بریده‌ها و براده‌ها
10K subscribers
24.4K photos
8.48K videos
855 files
53.8K links
you are not what you write but what you have read.
رویکرد اینجا توجه به مطالب و منابع مختلف است
بازنشر مطالب به معنی تایید و موافقت یا رد و مخالفت نیست!
https://t.me/joinchat/AAAAAEBnmoBl2bDScG2hOQ

تماس:
Download Telegram
احیای راه‌آهن حجاز که ترکیه را به سوریه، اردن و عربستان سعودی متصل می‌کند، نباید صرفاً به‌عنوان یک پروژه اتصال اقتصادی فهمیده شود.

بلکه این پروژه نشان‌دهنده ظهور یک کریدور جدید به‌عنوان ابزار ژئوپولیتیکی است که از طریق آن آنکارا اهداف استراتژیک خود را دنبال می‌کند.

در هسته خود، این کریدور تجلی عینی نیروهای ژئو‌اکونومیک (اقتصادسیاسیِ مبتنی بر قدرت) است؛ جایی که زیرساخت و سرمایه‌گذاری در خدمت قدرت قرار می‌گیرند.

همچنین نشان‌دهنده یک تغییر مهم‌تر است: ترکیه به‌طور فزاینده‌ای برای تحقق اهداف ژئوپولیتیکی خود به اتصال‌پذیری و سرمایه‌گذاری، نه صرفاً ائتلاف‌های نظامی، تکیه می‌کند.

در این چارچوب، این پروژه مصداقی از مفهوم ژئوپولیتیک کریدورها (corridor geopolitics) است؛ جایی که کریدورها هم بازتاب‌دهنده رقابت‌های منطقه‌ای‌اند و هم خود به بازتعریف آن‌ها کمک می‌کنند.

مهم‌تر اما این نکته است که این کریدور نوین لایه ژرف‌تری از رقابت ژئو‌اکونومیک و ژئوپولیتیکی میان ترکیه و اسرائیل را آشکار می‌کند.

اگر اسرائیل در پی تثبیت موقعیت خود از طریق IMEC (کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا) است، ترکیه در حال پیشبرد یک استراتژی چندلایه کریدوری برای مقابله با آن است؛ نخست از طریق مشارکت در پروژه جاده توسعه عراق (Development Road)، و اکنون از مسیر احیای راه‌آهن حجاز که ترکیه و سوریه را به حجاز متصل می‌کند.

این تنها اتصال نیست. بلکه رقابتی است بر سر نقشه آینده خاورمیانه.

@Iran_Simorq
❗️🇺🇸/🇮🇷 NEW: Iran’s Foreign Ministry Spokesman, Ismael Baqaei, confirms in a post on X that NO meeting is planned with U.S. officials

Foreign Minister Abbas Araqchi will meet with high-level Pakistani officials in Islamabad, and they will be given a written document with Iran’s views on recent developments.

@Middle_East_Spectator
Forwarded from در مسیر ابرها
ترامپ در مقابل رسانه‌ها، انگیزهای ثابت نشده جنگ 12 روزه را در خلال انگیزهای جنگ اخیر می‌گنجاند.
مثلا میگوید که به ایران حمله کردیم چرا که داشت بمب اتمی میساخت، همان بمبی که در جنگ 12 روزه گفت نابودش کرده و اکنون میگوید اورانیومش به غبار تبدیل شده است. و البته خبرنگارها هم بدلیل ترس لابد او را به چالش نمی‌کشند که دروغ میگویی یا اطلاعاتت درست نیست( این زنگ خطر نابودی رسانه ها است)

او آنقدر روایتهایش را تکرار میکند، تا در ذهن همه بنشیند چنانکه حتی افرادی از داخل ایران هم آن را تکرار می‌کنند. مخصوصا افرادی که علاقه‌ای به نظام سیاسی موجود ندارند و چه بسا مایل به رفتن ج.ا به هر قیمتی هستند یا حتی افرادی که دلشان از دست سیاستهای داخلی و خارجی ج.ا خون است.
لابد چندسال بعد در کتب درسی همه کشورها می‌نویسند که ترامپ به ایران حمله کرد چرا که دنبال پرتاب بمب هسته ای به اسرائیل بوده و امنیت جهانی را به خطر انداخته بود. چنانکه به همسایگانش حمله کرد و تنگه هرمز را بست و نخست وزیر اسرائیل گفته بود که ایران میخواسته با توسعه بمبهای هسته ای دوباره یهودی کشی راه بیندازد و... و لابد دهها سال باید، ایرانیان و روشنفکران صدها هزار یادداشت و مقاله بنویسند تا این یادداشت را کم اثر کنند.

اما ترامپ و دنباله روهایش و یا آن رسانه ای که از او سوال میپرسد، به روی مبارکشان نمی‌آورند که بر اساس جمع بندی جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ( NIE) که در سال 2007 منتشر شد، ایران از سال 2003، برنامه نظامی هسته ای را متوقف کرده است. چنانکه در مارس 2025 در کنگره دوباره بر آن صحه گذاشته شد. البته این گزارشان توضیح نمی‌دهند چنین برنامه ای تا کجا پیش رفته بود و تا چه حد با برنامه غیر نظامی تشابه دارد.

اما فارغ ازاین بحثها، سیاست هسته ای که برخی به آن در گذشته قمار هسته ای میگفتند، حتما دارای انتقاداتی است که بخشی از آن پیشاپیش در دهه هشتاد زیر شعارهای «انرژی هسته ای حق مسلم ما است» گم شد و اکنون نیز بدلیل وقوع جنگ و پاره ای از تندرویها، امکان رصد تمامی معایب و مضراتش نیست و چه بسا بخشی از کلیدهای اسراری که وجوه ناگفته ای را بیان نکردند هم فوت کرده اند. اما در مجموع گرچه نمی‌توان گفت الزاما عوایدش صفر بوده است. و شاید انگشت شمار مواردی بوده که بر سیاست خارجی تاثیر مثبت گذاشته، اما حداقل از منظر جبر ریاضی یک معادله ضرر آفرین بود. و ایران را وارد یک ابرچالشهای تاریخی و امنیتی کرد.

یکی از مشکلات نظامهای سیاسی در ایران این است که مجریان اهداف مترقی، گاه حیات سیاسی خود و چه بسا استمرار نظام سیاسی مدنظرشان را برتر و بالاتر از حیات و پیشرفت ایران می‌بینند. در این زمینه می‌توان به مقاله 2008 اسکات کوپر ارجاع داد، که توضیح می‌دهد شاه گمان می‌کرده با یک هزینه افسانه ای در یک زمان کوتاه، ایران را در مسیر توسعه جلو بیندازد و بقول خودش آن را از دروازه های تمدن بزرگ عبور دهد. اما شگفت اینکه رهبر دوم ج.ا هم گمان میکردند که با تهیه الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت و تبیین گام دوم انقلاب، ایران را به قله می‌رسانند.

متاسفانه در چنین مرحله ای که یک رهبر عالی اینچنین ایده هایش را بعنوان تنها هدف نهایی رهایی بخش باور میکند. رها کردن آن ایده ها، بسیار سخت میشود. درحالی که قرار بود ایده ابزار و وسیله ای برای بهروزی ایران و مردمش باشد. و صرفا بعنوان گزینه ای در از گزینه ها مدنظر قرار گیرند.

در طرف مقابل نیز همین امر تکرار میشود. چنانکه برخی از مخالفان ج.ا ، با این خیال که برای تغییر مسیر ایران در مسیر درست، میتوان و چه بسا بایست که به هر وسیله ممکن، شرایط ایده « نابودی نظام سیاسی» و... را فراهم کرد؛ و این چسبندگی به این ایده فضایی را بوجود آورد تا در عمل آنها نیز بجای اولویت قراردادن ایران و مردمش، به ابزار نابودی نیروی انسانی و زیرساختها به هرقیمتی، بچسبند.
این چسبندگی افراد و گروهها به ایده ها و ابزارها، و اولویت قراردادن خودشان بجای ایران و مردمش، را میتوان شبیه داستان مرد مارگیر مولانا دانست. اژدهایی خواب آلود و یخ زده را در وسط شهر قرار می‌دهند تا دستاوردشان را به ملت نشان دهند اما با برآمدن خورشید،آن اژدها، همه را می‌بلعد.
@darmasirabrha
🔺علی‌رعد صبیتی، خبرنگار لبنانی-فلسطینی: تنها در عرض یک ماه، تمام این روزنامه‌نگاران لبنانی که در تصویر می‌بینید، در حین انجام وظیفه خود توسط حملات رژیم صهیونیستی کشته شدند. صدای آنها خاموش شد، اما کارشان همچنان ادامه دارد.

#جنگ #پیروزی

@IranViewPlus
@IranView24
Forwarded from Iran 2026
این گزارش در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شده و بر پایه پژوهشی از هاشم پسران، اقتصاددان برجسته ایرانی و استاد اقتصاد در دانشگاه کمبریج، همراه با مسعود کارشناس و ران اسمیت، استاد دانشگاه لندن، تهیه شده است. هاین مقاله تلاش می‌کند مسئله امنیت تنگه هرمز را نه صرفاً از منظر نظامی، بلکه از زاویه اقتصاد سیاسی و مدیریت نهادی بازتعریف کند.

استدلال اصلی نویسندگان این است که مدل فعلی امنیت هرمز که بر حضور نظامی آمریکا متکی است، هم پرهزینه و هم ناپایدار است. آنها تأکید می‌کنند که تلاش برای تأمین امنیت از طریق زور نظامی یا حذف نقش ایران، نیازمند هزینه‌هایی بسیار سنگین خواهد بود. بر اساس تحلیل مقاله، برای ایجاد امنیت پایدار از طریق مداخله مستقیم، ایالات متحده باید بتواند ایران را مهار کامل یا تغییر رژیم دهد؛ سناریویی که با توجه به تجربه‌های جنگ عراق و جنگ افغانستان، می‌تواند هزینه‌هایی در سطح چند تریلیون دلار داشته باشد، بدون آنکه موفقیت آن تضمین شود. نویسندگان یادآوری می‌کنند که ایران از نظر جمعیت، وسعت و ظرفیت نظامی بسیار بزرگ‌تر از عراق سال ۲۰۰۳ است و بنابراین هرگونه اقدام نظامی گسترده با عدم قطعیت بالا همراه خواهد بود.

در بخش تاریخی، مقاله توضیح می‌دهد که چگونه ساختار امنیتی خلیج فارس از سلطه بریتانیا در قرن نوزدهم به حضور مستقیم آمریکا پس از دهه ۱۹۷۰ منتقل شد. پس از خروج بریتانیا از منطقه در سال ۱۹۷۱، ایالات متحده تلاش کرد از طریق سیاست «دو ستون» و اتکا به ایران دوران شاه و عربستان، ثبات منطقه را حفظ کند. اما پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، حضور نظامی مستقیم آمریکا به تدریج افزایش یافت و امروز به ساختاری دائمی تبدیل شده است. نویسندگان معتقدند این مدل، اگرچه امنیت نسبی ایجاد کرده، اما بار مالی آن عمدتاً بر دوش آمریکا قرار گرفته است.

مقاله داده‌های قابل‌توجهی درباره هزینه‌های این حضور ارائه می‌دهد. برآوردها نشان می‌دهد که هزینه عملیاتی سالانه آمریکا برای حفظ امنیت خلیج فارس بین ۱۰ تا ۳۰ میلیارد دلار است. اگر هزینه‌های کلان‌تر مانند زیرساخت‌ها، استقرار نیروها و آمادگی نظامی نیز لحاظ شود، این رقم به حدود ۶۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار در سال می‌رسد. نویسندگان این هزینه‌ها را به قیمت هر بشکه نفت تبدیل کرده‌اند و نشان می‌دهند که امنیت انرژی می‌تواند بین ۱.۴ تا ۱۶.۸ دلار به هزینه واقعی هر بشکه نفت اضافه کند. این ارقام نشان می‌دهد که امنیت دریایی بخشی پنهان اما مهم از اقتصاد جهانی انرژی است.

یکی از پیشنهادهای اصلی مقاله، طراحی یک مدل درآمدی برای تأمین امنیت هرمز است. نویسندگان با الگوبرداری از نظام خدماتی تنگه‌های ترکیه و کنوانسیون مونترو پیشنهاد می‌کنند که هزینه‌هایی برای خدمات دریایی مانند هدایت کشتی، امداد، کنترل ترافیک و ایمنی دریافت شود. بر اساس محاسبات آنها، اگر هزینه‌ای مشابه مدل ترکیه اعمال شود، سالانه حدود ۴.۳ میلیارد دلار درآمد ایجاد خواهد شد. این درآمد می‌تواند هزینه‌های امنیت منطقه‌ای را پوشش دهد، در حالی که بار مالی آن تنها حدود ۵۸ سنت به ازای هر بشکه نفت خواهد بود؛ رقمی که در مقایسه با هزینه‌های ناشی از بحران‌های نظامی یا اختلال در صادرات انرژی بسیار ناچیز است.

در نهایت، نویسندگان پیشنهاد می‌کنند که یک ساختار امنیتی منطقه‌ای ایجاد شود که در آن کشورهای ساحلی خلیج فارس—از جمله ایران، عراق و اعضای شورای همکاری خلیج فارس—به‌صورت مشترک مسئول امنیت تنگه باشند. این مدل علاوه بر کاهش وابستگی به آمریکا، می‌تواند تنش‌های منطقه‌ای را کاهش دهد و مشکل «سواری مجانی» را نیز برطرف کند؛ زیرا کشورهایی که از امنیت انرژی بهره می‌برند، بخشی از هزینه آن را نیز پرداخت خواهند کرد. از نگاه نویسندگان، چنین مدلی نه‌تنها از نظر اقتصادی کارآمدتر است، بلکه می‌تواند ثبات بیشتری در بازار جهانی نفت ایجاد کند و قیمت انرژی را قابل‌پیش‌بینی‌تر سازد.https://fararu.com/fa/news/965174/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B2
Forwarded from مجال آنلاین
⚫️نامه چهار پزشک برجسته ایرانی به مجله لانست درباره آثار جنگ

چهار پزشک و استاد برجسته ایرانی در نامه‌ای به مجله معتبر Lancet
نسبت به آنچه «تخریب سیستماتیک نظام سلامت در ایران بر اثر حملات امریکا و اسراییل» خوانده‌اند هشدار داده‌اند.

این پزشکان با استناد به داده‌های میدانی و آمار منتشرشده،
از آسیب گسترده به بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و زنجیره تأمین دارو خبر داده‌اند
و تأکید کرده‌اند که پیامدهای این وضعیت می‌تواند فراتر از جنگ،
سلامت عمومی میلیون‌ها نفر را تهدید کند.

پرفسور ایرج سبحانی (فرانسه) پرفسور محسن شاهمنش ‌(انگلستان) پرفسور اصغر رستگار (امریکا) و پرفسور علی کشاورزیان (امریکا) در این نامه خواستار توجه فوری جامعه جهانی
و توقف حملات به زیرساخت‌های درمانی شده‌اند.

گزارشی کوتاه از یکی از مهم‌ترین واکنش‌های علمی به بحران اخیر

https://youtu.be/H4jvHc_GAlk

⚠️ توجه⚠️
«برای دسترسی به لینک یوتوب در ایران می‌بایست از VPN استفاده کنید.
و در صورت داشتن پروکسی، کافی‌ست آدرس یوتوب را کپی کرده و در مرورگر خود (گوگل کروم، فایرفاکس و...) وارد نمایید

🆔 @majaalonline
Forwarded from هم‌میهن
بازگشت کارکنان سفارت سوئیس به تهران

🔹وزارت امور خارجه سوئیس روز جمعه با انتشار پیامی در ایکس اعلام کرد: پس از تعطیلی موقت سفارت سوئیس در تهران در ۱۱ مارس (۲۰ اسفند ۱۴۰۴) به دلیل وضعیت امنیتی، یک تیم سوئیسی از ۲۰ آوریل (۳۱ فروردین ۱۴۰۵) به تهران بازگشته است.

🔹در این پیام آمده است: چهار نفر از کارکنان سفارت از مسیر زمینی و از طریق جمهوری آذربایجان به تهران سفر کرده‌اند و اکنون در حال آماده‌سازی برای ازسرگیری تدریجی فعالیت‌های این نمایندگی هستند./ ایرنا

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

بله - تلگرام  - روبیکا - اینستاگرام
اعداد و ارقام استفاده ارتش آمریکا از ذخایر مهمات دقیق درجنگ ۴۰ روزه وحشتناک است؛
۱۰۰۰ موشک تاماهاوک(۱۰ برابر تولید سالانه اش)
۱۲۰۰ موشک پاتریوت پک۳ (۲ برابر تولید یکساله)
۱۱۰۰ موشک کروز jassm ( ۳ برابر تولید سالانه)
۱۰۰۰ موشک prsm و آتاکامز( ۲ برابر تولید سالانه)

https://www.nytimes.com/live/2026/03/11/world/iran-war-news-trump-oil-israel
مختصر الأخبار و التحلیل
https://vxTwitter.com/minamonteguide/status/2047358938270621919?s=52
فارس و تسنیم نیست.
شرق و اعتماد نیست.
نیویورک تایمز و CNN نیست.
شعار نیست، «روایت» نیست،
اعداد و ارقام و آمار است که «بلومبرگ» محاسبه کرده.
بر این بنیاد دو پرسش بزرگ:
۱- آیا چنین ارقامی شایسته اطلاق نام مداخلهٔ بشردوستانه است؟
۲- آیا کارنامه یک پیروز در جنگ این است؟


Bloomberg News analyzed land use within damage clusters in Tehran, and found that 2,816 buildings were hit. Around two thirds were industrial, civilian or commercial. The remaining third of targets were largely military.

https://x.com/i/status/2046884197667623370