Forwarded from Fuck Movie | فاک مووی (ʙᴇᴛᴛᴇʀ ᴄᴀʟʟ sᴀʟᴇʜ)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 🪓پارسا/𐎱𐎠𐎼𐎿𐎠🪓
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مورینیو شنبه جلو فلیک
🤣4
Forwarded from Luke
گزارش یک اتفاق تلخ در یک مدرسه غیردولتی در زاهدان
سلام. من دانشآموز یک مدرسه غیردولتی در زاهدان هستم و میخوام اتفاقی رو تعریف کنم که امروز، ۲۶ مهر ۱۴۰۵، توی مدرسهمون افتاد و واقعاً همهمون رو شوکه کرد. برای حفظ امنیت خودم و دانشآموزی که این اتفاق براش افتاد، اسم مدرسه و افراد رو نمیگم.
زنگ سوم کلاس عربی داشتیم و زنگ آخر هم امتحان فیزیک بود. طبیعتاً خیلی از بچهها نگران امتحان بودن و بعضیها همزمان با کلاس عربی، جزوه فیزیکشون رو زیر کتاب عربی باز کرده بودن و میخوندن.
تقریباً وسط زنگ بود که دبیر عربی شروع کرد به تعریف خاطرهای از یکی از دانشآموزهای سالهای قبلش. گفت قبلاً دانشآموزی داشته که چون سر کلاسش جزوه درس دیگهای رو باز کرده بوده، جزوهاش رو ازش گرفته و پایین انداخته. بعد خیلی عادی و با لحنی آروم گفت که اون دانشآموز مدتی بعد بهخاطر افسردگی خودکشی کرده.
بعد از این حرف، تقریباً همه متوجه شدن که این داستان در واقع نوعی تهدید برای جمع کردن جزوههاست و بیشتر بچهها جزوههاشون رو گذاشتن توی کیفشون. اما یکی از همکلاسیهای ما هنوز جزوهاش روی میز بود. دبیر هم جزوهاش رو برداشت و از پنجره به حیاط مدرسه پرت کرد.
این دانشآموز از این رفتار عصبانی شد و از کلاس بیرون رفت. وقتی برگشت، دبیر اجازه نداد وارد کلاس بشه، ولی اون دانشآموز با وجود مخالفت دبیر وارد کلاس شد و سر جاش نشست. بعد از اون، دبیر تهدیدش کرد که نمره مستمر بهش نمیده و بهش گفت که تا حالا دانشآموزی به این اندازه بیادب ندیده.
این همکلاسی ما از قبل هم بین بعضی از بچهها بهخاطر رفتارهای سادهتر و صدای نسبتاً نازکش مورد تمسخر قرار میگرفت. وقتی زنگ عربی تموم شد، دیدیم که گریه میکنه و بهشدت ناراحته.
ماجرا به همینجا ختم نشد. وقتی مسئولان برای هماهنگی رفتن به سالن امتحانات وارد کلاس شدن، دبیر عربی جلوی بچهها با معاون درباره رفتار این دانشآموز صحبت کرد و گفت که دیگه اجازه نمیده سر کلاسش بیاد.
درست وقتی داشتیم برای رفتن به امتحان آماده میشدیم، ناگهان صدای شلوغی و درگیری شنیدیم. وقتی سرمون رو بالا آوردیم، با صحنهای روبهرو شدیم که واقعاً هیچکدوممون انتظارش رو نداشتیم: همون دانشآموز از پنجره آویزون شده بود و ظاهراً اقدام به خودکشی کرده بود. این اتفاق با دخالت اطرافیان به پایان رسید، اما همه ما بهشدت شوکه شده بودیم.
من نمیتونم درباره وضعیت روحی این دانشآموز یا تمام دلایل این اتفاق قضاوت کنم، اما چیزی که خودم دیدم این بود که در فاصله کوتاهی چند اتفاق پشت سر هم افتاد: تحقیر شدن جلوی همکلاسیها، پرت شدن جزوه، تهدید به محروم شدن از نمره مستمر و صحبت کردن درباره بیادبی او در حضور دیگران. این اتفاقات در شرایطی رخ داد که این دانشآموز از قبل هم از طرف بعضی از همکلاسیها مورد تمسخر قرار میگرفت.
سؤالی که برای من و احتمالاً خیلی از دانشآموزهای دیگه پیش اومده اینه که آیا واقعاً برخورد با دانشآموز باید به این شکل باشه؟ آیا یک دبیر نباید بدونه که حرفها و رفتارهاش، بهخصوص در حضور بقیه، ممکنه چه تأثیری روی یک نوجوان بذاره؟
من این گزارش رو برای تخریب شخص خاصی نمینویسم. هدفم اینه که چنین اتفاقی نادیده گرفته نشه و مسئولان مربوطه موضوع رو جدی بررسی کنن؛ هم رفتارهایی که قبل از حادثه اتفاق افتاد و هم نحوه برخورد مدرسه با این وضعیت.
مدرسه باید جایی باشه که دانشآموز بتونه با خیال راحت درس بخونه، نه جایی که از تحقیر شدن یا برخوردهای غیرقابلپیشبینی بترسه. امیدوارم وضعیت این دانشآموز بهخوبی پیگیری بشه و بررسی دقیقی انجام بشه تا از تکرار اتفاقات مشابه جلوگیری بشه.
سلام. من دانشآموز یک مدرسه غیردولتی در زاهدان هستم و میخوام اتفاقی رو تعریف کنم که امروز، ۲۶ مهر ۱۴۰۵، توی مدرسهمون افتاد و واقعاً همهمون رو شوکه کرد. برای حفظ امنیت خودم و دانشآموزی که این اتفاق براش افتاد، اسم مدرسه و افراد رو نمیگم.
زنگ سوم کلاس عربی داشتیم و زنگ آخر هم امتحان فیزیک بود. طبیعتاً خیلی از بچهها نگران امتحان بودن و بعضیها همزمان با کلاس عربی، جزوه فیزیکشون رو زیر کتاب عربی باز کرده بودن و میخوندن.
تقریباً وسط زنگ بود که دبیر عربی شروع کرد به تعریف خاطرهای از یکی از دانشآموزهای سالهای قبلش. گفت قبلاً دانشآموزی داشته که چون سر کلاسش جزوه درس دیگهای رو باز کرده بوده، جزوهاش رو ازش گرفته و پایین انداخته. بعد خیلی عادی و با لحنی آروم گفت که اون دانشآموز مدتی بعد بهخاطر افسردگی خودکشی کرده.
بعد از این حرف، تقریباً همه متوجه شدن که این داستان در واقع نوعی تهدید برای جمع کردن جزوههاست و بیشتر بچهها جزوههاشون رو گذاشتن توی کیفشون. اما یکی از همکلاسیهای ما هنوز جزوهاش روی میز بود. دبیر هم جزوهاش رو برداشت و از پنجره به حیاط مدرسه پرت کرد.
این دانشآموز از این رفتار عصبانی شد و از کلاس بیرون رفت. وقتی برگشت، دبیر اجازه نداد وارد کلاس بشه، ولی اون دانشآموز با وجود مخالفت دبیر وارد کلاس شد و سر جاش نشست. بعد از اون، دبیر تهدیدش کرد که نمره مستمر بهش نمیده و بهش گفت که تا حالا دانشآموزی به این اندازه بیادب ندیده.
این همکلاسی ما از قبل هم بین بعضی از بچهها بهخاطر رفتارهای سادهتر و صدای نسبتاً نازکش مورد تمسخر قرار میگرفت. وقتی زنگ عربی تموم شد، دیدیم که گریه میکنه و بهشدت ناراحته.
ماجرا به همینجا ختم نشد. وقتی مسئولان برای هماهنگی رفتن به سالن امتحانات وارد کلاس شدن، دبیر عربی جلوی بچهها با معاون درباره رفتار این دانشآموز صحبت کرد و گفت که دیگه اجازه نمیده سر کلاسش بیاد.
درست وقتی داشتیم برای رفتن به امتحان آماده میشدیم، ناگهان صدای شلوغی و درگیری شنیدیم. وقتی سرمون رو بالا آوردیم، با صحنهای روبهرو شدیم که واقعاً هیچکدوممون انتظارش رو نداشتیم: همون دانشآموز از پنجره آویزون شده بود و ظاهراً اقدام به خودکشی کرده بود. این اتفاق با دخالت اطرافیان به پایان رسید، اما همه ما بهشدت شوکه شده بودیم.
من نمیتونم درباره وضعیت روحی این دانشآموز یا تمام دلایل این اتفاق قضاوت کنم، اما چیزی که خودم دیدم این بود که در فاصله کوتاهی چند اتفاق پشت سر هم افتاد: تحقیر شدن جلوی همکلاسیها، پرت شدن جزوه، تهدید به محروم شدن از نمره مستمر و صحبت کردن درباره بیادبی او در حضور دیگران. این اتفاقات در شرایطی رخ داد که این دانشآموز از قبل هم از طرف بعضی از همکلاسیها مورد تمسخر قرار میگرفت.
سؤالی که برای من و احتمالاً خیلی از دانشآموزهای دیگه پیش اومده اینه که آیا واقعاً برخورد با دانشآموز باید به این شکل باشه؟ آیا یک دبیر نباید بدونه که حرفها و رفتارهاش، بهخصوص در حضور بقیه، ممکنه چه تأثیری روی یک نوجوان بذاره؟
من این گزارش رو برای تخریب شخص خاصی نمینویسم. هدفم اینه که چنین اتفاقی نادیده گرفته نشه و مسئولان مربوطه موضوع رو جدی بررسی کنن؛ هم رفتارهایی که قبل از حادثه اتفاق افتاد و هم نحوه برخورد مدرسه با این وضعیت.
مدرسه باید جایی باشه که دانشآموز بتونه با خیال راحت درس بخونه، نه جایی که از تحقیر شدن یا برخوردهای غیرقابلپیشبینی بترسه. امیدوارم وضعیت این دانشآموز بهخوبی پیگیری بشه و بررسی دقیقی انجام بشه تا از تکرار اتفاقات مشابه جلوگیری بشه.