احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم پیدا کنم، نه کاملاً غمه، نه کاملاً آرامش، یه حس مبهمه که بعضی روزها سنگینتر میشه و بعضی روزها فقط گوشهای از ذهنم میشینه. احساس میکنم خیلی چیزها رو تحمل کردم بدون اینکه دربارشون حرف بزنم، خیلی مسیرها رو رفتم بدون اینکه مطمئن باشم به کجا میرسم و با این حال هنوز یه جایی درونم هست که نمیخواد دست از ادامه دادن بکشه، همون جایی که با وجود تمام خستگیها هنوز آروم زیر لب میگه شاید فردا کمی بهتر باشه.
واقعا رابطهی خوب پیدا کردنی نیست، ساختنیه،
ولی آدمِ خوب دقیقا پیدا کردنیه، ساختنی نیست!
ولی آدمِ خوب دقیقا پیدا کردنیه، ساختنی نیست!
I was ashamed of myself when I realized life was a costume party, and I attended with my real face.
| Blight Octopus | pinned «بنظرم مودترین قسمت باباسفنجی اونجا بود که از اختاپوس پرسید : تو چرا همیشه خنثیای؟ اختاپوسم خیلی قشنگ جواب داد: چون تنهایی خوشحال شدم، تنهایی ناراحت شدم ، تنهایی تحمل کردم، تنهایی بزرگ شدم و راستش دیگه عادت کردم :) بُختاپوس | octopus 🐙🦑»
گاهی وقتا فراموش کن کجایی، به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی، گاهی وقتا فقط زندگی کن. یاد قولهایی که به خودت دادی نباش، یه وقتایی شرمنده خودت نباش، تقصیر تو نیست. تو تلاشتو کردی اما نشد.
یه وقتایی جواب خودتو نده، هر کی پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی ؟
لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما نشد؛ یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر. از بودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارن.
از طلوع خورشید، از صدای آواز پرنده ها، از باد، بارون؛ از همه لذت ببر.🤍🕊
یه وقتایی جواب خودتو نده، هر کی پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی ؟
لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما نشد؛ یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر. از بودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارن.
از طلوع خورشید، از صدای آواز پرنده ها، از باد، بارون؛ از همه لذت ببر.🤍🕊
پول به شما قدرت "نه" گفتن میدهد. تن ندادن به مدیران سمی، رها کردن روابط فرسودهکننده، و مجبور نبودن به تحمل موقعیتهای تحقیرآمیز، همگی پاداش داشتن استقلال مالی است. آزادی، تعریف مدرن خوشبختی است و آزادی خریدنی است.
زندگی دخترا تو ایران علاوه بر کودکی و نوجوانی یه مرحله اضافه هم داره به نام "جنگیدن با خانواده برای به دست آوردن آزادی های فردی".
این روزا هرکیو نگاه کنی یه انسان طفلکی رو میبینی که داره یه باری که چند برابر توانشه رو به دوش میکشه که فقط بتونه تو این جغرافیا مثل آدم زندگی کنه.
راجع بهش گریه نمیکنم ولی خب غذا هم نمیخورم، درست نمیخوابم، با کسی هم حرف نمیزنم.