دلمشغولیها
487 subscribers
222 photos
120 videos
30 files
231 links
کتابها (ترجمه):
هایدگر واپسین؛جولیان یانگ،حکمت
درآمدی بر فهم هرمنوتیک؛لارنس اشمیت،ققنوس
آزادی حیوانات؛پیترسینگر،ققنوس
فلسفه قاره ای و معنای زندگی؛جولیان یانگ،حکمت
حق حیوان، خطای انسان؛تام ریگان،نشرکرگدن
درآمدی به فهم فایده‌گرایی،نشرطه
@BeKhod87
Download Telegram
با روی کار آمدن شبکه‌های فارسی زبانِ ماهواره‌ای و سپستر همزمان رسانه‌های اجتماعی، با یک پدیده دو وجهی از بازنویسیِ کج و معوج روایت‌های تاریخی از یک‌سو و همزمان تحلیل بردنِ بسیاری از مفاهیم ارزشی و اخلاقی در جامعه ایرانی مواجه بوده ایم و هستیم.

انکار کودتای خارجی بودنِ رویداد ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت مصدق و همچنین تطهیرسازی ساواک تنها دو نمونه از این بازنویسی روایت‌های تاریخی هستند، هرچند بررسی بیشتر می‌تواند موارد بیشتری را آشکار سازد؛ در سطح ارزشی_اخلاقی نیز تحلیل بردن و کهنه و منسوخ نشان دادن مفاهیمی همچون «خیانت» در سطح خُردِ روابط بینا_فردی از یکسو، چیزی که در قالب ترجمه و دوبله انبوه سریالهای خارجی در بسیاری از همین شبکه‌های فارسی زبان صورت میگیرد، تا عادی سازی خیانت در سطح کلانتر، یعنی خیانت به وطن، در پشت اصطلاحات و تعابیر پر زرق و برقی همچون «مداخلات بشردوستانه»، همه یک طرح و پروژه هدفمند را نشان می‌دهد. اکنون نیز چیزی که آنرا هدف گرفته‌اند و همزمان در حال عادی‌سازی و یا کم اهمیت نشان دادن آن هستند مفهوم تجزیه ایران است؛ از این ایده ساده‌لوحانه که «در صورت مداخلات نظامی نیروهای خارجی قرار نیست جنگ داخلی شود و کشور تجزیه شود،‌ و این خود ج.ا است که برای اینکه مردم را از هر حرکتی بترساند این مفاهیم را برجسته کرده است» تا ایده اینکه «اتفاقن تجزیه چیز بدی هم نیست آنگونه که در مورد بسیاری از کشورهای اروپایی رخ داده است» همه در راستای تحلیل بردن بنیادی ترین مفاهیم ارزشی_اخلاقی_ملی هستند.

اینکه چرا جماعتِ بی‌وطن و بی‌آبروی #لمپهلویسمِ شاه‌اللهی و طرفداران منتظرالسلطنه نیز از چنین زبانِ کثیف و آلوده‌ای برای بدنام کردن و ترور مخالفانشان استفاده می‌کنند نیز در راستای همین سیاست‌های ارزش‌زدایی از جامعه ایرانی و اهریمن‌سازی از مخالفانشان است تا راه را برای اِعمال هرگونه خشونتی در جامعه ایرانی باز کنند.

@BeKhodnotes
👍3👏1
در دروغگویی بی شرمانه و وطن‌ستیزانه و مزدورانه تلويزيون فارسی دشمن که البته سخنی نيست؛ اينها تکليفشان روشن است. مزدور رژيم جنايتکارند و تبديل به زامبی شده اند. اما من همواره معتقدم از بی‌بی‌سی فارسی بيشتر احتراز کنيد. اين تلويزیون پروژه استعمار پير است برای ايران سه هزار ساله ما. جامع همه تجربيات استعمار پير است در برخورد با کشورهای غرب آسيا و شبه قاره. تمام آن تجربيات و البته ناکامی ها اينک تبديل شده به بی‌بی‌سی فارسی. تاريخ سه قرن اخير را بخوانيد و ببينيد که تمام رنجی که ما مردمان بینوا و بی‌پناه غرب آسيا امروز می کشيم نتيجه استعمار انگليس است و بلایی که سر اين منطقه آورد.

https://t.me/azbarresihayetarikhi
👍31
Forwarded from حسین قتیب
‏ماشین جنگی رژیم متخاصم در روزهای اخیر از شبکه‌های اجتماعی برای شکل‌دهی به ادراکات، عواطف و قضاوت‌های سیاسی ایرانیان استفاده می‌کند. این فرآیند نه به‌صورت خودجوش، بلکه در قالب یک راهبرد شناختی ـ ارتباطی و با اتکا به دانش روزِ علوم داده، روان‌شناسی اجتماعی و ارتباطات سیاسی عمل می‌کند.

‏در این میان، اینستاگرام به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بسترهای عملیاتی، نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. سازوکارهای الگوریتمی این پلتفرم، به‌ویژه الگوریتم‌های recommendation و engagement optimization، به‌گونه‌ای عمل می‌کنند که محتوای هدفمند، متناسب با هویت‌های قومی، محلی و زیست‌فرهنگی کاربران به آنان نمایش داده می‌شود. در عمل، کاربران با جریان‌هایی از محتوا مواجه می‌شوند که به‌طور دقیق بر اساس پیش‌فرض‌های هویتی آنان تنظیم شده و به‌تدریج یک حباب ادراکی را شکل می‌دهد.

‏نکته قابل‌توجه‌تر، طراحی هوشمندانه محتوا از منظر فرهنگی است. تولیدکنندگان این محتوا نه‌تنها پیام سیاسی را منتقل می‌کنند، بلکه از کدهای آشنای فرهنگی مانند موسیقی، ریتم، نمادها و حافظه عاطفی جمعی بهره می‌گیرند. در این چارچوب، استفاده از نوحه‌ها و ملودی‌های آیینی، به‌ویژه نوحه‌های یزدی، اشعار و نمادهای مذهبی در ترکیب با مفاهیمی نظیر «جاویدشاه» و گفتمان‌های سلطنت‌طلبانه، نوعی هم‌نشینی عاطفی متناقض ایجاد می‌کند؛ محتوایی که هم‌زمان بر شور، سوگ و حماسه سوار می‌شود و مخاطب را در سطح احساسی درگیر می‌سازد، بی‌آنکه الزاماً وارد سطح تحلیل عقلانی شود. این دقیقاً مصداق مهندسی عاطفه در فضای رسانه‌ای است.

‏در سطحی عمیق‌تر، شاهد وارونگی نمادهای مقاومت ملی هستیم. نمادهایی که در حافظه تاریخی جامعه به‌عنوان نشانه‌های ایستادگی در برابر دشمن خارجی تثبیت شده‌اند، به‌صورت معکوس بازنمایی می‌شوند. برای مثال، استفاده از موسیقی‌هایی چون سمفونی خرمشهر بر روی تصاویری از تخریب شهرها، حمله به اماکن عمومی یا نیروهای انتظامی، نوعی بازچارچوب‌بندی معنایی(Semantic Reframing) را رقم می‌زند که هدف آن تضعیف سرمایه نمادین مقاومت و تبدیل آن به ابزار مشروعیت‌بخشی به خشونت داخلی است

‏در همین راستا، تقدیس خشونت به‌عنوان یک الگوی رفتاری مطلوب، به‌طور مداوم بازتولید می‌شود؛ خشونت علیه شهروندان، نیروهای انتظامی، زیرساخت‌ها و ساختمان‌ها نه‌تنها محکوم نمی‌شود، بلکه در قالب کنشی قهرمانانه و اخلاقی بازنمایی می‌گردد. این روند به‌تدریج به طبیعی‌سازی چرخه خشونت منجر می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن خشونت، هم علت است و هم پاسخ، و هر مرحله، مرحله بعدی را توجیه می‌کند.

‏نکته نهایی و بسیار مهم، اثر قفل‌شدگی الگوریتمی است. هنگامی که کاربر وارد این ریل‌های محتوایی می‌شود و شروع به دنبال‌کردن، لایک‌کردن یا تعامل می‌کند، الگوریتم به‌سرعت او را در یک شبکه بسته از محتوا گرفتار می‌سازد. این وضعیت خروج شناختی کاربر از این فضا را دشوار کرده و امکان مواجهه با روایت‌های بدیل را به حداقل می‌رساند.

‏دوستان عزیزم، آنچه با آن مواجه‌ایم نه صرفاً «فعالیت در شبکه‌های اجتماعی»، بلکه یک عملیات شناختی چندلایه است که از پیوند الگوریتم، فرهنگ، عاطفه و خشونت برای بازآرایی ادراک عمومی بهره می‌گیرد؛ پدیده‌ای که بدون درک علمی و تخصصی آن، مواجهه مؤثر با پیامدهایش ممکن نخواهد بود
👍2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«حفظ ایران» مهم‌ترین اولویت شرایط کنونی!

@BeKhodnotes
👍1
دلمشغولیها
با روی کار آمدن شبکه‌های فارسی زبانِ ماهواره‌ای و سپستر همزمان رسانه‌های اجتماعی، با یک پدیده دو وجهی از بازنویسیِ کج و معوج روایت‌های تاریخی از یک‌سو و همزمان تحلیل بردنِ بسیاری از مفاهیم ارزشی و اخلاقی در جامعه ایرانی مواجه بوده ایم و هستیم. انکار کودتای…
در زمانه و دورانی که رسانه‌ها در سطح کلان بصورت هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده، افکار عمومی را شکل می‌دهند و با نا_حقیقت‌ها در پوستینِ حقیقت، ذهنیت توده مردم را در فرایندی پیچیده از شرطی‌سازی مهندسی می‌کنند، بنحوی که جامعه از تشخیص بنیادی‌ترین اصول ارزشی خود در می‌ماند _ خشونت عریان و افسارگسیخته را صلح و خیانت را وفاداری قلمداد میکند_ باید خط بطلانی بر بیشتر نظریات اخلاقی و سیاسی کشید که حول محور «عقل سلیم» (common sense) شکل می‌گیرند. اگر در گذشته جریان شکل‌دهی به افکار عمومی در قالب اعلامیه‌ها و بازار شایعه و سپستر روزنامه و رادیو و تلویزیون شکل می‌گرفت _ابزاری که همچنان برای فرد ممکن بود تا برای مدتی هم شده خود را از آنها جدا کرده و از آن فاصله بگیرد_ که همچنان نوعی از فضای تنفس را برای فرد باز می‌گذاشت تا نسبت به آنچه دریافت می‌کند کمی با دیده تامل و تردید بنگرد، اما در زمانه اینترنت پرسرعت و گوشی‌های هوشمندی که در جیب جا میشود و تبدیل به جز لاینفک هر فرد انسانی شده _آنچنانکه حتی در رختخواب نیز فرد را به حال خود وانمیگذارد_ با بمباران بی‌وقفه افراد با اطلاعات مهندسی‌شده عملن مجالی برای تنفس باقی نمی‌ماند. از لحاظ معرفتی نیز، درحالیکه ابزار سنتی و اندک مدرن‌ترِ (رادیو و تلویزیون) جریان شکل‌دهی به افکار عمومی افراد را در نوعی شک و تردید روانی و معرفتی قرار می‌داد، ابزارهای مدرن‌تر همچون گوشی‌های هوشمند افراد را بسوی نوعی از جزم‌گرایی و دگماتیسم سوق می‌دهد که امکان هرنوع گفتگویی خلاف جریان پروپاگاندا و جنگ رسانه‌ای را غیرممکن میسازد‌.
@BeKhodnotes
Forwarded from با برزین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 فساد و ناکارآمدی داخلی یا تحریم خارجی؟

در این ویدیو خیلی خلاصه سعی کردم توضیح بدم که برخلاف تبلیغات مرسوم، مهمترین دلیل مشکلات اقتصادی امروز ایران نه ناکامدی داخلی که تحریم‌های خارجی هست. بزرگترین اشتباه جمهوری اسلامی هم اینه که یک جنگ خارجی رو تبدیل به موضوع سیاست داخلی کرد.

منظورم این نیست که ناکارآمدی و فساد وجود نداره و بهتر از این نمیشه عمل کرد. اتفاقا در همین شرایط میشه خیلی بهتر کار کرد ولی به عنوان یک دولت معمولی در منطقه غرب آسیا اصلا اون تصویر سیاه و تاریکی که برخی سعی دارند از عملکرد اقتصادی دولت بسازند درست نیست.

مثلا وزیر اقتصاد ایران، سید علی مدنی‌زاده، دارای مدال برنز المپیاد جهانی ریاضی، کارشناسی ارشد ریاضی از دانشگاه استنفورد و کارشناسی ارشد و دکتری اقتصاد از دانشگاه شیکاگو است و کمتر کشوری در دنیا وزیر اقتصادی با این سطح دانش و تخصص داره.


دیگه عینکم رو زدم. :) سوالی داشتید بپرسید تا جایی که بلد باشم جواب میدم.

به امید ایران آباد و سربلند.

#اقتصاد #نرخ_ارز #تورم #تحریم #فساد

@babarzin
دلمشغولیها
در زمانه و دورانی که رسانه‌ها در سطح کلان بصورت هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده، افکار عمومی را شکل می‌دهند و با نا_حقیقت‌ها در پوستینِ حقیقت، ذهنیت توده مردم را در فرایندی پیچیده از شرطی‌سازی مهندسی می‌کنند، بنحوی که جامعه از تشخیص بنیادی‌ترین اصول ارزشی خود در…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینکه این مزدوران و مواجب‌بگیرانِ بی‌شرم و نمک به‌حرام چقدر به شکلی دلبخواهی (arbitrarily) و عوام‌فریبانه از تاریخ برای توجیه بمباران و ویرانی کشوری استفاده می‌کنند که روزی در آن بالیدن گرفتند، یک طرف ماجراست. اما طرف دیگر ماجرا این خواهد بود که در صورت جنگ بین ایران و آمریکا و مقاومت نظام سیاسی ایران دربرابر حملات دشمن، مرحله بعدی که این وطن‌فروشان اقدام به عادی‌سازی آن در اذهان توده مردم خواهند کرد بمباران اتمی ایران خواهد بود، با این استدلال که ژاپن پس از بمباران اتمی آمریکا بود که تسلیم شد و شد ژاپن امروزی! اینها همینقدر وقیح و بی‌شرمند و نان در خون مردم میکوبند و میخورند. بیچاره مردمی که پای سخنان ایشان می‌نشینند!

@BeKhodnotes
👍5
Forwarded from دلمشغولیها
قابوس ابن وشمگیر، فرمانروای منتقدِ اشرفِ مخلوقات بودن انسان

قابوس ابن وشمگیر، با لقب شمس المعالی، همو که شهر گنبد کاووس (قابوس) بخاطر مقبره او چنین نام گرفته است، همو که کیکاووس ابن اسکندر، نوه‌اش، با لقب عنصرالمعالی، کتاب قابوس نامه را به نام پدربزرگش نامگذاری کرده، از امیران سلسله زیاران بود، که دارای شخصیت فرهنگی و دانش‌دوستی بوده است. ابوریحان بیرونی مدتی در دربار همین قابوس مشغول به خدمت بوده و همین‌جاست که اثر مشهور خود، آثار الباقیه عن القرون الخالیه را به نگارش درآورده، و آنرا تقدیم به قابوس می‌کند. روایت‌هایی نیز از ملاقات ابن‌سینا با قابوس وجود دارد، هرچند صحیح بنظر نمی‌رسند، زیرا قبل از اینکه چنین ملاقاتی صورت بگیرد، قابوس ظاهرن بدست فرماندهانش دستگیر و تبعید شده بود.

برغم علم و دانش دوستی قابوس، اما، روایت‌هایی از تندخویی و سختگیری نسبت به نزدیکانش وجود دارد، که همین باعث شد تا فرماندهان علیه وی بشورند و پسرش منوچهر را بجای او بنشانند. نهایتن نیز در حالیکه در یک روز سرد زمستانی برای حمام از قلعه محل تبعید خود، قلعه جناشک، خارج شده بود، در راه بازگشت به قلعه، درب را به روی او باز نکردند تا نهایتن از سرما جان داد.

از قابوس، مجموعه نامه‌ها و مکاتبات وی با شخصیت‌های سیاسی آن زمان، همچون صاحب ابن عَباد، وزیر مهم و تاثیرگذار آل بویه، و رساله‌های کوتاه فلسفی، الهیاتی به زبان عربی برجای مانده که صرفنظر از محتوای این آثار، به علت نثر مسجع و بلاغت و فصاحت‌شان زبانزد است. همه این نامه‌ها و آثار را شخصی بنام عبدالرحمن ابن علی الیزدادی، در اثری بنام کمال البَلاغه جمع‌آوری کرده است.

در میان این آثار، رساله‌ای تقریبن ۳ صفحه‌ای خودنمایی می‌کند با عنوان، "رساله درباره انسان و حیوان". آنچه این رساله را بسیار خاص و متمایز می‌کند نقد شدید قابوس به مفهوم و آموزه اشرف مخلوقات بودن انسان در مقابل دیگر حیوانات است. از نظر قابوس، برخلاف آنچه فلاسفه گمان برده‌اند که حیوانات فاقد عقلند، این حرف بغایت خطایی است، زیرا حیوانات در سخت ترین شرایط توانایی زندگی را دارند و به تعبیر ساده گلیم خود را از آب بیرون می‌کشند. احتمالن نقد قابوس در اینجا معطوف به فلاسفه‌ای چون فارابی و خصوصن ابن‌سیناست که حیوانات دیگر را فاقد عقل قلمداد کرده‌اند.

از نظر قابوس، اتفاقن اگر قرار بر اشرف مخلوقات بودن جانوری باشد، این حیوانات هستند که شایسته چنین عنوانی‌اند نه انسان، زیرا حیوانات بدون نیاز به یادگیری و آموختن بسیار، ضروریات زندگی را به شکلی غریزی میدانند، درحالی‌که انسانها باید رنج آموختن را بجان بخرند، و این غریزه نیز از نظر قابوس خود نوعی از عقلانیت است، نه آنگونه که ابن‌سینا آنرا به قوه‌ای غیر از عقل، یعنی قوه وهم، نسبت میداد. حیوانات، از اینرو، در مقایسه با انسانها، بسیار مستقل‌تر عمل می‌کنند، در حالیکه انسانها بدون آموزش و حمایت‌های اجتماعی دوام نخواهند آورد. در واقع برخلاف نگاه مرسوم که غریزی بودن رفتار حیوانات را درمقابل آموختنی بودن رفتار انسانها نشانه مادون بودن حیوانات در مقایسه با انسانها در نظر میگیرد، قابوس بالعکس این را نشانه قوت حیوانات و ضعف انسانها لحاظ می‌کند. از سوی دیگر، حیوانات به شکلی طبیعی زیبایند، درحالی‌که انسانها زیبایی‌شان عاریتی و نتیجه ساعتها وقت گذاشتن روی آرایش و پیرایش خود است. از دیگر نشانه‌های اشرف مخلوقات بودن جانوران دیگر که قابوس بدان اشاره می‌کند همین بس که سرگین‌شان مرهمی برای دردهای انسانی است.

این رساله کوچک در واقع، نوعی مانیفست برای وارونه سازی مفاهیمی است که به انسان درمقابل حیوان مقام برتری و اشرفیت داده است، و بالعکس همان مفاهیمی را که بواسطه آنها انسان را به مقام اشرفیت رسانده بود نقطه ضعف انسانی دانسته است. وارونه سازی دوگانه‌ها، که فیلسوفی همچون دریدا بدان با تعبیر Deconstruction اشاره می‌کند.

این رساله را این کمترین به همراه مقدمه‌ای درباره قابوس، شرایط تاریخی، و محتوای رساله، در مقاله‌ای با عنوان "Deconstructing the Idea of the Human as the Noblest Animal: A Treatise by Qābūs Ibn Wushmgir" به زبان انگلیسی ترجمه کردم و بتازگی در مجموعه Animals in Greek, Arabic, and Latin Philosophy
توسط نشر Brill و ویراستاری Peter Adamson و Miira Tuominen بچاپ رسیده است.

لینک معرفی مقاله:
https://brill.com/display/book/9789004744134/BP000016.xml


لینک کتاب:

https://brill.com/display/title/73187?language=en&srsltid=AfmBOopDqJwM5GCFAGEs3DuORMuZk4il6u4-sWTNAmfC2PnobS4EEJfK

@BeKhodnotes
1👍1
یورونیوز و امپراتوری رسانه‌ای یهود

دانش و سواد رسانه‌ای یعنی اینکه فریفته عناوین دهان پرکن و پر طمطراق رسانه‌ها نگردیم و پیش از باور به خبرهاشان پی آن را بگیریم که چه کسی یا کسانی در پشت آن بنگاه خبرپراکنی هستند.

یکی از رسانه‌هایی که در چندماه اخیر به شکلی نظام‌مند اقدام به پراکندن اخباری بسیار رادیکال و افراطی علیه ایران می‌کند یورونیوز است. یورونیوز معمولن رسانه‌ای بود که با مواضع بسیار معتدل و میانه شناخته می‌شد تا جاییکه سایتهای خبری این رسانه تا چندماه پیش هم در ایران باز بود. اما پس از جنگ اخیر و همین اتفاقات ماه گذشته، این رسانه حتی روی سیاه‌تر از زغالِ اینترنشنال را هم سفید کرده است.

برایم جالب بود که ببینم چه کسی یا کسانی در پشت این رسانه هستند تا شاید پاسخ پرسشم را دریافت کنم. یک جستجوی ساده دراین‌باره انجام دادم که چنین می‌گوید:
آخرین و مهمترین تغییر در مالکیت یورونیوز در سال ۲۰۲۲ رخ داد. در ژوئیه ۲۰۲۲، صندوق سرمایه‌گذاری پرتغالی به نام آلپاک کپیتال (Alpac Capital) این شبکه را به قیمت ۱۷۰ میلیون یورو خریداری کرد.
این معامله با حاشیه‌ها و ابهاماتی همراه بود:

پس از این خرید، شبکه دفتر مرکزی خود را از لیون به بروکسل منتقل و حدود نیمی از کارکنان خود را تعدیل کرد. منبع تأمین مالی این خرید توسط آلپاک کپیتال به یک موضوع بحث‌برانگیز تبدیل شد. گزارش‌های تحقیقی مشترک چند رسانه اروپایی (از جمله لوموند فرانسه) که در آوریل ۲۰۲۴ منتشر شد، نشان داد که حداقل یک سوم از منابع مالی این خرید به ویکتور اوربان، نخست‌وزیر مجارستان، و افراد مرتبط با دولت او مرتبط بوده است.

رئیس فعلی هیئت مدیره یورونیوز، پدرو وارگاس داوید (Pedro Vargas David) است.

اما پدرو وارگاس داوید کیست؟ پدرو وارگاس داوید (Pedro Vargas David) یک سرمایه‌گذار و مدیر رسانه‌ای پرتغالی است که بیشتر به عنوان رئیس هیئت مدیره شبکه یورونیوز و مدیرعامل گروه سرمایه‌گذاری آلپاک کپیتال (Alpac Capital) شناخته می‌شود. او در کانون توجهات رسانه‌ای و سیاسی اروپا قرار دارد، عمدتاً به دلیل نقشی که در خرید یورونیوز با سرمایه‌گذاری مجارستان ایفا کرد.
پدر او، ماریو داوید (Mário David)، یک سیاستمدار کهنه‌کار راست افراطی پرتغالی و از متحدان ویکتور اوربان، نخست‌وزیر مجارستان است.

آنچه جالب توجه است این مطلب است که با جستجوی نام پدرو داوید، مقاله‌ای از او در سایت اسرائیلی جروزالم پست در سال ۲۰۱۵ می‌آید با عنوان "یهود و مردم پرتغال" (https://www.jpost.com/opinion/the-jewish-and-portuguese-people-430490)
که نشان از نزدیکی او به صهیونیستهاست، هرچند هیچ اطلاعات صریحی درباره یهودی بودن او وجود ندارد.

اما شاید نام و فامیلی او نیز چیزی برای گفتن داشته باشد. نام داوید نیز یک نام متداول یهودی و وارگاس نیز از اسامی نسبتن متداول بین یهودیان سفاردی در پرتغال است.

از طرف دیگر، نزدیکی او به اوربان، نخست‌وزیر مجارستان، خود حاکی از تعلق او به جناح راست افراطی است. اوربان که به عنوان ترامپِ اروپا هم شناخته می‌شود، همچون دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، ارادت بسیار خاصی به اسرائیل دارد. اوربان "وفادارترین متحد" نتانیاهو در اتحادیه اروپا است. او با به چالش کشیدن آشکار دیوان کیفری بین‌المللی، ایجاد فضای امن برای یهودیان در مجارستان و اشتراکات ایدئولوژیک عمیق با راست اسرائیل، این نزدیکی را به نمایش گذاشته است. در اقدامی بی‌سابقه، او نه تنها از اجرای حکم بازداشت "جنایات جنگی" بنیامین نتانیاهو (که در نوامبر ۲۰۲۴ صادر شد) سر باز زد، بلکه در جریان سفر نتانیاهو به بوداپست در آوریل ۲۰۲۵، رسماً خروج مجارستان از این دیوان را اعلام کرد‌. این رابطه که توسط نتانیاهو نیز بارها تحسین شده، نشان‌دهنده یک اتحاد راهبردی بر اساس منافع متقابل و جهان‌بینی مشترک است. هر دو از مفهوم "دموکراسی غیرلیبرال" دفاع می‌کنند.
هر دو از متحدان نزدیک دونالد ترامپ به شمار می‌روند و از سیاست‌های او حمایت می‌کنند. آن‌ها سیاست‌های خود را در چارچوب دفاع از "تمدن یهودی-مسیحی" در برابر باصطلاح "اسلام رادیکال" تعریف کرده و توجیه می‌کنند.

براین اساس، همه این شواهد و قرائن حکایت از تعلق رسانه یورونیوز به امپراتوری رسانه‌ای یهود دارد، و سوگیریهای راست افراطی آن را کاملن قابل فهم می‌سازد.

@BeKhodnotes
1
چرا نبرد غرب و ایالات متحده در لايه زیرین و اساسی خود یک نبرد هویتی با ایران است؟ پاسخ در این فرسته توییتری وزارت خارجه ایالات متحده تاحدی نهفته است:

"ایالات متحده و اروپا به تمدنی تعلق دارند که در سرتاسر قاره‌ها و اقیانوس‌ها گسترده شده است و برای هزاران سال از آتن گرفته تا روم و آمریکا تداوم داشته است. تمدن غربی باید میراث پرافتخار خود را در آغوش بکشد اگر قرار است تا زوال آنرا معکوس سازد."

فراموش نکنیم که بزرگترین دشمن یونان به مرکزیت آتن امپراتوری هخامنشی و بزرگترین دشمن امپراتوری روم، امپراتوری ساسانیان بودند. اگر ایالات متحده نیز خود را امتداد همان مسیر میداند، هیچ عجیب نیست که چرا تا این حد به لحاظ هویتی خود را در تقابل با ایران میداند و از همه ابزارهای خود برای ضربه زدن بدان بهره می‌برد، همچنانکه یونانیان و رومیان نیز چنین میکردند. درواقع، تقابل با ایران بخصوص از نگاه جریان راست محافظه‌کار غربی همان تقابل باستانیِ غرب یونانی-رومی/یهودی-مسیحی با شرقی است که یکی از اضلاع مهم قدرتِ آن ایران است‌،‌ ایرانی که‌ بعدها نماینده مهم اسلام نیز شد.

@BeKhodnotes
👎3
طبقات الصوفیه
پیرِ هرات خواجه عبدالله انصاری
گزینش و خوانِش: قاسم هاشمی‌نژاد
@Qalandariyyah | قلندریه
Forwarded from • ذوالنون •
طبقات الصوفیه - قاسم هاشمی نژاد.rar
229.3 MB
طبقات الصوفیه
پیرِ هرات خواجه عبدالله انصاری
گزینش و خوانِش: قاسم هاشمی‌نژاد
۲۱ فایل صوتی در یک فایلِ زیپ
@zonnoun
در طول بیش از هشت سالی که ساکن فنلاند بوده‌ام، هیچگاه هندی، بنگلادشی، پاکستانی، یا آفریقایی‌یی را ندیده‌ام که مثلن از کشورشان بد بگویند، یا برای بمباران کشورشان دست به دامان بیگانه شوند. نه به این خاطر که اینان وضعیت بهتری از ما دارند، که اتفاقن بالعکس، وضعیت رفاه و امکانات در کشورهای فوق‌الذکر در بسیاری از مهم‌ترین موارد حتی به گَرد ایران هم نمی‌رسد. این حتی از کیفیت زندگی ایرانیانِ مقیم خارج با ملیت‌های مورد اشاره نیز قابل تشخیص است؛ چه اینکه بیشتر هندی‌ها و بنگالها و آفریقایی‌ها در مقایسه با ایرانیان معمولن سخت‌ترین و پست‌ترین کارها را نیز انجام می‌دهند، در حالیکه چنین چیزی در بین ایرانیان کمتر دیده می‌شود که یکی از عوامل مهم آن بخاطر کیفیت و شرایط بهتر زندگی در ایران بوده که بخصوص بلحاظ تحصیلی بنیه علمی بهتری را برای ایرانیان فراهم کرده که بتوانند جای بیشتری برای پیشرفت داشته باشند.

اینکه ریشه چنین رفتاری بین ما ایرانیان چیست، کار جامعه‌شناختی و روانشناختی گسترده‌ای می‌طلبد. اما در میان عوامل و فاکتورهای بسیاری که می‌توان ذکر کرد، از پروپاگاندای رسانه‌ای جریانهای ضد-ایرانی گرفته، که در حال حاضر به بی‌سابقه‌ترین شکل بیشترین فشارها را بقصد فروپاشی ایران انجام می‌دهند، تا ویژگی خود_کم‌بینی و خودباختگی غالب بخصوص در مواجهه با غرب در بین بسیاری از ایرانیان، احتمالن بتوان به ویژگی خلق و خوی خاص ایرانی هم در این‌باره اشاره کرد؛ یعنی ویژگی شخصیت هیجانی بسیاری از ایرانیان. این شخصیت هیجانی هرچند در یک سر طیفش می‌تواند سر از رفتارهای نوع‌دوستانه و فرهنگ فداکاری و محبت بسیار درآورد، که انصافن ما ایرانیان در بین اقوام گوناگون از این لحاظ منحصر‌به‌فرد محسوب می‌شویم، اما در یک سر دیگر طیف می‌تواند بسرعت به ضد آن و رفتارها و خلق و خوهایی منفی تبدیل شود که احتمالن از این لحاظ نیز در بین اقوام مختلف منحصر‌به‌فردیم و اتفاقن همین بیگانه در حال بهره‌برداری از آن است: چیزی که نمود آنرا در نفرت افراطی و «فرهنگ خیانتی» می‌بینیم که در طول تاریخ نیز در بین ما ایرانیان بی‌سابقه نبوده است،‌ هرچند در ماه‌های اخیر نمونه‌ای بی‌سابقه از آنرا شاهد هستیم؛ نمونه‌ای که احتمالن بعدها در کتابهای تاریخ از آن یاد کرده شود که چگونه ایرانیانی در خارج و هم داخل، برای بمباران و ویرانی کشورشان دست بدامان بیگانه، آنهم یکی از بدنام‌ترین بیگانگان، شدند، و همزمان که همین بیگانه پلشت در پشت مرزهای کشورشان مترصد فرصتی برای حمله بود، هرچه بیشتر شرایط داخلی را متشنج کردند و بر آتش نفرت و نفاق دمیدند تا بیگانه را شادتر و راه ورود و حمله آنرا هموارتر سازند!

@BeKhodnotes
👍3👎3
🪐 به بهانه ۵ اسفند، زادروز خواجه نصیرالدین طوسی


خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷–۶۷۲ق)، فیلسوف، متکلم، منجم و ریاضی‌دان برجستهٔ ایرانی، از جامع‌ترین چهره‌های تمدن ایرانی_اسلامی است. اهمیت خواجه طوس از جنبه‌های گوناگون به اختصار از این قرار است:

جنبه علمی:
معمار رصدخانه مراغه؛ مرکزی که به یکی از مهم‌ترین کانون‌های نجوم جهان اسلام بدل شد. طوسی با تدوین «شکل‌القطاع»، مثلثات را به‌مثابه دانشی مستقل صورت‌بندی کرد و آن را از ذیل هیئت بیرون آورد. زیج ایلخانی او تا سده‌ها مرجع محاسبات نجومی بود.

📚 جنبه فلسفی:
شارح برجسته سنت ابن‌سینا و احیاگر فلسفه مشاء در قرن هفتم. در «شرح اشارات» و «اساس‌الاقتباس»، دستگاه منطقی و مابعدالطبیعی مشائی را بازسازی و تثبیت کرد؛ آثاری که هنوز در متن آموزش فلسفه اسلامی حضور دارند.

🕌 جنبه کلامی:
با «تجریدالاعتقاد»، کلام شیعی را به سطحی نو از انسجام مفهومی و استدلال فلسفی رساند. او نشان داد که الهیات می‌تواند بر بنیاد برهان سامان یابد و نسبت عقل و وحی را در افقی هم‌افزا تبیین کرد.

🏛️ جنبه سیاسی-تمدنی:
در تعامل با هلاکوخان، از موقعیت قدرت برای صیانت از میراث علمی و سازمان‌دهی نهادی دانش بهره گرفت؛ اقدامی که در دل ویرانی مغول، به بازسازی زیرساخت معرفت انجامید.

📝 جنبه زبانی و نثر فلسفی فارسی:
به پیروی از ابن‌سینا، طوسی از معماران نثر فلسفی فارسی است. در آثاری چون «اخلاق ناصری»، «اوصاف‌الاشراف»، «اساس الاقتباس» و «آغاز و انجام»، ظرفیت فارسی را برای بیان دقیق مفاهیم اخلاقی، عرفانی و کلامی ارتقا داد و نشان داد که زبان فارسی می‌تواند حامل مباحث پیچیده برهانی باشد، نه صرفاً زبان ادب.

🔭 در وجود او، ریاضیات با الهیات، منطق با سیاست، و فارسی با حکمت درهم تنید.

یادش گرامی؛ نماد عقلانیت سامان‌مند در تاریخ ایران و اسلام.

@BeKhodnotes
Forwarded from اکبر گنجی
🔺من بی حیا و بی شرم ام، پس هستم

🔺من بی شرف ام، پس هستم

🔺من بی غیرت ام، پس هستم

🔺من ناموس فروش ام، پس هستم

🔺من وطن فروش ام، پس هستم

🔺من نوکر اسرائیل ام، پس هستم

🔺من تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران و ایرانیان را تایید، توجیه(می گم حمله به جمهوری اسلامی است، نه ایران) و تجویز می کنم، پس هستم
👍1
Forwarded from کانال اختصاصی رضا نصری (Reza Nasri)
صحنه روشن است.

در یک سو، یک پروژه کلان ژئوپلیتیک قرار دارد که غایت آن تضعیف همه مولفه‌های قدرت ایران و فروکاستن کشور به موجودیتی نیمه‌جان، فروپاشیده، مطیع و تحت امر اسرائیل و آمریکا - با یک دولت کودتایی دست‌نشانده - است.

در سوی دیگر، یک نهضت ملی بلندقامت ایستاده است تا - علیرغم همه مشکلات داخلی - در برابر واگذاری سرنوشت کشور به دست بیگانه، تضعیف ساختاری، فروپاشی شیرازه کشور و تحمیل قیمومت خارجی - برای حفظ استقلال و عزت ملی - مقاومت کند.

هر ایرانی آزاده که دل در گره این سرزمین داشته باشد، قطعا راه دوم را انتخاب می‌کند.
Forwarded from حسین قتیب
‏ملی گرایی تقلبی پهلوی حکم بی حس کننده ای دارد برای طبقه متوسط شهری و حاشیه نشین‌ها که درد زهراگین جنگ و تجزیه را در ابتدا حس نکنند: روایتی که بیش از آنکه به مسئله واقعی استقلال و ظرفیت دولت بپردازد، کارکردی شبیه یک مسکن سیاسی پیدا می‌کند.
‏در همین چارچوب است که در برنامه رژیم متخاصم، آینده ایران نه به عنوان یک واحد تاریخی و سیاسی، بلکه در قالب مجموعه‌ای از قطعات جداگانه تصور می‌شود: «پارس‌ها، کردها، آذری‌ها، اهوازی‌ها، بلوچ‌ها». چنین تصویری، اگرچه در ظاهر به زبان هویت‌ها سخن می‌گوید، اما در عمل بازتاب منطقی است که ایران را نه یک ملت، بلکه میدانی برای تجزیه ظرفیت قدرت می‌بیند.
‏در این میان، روایت‌های احساسیِ ملی‌گرایانه می‌توانند برای بخشی از طبقه متوسط شهری و حاشیه‌نشینان نقش یک بی‌حس‌کننده سیاسی را ایفا کنند؛ به‌گونه‌ای که در آغاز کار، هزینه‌های واقعی چنین سناریوهایی دیده نشود: جنگ، فرسایش نهادها، فروپاشی ظرفیت دولت و گشوده شدن پرونده‌های خطرناک در باب تمامیت ارضی.
‏بی‌حسی همیشه موقتی است؛ اما وقتی اثر آن از میان برود، جامعه با بدنی پاره پاره و مجروح روبه‌رو می‌شود که درمان آن بسیار دشوارتر از پیشگیری از آن بوده است.
1
Forwarded from کانال اختصاصی رضا نصری (Reza Nasri)
این مجسمه ذلت می‌گوید قلبش برای سه سرباز کشته‌شده آمریکایی «درد» گرفته! مردم ایران را تا ابد «مدیون» آن‌ها می‌خواند.

او که جرأت نداشت حتی در مورد قتل ۱۴۹ کودک ایرانی در میناب توسط همین نیروی مهاجم خارجی دم بزند!

«ای ایران» بخوان!
👍1