امروز سه شنبه ۲۰ آذر، جمعی از کارگران گروه ملی فولاد اهواز نسبت به برآورده نشدن مطالباتشان، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.
@cfppi
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سی و دومین روز اعتصاب و بیست و چهارمین روز تجمع و راهپیمائی کارگران گروه ملی فولاد
با شعار: کارگر ایرانی اتحاد اتحاد
۲۰ آذر ۹۷
@cfppi
با شعار: کارگر ایرانی اتحاد اتحاد
۲۰ آذر ۹۷
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از سخنان پروین محمدی نایب رئیس اتحادیه آزاد کارگران ایران در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی در حمایت از کارگران گروه ملی فولاد و برای آزادی زندانیان هفت تپه
۲۰ آذر ۹۷
@cfppi
۲۰ آذر ۹۷
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع جمعی از کارگران تهران در مقابل مجلس شورای اسلامی در حمایت از کارگران گروه ملی فولاد و برای آزادی زندانیان هفت تپه.
این تجمع تحت محاصره پلیس و علیرغم ممانعت از پیوستن تعداد بیشتری از کارگران برگزار شد.
۲۰ آذر ۹۷
@cfppi
این تجمع تحت محاصره پلیس و علیرغم ممانعت از پیوستن تعداد بیشتری از کارگران برگزار شد.
۲۰ آذر ۹۷
@cfppi
بنا بر گزارشات رسیده دقایقی پیش بازداشت شدگان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ازاد شدند
@cfppi
@cfppi
🔴حمایت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان از کارگران فولاد اهواز
#اعتصاب_سراسری
#اعتراض_سراسری
#نان_آزادی_برابری
#اداره_شورایی
#اعتصاب_سراسری
#اعتراض_سراسری
#نان_آزادی_برابری
#اداره_شورایی
🌍 دستگیری رضا شهابی، حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و فعالین کارگری را محکوم میکنیم!
اعتراضات فولاد ملی اهواز، نیشکر هفت تپه و دانشجویان ادامه دارد!
روز دوشنبه ١٩ آذر ماه ۹۷، رضا شهابی و حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و همچنین امیر عباس آزرم وند، رهام یگانه و کیوان مهتدی از فعالین و مدافعین حقوق کارگران توسط مامورین رژیم اسلامی دستگیر شدند. را دستگیر کردند. این دستگیری بعد از زندانی کردن عسل محمدی مدافع حقوق کارگران و تعرض به چند خانه برای دستگیری تعداد دیگری از فعالین و مدافعین اعتراضات کارگران بود.
خانواده های رضا شهابی و حسن سعیدی،امیر عباس آزرم وند، رهام یگانه و کیوان مهتدی، در مقابل زندان اوین دست به تجمع زده اند و میپرسند چرا فعالین و مدافعین حقوق کارگران کسانی که بر علیه دستمزدهای نپرداخته و برای بهبود زندگی کارگران فعالیت میکنند را دستگیر و روانه سلول انفرادی میکنید.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، دستگیری فعالین کارگری را بشدت محکوم کرده و خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان است!
حکومت اسلامی از سر ترس و وحشت، موج عظیم و با شکوه اعتراض کارگران که میرود در ادامه اعتراض رانندگان کامیون، معلمان، زنان و دانشجویان پایه های حکمت اسلامی را ویران کند، سراغ فعالین و مدافعان جنبش کارگری میرود تا با دستگیری آنان با ایجاد رعب و وحشت، اعتراضاتی را که سر ایستادن ندارد را سرکوب کند.
مردم شریف و آزادیخواه، اعتراض به دستگیری فعالین کارگری وظیفه ماست. به هر شکل و طریق ممکن به این دستگیریها اعتراض کنیم.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
٢٠ آذر ماه ١٣٩۷
۱۱ دسامبر ٢٠١٨
اعتراضات فولاد ملی اهواز، نیشکر هفت تپه و دانشجویان ادامه دارد!
روز دوشنبه ١٩ آذر ماه ۹۷، رضا شهابی و حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و همچنین امیر عباس آزرم وند، رهام یگانه و کیوان مهتدی از فعالین و مدافعین حقوق کارگران توسط مامورین رژیم اسلامی دستگیر شدند. را دستگیر کردند. این دستگیری بعد از زندانی کردن عسل محمدی مدافع حقوق کارگران و تعرض به چند خانه برای دستگیری تعداد دیگری از فعالین و مدافعین اعتراضات کارگران بود.
خانواده های رضا شهابی و حسن سعیدی،امیر عباس آزرم وند، رهام یگانه و کیوان مهتدی، در مقابل زندان اوین دست به تجمع زده اند و میپرسند چرا فعالین و مدافعین حقوق کارگران کسانی که بر علیه دستمزدهای نپرداخته و برای بهبود زندگی کارگران فعالیت میکنند را دستگیر و روانه سلول انفرادی میکنید.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، دستگیری فعالین کارگری را بشدت محکوم کرده و خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان است!
حکومت اسلامی از سر ترس و وحشت، موج عظیم و با شکوه اعتراض کارگران که میرود در ادامه اعتراض رانندگان کامیون، معلمان، زنان و دانشجویان پایه های حکمت اسلامی را ویران کند، سراغ فعالین و مدافعان جنبش کارگری میرود تا با دستگیری آنان با ایجاد رعب و وحشت، اعتراضاتی را که سر ایستادن ندارد را سرکوب کند.
مردم شریف و آزادیخواه، اعتراض به دستگیری فعالین کارگری وظیفه ماست. به هر شکل و طریق ممکن به این دستگیریها اعتراض کنیم.
کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی
٢٠ آذر ماه ١٣٩۷
۱۱ دسامبر ٢٠١٨
زندانی سیاسی آتنا دائمی، محبوس در زندان اوین به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی حقوق بشر، نامهای در خصوص مشکلات و نقض حقوق زنان محبوس در زندان قرچک ورامین نوشته است.
متن کامل نامه زندانی سیاسی آتنا دائمی به شرح زیر میباشد:
برای روز جهانی حقوق بشر
پیشتر در خصوص یکی از معضلات موجود در زندان قرچک نوشتم و حال به بهانه روز جهانی حقوق بشر، میخواهم از حداقل حقوقی که در قرچک یا همان ندامتگاه شهر ری، نادیده گرفته شده است بنویسم. هر چند که میدانم بسیاری با توجه به وضعیت اقتصادی و شرایط موجود برای کارگران و معلمان عزیز شاید معتقد باشند که حال مسائل مهمتر وجود دارد؛ اما به نظر من شرایط زنان زندان قرچک نیز حاصل همین شرایط موجود در جامعه است و یا میتواند با توجه به میزان فقر، آیندهی افراد بیشتری هم باشد. زندان قرچک بزرگترین زندان زنان ایران است که اگر خلاصه بگویم جهنم، اردوگاه کار اجباری و کمپ ترک اعتیاد است!
این زندان در شورهزارها و در میان نیزارهای جاده قرچک ورامین واقع شده و ۱۰۰۰ الی ۱۵۰۰ زندانی دارد و شامل قرنطینهای کوچک و ۱۰ بند است و در هر بند حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ نفر زندانی هستند. روزانه ۳۰ الی ۵۰ نفر وارد این زندان میشوند که بیرون رفتن از آن کاری است بس دشوار!
هر جدیدالورودی ابتدا باید ۳ روز در قرنطینه بماند و سپس به بندها منتقل میشود. انتقال به بندها خلاف قوانین حتی داخلی است و بر اساس جرم، سن، سابقه، وضعیت پرونده (بازداشت یا محکوم) میزان محکومیت، بیماری خاص و … صورت نمیگیرد.
همه افراد با جرائم متفاوت با هم نگهداری میشوند. ظاهراً بند ۱ و ۲ مختص معتادان است. بند ۳ و ۴ مخصوص جرائم سنگین و خطرناک است. این بندها جزء مخوفترین و پرجمعیتترین بندها هستند که حتی رئیس زندان، رئیس داخلی و معاونان و حفاظتیها، هیچ یک جرأت ورود به این بندها را ندارند تا مبادا کتک بخورند.
بند ۵ و ۶ ظاهراً مخصوص جوانان نامیده میشود و بند ۷ ترکیبی از زندانیان غیر سیگاری هستند. بند ۸ بند مادران و زنان باردار و کودکان زیر دو سال است.
بندهایی نیز موسوم به ۱ و ۲ مشاوره هستند که از سایر بندها جدا هستند و توسط شهرداری جهت تبلیغات و ماستمالیهای قوه قضاییه ساخته شدهاند. فضایی آرامتر از سایر بندها دارد و در ظاهر مخصوص کسانی است که از لحاظ روانی متعادلتر از سایرین هستند. حال آنکه در سایر بندها بسیاری زندانی متعادل وجود دارند که شرایط آنها را هم عاقبت نامتعادل خواهد کرد.
افراد ساکن در این بند گزینش شده و در عین حال مخلوط از همه جرائم و سنین هستند. همانطور که گفته شد در هیچ یک از این بندها تفکیک جرائم صورت نگرفته که بر اساس همین اصل تفکیک جرائم جای مرجان داوری و دراویش در زندان قرچک نیست.
در قرچک تعدادی از زندانیان رای کار نامیده میشوند. رای کاران کسانی هستند که تمامی کارهای خدماتی و مراقبتی و آشپزی و … به عهده آنهاست. در واقع تمامی کارهایی را که پرسنل و کارمندان میبایست انجام دهند و بابت آنها حقوقهای هنگفت دریافت میکنند را این زندانیان رای کار انجام میدهند. در سایر کشورها چنین زندانیانی برای مردم جامعه کار میکنند و در ازای کارشان از میزان محکومیت آنها کم میشود. اما در قرچک در بهترین حالت در ازای ماهانه ۱۰۰ هزار تومان و یا کارها، فقط در ازای زمان بیشتر تلفن و ملاقات حضوری که هر ۴ ماه مجاز است، انجام میشوند. اغلب مجبور به رختشویی و بافتنی برای امرار معاش هستند. در تمام این امور، رای کاران متعهد میشوند که تمام مسئولیتها و عواقب کارهایشان به عهده خودشان است. حتی درمان احتمالی و جبران حسنه است.
توهینها و سوء استفادهها از رای کاران، از آزار دهندهترین مسائل است. اغلب زندانیان که وارد میشوند، معتادانی هستند که سقفی جز آسمان و تختی جز خیابان و هیچ مرهمی جز مواد نداشتهاند و به جای کمپ ترک اعتیاد راهی زندان میشوند و به محض ورود در قرنطینه بدون هیچ مراقبت و اصول و دارویی مجبور به ترک مواد مضر میشوند. اگر حتی در حال مرگ باشند، فقط زندانیان دیگر مراقب آنها هستند و چیزی جز توهین و بیتوجهی از مسئولین دیده نمیشود. حتی سیگار، چای و غذای بیشتر، به تلافی کمبودها، توهینها و تحقیرها یا به خود آسیب میزنند یا دیگران.
در طی سه روزی که در قرنطینهاند یک پزشک عمومی بیمار آنها را ویزیت میکند. فقط از تعدادی انگشت شمار زندانی معتاد تست ایدز و هپاتیت میگیرند اما اگر مبتلا هم باشند از سر رأفت تفاوتی با دیگران ندارند! و آنها را به حال خود و بین دیگران رها میکنند. سپس یک مددکار که خود شدیداً نیازمند مدد است با فرمی به دست به سراغ زندانیان میآید و از او که روی برگه چرت میزند، میخواهد که به سؤال “آیا تاکنون در کلاس قرآن شرکت کردهاید یا خیر” جواب بدهد.
ادامه نامه در کانال ما
@CFPPI
متن کامل نامه زندانی سیاسی آتنا دائمی به شرح زیر میباشد:
برای روز جهانی حقوق بشر
پیشتر در خصوص یکی از معضلات موجود در زندان قرچک نوشتم و حال به بهانه روز جهانی حقوق بشر، میخواهم از حداقل حقوقی که در قرچک یا همان ندامتگاه شهر ری، نادیده گرفته شده است بنویسم. هر چند که میدانم بسیاری با توجه به وضعیت اقتصادی و شرایط موجود برای کارگران و معلمان عزیز شاید معتقد باشند که حال مسائل مهمتر وجود دارد؛ اما به نظر من شرایط زنان زندان قرچک نیز حاصل همین شرایط موجود در جامعه است و یا میتواند با توجه به میزان فقر، آیندهی افراد بیشتری هم باشد. زندان قرچک بزرگترین زندان زنان ایران است که اگر خلاصه بگویم جهنم، اردوگاه کار اجباری و کمپ ترک اعتیاد است!
این زندان در شورهزارها و در میان نیزارهای جاده قرچک ورامین واقع شده و ۱۰۰۰ الی ۱۵۰۰ زندانی دارد و شامل قرنطینهای کوچک و ۱۰ بند است و در هر بند حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ نفر زندانی هستند. روزانه ۳۰ الی ۵۰ نفر وارد این زندان میشوند که بیرون رفتن از آن کاری است بس دشوار!
هر جدیدالورودی ابتدا باید ۳ روز در قرنطینه بماند و سپس به بندها منتقل میشود. انتقال به بندها خلاف قوانین حتی داخلی است و بر اساس جرم، سن، سابقه، وضعیت پرونده (بازداشت یا محکوم) میزان محکومیت، بیماری خاص و … صورت نمیگیرد.
همه افراد با جرائم متفاوت با هم نگهداری میشوند. ظاهراً بند ۱ و ۲ مختص معتادان است. بند ۳ و ۴ مخصوص جرائم سنگین و خطرناک است. این بندها جزء مخوفترین و پرجمعیتترین بندها هستند که حتی رئیس زندان، رئیس داخلی و معاونان و حفاظتیها، هیچ یک جرأت ورود به این بندها را ندارند تا مبادا کتک بخورند.
بند ۵ و ۶ ظاهراً مخصوص جوانان نامیده میشود و بند ۷ ترکیبی از زندانیان غیر سیگاری هستند. بند ۸ بند مادران و زنان باردار و کودکان زیر دو سال است.
بندهایی نیز موسوم به ۱ و ۲ مشاوره هستند که از سایر بندها جدا هستند و توسط شهرداری جهت تبلیغات و ماستمالیهای قوه قضاییه ساخته شدهاند. فضایی آرامتر از سایر بندها دارد و در ظاهر مخصوص کسانی است که از لحاظ روانی متعادلتر از سایرین هستند. حال آنکه در سایر بندها بسیاری زندانی متعادل وجود دارند که شرایط آنها را هم عاقبت نامتعادل خواهد کرد.
افراد ساکن در این بند گزینش شده و در عین حال مخلوط از همه جرائم و سنین هستند. همانطور که گفته شد در هیچ یک از این بندها تفکیک جرائم صورت نگرفته که بر اساس همین اصل تفکیک جرائم جای مرجان داوری و دراویش در زندان قرچک نیست.
در قرچک تعدادی از زندانیان رای کار نامیده میشوند. رای کاران کسانی هستند که تمامی کارهای خدماتی و مراقبتی و آشپزی و … به عهده آنهاست. در واقع تمامی کارهایی را که پرسنل و کارمندان میبایست انجام دهند و بابت آنها حقوقهای هنگفت دریافت میکنند را این زندانیان رای کار انجام میدهند. در سایر کشورها چنین زندانیانی برای مردم جامعه کار میکنند و در ازای کارشان از میزان محکومیت آنها کم میشود. اما در قرچک در بهترین حالت در ازای ماهانه ۱۰۰ هزار تومان و یا کارها، فقط در ازای زمان بیشتر تلفن و ملاقات حضوری که هر ۴ ماه مجاز است، انجام میشوند. اغلب مجبور به رختشویی و بافتنی برای امرار معاش هستند. در تمام این امور، رای کاران متعهد میشوند که تمام مسئولیتها و عواقب کارهایشان به عهده خودشان است. حتی درمان احتمالی و جبران حسنه است.
توهینها و سوء استفادهها از رای کاران، از آزار دهندهترین مسائل است. اغلب زندانیان که وارد میشوند، معتادانی هستند که سقفی جز آسمان و تختی جز خیابان و هیچ مرهمی جز مواد نداشتهاند و به جای کمپ ترک اعتیاد راهی زندان میشوند و به محض ورود در قرنطینه بدون هیچ مراقبت و اصول و دارویی مجبور به ترک مواد مضر میشوند. اگر حتی در حال مرگ باشند، فقط زندانیان دیگر مراقب آنها هستند و چیزی جز توهین و بیتوجهی از مسئولین دیده نمیشود. حتی سیگار، چای و غذای بیشتر، به تلافی کمبودها، توهینها و تحقیرها یا به خود آسیب میزنند یا دیگران.
در طی سه روزی که در قرنطینهاند یک پزشک عمومی بیمار آنها را ویزیت میکند. فقط از تعدادی انگشت شمار زندانی معتاد تست ایدز و هپاتیت میگیرند اما اگر مبتلا هم باشند از سر رأفت تفاوتی با دیگران ندارند! و آنها را به حال خود و بین دیگران رها میکنند. سپس یک مددکار که خود شدیداً نیازمند مدد است با فرمی به دست به سراغ زندانیان میآید و از او که روی برگه چرت میزند، میخواهد که به سؤال “آیا تاکنون در کلاس قرآن شرکت کردهاید یا خیر” جواب بدهد.
ادامه نامه در کانال ما
@CFPPI
در قرچک از آب آشامیدنی، قاشق پلاستیکی، لیوان، میوه، لبنیات، غذا تا لباس و لوازم بهداشتی، همه میبایست از فروشگاهها با چند برابر قیمت و با کیفیتی نازل خریداری شود. هر چند هفته یک بار یک نوع میوه به میزان ناکافی میآید که حتی به همه کسانی که قصد خرید دارند هم نمیرسد.
حال تصور کنید برای گذراندن زندگی خیلی خیلی ساده چه چیزهایی لازم است و کسانی که هیچ واریزی ندارند از کجا باید مایحتاج خود را تأمین کنند؟! اینجاست که زنی که به خاطر دعوا با مادر شوهر زندانی شده دزد هم میشود.
بهداشت در تمام این زندان امری است فاقد معنا. جایی بدون خون استفراغ و … قابل رؤیت نیست. آب تمام زندان شور است و در هر بند فقط یک شیر آب شیرین مخصوص آشامیدن وجود دارد که البته بیشتر از آب شور آسیب زننده است. زندانیان اغلب حتی یک دندان سالم هم ندارند و دچار ورم شدید شکم و دست و پا هستند. هزینه خدماتی چون دندانپزشکی با زندانی است و سایر خدمات پزشکی یا موجود نیست یا باشد هم خیلی کند و همراه با توهین و تحقیر است و خلاصه میشود در قرصهای خوابآور شدید و متادون.
از آنجایی که این زندان پیشتر محل پرورش دام و طیور بوده است، جایی نیست که از انواع موش و حشرات و کرمهای خاکی در امان باشد، حتی در غذاها آثاری از آنان مشهود است. همچنین در هیچ کجای این زندان نمیشود بدون بوی شدید فاضلاب و گاز سمی که از چاهها خارج میشود، نفس کشید، صبحها از شدت این گاز بدبو صدای سرفه نشانه بیدار باش است و احساس خفگی همه گیر است. به همین دلیل اکثراً دچار مشکلات ریوی شدهاند.
غذای زندانیان نیز عاری از هر نوع گوشت و پروتئین است. کنجاله (سویای دامی) جایگزین مواد پروتئینی است و غذاهای بیرنگ و بیبو و سرد مدام در ظروف یک بار مصرف تکرار میشوند. بسیاری سالهاست که حتی یک لیوان چای ننوشیدهاند، چرا که آب جوش یافت نمیشود، تا آب جوش به دست زندانیان برسد از آبهای قطب شمال و جنوب هم سردتر است و پر از رسوب و البته شور.
سنگ و عفونت کلیه از رایجترین بیماریها در زندان است. اغلب زندانیان غذای کنسروی و نیمهپخته فروشگاه را به غذای بیکیفیت و مضر زندان ترجیح میدهند، حال آنان که این کنسروها میبایست حداقل ۲۰ دقیقه در آب بجوشند، اما از آنجایی که امکان آن هم وجود ندارد سرطان هم رایج شده است.
سالهاست مسئولین میخواهند گرمخانههایی در زندان راه بیندازند که بشود آب جوشاند و غذا گرم کرد، اما فعلاً مسئولین مشغولاند! باید جیبهای خود را از پولهایی که خیرین برای زندانیان میپردازند پر کنند!
نوروز ۹۷ حتی به اندک آجیلی که خیرین فراهم کرده و به هر زندانی به اغراق به اندازه یک مشت میرسید، رحم نکردند! اطراف زندان تا چشم کار میکند بیابان است اما زبالههای زندان را داخل میسوزانند که تمام دود و ذغال و تکههایی از مواد سوخته، اصلی جدا نشدنی از لباسها و سر و صورت و ریه زندانیان شده است! پوشاک از زیر و رو باید خریداری شود، پوشاکی که پس از یک بار شستن تقریباً دیگر غیر قابل استفاده خواهد شد و چندین برابر قیمت است. اگر لباسی پاره شود حتی سوزن و نخی برای ترمیم نیست، البته هست ولی میبایست یک سوزن کج را از زندانیان دلال به قیمت ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان خرید. البته حال شاید با توجه به قیمت دلار افزایش هم یافته باشد. فندک هم به همین منوال، موجود است.
بسیاری به خاطر سالها استفاده از قاشق و ظروف پلاستیکی یک بار مصرف دچار بیماری گوارشی و ریه و … شدهاند که یک قاشق استیل و بشقاب را نیز به همین ترتیب میشود خریداری کرد. اینکه این وسایل چگونه موجود است، خیلی عجیب نیست، اینها پاداشی ست که رئیس داخلی زندان (سکینه شاه علی) با هماهنگی رئیس زندان (مهدی محمدی) به جاسوسان و مزدوران خود میدهد. کسانی که با اشاره آنها بر سر زندانیان دیگر خصوصاً سیاسی میریزند و کتکش میزنند (همان اتفاقی که برای خود ما رخ داد و حال برای دراویش تکرار میشود).
در بخشی به نام اشتغال تعدادی معدود از زندانیان صنایع دستی تولید میکنند؛ اما این صنایع که به قیمتهای گزاف فروخته میشوند، سود بسیار ناچیزی برای زندانی سازنده آن دارد.
در کتابخانه نیز تنها کتابهای موجود، رمانهای عاشقانه و کتابهای مذهبی و کتابهای انقلاب ۵۷ و جنگ ایران و عراق است. انقلاب و جنگی که ثمرهای جز وضعیت موجود نداشت و جا دارد به نویسنده این کتابها نظیر “معصومه آبادی” نویسنده “من زندهام”، گفته شود خوشا به حالت که در دست بعثیها اسیر بودی، چرا که شرایط تو به مراتب بهتر از کسانی بوده که حال در دست داعشیهای وطنی اسیرند.
بخش سوم نامه در کانال ما
حال تصور کنید برای گذراندن زندگی خیلی خیلی ساده چه چیزهایی لازم است و کسانی که هیچ واریزی ندارند از کجا باید مایحتاج خود را تأمین کنند؟! اینجاست که زنی که به خاطر دعوا با مادر شوهر زندانی شده دزد هم میشود.
بهداشت در تمام این زندان امری است فاقد معنا. جایی بدون خون استفراغ و … قابل رؤیت نیست. آب تمام زندان شور است و در هر بند فقط یک شیر آب شیرین مخصوص آشامیدن وجود دارد که البته بیشتر از آب شور آسیب زننده است. زندانیان اغلب حتی یک دندان سالم هم ندارند و دچار ورم شدید شکم و دست و پا هستند. هزینه خدماتی چون دندانپزشکی با زندانی است و سایر خدمات پزشکی یا موجود نیست یا باشد هم خیلی کند و همراه با توهین و تحقیر است و خلاصه میشود در قرصهای خوابآور شدید و متادون.
از آنجایی که این زندان پیشتر محل پرورش دام و طیور بوده است، جایی نیست که از انواع موش و حشرات و کرمهای خاکی در امان باشد، حتی در غذاها آثاری از آنان مشهود است. همچنین در هیچ کجای این زندان نمیشود بدون بوی شدید فاضلاب و گاز سمی که از چاهها خارج میشود، نفس کشید، صبحها از شدت این گاز بدبو صدای سرفه نشانه بیدار باش است و احساس خفگی همه گیر است. به همین دلیل اکثراً دچار مشکلات ریوی شدهاند.
غذای زندانیان نیز عاری از هر نوع گوشت و پروتئین است. کنجاله (سویای دامی) جایگزین مواد پروتئینی است و غذاهای بیرنگ و بیبو و سرد مدام در ظروف یک بار مصرف تکرار میشوند. بسیاری سالهاست که حتی یک لیوان چای ننوشیدهاند، چرا که آب جوش یافت نمیشود، تا آب جوش به دست زندانیان برسد از آبهای قطب شمال و جنوب هم سردتر است و پر از رسوب و البته شور.
سنگ و عفونت کلیه از رایجترین بیماریها در زندان است. اغلب زندانیان غذای کنسروی و نیمهپخته فروشگاه را به غذای بیکیفیت و مضر زندان ترجیح میدهند، حال آنان که این کنسروها میبایست حداقل ۲۰ دقیقه در آب بجوشند، اما از آنجایی که امکان آن هم وجود ندارد سرطان هم رایج شده است.
سالهاست مسئولین میخواهند گرمخانههایی در زندان راه بیندازند که بشود آب جوشاند و غذا گرم کرد، اما فعلاً مسئولین مشغولاند! باید جیبهای خود را از پولهایی که خیرین برای زندانیان میپردازند پر کنند!
نوروز ۹۷ حتی به اندک آجیلی که خیرین فراهم کرده و به هر زندانی به اغراق به اندازه یک مشت میرسید، رحم نکردند! اطراف زندان تا چشم کار میکند بیابان است اما زبالههای زندان را داخل میسوزانند که تمام دود و ذغال و تکههایی از مواد سوخته، اصلی جدا نشدنی از لباسها و سر و صورت و ریه زندانیان شده است! پوشاک از زیر و رو باید خریداری شود، پوشاکی که پس از یک بار شستن تقریباً دیگر غیر قابل استفاده خواهد شد و چندین برابر قیمت است. اگر لباسی پاره شود حتی سوزن و نخی برای ترمیم نیست، البته هست ولی میبایست یک سوزن کج را از زندانیان دلال به قیمت ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان خرید. البته حال شاید با توجه به قیمت دلار افزایش هم یافته باشد. فندک هم به همین منوال، موجود است.
بسیاری به خاطر سالها استفاده از قاشق و ظروف پلاستیکی یک بار مصرف دچار بیماری گوارشی و ریه و … شدهاند که یک قاشق استیل و بشقاب را نیز به همین ترتیب میشود خریداری کرد. اینکه این وسایل چگونه موجود است، خیلی عجیب نیست، اینها پاداشی ست که رئیس داخلی زندان (سکینه شاه علی) با هماهنگی رئیس زندان (مهدی محمدی) به جاسوسان و مزدوران خود میدهد. کسانی که با اشاره آنها بر سر زندانیان دیگر خصوصاً سیاسی میریزند و کتکش میزنند (همان اتفاقی که برای خود ما رخ داد و حال برای دراویش تکرار میشود).
در بخشی به نام اشتغال تعدادی معدود از زندانیان صنایع دستی تولید میکنند؛ اما این صنایع که به قیمتهای گزاف فروخته میشوند، سود بسیار ناچیزی برای زندانی سازنده آن دارد.
در کتابخانه نیز تنها کتابهای موجود، رمانهای عاشقانه و کتابهای مذهبی و کتابهای انقلاب ۵۷ و جنگ ایران و عراق است. انقلاب و جنگی که ثمرهای جز وضعیت موجود نداشت و جا دارد به نویسنده این کتابها نظیر “معصومه آبادی” نویسنده “من زندهام”، گفته شود خوشا به حالت که در دست بعثیها اسیر بودی، چرا که شرایط تو به مراتب بهتر از کسانی بوده که حال در دست داعشیهای وطنی اسیرند.
بخش سوم نامه در کانال ما
عصرها وقتی درب هواخوری بسته میشود، هیچ روزنهای به هوای آزاد موجود نیست. نه دری نه پنجرهای. زندانیان تا صبح در فضایی بسته و خفه، در تختهایی کوتاه غیر استاندارد و یا روی زمین و زیر چراغهایی که هرگز خاموش یا کم نمیشوند، سر میکنند. زندانیانی که نمیدانند چه چیزهایی باید داشته باشند و تلاشی هم برای بهبود وضعیت خود نمیکنند، چرا که اساساً تصوری از شرایط بهتر ندارند.
اینها که مینویسم دیدههای من از قرچک در طول ۳ ماه و نیم تبعید است و ناگفتههایی بسیاری هست که باید از زبان کسانی که سالهاست در آنجا مدفون شدهاند، شنید. البته که بیانصافی است اگر نگوییم در آن زندان شاید اندک نفراتی حتی کمتر از انگشتان یک دست باشند، که برای بهتر شدن وضع زندانیان در تلاش هستند، اما با وجود فساد اخلاقی و قضایی سراسری که بر تمام زندان و ایران حاکم است، نه به جایی میرسند و نه تلاش آنها دیده میشود.
آری خانه از پای بست ویران است
باز هم ادامه خواهد داشت
آتنا دائمی فعال حقوق بشر بند زنان زندان اوین آذر ۹۷»
ادرس کانال ما
👇👇👇
@cfppi
اینها که مینویسم دیدههای من از قرچک در طول ۳ ماه و نیم تبعید است و ناگفتههایی بسیاری هست که باید از زبان کسانی که سالهاست در آنجا مدفون شدهاند، شنید. البته که بیانصافی است اگر نگوییم در آن زندان شاید اندک نفراتی حتی کمتر از انگشتان یک دست باشند، که برای بهتر شدن وضع زندانیان در تلاش هستند، اما با وجود فساد اخلاقی و قضایی سراسری که بر تمام زندان و ایران حاکم است، نه به جایی میرسند و نه تلاش آنها دیده میشود.
آری خانه از پای بست ویران است
باز هم ادامه خواهد داشت
آتنا دائمی فعال حقوق بشر بند زنان زندان اوین آذر ۹۷»
ادرس کانال ما
👇👇👇
@cfppi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای دو زندانی سیاسی هوشمند علی پور و محمد استاد قادر باشیم.
زمان محاکمه هوشمند علی پور بمدت یک ماه دیگر توسط دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سقز به عقب افتاد. قرار بود در آذرماه اولین محاکمه هوشمند و دوست او محمد استاد قادر در دادسرای این شهر تشکیل شود، اما از طرف مقامات قضایی اعلام شده است که این دادگاه به یک ماه دیگر موکول شده است.
جان این دو زندانی سیاسی در خطر جدی هست و جمهوری اسلامی تا به حال از برگزاری یک محاکمه علنی و زیر نظر سازمان عفوبین الملل و سایر سازمانهای حقوق بشری چشم باز زده است.
بيش از چهار ماه از دستگیری هوشمندعلیپور و محمد استاد قادر میگذرد و کماکان وضعیت سلامتی و جسمانی آنان و شرایط رسیدگی به پرونده این دوزندانی در هاله ابهام قرار دارد.
پیش تر و چند روز بعد از دستگیری( ۱۲ مرداد ۱۳۹۷) مقامات اطلاعاتی جمهوری اسلامی آنان را زیر شکنجه مجبور به اعتراف و اقدام علیه امنیت ملی واداشته بود.
از این رو و بنا به شرایط وحشتناک و غیرانسانی و بدرفتاری های زیادی که با زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی صورت میگیرد، انتظار میرود که در حمایت از کمپین نجات هوشمند علی پور و برای آزادی و نجات هوشمند علی پور و محمد استاد قادر همه انسان های آزادیخواه و مخالفین علیه شکنجه و اعدام با حمایتهای خود برای آزادی آنان تلاش و مبارزه کنیم.
این دو فعال سیاسی بخاطر شرایط فعلی در شرایط سخت و دشواری از نظر روحی و روانی قرار دارند و خانواده های آنان در نگرانی زیاد و انتظار و عدم رسیدگی و برخورداری از یک پروسه انسانی و اخلاقی بسر میبرند.
اولین خواسته های این دوزندانی و خانواده های آنان حمایت سازمان های حقوق بشری و مدافعان حقوق انسانی در شهرهای کردستان و ایران، در داخل و خارج و به رسمیت شناختن حقوق اولیه آنان بعنوان یک زندانی سیاسی و نه متهم یا مجرم شناختن آنان است. ثانیاً رسیدگی به پرونده در یک دادگاه عادلانه، منصف و انسانی و با حضور نماینده هایی از سازمان حقوق بشر و عفو بین الملل است.
به این کمپین بپیوندید تا بتوانیم همه باهم جلوی جنایات و شکنجه آنان را گرفته و به کلیه این بی حقوقی ها پایان دهیم.
کمپین نجات هوشمند علی پور
۱۰ دسامبر ۲۰۱۸
زمان محاکمه هوشمند علی پور بمدت یک ماه دیگر توسط دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سقز به عقب افتاد. قرار بود در آذرماه اولین محاکمه هوشمند و دوست او محمد استاد قادر در دادسرای این شهر تشکیل شود، اما از طرف مقامات قضایی اعلام شده است که این دادگاه به یک ماه دیگر موکول شده است.
جان این دو زندانی سیاسی در خطر جدی هست و جمهوری اسلامی تا به حال از برگزاری یک محاکمه علنی و زیر نظر سازمان عفوبین الملل و سایر سازمانهای حقوق بشری چشم باز زده است.
بيش از چهار ماه از دستگیری هوشمندعلیپور و محمد استاد قادر میگذرد و کماکان وضعیت سلامتی و جسمانی آنان و شرایط رسیدگی به پرونده این دوزندانی در هاله ابهام قرار دارد.
پیش تر و چند روز بعد از دستگیری( ۱۲ مرداد ۱۳۹۷) مقامات اطلاعاتی جمهوری اسلامی آنان را زیر شکنجه مجبور به اعتراف و اقدام علیه امنیت ملی واداشته بود.
از این رو و بنا به شرایط وحشتناک و غیرانسانی و بدرفتاری های زیادی که با زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی صورت میگیرد، انتظار میرود که در حمایت از کمپین نجات هوشمند علی پور و برای آزادی و نجات هوشمند علی پور و محمد استاد قادر همه انسان های آزادیخواه و مخالفین علیه شکنجه و اعدام با حمایتهای خود برای آزادی آنان تلاش و مبارزه کنیم.
این دو فعال سیاسی بخاطر شرایط فعلی در شرایط سخت و دشواری از نظر روحی و روانی قرار دارند و خانواده های آنان در نگرانی زیاد و انتظار و عدم رسیدگی و برخورداری از یک پروسه انسانی و اخلاقی بسر میبرند.
اولین خواسته های این دوزندانی و خانواده های آنان حمایت سازمان های حقوق بشری و مدافعان حقوق انسانی در شهرهای کردستان و ایران، در داخل و خارج و به رسمیت شناختن حقوق اولیه آنان بعنوان یک زندانی سیاسی و نه متهم یا مجرم شناختن آنان است. ثانیاً رسیدگی به پرونده در یک دادگاه عادلانه، منصف و انسانی و با حضور نماینده هایی از سازمان حقوق بشر و عفو بین الملل است.
به این کمپین بپیوندید تا بتوانیم همه باهم جلوی جنایات و شکنجه آنان را گرفته و به کلیه این بی حقوقی ها پایان دهیم.
کمپین نجات هوشمند علی پور
۱۰ دسامبر ۲۰۱۸
Forwarded from اتچ بات
تداوم بازداشت بابک و روزبه علیپور در رشت
روزبه علیپور و بابک علیپور دو شهروند ساکن در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت هستند که در تاریخ ۱۳ آبانماه بازداشت و پس از مراحل بازجویی به زندان لاکان رشت منتقل شده بودند.
این دو برادر کماکان به صورت بلاتکلیف در این زندان به سر میبرند و دادستانی از پذیرش وثیقۀ تعیینی آنان خودداری می کند. که با خودداری دادستان رشت از پذیرش وثیقه تعیین شده برای روزبه علیپور و بابک علیپور بازداشت آنها حدود یک ماه است که ادامه دارد.
یک منبع نزدیک به خانواده این دو شهروند با بیان اینکه اتهامات این دو برادر “توهین به رهبری” عنوان شده است، گفت: “با وجود پیگیری خانواده علیپور، تاکنون دادستان پرونده با پذیرش وثیقه تعیین شده از سوی بازپرسی موافقت نکرده است”.
لازم به ذکر است که روزبه علیپور و بابک علیپور در تاریخ ۱۳ آبانماه ۹۷، در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.
پیشتر یک منبع نزدیک به خانواده این دو شهروند گفته بود : “مأموران امنیتی پس از بازداشت این دو برادر در همان روز به منزل مادری آنها رفته و پس از تفتیش محل تعدادی از وسایل شخصی آنان را با خود بردند”.
به گفته این منبع مطلع پس از انتقال برادران علیپور به زندان لاکان رشت دادستان به خانواده آنان گفته برای هر کدام وثیقه ۵۰ میلیون تومانی حاضر کنند با این حال نماینده دادستان تاکنون از قبول وثیقه خودداری کرده است.
این دو برادر هم اکنون در بند عمومی زندان لاکان رشت به سر میبرند.
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
روزبه علیپور و بابک علیپور دو شهروند ساکن در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت هستند که در تاریخ ۱۳ آبانماه بازداشت و پس از مراحل بازجویی به زندان لاکان رشت منتقل شده بودند.
این دو برادر کماکان به صورت بلاتکلیف در این زندان به سر میبرند و دادستانی از پذیرش وثیقۀ تعیینی آنان خودداری می کند. که با خودداری دادستان رشت از پذیرش وثیقه تعیین شده برای روزبه علیپور و بابک علیپور بازداشت آنها حدود یک ماه است که ادامه دارد.
یک منبع نزدیک به خانواده این دو شهروند با بیان اینکه اتهامات این دو برادر “توهین به رهبری” عنوان شده است، گفت: “با وجود پیگیری خانواده علیپور، تاکنون دادستان پرونده با پذیرش وثیقه تعیین شده از سوی بازپرسی موافقت نکرده است”.
لازم به ذکر است که روزبه علیپور و بابک علیپور در تاریخ ۱۳ آبانماه ۹۷، در یکی از روستاهای اطراف شهر رشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.
پیشتر یک منبع نزدیک به خانواده این دو شهروند گفته بود : “مأموران امنیتی پس از بازداشت این دو برادر در همان روز به منزل مادری آنها رفته و پس از تفتیش محل تعدادی از وسایل شخصی آنان را با خود بردند”.
به گفته این منبع مطلع پس از انتقال برادران علیپور به زندان لاکان رشت دادستان به خانواده آنان گفته برای هر کدام وثیقه ۵۰ میلیون تومانی حاضر کنند با این حال نماینده دادستان تاکنون از قبول وثیقه خودداری کرده است.
این دو برادر هم اکنون در بند عمومی زندان لاکان رشت به سر میبرند.
لینک گروه کمیته مبارزه برای ازادی زندانیان سیاسی
https://t.me/joinchat/FdkV_0DYe3cpv15fNIxmTg
Telegram
attach 📎
كميته مبارزه براي ازادي زندانيان سياسي pinned «صدای دو زندانی سیاسی هوشمند علی پور و محمد استاد قادر باشیم. زمان محاکمه هوشمند علی پور بمدت یک ماه دیگر توسط دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سقز به عقب افتاد. قرار بود در آذرماه اولین محاکمه هوشمند و دوست او محمد استاد قادر در دادسرای این شهر تشکیل شود، اما…»