یه زمانی فکر میکردم شناختن آدمها سخته.
فکر میکردم باید سالها با کسی زندگی کنی تا بفهمی واقعا کیه؛ اما اشتباه میکردم.
آدمها خودشون رو توی رفتارهای کوچیک لو میدن. توی وقتایی که بهت نیاز ندارن. توی روزهایی که حالت خوب نیست. توی لحظههایی که هیچ نفعی از بودنت نمیبرن.
اونجاست که میفهمی چه کسی واقعا کنارته و چه کسی فقط به بودنت عادت کرده.
من از خیلیها ناراحت نشدم. فقط یه روز ازشون فاصله گرفتم.
چون بعضی حقیقتها نه دعوا میخواد، نه توضیح. فقط کافیه ببینیشون تا دیگه نتونی مثل قبل به بعضی آدما نگاه کنی.
بعضی آدما رو از دست ندادم، فقط فهمیدم هیچوقت اون آدمی که فکر میکردم نبودن.
فکر میکردم باید سالها با کسی زندگی کنی تا بفهمی واقعا کیه؛ اما اشتباه میکردم.
آدمها خودشون رو توی رفتارهای کوچیک لو میدن. توی وقتایی که بهت نیاز ندارن. توی روزهایی که حالت خوب نیست. توی لحظههایی که هیچ نفعی از بودنت نمیبرن.
اونجاست که میفهمی چه کسی واقعا کنارته و چه کسی فقط به بودنت عادت کرده.
من از خیلیها ناراحت نشدم. فقط یه روز ازشون فاصله گرفتم.
چون بعضی حقیقتها نه دعوا میخواد، نه توضیح. فقط کافیه ببینیشون تا دیگه نتونی مثل قبل به بعضی آدما نگاه کنی.
بعضی آدما رو از دست ندادم، فقط فهمیدم هیچوقت اون آدمی که فکر میکردم نبودن.
درون قلبم هیچگونه انرژی برای تنفر از کسی ندارم
و قلبم جایی برای چنین آلودگیهایی ندارد
یا من دوستت خواهم داشت
یا برایت آرزو میکنم که بهبود پیدا کنی.
و قلبم جایی برای چنین آلودگیهایی ندارد
یا من دوستت خواهم داشت
یا برایت آرزو میکنم که بهبود پیدا کنی.
نه تو میمانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم و به آن لحظهٔ شادی که گذشت، غصه هم میگذرد.
بر تن لحظهی خود جامهٔ اندوه مپوشان هرگز.
سهراب سپهری
به حباب نگران لب یک رود قسم و به آن لحظهٔ شادی که گذشت، غصه هم میگذرد.
بر تن لحظهی خود جامهٔ اندوه مپوشان هرگز.
سهراب سپهری
حالا خودمانیم، عشقی که با بدبختی مراقبش باشی، به چه درد میخورد؟ عشقی که با حصار و بند و غل و زنجير محافظت بشود، چه ارزشی دارد؟
برادران کارامازف
داستایفسکی
برادران کارامازف
داستایفسکی
“Oh lord, what a boring world. No vampires, no monsters, no wizards, no dragons, not even dinosaurs, nothing. Just bills, drama, stress, and annoying people.”
امکان نداشته به یه یکی یه لطفی بکنم و در کمتر از یک ماه کاری نکنه که ثابت کنه لیاقتشو نداشته و پشیمونم کنه.
ولی ناموسا لذتی که توی پیداکردن دوست جدید یا همصحبتی با آدمای جدید هست، همه چیو جبران میکنه.
من مغرورم اما هیچوقت از عذرخواهی نترسیدم،
به اشتباهم اعتراف کردم، تشکر کردم، لطفایی که در حقم شده رو وظیفه ندونستم و جبران کردم و در برابر هیچ لبخندی اخم نکردم، مغرور بودن با عقدهای بودن خیلی متفاوته.
به اشتباهم اعتراف کردم، تشکر کردم، لطفایی که در حقم شده رو وظیفه ندونستم و جبران کردم و در برابر هیچ لبخندی اخم نکردم، مغرور بودن با عقدهای بودن خیلی متفاوته.
𝘚𝘪𝘦𝘭𝘷𝘢𝘳𝘵𝘢𝘴
Sleep Token – Rain
For so long, I have waited
So long that I almost became
Just a stoic statue, fit for a nobody...
Nobody can say for certain
If maybe it's all just a game
So long that I almost became
Just a stoic statue, fit for a nobody...
Nobody can say for certain
If maybe it's all just a game
دوست داشته شدن،
یعنی آنقدر عزیز باشی که کسی، رنجِ همراهی با تو را نه باری بر دوش، که بهایی شیرین برای حضورت بداند.
یعنی آنقدر عزیز باشی که کسی، رنجِ همراهی با تو را نه باری بر دوش، که بهایی شیرین برای حضورت بداند.
ناراحت کردن ناحق یه آدم؛
مثل پرت کردن یه تبر به آسمونه،
که نمیدونی کجای زندگیت
قراره برگرده پایین
و یقهی خودتو بگیره...!
مثل پرت کردن یه تبر به آسمونه،
که نمیدونی کجای زندگیت
قراره برگرده پایین
و یقهی خودتو بگیره...!
امروز فهمیدم میزان تنفرم نسبت به تینجرها خیلی بیشتر از تنفرم نسبت به بچههاست.