تجمع بازنشستگان خراسانی دیروز ۱۲ دیماه۹۷، مقابل مدیریت سازمان بازنشستگان کشوری استان خراسان با پلاکاردهائی که مطالباتشان روی آنها نوشته شده بود علیه تبعیض و نابرابری
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
🔴کوروش کرمپور بازداشت شد.
بازداشت کوروش کرمپور شاعر ، منتقد، معلم تبعیدی به اروندکنار ، روزنامه نگار و مدیر مسوول روزنامه یادگاری ,نویسنده کتابهای ولد زن ، صادره ازآبادان وپروردگارا ایران را به خاطر بسپار , به دلیل انتقادات صریح و فعالیت هایش سابقه بازداشت و فشار از طرف نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را داشته است.
کوروش کرمپور از تاریخ ۱۰ دیماه ۹۷ برابر با ۳۱ دسامبر ۲۰۱۸ بازداشت شده و تاکنون هیچ اطلاعی از ایشان در دست نیست.
کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی خواستار ازادی بی قید و شرط کوروش کرمپور میباشد
@cfppi
بازداشت کوروش کرمپور شاعر ، منتقد، معلم تبعیدی به اروندکنار ، روزنامه نگار و مدیر مسوول روزنامه یادگاری ,نویسنده کتابهای ولد زن ، صادره ازآبادان وپروردگارا ایران را به خاطر بسپار , به دلیل انتقادات صریح و فعالیت هایش سابقه بازداشت و فشار از طرف نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی را داشته است.
کوروش کرمپور از تاریخ ۱۰ دیماه ۹۷ برابر با ۳۱ دسامبر ۲۰۱۸ بازداشت شده و تاکنون هیچ اطلاعی از ایشان در دست نیست.
کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی خواستار ازادی بی قید و شرط کوروش کرمپور میباشد
@cfppi
Forwarded from اتچ بات
نامهی #نسرین_ستوده به #فرهاد_میثمی فعال معترض به حجاب اجباری
دوست عزیز و شهروند فرهیخته
جناب آقای دکتر فرهاد میثمی!
قبل از هر چیز بابت موفقیتات در پافشاری بر خواستهی انسانیات به تو دوست عزیز تبریک میگویم. احساس تو را از بابت بازداشت همسرم، رضا خندان که متعاقب دستگیریات صورت گرفت درک میکنم. زیرا طی 40 سال گذشته هزاران هزار نفر با داستانهایی ساختگی بازداشت و روانهی حبسهای طولانی مدت شدهاند و عجیبتر آنکه هنوز با اصراری باور نکردنی بر قبولاندن داستانهایی ساختگی دست به بازداشتهای گسترده میزنند و احکام حبسهای طولانی مدت برای اتهاماتی هیچ و پوچ صادر میکنند.
من بر این باورم که تو و همسرم با روشی به غایت روشن و امیدبخش زیستهاید و در راه بهبود زندگی انسانها صادقانه تلاش کردهاید و در این راه از محرومیت و رنجی که این انتخاب برای شما به همراه داشته است، نهراسیدهاید.
من سخت بر این باورم که تو خود گنجینهای در دل جامعهی مدنی بودهای که جز با تلاشی صادقانه کشف نمیشدی و البته این افتخار نصیب من شد تا با روشهایی که آموختهام، توانستم اعتماد و اطمینان تو را به روش انتخابی خود جلب کنم.
اکنون اما به جرم پاک زیستن و به اتهام حمایت از زنان سرزمینتان که 40 سال پیش در بازیهای سیاسی، اختیار انتخاب پوشش خود را از دست دادند و در این راه موافقان و مخالفان همداستان بودهاند، به فساد و فحشا متهم کردهاند!
از هر دوی شما چنین اتهامات بیپایه و اساسی دور باد! که زندگی هر دو شما گواه ادعای من است.
اکنون اما بخش جالب ماجرا آن است که قضاتی میخواهند شما را و مرا به این اتهام محاکمه کنند که زندگیهاشان با ابهامات و پرسشهای زیادی همراه است. آنها نمیدانند که ما با اطمینان کامل حاضر به مقایسهی زندگیهامان با تمام مسئولان حکومتی هستیم که ما را متهم به فساد و فحشا نمودهاند. البته که نتیجه معلوم است، اما زنهار از حکومتی که به زندگی خصوصی دیگران وارد شود و تمامی بودجه و توان مالی و نیروی انسانی را که باید صرف رفاه شهروندان کند، صرف نیم متر پارچههایی مینماید که برای مصرف آنها دستور صادر کرده است.
فرهاد عزیز!
آزادی همسرم که بیش از هر چیز نتیجهی مقاومت و پایداری تو بوده است و فعالان حقوق بشر و از جمله مرا به احترام و تحسین به حمایت از تو بر انگیخت، برای خانوادهی ما، فرزندانم و خودم شادی بیپایانی را به ارمغان آورد، اما میتوانم شادمانی تو را در پاسخ به ظلمی که بر شما رفته بود درک کنم و از این بابت به تو تبریک بگویم.
در دورانی که از نتیجهی نامعلوم کار نگران بودم، بیش از هر چیز به حفظ جان تو میاندیشیدم که در خطر جدی قرار داشت. بیشک به فرزندانم، به نیما پسرم که از سه سالگی درگیر حبس و زندان پدر و مادر بوده است و به همسرم که در این راه با صبوری تمام سختیهای این انتخاب را تحمل کرده است، میاندیشیدم. اما قبل از اینها، ماجرایی عینیتر و خطرناکتر در جلوی چشمانم داشت اتفاق میافتاد که وحشت و نگرانی مرا به دنبال داشت و آن بیم جان تو بود.
من در این مدت با اجتناب تعمدی از قضاوت در بارهی انتخابات، برای جلوگیری از خطری که مرا به وحشت انداخته بود، یک بار اعتصاب 37 روزهام را شکستم تا شاید تو را وادار به شکستن اعتصابات کنم و چون موفق نشدم دوباره اعتصاب از سر گرفتم تا بدانی در هر حال به تدبیر و خردت اعتماد دارم. این داستان عجیبی در جامعهی ماست که برای حفظ جان یکدیگر در صدد تخریب رویاهایمان برمیآییم. به تعبیری دیگر من برای حفظ جانت داشتم ارادهات را در هم میشکستم و دوست دارم اینجا، همین جا از آن سخن بگویم و خوشحالم که با اعتصاب مجدد، بخشی از آن اشتباه را جبران کردم.
مقامات قضایی گفتهاند بعد از آزادی رضا، تو نیز آزاد میشوی که هردوی شما به یکسان بیگناهید و من امیدوارم به زودی خبر آزادیات را بشنوم. از بابت پایداری و خردمندی که در راه آزادی همسرم به کار بردی از تو صمیمانه سپاسگزارم.
از جامعهی مدنی، فعالان حقوق بشر در سراسر دنیا و همهی کسانی که پیگیر وضعیت وخیم فرهاد میثمی بودهاند نیز صمیمانه سپاسگزاری میکنم و قدردان تلاشهای ارزشمندی هستم که به ما نیرو میبخشید و بیش از آن باعث میشود به درستی راهی که انتخاب کردهایم، باور داشته باشیم.
با سپاس
نسرین ستوده
اوین - بند زنان
دی ماه /97
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
دوست عزیز و شهروند فرهیخته
جناب آقای دکتر فرهاد میثمی!
قبل از هر چیز بابت موفقیتات در پافشاری بر خواستهی انسانیات به تو دوست عزیز تبریک میگویم. احساس تو را از بابت بازداشت همسرم، رضا خندان که متعاقب دستگیریات صورت گرفت درک میکنم. زیرا طی 40 سال گذشته هزاران هزار نفر با داستانهایی ساختگی بازداشت و روانهی حبسهای طولانی مدت شدهاند و عجیبتر آنکه هنوز با اصراری باور نکردنی بر قبولاندن داستانهایی ساختگی دست به بازداشتهای گسترده میزنند و احکام حبسهای طولانی مدت برای اتهاماتی هیچ و پوچ صادر میکنند.
من بر این باورم که تو و همسرم با روشی به غایت روشن و امیدبخش زیستهاید و در راه بهبود زندگی انسانها صادقانه تلاش کردهاید و در این راه از محرومیت و رنجی که این انتخاب برای شما به همراه داشته است، نهراسیدهاید.
من سخت بر این باورم که تو خود گنجینهای در دل جامعهی مدنی بودهای که جز با تلاشی صادقانه کشف نمیشدی و البته این افتخار نصیب من شد تا با روشهایی که آموختهام، توانستم اعتماد و اطمینان تو را به روش انتخابی خود جلب کنم.
اکنون اما به جرم پاک زیستن و به اتهام حمایت از زنان سرزمینتان که 40 سال پیش در بازیهای سیاسی، اختیار انتخاب پوشش خود را از دست دادند و در این راه موافقان و مخالفان همداستان بودهاند، به فساد و فحشا متهم کردهاند!
از هر دوی شما چنین اتهامات بیپایه و اساسی دور باد! که زندگی هر دو شما گواه ادعای من است.
اکنون اما بخش جالب ماجرا آن است که قضاتی میخواهند شما را و مرا به این اتهام محاکمه کنند که زندگیهاشان با ابهامات و پرسشهای زیادی همراه است. آنها نمیدانند که ما با اطمینان کامل حاضر به مقایسهی زندگیهامان با تمام مسئولان حکومتی هستیم که ما را متهم به فساد و فحشا نمودهاند. البته که نتیجه معلوم است، اما زنهار از حکومتی که به زندگی خصوصی دیگران وارد شود و تمامی بودجه و توان مالی و نیروی انسانی را که باید صرف رفاه شهروندان کند، صرف نیم متر پارچههایی مینماید که برای مصرف آنها دستور صادر کرده است.
فرهاد عزیز!
آزادی همسرم که بیش از هر چیز نتیجهی مقاومت و پایداری تو بوده است و فعالان حقوق بشر و از جمله مرا به احترام و تحسین به حمایت از تو بر انگیخت، برای خانوادهی ما، فرزندانم و خودم شادی بیپایانی را به ارمغان آورد، اما میتوانم شادمانی تو را در پاسخ به ظلمی که بر شما رفته بود درک کنم و از این بابت به تو تبریک بگویم.
در دورانی که از نتیجهی نامعلوم کار نگران بودم، بیش از هر چیز به حفظ جان تو میاندیشیدم که در خطر جدی قرار داشت. بیشک به فرزندانم، به نیما پسرم که از سه سالگی درگیر حبس و زندان پدر و مادر بوده است و به همسرم که در این راه با صبوری تمام سختیهای این انتخاب را تحمل کرده است، میاندیشیدم. اما قبل از اینها، ماجرایی عینیتر و خطرناکتر در جلوی چشمانم داشت اتفاق میافتاد که وحشت و نگرانی مرا به دنبال داشت و آن بیم جان تو بود.
من در این مدت با اجتناب تعمدی از قضاوت در بارهی انتخابات، برای جلوگیری از خطری که مرا به وحشت انداخته بود، یک بار اعتصاب 37 روزهام را شکستم تا شاید تو را وادار به شکستن اعتصابات کنم و چون موفق نشدم دوباره اعتصاب از سر گرفتم تا بدانی در هر حال به تدبیر و خردت اعتماد دارم. این داستان عجیبی در جامعهی ماست که برای حفظ جان یکدیگر در صدد تخریب رویاهایمان برمیآییم. به تعبیری دیگر من برای حفظ جانت داشتم ارادهات را در هم میشکستم و دوست دارم اینجا، همین جا از آن سخن بگویم و خوشحالم که با اعتصاب مجدد، بخشی از آن اشتباه را جبران کردم.
مقامات قضایی گفتهاند بعد از آزادی رضا، تو نیز آزاد میشوی که هردوی شما به یکسان بیگناهید و من امیدوارم به زودی خبر آزادیات را بشنوم. از بابت پایداری و خردمندی که در راه آزادی همسرم به کار بردی از تو صمیمانه سپاسگزارم.
از جامعهی مدنی، فعالان حقوق بشر در سراسر دنیا و همهی کسانی که پیگیر وضعیت وخیم فرهاد میثمی بودهاند نیز صمیمانه سپاسگزاری میکنم و قدردان تلاشهای ارزشمندی هستم که به ما نیرو میبخشید و بیش از آن باعث میشود به درستی راهی که انتخاب کردهایم، باور داشته باشیم.
با سپاس
نسرین ستوده
اوین - بند زنان
دی ماه /97
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
Telegram
attach 📎
🔴تداوم بازداشت کارگران فولاد اهواز و انتقال شش تن از بازداشتشدگان به زندان شیبان
علیرغم وعده مسئولان قضایی اهواز، مبنی بر صدور دستور آزادی همه بازداشتشدگان فولاد اهواز، کماکان هفت تن از این کارگران در بازداشت به سر میبرند. همچنین روز جاری ۶ تن از کارگران بازداشتی از بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز به زندان مرکزی اهواز منتقل شدند.
علیرغم آنکه به خانوادههای کارگران بازداشتی فولاد اهواز از سوی مقامات قضایی وعده داده شد بود که همه بازداشتشدگان طی هفته جاری آزاد خواهند شد، اما “ هفت تن از این کارگران کماکان در بازداشت بسر میبرند. همچنین روز جاری ۱۳ دی ۱۳۹۷، شش تن از این بازداشتشدگان به زندان مرکزی اهواز شیبان منتقل شدند.
غریب حویزاوى، مصطفى عبیات، کاظم حیدرى، کریم سیاحى، طارق خلفی، سید میثم على قنواتى از اداره اطلاعات اهواز به زندان شیبان منتقل شدند و بهزاد علیخانی کماکان در بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز بسر میبرد.
علیرغم وعده مسئولان قضایی اهواز، مبنی بر صدور دستور آزادی همه بازداشتشدگان فولاد اهواز، کماکان هفت تن از این کارگران در بازداشت به سر میبرند. همچنین روز جاری ۶ تن از کارگران بازداشتی از بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز به زندان مرکزی اهواز منتقل شدند.
علیرغم آنکه به خانوادههای کارگران بازداشتی فولاد اهواز از سوی مقامات قضایی وعده داده شد بود که همه بازداشتشدگان طی هفته جاری آزاد خواهند شد، اما “ هفت تن از این کارگران کماکان در بازداشت بسر میبرند. همچنین روز جاری ۱۳ دی ۱۳۹۷، شش تن از این بازداشتشدگان به زندان مرکزی اهواز شیبان منتقل شدند.
غریب حویزاوى، مصطفى عبیات، کاظم حیدرى، کریم سیاحى، طارق خلفی، سید میثم على قنواتى از اداره اطلاعات اهواز به زندان شیبان منتقل شدند و بهزاد علیخانی کماکان در بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز بسر میبرد.
محسن ولدخانی، با پایان دوران محکومیت از زندان اوین آزاد شد
محسن ولدخانی زندانی سیاسی با پایان دوران محکومیت از زندان اوین آزاد شد. وی پیشتر توسط شعبه یک دادگاه انقلاب شهریار به اتهامات “توهین به رهبری” و “تبلیغ علیه نظام” به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. این حکم در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس کاهش پیدا کرد.
محسن ولدخانی که به دلیل فعالیت های مجازی بازداشت و محکوم شده بود با موافقت دادستان با آزادی پیش از موعد در روزهای اخیر و پس از تحمل جدود ۱۱ ماه حبس از اندرزگاه ۴ سالن ۲ زندان اوین بصورت اعزام به مرخصی متصل به آزادی، آزاد شد
۱۳ دی ماه ۱۳۹۷
۳ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
محسن ولدخانی زندانی سیاسی با پایان دوران محکومیت از زندان اوین آزاد شد. وی پیشتر توسط شعبه یک دادگاه انقلاب شهریار به اتهامات “توهین به رهبری” و “تبلیغ علیه نظام” به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. این حکم در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس کاهش پیدا کرد.
محسن ولدخانی که به دلیل فعالیت های مجازی بازداشت و محکوم شده بود با موافقت دادستان با آزادی پیش از موعد در روزهای اخیر و پس از تحمل جدود ۱۱ ماه حبس از اندرزگاه ۴ سالن ۲ زندان اوین بصورت اعزام به مرخصی متصل به آزادی، آزاد شد
۱۳ دی ماه ۱۳۹۷
۳ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
🔴نازنین زاغری و نرگس محمدی: دست به اعتصاب غذا میزنیم
نازنین زاغری و نرگس محمدی دو زندانی سیاسی با انتشار اطلاعیهای در تاریخ ۹ دیماه از زندان اوین اعلام کردهاند که دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
این دو زندانی سیاسی علت اعتصاب خود را در اعتراض به عدم دسترسی به پزشک و نحوه درمان خود به مدت سه روز اعلام کرده و آنها نسبت به بیتوجهی به خواستهخود هشدار دادهاند.
در اطلاعیه که صادر کرده اند چنین آمده:
«برخورداری از حق دسترسی به پزشک معالج و دارو و درمان از جمله حقوق مندرج و بدیهی در اعلامیهها و آییننامههای بینالمللی و داخلی است که متاسفانه مدتهاست علیرغم درخواستهای مکرر و مراجعات ما به مسئولان مربوطه، از آن محروم شدهایم.»
#زندانیان باید حق دسترسی به پزشک و دارو و درمان داشته باشند.
#زندانی سیاسی آزاد باید گردد
@cfppi
نازنین زاغری و نرگس محمدی دو زندانی سیاسی با انتشار اطلاعیهای در تاریخ ۹ دیماه از زندان اوین اعلام کردهاند که دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
این دو زندانی سیاسی علت اعتصاب خود را در اعتراض به عدم دسترسی به پزشک و نحوه درمان خود به مدت سه روز اعلام کرده و آنها نسبت به بیتوجهی به خواستهخود هشدار دادهاند.
در اطلاعیه که صادر کرده اند چنین آمده:
«برخورداری از حق دسترسی به پزشک معالج و دارو و درمان از جمله حقوق مندرج و بدیهی در اعلامیهها و آییننامههای بینالمللی و داخلی است که متاسفانه مدتهاست علیرغم درخواستهای مکرر و مراجعات ما به مسئولان مربوطه، از آن محروم شدهایم.»
#زندانیان باید حق دسترسی به پزشک و دارو و درمان داشته باشند.
#زندانی سیاسی آزاد باید گردد
@cfppi
🔴 نامه اعتراضی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی به احصار و آزار واذیت رانندگان و کارگران توسط حراست
در صورت ادامه احضاروآزار و اذیت رانندگان وکارگران حق طلب توسط حراست سامانه چهاروشش، واکنش سندیکادر اعتراض به عملکرد حراست در این سامانه هابسیار شدید خواهد بود و با سازماندهی ازکارگران دعوت به اعتراض گسترده خواهدکرد.
بنابر گزارشات متعدد،مدتی است که حراست سامانه چهار واخیرا حراست سامانه شش،برای خاموش کردن اعتراضات بحق رانندگان وکارگران در مورد مطالبات معوق خود،پیوسته کارگران حق طلب را احضار و تهدید می کند. خوشبختانه پاسخ کارگران به حراست خیلی روشن بوده است: "مطالبات مان را پرداخت کنید تا اعتراض نکنیم"
هر چند تهدید کارگران توسط حراست و مدیریت،پوشالی است ودرنهایت اقدامی علیه کارگران نمیتواند انجام دهد. اما سندیکادر برابر احضار تک به تک کارگران وتهدید آنان سکوت نمی کند و قویا به مدیریت وحراست شرکت واحد در این مورد هشدار میدهد که: "واکنش های اعتراضی سندیکا نسبت به احضار و تهدید کارگران گسترده خواهد بود
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه
#پیش بسوی اعتراضات و اعتصابات سراسری
@cfppi
در صورت ادامه احضاروآزار و اذیت رانندگان وکارگران حق طلب توسط حراست سامانه چهاروشش، واکنش سندیکادر اعتراض به عملکرد حراست در این سامانه هابسیار شدید خواهد بود و با سازماندهی ازکارگران دعوت به اعتراض گسترده خواهدکرد.
بنابر گزارشات متعدد،مدتی است که حراست سامانه چهار واخیرا حراست سامانه شش،برای خاموش کردن اعتراضات بحق رانندگان وکارگران در مورد مطالبات معوق خود،پیوسته کارگران حق طلب را احضار و تهدید می کند. خوشبختانه پاسخ کارگران به حراست خیلی روشن بوده است: "مطالبات مان را پرداخت کنید تا اعتراض نکنیم"
هر چند تهدید کارگران توسط حراست و مدیریت،پوشالی است ودرنهایت اقدامی علیه کارگران نمیتواند انجام دهد. اما سندیکادر برابر احضار تک به تک کارگران وتهدید آنان سکوت نمی کند و قویا به مدیریت وحراست شرکت واحد در این مورد هشدار میدهد که: "واکنش های اعتراضی سندیکا نسبت به احضار و تهدید کارگران گسترده خواهد بود
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه
#پیش بسوی اعتراضات و اعتصابات سراسری
@cfppi
Forwarded from Babakazadi
🔆 اتحادیه تبادل جنبش انقلابی وچپ 🔆
لینک اتحادیه تبادل جنبش انقلابی و چپ
t.me/joinchat/Bhpmq1gYNeN3MGbCCDiPLA
آزادی برابری انسانیت
@Azadibarabari
مهمانی خیابان
@M_Xiaban
آذربایجان همبستگی آزادی
@Azarb20
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/cfppi
سهند کمیته آذربایجان
@ksahand
شورای هماهنگی اعتصابات و اعتراضات
@shuora
تهاجم
@TAHAJOM97
شاهدوست
@babekmuganli
سازمان جوانان کمونیست
@jk_org
زن و زندگی
@Womanandlife
روزنه
@rowzane97
مدیا آزادی رسانه ی رهایی
@mediazady
خوزستان امروز
@xozestan41
پنجشنبه ۱۵ آذرماه ۱۳۹۷
لینک اتحادیه تبادل جنبش انقلابی و چپ
t.me/joinchat/Bhpmq1gYNeN3MGbCCDiPLA
آزادی برابری انسانیت
@Azadibarabari
مهمانی خیابان
@M_Xiaban
آذربایجان همبستگی آزادی
@Azarb20
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/cfppi
سهند کمیته آذربایجان
@ksahand
شورای هماهنگی اعتصابات و اعتراضات
@shuora
تهاجم
@TAHAJOM97
شاهدوست
@babekmuganli
سازمان جوانان کمونیست
@jk_org
زن و زندگی
@Womanandlife
روزنه
@rowzane97
مدیا آزادی رسانه ی رهایی
@mediazady
خوزستان امروز
@xozestan41
پنجشنبه ۱۵ آذرماه ۱۳۹۷
Forwarded from اتچ بات
اسماعیل بخشی طی نامهای وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را به مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی دعوت کرد
اسماعیل بخشی، طی نامهای که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد، شکنجههای وحشیانهای که توسط بازجویان و شکنجهگران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شد را شرح داد و عنوان کرد که هنوز آثار این شکنحهها بر جسم و روح و روانش آزارش میدهد. او در بخشی از این نامه نوشت: "امروز پس از گذشت تقریبا دوماه از آن روز سخت در دندههای شکستهام، کلیهها، گوش چپم و بیضههایم احساس درد میکنم."
اسماعیل بخشی شکنجههای روانی را بدتر از شکنجههای جسمی توصیف کرد و نوشت: "هنوز با وجود قرص های اعصاب و روان گاهی دچار حملههای شدید عصبی روحی و روانی میشوم"
آقای بخشی در ادامه از شنود تلفنها و تماسهای خصوصیاش با همسرش خبر داد و ضمن پرسیدن سوالهایی از وزیر اطلاعات از او دعوت کرد که در یک مناظرهی زنده تلویزیونی حضور یافته و به سوالاتش پاسخ دهد.
متن نامهی اسماعیل بخشی به شرح زیر است:
جناب آقای علوی در ۲۵ روزی که ناعادلانه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم مصائب و رنجهایی بر من تحمیل شد که هنوز از شرّ آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آنها به داروهای اعصاب و روان پناه آوردهام، اما در این مدت دو پرسش اساسی مثل خُره مغز مرا درگیر خود کرده است که پاسخ دهندهی اصلی آنها فقط شخص شما میباشید و این حق بنده و ملت شریف ایران است که پاسخ این پرسشها را بدانیم.
اول اینکه در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجزآور بود و امروز پس از گذشت تقریبا دوماه از آن روز سخت در دندههای شکستهام، کلیهها، گوش چپم و بیضههایم احساس درد میکنم.
.
جالب اینکه شکنجه گران خود را سرباز گمنام امام زمان مینامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحشهای رکیک جنسی میدادند و ایشان راهم کتک میزدند اما از شکنجهی جسمی بدتر، شکنجه های روانی بود، نمیدانم چه بر سرم آوردند که مثل موش آب کشیده شده بودم و هنوز دستهایم میلرزد، منی که زمین زیر پایم میلرزید تحقیر شدم و به شخصیت دیگری بدل شده بودم و هنوز با وجود قرص های اعصاب و روان گاهی دچار حملههای شدید عصبی روحی و روانی میشوم، اکنون از جنابعالی بعنوان وزیر اطلاعات و کسی که خودش یک روحانی مذهبی ست این پرسش را دارم : از نظر اخلاقی، حقوق بشری و بخصوص دین اسلام حکم شکنجهی یک بازداشتی چیست؟ آیا رواست؟ اگر رواست به چه میزان؟
.
مسئله دوم که برای من و خانوادهام بسیار بسیار مهمتر از شکنجههای جسمی و روحی ست بحث «شنودِ» مکالمات تلفنی بنده و خانوادهام توسط دستگاه اطلاعاتی شماست، بازجویم میگفت ما از همه چیز تو خبر داریم حتی میدانیم همسرت چند بار بخاطر مبارزاتت با تو دعوا کرده است گفتم از کجا میدانید گفت مدت ها تماس های تو «شنود» میشد که باعث عصبانیت شدید من حین بازجویی شد حال پرسش بنده و خانوادهام از شما بعنوان وزیر اطلاعات و یک شخصیت روحانی و مذهبی این است که : آیا «شنود» خصوصیترین مکالمات انسانها از نظر اخلاقی، حقوق بشری و دین اسلام رواست؟ به چه حقی مکالمات تلفنی خصوصی بنده و همسر عزیزم را دستگاه اطلاعاتی شما باید «شنود» کند؟؟؟
.
لذا جناب آقای علوی اینجانب اسماعیل بخشی برای شنیدن پاسخ هایتان شما را به یک مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی دعوت میکنم.
#اسماعیل_بخشی
۱۴ دی ۹۷
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
اسماعیل بخشی، طی نامهای که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد، شکنجههای وحشیانهای که توسط بازجویان و شکنجهگران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی شد را شرح داد و عنوان کرد که هنوز آثار این شکنحهها بر جسم و روح و روانش آزارش میدهد. او در بخشی از این نامه نوشت: "امروز پس از گذشت تقریبا دوماه از آن روز سخت در دندههای شکستهام، کلیهها، گوش چپم و بیضههایم احساس درد میکنم."
اسماعیل بخشی شکنجههای روانی را بدتر از شکنجههای جسمی توصیف کرد و نوشت: "هنوز با وجود قرص های اعصاب و روان گاهی دچار حملههای شدید عصبی روحی و روانی میشوم"
آقای بخشی در ادامه از شنود تلفنها و تماسهای خصوصیاش با همسرش خبر داد و ضمن پرسیدن سوالهایی از وزیر اطلاعات از او دعوت کرد که در یک مناظرهی زنده تلویزیونی حضور یافته و به سوالاتش پاسخ دهد.
متن نامهی اسماعیل بخشی به شرح زیر است:
جناب آقای علوی در ۲۵ روزی که ناعادلانه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم مصائب و رنجهایی بر من تحمیل شد که هنوز از شرّ آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آنها به داروهای اعصاب و روان پناه آوردهام، اما در این مدت دو پرسش اساسی مثل خُره مغز مرا درگیر خود کرده است که پاسخ دهندهی اصلی آنها فقط شخص شما میباشید و این حق بنده و ملت شریف ایران است که پاسخ این پرسشها را بدانیم.
اول اینکه در روزهای اول بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ مرا شکنجه و زیر مشت و لگد گرفتند که تا ۷۲ساعت در سلولم از جایم نمیتوانستم تکان بخورم و آنقدر زده بودند که حتی از تاب درد خوابیدن هم برایم زجزآور بود و امروز پس از گذشت تقریبا دوماه از آن روز سخت در دندههای شکستهام، کلیهها، گوش چپم و بیضههایم احساس درد میکنم.
.
جالب اینکه شکنجه گران خود را سرباز گمنام امام زمان مینامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحشهای رکیک جنسی میدادند و ایشان راهم کتک میزدند اما از شکنجهی جسمی بدتر، شکنجه های روانی بود، نمیدانم چه بر سرم آوردند که مثل موش آب کشیده شده بودم و هنوز دستهایم میلرزد، منی که زمین زیر پایم میلرزید تحقیر شدم و به شخصیت دیگری بدل شده بودم و هنوز با وجود قرص های اعصاب و روان گاهی دچار حملههای شدید عصبی روحی و روانی میشوم، اکنون از جنابعالی بعنوان وزیر اطلاعات و کسی که خودش یک روحانی مذهبی ست این پرسش را دارم : از نظر اخلاقی، حقوق بشری و بخصوص دین اسلام حکم شکنجهی یک بازداشتی چیست؟ آیا رواست؟ اگر رواست به چه میزان؟
.
مسئله دوم که برای من و خانوادهام بسیار بسیار مهمتر از شکنجههای جسمی و روحی ست بحث «شنودِ» مکالمات تلفنی بنده و خانوادهام توسط دستگاه اطلاعاتی شماست، بازجویم میگفت ما از همه چیز تو خبر داریم حتی میدانیم همسرت چند بار بخاطر مبارزاتت با تو دعوا کرده است گفتم از کجا میدانید گفت مدت ها تماس های تو «شنود» میشد که باعث عصبانیت شدید من حین بازجویی شد حال پرسش بنده و خانوادهام از شما بعنوان وزیر اطلاعات و یک شخصیت روحانی و مذهبی این است که : آیا «شنود» خصوصیترین مکالمات انسانها از نظر اخلاقی، حقوق بشری و دین اسلام رواست؟ به چه حقی مکالمات تلفنی خصوصی بنده و همسر عزیزم را دستگاه اطلاعاتی شما باید «شنود» کند؟؟؟
.
لذا جناب آقای علوی اینجانب اسماعیل بخشی برای شنیدن پاسخ هایتان شما را به یک مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی دعوت میکنم.
#اسماعیل_بخشی
۱۴ دی ۹۷
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
Telegram
attach 📎
🔴 بخشهائی از کیفرخواست اسماعیل بخشی علیه شکنجه و زندان؛
"جناب آقای علوی در ۲۵ روزی که ناعادلانه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم مصائب و رنجهایی بر من تحمیل شد که هنوز از شرّ آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آنها به داروهای اعصاب و روان پناه آوردهام، اما در این مدت دو پرسش اساسی مثل خُره مغز مرا درگیر خود کرده است که پاسخ دهندهی اصلی آنها فقط شخص شما میباشید و این حق بنده و ملت شریف ایران است که پاسخ این پرسشها را بدانیم.
جالب اینکه شکنجه گران خود را سرباز گمنام امام زمان مینامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحشهای رکیک جنسی میدادند و ایشان راهم کتک میزدند اما از شکنجهی جسمی بدتر، شکنجه های روانی بود.
مسئله دوم که برای من و خانوادهام بسیار بسیار مهمتر از شکنجههای جسمی و روحی ست بحث «شنودِ» مکالمات تلفنی بنده و خانوادهام توسط دستگاه اطلاعاتی شماست."
لذا جناب آقای علوی اینجانب اسماعیل بخشی برای شنیدن پاسخ هایتان شما را به یک مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی دعوت میکنم.
"جناب آقای علوی در ۲۵ روزی که ناعادلانه در بازداشت وزارت اطلاعات بودم مصائب و رنجهایی بر من تحمیل شد که هنوز از شرّ آنها خلاص نشدم و برای رهایی از آنها به داروهای اعصاب و روان پناه آوردهام، اما در این مدت دو پرسش اساسی مثل خُره مغز مرا درگیر خود کرده است که پاسخ دهندهی اصلی آنها فقط شخص شما میباشید و این حق بنده و ملت شریف ایران است که پاسخ این پرسشها را بدانیم.
جالب اینکه شکنجه گران خود را سرباز گمنام امام زمان مینامیدند اما به بنده و خانم قلیان انواع اقسام فحشهای رکیک جنسی میدادند و ایشان راهم کتک میزدند اما از شکنجهی جسمی بدتر، شکنجه های روانی بود.
مسئله دوم که برای من و خانوادهام بسیار بسیار مهمتر از شکنجههای جسمی و روحی ست بحث «شنودِ» مکالمات تلفنی بنده و خانوادهام توسط دستگاه اطلاعاتی شماست."
لذا جناب آقای علوی اینجانب اسماعیل بخشی برای شنیدن پاسخ هایتان شما را به یک مناظره در یک برنامه زنده تلویزیونی دعوت میکنم.
گزارشی از زندان رجایی شهر سالن بند چهار زندانیان سیاسی.
در حالی که زندان رجایی شهر در دامنه کوه قرار دارد وبسیار سرد میباشد , این زندان و به خصوص بند چهارم که مربوط به نگهداری زندانیان سیاسی است فاقد لوازم گرم کننده و استانداردهای معمول میباشد,مسیولین زندان از دادن لباس گرم که از طرف خانواده هر فصل به زندان تحویل داده میشده خودداری کرده اند ولوازم گرمایشی ندارند واکثرا آنها از بیماری رنج می برند
این دستور از طرف رییس زندان رجایی شهر غلامرضا ضیایی که یکی از عوامل اطلاعات سپاه میباشد.
@cfppi
در حالی که زندان رجایی شهر در دامنه کوه قرار دارد وبسیار سرد میباشد , این زندان و به خصوص بند چهارم که مربوط به نگهداری زندانیان سیاسی است فاقد لوازم گرم کننده و استانداردهای معمول میباشد,مسیولین زندان از دادن لباس گرم که از طرف خانواده هر فصل به زندان تحویل داده میشده خودداری کرده اند ولوازم گرمایشی ندارند واکثرا آنها از بیماری رنج می برند
این دستور از طرف رییس زندان رجایی شهر غلامرضا ضیایی که یکی از عوامل اطلاعات سپاه میباشد.
@cfppi
Forwarded from اتچ بات
کوروش کرمپور دبیرِ و روزنامهنگار ، یکشنبه ۹ دیماه بازداشت شد.
كوروش كرمپور متولد ۱۱ تير ۱۳۵۵ دبیر آموزش و پرورش و صاحب امتياز و مدير مسؤول هفتهنامه يادگاری استان خوزستان می باشد.کمتر کسی از مردم خوزستان است که اهل ادبیات و هنر باشد و کرم پور را نشناسد.
از کتاب های منتشر شده این دبیر زندانی میتوان به کتاب "پرودرگارا ایران را به خاطر بسپار و صادره از آبادان اشاره کرد.
این دبیر زندانی موسس هفته نامه یادگاری بوده است.او پس از راه اندازی این نشریه فعالیت های مدنی خود را به شکلی موثر در شهر آبادان آغاز کرد.
کوروش کرم پور در دبیرستان های شهر آبادان ادبیات تدریس می کرد. در مهرماه سال جاری از تدریس در دبیرستان های آبادان منع و به دبیرستانی در اروندکنار منتقل شده بود.
او میخواست به واسطه اشعارش درد جامعه را بازگو کند و در این باره از واژه شعر مدنی استفاده می کرد. او معتقد بود جامعه فرهنگیان می توانند محور وحدت و سخنگوی جامعه معترضین باشد.
تعدادی لباس شخصی روز جمعه به منزل او واقع در خیابان “عروسیه” آبادان میروند اما کوروش در را باز نمیکند و بعد از خانه خارج میشود. ماموران روز بعد، یعنی شنبه دوباره به خانه او میروند. اینبار قفل در خانه کرمپور را میشکنند، همه جا را بازرسی میکنند و برخی از کتابها و دستنوشتههایش را با خودشان میبرند. کرمپور هنگام حمله ماموران در خانه نبوده و به سمت دادگاه در حرکت بوده است. در خیابان چند ماشین این نویسنده را احاطه میکنند و به شکلی وحشیانه او و یکی از دوستانش را بازداشت میکنند. این معلم زندانی هم اکنون در زندان اطلاعات شهر اهواز نگهداری می شود.
گفتوگوهای انتقادی با رسانههای خارج از کشور در حمایت از معلمان از جمله علل بازداشت این معلم برجسته عنوان می شود. کرمپور در بین خوزستانی ها بسیار محبوب است و بازداشت او با واکنشی گسترده بین اهالی ادب خوزستان و نیز دانش آموزانش مواجه شده است.
۱۴دی ماه۱۳۹۷
۴ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
كوروش كرمپور متولد ۱۱ تير ۱۳۵۵ دبیر آموزش و پرورش و صاحب امتياز و مدير مسؤول هفتهنامه يادگاری استان خوزستان می باشد.کمتر کسی از مردم خوزستان است که اهل ادبیات و هنر باشد و کرم پور را نشناسد.
از کتاب های منتشر شده این دبیر زندانی میتوان به کتاب "پرودرگارا ایران را به خاطر بسپار و صادره از آبادان اشاره کرد.
این دبیر زندانی موسس هفته نامه یادگاری بوده است.او پس از راه اندازی این نشریه فعالیت های مدنی خود را به شکلی موثر در شهر آبادان آغاز کرد.
کوروش کرم پور در دبیرستان های شهر آبادان ادبیات تدریس می کرد. در مهرماه سال جاری از تدریس در دبیرستان های آبادان منع و به دبیرستانی در اروندکنار منتقل شده بود.
او میخواست به واسطه اشعارش درد جامعه را بازگو کند و در این باره از واژه شعر مدنی استفاده می کرد. او معتقد بود جامعه فرهنگیان می توانند محور وحدت و سخنگوی جامعه معترضین باشد.
تعدادی لباس شخصی روز جمعه به منزل او واقع در خیابان “عروسیه” آبادان میروند اما کوروش در را باز نمیکند و بعد از خانه خارج میشود. ماموران روز بعد، یعنی شنبه دوباره به خانه او میروند. اینبار قفل در خانه کرمپور را میشکنند، همه جا را بازرسی میکنند و برخی از کتابها و دستنوشتههایش را با خودشان میبرند. کرمپور هنگام حمله ماموران در خانه نبوده و به سمت دادگاه در حرکت بوده است. در خیابان چند ماشین این نویسنده را احاطه میکنند و به شکلی وحشیانه او و یکی از دوستانش را بازداشت میکنند. این معلم زندانی هم اکنون در زندان اطلاعات شهر اهواز نگهداری می شود.
گفتوگوهای انتقادی با رسانههای خارج از کشور در حمایت از معلمان از جمله علل بازداشت این معلم برجسته عنوان می شود. کرمپور در بین خوزستانی ها بسیار محبوب است و بازداشت او با واکنشی گسترده بین اهالی ادب خوزستان و نیز دانش آموزانش مواجه شده است.
۱۴دی ماه۱۳۹۷
۴ژانویه ۲۰۱۹
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
Telegram
attach 📎
🌍 در حمایت از کیفرخواست اسماعیل بخشی علیه شکنجه و زندان
پرچم اعتراضی "من هم شکنجه شدم" و "ما همه اسماعیل بخشی هستیم" را برافرازیم!
اسماعیل بخشی نماینده شجاع، جسور و محبوب کارگران نیشکر هفت تپه با انتشار نامه سرگشادهای وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را به مناظره تلویزیونی فراخواند. افکار عمومی جهان او را به دلیل رهبری شجاعانه و پایداری و دفاع از حقوق کارگران هفتتپه بخوبی میشناسد. میداند که چرا او ودیگر رهبران اعتراضی را دستگیر و در زندان شدیدا شکنجه کردهاند! اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است.
اینک اسماعیل بخشی صدای اعتراض بیشمار زندانیانی است که در زندانها و سیاهچالهای حکومت اسلامی، وحشیانه شکنجه شدهاند. با پرونده سازی و پاپوش دوزی در دادگاههای فرمایشی با اعلام امنیتی کردن با زندان و شلاق سرکوب شدهاند.
این کیفر خواست یک پیشروی عظیم در جدال کارگران، معلمان و دانشجویان و مردم معترضی است که بخاطر دفاع از زندگی و معیشتشان و در دفاع از انسانیت جنگیدهاند!
دستگیری و شکنجه و زندان ابزار همیشگی رژیم اسلامی در سرکوب حق طلبی جامعه بوده است. اسماعیل بخشی پرچم اعتراض به شکنجه و زندان را برافراشته است. نامه سرگشاده اسماعیل بخشی، پلاتفرم کارزاری سراسری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی و همه فعالان اعتراضات اجتماعی است. تاکیدی بر این واقعیت است که جمهوری اسلامی حکومت سرکوب و جنایت سازمان یافته است. تأکید مستقیم براین است که همه نهادهای بینالمللی از جمله سازمان جهانی کار میبایست در جمهوری اسلامی را به همین جرم اخراج کنند!
دوره قلدری جمهوری اسلامی به پایان رسیده است. قدرت اعتراضی مبارزات جاری امنیتی کردن مبارزات و خواستهای کارگران را متوقف خواهد کرد و به پرونده سازی و پاپوش دوزی دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی هم خاتمه خواهد داد. ایجاد تشکهای مستقل کارگری، برپایی اعتصاب و اجتماع و تظاهرات حق پایهای مردم است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از اقدام جسورانه اسماعیل بخشی پشتیبانی میکند و از تمام تشکلهای کارگری، معلمین و مردم آزادیخواه و انساندوست میخواهد یکپارچه از این کیفرخواست با پیوستن به کارزار "من هم شکنجه شدم" و "ما همه اسماعیل بخشی هستیم"، دفاع کنند. این عرصهای تاریخ ساز در اعتراضات مردم برای بزیر کشیدن حکومت اسلامی است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۴ دیماه ۱۳۹۷
۴ ژانویه ۲۰۱۹
پرچم اعتراضی "من هم شکنجه شدم" و "ما همه اسماعیل بخشی هستیم" را برافرازیم!
اسماعیل بخشی نماینده شجاع، جسور و محبوب کارگران نیشکر هفت تپه با انتشار نامه سرگشادهای وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی را به مناظره تلویزیونی فراخواند. افکار عمومی جهان او را به دلیل رهبری شجاعانه و پایداری و دفاع از حقوق کارگران هفتتپه بخوبی میشناسد. میداند که چرا او ودیگر رهبران اعتراضی را دستگیر و در زندان شدیدا شکنجه کردهاند! اسماعیل بخشی شکنجههای اعمال شده نسبت به خود و همه فعالان اجتماعی را به پرچم اعتراضی چالش دستگاه سرکوب و زندان و شکنجه جمهوری اسلامی بدل کرده است.
اینک اسماعیل بخشی صدای اعتراض بیشمار زندانیانی است که در زندانها و سیاهچالهای حکومت اسلامی، وحشیانه شکنجه شدهاند. با پرونده سازی و پاپوش دوزی در دادگاههای فرمایشی با اعلام امنیتی کردن با زندان و شلاق سرکوب شدهاند.
این کیفر خواست یک پیشروی عظیم در جدال کارگران، معلمان و دانشجویان و مردم معترضی است که بخاطر دفاع از زندگی و معیشتشان و در دفاع از انسانیت جنگیدهاند!
دستگیری و شکنجه و زندان ابزار همیشگی رژیم اسلامی در سرکوب حق طلبی جامعه بوده است. اسماعیل بخشی پرچم اعتراض به شکنجه و زندان را برافراشته است. نامه سرگشاده اسماعیل بخشی، پلاتفرم کارزاری سراسری برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی و همه فعالان اعتراضات اجتماعی است. تاکیدی بر این واقعیت است که جمهوری اسلامی حکومت سرکوب و جنایت سازمان یافته است. تأکید مستقیم براین است که همه نهادهای بینالمللی از جمله سازمان جهانی کار میبایست در جمهوری اسلامی را به همین جرم اخراج کنند!
دوره قلدری جمهوری اسلامی به پایان رسیده است. قدرت اعتراضی مبارزات جاری امنیتی کردن مبارزات و خواستهای کارگران را متوقف خواهد کرد و به پرونده سازی و پاپوش دوزی دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی هم خاتمه خواهد داد. ایجاد تشکهای مستقل کارگری، برپایی اعتصاب و اجتماع و تظاهرات حق پایهای مردم است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از اقدام جسورانه اسماعیل بخشی پشتیبانی میکند و از تمام تشکلهای کارگری، معلمین و مردم آزادیخواه و انساندوست میخواهد یکپارچه از این کیفرخواست با پیوستن به کارزار "من هم شکنجه شدم" و "ما همه اسماعیل بخشی هستیم"، دفاع کنند. این عرصهای تاریخ ساز در اعتراضات مردم برای بزیر کشیدن حکومت اسلامی است.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
۱۴ دیماه ۱۳۹۷
۴ ژانویه ۲۰۱۹
Forwarded from اتچ بات
نامه گلرخ ایرایی از زندان اوین
زندانی سیاسی بند زنان زندان اوین گلرخ ایرایی در پیامی از زندان اوین با تاکید بر ایستادن چنین می گوید:
«ایستادهایم و مصریم بر احقاق حقمان در این روزهای پر التهاب که پاسخ اعتراض را به حبس و شکنجه و ترور و اعدام خواهند داد، ” ز ژرفِ آتش و خون، به صبح توده نوید خواهیم داد، رهایی خلق ایران را ، که نبرد ما را آیین است، حتی اگر کهکشان فردایش ز خون مان و ز سرخِ چهر هامان آذین بندد” نقاب تزویر و ریای مکارانه به زیر افکنده شد.»
ایستادیم. کشته دادیم و ماندیم. سفره های بی نان گشودیم و ادامه دادیم. بر گور قلم، سرودآزادی خواندیم و از پای ننشستیم و حال بر دیوار لرزان و پایه های ارتجاع می کوبیم. تا لرزشی دوباره. تا عمیق تر شدن ترک های افتاده بر پیکر استبداد ایستادهایم حتی اگر دشنه ی زهرآگین دژخیم، پهلویمان را دریده قصد جان مان را کنند.
ایستادهایم در کنار کارگرانی که حقوق معوقه شان مرز ماه و سال را درنوردیده است. ایستادهایم با رانندگانی که هراسی از شاخ و شانه کشیدن های او که خود را قاضیالقضات میخواند به دل راه ندادهاند و مصرند بر احقاق حقوق پایمال شده شان.ایستادهایم با معلمان در بند ۹۷
دانشآموزان شان مهر دیگری را بی آنان آغاز کردهاند.
با کولبران کردستان هدف گلوله ی کین قرار گرفتیم و با فعالان محیط زیست به آتش کشیده شدیم. با کودکان بلوچ در کپرها کلاس درس برپا نمودیم و دستان یخ زده مان را در تصور کانکسهای وعده داده شده به مردم زلزله زده کرمانشاه گرم نمودیم.
با مسکن مهر آوار شدیم. و با اندوختههای مالی کشور ته کشدیم. با خوزستان ریهها را از ریزگردها پر کردیم و با دراویش تن به باتوم و سر به دار دادیم.
با دهه ی شصت در دشت بی فرهنگی خود غوطه خوردیم و بر تن داریم هنوز ترکه ی بیداد آن را. با قتل های زنجیرهای کاردآجین شدیم و با قیام اعتراضی هشتاد و هشت طعم فریب را چشیدیم و به خانههایمان کشانده شدیم.
با اقلیت های مذهبی از حقوق شهروندی محروم ماندیم و گورستان هایمان زیرو رو شد و به بند کشیده شدیم و وادار به جلای وطن گردیدیم.با هزاران هم وطن در دردی مشترک به تماشا نشستیم مصادره ی اموال هموطنانمان را.
با دختران شین آبادزجر کشیدیم و در اردوهای دانش آموزی دست و پای مان را از دست داده روانه ی بیمارستان و گورستان شدیم. در کوی دانشگاه قلع و قمع شدیم و ناپدید شدیم و به زنجیر کشیده شدیم. تاوان خالی بودن صندوق های ارزی کشور و به یغما رفتن بودجه و اقتصاد ورشکسته و صعود حیرت آور تورم افسار گسیخته و نوسانات بازار را به سیلی و سرخی گونه پرداختیم و در نمایش چند دقیقه ای رسانه ای، داستان کهنه و نخ نما را به تماشا نشستیم و با وعده ی اعدام قربانیان دست چین شده، بر این تراژدی تلخ و تکراری اندوهگین شدیم.
تاب آوردیم ناتوانی و عدم مدیریتی فاحش را که ختم شد به فقر و خفقان و بدنامی بینالمللی و سرافکندگی و رسوایی و تنزلمان داد به پایین ترین رتبه های سربلندی و نائل مان نمود به اوج قله های فساد و فحشا و فقر فرهنگی. تاب آوردیم جا ماندن لنگه کفش های سفاهت را بر دیوار سفارت این کشور و آن کشور که حال به تلنگری شان دچار بحران میگردیم. به نام تروریست و منافق و داعشی و لامذهب سر به دار شدیم و تفتیش عقاید شدیم و محروم از حق تحصیل.
اما همچنان پیگیر ماندیم بر خواسته های برحق مان – تا آزاد شدن فعالیت احزاب، اصناف و اتحادیه ها – تا توقف اعدام – تا آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی – تا شکسته شدن فضای انحصاری رسانهها – تا برچیده شن دادگاههای فرمایشی و پایان دادن به خفقان و فضای امنیتی حاکم بر جامعه – و تا توقف خصوصی سازی ها و بازگرداندن اموال فرودستان از جیبهای غیر بر سر سفره شان حتی اگر دوباره و دوباره به زنجیرمان کشند ایستادهایم و مصریم بر احقاق حقمان در این روزهای پر التهاب که پاسخ اعتراض را به حبس و شکنجه و ترور و اعدام خواهند داد، ” ز ژرفِ آتش و خون، به صبح توده نوید خواهیم داد، رهایی خلق ایران را ، که نبرد ما را آیین است، حتی اگر کهکشان فردایش ز خون مان و ز سرخِ چهر هامان آذین بندد” نقاب تزویر و ریای مکارانه به زیر افکنده شد.
باشد که تاج استبداد در هم شکنیم.
گلرخ ابراهیمی ایرایی – بند زنان زندان اوین – ۱۴ دیماه ۹۷
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
زندانی سیاسی بند زنان زندان اوین گلرخ ایرایی در پیامی از زندان اوین با تاکید بر ایستادن چنین می گوید:
«ایستادهایم و مصریم بر احقاق حقمان در این روزهای پر التهاب که پاسخ اعتراض را به حبس و شکنجه و ترور و اعدام خواهند داد، ” ز ژرفِ آتش و خون، به صبح توده نوید خواهیم داد، رهایی خلق ایران را ، که نبرد ما را آیین است، حتی اگر کهکشان فردایش ز خون مان و ز سرخِ چهر هامان آذین بندد” نقاب تزویر و ریای مکارانه به زیر افکنده شد.»
ایستادیم. کشته دادیم و ماندیم. سفره های بی نان گشودیم و ادامه دادیم. بر گور قلم، سرودآزادی خواندیم و از پای ننشستیم و حال بر دیوار لرزان و پایه های ارتجاع می کوبیم. تا لرزشی دوباره. تا عمیق تر شدن ترک های افتاده بر پیکر استبداد ایستادهایم حتی اگر دشنه ی زهرآگین دژخیم، پهلویمان را دریده قصد جان مان را کنند.
ایستادهایم در کنار کارگرانی که حقوق معوقه شان مرز ماه و سال را درنوردیده است. ایستادهایم با رانندگانی که هراسی از شاخ و شانه کشیدن های او که خود را قاضیالقضات میخواند به دل راه ندادهاند و مصرند بر احقاق حقوق پایمال شده شان.ایستادهایم با معلمان در بند ۹۷
دانشآموزان شان مهر دیگری را بی آنان آغاز کردهاند.
با کولبران کردستان هدف گلوله ی کین قرار گرفتیم و با فعالان محیط زیست به آتش کشیده شدیم. با کودکان بلوچ در کپرها کلاس درس برپا نمودیم و دستان یخ زده مان را در تصور کانکسهای وعده داده شده به مردم زلزله زده کرمانشاه گرم نمودیم.
با مسکن مهر آوار شدیم. و با اندوختههای مالی کشور ته کشدیم. با خوزستان ریهها را از ریزگردها پر کردیم و با دراویش تن به باتوم و سر به دار دادیم.
با دهه ی شصت در دشت بی فرهنگی خود غوطه خوردیم و بر تن داریم هنوز ترکه ی بیداد آن را. با قتل های زنجیرهای کاردآجین شدیم و با قیام اعتراضی هشتاد و هشت طعم فریب را چشیدیم و به خانههایمان کشانده شدیم.
با اقلیت های مذهبی از حقوق شهروندی محروم ماندیم و گورستان هایمان زیرو رو شد و به بند کشیده شدیم و وادار به جلای وطن گردیدیم.با هزاران هم وطن در دردی مشترک به تماشا نشستیم مصادره ی اموال هموطنانمان را.
با دختران شین آبادزجر کشیدیم و در اردوهای دانش آموزی دست و پای مان را از دست داده روانه ی بیمارستان و گورستان شدیم. در کوی دانشگاه قلع و قمع شدیم و ناپدید شدیم و به زنجیر کشیده شدیم. تاوان خالی بودن صندوق های ارزی کشور و به یغما رفتن بودجه و اقتصاد ورشکسته و صعود حیرت آور تورم افسار گسیخته و نوسانات بازار را به سیلی و سرخی گونه پرداختیم و در نمایش چند دقیقه ای رسانه ای، داستان کهنه و نخ نما را به تماشا نشستیم و با وعده ی اعدام قربانیان دست چین شده، بر این تراژدی تلخ و تکراری اندوهگین شدیم.
تاب آوردیم ناتوانی و عدم مدیریتی فاحش را که ختم شد به فقر و خفقان و بدنامی بینالمللی و سرافکندگی و رسوایی و تنزلمان داد به پایین ترین رتبه های سربلندی و نائل مان نمود به اوج قله های فساد و فحشا و فقر فرهنگی. تاب آوردیم جا ماندن لنگه کفش های سفاهت را بر دیوار سفارت این کشور و آن کشور که حال به تلنگری شان دچار بحران میگردیم. به نام تروریست و منافق و داعشی و لامذهب سر به دار شدیم و تفتیش عقاید شدیم و محروم از حق تحصیل.
اما همچنان پیگیر ماندیم بر خواسته های برحق مان – تا آزاد شدن فعالیت احزاب، اصناف و اتحادیه ها – تا توقف اعدام – تا آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی – تا شکسته شدن فضای انحصاری رسانهها – تا برچیده شن دادگاههای فرمایشی و پایان دادن به خفقان و فضای امنیتی حاکم بر جامعه – و تا توقف خصوصی سازی ها و بازگرداندن اموال فرودستان از جیبهای غیر بر سر سفره شان حتی اگر دوباره و دوباره به زنجیرمان کشند ایستادهایم و مصریم بر احقاق حقمان در این روزهای پر التهاب که پاسخ اعتراض را به حبس و شکنجه و ترور و اعدام خواهند داد، ” ز ژرفِ آتش و خون، به صبح توده نوید خواهیم داد، رهایی خلق ایران را ، که نبرد ما را آیین است، حتی اگر کهکشان فردایش ز خون مان و ز سرخِ چهر هامان آذین بندد” نقاب تزویر و ریای مکارانه به زیر افکنده شد.
باشد که تاج استبداد در هم شکنیم.
گلرخ ابراهیمی ایرایی – بند زنان زندان اوین – ۱۴ دیماه ۹۷
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
Telegram
attach 📎
محمدعلی جداری فروغی:
🔴دستگیری «محمدرضا نعمتپور» در اهواز/ از آزادی هفت کارگر بازداشتی فولاد اهواز خبری نیست
وکیل کارگران گروه ملی فولاد ایران از بازداشت یک کارگر دیگر در مجتمع فولاد خبر داد.
محمدعلی جداری فروغی (وکیل برخی کارگران گروه ملی فولاد ایران) از بازداشت یکی دیگر از کارگران این مجتمع خبر داد.
این وکیل دادگستری گفت: «محمدرضا نعمتپور» از کارگران گروه ملی فولاد ایران، در شبهای گذشته در محل مسکونی خود بازداشت شد.
وی با بیان اینکه در حال حاضر، هشت کارگر گروه ملی فولاد در بازداشت به سر میبرند، افزود: علیرغم وعدههای مکرر، هنوز خبری از آزادی این کارگران نیست.
جداری فروغی تاکید کرد: از همه مجاری قانونی برای آزادی این کارگران تلاش خواهم کرد.
در جریان تجمعات کارگران گروه ملی فولاد ایران، چهل و سه کارگر بازداشت شدند؛ همه این کارگران به جز هفت نفر به علاوه محمد رضا نعمت پور با قرار کفالت آزاد شدهاند.
@cfppi
🔴دستگیری «محمدرضا نعمتپور» در اهواز/ از آزادی هفت کارگر بازداشتی فولاد اهواز خبری نیست
وکیل کارگران گروه ملی فولاد ایران از بازداشت یک کارگر دیگر در مجتمع فولاد خبر داد.
محمدعلی جداری فروغی (وکیل برخی کارگران گروه ملی فولاد ایران) از بازداشت یکی دیگر از کارگران این مجتمع خبر داد.
این وکیل دادگستری گفت: «محمدرضا نعمتپور» از کارگران گروه ملی فولاد ایران، در شبهای گذشته در محل مسکونی خود بازداشت شد.
وی با بیان اینکه در حال حاضر، هشت کارگر گروه ملی فولاد در بازداشت به سر میبرند، افزود: علیرغم وعدههای مکرر، هنوز خبری از آزادی این کارگران نیست.
جداری فروغی تاکید کرد: از همه مجاری قانونی برای آزادی این کارگران تلاش خواهم کرد.
در جریان تجمعات کارگران گروه ملی فولاد ایران، چهل و سه کارگر بازداشت شدند؛ همه این کارگران به جز هفت نفر به علاوه محمد رضا نعمت پور با قرار کفالت آزاد شدهاند.
@cfppi
Forwarded from اتچ بات
🔴نامه انتقادی پیام شکیبا زندانی سیاسی محبوس در زندان گوهردشت کرج.
ᐸᐸحق با مشتری است>>
بعد از حادثه اسفناک واژگونی اتوبوس دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران و جان باختن ده نفر از دانشجویان و عدم پاسخگویی مسئولین مربوطه و حضور توام با تاخیر ۵ روزه یکی از مسئولین این دانشگاه که با تمام تواضع و اخلاق بورژوامابانه و نخبه گرایانه اش در حق دادن به مشتری و اظهارات دادستان کل رژیم مبنی بر ابراز نگرانی از سوء استفاده دشمن از این ماجرا و شکست سناریوی سکته راننده و خطای فردی،مدام این سوال اساسی به ذهن متبادر میشود که فی الواقع ریشه های این نگرش به غایت ضدبشری و سیستماتیک مسئولین رژیم از کجا ناشی میشود و چه پیش زمینه هایی دارد و تا به کی باید شاهد این حوادث بود.لذا در این مقاله با توجه به بضاعت اندک نویسنده سعی میشود پاسخی کوتاه و ناقص به این سوال داده شود.
اگر عنصر هدایت از بیرون و نقش پیشتاز را در نظر نگیریم بنظر مارکس در ایدئولوژی آلمانی کاملا درست میگوید که در سرمایه داری شخصیت را روابط طبقاتی کاملا معینی شکل میدهد و تعیین میکند یعنی اینکه هر فرد چون در جامعه کارهای معینی را انجام میدهد خصلت ها و منافع و عادات معینی پیدا میکند و افراد بدون این گونه سازگاری با نیازهای شغلی خاص خود نمیتوانند کار زیادی صورت دهند.فی الواقع هر سرمایه داری که نتواند در رقابت پیروز شود یا از کسی پیشی بگیرد مدت زیادی سرمایه دار نخواهد ماند و کارگری هم که مایل به فرمان بردن نباشد اغلب بیکار می ماند به این ترتیب شخصیت ما دست پخت محیط کار ماست و این یکی از واقعیت های تلخ سرمایه داری است که آزادی را محدود میکند و نمیگذارد که انسانها همان چیزی باشند که خود انتخاب میکنند.از طرف دیگر بدبختی و مصیبت وقتی مضاعف میشود که بر این مناسبات مادی و اقتصادی چتری سیاسی با خصلت فاشیستی نیز حاکم شود زیرا در حکومتهای فاشیستی حکومت مظهر اخلاق مطلق و اراده کلی است و همه امور و فعالیتهای انسانی بطور مشروع در حیطه اقتدار حکومت است و حکومت مدعی نظارت بر کل ابعاد زندگی اجتماعی است و وظیفه انسان نه اندیشه،بلکه وفاداری کلی و عملی به حکومت است و اصل پیشوایی،حزب فقط حزب واحد،توده غیر سیاسی و بدون تشکل و سازمانیابی،جنگ طلبی و دشمن تراشی،سرکوب مخالفان،کنترل ایدئولوژیک بر جامعه،ایجاد رعب و وحشت و سیاست النصر بالرعب،کنترل رسانه های گروهی و سانسور و بکارگیری گروههای شبه نظامی و استفاده گسترده از نیروهای امنیتی و پلیسی و خویش برتر بینی ویژگی های بارز ان میباشد.لذا با این زمینه مادی و ایدئولوژیک حکومت ها همواره بدنبال ایجاد نهادهای مطلوب خویش اند و از این منظر بی گمان دانشگاه آزاد اسلامی یکی از ایدئولوژیک ترین نهادهای فاشیسم دینی حاکم بر ایران است.دانشگاهی که در سال ۶۱ بعد از کودتای موسوم به انقلاب فرهنگی به پیشنهاد هاشمی رفسنجانی و با حمایت تام و تمام رهبر وقت جمهوری اسلامی شروع به کار کرد و در هیات موسس ان رییس جمهور وقت،نخست وزیر وقت،رییس مجلس وقت و فرزند رهبر جمهوری اسلامی با تمام امکانات حکومتی دست اندرکار ایجاد دانشگاهی طراز حکومت نو پا شدند.حکومت با نشانه گیری طبقه متوسط و عمدتا سنتی ان روزگار نهاد آموزشی_ایدئولوژیک و بنگاهی اقتصادی ایجاد نمود که نه تنها هزینه هایش باری بر دوش حکومت نبود بلکه به شدت سود آور نیز بود و میبایست به لحاظ سیاسی و اجتماعی محیطی یکدست و مطابق با استاندارهای رژیم فارغ از دردسرهای دانشگاههای دولتی و فضای سیاسی ملتهب آن ایجاد کند تا دانشجویان و دانش آموخته های ان نیروهای متعهد و متخصصی باشند غیر سیاسی و وفادار به ایدئولوژی و دستگاه هیات حاکمه.بی گمان نهاد دانشگاه آزاد اسلامی نماد نگاه آمرانه و از بالا و کالایی و امنیتی و مخلوق تمامیت جمهوری اسلامی است.هرچند بعد از گذشت ۳۶ سال از تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی این نهاد به یک امپراطوری اقتصادی- مافیایی با بیش از ۴۴۰ واحد دانشگاهی در داخل کشور و چندین واحد در کشورهایی نظیر افغانستان،لبنان،امارات عربی و انگلستان و هزاران کارمند و استاد تبدیل شده است و سرمایه ای هزاران میلیارد تومانی را دارا هست ولی به نظر می رسد در وظیفه اصلی،ذاتی و ایدئولوژیک خویش به مانند تمامیت فاشیسم دینی با تمام جناح ها و دسته بندی هایش شکست خورده و صدای اعتراض و خیزش دانشجویان این دانشگاه هم جهت با سایر دانشجویان در حمایت از سایر اقشار تحت ستم و استثمار شده در پیوند با قیام و مقاومت سراسری مردم ایران روز به روز بلندتر و رساتر به گوش می رسد.
پیام شکیبا
چهارشنبه ۱۲ دی ۹۷
زندان گوهردشت کرج
لینک کانال ما در تلگرام👇👇👇👇
@cfppi
ᐸᐸحق با مشتری است>>
بعد از حادثه اسفناک واژگونی اتوبوس دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران و جان باختن ده نفر از دانشجویان و عدم پاسخگویی مسئولین مربوطه و حضور توام با تاخیر ۵ روزه یکی از مسئولین این دانشگاه که با تمام تواضع و اخلاق بورژوامابانه و نخبه گرایانه اش در حق دادن به مشتری و اظهارات دادستان کل رژیم مبنی بر ابراز نگرانی از سوء استفاده دشمن از این ماجرا و شکست سناریوی سکته راننده و خطای فردی،مدام این سوال اساسی به ذهن متبادر میشود که فی الواقع ریشه های این نگرش به غایت ضدبشری و سیستماتیک مسئولین رژیم از کجا ناشی میشود و چه پیش زمینه هایی دارد و تا به کی باید شاهد این حوادث بود.لذا در این مقاله با توجه به بضاعت اندک نویسنده سعی میشود پاسخی کوتاه و ناقص به این سوال داده شود.
اگر عنصر هدایت از بیرون و نقش پیشتاز را در نظر نگیریم بنظر مارکس در ایدئولوژی آلمانی کاملا درست میگوید که در سرمایه داری شخصیت را روابط طبقاتی کاملا معینی شکل میدهد و تعیین میکند یعنی اینکه هر فرد چون در جامعه کارهای معینی را انجام میدهد خصلت ها و منافع و عادات معینی پیدا میکند و افراد بدون این گونه سازگاری با نیازهای شغلی خاص خود نمیتوانند کار زیادی صورت دهند.فی الواقع هر سرمایه داری که نتواند در رقابت پیروز شود یا از کسی پیشی بگیرد مدت زیادی سرمایه دار نخواهد ماند و کارگری هم که مایل به فرمان بردن نباشد اغلب بیکار می ماند به این ترتیب شخصیت ما دست پخت محیط کار ماست و این یکی از واقعیت های تلخ سرمایه داری است که آزادی را محدود میکند و نمیگذارد که انسانها همان چیزی باشند که خود انتخاب میکنند.از طرف دیگر بدبختی و مصیبت وقتی مضاعف میشود که بر این مناسبات مادی و اقتصادی چتری سیاسی با خصلت فاشیستی نیز حاکم شود زیرا در حکومتهای فاشیستی حکومت مظهر اخلاق مطلق و اراده کلی است و همه امور و فعالیتهای انسانی بطور مشروع در حیطه اقتدار حکومت است و حکومت مدعی نظارت بر کل ابعاد زندگی اجتماعی است و وظیفه انسان نه اندیشه،بلکه وفاداری کلی و عملی به حکومت است و اصل پیشوایی،حزب فقط حزب واحد،توده غیر سیاسی و بدون تشکل و سازمانیابی،جنگ طلبی و دشمن تراشی،سرکوب مخالفان،کنترل ایدئولوژیک بر جامعه،ایجاد رعب و وحشت و سیاست النصر بالرعب،کنترل رسانه های گروهی و سانسور و بکارگیری گروههای شبه نظامی و استفاده گسترده از نیروهای امنیتی و پلیسی و خویش برتر بینی ویژگی های بارز ان میباشد.لذا با این زمینه مادی و ایدئولوژیک حکومت ها همواره بدنبال ایجاد نهادهای مطلوب خویش اند و از این منظر بی گمان دانشگاه آزاد اسلامی یکی از ایدئولوژیک ترین نهادهای فاشیسم دینی حاکم بر ایران است.دانشگاهی که در سال ۶۱ بعد از کودتای موسوم به انقلاب فرهنگی به پیشنهاد هاشمی رفسنجانی و با حمایت تام و تمام رهبر وقت جمهوری اسلامی شروع به کار کرد و در هیات موسس ان رییس جمهور وقت،نخست وزیر وقت،رییس مجلس وقت و فرزند رهبر جمهوری اسلامی با تمام امکانات حکومتی دست اندرکار ایجاد دانشگاهی طراز حکومت نو پا شدند.حکومت با نشانه گیری طبقه متوسط و عمدتا سنتی ان روزگار نهاد آموزشی_ایدئولوژیک و بنگاهی اقتصادی ایجاد نمود که نه تنها هزینه هایش باری بر دوش حکومت نبود بلکه به شدت سود آور نیز بود و میبایست به لحاظ سیاسی و اجتماعی محیطی یکدست و مطابق با استاندارهای رژیم فارغ از دردسرهای دانشگاههای دولتی و فضای سیاسی ملتهب آن ایجاد کند تا دانشجویان و دانش آموخته های ان نیروهای متعهد و متخصصی باشند غیر سیاسی و وفادار به ایدئولوژی و دستگاه هیات حاکمه.بی گمان نهاد دانشگاه آزاد اسلامی نماد نگاه آمرانه و از بالا و کالایی و امنیتی و مخلوق تمامیت جمهوری اسلامی است.هرچند بعد از گذشت ۳۶ سال از تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی این نهاد به یک امپراطوری اقتصادی- مافیایی با بیش از ۴۴۰ واحد دانشگاهی در داخل کشور و چندین واحد در کشورهایی نظیر افغانستان،لبنان،امارات عربی و انگلستان و هزاران کارمند و استاد تبدیل شده است و سرمایه ای هزاران میلیارد تومانی را دارا هست ولی به نظر می رسد در وظیفه اصلی،ذاتی و ایدئولوژیک خویش به مانند تمامیت فاشیسم دینی با تمام جناح ها و دسته بندی هایش شکست خورده و صدای اعتراض و خیزش دانشجویان این دانشگاه هم جهت با سایر دانشجویان در حمایت از سایر اقشار تحت ستم و استثمار شده در پیوند با قیام و مقاومت سراسری مردم ایران روز به روز بلندتر و رساتر به گوش می رسد.
پیام شکیبا
چهارشنبه ۱۲ دی ۹۷
زندان گوهردشت کرج
لینک کانال ما در تلگرام👇👇👇👇
@cfppi
Telegram
attach 📎