Берёза | بیریوزا
513 subscribers
341 photos
20 videos
87 links
کانال «روسیه‌شناسی»

«بیریوزا» یا «درخت توس»، یکی از نمادهای کشور روسیه است. من در اینجا به انتشار مطالبی در مورد تاریخ، فرهنگ، زبان و سیاست فدراسیون روسیه می‌پردازم.

✍🏻 حسین اصغری | دانشجوی دکترای مطالعات روسیه و مترجم زبان روسی | @Hosein_iru

@Birioza
Download Telegram
🍁تابلوهایی با موضوع پائیز از ایوان شیشکین

1. "Пасмурный день"
, (1893)
Холст, масло 105 х 71,5 см
Ивановский областной художественный музей

2. "Осень на Крестовском острове", (1892)
Частное собрание

3. "Осенний пейзаж. Парк в Павловске" (1888)
Холст, масло. 41 x 31 см
Луганский республиканский художественный музей

4. "Осень", (1892)
Холст, масло. 107 x 81 см
Государственный Русский музей, Санкт-Петербург

5. "Парк в Павловске", (1889)
Холст, масло. 113 x 83 см
Харьковский государственный музей изобразительных искусств

6. "Лесная заводь. Осень"
Холст, масло. 103 x 67 см
Плёсский государственный историко-архитектурный и художественный музей-заповедник, Ивановская обл.

7. "Рябина", (1892)
Холст, масло 58х33,3 см
Волгоградский музей и
зобразительных искусств им. И.И.Машкова


8. "Рябины осенью", (8 октября 1892)
Холст, масло 59,5 х 35 см
Частное собрание

9. "Осень", (1894)
Холст, масло 56.5 х 40 см
Государственный художественный музей Алтайского края


💻 کانال بیریوزا|حسین اصغری|@Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
43👍2
🔸تابلوی مشهور شیشکین

اگر آیوازوفسکی را نقاش دریا، ساحل و کشتی بدانیم (اینجا در موردش نوشته بودم)، ایوان شیشکین، سلطان بلامنازع جنگل، بلوط و کاج است. معروف‌ترین تابلوی شیشکین، تابلوی «صبحی در جنگل کاج» است که به «خرس‌ها» هم شهرت دارد. اثری که البته کار مشترکی با دیگر نقاش مطرح روسی است: و کنستانتین ساویتسکی خرس‌های آن را‌ به تصویر کشیده است. این تابلو الهام بخش بسیاری از طرح‌ها و آثار مرتبط با روسیه است.

🎨تحلیل اثر
از نظر بصری و سبکی، این اثر نمایشی استادانه در توصیفِ نور صبحگاهی در هاله‌ای از مه دوردست است که حس عمق ایجاد می‌کند: نور نرمِ پس‌زمینه و لایه‌بندی درختان، حس «سکون و سکوت» موجود در جنگل را ایجاد می‌کند و در مقابل، بازیگوشی خرس‌ها به نقطهٔ تمرکز تابلو، جلوه‌ای از «پویایی و حرکت» را ارائه می‌دهند. این هم‌نشینی واقع‌گرایانه و ظاهراً متضاد که لحنی تقریباً شاعرانه در آن مستتر است، علت اصلی ماندگاری و محبوبیت تابلوی شیشکین است.

بازتولیدهای گستردهٔ این تابلو (از جمله تبدیل تصویر به بسته‌بندی شکلات) نشان می‌دهد که اثر علاوه بر ارزش هنری، به نمادی عامه‌پسند در فرهنگ بصری روسیه تبدیل شده‌است؛ این وضعیت هم باعث شناخته‌شدن جهانی تابلو شده و هم گاه آن را به سطح «کیتچ» (دم‌دستی و توامان پرزرق و برق) نزدیک کرده‌است.

معروف‌ترین طرحی که از این تابلو الهام گرفته، جلد شکلات‌های شرکت «کراسنی آکتیابر» (اکتبر سرخ) است که معنایی نوستالژیک برای روس‌ها دارد. تصویر این شکلات‌ها در بخش کامنت‌ها بارگذاری خواهد شد.

💻 کانال بیریوزا|حسین اصغری|@Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍721
💠رونمایی، نقد و بررسی کتاب «یوغ جنگ»

«یوغ جنگ» اثر لئانید آندرییف، یکی از تلخ‌ترین و درخشان‌ترین روایت‌ها از انسان در برابر هیولای جنگ است؛ روایتی که نه‌تنها از میدان نبرد، بلکه از اعماق روان و وجدان بشر سخن می‌گوید.

سه‌شنبه، ۲۵ آذر، در آپ‌آرت‌مان نشر ثالث، با رونمایی از کتابی‌ که به‌تازگی از این نویسنده به فارسی ترجمه شده‌است، به گفت‌وگو دربارهٔ زبان و اندیشهٔ آندرییف خواهیم نشست.

💻 کانال بیریوزا|حسین اصغری|@Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍111
می‌نویسم، چون دیگر تاب آن را ندارم که به این موضوع فکر کنم. و اگر نگویم، سرگیجه می‌گیرم.

Я пишу потому, что я больше не в состоянии об этом думать. Голова путается, если не сказать.


🧐از نامه‌های مایاکوفسکی به معشوقه‌اش، لیلیا بریک، سپتامبر ۱۹۲۳

💻 کانال بیریوزا|حسین اصغری|@Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍75
🔻چرا باید «از گلستان تا ترکمنچای» را خواند؟

اطلاعات دست اول یرمولوف در «از گلستان تا ترکمانچای» فهم یکی از دشوارترین لحظات تاریخ ایرانِ دوره قاجار را برای خوانندۀ ایرانی، تسهیل می‌کند. در این کتاب، با متنی مواجهیم که هم «سند تاریخی» است، هم «اعتراف‌نامه قدرت»، و هم آیینه‌ای بی‌رحم از مناسبات نابرابر ایران و روسیه در آغاز قرن نوزدهم.

نخست آن‌که یرمولوف در مرکز تصمیم‌سازی امپراتوری روسیه در قفقاز قرار داشت. او نه ناظری بیرونی، بلکه بازیگری کلیدی در فاصله دو قرارداد گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸) است؛ فاصله‌ای که عملاً دوران فرسایش تدریجی حاکمیت ایران بر قفقاز را رقم زد. یادداشت‌های او به ما نشان می‌دهد که شکست ایران صرفاً محصول ضعف نظامی نبود، بلکه نتیجۀ ناآگاهی ژئوپولیتیکی دربار قاجار از دنیای بیرون و برتری ساختاری دولت مدرن روسیه بر دولت پیشامدرن قاجار بود.

دوم، این متن ارزشمند است چون منطق درونی سیاست روسیه را عریان می‌کند. یرمولوف با صراحتی گاه تکان‌دهنده از نگاه تحقیرآمیز نخبگان روس به ایران سخن می‌گوید؛ نگاهی که ایرانیان را نه شریک مذاکره، بلکه «موضوع مدیریت» می‌دانست. این نگاه، کلید فهم چرایی تحمیل قراردادهایی چون گلستان و ترکمانچای است. خواننده درمی‌یابد که این قراردادها نتیجه «حادثه» یا «بدشانسی» نبودند، بلکه محصول یک نابرابری سیاسی بودند.

سوم، اهمیت این کتاب در آن است که ما را از دام روایت‌های خودتسکین‌دهنده می‌رهاند. تاریخ‌نگاری ملی‌گرایانه معمولاً شکست‌ها را به خیانت افراد یا تصادف‌های تاریخی فرو می‌کاهد؛ اما یرمولوف، ناخواسته، ساختارها را افشا می‌کند. از خلال یادداشت‌های او می‌توان دید که چرا دستگاه دیپلماسی ایران ناتوان بود، چرا وعده‌های روس‌ها باور می‌شد، و چرا زبان قدرت را دیر فهمیدیم.

چهارم، این اثر برای فهم «ذهنیت استعماری روسی» نیز ضروری است. یرمولوف نمونه کلاسیک افسر ـ دیوانسالار امپراتوری است: خشن، عمل‌گرا، و عمیقاً متقاعد به رسالت تمدن‌ساز روسیه. در نتیجه، کتاب او فقط درباره ایران نیست؛ درباره نحوه شکل‌گیری سیاست روسیه در قفقاز، نوع برخورد با مسلمانان، و منطق پیشروی امپراتوری به سوی جنوب نیز هست. برای کسی که به شناخت ذهنیت روسی علاقه‌مند است، این متن یک منبع دست‌اول بی‌بدیل به‌شمار می‌آید.

در نهایت، باید این کتاب را خواند چون تاریخ را از زبان «طرف مقابل» روایت می‌کند. فهم تاریخ بدون شنیدن صدای دشمن، فهمی ناقص و ایدئولوژیک است. «از گلستان تا ترکمانچای» فرصتی است برای دیدن خودمان در آینه نگاه دیگری؛ آینه‌ای ناخوشایند، اما ضروری. این خوانش اگرچه دردناک است، اما دقیقاً به همین دلیل، آموزنده و بیدارکننده است.


🏷 از گلستان تا ترکمانچای
▫️یادداشتهای ژنرال یرمولوف در فاصلۀ دو جنگ ایران و روسیه (۱۸۱۴-۱۸۲۶ میلادی)
▫️ترجمه از روسی: حسین اصغری (دانشجوی دکترای مطالعات روسیه)
▫️با مقدمۀ غلامحسین زرگری نژاد
▫️نگارستان اندیشه ۱۴۰۴


💻 کانال بیریوزا|حسین اصغری|@Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍103
🔴انجمن علمی مطالعات اروپا، دانشگاه تهران برگزار می‌کند:

سلسله ‌نشست‌های گروه مطالعات روسیه

ترجمه؛ پلی میان دو تفکر:
گفت‌وگو پیرامون ماهیت، هدف و چگونگی فرایند ترجمه


سخنرانان:
◀️سید امیر بهادر هاشمی
◀️محمد مهدی یزدانی
◀️حسین اصغری

زمان برگزاری: شنبه ۲۹ آذرماه، ساعت ۱۱

مکان برگزاری: دانشکده مطالعات جهان، اتاق ایران


انجمن علمی مطالعات اروپا
دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران

💻 کانال بیریوزا|حسین اصغری|@Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1021
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🥺وقتی تازه ضمایر ملکی روسی رو یاد گرفتی:


💻 کانال بیریوزا | @Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤡422
🖼گزارش تصویری
ترجمه؛ پلی میان دو تفکر: گفت‌وگو پیرامون ماهیت، هدف و چگونگی فرایند ترجمه

با تشکر از حضور دوستانی که از دانشکدگان مختلف در این نشست حضور داشتند.

انجمن علمی مطالعات اروپا
دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران

💻 کانال بیریوزا|حسین اصغری|@Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1244
📚دو ترجمه از قطعهٔ معروف سعدی

از شعر معروف «بنی آدم اعضای یکدیگرند»، از شاعر بزرگ ایرانی، سعدی شیرازی، ترجمه‌های متعددی به روسی صورت گرفته است. در زیر، دو ترجمۀ روسی از این شعر معرفی می‌گردد، که اولی از یک مترجم ایرانی و دومی از مترجم ناشناس روسی است.

بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

6️⃣
Сыны Адама спаянные друг с другом члены [единого тела],
Ибо сотворены из одной сущности.

Если судьба поразит один член недугом,
То и остальные члены покинет покой.

О ты, кого не печалят страдания других,-
Нельзя тебя назвать человеком.
از کتاب «گلستان سعدی» فارسی-روسی، به تحقیق و اهتمام دکتر ایرج رستگار

2️⃣
Все племя Адамово — тело одно,
Из праха единого сотворено.

Коль тела одна только ранена часть,
То телу всему в трепетание впасть.

Над горем людским ты не плакал вовек,
— Так скажут ли люди, что ты человек?

Переводчик: Липскеров, Константин Абрамович
مترجم: کنستانتین لیپسکیروف


🔶به نظر شما کدام ترجمه درست‌تر و روسی‌تر است و توانسته ظرایف بیشتری را منتقل کند؟

🔶آیا اساساً ترجمه از فارسی به روسیِ چنین آثار سترگی توسط مترجمان ایرانی، می‌تواند گزینهٔ مناسبی باشد؟



💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51
Ночь Ялда 👋🎉

Иранский календарь на протяжении своей истории был основан на астрономических явлениях.

Современный календарь Ирана восходит к системе, созданной примерно тысячу лет назад учёными, среди которых был и Омар Хайям.

Исходя из этого, одним из важнейших астрономических событий в данном календаре является самая длинная ночь в году — Шаб-е Ялда.

Иранцы с древности отмечали её как праздник, чтобы даже эту самую долгую ночь, имеющую также символическое и метафорическое значение, провести вместе. Эта ночь — последняя ночь осени по иранскому календарю.

В эту ночь иранцы читают стихи своих знаменитых поэтов, едят гранаты, арбузы и орехи, и таким образом встречают рассвет первого дня зимы рядом друг с другом.


Какое ещё древнее событие вы знаете, во время которого целый народ таким образом собирается в кругу семьи, традиционно в родительском доме, читает стихи, берёт в руки книги и, вспоминая своих великих поэтов, декламирует поэзию? 🦁

С наступлением самой долгой ночи года поздравляю вас с Шаб-е Ялда! Пусть свет мудрости поэзии персидских поэтов и тепло семейного очага согреют ваше сердце.

💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍91
Forwarded from از روسی
‌‌
⭐️ 😀🙂🥰🙃🙂 😉😀😄😊🙃😄🤣😋 😋🥹😙🙃😄

روزی [چخوف] گفت: «انسان روس موجود عجیبی است! شبیه اَلَک است: هیچ چیز در او بند نمی‌شود. در جوانی حریصانه با هر چه به دستش بیاید، دل و جانش را انباشته می‌کند، اما پس از سی سالگی، چیزی جز خاکستر و خاکروبه در وجودش باقی نمی‌ماند. آدم برای این‌که زندگی شایسته‌ای داشته باشد، باید کار کند؛ با عشق و ایمان هم کار کند. اما ما این را بلد نیستیم.

معمارانمان همین که دو سه خانهٔ قابل‌قبول می‌سازند، می‌نشینند ورقْ بازی می‌کنند و تا آخر عمرشان هم به همین کار مشغول‌اند یا که پشت پردهٔ تماشاخانه‌ها می‌پلاسند.

پزشکانمان همین‌که اندک‌تجربه‌ای می‌اندوزند، دیگر پی علم نمی‌روند و جز اخبار و تازه‌های درمان چیز دیگری نمی‌خوانند. تازه به‌جد هم معتقدند که ریشهٔ تمامی بیماری‌ها سرماخوردگی است.

شخصاً تا به حال هیچ کارمند دولتی‌ای را ندیده‌ام که اقلاً تا حدی معنای کار خودش را بفهمد. طبق معمول در پایتخت یا مراکز استان می‌نشینند کاغذ سیاه می‌کنند و نهایتاً برای اجرا به زمییوف و اسمورگون می‌فرستند. اما این‌که این نامه‌ها و کاغذها آزادی چه کسانی را در زمییوف و اسمورگون خواهد گرفت، برایشان همان‌قدر اهمیت دارد که عذاب دوزخ برای بی‌خدا.

وکیلی که در چند پرونده پیروز شده و نامی برای خودش دست و پا کرده، دیگر در پی دفاع از حقیقت نیست، بلکه فقط از حق مالکیت خودش دفاع می‌کند. می‌رود اسب‌سواری، صدف خوراکی می‌خورد، خودش را هم خبره و آگاه به تمام هنرها جا می‌زند.

بازیگری که دو سه نقش قابل‌تحمل بازی کرده، دیگر به خودش زحمت نمی‌دهد بازی در چند نقش‌ جدید را یاد بگیرد؛ کلاه سیلندر بر سر می‌گذارد و خودش را نابغهٔ دهر می‌پندارد.

روسیه تماماً سرزمین آدم‌های حریص و تنبل است. بسیار می‌خورند، بسیار می‌نوشند، روزها به خوابْ عشق می‌ورزند و در خواب خروپف می‌کنند. ازدواج می‌کنند که زندگی‌شان نظمی پیدا کند، معشوقه می‌گیرند تا در جامعه پرستیژ و اعتباری داشته باشند.

روانشان سگ‌صفت است؛ اگر بزنی‌شان، زوزه‌کشان به سوراخشان می‌خزند؛ اگر نوازششان کنی، پشت بر زمین می‌خوابند، دست و پا به هوا می‌کنند و دم تکان می‌دهند...»

از کتاب «آنتون پاولوویچ چخوف» نوشتهٔ ماکسیم گورکی
مترجم: محمدمهدی یزدانی

📌Странное существо - русский человек! — сказал он однажды. В нем, как в решете, ничего не задерживается. В юности он жадно наполняет душу всем, что под руки попало, а после тридцати лет в нем остается какой-то серый хлам. Чтобы хорошо жить по-человечески - надо же работать! Работать с любовью, с верой. А у нас не умеют этого. Архитектор, выстроив два-три приличных дома, садится играть в карты, играет всю жизнь или же торчит за кулисами театра. Доктор, если он имеет практику, перестает следить за наукой, ничего, кроме "Новостей терапии", не читает и серьезно убежден, что все болезни - простудного происхождения. Я не встречал ни одного чиновника, который хоть немного понимал бы значение своей работы: обыкновенно он сидит в столице или губернском городе, сочиняет бумаги и посылает их в Змиев и Сморгонь для исполнения. А кого эти бумаги лишат свободы движений в Змиеве и Сморгони - об этом чиновник думает так же мало, как атеист о мучениях ада. Сделав себе имя удачной защитой, адвокат уже перестает заботиться о защите правды, а защищает только право собственности, играет на скачках, ест устриц и изображает собой тонкого знатока всех искусств. Актер, сыгравши сносно две-три роли, уже не учит больше ролей, а надевает цилиндр и думает, что он гений. Вся Россия - страна каких-то жадных и ленивых людей: они ужасно много едят, пьют, любят спать днем и во сне храпят. Женятся они для порядка в доме, а любовниц заводят для престижа в обществе. Психология у них - собачья: бьют их - они тихонько повизгивают и прячутся по своим конурам, ласкают - они ложатся на спину, лапки кверху и виляют хвостиками...

— ‌‌ Максим Горький | «А. П. Чехов»

⭐️@Az_rusi
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍115
🟣همایش ملی دانشجویان ایرانی زبان و ادبیات روسی

📢قابل‌ توجه دانشجویان زبان روسی

نخستین همایش ملی دانشجویان ایرانی زبان و ادبیات روسی فردا، سوم دی ماه ۱۴۰۴ در دانشکده زبان‌ها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران واقع در خیابان کارگر شمالی از ساعت ۹ تا ۱۴ برگزار خواهد شد.


منتظر حضور شما در این گردهمایی علمی و دوستانه هستیم.

💻 کانال بیریوزا | حسین اصغری | @Birioza
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍102