
اعتراض کارگران به پرداخت نشدن دو ماه حقوق اخیر است. کارگران اعلام کردند در صورتی که تا روز شنبه حقوق دو ماهه آنها پرداخت نشود مجددا اقدام به از سرگیری اعتصاب به شکل جمعی خواهند کرد.
(عکس ضمیمه از آرشیو است.)
#هفت_تپه
@cfppi
امروز سه شنبه ۱۸ دی ماه، جمعی از کارگران نیشکر هفت تپه در کارخانه تولید شکر با از سرگیری اعتصاب و دست کشیدن از کار اقدام به اعتراض کردند.
اعتراض کارگران به پرداخت نشدن دو ماه حقوق اخیر است. کارگران اعلام کردند در صورتی که تا روز شنبه حقوق دو ماهه آنها پرداخت نشود مجددا اقدام به از سرگیری اعتصاب به شکل جمعی خواهند کرد.
(عکس ضمیمه از آرشیو است.)
#هفت_تپه
@cfppi
محکومیت هفت نفر از شهروندان شهر ربط و اطراف را به هفده سال و نیم زندان
سه شنبه 18 دیماه، دادگاهی در سردشت هفت شهروند از اهالی شهر ربط و اطراف را جمعا به هفده سال و نیم زندان محکوم کرد.
اسامی محکومین و سالهای محکومیت آنان به قرار زیر اعلام شده است. پنج شهروند از اهالی ربط سردشت به نامهای "رسول محمدامینی" "جعفر رسولپور"، "بهمن دندانساز"، "محمد لیلانە"، "محمد سویرو" و هرکدام به یک سال و نیم زندان و "محمد" و "وفا " از اهالی روستای جبرند هرکدام به پنج سال زندان محکوم شدند. دادگاه رژیم در سردشت این اشخاص را به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون و مخالف نظام به زندان محکوم کرده است.
@cfppi
سه شنبه 18 دیماه، دادگاهی در سردشت هفت شهروند از اهالی شهر ربط و اطراف را جمعا به هفده سال و نیم زندان محکوم کرد.
اسامی محکومین و سالهای محکومیت آنان به قرار زیر اعلام شده است. پنج شهروند از اهالی ربط سردشت به نامهای "رسول محمدامینی" "جعفر رسولپور"، "بهمن دندانساز"، "محمد لیلانە"، "محمد سویرو" و هرکدام به یک سال و نیم زندان و "محمد" و "وفا " از اهالی روستای جبرند هرکدام به پنج سال زندان محکوم شدند. دادگاه رژیم در سردشت این اشخاص را به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون و مخالف نظام به زندان محکوم کرده است.
@cfppi
انتقال سحر کاظمی به زندان سنندج همزمان با ادامه بازداشت مادح فتحی در اداره اطلاعات
سحر کاظمی، به زندان سنندج منتقل شده و مادح فتحی، همسر وی همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات تحت بازجویی است. این در حالی است که هیچ کدام از این دو زندانی تاکنون نتوانستهاند با خانوادههای خود ارتباط برقرار کنند و از دسترسی به وکیل هم محروم هستند.
سحر کاظمی، به زندان سنندج منتقل شده و مادح فتحی، همسر وی همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات تحت بازجویی است. این در حالی است که هیچ کدام از این دو زندانی تاکنون نتوانستهاند با خانوادههای خود ارتباط برقرار کنند و از دسترسی به وکیل هم محروم هستند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفته های زهرا شفیعی دهاقانی از هواداران محمدعلی طاهری خطاب به اسماعیل بخشی در چالش #من_هم_شکنجه_شدم آقای وزیر
حمیدرضا امینی(اریو_برزن) از فعالین سیاسی محبوس در زندان اوین طی بیانیه ای خطاب به اسماعیل بخشی درکارزار#من_هم_شکنجه_شدم.
گفت:
بنده نیز بارها طی شکنجه های متعددی قرار گرفته ام .که از نمونه های آن میتوان به دی ماه ۸۷ در کرمانشاه به خاطر عضو بودن در جنبش (ما هستیم ) اشاره کنم که به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه و حتی اویزان کردن بنده به سقف توسط نیروی انتظامی اشاره کنم .
بله از نمونه های دیگر میتوان به عاشورای ۸۸ اشاره کنم که توسط بسیجی ها و لباس شخصی ها و نیروی انتظامی به شدت مورد ضرب و شتم با باتوم قرار گرفتم که با وجود اینکه سالها از این موضوع میگذرد اما اثار آن بر روی ساق پاهای من به وضوح کاملا قابل مشاهده میباشد .
من هم صدای اسماعیل بخشی هستم.
گفت:
بنده نیز بارها طی شکنجه های متعددی قرار گرفته ام .که از نمونه های آن میتوان به دی ماه ۸۷ در کرمانشاه به خاطر عضو بودن در جنبش (ما هستیم ) اشاره کنم که به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه و حتی اویزان کردن بنده به سقف توسط نیروی انتظامی اشاره کنم .
بله از نمونه های دیگر میتوان به عاشورای ۸۸ اشاره کنم که توسط بسیجی ها و لباس شخصی ها و نیروی انتظامی به شدت مورد ضرب و شتم با باتوم قرار گرفتم که با وجود اینکه سالها از این موضوع میگذرد اما اثار آن بر روی ساق پاهای من به وضوح کاملا قابل مشاهده میباشد .
من هم صدای اسماعیل بخشی هستم.
#من_هم_شکنجه_شدم
محمود بهشتی لنگرودی
اینجانب نیز از سال 83 تاکنون در مقاطع مختلف(سال 83 ،سال 85 و 86 ،سال 89 و سال 94)توسط ضابطان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در بندهای 209و دو الف زندان اوین مورد بازجویی قرار گرفتم و در تمامی این مقاطع علیرغم تمامی ادعاها رفتارهای خلاف قانون را در بازداشتگاهها مشاهده نمودم، از ضرب وشتم خود در هنگام بازجویی و بعضا در محلی غیر از اتاق بازجویی و عاری از دوربین گرفته تا توهین و تحقیر و چشم بند و....
لازم به ذکر است که سال 94 نیز هرچند شخصا با برخورد تندی از طرف بازجو مواجه نبودم، اما شاهد برخوردهای خشونت آمیز با یکی از متهمان که ظاهرا دانشجو بوده، بودم، و وقتی که به بازجوها اعتراض کردم اینگونه توجیه کردند که ما با اراذل و اوباش!! همینگونه برخورد می کنیم.
با این اوصاف و در حالی که نزدیک ۳۹ سال از تصویب قانون منع شکنجه و۱۴ سال از قانون احترام به حقوق شهروندی میگذرد هنوز سلول های انفرادی که قطعاً از مصادیق شکنجه به شمار میرود پابرجاست و هنوز چشم بند زدن به متهم ، بازجویی از پشت سر متهم و تحقیر وی در کنار سایر موارد نقض قوانین مذکور به وفور مشاهده میشود و مسئولانی که به تکاپو افتاده اند تا به حقیقت ادعاهای جناب بخشی پی ببرند را دعوت می کنم با حضور در بندهای 209 و یک و دو الف زندان اوین بخشهایی از آنچه را که مطابق قانون، شکنجه محسوب می گردد با چشم خود مشاهده نمایند.
امید که برای پایان دادن به این رفتارهای غیر قانونی اقدامی شایسته انجام گیرد.
در ضمن موارد فوق مجموعه مشاهدات اینجانب در زندان اوین میباشد و ممکن است وضعیت سایر زندانها نگران کنندهتر باشد.
محمودبهشتی لنگرودی
بازداشتگاه اوین 97/10/17
@cfppi
محمود بهشتی لنگرودی
اینجانب نیز از سال 83 تاکنون در مقاطع مختلف(سال 83 ،سال 85 و 86 ،سال 89 و سال 94)توسط ضابطان وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در بندهای 209و دو الف زندان اوین مورد بازجویی قرار گرفتم و در تمامی این مقاطع علیرغم تمامی ادعاها رفتارهای خلاف قانون را در بازداشتگاهها مشاهده نمودم، از ضرب وشتم خود در هنگام بازجویی و بعضا در محلی غیر از اتاق بازجویی و عاری از دوربین گرفته تا توهین و تحقیر و چشم بند و....
لازم به ذکر است که سال 94 نیز هرچند شخصا با برخورد تندی از طرف بازجو مواجه نبودم، اما شاهد برخوردهای خشونت آمیز با یکی از متهمان که ظاهرا دانشجو بوده، بودم، و وقتی که به بازجوها اعتراض کردم اینگونه توجیه کردند که ما با اراذل و اوباش!! همینگونه برخورد می کنیم.
با این اوصاف و در حالی که نزدیک ۳۹ سال از تصویب قانون منع شکنجه و۱۴ سال از قانون احترام به حقوق شهروندی میگذرد هنوز سلول های انفرادی که قطعاً از مصادیق شکنجه به شمار میرود پابرجاست و هنوز چشم بند زدن به متهم ، بازجویی از پشت سر متهم و تحقیر وی در کنار سایر موارد نقض قوانین مذکور به وفور مشاهده میشود و مسئولانی که به تکاپو افتاده اند تا به حقیقت ادعاهای جناب بخشی پی ببرند را دعوت می کنم با حضور در بندهای 209 و یک و دو الف زندان اوین بخشهایی از آنچه را که مطابق قانون، شکنجه محسوب می گردد با چشم خود مشاهده نمایند.
امید که برای پایان دادن به این رفتارهای غیر قانونی اقدامی شایسته انجام گیرد.
در ضمن موارد فوق مجموعه مشاهدات اینجانب در زندان اوین میباشد و ممکن است وضعیت سایر زندانها نگران کنندهتر باشد.
محمودبهشتی لنگرودی
بازداشتگاه اوین 97/10/17
@cfppi
بازداشت دو فعال مدنی در تهران
دوشنبه ۱۷ دی ۹۷ هنگام عصر ، آرشام رضایی فعال مدنی همراه با دوستش محمد حسن زاده ، در تهران بازداشت شدند . خانواده رضایی و حسن زاده ، امروز برای پیگیری وضعیت فرزندشان به دادسرای اوین مراجعه
می کنند که پاسخ درستی نمی گیرند و آنها را به مراجع دیگری هدایت کردند که خانواده پس از حضور در آن جاها نیز نتیجه نمی گیرند و باز هم به آنها گفته می شود : بروید دوسه روز دیگر خودش زنگ می زند همان حرفی که چندی پیش به خانواده بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری بازداشتی زده بودند دیشب ساعت ۲۲ ماموران همراه ارشام به خانه پدری او
می روند و انجا را برای تفتیش زیر و رو
می کنند ، ارشام به خانواده گفته ؛ که دوشنبه عصر پس از بازداشت ، بشدت از سوی ماموران امنیتی ضرب و شتم شده و ماموران با باتوم به سر و کمرش زدند بطوری که قادر به ایستادن نبود .
خانواده آرشام رضایی و محمد حسن زاده
بشدت نگران وضعیت مبهم فررندان دربند و بازداشتی خود هستند
۱۸ دی ماه ۱۳۹۷
۸ ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
دوشنبه ۱۷ دی ۹۷ هنگام عصر ، آرشام رضایی فعال مدنی همراه با دوستش محمد حسن زاده ، در تهران بازداشت شدند . خانواده رضایی و حسن زاده ، امروز برای پیگیری وضعیت فرزندشان به دادسرای اوین مراجعه
می کنند که پاسخ درستی نمی گیرند و آنها را به مراجع دیگری هدایت کردند که خانواده پس از حضور در آن جاها نیز نتیجه نمی گیرند و باز هم به آنها گفته می شود : بروید دوسه روز دیگر خودش زنگ می زند همان حرفی که چندی پیش به خانواده بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری بازداشتی زده بودند دیشب ساعت ۲۲ ماموران همراه ارشام به خانه پدری او
می روند و انجا را برای تفتیش زیر و رو
می کنند ، ارشام به خانواده گفته ؛ که دوشنبه عصر پس از بازداشت ، بشدت از سوی ماموران امنیتی ضرب و شتم شده و ماموران با باتوم به سر و کمرش زدند بطوری که قادر به ایستادن نبود .
خانواده آرشام رضایی و محمد حسن زاده
بشدت نگران وضعیت مبهم فررندان دربند و بازداشتی خود هستند
۱۸ دی ماه ۱۳۹۷
۸ ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
#من_هم_شکنجه_شدم
✍️: احمدرضا آخوندی
من «احمدرضا آخوندی» یکی از بازداشتیهای دیماه ۹۶ هستم. متولد سال ۱۳۵۱ دارای سه فرزند، یک فرزند دختر دو پسر.
در تاریخ ۱۰ دیماه ۹۶ با فراخوانها به میدان امام خمینی بوشهر رفتم که ساعت ۱۰ شب دستگیر شدم. شب در بازداشتگاه نیروی انتظامی بودم که فردای آن شب، اطلاعات مرا چهار روز کتک میزد. بدترین فحاشیها را میکردند. پسر بیست ساله و همسرم را تهدید میکردند. من چهار روز بدون غذا و آب در اسارت آنها بودم که بعد از چهار روز که وزنم بیست کیلو کم شد، مرا به زندان مرکزی بوشهر منتقل کردند که آنها هم بعد از قرنطینه مرا به بند ۷ زندان مرکزی بوشهر منتقل کردند.
سؤال من اینجاست که اینها چطور ندانستند که من کارگری بیش نیستم و نه مبانی اسلام را زیر پا گذاشتم، نه حمل سلاح داشتم نه به کسی خسارت زدم و نه اموال عمومی را تخریب کردم که ببرید شکنجه کنید دل زن و بچه مرا خون کنید، به طوریکه بعد از گذاشتن وثیقه خانه برادرم، هنوز هم دست از سرم برندارید و هر روز پسرم را بترسانید که مجبور شوم از محل کارم در بوشهر به شهر پدریام کوچ اجباری کنم و در خانه پدری خانهنشین شوم و من بمانم با دست خالی و دو فرزند محصل، که تنها نانآورم پسر بیست و یک سالهام باشد در غربت و کلی بدهی و بدبختی.
که چه؟ به کدام گناه نکرده؟ بله دوستان من که به هیچ دستگاه سیاسی وصل نبودم و هیچگونه سوء پیشینهای هم نداشتم آنقدر شکنجه شدم. وای به حال برادران و خواهران دیگر که باید بروی و ببینی که چه خبر است!
جناب حاج آقا علوی! بله من هم شکنجه شدم.
✍️ احمدرضا آخوندی
۱۸ دیماه ۹۷، خوانسار
@cfppi
✍️: احمدرضا آخوندی
من «احمدرضا آخوندی» یکی از بازداشتیهای دیماه ۹۶ هستم. متولد سال ۱۳۵۱ دارای سه فرزند، یک فرزند دختر دو پسر.
در تاریخ ۱۰ دیماه ۹۶ با فراخوانها به میدان امام خمینی بوشهر رفتم که ساعت ۱۰ شب دستگیر شدم. شب در بازداشتگاه نیروی انتظامی بودم که فردای آن شب، اطلاعات مرا چهار روز کتک میزد. بدترین فحاشیها را میکردند. پسر بیست ساله و همسرم را تهدید میکردند. من چهار روز بدون غذا و آب در اسارت آنها بودم که بعد از چهار روز که وزنم بیست کیلو کم شد، مرا به زندان مرکزی بوشهر منتقل کردند که آنها هم بعد از قرنطینه مرا به بند ۷ زندان مرکزی بوشهر منتقل کردند.
سؤال من اینجاست که اینها چطور ندانستند که من کارگری بیش نیستم و نه مبانی اسلام را زیر پا گذاشتم، نه حمل سلاح داشتم نه به کسی خسارت زدم و نه اموال عمومی را تخریب کردم که ببرید شکنجه کنید دل زن و بچه مرا خون کنید، به طوریکه بعد از گذاشتن وثیقه خانه برادرم، هنوز هم دست از سرم برندارید و هر روز پسرم را بترسانید که مجبور شوم از محل کارم در بوشهر به شهر پدریام کوچ اجباری کنم و در خانه پدری خانهنشین شوم و من بمانم با دست خالی و دو فرزند محصل، که تنها نانآورم پسر بیست و یک سالهام باشد در غربت و کلی بدهی و بدبختی.
که چه؟ به کدام گناه نکرده؟ بله دوستان من که به هیچ دستگاه سیاسی وصل نبودم و هیچگونه سوء پیشینهای هم نداشتم آنقدر شکنجه شدم. وای به حال برادران و خواهران دیگر که باید بروی و ببینی که چه خبر است!
جناب حاج آقا علوی! بله من هم شکنجه شدم.
✍️ احمدرضا آخوندی
۱۸ دیماه ۹۷، خوانسار
@cfppi
#من_هم_شکنجه_شدم
✍️: اکبر امینی ارمکی
اکنون که روایت #اسماعیل_بخشی را خواندم، میبینم عدهای به نفعشان نیست که واقعیت را بپذیرند، بنابراین ماجرا را جور دیگری جلوه میدهند و امثال روزنامه کیهان که در بهمنماه سال ۸۹ ماجرای مرا طوری شرح داده بود که شخصی معلوم الحال و دیوانه بر بالای جرثقیل رفته و... حال به ایشان تاخته و گفتههای او را غیر واقعی خواندهاند، لذا بر این شدم که سکوتم را شکسته و آنچه را که بر من در دوران بازداشتهایم (بین سالهای ۸۸ تا ۹۵) گذشته برای مردم بازگو نمایم. شاید با گفتن این حقایق، شاهد چنین اتفاقات ناگواری برای دیگر هموطنانمان نباشیم.
اینجانب #اکبر_امینی_ارمکی به دلیل بازداشتهای متعدد و شکنجههای فیزیکی و روحی بسیار در زمان هر سه وزارت آقایان محسنی اژهای، مصلحی و علوی، حاضرم در مجلس حضور پیدا کرده و شرح مفصلی از روند شکنجهها، شرایط نگهداری نامناسب زمان بازداشت و سلولهای انفرادی را در برابر نمایندگان قانونی مردم بصورت علنی ارائه دهم.
امیدوارم با بازگو کردن و فاش نمودن چنین فجایع غیر بشری دیگر نظارهگر اینگونه رفتارها نباشیم، رفتارهایی که انسانی را بهخاطر ابراز عقیده و ... شکنجه نموده و سختترین شرایط غیر انسانی بر او روا داشته میشود.
@cfppi
✍️: اکبر امینی ارمکی
اکنون که روایت #اسماعیل_بخشی را خواندم، میبینم عدهای به نفعشان نیست که واقعیت را بپذیرند، بنابراین ماجرا را جور دیگری جلوه میدهند و امثال روزنامه کیهان که در بهمنماه سال ۸۹ ماجرای مرا طوری شرح داده بود که شخصی معلوم الحال و دیوانه بر بالای جرثقیل رفته و... حال به ایشان تاخته و گفتههای او را غیر واقعی خواندهاند، لذا بر این شدم که سکوتم را شکسته و آنچه را که بر من در دوران بازداشتهایم (بین سالهای ۸۸ تا ۹۵) گذشته برای مردم بازگو نمایم. شاید با گفتن این حقایق، شاهد چنین اتفاقات ناگواری برای دیگر هموطنانمان نباشیم.
اینجانب #اکبر_امینی_ارمکی به دلیل بازداشتهای متعدد و شکنجههای فیزیکی و روحی بسیار در زمان هر سه وزارت آقایان محسنی اژهای، مصلحی و علوی، حاضرم در مجلس حضور پیدا کرده و شرح مفصلی از روند شکنجهها، شرایط نگهداری نامناسب زمان بازداشت و سلولهای انفرادی را در برابر نمایندگان قانونی مردم بصورت علنی ارائه دهم.
امیدوارم با بازگو کردن و فاش نمودن چنین فجایع غیر بشری دیگر نظارهگر اینگونه رفتارها نباشیم، رفتارهایی که انسانی را بهخاطر ابراز عقیده و ... شکنجه نموده و سختترین شرایط غیر انسانی بر او روا داشته میشود.
@cfppi
امروز چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، جمعی از کارگران خدمات شهری شهرداری چوبئده در شهرستان آبادان در اعتراض به عدم پرداخت معوقات مزدی 4 ماهه و 6 ماه مزایا، در مقابل مقابل ساختمان شهرداری این شهر تجمع کردند.
۱۹ دی ماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۹
#پیش_بسوی_اعتصابات_سراسری
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۹ دی ماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۹
#پیش_بسوی_اعتصابات_سراسری
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
1⃣
#نامهای_از_فعال_کارگری_دربند #مهرداد_صبوری
نام: مهرداد صبوری
فرزند: منصور صبوری
متولد: ١/١/١٣٦٨
قد: ١٨٥ سانتیمتر
زادگاه: شهرستان کامیاران، روستای گازرخانی نقشه روبەرو (دایره قرمز آلوده شده به گروهکهای چپ)
ساکن: شهرستان کامیاران سنجرآباد (زورآباد) نقشه روبەرو (دایره قرمز آلوده شده به گروەهای جهادی)
وضعیت تحصیلی: ترک تحصیل سال ١٣٨٤
شغل: کارگر ساختمانی
مذهب: تسنن/تشیع؟ هیچ کدام کمونیست.
(سی دی)ات را داریم، حرف نزن احمق کثافت این شهر را به گند کشیدید شما جوجه کمونیستها، پروندهات جلو دستم است فقط گوش کن!
سال ۱۳۸۶دستگیر شدی
سال ۱۳۸۷دستگیر شدی
سال ۱۳۸۸دستگیر شدی
سال ۱۳۸۹دستگیرشدی
سال ۱۳۹۱دستگیر شدی
سال ۱۳۹۲دستگیر شدی
سال ۱۳۹۳ سر کارمون گذاشتی تلفنت را خاموش کردی.
سال ۱۳۹۵ دستگیر شدی
سال ۱۳۹۶ احضار شدی
خفه شو تمامش کن ما خسته شدیم از بس شماها را دستگیری کردیم، خودت خسته نشدی؟
جواب: من جرمی مرتکب نشدەام شما در شهری با جمعیت ۱۴۰ هزار نفر عادت کردەاید که من را دستگیر کنید شما نمیگذارید که ما زندگی ساده و کارگری خودمان را بکنیم آرامش و امنیت ما را بهم زدەاید.
هی صدایتان را بلند می کنید که (سی دی)ات را داریم خوب چرا یک بار (سی دی)ام را پخش نمیکنید تا جامعه جرم و جنایت ما را ببیند و بخشش و گذشت شما را هم ببیند؟
به کدامین جرم؟
به کدامین گناه؟
آیا قاتل کولبران ما بودیم و باید در اسرع وقت دستگیر میشدیم؟
ایا جنایت کرده و باید با کمین و عملیات چندین نفری در محیط کار و زندگی دستگیر می شدیم؟
آیا به قول شما اختلاس کرده و نباید اجازه میدادید که به کانادا برویم و ثروت ملت را غارت کنیم؟
آیا جوانان جامعه را ما به اعتیاد کشانده بودیم ؟
آیا عامل و مسبب ناامیدی و افسردەگی جوانان بودیم؟
به کدامین جرم؟ به کدامین گناه؟
یا شاید به ریش و شاخه و شانه شما و یا به اخم کردن و تهدیدهای تلفنی هر روز شما خندیده بودیم.
چون یادم میآید چندین بار فقط به خاطر خندیدن از کلاس درس بیرون انداخته شدەام.
به کدامین جرم به کدامین گناه؟
بیش از ۱۲سال است که همهی اعضای خانوادەام وقتی شماره ناشناس را روی صفحه تلفن میبینند میدانند که حافظین امنیت ملی هستند و حتماً یکی از ما امنیت موجود را بهم زدەایم.
بیش از چند سال است وقتی ماشین ناشناسی به روستا یا محل کار و زندگیمان میآید احساس استرس میکنیم.
بیش از چند سال است وقتی کسی در خانهمان را تند میزند فکر میکنیم که شما هستید که آمدهاید که یکی از ما را دستگیر کنید.
بیش از چند سال است وقتی از خانه خارج می شوم احساس میکنم که دیگر به خانه بر نخواهم گشت.
به کدامین جرم به کدامین گناه؟
سال ۱۳۸۶ به جرم رفت و آمد به سر کشاورزی در زمینهای نزدیک روستا دستگیرم کردید و با مشت و لگد به جانم افتادید و تهدیدم کردید.
برای اولین بار یاد گرفتم که برای تردد در زمین کشاورزی خودمان و کارکردن آنجا باید از شما اجازه بگیرم!
سال ۱۳۸۷ خودتون را در نقش اداره بهزیستی جا زده بودید و نزد پدرم آمدید با خیال راحت دعوتتون میکردم به صرف چای، در حالی که ما همان موقع لباس و ریش شما را دیدیم و فهمیدیم که این چشم های پر از نفرت کارمندان بهزیستی نیست.
کل خانه را بهم ریختید و تنها یک کتاب و یک دفترچه پیدا کردید، کتاب "چه باید کرد" لنین و یک دفترچه که "اساس نامه" شورای زنان بود که آنها را همانجا کشف و ضبط کردید.
جرم و گناهم داشتن یک دفترچه (اساس نامه شورای زنان) بود چون با دوستان تصمیم گرفته بودیم علیه قتلهای ناموسی، خود کشی، خود سوزی و بی حقوقی که به زنان تحمیل میشود کار آگاەگرانه انجام دهیم. چند روز بازداشت و شکنجهام کردید وخودم عیناً دیدم که از اساسنامه تعدادی کپی گرفتید و با تهدید و شکنجه میخواستید که من قبول کنم که در شهر اساسنامه پخش کردهام، وقتی که من به خواستههای شما تن ندادم ساعت سه بامداد من را از سلول بیرون انداختید و منم چون هیچ مأمن و پناهگاهی در شهر نداشتم تا روشن شدن هوا خیابانها را قدم زدم.
سال ۱۳۸۸ در سنندج بازداشتمان کردید و تمام انگشتهایمان را آغشته جوهر کردید و به همسایەها گفته بودید که پارتی داشتهاند و مواد روان گردان مصرف کردهاند. جرم و گناەمان حضور در مجمع عمومی کمیته هماهنگی بود جهت حمایت از خواستەهای طبقاتی و تشکل یابی مستقل کارگران.
سال ۱۳۸۸ درشهر پاوه کارگری میکردم و آن زمان چون از فوت سه برادر بزرگتر از خودم زیاد نگذاشته بود فشار زندگی بشدت روی شانههایم بود و باید برای امرار معاش خانواده سخت کار میکردم، همان موقع برای من و چند نفر دیگر احضاریه فرستاد بودید ، وقتی بهتون مراجعه کردیم من و ۷ نفر از دوستانم را به جرم تبلیغ علیه نظام بازداشت کردید.
ادامه👇
#نامهای_از_فعال_کارگری_دربند #مهرداد_صبوری
نام: مهرداد صبوری
فرزند: منصور صبوری
متولد: ١/١/١٣٦٨
قد: ١٨٥ سانتیمتر
زادگاه: شهرستان کامیاران، روستای گازرخانی نقشه روبەرو (دایره قرمز آلوده شده به گروهکهای چپ)
ساکن: شهرستان کامیاران سنجرآباد (زورآباد) نقشه روبەرو (دایره قرمز آلوده شده به گروەهای جهادی)
وضعیت تحصیلی: ترک تحصیل سال ١٣٨٤
شغل: کارگر ساختمانی
مذهب: تسنن/تشیع؟ هیچ کدام کمونیست.
(سی دی)ات را داریم، حرف نزن احمق کثافت این شهر را به گند کشیدید شما جوجه کمونیستها، پروندهات جلو دستم است فقط گوش کن!
سال ۱۳۸۶دستگیر شدی
سال ۱۳۸۷دستگیر شدی
سال ۱۳۸۸دستگیر شدی
سال ۱۳۸۹دستگیرشدی
سال ۱۳۹۱دستگیر شدی
سال ۱۳۹۲دستگیر شدی
سال ۱۳۹۳ سر کارمون گذاشتی تلفنت را خاموش کردی.
سال ۱۳۹۵ دستگیر شدی
سال ۱۳۹۶ احضار شدی
خفه شو تمامش کن ما خسته شدیم از بس شماها را دستگیری کردیم، خودت خسته نشدی؟
جواب: من جرمی مرتکب نشدەام شما در شهری با جمعیت ۱۴۰ هزار نفر عادت کردەاید که من را دستگیر کنید شما نمیگذارید که ما زندگی ساده و کارگری خودمان را بکنیم آرامش و امنیت ما را بهم زدەاید.
هی صدایتان را بلند می کنید که (سی دی)ات را داریم خوب چرا یک بار (سی دی)ام را پخش نمیکنید تا جامعه جرم و جنایت ما را ببیند و بخشش و گذشت شما را هم ببیند؟
به کدامین جرم؟
به کدامین گناه؟
آیا قاتل کولبران ما بودیم و باید در اسرع وقت دستگیر میشدیم؟
ایا جنایت کرده و باید با کمین و عملیات چندین نفری در محیط کار و زندگی دستگیر می شدیم؟
آیا به قول شما اختلاس کرده و نباید اجازه میدادید که به کانادا برویم و ثروت ملت را غارت کنیم؟
آیا جوانان جامعه را ما به اعتیاد کشانده بودیم ؟
آیا عامل و مسبب ناامیدی و افسردەگی جوانان بودیم؟
به کدامین جرم؟ به کدامین گناه؟
یا شاید به ریش و شاخه و شانه شما و یا به اخم کردن و تهدیدهای تلفنی هر روز شما خندیده بودیم.
چون یادم میآید چندین بار فقط به خاطر خندیدن از کلاس درس بیرون انداخته شدەام.
به کدامین جرم به کدامین گناه؟
بیش از ۱۲سال است که همهی اعضای خانوادەام وقتی شماره ناشناس را روی صفحه تلفن میبینند میدانند که حافظین امنیت ملی هستند و حتماً یکی از ما امنیت موجود را بهم زدەایم.
بیش از چند سال است وقتی ماشین ناشناسی به روستا یا محل کار و زندگیمان میآید احساس استرس میکنیم.
بیش از چند سال است وقتی کسی در خانهمان را تند میزند فکر میکنیم که شما هستید که آمدهاید که یکی از ما را دستگیر کنید.
بیش از چند سال است وقتی از خانه خارج می شوم احساس میکنم که دیگر به خانه بر نخواهم گشت.
به کدامین جرم به کدامین گناه؟
سال ۱۳۸۶ به جرم رفت و آمد به سر کشاورزی در زمینهای نزدیک روستا دستگیرم کردید و با مشت و لگد به جانم افتادید و تهدیدم کردید.
برای اولین بار یاد گرفتم که برای تردد در زمین کشاورزی خودمان و کارکردن آنجا باید از شما اجازه بگیرم!
سال ۱۳۸۷ خودتون را در نقش اداره بهزیستی جا زده بودید و نزد پدرم آمدید با خیال راحت دعوتتون میکردم به صرف چای، در حالی که ما همان موقع لباس و ریش شما را دیدیم و فهمیدیم که این چشم های پر از نفرت کارمندان بهزیستی نیست.
کل خانه را بهم ریختید و تنها یک کتاب و یک دفترچه پیدا کردید، کتاب "چه باید کرد" لنین و یک دفترچه که "اساس نامه" شورای زنان بود که آنها را همانجا کشف و ضبط کردید.
جرم و گناهم داشتن یک دفترچه (اساس نامه شورای زنان) بود چون با دوستان تصمیم گرفته بودیم علیه قتلهای ناموسی، خود کشی، خود سوزی و بی حقوقی که به زنان تحمیل میشود کار آگاەگرانه انجام دهیم. چند روز بازداشت و شکنجهام کردید وخودم عیناً دیدم که از اساسنامه تعدادی کپی گرفتید و با تهدید و شکنجه میخواستید که من قبول کنم که در شهر اساسنامه پخش کردهام، وقتی که من به خواستههای شما تن ندادم ساعت سه بامداد من را از سلول بیرون انداختید و منم چون هیچ مأمن و پناهگاهی در شهر نداشتم تا روشن شدن هوا خیابانها را قدم زدم.
سال ۱۳۸۸ در سنندج بازداشتمان کردید و تمام انگشتهایمان را آغشته جوهر کردید و به همسایەها گفته بودید که پارتی داشتهاند و مواد روان گردان مصرف کردهاند. جرم و گناەمان حضور در مجمع عمومی کمیته هماهنگی بود جهت حمایت از خواستەهای طبقاتی و تشکل یابی مستقل کارگران.
سال ۱۳۸۸ درشهر پاوه کارگری میکردم و آن زمان چون از فوت سه برادر بزرگتر از خودم زیاد نگذاشته بود فشار زندگی بشدت روی شانههایم بود و باید برای امرار معاش خانواده سخت کار میکردم، همان موقع برای من و چند نفر دیگر احضاریه فرستاد بودید ، وقتی بهتون مراجعه کردیم من و ۷ نفر از دوستانم را به جرم تبلیغ علیه نظام بازداشت کردید.
ادامه👇
2⃣
جرم ما مقابله تبلیغ و ترویج سلفی گری و کار آگاەگرانه در مقابل فکریت ارتجاعی سلفی و وهابی در منطقه بود که ما توانسته بودیم به همراه دوستانم مانع از نفوذ این فکریت ارتجاعی و عقب مانده شویم.
سال ۱۳۹۱ در کرج به همراه تعداد زیادی از اعضای کمیته هماهنگی دستگیرمان کردی و کف ساختمان روی کمر و سر و گردنمان راه میرفتید برای پیر و جوان استثنا قائل نشدید، از راەپلەها با لگد و مشت پرتمان میکردید، نهایت توحش و برخورد غیره انسانی را با ما داشتید. کفشهایمان را حیاط زندان رجایی شهر کرج از پایمان در آوردید و در گرمای سوزان روی آسفالت داغ نگەمان داشتید و به همسایەها هم گفته بودید که تروریست هستند.
جرم ما حضور در مجمع عمومی کمیته هماهنگی بود جهت سازماندهی و حمایت از کارگران.
سال ۱۳۹۲ به همراه دوست نزدیک و همکارم (افشین ندیمی)که بعد از ۵ ماه کار سخت در ساختمانهای نیمهکاره در سلیمانیه برگشته بودیم که استراحتی کنیم در پلیس راه بانه-سقز دستگیرمان کردید و ۴ ماه در سلولهای سرد و مخوف اطلاعات بانه، سنندج و کامیاران تحت شکنجه و بازجوی شدید قرار دادید. با انواع و اقسام ترفند بازجوی و ضرب و شتم به ما فشار آوردید که جلو دوربینهای شما مصاحبه کنیم یا اعتراف کنیم که با احزاب همکاری کردەایم. به خانوادهها گفتی که تروریست هستند بمب همراه داشتهاند با احزاب همکاری کردەاند.
گناهمان اعتراض به وضعیت بد کارگران مهاجران در عراق و فشار بر فعالین کارگری داخل ایران.
سال ۱۳۹۳ همزمان با حمله داعش به کردستان و کوبانی در صدد سازماندهی مردم بر آمدیم و خود را در صفهای اول حرکتهای اعتراضی قرار دادیم که باز زنگ و احضار و تهدیدمان کردید.
لابد انتظار دارید برای نفس کشیدن هم از شما اجازه بگیریم؟
سال ۱۳۹۵ یک روز بعد از عروسی خواهر کوچکم دلنیا در خروجی حلبیآباد (زورآباد) محل زندگیم بدور از چشم همسایەها دو ماشین کمین کرده بودید و با برخورد بدور از شان انسان، گونی سرم کردید، دستبند به دستانم زدید و با مشت و لگد به جانم افتادید و من را با خودتان بردید. به خانواده و مردم گفتید که اینها با احزاب همکاری داشتەاند. از معلم اعدامی حمایت کردهاند.
جرم ما خوردن چای و شیرینی و شادی خوشحالی دوستانه به مناسبت اول ماە مە روز جهانی کارگر بود.
یک شب از عروسی خواهرم دلنیا نگذاشته بود که او را هم با ما بازداشت کردید و بعد از یک هفته شکنجه روانی و فیزیکی برای ما ۶ نفر (دو سال و ۱۸۸روز ) حکم زندان گرفتید و برای خودتان جشن گرفتید که پیروز شدەاید. حاشا از این پیروزی مسخره که در دادگاهی فرمایشی به دست آوردەاید اگر شهامت و یک درصد انسانیت داشتید دادگاه علنی برگزار میکردید.
سال ۱۳۹۶ یک هفته کامل زنگ و احضار و تهدیدمان کردید.
فریده خواهر دیگرم را هم احضار کردید وقتی که آمدیم گفتید که در شادی و خوشحالی مردم برای رفراندم کردستان عراق شرکت کردەاید سوت و بوق زدەاید در نظم عمومی اخلال ایجاد کردەاید.
گفتم: من ماندەام که در شهری با جمعیت ۱۴۰ هزار نفری شما فقط من را احضار میکنید و ماندەام که رفراندم کشوری دیگر چه ارتباطی به شما دارد و چرا شما مخالف خوشحالی جوانان و ملت هستید؟
گفتید: زبان درازی میکنید مگه نمیفهمید که عزاداری است.
فریده را هم تهدید کردید که حتماً به دلیل شرکت در روز جهانی کارگر و تبلیغ علیه نظام دادگاهی خواهید کرد، تهدید مسخرەای بود تنها کسی که در این خانواده بازجوی نشده دینای ۶ ساله( برادرزادهام) است.
برایمان فعالیت در انجمنهای محیط زیستی و کارهای اجتماعی را ممنوع کردەاید و تهدید میکنید که نباید در این انجمنها عضو شویم و در فعالیتهایشان شرکت کنیم.
اما تا زمانی که شما به تخریب محیط زیست مشغول هستید شرکت ما هم در این انجمنها حتمی است و لزومی هم به اجازه و مجوز شما ندارد.
فعالیتهای همچون حضور و فعالیت در مناطق زلزلەزده سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی، محکوم کردن احکام غیره انسانی اعدام و سر زدن به خانوادههای اعدامیها وظیفه هر انسان شرافتمندی است و ما اینها را وظیفه خود میدانیم.
اول بازجوی به من گفتید که شما جوجه کمونیستها شهر را به گند کشیدهاید.
اما من به شما میگویم که این شما هستید که حکومت میکنید، شما جامعه را به لجن کشیدەاید نه ما، شما جامعه را بقهقرا بریدهاید نه ما، شما عامل استثمار و بی حقوقی کارگران و سرکوب آنها هستید.
واقعاً عامل ناامنی و اخلال جامعه شما هستید نه ما.
در آخر از من سوال کردید که ما خسته شدەایم تو خسته نمیشی؟
باید با صراحت اعلام کنم که در نبرد، برد همیشه با قویترها نیست بلکه برد با کسی است که بردن را باور دارد.
مهرداد صبوری
عضو فعال انجمن صنفی کارگران ساختمانی کامیاران
زندان کامیاران
جرم ما مقابله تبلیغ و ترویج سلفی گری و کار آگاەگرانه در مقابل فکریت ارتجاعی سلفی و وهابی در منطقه بود که ما توانسته بودیم به همراه دوستانم مانع از نفوذ این فکریت ارتجاعی و عقب مانده شویم.
سال ۱۳۹۱ در کرج به همراه تعداد زیادی از اعضای کمیته هماهنگی دستگیرمان کردی و کف ساختمان روی کمر و سر و گردنمان راه میرفتید برای پیر و جوان استثنا قائل نشدید، از راەپلەها با لگد و مشت پرتمان میکردید، نهایت توحش و برخورد غیره انسانی را با ما داشتید. کفشهایمان را حیاط زندان رجایی شهر کرج از پایمان در آوردید و در گرمای سوزان روی آسفالت داغ نگەمان داشتید و به همسایەها هم گفته بودید که تروریست هستند.
جرم ما حضور در مجمع عمومی کمیته هماهنگی بود جهت سازماندهی و حمایت از کارگران.
سال ۱۳۹۲ به همراه دوست نزدیک و همکارم (افشین ندیمی)که بعد از ۵ ماه کار سخت در ساختمانهای نیمهکاره در سلیمانیه برگشته بودیم که استراحتی کنیم در پلیس راه بانه-سقز دستگیرمان کردید و ۴ ماه در سلولهای سرد و مخوف اطلاعات بانه، سنندج و کامیاران تحت شکنجه و بازجوی شدید قرار دادید. با انواع و اقسام ترفند بازجوی و ضرب و شتم به ما فشار آوردید که جلو دوربینهای شما مصاحبه کنیم یا اعتراف کنیم که با احزاب همکاری کردەایم. به خانوادهها گفتی که تروریست هستند بمب همراه داشتهاند با احزاب همکاری کردەاند.
گناهمان اعتراض به وضعیت بد کارگران مهاجران در عراق و فشار بر فعالین کارگری داخل ایران.
سال ۱۳۹۳ همزمان با حمله داعش به کردستان و کوبانی در صدد سازماندهی مردم بر آمدیم و خود را در صفهای اول حرکتهای اعتراضی قرار دادیم که باز زنگ و احضار و تهدیدمان کردید.
لابد انتظار دارید برای نفس کشیدن هم از شما اجازه بگیریم؟
سال ۱۳۹۵ یک روز بعد از عروسی خواهر کوچکم دلنیا در خروجی حلبیآباد (زورآباد) محل زندگیم بدور از چشم همسایەها دو ماشین کمین کرده بودید و با برخورد بدور از شان انسان، گونی سرم کردید، دستبند به دستانم زدید و با مشت و لگد به جانم افتادید و من را با خودتان بردید. به خانواده و مردم گفتید که اینها با احزاب همکاری داشتەاند. از معلم اعدامی حمایت کردهاند.
جرم ما خوردن چای و شیرینی و شادی خوشحالی دوستانه به مناسبت اول ماە مە روز جهانی کارگر بود.
یک شب از عروسی خواهرم دلنیا نگذاشته بود که او را هم با ما بازداشت کردید و بعد از یک هفته شکنجه روانی و فیزیکی برای ما ۶ نفر (دو سال و ۱۸۸روز ) حکم زندان گرفتید و برای خودتان جشن گرفتید که پیروز شدەاید. حاشا از این پیروزی مسخره که در دادگاهی فرمایشی به دست آوردەاید اگر شهامت و یک درصد انسانیت داشتید دادگاه علنی برگزار میکردید.
سال ۱۳۹۶ یک هفته کامل زنگ و احضار و تهدیدمان کردید.
فریده خواهر دیگرم را هم احضار کردید وقتی که آمدیم گفتید که در شادی و خوشحالی مردم برای رفراندم کردستان عراق شرکت کردەاید سوت و بوق زدەاید در نظم عمومی اخلال ایجاد کردەاید.
گفتم: من ماندەام که در شهری با جمعیت ۱۴۰ هزار نفری شما فقط من را احضار میکنید و ماندەام که رفراندم کشوری دیگر چه ارتباطی به شما دارد و چرا شما مخالف خوشحالی جوانان و ملت هستید؟
گفتید: زبان درازی میکنید مگه نمیفهمید که عزاداری است.
فریده را هم تهدید کردید که حتماً به دلیل شرکت در روز جهانی کارگر و تبلیغ علیه نظام دادگاهی خواهید کرد، تهدید مسخرەای بود تنها کسی که در این خانواده بازجوی نشده دینای ۶ ساله( برادرزادهام) است.
برایمان فعالیت در انجمنهای محیط زیستی و کارهای اجتماعی را ممنوع کردەاید و تهدید میکنید که نباید در این انجمنها عضو شویم و در فعالیتهایشان شرکت کنیم.
اما تا زمانی که شما به تخریب محیط زیست مشغول هستید شرکت ما هم در این انجمنها حتمی است و لزومی هم به اجازه و مجوز شما ندارد.
فعالیتهای همچون حضور و فعالیت در مناطق زلزلەزده سرپل ذهاب و ثلاث باباجانی، محکوم کردن احکام غیره انسانی اعدام و سر زدن به خانوادههای اعدامیها وظیفه هر انسان شرافتمندی است و ما اینها را وظیفه خود میدانیم.
اول بازجوی به من گفتید که شما جوجه کمونیستها شهر را به گند کشیدهاید.
اما من به شما میگویم که این شما هستید که حکومت میکنید، شما جامعه را به لجن کشیدەاید نه ما، شما جامعه را بقهقرا بریدهاید نه ما، شما عامل استثمار و بی حقوقی کارگران و سرکوب آنها هستید.
واقعاً عامل ناامنی و اخلال جامعه شما هستید نه ما.
در آخر از من سوال کردید که ما خسته شدەایم تو خسته نمیشی؟
باید با صراحت اعلام کنم که در نبرد، برد همیشه با قویترها نیست بلکه برد با کسی است که بردن را باور دارد.
مهرداد صبوری
عضو فعال انجمن صنفی کارگران ساختمانی کامیاران
زندان کامیاران
مسعود شمسنژاد وکیل دادگستری بازداشت شد
مسعود شمسنژاد استاد دانشگاه و وکیل زندانیان سیاسی روز سهشنبه توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه منتقل شده است.
نیروهای امنیتی حوالی ظهر سهشنبه ٨ ژانویه/ ١٨ دی مسعود شمسنژاد وکیل دادگستری را حین دادگاهی یکی از موکلانش در دادگاه اورمیه بازداشت کرده و بە بازداشتگاە ادارەی اطلاعات اورمیە منتقل کردەاند.
نیروهای امنیتی سپس به دفتر وی مراجعه کرده و ضمن تخلیه گاوصندوق دفتر وکالت، مدارک داخل آن را با خود برده و به منزل شخصی وی هجوم بردە و منزل ایشان را تفتیش کردەاند.
این وکیل دادگستری در سال ١٣٩٢، ۳۷روز را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سپری کرد و سپس با سپردن وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان آزاد شد.
۱۹ دی ماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
مسعود شمسنژاد استاد دانشگاه و وکیل زندانیان سیاسی روز سهشنبه توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه منتقل شده است.
نیروهای امنیتی حوالی ظهر سهشنبه ٨ ژانویه/ ١٨ دی مسعود شمسنژاد وکیل دادگستری را حین دادگاهی یکی از موکلانش در دادگاه اورمیه بازداشت کرده و بە بازداشتگاە ادارەی اطلاعات اورمیە منتقل کردەاند.
نیروهای امنیتی سپس به دفتر وی مراجعه کرده و ضمن تخلیه گاوصندوق دفتر وکالت، مدارک داخل آن را با خود برده و به منزل شخصی وی هجوم بردە و منزل ایشان را تفتیش کردەاند.
این وکیل دادگستری در سال ١٣٩٢، ۳۷روز را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سپری کرد و سپس با سپردن وثیقه یک میلیارد تومانی از زندان آزاد شد.
۱۹ دی ماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
امروز چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۷، جمعی از فرهنگیان در اصفهان جهت پیگیری مطالباتشان در میدان انقلاب این شهر اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.
۱۹دی ماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۸
#پیش_بسوی_اعتصابات_سراسری
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۹دی ماه ۱۳۹۷
۹ ژانویه ۲۰۱۸
#پیش_بسوی_اعتصابات_سراسری
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی