میباری ای باران و میشویی زمین را
اما نمی شویی دل اندوهگین را
رگباری و سیلی ولی دانم که هرگز
آبی بر آتش نیستی، جان حزین را
سنگینترینی، بیشک اما اندکی نیز
تسکین نخواهی داد، این غمگینترین را
باران دیگر باید و از ابر دیگر
تا شوید از دلهای ما، این خشم و کین را
بارانی از شمشیر و آنگه سیلی از خون
سیلی که خواهد کَند، بیخ ظالمین را
سیلی که خواهد بُرد از ذهن چلیپا
یاد یهودا را و شام واپسین را
آنگونه بارانی که خواهد شست با خون،
ناچار، خون ناحقِ آن نازنین را
آری همان باران که خواهد داشت در پی
آفاق آبی، و آفتاب راستین را
#حسین_منزوی
@Bitabi
اما نمی شویی دل اندوهگین را
رگباری و سیلی ولی دانم که هرگز
آبی بر آتش نیستی، جان حزین را
سنگینترینی، بیشک اما اندکی نیز
تسکین نخواهی داد، این غمگینترین را
باران دیگر باید و از ابر دیگر
تا شوید از دلهای ما، این خشم و کین را
بارانی از شمشیر و آنگه سیلی از خون
سیلی که خواهد کَند، بیخ ظالمین را
سیلی که خواهد بُرد از ذهن چلیپا
یاد یهودا را و شام واپسین را
آنگونه بارانی که خواهد شست با خون،
ناچار، خون ناحقِ آن نازنین را
آری همان باران که خواهد داشت در پی
آفاق آبی، و آفتاب راستین را
#حسین_منزوی
@Bitabi
نیست یک ساعت قرار این جان بیآرام را
یارب! آن آرام جان بیقرار من کجاست؟
سوخت از درد جدایی دل به امید وصال
مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟
#هلالی_جغتایی
@Bitabi
یارب! آن آرام جان بیقرار من کجاست؟
سوخت از درد جدایی دل به امید وصال
مرهم داغ دل امیدوار من کجاست؟
#هلالی_جغتایی
@Bitabi
مرا سفر به کجا میبرد؟
کجا نشان قدم، ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت گشوده خواهد شد؟
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش
#سهراب_سپهری
@Bitabi
کجا نشان قدم، ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت گشوده خواهد شد؟
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش
#سهراب_سپهری
@Bitabi