پایگاه خبری انتخاب
♦️ افشاگری مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران: 🔹 سال ۱۴۰۲ تراستیهای نفتی ۱۱ میلیارد دلار پس نداده بودند 🔹 این افراد با پول نفت کشور یک شبه مالک خودروهای رولز رویس در امارات شدند و امروز با محافظ تردد دارند 🔹 جلسهای با حضور بنده، همتی، پاکنژاد،…
خبرگزاری ایلنا
بیش از 11 میلیارد دلارِ نفتی برنگشته است/ فرزین گفت بدهیها مزخرف است؛ پاکنژاد عزلم کرد/ رولز رویسسواری با دلارهای نفتی ایران…
مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران گفت: تراستیهای جدید را می شناختیم و میدانستیم که حتی برادرهایشان هم ریسک نمیکنند که به آنها پول قرض دهند و تاسف خوردیم که چطور میلیونها دلار پول نفت کشور را به دست این افراد با شرکتهای زیرپلهای دادهاند و این افراد…
Forwarded from قیمت لحظهای دلار تهران
دلار فردایی تهران ⏳ 158,500 خــرید🔵
بریدهها و برادهها
the U.S. Pentagon used Anthropic’s AI model, Claude, during the military operation to capture Venezuelan President Nicolás Maduro. Here are the key details of the situation: The Incident: The report claims that the U.S. military utilized Claude to support…
vxTwitter / fixvx
💖 419 🔁 28
💖 419 🔁 28
فیلد مارشال! (@FieldMarshalPSO)
یادتون هست کلی انتقاد میکردیم که استفاده از کامیون های تجاری غربی در سامانه های موشکی و پدافندی مشکل سازه ، در جنگ ۱۲ روزه این موضوع واقعا مشکل ساز شد و خیلی از تجهیزات به واسطه چیپ های کار گذاشته داخل ecu این کامیون ها منهدم شدند .
Forwarded from كن نیوز
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدای وحشتناکی از آسمون اومد. خوف کردم. فکر کردم حمله کردن. رعد و برق بود.
۶ ماه پیش همین حدودا با همچین صدایی از خواب پریدم. فکر کردم رعد و برقه. حمله بود.
https://x.com/i/status/2022799250346725653
#تهران
۶ ماه پیش همین حدودا با همچین صدایی از خواب پریدم. فکر کردم رعد و برقه. حمله بود.
https://x.com/i/status/2022799250346725653
#تهران
الهه محمدی:
با خانوادههای بازداشت شدگان که حرف میزنیم میبینیم اغلبشان از خانوادههای فرودستند.
امروز با مردی صحبت میکردم که برادر ۱۶ سالهاش در کانون اصلاح و تربیت تهران بازداشت است. در محله خزانه زندگی میکنند، در خانه اجارهای بسیار کوچک. برای آزادی این پسر ۱۶ ساله ۵ میلیارد تومان وثیقه تعیین کردهاند. میگفت پدرم با یک فیش حقوقی رفته پیش قاضی اما قبول نمیکنند. میگفت برادرم امروز از زندان زنگزد و گفت به کارت زندانش ۵۰ هزار تومان پول بریزم که بتواند چیزی بخرد و بخورد، من اما ۲۰۰ هزار تومان ریختم، بیشتر نداشتم.
جوانان فرودستی که برای زندگی بهتر به خیابان رفته بودند و حالا پشت میلههای زندان چشم انتظار آزادیاند.
#از_بازداشتیها_بگو
https://x.com/elahe_mohamadii/status/2022760435988975657
با خانوادههای بازداشت شدگان که حرف میزنیم میبینیم اغلبشان از خانوادههای فرودستند.
امروز با مردی صحبت میکردم که برادر ۱۶ سالهاش در کانون اصلاح و تربیت تهران بازداشت است. در محله خزانه زندگی میکنند، در خانه اجارهای بسیار کوچک. برای آزادی این پسر ۱۶ ساله ۵ میلیارد تومان وثیقه تعیین کردهاند. میگفت پدرم با یک فیش حقوقی رفته پیش قاضی اما قبول نمیکنند. میگفت برادرم امروز از زندان زنگزد و گفت به کارت زندانش ۵۰ هزار تومان پول بریزم که بتواند چیزی بخرد و بخورد، من اما ۲۰۰ هزار تومان ریختم، بیشتر نداشتم.
جوانان فرودستی که برای زندگی بهتر به خیابان رفته بودند و حالا پشت میلههای زندان چشم انتظار آزادیاند.
#از_بازداشتیها_بگو
https://x.com/elahe_mohamadii/status/2022760435988975657
جاهطلبی ژئوپلیتیکی امارات را باید پروژهای برای مهندسی محیط امنیتی پیرامون خود دانست؛ پروژهای که بر این برداشت بنا شده است که نظم منطقهای از خلیج فارس تا دریای سرخ در وضعیت شکنندگی قرار دارد و هر بازیگری که بتواند گرههای حیاتی این فضا را کنترل کند، در معماری آینده قدرت سهم تعیینکننده خواهد داشت. بر همین اساس، ابوظبی در یک دهه اخیر کوشیده است از یک بازیگر اقتصادی موفق به یک قدرت ژئواستراتژیک شبکهساز تبدیل شود؛ قدرتی که نه با عمق سرزمینی، بلکه با کنترل کریدورها، بنادر، جزایر و بازیگران محلی نفوذ خود را تثبیت میکند.
یمن نقطه آغاز این دگرگونی بود. مداخله در یمن اگرچه در چارچوب ائتلاف با عربستان تعریف شد، اما بتدریج به صحنه بروز یک دستورکار مستقل اماراتی بدل گشت. بطوریکه تمرکز ابوظبی بر جنوب یمن و سواحل راهبردی بابالمندب نشان داد که نگاه محمد بن زاید فراتر از منازعه داخلی یمن یا حتی مهار نفوذ ایران بوده است. در واقع برای امارات، بابالمندب حلقه اتصال امنیت ملی با تجارت جهانی بود؛ از این منظر، حمایت از نیروهای همسو و ایجاد ترتیبات امنیتی پایدار در جنوب یمن، بخشی از طرح کلان برای تضمین دسترسی و نفوذ در شریانهای حیاتی تجارت جهانی بود.
همین رویکرد، نخستین شکاف راهبردی میان ابوظبی و ریاض را عیان کرد. زيرا عربستان، یمن را عمق راهبردی خود میدانست و بر بازسازی یک دولت مرکزی همسو تأکید داشت؛ در حالی که امارات بیش از آنکه دغدغه تشکیل دولتی منسجم در یمن را داشته باشد، بر کنترل نقاط ژئواستراتژیک و شبکههای نفوذ تمرکز کرده بود. تفاوتی که، بازتابی بود از رقابتی عمیق بر سر رهبری نظم جدید منطقهای. نظمی که عربستان با اتکا به وزن جغرافیایی، جمعیتی و مذهبی خود در پی حفظ جایگاه سنتیاش در آن است؛ اما امارات با چابکی نهادی، سرمایهگذاری فراملی و ائتلافهای متنوع، در تلاش است از سایه ریاض خارج شود و به معمار بخشی از این نظم نوظهور بدل گردد.
این رقابت در حوزه دریای سرخ و شاخ آفریقا پررنگتر شده است. بطوریکه حضور فعال امارات در سودان و سرمایهگذاری در زیرساختهای بندری سومالیلند نشاندهنده شکلگیری یک کمربند نفوذ دریایی است که از خلیج عدن تا سواحل دریای سرخ امتداد مییابد. این کمربند، هم ابزار ژئواکونومیک است و هم اهرمی ژئوپلیتیک؛ زیرا کنترل بنادر و مسیرهای ترانزیتی به معنای اثرگذاری بر امنیت انرژی و تجارت جهانی است. در واقع برای امارات، ژئوپلیتیک در قرن بیستویکم نه صرفاً با کنترل سرزمین، بلکه با مدیریت گرههای اتصال معنا پیدا می کند.
در این چارچوب، عادیسازی روابط امارات با اسرائیل را باید بخشی از یک بازآرایی بزرگتر دانست. بطوریکه همکاری امنیتی و فناورانه با تلآویو به ابوظبی امکان میدهد ظرفیتهای اطلاعاتی، سایبری و نظامی خود را ارتقا دهد و از این طریق در حوزه خلیج فارس، دریای سرخ تا شاخ آفریقا دست بالا را داشته باشد. همچنین این همگرایی، علاوه بر بعد فنی، حامل پیامی ژئوپلیتیکی نیز است، پیامی مبتنی بر تلاش امارات در بازتعریف بلوکهای قدرت و خروج از چارچوبهای سنتی منطقه. چنین چرخشی، بهطور طبیعی بر رقابت پنهان با عربستان و ایران سایه میاندازد؛ زیرا ریاض و تهران خود را محور منطقه میدانند و هر بازنگری که بدون محوریت آن شکل گیرد، بهمنزله کاهش نفوذ تلقی می کنند.
همچنین در سطحی دیگر، تقابل مستمر میان آمریکا و ایران در محاسبات ابوظبی جایگاهی محوری دارد. زیرا هر چند که امارات از یک جنگ فراگیر که زیرساختهای خلیج فارس را ویران کند، پرهیز میکند؛ اما همزمان میکوشد از هرگونه تغییر در موازنه قوا و تضعیف ایران برای تقویت موقعیت خود بهره ببرد. از این جهت، بحران در منطقه برای ابوظبی، نه تهدید، بلکه فرصتی برای بازتوزیع قدرت است.
در مجموع، پروژه ژئوپلیتیکی امارات تلاشی است برای تبدیل ابوظبی به قطبی مسلط در خاورمیانه از خلیج فارس تا دریای سرخ و مدیترانه. این پروژه بر این فرض استوار است که منطقه در آستانه بازآرایی عمیق قرار دارد و بازیگری که جسارت و ابزار انجام شبکهسازی داشته باشند، میتوانند وزن خود را چند برابر کنند. با این حال، همین راهبرد در معرض ریسکهای چندلایه قرار داد، زیرا رقابت کنترلنشده با عربستان، حساسیتهای ناشی از همکاری با اسرائیل و پیامدهای پیشبینیناپذیر تقابل ایران و آمریکا. می تواند ابوظبی را به سرانجامی از جنس آتن در جنگهای پلوپونزی بیاندازد، آتنی که ابتدا محور مدیترانه بود اما سرانجامش شد محو شدن از معادلات قدرت.
https://x.com/i/status/2022651635143516622
یمن نقطه آغاز این دگرگونی بود. مداخله در یمن اگرچه در چارچوب ائتلاف با عربستان تعریف شد، اما بتدریج به صحنه بروز یک دستورکار مستقل اماراتی بدل گشت. بطوریکه تمرکز ابوظبی بر جنوب یمن و سواحل راهبردی بابالمندب نشان داد که نگاه محمد بن زاید فراتر از منازعه داخلی یمن یا حتی مهار نفوذ ایران بوده است. در واقع برای امارات، بابالمندب حلقه اتصال امنیت ملی با تجارت جهانی بود؛ از این منظر، حمایت از نیروهای همسو و ایجاد ترتیبات امنیتی پایدار در جنوب یمن، بخشی از طرح کلان برای تضمین دسترسی و نفوذ در شریانهای حیاتی تجارت جهانی بود.
همین رویکرد، نخستین شکاف راهبردی میان ابوظبی و ریاض را عیان کرد. زيرا عربستان، یمن را عمق راهبردی خود میدانست و بر بازسازی یک دولت مرکزی همسو تأکید داشت؛ در حالی که امارات بیش از آنکه دغدغه تشکیل دولتی منسجم در یمن را داشته باشد، بر کنترل نقاط ژئواستراتژیک و شبکههای نفوذ تمرکز کرده بود. تفاوتی که، بازتابی بود از رقابتی عمیق بر سر رهبری نظم جدید منطقهای. نظمی که عربستان با اتکا به وزن جغرافیایی، جمعیتی و مذهبی خود در پی حفظ جایگاه سنتیاش در آن است؛ اما امارات با چابکی نهادی، سرمایهگذاری فراملی و ائتلافهای متنوع، در تلاش است از سایه ریاض خارج شود و به معمار بخشی از این نظم نوظهور بدل گردد.
این رقابت در حوزه دریای سرخ و شاخ آفریقا پررنگتر شده است. بطوریکه حضور فعال امارات در سودان و سرمایهگذاری در زیرساختهای بندری سومالیلند نشاندهنده شکلگیری یک کمربند نفوذ دریایی است که از خلیج عدن تا سواحل دریای سرخ امتداد مییابد. این کمربند، هم ابزار ژئواکونومیک است و هم اهرمی ژئوپلیتیک؛ زیرا کنترل بنادر و مسیرهای ترانزیتی به معنای اثرگذاری بر امنیت انرژی و تجارت جهانی است. در واقع برای امارات، ژئوپلیتیک در قرن بیستویکم نه صرفاً با کنترل سرزمین، بلکه با مدیریت گرههای اتصال معنا پیدا می کند.
در این چارچوب، عادیسازی روابط امارات با اسرائیل را باید بخشی از یک بازآرایی بزرگتر دانست. بطوریکه همکاری امنیتی و فناورانه با تلآویو به ابوظبی امکان میدهد ظرفیتهای اطلاعاتی، سایبری و نظامی خود را ارتقا دهد و از این طریق در حوزه خلیج فارس، دریای سرخ تا شاخ آفریقا دست بالا را داشته باشد. همچنین این همگرایی، علاوه بر بعد فنی، حامل پیامی ژئوپلیتیکی نیز است، پیامی مبتنی بر تلاش امارات در بازتعریف بلوکهای قدرت و خروج از چارچوبهای سنتی منطقه. چنین چرخشی، بهطور طبیعی بر رقابت پنهان با عربستان و ایران سایه میاندازد؛ زیرا ریاض و تهران خود را محور منطقه میدانند و هر بازنگری که بدون محوریت آن شکل گیرد، بهمنزله کاهش نفوذ تلقی می کنند.
همچنین در سطحی دیگر، تقابل مستمر میان آمریکا و ایران در محاسبات ابوظبی جایگاهی محوری دارد. زیرا هر چند که امارات از یک جنگ فراگیر که زیرساختهای خلیج فارس را ویران کند، پرهیز میکند؛ اما همزمان میکوشد از هرگونه تغییر در موازنه قوا و تضعیف ایران برای تقویت موقعیت خود بهره ببرد. از این جهت، بحران در منطقه برای ابوظبی، نه تهدید، بلکه فرصتی برای بازتوزیع قدرت است.
در مجموع، پروژه ژئوپلیتیکی امارات تلاشی است برای تبدیل ابوظبی به قطبی مسلط در خاورمیانه از خلیج فارس تا دریای سرخ و مدیترانه. این پروژه بر این فرض استوار است که منطقه در آستانه بازآرایی عمیق قرار دارد و بازیگری که جسارت و ابزار انجام شبکهسازی داشته باشند، میتوانند وزن خود را چند برابر کنند. با این حال، همین راهبرد در معرض ریسکهای چندلایه قرار داد، زیرا رقابت کنترلنشده با عربستان، حساسیتهای ناشی از همکاری با اسرائیل و پیامدهای پیشبینیناپذیر تقابل ایران و آمریکا. می تواند ابوظبی را به سرانجامی از جنس آتن در جنگهای پلوپونزی بیاندازد، آتنی که ابتدا محور مدیترانه بود اما سرانجامش شد محو شدن از معادلات قدرت.
https://x.com/i/status/2022651635143516622
X (formerly Twitter)
کاتخون. (@rasputin1500) on X
جاهطلبی ژئوپلیتیکی امارات را باید پروژهای برای مهندسی محیط امنیتی پیرامون خود دانست؛ پروژهای که بر این برداشت بنا شده است که نظم منطقهای از خلیج فارس تا دریای سرخ در وضعیت شکنندگی قرار دارد و هر بازیگری که بتواند گرههای حیاتی این فضا را کنترل کند، در…
بریدهها و برادهها
برخی از نکات یک قصه دقیقا همانهایی است که میتواند یک اسطوره را در تاریخ ملتی مقبول و ممکن کند: مظلوم شهید https://x.com/i/status/2019870951127806272
.
برای دیدن تصویر بزرگتر تاریخ باید به مدد خیال ارتفاع گرفت: این پنج دهه جایگاه تاریخی تشیع را تغییر میدهد مگر میشود هزاران نفر ضعیف در چندین مقطع کشته شوند و هنوز وارث پرچم عدالت علی و قصه مظلومیت حسین بود؟
نکتهای که کمتر به آن پرداخته میشود همین به غیاب رفتن ظواهر مذهبی و کسوت تشیع مستقل در اجتماع است شاید به تعبیر الهیات سیاسی بتوان گفت تشیع از حکومت مبتنی بر غیبت به غیاب از عرصه عمومی میرود .
همزمان پدیده ای دیگر بروز بیشتری پیدا کرده نوعی بنیادگرایی شیعی منقطع از ریشههای سنتی و متصل به نهادهای تازه که مثلا در تکفیر ایرانیهای شیعه زاده مخالف تردید نمیکند.
م.م.
👈 حسین درودیان: شاید آدمها باور نکنند اما یک قشر بهشدت تحت فشار، روحانیون مستقل هستند. فشار اقتصادی و کاهش دینداری درآمد آنها را تنزل داده. ازآنجاکه برخلاف روحانیت حکومتی، بین مردم تردد میکنند مکررا هتک حرمت شده و با ترس زندگی میکنند. خیلیهایشان لباس روحانیت در محیط عمومی را کنار گذاشتهاند.
https://x.com/i/status/2022740274087100591
برای دیدن تصویر بزرگتر تاریخ باید به مدد خیال ارتفاع گرفت: این پنج دهه جایگاه تاریخی تشیع را تغییر میدهد مگر میشود هزاران نفر ضعیف در چندین مقطع کشته شوند و هنوز وارث پرچم عدالت علی و قصه مظلومیت حسین بود؟
نکتهای که کمتر به آن پرداخته میشود همین به غیاب رفتن ظواهر مذهبی و کسوت تشیع مستقل در اجتماع است شاید به تعبیر الهیات سیاسی بتوان گفت تشیع از حکومت مبتنی بر غیبت به غیاب از عرصه عمومی میرود .
همزمان پدیده ای دیگر بروز بیشتری پیدا کرده نوعی بنیادگرایی شیعی منقطع از ریشههای سنتی و متصل به نهادهای تازه که مثلا در تکفیر ایرانیهای شیعه زاده مخالف تردید نمیکند.
م.م.
👈 حسین درودیان: شاید آدمها باور نکنند اما یک قشر بهشدت تحت فشار، روحانیون مستقل هستند. فشار اقتصادی و کاهش دینداری درآمد آنها را تنزل داده. ازآنجاکه برخلاف روحانیت حکومتی، بین مردم تردد میکنند مکررا هتک حرمت شده و با ترس زندگی میکنند. خیلیهایشان لباس روحانیت در محیط عمومی را کنار گذاشتهاند.
https://x.com/i/status/2022740274087100591
یک سوال ژئوپولتیک و استراتژیک بسیار مهم تاثیر #چین است بر معادلات جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران.
نگاه چین، امکانات چین، عاملیت چین برای حفظ منافعش در پیوند با ایران، کشورهای منطقه به ویژه حاشیه خلیج فارس، و از همه شاخصهای قبلی پر وزن تر تاثیر چین به عنوان رقیب راهبردی آمریکا در طرحریزی و محاسبات آمریکا.
یادداشتهایی با این موضوع در پاسخ به همین فرسته به روز رسانی میشود.
م.م.
نگاه چین، امکانات چین، عاملیت چین برای حفظ منافعش در پیوند با ایران، کشورهای منطقه به ویژه حاشیه خلیج فارس، و از همه شاخصهای قبلی پر وزن تر تاثیر چین به عنوان رقیب راهبردی آمریکا در طرحریزی و محاسبات آمریکا.
یادداشتهایی با این موضوع در پاسخ به همین فرسته به روز رسانی میشود.
م.م.
بریدهها و برادهها
یک سوال ژئوپولتیک و استراتژیک بسیار مهم تاثیر #چین است بر معادلات جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران. نگاه چین، امکانات چین، عاملیت چین برای حفظ منافعش در پیوند با ایران، کشورهای منطقه به ویژه حاشیه خلیج فارس، و از همه شاخصهای قبلی پر وزن تر تاثیر چین به عنوان…
بخشهایی از یادداشت آرش رئیسینژاد در فارین پالیسی
«اگر آمریکا به رهبری ترامپ با ایران وارد جنگ شود، چه شکلی خواهد داشت؟»
...آغاز جنگی تمامعیار نیز با برند سیاسی اصلی او در تضاد است.
اینجاست که راهبرد اصلاحی ترامپ وارد میشود: «صلح از طریق قدرت». در این منطق، نیروی نظامی هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای وادار کردن طرف مقابل به مذاکره در شرایطی مطلوبتر است. اقدام محدود و قاطع قرار است دشمنان را بازدارد، متحدان را مطمئن سازد و عزم آمریکا را نشان دهد، بیآنکه این کشور را درگیر جنگی طولانی کند....
عملیات آمریکا در ونزوئلا نیز بر امکانپذیری این مدل افزود. پروندهی ونزوئلا نمونهای روشنگر—هرچند ناقص—ارائه میدهد: این اقدام ایدهی هدف قرار دادن رهبر یک دولت مستقل را عادیتر کرد و یکی از تابوهای دیرینهی بینالمللی را تضعیف نمود. با این حال، توالی آن با سناریوی احتمالی در ایران تفاوت دارد....
تهاجم همه جانبه به ایران از نظر راهبردی غیرعقلانی خواهد بود. هزینهها عظیم، پیامدهای منطقهای غیرقابل کنترل و حمایت داخلی عمیقاً نامطمئن است. ایالات متحده فاقد توانایی حمله به ایران نیست؛ فاقد توجیه سیاسی و راهبردی برای آن است. سایهی عراق همچنان سنگین است و اندک کسانی در واشنگتن باور دارند که بتوانند اندازه، جمعیت و پیچیدگی داخلی ایران را بدون گرفتار شدن در بیثباتی طولانیمدت مدیریت کنند.
فراتر از هزینههای فوری نظامی و سیاسی، تهاجم آمریکا به ایران یک خودزنی راهبردی در بستر رقابت قدرتهای بزرگ خواهد بود. جنگ زمینی طولانی در ایران منابع نظامی، مالی و سیاسی آمریکا را از تمرکز اصلیاش—رقابت با #چین —منحرف میکند. چنین درگیری فرسایشیای در خاورمیانه قیمت جهانی انرژی را افزایش میدهد، تورم داخلی را تشدید میکند، اتحادهای آمریکا را تحت فشار میگذارد و توان این کشور برای نمایش قدرت در هند-اقیانوس آرام را کاهش میدهد. از منظر پکن، چنین جنگی یک انحراف راهبردی خواهد بود که توجه واشنگتن را درگیر میکند، در حالی که چین موقعیت خود را در تایوان، دریای جنوبی چین و زنجیرههای تأمین فناوریهای حیاتی تحکیم میکند. حتی یک تهاجم اولیهی موفق نیز تضمینی برای فروپاشی رژیم نخواهد بود، زیرا ساختار سیاسی ایران شبکهای و انعطافپذیر است؛ اما تقریباً بهطور قطع آمریکا را درگیر تلاشی پرهزینه برای تثبیت اوضاع با بازدهی راهبردی رو به کاهش خواهد کرد. برای سیاستگذارانی که بیش از پیش نگران فرسایش بیش از حد توان آمریکا هستند، این امر تهاجم را نهفقط نامطلوب، بلکه ناسازگار با اولویتهای بلندمدت جهانی ایالات متحده میکند...
در سناریویی که در واشنگتن مطرح است، گزینهی محتمل نه اشغال، بلکه «ضربهی سرقطعکننده» است. چنین حملهای مجموعهای محدود از اهداف را نشانه میگیرد: رهبر عالی، مقامات ارشد نظامی و سیاسی، برخی تأسیسات هستهای، زیرساختهای موشکی و گرههای فرماندهی و کنترل. احتمالاً این اقدام با راهبرد «برتری در تشدید» همراه خواهد بود، مشابه رویکردی که واشنگتن پس از ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ اتخاذ کرد؛ هدف آن جلوگیری از تبدیل واکنش تلافیجویانهی ایران به جنگی تمامعیار است. مقصود نابودی کامل توانمندیهای ایران—که ناممکن است—نخواهد بود، بلکه نمایش برتری قاطع در سطوح بالاتر تشدید خواهد بود.
در این سناریوی محتمل، پیام روشن خواهد بود: ایالات متحده میتواند به قلب نظام ایران ضربه بزند، تلافی محدود را جذب کند و همچنان نردبان تشدید را کنترل نماید. نکتهی کلیدی آن است که پس از آن، خویشتنداری نشان داده خواهد شد...
https://t.me/iran_simorq/745
«اگر آمریکا به رهبری ترامپ با ایران وارد جنگ شود، چه شکلی خواهد داشت؟»
...آغاز جنگی تمامعیار نیز با برند سیاسی اصلی او در تضاد است.
اینجاست که راهبرد اصلاحی ترامپ وارد میشود: «صلح از طریق قدرت». در این منطق، نیروی نظامی هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای وادار کردن طرف مقابل به مذاکره در شرایطی مطلوبتر است. اقدام محدود و قاطع قرار است دشمنان را بازدارد، متحدان را مطمئن سازد و عزم آمریکا را نشان دهد، بیآنکه این کشور را درگیر جنگی طولانی کند....
عملیات آمریکا در ونزوئلا نیز بر امکانپذیری این مدل افزود. پروندهی ونزوئلا نمونهای روشنگر—هرچند ناقص—ارائه میدهد: این اقدام ایدهی هدف قرار دادن رهبر یک دولت مستقل را عادیتر کرد و یکی از تابوهای دیرینهی بینالمللی را تضعیف نمود. با این حال، توالی آن با سناریوی احتمالی در ایران تفاوت دارد....
تهاجم همه جانبه به ایران از نظر راهبردی غیرعقلانی خواهد بود. هزینهها عظیم، پیامدهای منطقهای غیرقابل کنترل و حمایت داخلی عمیقاً نامطمئن است. ایالات متحده فاقد توانایی حمله به ایران نیست؛ فاقد توجیه سیاسی و راهبردی برای آن است. سایهی عراق همچنان سنگین است و اندک کسانی در واشنگتن باور دارند که بتوانند اندازه، جمعیت و پیچیدگی داخلی ایران را بدون گرفتار شدن در بیثباتی طولانیمدت مدیریت کنند.
فراتر از هزینههای فوری نظامی و سیاسی، تهاجم آمریکا به ایران یک خودزنی راهبردی در بستر رقابت قدرتهای بزرگ خواهد بود. جنگ زمینی طولانی در ایران منابع نظامی، مالی و سیاسی آمریکا را از تمرکز اصلیاش—رقابت با #چین —منحرف میکند. چنین درگیری فرسایشیای در خاورمیانه قیمت جهانی انرژی را افزایش میدهد، تورم داخلی را تشدید میکند، اتحادهای آمریکا را تحت فشار میگذارد و توان این کشور برای نمایش قدرت در هند-اقیانوس آرام را کاهش میدهد. از منظر پکن، چنین جنگی یک انحراف راهبردی خواهد بود که توجه واشنگتن را درگیر میکند، در حالی که چین موقعیت خود را در تایوان، دریای جنوبی چین و زنجیرههای تأمین فناوریهای حیاتی تحکیم میکند. حتی یک تهاجم اولیهی موفق نیز تضمینی برای فروپاشی رژیم نخواهد بود، زیرا ساختار سیاسی ایران شبکهای و انعطافپذیر است؛ اما تقریباً بهطور قطع آمریکا را درگیر تلاشی پرهزینه برای تثبیت اوضاع با بازدهی راهبردی رو به کاهش خواهد کرد. برای سیاستگذارانی که بیش از پیش نگران فرسایش بیش از حد توان آمریکا هستند، این امر تهاجم را نهفقط نامطلوب، بلکه ناسازگار با اولویتهای بلندمدت جهانی ایالات متحده میکند...
در سناریویی که در واشنگتن مطرح است، گزینهی محتمل نه اشغال، بلکه «ضربهی سرقطعکننده» است. چنین حملهای مجموعهای محدود از اهداف را نشانه میگیرد: رهبر عالی، مقامات ارشد نظامی و سیاسی، برخی تأسیسات هستهای، زیرساختهای موشکی و گرههای فرماندهی و کنترل. احتمالاً این اقدام با راهبرد «برتری در تشدید» همراه خواهد بود، مشابه رویکردی که واشنگتن پس از ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ اتخاذ کرد؛ هدف آن جلوگیری از تبدیل واکنش تلافیجویانهی ایران به جنگی تمامعیار است. مقصود نابودی کامل توانمندیهای ایران—که ناممکن است—نخواهد بود، بلکه نمایش برتری قاطع در سطوح بالاتر تشدید خواهد بود.
در این سناریوی محتمل، پیام روشن خواهد بود: ایالات متحده میتواند به قلب نظام ایران ضربه بزند، تلافی محدود را جذب کند و همچنان نردبان تشدید را کنترل نماید. نکتهی کلیدی آن است که پس از آن، خویشتنداری نشان داده خواهد شد...
https://t.me/iran_simorq/745
عراقچی از اول اینجوری بوده؟
واقعا بدترین وزیر امور خارجه تاریخ ایرانه.
باورنکردنیه حتی متکی هم از این بهتر بود.
مرد حسابی شدی وزیر شعار جای وزیر امور خارجه.
https://x.com/i/status/2022771729408331998
واقعا بدترین وزیر امور خارجه تاریخ ایرانه.
باورنکردنیه حتی متکی هم از این بهتر بود.
مرد حسابی شدی وزیر شعار جای وزیر امور خارجه.
https://x.com/i/status/2022771729408331998
Paul Graham:
Prediction: In the AI age, taste will become even more important. When anyone can make anything, the big differentiator is what you choose to make...
https://paulgraham.com/taste.html
#هوش_مصنوعی #آینده
Prediction: In the AI age, taste will become even more important. When anyone can make anything, the big differentiator is what you choose to make...
https://paulgraham.com/taste.html
#هوش_مصنوعی #آینده
Forwarded from WarFront Witness (Y C)
⚡️🇮🇷🇨🇭🇺🇸 Iranian Foreign Minister Abbas Araghchi has departed Tehran for Geneva, Switzerland, at the head of a diplomatic delegation to attend the second round of nuclear talks with the United States, scheduled to start this week.
The talks follow indirect negotiations earlier in Muscat, Oman, as both sides seek to address longstanding disputes over Tehran’s nuclear programme.
@wfwitness
The talks follow indirect negotiations earlier in Muscat, Oman, as both sides seek to address longstanding disputes over Tehran’s nuclear programme.
@wfwitness
Forwarded from WarFront Witness (Y C)
WarFront Witness
⚡️🇮🇷🇨🇭🇺🇸 Iranian Foreign Minister Abbas Araghchi has departed Tehran for Geneva, Switzerland, at the head of a diplomatic delegation to attend the second round of nuclear talks with the United States, scheduled to start this week. The talks follow indirect…
⚡️🇮🇷🇺🇸🇨🇭🇴🇲 Iranian Foreign Minister Abbas Araghchi will meet in Geneva with his Swiss and Omani counterparts, as well as the Director-General of the International Atomic Energy Agency, Grossi, to continue discussions on Tehran’s nuclear programme.
@wfwitness
@wfwitness