| Blight Octopus |
101 subscribers
180 photos
187 videos
330 links
ناشناس نداریم امری بود بفرمایید پیوی @Bhnz_at
🧠🔛
🫀🚮
Download Telegram
عشق، فقط دوست داشتن نیست؛ توانِ ماندن کنار کسی‌ست وقتی همه‌چیز سخت می‌شود. عشق، تصمیمی‌ست که هر روز می‌گیری؛ حتی وقتی خسته‌ای، حتی وقتی می‌ترسی.

غرور و تعصب
جین استن
آدم دوستانش را از دست نمی‌دهد، دشمنان مخفی‌اش را پیدا میکند. دوستان واقعی هر اتفاقی بیافتد، تا پایان دوست می‌مانند.

بینوایان
ویکتور هوگو
اینجا در ظاهر زیباست؛ اما اگر زیر آسمان آبی و در روشنایی روز خوب نگاهش کنید، برجی ویران است که بر پایه سو تدبیر، اخاذی، رهن، قرض، ستم، گرسنگی، برهنگی و رنج و بدبختی بنا شده.

داستان دو شهر
چارلز دیکنز
فقط به چیزهای بدی که برایمان اتفاق می‌افتند توجه می‌کنیم، و اصلاً نمی‌دانیم گاهی چقدر خوش‌شانسیم.

زمان اشتباه، مکان اشتباه
آلیستر
Henry David Thoreau
​آدما رو همونجوری که هستن بپذیر، ولی همونجا هم رهاشون کن؛ قرار نیست تاوان تغییر نکردن کسی رو تو بدی.
همه چی گرونه، همه جا رو هوش مصنوعی گرفته، هوا گرمه، همه دارن شبیه همدیگه میشن و برده ترندها شدن، وقتی یکی حرف میزنه کاملا متوجه میشی کدوم ریل اینستا رو دیده، همه با همدیگه‌ دعوا دارن و این زیادی خسته کننده شده.
وقتی کسی را در قفس می‌اندازند، ابتدا برای آزادی تقلا می‌کند، اما بعد شروع می‌کند به تزئین قفسش.

پنجشنبه شیرین
جان اشتاین‌بک
و ناگهان، دیگر برايم مهم نبود،
كه ديده شوم، درک شوم، با من صحبت شود، جواب پيامم را بدهند، دوستم داشته باشند يا نه، دعوت شوم يا درباره‌ام صحبت كنند؛ حالا همه جا آرام است و من بالاخره خودم را پيدا كردم.
هوا هوای دیلیت اکانت و فاصله گرفتن از همه است.
بدترین چیزی که می‌تواند در جریان عشق ورزیدن به کسی اتفاق بیفتد، این است که انسان خودش را گم کند و فراموش کند که خودش نیز موجود گران‌بهایی بوده است.

مردان بدون زنان
ارنست همینگوی
‏حالا خوبه یه چیزی یاد گرفتید، هر چی می‌شه میپرسید پریودی/پی‌ام‌اسی؟ نه، شاید تو کسشری و‌ دوست دارم برینم بهت.
فرمول آرامش اینه که بدونی رفتنی میره، اومدنی میاد، موندنی میمونه، شدنی میشه، نشدنی نمیشه و غصه خوردن تو هم هیچ تاثیری تو این رفت وآمدها و شدن و نشدن‌ها نداره.
Pov: لیست تفریحاتی که تو تابستون انجام دادم
کاش در پایان این بغض‌ها، خستگی‌ها، اندوه‌ها چیزی باشد که ارزش این همه دوام آوردن را داشته باشد.
احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم پیدا کنم، نه کاملاً غمه، نه کاملاً آرامش، یه حس مبهمه که بعضی روزها سنگین‌تر میشه و بعضی روزها فقط گوشه‌ای از ذهنم میشینه. احساس میکنم خیلی چیزها رو تحمل کردم بدون اینکه دربارشون حرف بزنم، خیلی مسیرها رو رفتم بدون اینکه مطمئن باشم به کجا میرسم و با این حال هنوز یه جایی درونم هست که نمیخواد دست از ادامه دادن بکشه، همون جایی که با وجود تمام خستگی‌ها هنوز آروم زیر لب میگه شاید فردا کمی بهتر باشه.