در قرچک از آب آشامیدنی، قاشق پلاستیکی، لیوان، میوه، لبنیات، غذا تا لباس و لوازم بهداشتی، همه میبایست از فروشگاهها با چند برابر قیمت و با کیفیتی نازل خریداری شود. هر چند هفته یک بار یک نوع میوه به میزان ناکافی میآید که حتی به همه کسانی که قصد خرید دارند هم نمیرسد.
حال تصور کنید برای گذراندن زندگی خیلی خیلی ساده چه چیزهایی لازم است و کسانی که هیچ واریزی ندارند از کجا باید مایحتاج خود را تأمین کنند؟! اینجاست که زنی که به خاطر دعوا با مادر شوهر زندانی شده دزد هم میشود.
بهداشت در تمام این زندان امری است فاقد معنا. جایی بدون خون استفراغ و … قابل رؤیت نیست. آب تمام زندان شور است و در هر بند فقط یک شیر آب شیرین مخصوص آشامیدن وجود دارد که البته بیشتر از آب شور آسیب زننده است. زندانیان اغلب حتی یک دندان سالم هم ندارند و دچار ورم شدید شکم و دست و پا هستند. هزینه خدماتی چون دندانپزشکی با زندانی است و سایر خدمات پزشکی یا موجود نیست یا باشد هم خیلی کند و همراه با توهین و تحقیر است و خلاصه میشود در قرصهای خوابآور شدید و متادون.
از آنجایی که این زندان پیشتر محل پرورش دام و طیور بوده است، جایی نیست که از انواع موش و حشرات و کرمهای خاکی در امان باشد، حتی در غذاها آثاری از آنان مشهود است. همچنین در هیچ کجای این زندان نمیشود بدون بوی شدید فاضلاب و گاز سمی که از چاهها خارج میشود، نفس کشید، صبحها از شدت این گاز بدبو صدای سرفه نشانه بیدار باش است و احساس خفگی همه گیر است. به همین دلیل اکثراً دچار مشکلات ریوی شدهاند.
غذای زندانیان نیز عاری از هر نوع گوشت و پروتئین است. کنجاله (سویای دامی) جایگزین مواد پروتئینی است و غذاهای بیرنگ و بیبو و سرد مدام در ظروف یک بار مصرف تکرار میشوند. بسیاری سالهاست که حتی یک لیوان چای ننوشیدهاند، چرا که آب جوش یافت نمیشود، تا آب جوش به دست زندانیان برسد از آبهای قطب شمال و جنوب هم سردتر است و پر از رسوب و البته شور.
سنگ و عفونت کلیه از رایجترین بیماریها در زندان است. اغلب زندانیان غذای کنسروی و نیمهپخته فروشگاه را به غذای بیکیفیت و مضر زندان ترجیح میدهند، حال آنان که این کنسروها میبایست حداقل ۲۰ دقیقه در آب بجوشند، اما از آنجایی که امکان آن هم وجود ندارد سرطان هم رایج شده است.
سالهاست مسئولین میخواهند گرمخانههایی در زندان راه بیندازند که بشود آب جوشاند و غذا گرم کرد، اما فعلاً مسئولین مشغولاند! باید جیبهای خود را از پولهایی که خیرین برای زندانیان میپردازند پر کنند!
نوروز ۹۷ حتی به اندک آجیلی که خیرین فراهم کرده و به هر زندانی به اغراق به اندازه یک مشت میرسید، رحم نکردند! اطراف زندان تا چشم کار میکند بیابان است اما زبالههای زندان را داخل میسوزانند که تمام دود و ذغال و تکههایی از مواد سوخته، اصلی جدا نشدنی از لباسها و سر و صورت و ریه زندانیان شده است! پوشاک از زیر و رو باید خریداری شود، پوشاکی که پس از یک بار شستن تقریباً دیگر غیر قابل استفاده خواهد شد و چندین برابر قیمت است. اگر لباسی پاره شود حتی سوزن و نخی برای ترمیم نیست، البته هست ولی میبایست یک سوزن کج را از زندانیان دلال به قیمت ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان خرید. البته حال شاید با توجه به قیمت دلار افزایش هم یافته باشد. فندک هم به همین منوال، موجود است.
بسیاری به خاطر سالها استفاده از قاشق و ظروف پلاستیکی یک بار مصرف دچار بیماری گوارشی و ریه و … شدهاند که یک قاشق استیل و بشقاب را نیز به همین ترتیب میشود خریداری کرد. اینکه این وسایل چگونه موجود است، خیلی عجیب نیست، اینها پاداشی ست که رئیس داخلی زندان (سکینه شاه علی) با هماهنگی رئیس زندان (مهدی محمدی) به جاسوسان و مزدوران خود میدهد. کسانی که با اشاره آنها بر سر زندانیان دیگر خصوصاً سیاسی میریزند و کتکش میزنند (همان اتفاقی که برای خود ما رخ داد و حال برای دراویش تکرار میشود).
در بخشی به نام اشتغال تعدادی معدود از زندانیان صنایع دستی تولید میکنند؛ اما این صنایع که به قیمتهای گزاف فروخته میشوند، سود بسیار ناچیزی برای زندانی سازنده آن دارد.
در کتابخانه نیز تنها کتابهای موجود، رمانهای عاشقانه و کتابهای مذهبی و کتابهای انقلاب ۵۷ و جنگ ایران و عراق است. انقلاب و جنگی که ثمرهای جز وضعیت موجود نداشت و جا دارد به نویسنده این کتابها نظیر “معصومه آبادی” نویسنده “من زندهام”، گفته شود خوشا به حالت که در دست بعثیها اسیر بودی، چرا که شرایط تو به مراتب بهتر از کسانی بوده که حال در دست داعشیهای وطنی اسیرند.
بخش سوم نامه در کانال ما
حال تصور کنید برای گذراندن زندگی خیلی خیلی ساده چه چیزهایی لازم است و کسانی که هیچ واریزی ندارند از کجا باید مایحتاج خود را تأمین کنند؟! اینجاست که زنی که به خاطر دعوا با مادر شوهر زندانی شده دزد هم میشود.
بهداشت در تمام این زندان امری است فاقد معنا. جایی بدون خون استفراغ و … قابل رؤیت نیست. آب تمام زندان شور است و در هر بند فقط یک شیر آب شیرین مخصوص آشامیدن وجود دارد که البته بیشتر از آب شور آسیب زننده است. زندانیان اغلب حتی یک دندان سالم هم ندارند و دچار ورم شدید شکم و دست و پا هستند. هزینه خدماتی چون دندانپزشکی با زندانی است و سایر خدمات پزشکی یا موجود نیست یا باشد هم خیلی کند و همراه با توهین و تحقیر است و خلاصه میشود در قرصهای خوابآور شدید و متادون.
از آنجایی که این زندان پیشتر محل پرورش دام و طیور بوده است، جایی نیست که از انواع موش و حشرات و کرمهای خاکی در امان باشد، حتی در غذاها آثاری از آنان مشهود است. همچنین در هیچ کجای این زندان نمیشود بدون بوی شدید فاضلاب و گاز سمی که از چاهها خارج میشود، نفس کشید، صبحها از شدت این گاز بدبو صدای سرفه نشانه بیدار باش است و احساس خفگی همه گیر است. به همین دلیل اکثراً دچار مشکلات ریوی شدهاند.
غذای زندانیان نیز عاری از هر نوع گوشت و پروتئین است. کنجاله (سویای دامی) جایگزین مواد پروتئینی است و غذاهای بیرنگ و بیبو و سرد مدام در ظروف یک بار مصرف تکرار میشوند. بسیاری سالهاست که حتی یک لیوان چای ننوشیدهاند، چرا که آب جوش یافت نمیشود، تا آب جوش به دست زندانیان برسد از آبهای قطب شمال و جنوب هم سردتر است و پر از رسوب و البته شور.
سنگ و عفونت کلیه از رایجترین بیماریها در زندان است. اغلب زندانیان غذای کنسروی و نیمهپخته فروشگاه را به غذای بیکیفیت و مضر زندان ترجیح میدهند، حال آنان که این کنسروها میبایست حداقل ۲۰ دقیقه در آب بجوشند، اما از آنجایی که امکان آن هم وجود ندارد سرطان هم رایج شده است.
سالهاست مسئولین میخواهند گرمخانههایی در زندان راه بیندازند که بشود آب جوشاند و غذا گرم کرد، اما فعلاً مسئولین مشغولاند! باید جیبهای خود را از پولهایی که خیرین برای زندانیان میپردازند پر کنند!
نوروز ۹۷ حتی به اندک آجیلی که خیرین فراهم کرده و به هر زندانی به اغراق به اندازه یک مشت میرسید، رحم نکردند! اطراف زندان تا چشم کار میکند بیابان است اما زبالههای زندان را داخل میسوزانند که تمام دود و ذغال و تکههایی از مواد سوخته، اصلی جدا نشدنی از لباسها و سر و صورت و ریه زندانیان شده است! پوشاک از زیر و رو باید خریداری شود، پوشاکی که پس از یک بار شستن تقریباً دیگر غیر قابل استفاده خواهد شد و چندین برابر قیمت است. اگر لباسی پاره شود حتی سوزن و نخی برای ترمیم نیست، البته هست ولی میبایست یک سوزن کج را از زندانیان دلال به قیمت ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان خرید. البته حال شاید با توجه به قیمت دلار افزایش هم یافته باشد. فندک هم به همین منوال، موجود است.
بسیاری به خاطر سالها استفاده از قاشق و ظروف پلاستیکی یک بار مصرف دچار بیماری گوارشی و ریه و … شدهاند که یک قاشق استیل و بشقاب را نیز به همین ترتیب میشود خریداری کرد. اینکه این وسایل چگونه موجود است، خیلی عجیب نیست، اینها پاداشی ست که رئیس داخلی زندان (سکینه شاه علی) با هماهنگی رئیس زندان (مهدی محمدی) به جاسوسان و مزدوران خود میدهد. کسانی که با اشاره آنها بر سر زندانیان دیگر خصوصاً سیاسی میریزند و کتکش میزنند (همان اتفاقی که برای خود ما رخ داد و حال برای دراویش تکرار میشود).
در بخشی به نام اشتغال تعدادی معدود از زندانیان صنایع دستی تولید میکنند؛ اما این صنایع که به قیمتهای گزاف فروخته میشوند، سود بسیار ناچیزی برای زندانی سازنده آن دارد.
در کتابخانه نیز تنها کتابهای موجود، رمانهای عاشقانه و کتابهای مذهبی و کتابهای انقلاب ۵۷ و جنگ ایران و عراق است. انقلاب و جنگی که ثمرهای جز وضعیت موجود نداشت و جا دارد به نویسنده این کتابها نظیر “معصومه آبادی” نویسنده “من زندهام”، گفته شود خوشا به حالت که در دست بعثیها اسیر بودی، چرا که شرایط تو به مراتب بهتر از کسانی بوده که حال در دست داعشیهای وطنی اسیرند.
بخش سوم نامه در کانال ما
عصرها وقتی درب هواخوری بسته میشود، هیچ روزنهای به هوای آزاد موجود نیست. نه دری نه پنجرهای. زندانیان تا صبح در فضایی بسته و خفه، در تختهایی کوتاه غیر استاندارد و یا روی زمین و زیر چراغهایی که هرگز خاموش یا کم نمیشوند، سر میکنند. زندانیانی که نمیدانند چه چیزهایی باید داشته باشند و تلاشی هم برای بهبود وضعیت خود نمیکنند، چرا که اساساً تصوری از شرایط بهتر ندارند.
اینها که مینویسم دیدههای من از قرچک در طول ۳ ماه و نیم تبعید است و ناگفتههایی بسیاری هست که باید از زبان کسانی که سالهاست در آنجا مدفون شدهاند، شنید. البته که بیانصافی است اگر نگوییم در آن زندان شاید اندک نفراتی حتی کمتر از انگشتان یک دست باشند، که برای بهتر شدن وضع زندانیان در تلاش هستند، اما با وجود فساد اخلاقی و قضایی سراسری که بر تمام زندان و ایران حاکم است، نه به جایی میرسند و نه تلاش آنها دیده میشود.
آری خانه از پای بست ویران است
باز هم ادامه خواهد داشت
آتنا دائمی فعال حقوق بشر بند زنان زندان اوین آذر ۹۷»
ادرس کانال ما
👇👇👇
@cfppi
اینها که مینویسم دیدههای من از قرچک در طول ۳ ماه و نیم تبعید است و ناگفتههایی بسیاری هست که باید از زبان کسانی که سالهاست در آنجا مدفون شدهاند، شنید. البته که بیانصافی است اگر نگوییم در آن زندان شاید اندک نفراتی حتی کمتر از انگشتان یک دست باشند، که برای بهتر شدن وضع زندانیان در تلاش هستند، اما با وجود فساد اخلاقی و قضایی سراسری که بر تمام زندان و ایران حاکم است، نه به جایی میرسند و نه تلاش آنها دیده میشود.
آری خانه از پای بست ویران است
باز هم ادامه خواهد داشت
آتنا دائمی فعال حقوق بشر بند زنان زندان اوین آذر ۹۷»
ادرس کانال ما
👇👇👇
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای دو زندانی سیاسی هوشمند علی پور و محمد استاد قادر باشیم.
زمان محاکمه هوشمند علی پور بمدت یک ماه دیگر توسط دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سقز به عقب افتاد. قرار بود در آذرماه اولین محاکمه هوشمند و دوست او محمد استاد قادر در دادسرای این شهر تشکیل شود، اما از طرف مقامات قضایی اعلام شده است که این دادگاه به یک ماه دیگر موکول شده است.
جان این دو زندانی سیاسی در خطر جدی هست و جمهوری اسلامی تا به حال از برگزاری یک محاکمه علنی و زیر نظر سازمان عفوبین الملل و سایر سازمانهای حقوق بشری چشم باز زده است.
بيش از چهار ماه از دستگیری هوشمندعلیپور و محمد استاد قادر میگذرد و کماکان وضعیت سلامتی و جسمانی آنان و شرایط رسیدگی به پرونده این دوزندانی در هاله ابهام قرار دارد.
پیش تر و چند روز بعد از دستگیری( ۱۲ مرداد ۱۳۹۷) مقامات اطلاعاتی جمهوری اسلامی آنان را زیر شکنجه مجبور به اعتراف و اقدام علیه امنیت ملی واداشته بود.
از این رو و بنا به شرایط وحشتناک و غیرانسانی و بدرفتاری های زیادی که با زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی صورت میگیرد، انتظار میرود که در حمایت از کمپین نجات هوشمند علی پور و برای آزادی و نجات هوشمند علی پور و محمد استاد قادر همه انسان های آزادیخواه و مخالفین علیه شکنجه و اعدام با حمایتهای خود برای آزادی آنان تلاش و مبارزه کنیم.
این دو فعال سیاسی بخاطر شرایط فعلی در شرایط سخت و دشواری از نظر روحی و روانی قرار دارند و خانواده های آنان در نگرانی زیاد و انتظار و عدم رسیدگی و برخورداری از یک پروسه انسانی و اخلاقی بسر میبرند.
اولین خواسته های این دوزندانی و خانواده های آنان حمایت سازمان های حقوق بشری و مدافعان حقوق انسانی در شهرهای کردستان و ایران، در داخل و خارج و به رسمیت شناختن حقوق اولیه آنان بعنوان یک زندانی سیاسی و نه متهم یا مجرم شناختن آنان است. ثانیاً رسیدگی به پرونده در یک دادگاه عادلانه، منصف و انسانی و با حضور نماینده هایی از سازمان حقوق بشر و عفو بین الملل است.
به این کمپین بپیوندید تا بتوانیم همه باهم جلوی جنایات و شکنجه آنان را گرفته و به کلیه این بی حقوقی ها پایان دهیم.
کمپین نجات هوشمند علی پور
۱۰ دسامبر ۲۰۱۸
زمان محاکمه هوشمند علی پور بمدت یک ماه دیگر توسط دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سقز به عقب افتاد. قرار بود در آذرماه اولین محاکمه هوشمند و دوست او محمد استاد قادر در دادسرای این شهر تشکیل شود، اما از طرف مقامات قضایی اعلام شده است که این دادگاه به یک ماه دیگر موکول شده است.
جان این دو زندانی سیاسی در خطر جدی هست و جمهوری اسلامی تا به حال از برگزاری یک محاکمه علنی و زیر نظر سازمان عفوبین الملل و سایر سازمانهای حقوق بشری چشم باز زده است.
بيش از چهار ماه از دستگیری هوشمندعلیپور و محمد استاد قادر میگذرد و کماکان وضعیت سلامتی و جسمانی آنان و شرایط رسیدگی به پرونده این دوزندانی در هاله ابهام قرار دارد.
پیش تر و چند روز بعد از دستگیری( ۱۲ مرداد ۱۳۹۷) مقامات اطلاعاتی جمهوری اسلامی آنان را زیر شکنجه مجبور به اعتراف و اقدام علیه امنیت ملی واداشته بود.
از این رو و بنا به شرایط وحشتناک و غیرانسانی و بدرفتاری های زیادی که با زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی صورت میگیرد، انتظار میرود که در حمایت از کمپین نجات هوشمند علی پور و برای آزادی و نجات هوشمند علی پور و محمد استاد قادر همه انسان های آزادیخواه و مخالفین علیه شکنجه و اعدام با حمایتهای خود برای آزادی آنان تلاش و مبارزه کنیم.
این دو فعال سیاسی بخاطر شرایط فعلی در شرایط سخت و دشواری از نظر روحی و روانی قرار دارند و خانواده های آنان در نگرانی زیاد و انتظار و عدم رسیدگی و برخورداری از یک پروسه انسانی و اخلاقی بسر میبرند.
اولین خواسته های این دوزندانی و خانواده های آنان حمایت سازمان های حقوق بشری و مدافعان حقوق انسانی در شهرهای کردستان و ایران، در داخل و خارج و به رسمیت شناختن حقوق اولیه آنان بعنوان یک زندانی سیاسی و نه متهم یا مجرم شناختن آنان است. ثانیاً رسیدگی به پرونده در یک دادگاه عادلانه، منصف و انسانی و با حضور نماینده هایی از سازمان حقوق بشر و عفو بین الملل است.
به این کمپین بپیوندید تا بتوانیم همه باهم جلوی جنایات و شکنجه آنان را گرفته و به کلیه این بی حقوقی ها پایان دهیم.
کمپین نجات هوشمند علی پور
۱۰ دسامبر ۲۰۱۸
Forwarded from اتچ بات
تداوم بازداشت بابک و روزبه علیپور در رشت
روزبه علیپور و بابک علیپور دو شهروند ساکن در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت هستند که در تاریخ ۱۳ آبانماه بازداشت و پس از مراحل بازجویی به زندان لاکان رشت منتقل شده بودند.
این دو برادر کماکان به صورت بلاتکلیف در این زندان به سر میبرند و دادستانی از پذیرش وثیقۀ تعیینی آنان خودداری می کند. که با خودداری دادستان رشت از پذیرش وثیقه تعیین شده برای روزبه علیپور و بابک علیپور بازداشت آنها حدود یک ماه است که ادامه دارد.
یک منبع نزدیک به خانواده این دو شهروند با بیان اینکه اتهامات این دو برادر “توهین به رهبری” عنوان شده است، گفت: “با وجود پیگیری خانواده علیپور، تاکنون دادستان پرونده با پذیرش وثیقه تعیین شده از سوی بازپرسی موافقت نکرده است”.
لازم به ذکر است که روزبه علیپور و بابک علیپور در تاریخ ۱۳ آبانماه ۹۷، در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.
پیشتر یک منبع نزدیک به خانواده این دو شهروند گفته بود : “مأموران امنیتی پس از بازداشت این دو برادر در همان روز به منزل مادری آنها رفته و پس از تفتیش محل تعدادی از وسایل شخصی آنان را با خود بردند”.
به گفته این منبع مطلع پس از انتقال برادران علیپور به زندان لاکان رشت دادستان به خانواده آنان گفته برای هر کدام وثیقه ۵۰ میلیون تومانی حاضر کنند با این حال نماینده دادستان تاکنون از قبول وثیقه خودداری کرده است.
این دو برادر هم اکنون در بند عمومی زندان لاکان رشت به سر میبرند.
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
روزبه علیپور و بابک علیپور دو شهروند ساکن در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت هستند که در تاریخ ۱۳ آبانماه بازداشت و پس از مراحل بازجویی به زندان لاکان رشت منتقل شده بودند.
این دو برادر کماکان به صورت بلاتکلیف در این زندان به سر میبرند و دادستانی از پذیرش وثیقۀ تعیینی آنان خودداری می کند. که با خودداری دادستان رشت از پذیرش وثیقه تعیین شده برای روزبه علیپور و بابک علیپور بازداشت آنها حدود یک ماه است که ادامه دارد.
یک منبع نزدیک به خانواده این دو شهروند با بیان اینکه اتهامات این دو برادر “توهین به رهبری” عنوان شده است، گفت: “با وجود پیگیری خانواده علیپور، تاکنون دادستان پرونده با پذیرش وثیقه تعیین شده از سوی بازپرسی موافقت نکرده است”.
لازم به ذکر است که روزبه علیپور و بابک علیپور در تاریخ ۱۳ آبانماه ۹۷، در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.
پیشتر یک منبع نزدیک به خانواده این دو شهروند گفته بود : “مأموران امنیتی پس از بازداشت این دو برادر در همان روز به منزل مادری آنها رفته و پس از تفتیش محل تعدادی از وسایل شخصی آنان را با خود بردند”.
به گفته این منبع مطلع پس از انتقال برادران علیپور به زندان لاکان رشت دادستان به خانواده آنان گفته برای هر کدام وثیقه ۵۰ میلیون تومانی حاضر کنند با این حال نماینده دادستان تاکنون از قبول وثیقه خودداری کرده است.
این دو برادر هم اکنون در بند عمومی زندان لاکان رشت به سر میبرند.
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
Telegram
attach 📎
كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي pinned «صدای دو زندانی سیاسی هوشمند علی پور و محمد استاد قادر باشیم. زمان محاکمه هوشمند علی پور بمدت یک ماه دیگر توسط دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سقز به عقب افتاد. قرار بود در آذرماه اولین محاکمه هوشمند و دوست او محمد استاد قادر در دادسرای این شهر تشکیل شود، اما…»
آرش کیخسروی، وکیل دادگستری با قرار وثیقه آزاد شد
آرش کیخسروی، وکیل دادگستری ساعاتی پیش با تودیع قرار وثیقه و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. قاسم شعلهسعدی، وکیل دادگستری و همپروندهی وی نیز در تاریخ ۱۳ آذرماه با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود. این دو وکیل دادگستری، روز گذشته از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران هر کدام به ۶ سال حبس محکوم شدند. این حکم با اعتراض وکلای این دو شهروند راهی دادگاه تجدیدنظر شده است.
پیام درفشان، وکیل مدافع آرش کیخسروی ضمن تائید این خبر گفت: “قاضی صلواتی قرار وثیقهای را که در کیفرخواست آمده بود و از مدتها پیش باید تائید میکرد، نهایتا تائید کرد و ساعاتی پیش آقای کیخسروی با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند”.
هفته گذشته قاسم شعله سعدی دیگر وکیل بازداشتی و همپروندهی آقای کیخسروی با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیونی و کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.
قاسم شعله سعدی و آرش کیخسروی دو وکیل دادگستری، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب هر کدام به ۶ سال حبس محکوم شده اند. حکمی که با اعتراض وکلای آنان اکنون در مرحله تجدید نظر قرار گرفته است.
@cfppi
آرش کیخسروی، وکیل دادگستری ساعاتی پیش با تودیع قرار وثیقه و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. قاسم شعلهسعدی، وکیل دادگستری و همپروندهی وی نیز در تاریخ ۱۳ آذرماه با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود. این دو وکیل دادگستری، روز گذشته از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران هر کدام به ۶ سال حبس محکوم شدند. این حکم با اعتراض وکلای این دو شهروند راهی دادگاه تجدیدنظر شده است.
پیام درفشان، وکیل مدافع آرش کیخسروی ضمن تائید این خبر گفت: “قاضی صلواتی قرار وثیقهای را که در کیفرخواست آمده بود و از مدتها پیش باید تائید میکرد، نهایتا تائید کرد و ساعاتی پیش آقای کیخسروی با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شدند”.
هفته گذشته قاسم شعله سعدی دیگر وکیل بازداشتی و همپروندهی آقای کیخسروی با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیونی و کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.
قاسم شعله سعدی و آرش کیخسروی دو وکیل دادگستری، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب هر کدام به ۶ سال حبس محکوم شده اند. حکمی که با اعتراض وکلای آنان اکنون در مرحله تجدید نظر قرار گرفته است.
@cfppi
تهدید و خطر انتقال حمید رضا امینی
حمید رضا امینی(آریوبرزن) زندانی سیاسی در زندان اوین از روز گذشته مورد تهدید و فحاشی افسر نگهبان بند ۸ این زندان قرار گرفت.
بنابر گزارش رسیده، شب دوشنبه افسر نگهبان بند ۸ زندان اوین، این زندانی سیاسی را تهدید کرده که وی را به زندانی با شرایط بدتری منتقل میکند و در عین حال قصد ضرب و شتم وی را داشته که با دخالت زندانیان، قادر به ضرب و شتم نشده ولی به فحاشی و حرفهای زشت خودش ادامه داده است.
لازم به گفتن است که تخت حمید رضا امینی را گرفته و وی مجبور شد که کف زندان بخوابد در ضمن وی را ممنوع التماس کردند.
همچنین بیم این میرود که این زندانی سیاسی را به زندانی با شرایط بسیار بدتری منتقل کنند.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه به زندان
#پیش بسوی اعتراضات و اعتصابات سراسری
www.facebook.com/IranZendaniSiasi
حمید رضا امینی(آریوبرزن) زندانی سیاسی در زندان اوین از روز گذشته مورد تهدید و فحاشی افسر نگهبان بند ۸ این زندان قرار گرفت.
بنابر گزارش رسیده، شب دوشنبه افسر نگهبان بند ۸ زندان اوین، این زندانی سیاسی را تهدید کرده که وی را به زندانی با شرایط بدتری منتقل میکند و در عین حال قصد ضرب و شتم وی را داشته که با دخالت زندانیان، قادر به ضرب و شتم نشده ولی به فحاشی و حرفهای زشت خودش ادامه داده است.
لازم به گفتن است که تخت حمید رضا امینی را گرفته و وی مجبور شد که کف زندان بخوابد در ضمن وی را ممنوع التماس کردند.
همچنین بیم این میرود که این زندانی سیاسی را به زندانی با شرایط بسیار بدتری منتقل کنند.
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه به زندان
#پیش بسوی اعتراضات و اعتصابات سراسری
www.facebook.com/IranZendaniSiasi
🔴میثم ال مهدی آزاد شد.
امروز چهارشنبه ۲۱ آذرماه ، میثم ال مهدی از کارگران شرکت گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، که دیروز توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده بود ، آزاد گردید.
#نه_تهدید_نه_زندان_دیگه_فایده_نداره
#زنده باد اتحاد و همبستگی در حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز
#تمام کارگران دستگیر شده باید فوری و بدون قید و شرط آزاد باید بشوند
http://cfppi.org
امروز چهارشنبه ۲۱ آذرماه ، میثم ال مهدی از کارگران شرکت گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، که دیروز توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده بود ، آزاد گردید.
#نه_تهدید_نه_زندان_دیگه_فایده_نداره
#زنده باد اتحاد و همبستگی در حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز
#تمام کارگران دستگیر شده باید فوری و بدون قید و شرط آزاد باید بشوند
http://cfppi.org
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴فریاد "کارگر میمیرد ذلت نمیپذیرد" در سی سومین روز اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد و بیست و پنجمین روز تجمع در مقابل مراکز دولتی این شهر
چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷
چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴فریاد "مرگ بر مافیا"در خیابان ۲۴ متری...نادری مقابل بانک ملی
سی سومین روز اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد و بیست و پنجمین روز تجمع در مقابل مراکز دولتی این شهر
چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷
سی سومین روز اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد و بیست و پنجمین روز تجمع در مقابل مراکز دولتی این شهر
چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴فریاد " نه تهدید نه زندان دیگه فایده نداره"در سی سومین روز اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد و بیست و پنجمین روز تجمع در مقابل مراکز دولتی این شهر
چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷
@cfppi
چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷
@cfppi
🔴حضور جعفر پناهی در میان تجمع کنندگان کارگران گروه ملی صنعتی فولاد برای تهیه فیلم مستند
@cfppi
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز چهارشنبه ۲۱ آذر، جمعی از کارگران گروه ملی فولاد اهواز نسبت به برآورده نشدن مطالباتشان، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.
@cfppi
@cfppi
علی کامرانی با پایان دوران محکومیت از زندان تبریز آزاد شد
علی کامرانی دانشجوی دانشگاه شهید مدنی تبریز و از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه سال گذشته با پایان دوران محکومیت خود از زندان تبریز آزاد شد. وی پیشتر توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به سه ماه حبس تعزیری محکوم شد و حکم وی در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تائید شده بود.
علی کامرانی، فرزند اسماعیل، پیشتر در تاریخ ۱۰ دیماه سال گذشته بازداشت و توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به اتهامات “تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری” با احتساب ایام بازداشت قبلی به ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
این دانشجوی دانشگاه شهید مدنی تبریز در پروندهای دیگر همراه با چند تن دیگر از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه سال گذشته در تبریز توسط شعبه ۱۰۳ کیفری دادگاه تبریز به ریاست قاضی وطنخواه به اتهام “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی” هر یک به یکسال حبس تعلیقی محکوم شده بودند.
علی کامرانی دانشجوی دانشگاه شهید مدنی تبریز و از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه سال گذشته با پایان دوران محکومیت خود از زندان تبریز آزاد شد. وی پیشتر توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به سه ماه حبس تعزیری محکوم شد و حکم وی در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تائید شده بود.
علی کامرانی، فرزند اسماعیل، پیشتر در تاریخ ۱۰ دیماه سال گذشته بازداشت و توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به اتهامات “تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری” با احتساب ایام بازداشت قبلی به ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
این دانشجوی دانشگاه شهید مدنی تبریز در پروندهای دیگر همراه با چند تن دیگر از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه سال گذشته در تبریز توسط شعبه ۱۰۳ کیفری دادگاه تبریز به ریاست قاضی وطنخواه به اتهام “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی” هر یک به یکسال حبس تعلیقی محکوم شده بودند.
عسل محمدی به جرم حمایت از کارگران هفت تپه و ملی فولاد سهشنبه صبح در منزلش دستگیر شده بود پنجشنبه به شهر شوش منتقل شده است . انتقال عسل محمدی به شهر شوش در شرایطی صورت میگیرد که تا آخرین ساعات روز جمعه هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است . این بیخبری وقتی در کنار اخبار تحت فشار گذاشتن سپیده قلیان و اسماعیل بخشی و بی خبری از علی نجاتی ، موجب افزایش نگرانی همه از وضعیت سلامت عسل محمدی و دیگر بازداشتی های هفت تپه گردیده است.
من مژده رجبی #دختر_کارگر کنار خیابان تئاتر شهر و در زندانم
متن نامه مژده رجبی که در زندان به سر می برد، به شرح زیر است:
در کنار درس خوندن سر کار هم می رفتم. خدا رو شکر با اینکه هزینه های شهریه دانشگاه هر ترم بالا و بالاتر می رفت، تونستم دوران کارشناسیم رو با موفقیت طی کنم. همیشه دوست داشتم دختر مستقل و کاری باشم، یه جورایی از روی پای خودم ایستادن لذت می بردم. برای همین هم بود که وقتی کنکورم رو دادم بلافاصله رفتم سر کار. هر چند که جاهای مختلف هر از چندگاهی کار کردم و کار ثابت و طولانی مدت نداشتم. رشته ام بیو تکنولوژی بود. دورانی که می خواستم این رشته رو انتخاب کنم استادانی که ازشون راهنمایی گرفتم می گفتند این رشته پنج سال دیگه تو ایران می ترکونه! من ورودی ۹۱ دانشگاه بودم الان که این مطلب رو می نویسم سال ۹۷ است و من تا الان هیچ شغل مرتبط با رشته ام نداشته ام. به جز چند ماهی که تو آزمایشگاه تشخیص طبی کارآموزی کردم. علاقه به ورزش در من هنوز هم موج می زنه خیلی دوست داشتم ورزش حرفه ای بکنم، برای همین قایقرانی رو انتخاب کردم اما به علت اینکه هزینه ها خیلی بالا بود و حمایتی هم از طرف فدراسیون نبود مسابقات برای ما برگزار نمی شد که باعث شد حتی مربی هم تیم ما رو ترک کنه، اما من دست از تلاش برنداشتم چون مدرک مربی گری داشتم و مربی چند تا باشگاه هم قبلا بودم، تصمیم گرفتم برای ارشد فیزیولوژی ورزشی بخونم اما تاریخ قبولی من مصادف شد با زمانی که در زندان بودم، و زندان اجازه نداد که خانواده ام برگه دانشگاه رو برای من بیاورند که امضا کنم!
قبل از اینکه دستگیر شوم به شغل فروشندگی وسایل دستی که خودم می ساختم مشغول بودم، همیشه از ساعت ۷ عصر تا حدود ۱۱ تو تئاتر شهر، کنار خیابون کارایی که خودم می ساختم رو می فروختم، علاقه شدیدی به نجاری داشتم هر جا رفتم دنبال کار تو کارگاه نجاری، گفتند محیط مردانه است و امکان ورود زنان به این جور مکان ها ممنوعه! اما من اجازه ندادم این سرکوب ها مانع من بشه، مادرم مشوق من شد وسایل های نجاری رو برام تهیه کرد و رویای من در قطع کوچکتر به واقعیت پیوست. ۱۱ مرداد ۹۷ دو روز مانده به تولدم در مکان تئاتر شهر ساعت ۷:۳۰ دستگیر شدم، برای اینکه من یک دختر مستقل بودم و می خواستم کار کنم، من دختر مستقل کارگر بودم و می خواستم با حاصل دسترنج خودم به تمام رویاهایم تحقق ببخشم، من مژده رجبی همان دختر فروشنده کنار خیابان تئاتر شهرم که به جرم مستقل بودن و کارگر بودن دستگیر شدم.
@cfppi
متن نامه مژده رجبی که در زندان به سر می برد، به شرح زیر است:
در کنار درس خوندن سر کار هم می رفتم. خدا رو شکر با اینکه هزینه های شهریه دانشگاه هر ترم بالا و بالاتر می رفت، تونستم دوران کارشناسیم رو با موفقیت طی کنم. همیشه دوست داشتم دختر مستقل و کاری باشم، یه جورایی از روی پای خودم ایستادن لذت می بردم. برای همین هم بود که وقتی کنکورم رو دادم بلافاصله رفتم سر کار. هر چند که جاهای مختلف هر از چندگاهی کار کردم و کار ثابت و طولانی مدت نداشتم. رشته ام بیو تکنولوژی بود. دورانی که می خواستم این رشته رو انتخاب کنم استادانی که ازشون راهنمایی گرفتم می گفتند این رشته پنج سال دیگه تو ایران می ترکونه! من ورودی ۹۱ دانشگاه بودم الان که این مطلب رو می نویسم سال ۹۷ است و من تا الان هیچ شغل مرتبط با رشته ام نداشته ام. به جز چند ماهی که تو آزمایشگاه تشخیص طبی کارآموزی کردم. علاقه به ورزش در من هنوز هم موج می زنه خیلی دوست داشتم ورزش حرفه ای بکنم، برای همین قایقرانی رو انتخاب کردم اما به علت اینکه هزینه ها خیلی بالا بود و حمایتی هم از طرف فدراسیون نبود مسابقات برای ما برگزار نمی شد که باعث شد حتی مربی هم تیم ما رو ترک کنه، اما من دست از تلاش برنداشتم چون مدرک مربی گری داشتم و مربی چند تا باشگاه هم قبلا بودم، تصمیم گرفتم برای ارشد فیزیولوژی ورزشی بخونم اما تاریخ قبولی من مصادف شد با زمانی که در زندان بودم، و زندان اجازه نداد که خانواده ام برگه دانشگاه رو برای من بیاورند که امضا کنم!
قبل از اینکه دستگیر شوم به شغل فروشندگی وسایل دستی که خودم می ساختم مشغول بودم، همیشه از ساعت ۷ عصر تا حدود ۱۱ تو تئاتر شهر، کنار خیابون کارایی که خودم می ساختم رو می فروختم، علاقه شدیدی به نجاری داشتم هر جا رفتم دنبال کار تو کارگاه نجاری، گفتند محیط مردانه است و امکان ورود زنان به این جور مکان ها ممنوعه! اما من اجازه ندادم این سرکوب ها مانع من بشه، مادرم مشوق من شد وسایل های نجاری رو برام تهیه کرد و رویای من در قطع کوچکتر به واقعیت پیوست. ۱۱ مرداد ۹۷ دو روز مانده به تولدم در مکان تئاتر شهر ساعت ۷:۳۰ دستگیر شدم، برای اینکه من یک دختر مستقل بودم و می خواستم کار کنم، من دختر مستقل کارگر بودم و می خواستم با حاصل دسترنج خودم به تمام رویاهایم تحقق ببخشم، من مژده رجبی همان دختر فروشنده کنار خیابان تئاتر شهرم که به جرم مستقل بودن و کارگر بودن دستگیر شدم.
@cfppi
🔴اسماعیل بخشی نماینده کارگران نیشکر هفت تپه لحظاتی پیش آزاد شد.
به نقل مجمع نمایندگان کارگران هفت تپه
آزادی اسماعیل بخشی را به خانواده و کارگران شجاع و مبارز نیشکر هفت تپه و تمام مردم شریف و آزادیخواه که در صف مبارزه علیه بی عدالتی ، دزدی، رانت خواری و فساد اقتصادی دولت اسلامی سرمایه در کنار کارگران هفت تپه ایستاده اند، تبریک میگویم
چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷
به نقل مجمع نمایندگان کارگران هفت تپه
آزادی اسماعیل بخشی را به خانواده و کارگران شجاع و مبارز نیشکر هفت تپه و تمام مردم شریف و آزادیخواه که در صف مبارزه علیه بی عدالتی ، دزدی، رانت خواری و فساد اقتصادی دولت اسلامی سرمایه در کنار کارگران هفت تپه ایستاده اند، تبریک میگویم
چهارشنبه ۲۱ آذر ۹۷
وحید صیادی نصیری زندانی سیاسی در بیمارستان درگذشت
روز جاری، وحید صیادى نصیرى، زندانی سیاسی محبوس در زندان لنگرود قم که به دلیل وخامت حالش به بیمارستان منتقل شده بود، در شصتمین روز از اعتصاب غذای خود، درگذشت.
روز جاری، چهارشنبه ۲۱ آذرماه ۱۳۹۷، وحید صیادى نصیرى، زندانی سیاسی محبوس در زندان لنگرود قم که از تاریخ ۲۱ مهرماه در اعتراض به عدم رعایت اصول تفکیک جرائم زندانها و همینطور محرومیت از دادرسی عادلانه و عدم توجه مسئولان زندان برای انتقال وی به زندان اوین، در اعتصاب غذا بسر میبرد، به دلیل وخامت حالش، در بیمارستان، درگذشت.
"وی را دو روز پیش مجددا به دلیل وضعیت وخیم جسمانی به بیمارستان منتقل کردند که به دلیل اوضاع بد جسمانی در شصتمین روز از اعتصاب غذای خود درگذشت".
@cfppi
روز جاری، وحید صیادى نصیرى، زندانی سیاسی محبوس در زندان لنگرود قم که به دلیل وخامت حالش به بیمارستان منتقل شده بود، در شصتمین روز از اعتصاب غذای خود، درگذشت.
روز جاری، چهارشنبه ۲۱ آذرماه ۱۳۹۷، وحید صیادى نصیرى، زندانی سیاسی محبوس در زندان لنگرود قم که از تاریخ ۲۱ مهرماه در اعتراض به عدم رعایت اصول تفکیک جرائم زندانها و همینطور محرومیت از دادرسی عادلانه و عدم توجه مسئولان زندان برای انتقال وی به زندان اوین، در اعتصاب غذا بسر میبرد، به دلیل وخامت حالش، در بیمارستان، درگذشت.
"وی را دو روز پیش مجددا به دلیل وضعیت وخیم جسمانی به بیمارستان منتقل کردند که به دلیل اوضاع بد جسمانی در شصتمین روز از اعتصاب غذای خود درگذشت".
@cfppi