Forwarded from تــک نویــس🦋🌸 (نسـاء)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى םבםב وَعَلَى آلِםבםב ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد
اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى םבםבٍ وَعَلَى آلِםבםב ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد🤍🫀
اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى םבםבٍ وَعَلَى آلِםבםב ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد🤍🫀
❤3
نمیتوانی از چیزیکه در درونت زندگی میکند فرار کنی؛
مثلاً من از غم فرار کرده نمیتوانم،
خوشا آنانیکه در درون شان شادی زیست دارد…
#نه_دنیا_هست_نه_من_هستم
#آواز_نی
مثلاً من از غم فرار کرده نمیتوانم،
خوشا آنانیکه در درون شان شادی زیست دارد…
#نه_دنیا_هست_نه_من_هستم
#آواز_نی
❤3
Forwarded from ...سودایِ اقلیمِ نیلوفر 🪷
حاشیه های یک روح.pdf
473.6 KB
«چیزی در این اتاق هست که پیش از این، هرگز متوجهاش نشده بودم. نه یک شیء، نه یک صدا، نه حتی یک سایه… بلکه یک «مرز» مرزی نادیدنی، میان آنچه هست و آنچه دیده میشود. پیشتر، من در این سوی مرز بودم؛ در جهانی که اشیا فقط اشیا بودند و سکوت فقط نبودِ صدا بود. اما اکنون… نمیدانم در کدام سوی ایستادهام...»
#برشمتن
ما چقدر به حواشیِ آدمها، اتاقها و سکوتها بیاعتناییم؟ همیشه فکر میکنم حقیقتِ ما نه در کلماتی که به زبان میآوریم، بلکه در همان حرفهایی پنهان است که هرگز نمیگوییم...
این اثر هم مجموعهای از نشخوارهای ذهنی دختری در درون من است که گاهگاهی جرأت میکند و آنها را با شما شریک میشود.
دوست دارم بخوانید؛ از من، برای شما...
#لیمه_ناصری
@leemanaseri
#برشمتن
ما چقدر به حواشیِ آدمها، اتاقها و سکوتها بیاعتناییم؟ همیشه فکر میکنم حقیقتِ ما نه در کلماتی که به زبان میآوریم، بلکه در همان حرفهایی پنهان است که هرگز نمیگوییم...
این اثر هم مجموعهای از نشخوارهای ذهنی دختری در درون من است که گاهگاهی جرأت میکند و آنها را با شما شریک میشود.
دوست دارم بخوانید؛ از من، برای شما...
#لیمه_ناصری
@leemanaseri
این بار خواست بازم از معشوقه اش بنویسد
تو رفتی و اما من را در خاطراتت رها کردی
مگر تو نگفته بودی دیوانه بار دوستت دارم
اون لبخند های دورغینت را چی تعبیر کنم
آن واژه های عاشقانه ات را
در این جهان منیِ که تمام هستی ام تو بودی
بدون اینکه پشت سرت را نگاهی بیندازی
ببینی که یکی دارد میسوزد از هجرانت
الان خوشحالِ که رفتیِ
خوشحالِ که زخمِ زدیِ بر قلبم
خوشحالِ که دارم هر دقیقه و ثانیه مثل دیوانه ها با یاد خاطراتت میخندم و گریه میکنم
خوشحالِ که مرا در این سیاه چال رها کردی
#نساء✍️
تو رفتی و اما من را در خاطراتت رها کردی
مگر تو نگفته بودی دیوانه بار دوستت دارم
اون لبخند های دورغینت را چی تعبیر کنم
آن واژه های عاشقانه ات را
در این جهان منیِ که تمام هستی ام تو بودی
بدون اینکه پشت سرت را نگاهی بیندازی
ببینی که یکی دارد میسوزد از هجرانت
الان خوشحالِ که رفتیِ
خوشحالِ که زخمِ زدیِ بر قلبم
خوشحالِ که دارم هر دقیقه و ثانیه مثل دیوانه ها با یاد خاطراتت میخندم و گریه میکنم
خوشحالِ که مرا در این سیاه چال رها کردی
#نساء✍️
Forwarded from لالههای سپید| پرنده آبی✨️🩷
https://whatsapp.com/channel/0029Vb6KaoyKrWR2Vewt1C1B/6248
شماره اشتراک: 15
بانو مروت
📚 نویسنده مورد علاقه: الیف شافاک
❤️ برای برنده شدن، لایک جمع کنید.
شماره اشتراک: 15
بانو مروت
📚 نویسنده مورد علاقه: الیف شافاک
❤️ برای برنده شدن، لایک جمع کنید.
Forwarded from لالههای سپید| پرنده آبی✨️🩷
عقل انسان مثل کودک گرسنهای میماند که باید معلومات را قاشق قاشق وارد دهانش کرد.
اما نباید فراموش کنیم که بعضی غذاها هستند که هضم آن برای کودک سخت است.
بعضی اطلاعات هستند که درک آنها برای عقل دشوار است...
#_شمس_تبریزی
#_ملت_عشق
اما نباید فراموش کنیم که بعضی غذاها هستند که هضم آن برای کودک سخت است.
بعضی اطلاعات هستند که درک آنها برای عقل دشوار است...
#_شمس_تبریزی
#_ملت_عشق
@writerbluebird2006
❤2
قسمَتِ شاعِر،هَمیشه دَر اِسارَت بودَن اَست
"یا اَسیر قافیه یا وَزن یا چشم هایِ تو..."
محمدعلی زنجانی
"یا اَسیر قافیه یا وَزن یا چشم هایِ تو..."
محمدعلی زنجانی
❤2
تو هم عزیزِ دوری،
و همانگونه دور خواهی ماند؛
چندیست که از بوسیدنِ عکسهایت دل کندهام،
چنانکه گویی
نه بودی،
و نه هرگز تو را داشتهام.
حالا تنها
گاهی میانِ ازدحامِ شب
نامت بیاجازه از دلم عبور میکند،
و من
بیآنکه صدایت کنم،
فقط سکوت را محکمتر در آغوش میگیرم.
آدمی به نبودن هم عادت میکند؛
درست مثل پنجرهای
که سالها رو به کوچهای بسته مانده باشد.
اما بعضی دلتنگیها
پیر نمیشوند…
فقط آرامتر گریه میکنند.
#ضمیره_لطیفی
و همانگونه دور خواهی ماند؛
چندیست که از بوسیدنِ عکسهایت دل کندهام،
چنانکه گویی
نه بودی،
و نه هرگز تو را داشتهام.
حالا تنها
گاهی میانِ ازدحامِ شب
نامت بیاجازه از دلم عبور میکند،
و من
بیآنکه صدایت کنم،
فقط سکوت را محکمتر در آغوش میگیرم.
آدمی به نبودن هم عادت میکند؛
درست مثل پنجرهای
که سالها رو به کوچهای بسته مانده باشد.
اما بعضی دلتنگیها
پیر نمیشوند…
فقط آرامتر گریه میکنند.
#ضمیره_لطیفی
❤1
این جهان که در آن زندگی میکنم
برایم شده دشوار دلتنگ شده
من هیچ وقت از قشنگی دنیا ننوشتم و نخواهم نوشت
میدانم دنیا قشنگ ورنگا رنگ است
اما برای من نیست
برای من ترسناک است
وقتی زیبا نمیبینم چی از زیبای و قشنگی بنویسم
من فقط می توانم از همه چیز بنویسم جز دو چیز
دنیا و ناعدالتی این دنیا
نساء✍
برایم شده دشوار دلتنگ شده
من هیچ وقت از قشنگی دنیا ننوشتم و نخواهم نوشت
میدانم دنیا قشنگ ورنگا رنگ است
اما برای من نیست
برای من ترسناک است
وقتی زیبا نمیبینم چی از زیبای و قشنگی بنویسم
من فقط می توانم از همه چیز بنویسم جز دو چیز
دنیا و ناعدالتی این دنیا
نساء✍
❤4🥰1
Forwarded from 𝑺𝒆𝒍𝒆𝒏𝒆 (Ɱ)
در عمیق ترین لایه های وجودم
خستگی و دلگیر را حس میکنم
بدنم چشمانم و حتی خودم همه در پی یک آرامش گمشده اند
خستگی و دلگیر را حس میکنم
بدنم چشمانم و حتی خودم همه در پی یک آرامش گمشده اند
کاش ميشد بچگي را زنده کرد
کودکي شد، کودکانه گريه کرد
شعر " قهر قهر تا قيامت" را سرود
آن قيامت که دمي بيش نبود
فاصله با کودکي ها مان چه کرد ؟
کاش ميشد، بچگانه خنده کرد💔
کودکي شد، کودکانه گريه کرد
شعر " قهر قهر تا قيامت" را سرود
آن قيامت که دمي بيش نبود
فاصله با کودکي ها مان چه کرد ؟
کاش ميشد، بچگانه خنده کرد💔
💔4❤2
Forwarded from 𝖲𝖨𝖢𝖪 𝖤𝖸𝖤𝖲 ꫂৎ (ΛŁmΛꫂৎ)
میدونی تو اگه قرار بود فراموش بشی تا حالا شده بودی...
بقول حضرت حافظ :
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟❤️🩹🍃
بقول حضرت حافظ :
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم؟ آن دل کجا برم؟❤️🩹🍃
❤2
Forwarded from تــک نویــس🦋🌸
گر بگویم درد دارم باور میکنی؟
از نبودت چه ها گشتم باور میکنی
هر شب و روزم گویی تو را می جویم
نبودت مرا به لبِ مرگ رساند باور میکنی؟
اشک هایم همیشه با من بود
تا تو رفتی بیشتر شد باور میکنی؟
#نساء✍
از نبودت چه ها گشتم باور میکنی
هر شب و روزم گویی تو را می جویم
نبودت مرا به لبِ مرگ رساند باور میکنی؟
اشک هایم همیشه با من بود
تا تو رفتی بیشتر شد باور میکنی؟
#نساء✍
❤2❤🔥1🕊1
همیشه پشت پنجره می نشست منتظر کسی که دوستش داشت
هر وقت صدای پا را می شنید لبخند میزد
اما میدید نبود
پیش خود میگفت
شاید برگردت و من دوباره طعم خوشبختی را بچشم
اگر روزی از در بیاید و برایم همان لبخند زیبایش را هدیه بدهد
شاید اندکی از درد هایم کاسته شود
میدانم بر میگردد
من منتظرخواهم ماند تا آخر عمر
#نساء
هر وقت صدای پا را می شنید لبخند میزد
اما میدید نبود
پیش خود میگفت
شاید برگردت و من دوباره طعم خوشبختی را بچشم
اگر روزی از در بیاید و برایم همان لبخند زیبایش را هدیه بدهد
شاید اندکی از درد هایم کاسته شود
میدانم بر میگردد
من منتظرخواهم ماند تا آخر عمر
#نساء
❤2❤🔥2
نخست،
دیر زمانی در او نِگریستم،
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم،
در پیرامونِ من همه چیزی به هیأتِ او در آمده بود...
آنگاه دانستم که
مرا دیگر از او گریز نیست...♥️🏖
احمد شاملو
دیر زمانی در او نِگریستم،
چندان که چون نظر از وی باز گرفتم،
در پیرامونِ من همه چیزی به هیأتِ او در آمده بود...
آنگاه دانستم که
مرا دیگر از او گریز نیست...♥️🏖
احمد شاملو
❤1