بازگشت به اقتصاد رقابتی برای تأمین کالای اساسی ایرانیان، حذف محدودیت ها برای ورود کالا با استفاده از ظرفیت تمام مرزها
https://x.com/i/status/2045962025205948741
https://x.com/i/status/2045962025205948741
X (formerly Twitter)
mobin_nzm (@mobin_nzm) on X
طبق مصوبه هئیت دولت از این به بعد واردات #کالای_اساسی بدون سقف و سابقه امکان پذیر است.
در واقع رانت واردات کالای اساسی حذف شد.
در واقع رانت واردات کالای اساسی حذف شد.
همه رسانهها از وقوع دوباره جنگ خبر میدن، تمام تحرکات منطقهای هم نشان از همین داره. هنوز کابوسهامون از جنگ ۴۰ روزه تمام نشده، وحشت مرگزای جدیدی شروع شده. به احتمال زیاد اینبار با توجه به هزینه خیلی زیاد کانفیگ نخواهم خرید و طبیعتاً اینجا هم نخواهم بود.
اگر در جنگ قریبالوقوع کشته شدیم اجازه ندید به هر بهانهای به کشته شدن ما در جنگ مشروعیت بدهند. هیچ انسانی حقاش نیست در جنگ کشته بشه.
https://x.com/i/status/2045946753950818673
اگر در جنگ قریبالوقوع کشته شدیم اجازه ندید به هر بهانهای به کشته شدن ما در جنگ مشروعیت بدهند. هیچ انسانی حقاش نیست در جنگ کشته بشه.
https://x.com/i/status/2045946753950818673
X (formerly Twitter)
شفق (@MareLontano) on X
همه رسانهها از وقوع دوباره جنگ خبر میدن، تمام تحرکات منطقهای هم نشان از همین داره. هنوز کابوسهامون از جنگ ۴۰ روزه تمام نشده، وحشت مرگزای جدیدی شروع شده. به احتمال زیاد اینبار با توجه به هزینه خیلی زیاد کانفیگ نخواهم خرید و طبیعتاً اینجا هم نخواهم…
Forwarded from Twitter (𝕏) Media Downloader دانلود از توییتر (ایکس)
محمد یگانه در گفتگو با ضیا صدقی در پروژه تاریخ شفاهی هاروارد در مورد پروژه ذوبآهن اصفهان میگوید جزئیات مذاکرات به دستور محمد رضا شاه و ترس از سنگاندازی آمریکا در اوج رازداری انجام شد. در نهایت سفیر آمریکا تنها یک روز قبل از انعقاد قرارداد مطلع شد:
«این مذاکرات و این رفت و آمدها همهاش سعی میشد بهطور سری انجام بگیرد. در این هیئتی که وجود داشت تقریباً هیئت ایران شامل پانزده شانزده نفر بود و شاه دستور داده بود اولاً افرادی انتخاب بشوند که صددرصد مورد اطمینان و از نقطهنظر حفظ مصالح کشور. و ثانیاً اینکه موظف باشند به اینکه این مسئولیتی که دارند اطلاعاتی از اینجا به خارج به هیچوجه درز نکند و این تماسها و مذاکرات و غیره به تمام معنی سری بماند.
رئیس هیئت ایران عالیخانی بود نفر دوم اصفیاء و بعد رئیس گروه مذاکره من بودم با تعداد افراد و تمام مذاکرات هم در دفتر من در وزارت اقتصاد عملی میشد که این مذاکرات در نهایت همانطوری که اشاره کردم سرّی و دفتر من رفت و آمد به آنجا بیستوچهار ساعت تحت کنترل و بازرسی بود. تمام تلفن این افرادی که در این مذاکرات شرکت داشتند رفتوآمد آنها به دفترشان، تلفنهای دفترشان، تلفنهای خانهشان همهاش بهوسیله مسئولین اطلاعاتی کشور تحت کنترل بودند که مبادا این مسائل به خارج درز بکند.»...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
شاه ذوب آهن رو با کمک شوروی ساخت. امریکا نهتنها قبول نکرد بسازه، بلکه شدیدا مخالف بود.
۶۰ سال گذشت و امریکا کارخانههای فولاد رو بمباران کرد....
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from در مسیر ابرها
یک مرد ایرانی ساکن فرانسه که ترجیح میدهد ناشناس بماند، مدتها برای تلویزیون من و تو کار میکرد که یک کانال ماهوارهای است که تبلیغات سلطنتطلبان را پخش میکند. این شخص، که «حقوق بسیار خوبی دریافت میکرد»، میگوید مدتها فکر میکرد که منابع گستردهی رسانهای مورد استفاده برای «هیپنوتیزم کردن ایرانیان داخل از کشور»، از ثروت شخصی شاهزاده تأمین میشود، اما متوجه شد که قضیه طور دیگری است. او توضیح میدهد که بخش بزرگی از بودجهی آنها در واقع از کمکهای مالی میریام ادلسون (Miriam Adelson) تأمین شده است. ادلسون، این نیکوکار آمریکایی-اسرائیلی و حامی مالی لابیهای طرفدار اسرائیل، ارتش اسرائیل و دونالد ترامپ، معتقد است «مسلمانان رادیکال، فعالان جنبش «جان سیاهپوستان مهم است» و مترقیهای رادیکال [...] باید حذف شوند». عربستان سعودی، که روابطش با ایران از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به هم خورده است و در جنوب توسط اقمار جمهوری اسلامی یعنی حوثیهای یمن، تهدید میشود، او نیز یکی از حامیان مالی اصلی جنبش سلطنتطلب میباشد. این کشور تا کنون به خاطر همکاری با لابیهای هوادار اسرائیل برای تأمین مالی کارزارهای اطلاعات نادرست در رسانههای اجتماعی برای حمایت از رضا پهلوی، و همچنین به خاطر تأمین مالی دو کانال تلویزیونی تبلیغاتی شاهزاده: من و تو تیوی و ایران اینترنشنال، مورد انتقاد قرار گرفته است.
https://ir.mondediplo.com/2026/04/article5672
https://ir.mondediplo.com/2026/04/article5672
Le Monde diplomatique - لوموند ديپلوماتيك
یک شاهزاده، مجموعهای از شبکهها و یک ایدئولوژی برتریجویانه: نگاهی به درون هیاهوی پر زرق و برق پهلوی
نویسنده QUENTIN MULLER برگردان آسیا تهرانی - Le Monde diplomatique - لوموند ديپلوماتيك - آوريل 2026
Forwarded from اسکواد ایران | Squad Iran (amir)
دادههای هوانوردی از پلتفرمهای «فلایترادار» و «ایدیاس-بی اکسچینج» که در ردیابی ترافیک هوایی تخصص دارند، نشان میدهد پل هوایی نظامی آمریکا از آلمان به خاورمیانه در تمام هفته گذشته، همزمان با ناکامی دور اول مذاکرات که در ۱۱ آوریل/۲۲ فروردین به میزبانی اسلامآباد بین واشنگتن و تهران برگزار شد، ادامه داشته است.
بر اساس رصد واحد منابع باز شبکه الجزیره، حداقل ۱۲۴ پرواز کامل باری نظامی آمریکا از آلمان به منطقه در بازه ۱۲ تا ۱۸ آوریل ثبت شده است.
خوانش زمانی دادهها نشان میدهد که شدت پروازها در ۱۲ آوریل به اوج خود رسیده و سپس روز شنبه دوباره افزایش یافته است.
@Squad_iran | #kamelat
بر اساس رصد واحد منابع باز شبکه الجزیره، حداقل ۱۲۴ پرواز کامل باری نظامی آمریکا از آلمان به منطقه در بازه ۱۲ تا ۱۸ آوریل ثبت شده است.
خوانش زمانی دادهها نشان میدهد که شدت پروازها در ۱۲ آوریل به اوج خود رسیده و سپس روز شنبه دوباره افزایش یافته است.
@Squad_iran | #kamelat
Forwarded from «افق ایران»| مصطفی نجفی
چین مایل به میانجیگری میان تهران و واشنگتن است!؟ / ملاحظات آن!
پاکستان با آگاهی از اینکه قامتاش برای میانجیگری میان ایران و آمریکا کوتاه است تلاش کرده هرگاه زورش نمیرسد، ترکیه، عربستان و در مواقعی نیز چین را با خود همراه کند تا معامله را جوش دهد. در واقع، توان دیگران را به عاریت گرفته تا وزن خود را بالا ببرد. این عاریتگیری خودش میتواند به معضلی تبدیل شود و منافع دیگران نیز در در مذاکرات لحاظ شود(به ویژه سعودی).
فارغ از قد و قواره پاکستان، باید عنصر بیاعتمادی را نیز اضافه کرد. به دشواری میتوان به پاکستان به عنوان یک میانجی قابل اعتماد نگاه کرد.
حال در رابطه با میانجی شدن چین من نیز تا حدی موافق هستم؛ اما ملاحظات خودم را نیز دارم. مهمترین ملاحظه این است خطر این وجود دارد که با ورود کامل چین به پرونده ایران و امریکا، تهران وجهالمصالحه دو قدرت بزرگ قرار گیرد. به ویژه اینکه پکن اهرمهای موثری برای فشار بر تهران دارد. از سوی دیگر، منافع کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس با چین هم منافع درهمتنیدهتری است در قیاس با ایران که چین ممکن است منافع آنها را در مذاکرات لحاظ کند.
فارغ از این، برآورد من این است که چین اگرچه میتواند میانجی قدری باشد اما به نظر میرسد تمایل چندانی به میانجیگری میان تهران و واشنگتن ندارد. اگر تمایل داشت میتوانست در این مدت و حتی پیش از جنگ، از ظرفیت خود برای میانجیگری استفاده کند و سیگنالهایی به طرفین برای میانجی شدن بدهد. انتظار وجود داشت که وقتی بر اثر این جنگ و بسته شدن تنگه، بازار انرژی جهانی با اخلال گسترده مواجه شده، چین به عنوان یکی از اصلیترین متضررهای آن تحرک بیشتری در دیپلماسی داشته باشد اما شاهد آن نبودیم.
به عقیده من اگرچه میانجی مهم است اما معضل میان ایران و آمریکا فراتر از میانجیها و قامت آنها است!
🔗لینک عضویت در افق ایران
https://t.me/+WZGudJ8zSxAxMDhk
پاکستان با آگاهی از اینکه قامتاش برای میانجیگری میان ایران و آمریکا کوتاه است تلاش کرده هرگاه زورش نمیرسد، ترکیه، عربستان و در مواقعی نیز چین را با خود همراه کند تا معامله را جوش دهد. در واقع، توان دیگران را به عاریت گرفته تا وزن خود را بالا ببرد. این عاریتگیری خودش میتواند به معضلی تبدیل شود و منافع دیگران نیز در در مذاکرات لحاظ شود(به ویژه سعودی).
فارغ از قد و قواره پاکستان، باید عنصر بیاعتمادی را نیز اضافه کرد. به دشواری میتوان به پاکستان به عنوان یک میانجی قابل اعتماد نگاه کرد.
حال در رابطه با میانجی شدن چین من نیز تا حدی موافق هستم؛ اما ملاحظات خودم را نیز دارم. مهمترین ملاحظه این است خطر این وجود دارد که با ورود کامل چین به پرونده ایران و امریکا، تهران وجهالمصالحه دو قدرت بزرگ قرار گیرد. به ویژه اینکه پکن اهرمهای موثری برای فشار بر تهران دارد. از سوی دیگر، منافع کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس با چین هم منافع درهمتنیدهتری است در قیاس با ایران که چین ممکن است منافع آنها را در مذاکرات لحاظ کند.
فارغ از این، برآورد من این است که چین اگرچه میتواند میانجی قدری باشد اما به نظر میرسد تمایل چندانی به میانجیگری میان تهران و واشنگتن ندارد. اگر تمایل داشت میتوانست در این مدت و حتی پیش از جنگ، از ظرفیت خود برای میانجیگری استفاده کند و سیگنالهایی به طرفین برای میانجی شدن بدهد. انتظار وجود داشت که وقتی بر اثر این جنگ و بسته شدن تنگه، بازار انرژی جهانی با اخلال گسترده مواجه شده، چین به عنوان یکی از اصلیترین متضررهای آن تحرک بیشتری در دیپلماسی داشته باشد اما شاهد آن نبودیم.
به عقیده من اگرچه میانجی مهم است اما معضل میان ایران و آمریکا فراتر از میانجیها و قامت آنها است!
🔗لینک عضویت در افق ایران
https://t.me/+WZGudJ8zSxAxMDhk
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
ایران برای احتمال آغاز مجدد جنگ آماده است
بابالمندب، آرامکو، ینبع و فجیره وارد حوزه درگیری میشوند
▪️ رصد تحرکات آمریکاییها در روزهای اخیر از چند جابجایی بخصوص حکایت میکند که برخی از آنها از این قرار است:
1- جابجاییهای برخی ناوهای جنگی آمریکایی
2- ایجاد پل هوایی کمسابقه برای انتقال تجهیزات
3- مشارکت چندین هواپیمای سنگین C5 و C17 برای جابجایی تسلیحات
4- تمرین تصرف جزیره در بحرین و تصرف سریع ساحل
5- پرواز گسترده پهپادهای شناسایی آمریکایی بر فراز جزایر
6- جابجایی برخی سامانههای دفاعی آمریکا در منطقه
و...
▪️ بر این اساس، ایران دو حالت را به صورت همزمان در نظر دارد و برای هر دوی آنها تدابیر لازم را انجام داده است.
▪️ حالت اول بهرهگیری از این تدارکات برای ایجاد فشار روانی به منظور امتیازگیری در اتاق مذاکره است. آمریکا از یک سو تهدید میکند و از سوی دیگر مدام پالس مذاکره را در رسانهها تشدید میکند. ایران پیشنهادات خود بر مبنای یک واقعنگری و بر اساس حقوق اساسی ملت ایران را ارائه کرده و این آمریکاست که باید از زیادهخواهی دست بردارد.
▪️ بنابراین، همچنان که در گذشته نیز فشارها و تهدیدات اینچنینی بر میز مذاکره اثر نگذاشته، این بار نیز اثری نخواهد گذاشت.
▪️ حالت دوّم، داستانسرایی درباره مذاکره به منظور تمهید غافلگیری و حمله نظامی سریع به برخی جزایر ایرانی است. تروریستهای آمریکایی در موضوع فریب با مذاکره تجربه بالایی دارند و در طول یکسال، دوبار در حین مذاکره و در حالی که مدام از رو به پیشرفت بودن مذاکرات سخن میگفتند به ایران حمله کردند.
▪️ ایران این بار نیز آمادگی کامل دارد و اساساً سناریوی جنگ را محتملتر از ادامه مذاکرات در نظر گرفته است. بنابراین ایران آماده است تا با بازسازیها و تمهیداتی که در طول دو هفته اخیر انجام داده، ساعتهای جهنمی به یادماندنی را از همان ابتدای درگیری مجدد با آمریکا و اسرائیل تثبیت کند.
▪️ همچنین تحلیل مواضع ایران نشان میدهد که اگر جنگ آغاز و زیرساختها مجددا هدف قرار بگیرند، ایران برخی خویشتنداریهای دور اول جنگ درباره بابالمندب، آرامکو و ینبع و فجیره را به طور کامل کنار خواهد گذاشت.
@TasnimNews
بابالمندب، آرامکو، ینبع و فجیره وارد حوزه درگیری میشوند
1- جابجاییهای برخی ناوهای جنگی آمریکایی
2- ایجاد پل هوایی کمسابقه برای انتقال تجهیزات
3- مشارکت چندین هواپیمای سنگین C5 و C17 برای جابجایی تسلیحات
4- تمرین تصرف جزیره در بحرین و تصرف سریع ساحل
5- پرواز گسترده پهپادهای شناسایی آمریکایی بر فراز جزایر
6- جابجایی برخی سامانههای دفاعی آمریکا در منطقه
و...
@TasnimNews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایتی از حمله ناجوانمردانه آمریکا به ناو دنا در اقیانوس هند
«حامد مومنه» یکی از ملوانان ناوشکن «دنا»:
🔹 این شناور برای شرکت در رزمایش به بندر «ویشاکاپاتنام» هند اعزام شده بود؛ هنگام بازگشت به کشور و در حالی که ناوشکن در آبهای بینالمللی اقیانوس هند در حال حرکت بود، هدف حمله قرار گرفت.
🔹 حدود ساعت ۳ تا ۳.۵ بامداد بود که ناگهان مورد حمله ناجوانمردانه قرار گرفتیم؛ حملهای که کاملاً خلاف قوانین بینالمللی دریانوردی بود. نه میدان جنگ بود و نه اخطاری دریافت کرده بودیم.
🔹 حمله بدون هشدار و توسط یک زیردریایی انجام شد، با اصابت نخستین اژدر، همه نیروها در محل حضور داشتند و تا آن لحظه خوشبختانه شهیدی نداشتیم. ۱۰۴ نفر خدمه روی ناوشکن بودند و هیچکس کشتی را ترک نکرد. همه تا آخر ایستادند.
🔹 اگر قصدشان صرفاً آسیب زدن بود میتوانستند نقاط دیگری را هدف قرار دهند، اما هدف اصلی، کشتن خدمه بود. با این حال تا آخر ایستادیم. دنا برای ما خاک ایران بود و ترک آن معنا نداشت.
🔹 نیروها تا ساعت ۱۱ شب کنار شناور باقی ماندند و پس از آن ناچار شدند مسافتی را در اقیانوس شنا کنند تا به نزدیکی سواحل سریلانکا برسند.
@TasnimNews
«حامد مومنه» یکی از ملوانان ناوشکن «دنا»:
@TasnimNews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به اعتبار این کاربر شجاع و شریف (مینا قربانی) مطلب بازنشر میشود، کسی که در زمان جنگ به ایران بازگشت و عدالت طلبی برای مظلومان را سوخت جنگ برای علیه ایرانیان نمیکند.
https://x.com/i/status/2045759412485140922
https://x.com/i/status/2045759412485140922
X (formerly Twitter)
Mina Ghorbani (@minamonteguide) on X
وویسهای #احمد_خدایی در مورد سواستفاده از عکسهای خصوصی خودش و همسرش و آزارهای روانی و توهینهای که بهش شده آتش به جان هر انسان نرمالی میزنه.
احمد جان متاسفم که برای این همه خشونتی که بهت شد نتونستی دادخواهی کنی ای همنورد، ای چون کوه استوار.
#صالحه_اکبری
احمد جان متاسفم که برای این همه خشونتی که بهت شد نتونستی دادخواهی کنی ای همنورد، ای چون کوه استوار.
#صالحه_اکبری
Forwarded from رادار وضعیت اینترنت
🔴 تشدید شدید فیلترینگ اینترنت به صورت منطقهای در سراسر کشور
پس از گذشت ۵۱ روز قطع کامل اینترنت، اکنون اختلالات اینترنتی به صورت منطقهای و با اجرای فیلترینگ از نوع NAT تشدیدتر شده است. بسیاری از روشهایی که طی روزهای گذشته فعال بودهاند، مجدداً از دسترس خارج شدهاند؛ از جمله روشهایی مانند SNI Spoofing.
همچنین، بسیاری از سرویسها، دامنهها و سرورهای داخلی بهصورت منطقهای محدود شدهاند. فیلترینگ در حال حاضر به شکل دقیقتر و پیچیدهتری اعمال میشود؛ بهگونهای که محدودیتها با توجه به کلاینت به کلاینت، IP به IP و منطقه به منطقه تفاوت دارد و تنها بخش بسیار اندکی از ترافیک آزاد بینالمللی امکان عبور پیدا میکند.
علاوه بر این، تعدادی از سایتهایی که طی روزهای گذشته در وایتلیست قرار گرفته بودند، مجدداً بهصورت منطقهای از دسترس خارج شدهاند. برای مثال، دسترسی به سایتهایی مانند گوگل، گیتهاب و برخی دیگر از سرویسهای بینالمللی برای بخشی از کاربران دوباره محدود شده است.
همچنین گزارشها حاکی از آن است که سرورهای DNS بهصورت عمدی دچار اختلال شدهاند تا سرعت ترافیک کاهش یافته و برقراری اتصال برای کاربران دشوارتر شود.
این شرایط نشاندهنده ادامه روند پیچیده و متغیر محدودسازی اینترنت در کشور است.
📡 @IRRadar
پس از گذشت ۵۱ روز قطع کامل اینترنت، اکنون اختلالات اینترنتی به صورت منطقهای و با اجرای فیلترینگ از نوع NAT تشدیدتر شده است. بسیاری از روشهایی که طی روزهای گذشته فعال بودهاند، مجدداً از دسترس خارج شدهاند؛ از جمله روشهایی مانند SNI Spoofing.
همچنین، بسیاری از سرویسها، دامنهها و سرورهای داخلی بهصورت منطقهای محدود شدهاند. فیلترینگ در حال حاضر به شکل دقیقتر و پیچیدهتری اعمال میشود؛ بهگونهای که محدودیتها با توجه به کلاینت به کلاینت، IP به IP و منطقه به منطقه تفاوت دارد و تنها بخش بسیار اندکی از ترافیک آزاد بینالمللی امکان عبور پیدا میکند.
علاوه بر این، تعدادی از سایتهایی که طی روزهای گذشته در وایتلیست قرار گرفته بودند، مجدداً بهصورت منطقهای از دسترس خارج شدهاند. برای مثال، دسترسی به سایتهایی مانند گوگل، گیتهاب و برخی دیگر از سرویسهای بینالمللی برای بخشی از کاربران دوباره محدود شده است.
همچنین گزارشها حاکی از آن است که سرورهای DNS بهصورت عمدی دچار اختلال شدهاند تا سرعت ترافیک کاهش یافته و برقراری اتصال برای کاربران دشوارتر شود.
این شرایط نشاندهنده ادامه روند پیچیده و متغیر محدودسازی اینترنت در کشور است.
📡 @IRRadar
پایان بازی سایهها؟ روایت نیویورک تایمز از افشای احتمالی هویت ساتوشی ناکاموتو
در دنیای فناوری معماهای بزرگ کم نیستند؛ اما کمتر رازی به اندازهی هویت واقعی خالق بیتکوین ذهنها را درگیر خود کرده است؛ فرد (یا گروهی) که ۱۷ سال پیش، پشت نام مستعار «ساتوشی ناکاموتو» پنهان شد و تا امروز بزرگترین بازی قایمموشک تاریخ تکنولوژی را به راه انداخته است.
اولین چالشی که در مواجهه با پدیده بیتکوین به آن برمیخورید، همین معمای هویت ساتوشی است. چطور میشود در عصر اینترنت که حتی خرید روزمره ما هم ردپای دیجیتال به جا میگذارد، کسی بتواند هویتش را اینقدر مخفی نگه دارد؟ نیویورک تایمز به تازگی گزارشی مفصل منتشر کرده و به دنبال سرنخهایی رفته که شاید بالاخره این نقاب را کنار بزنند.
▪️ مظنون ردیف اول: آقای خاص در لتونی
همه چیز از یک مستند در شبکه HBO شروع شد که ادعا میکرد بالاخره توانسته خالق بیتکوین را افشا کند. در یکی از سکانسهای کلیدی این مستند، دوربین در پارکی در شهر ریگا، پایتخت لتونی، روی یک دانشمند علوم کامپیوتر ۵۵ ساله زوم میکند. اسمش «آدام بَک» (Adam Back) است؛ یک رمزنگار بریتانیایی و از چهرههای برجسته و قدیمی جنبش بیتکوین. پیراهنش از زیر کت قهوهایرنگش بیرون زده و ظاهرش شبیه همان آدمهای باهوشی است که در سکوت، دنیا را تغییر میدهند.
وقتی مستندساز اسامی چند نفر از مظنونین به ساتوشی بودن را ردیف میکند و در نهایت به اسم خود آدام بک میرسد، صورت او ناگهان درهم میرود. با سرسختی تمام ساتوشی بودن را تکذیب میکند و از فیلمساز میخواهد که این مکالمه جایی ثبت و پخش نشود. همین واکنش عصبی برای روزنامهنگاران و کارآگاهان اینترنتی کافی بود تا مثل کوسههایی که بوی خون به مشامشان خورده، روی او متمرکز شوند.
▪️ ردپایی در شنهای دیجیتال
ساتوشی ناکاموتو استاد بیبدیل هنر مخفی شدن است و تقریباً هیچ ردپای دیجیتالی از خودش به جا نگذاشت؛ اما هیچ موجود زندهای نمیتواند بدون تعامل با محیط اطرافش بقا داشته باشد. ساتوشی هم برای معرفی ایده انقلابیاش مجبور به «نوشتن» بود.
او یک «سپیدنامه» (Whitepaper) مختصر و مفید ۹ صفحهای منتشر کرد. وایتپیپر چیزی شبیه به همان پروپوزال یا طرح توجیهی خودمان است؛ سندی که در آن هدف، معماری و نحوه کارکرد یک پروژه فنی به سادهترین و دقیقترین شکل ممکن توضیح داده میشود. ساتوشی در انجمنهایی مثل Bitcointalk هم فعال بود، صدها پست نوشت و با سایر برنامهنویسان درباره نرمافزار، اقتصاد و فلسفهی پول دیجیتال بحث میکرد.
همه چیز داشت در هالهای از ابهام پیش میرفت تا اینکه یک برنامهنویس فنلاندی به نام «مارتی مالمی» (که در روزهای ابتدایی با ساتوشی همکاری میکرد) صدها ایمیل رد و بدل شده بین خودش و ساتوشی را منتشر کرد.
این ایمیلها در جریان دادگاهی در لندن و به عنوان مدرک رو شدند (دادگاهی که در آن یک شیاد استرالیایی ادعا کرده بود ساتوشی است و در نهایت دستش رو شد). این گنجینه ایمیلها، بزرگترین سرنخی بود که تا به حال از ذهن و ادبیات خالق بیتکوین به دست آمده بود.
▪️ صد نام برای یک نفر
آدمیزاد موجود عجیبیست؛ وقتی جوابی پیدا نمیکند، برای خودش قصه میبافد. در ۱۷ سال گذشته روزنامهنگاران، دانشگاهیان و کارآگاهان اینترنتی بیشتر از ۱۰۰ نام مختلف را به عنوان ساتوشی ناکاموتو ردیف کردهاند. از یک دانشجوی رمزنگاری در ایرلند بگیرید تا خلافکاری باهوش در آفریقای جنوبی و حتی ریاضیدانی که فیلم «ذهن زیبا» از روی زندگی او ساخته شده بود!
هر بار تئوریهای جذابی مطرح میشد که بر اساس یک سری تصادفات شکل گرفته بود: شباهت در سبک کدنویسی، سابقه کاری مرموز، تسلط بر مفاهیم فنی بیتکوین یا دیدگاههای ضد دولتی. اما هر بار این کوه یخ بعد از برخورد با مدرکی متناقض، ذوب میشد و فرو میریخت.
جالب اینجاست که جامعه طرفداران بیتکوین از این شکستها حسابی ذوق میکردند. برای آنها ساتوشی مثل یک اسطوره دستنیافتنی است و ترجیح میدهند این راز سر به مهر باقی بماند.
▪️ ارتباط بیتکوین با پروژه هشکش
یکی از نکاتی که توجه نیویورک تایمز را جلب کرده، ارتباط میان بیتکوین و پروژهای قدیمی به نام «هشکش» است.در سال ۱۹۹۷، آدام بک سیستمی به نام «هشکش» (Hashcash) معرفی کرد؛ مکانیزمی متکی بر حل مسائل ریاضی که برای مبارزه با ایمیلهای اسپم و ایجاد محدودیت برای فرستندگان انبوه طراحی شده بود.
جالب اینجاست که هستهی اصلی مکانیزم استخراج در بیتکوین، دقیقاً از همین سیستم هشکش عاریه گرفته شده و ساتوشی هم در وایتپیپر به نام آدام بک ارجاع داده است.
ماجرا وقتی عجیبتر میشود که بدانیم آدام در سال ۱۹۹۸ پیشنهاد کرده بود ایدهی هشکش با پول دیجیتالی به نام «b-money» ترکیب شود. سالها بعد ساتوشی ناکاموتو دقیقاً از همین ترکیب برای خلق Bitcoin استفاده کرد.
در دنیای فناوری معماهای بزرگ کم نیستند؛ اما کمتر رازی به اندازهی هویت واقعی خالق بیتکوین ذهنها را درگیر خود کرده است؛ فرد (یا گروهی) که ۱۷ سال پیش، پشت نام مستعار «ساتوشی ناکاموتو» پنهان شد و تا امروز بزرگترین بازی قایمموشک تاریخ تکنولوژی را به راه انداخته است.
اولین چالشی که در مواجهه با پدیده بیتکوین به آن برمیخورید، همین معمای هویت ساتوشی است. چطور میشود در عصر اینترنت که حتی خرید روزمره ما هم ردپای دیجیتال به جا میگذارد، کسی بتواند هویتش را اینقدر مخفی نگه دارد؟ نیویورک تایمز به تازگی گزارشی مفصل منتشر کرده و به دنبال سرنخهایی رفته که شاید بالاخره این نقاب را کنار بزنند.
▪️ مظنون ردیف اول: آقای خاص در لتونی
همه چیز از یک مستند در شبکه HBO شروع شد که ادعا میکرد بالاخره توانسته خالق بیتکوین را افشا کند. در یکی از سکانسهای کلیدی این مستند، دوربین در پارکی در شهر ریگا، پایتخت لتونی، روی یک دانشمند علوم کامپیوتر ۵۵ ساله زوم میکند. اسمش «آدام بَک» (Adam Back) است؛ یک رمزنگار بریتانیایی و از چهرههای برجسته و قدیمی جنبش بیتکوین. پیراهنش از زیر کت قهوهایرنگش بیرون زده و ظاهرش شبیه همان آدمهای باهوشی است که در سکوت، دنیا را تغییر میدهند.
وقتی مستندساز اسامی چند نفر از مظنونین به ساتوشی بودن را ردیف میکند و در نهایت به اسم خود آدام بک میرسد، صورت او ناگهان درهم میرود. با سرسختی تمام ساتوشی بودن را تکذیب میکند و از فیلمساز میخواهد که این مکالمه جایی ثبت و پخش نشود. همین واکنش عصبی برای روزنامهنگاران و کارآگاهان اینترنتی کافی بود تا مثل کوسههایی که بوی خون به مشامشان خورده، روی او متمرکز شوند.
▪️ ردپایی در شنهای دیجیتال
ساتوشی ناکاموتو استاد بیبدیل هنر مخفی شدن است و تقریباً هیچ ردپای دیجیتالی از خودش به جا نگذاشت؛ اما هیچ موجود زندهای نمیتواند بدون تعامل با محیط اطرافش بقا داشته باشد. ساتوشی هم برای معرفی ایده انقلابیاش مجبور به «نوشتن» بود.
او یک «سپیدنامه» (Whitepaper) مختصر و مفید ۹ صفحهای منتشر کرد. وایتپیپر چیزی شبیه به همان پروپوزال یا طرح توجیهی خودمان است؛ سندی که در آن هدف، معماری و نحوه کارکرد یک پروژه فنی به سادهترین و دقیقترین شکل ممکن توضیح داده میشود. ساتوشی در انجمنهایی مثل Bitcointalk هم فعال بود، صدها پست نوشت و با سایر برنامهنویسان درباره نرمافزار، اقتصاد و فلسفهی پول دیجیتال بحث میکرد.
همه چیز داشت در هالهای از ابهام پیش میرفت تا اینکه یک برنامهنویس فنلاندی به نام «مارتی مالمی» (که در روزهای ابتدایی با ساتوشی همکاری میکرد) صدها ایمیل رد و بدل شده بین خودش و ساتوشی را منتشر کرد.
این ایمیلها در جریان دادگاهی در لندن و به عنوان مدرک رو شدند (دادگاهی که در آن یک شیاد استرالیایی ادعا کرده بود ساتوشی است و در نهایت دستش رو شد). این گنجینه ایمیلها، بزرگترین سرنخی بود که تا به حال از ذهن و ادبیات خالق بیتکوین به دست آمده بود.
▪️ صد نام برای یک نفر
آدمیزاد موجود عجیبیست؛ وقتی جوابی پیدا نمیکند، برای خودش قصه میبافد. در ۱۷ سال گذشته روزنامهنگاران، دانشگاهیان و کارآگاهان اینترنتی بیشتر از ۱۰۰ نام مختلف را به عنوان ساتوشی ناکاموتو ردیف کردهاند. از یک دانشجوی رمزنگاری در ایرلند بگیرید تا خلافکاری باهوش در آفریقای جنوبی و حتی ریاضیدانی که فیلم «ذهن زیبا» از روی زندگی او ساخته شده بود!
هر بار تئوریهای جذابی مطرح میشد که بر اساس یک سری تصادفات شکل گرفته بود: شباهت در سبک کدنویسی، سابقه کاری مرموز، تسلط بر مفاهیم فنی بیتکوین یا دیدگاههای ضد دولتی. اما هر بار این کوه یخ بعد از برخورد با مدرکی متناقض، ذوب میشد و فرو میریخت.
جالب اینجاست که جامعه طرفداران بیتکوین از این شکستها حسابی ذوق میکردند. برای آنها ساتوشی مثل یک اسطوره دستنیافتنی است و ترجیح میدهند این راز سر به مهر باقی بماند.
▪️ ارتباط بیتکوین با پروژه هشکش
یکی از نکاتی که توجه نیویورک تایمز را جلب کرده، ارتباط میان بیتکوین و پروژهای قدیمی به نام «هشکش» است.در سال ۱۹۹۷، آدام بک سیستمی به نام «هشکش» (Hashcash) معرفی کرد؛ مکانیزمی متکی بر حل مسائل ریاضی که برای مبارزه با ایمیلهای اسپم و ایجاد محدودیت برای فرستندگان انبوه طراحی شده بود.
جالب اینجاست که هستهی اصلی مکانیزم استخراج در بیتکوین، دقیقاً از همین سیستم هشکش عاریه گرفته شده و ساتوشی هم در وایتپیپر به نام آدام بک ارجاع داده است.
ماجرا وقتی عجیبتر میشود که بدانیم آدام در سال ۱۹۹۸ پیشنهاد کرده بود ایدهی هشکش با پول دیجیتالی به نام «b-money» ترکیب شود. سالها بعد ساتوشی ناکاموتو دقیقاً از همین ترکیب برای خلق Bitcoin استفاده کرد.
نویسنده نیویورک تایمز این انطباق را فراتر از یک اتفاق ساده میداند و میپرسد: چقدر احتمال دارد دو نفر مجزا، دقیقاً به یک فرمول جادویی یکسان برسند؟
▪️ شباهتهای فکری میان ساتوشی و بک
نیویورک تایمز فقط به ارتباط فنی میان این دو بسنده نکرده و به شباهتهای فکری جالبی مثل علاقهی شدید به فلسفهی نرمافزارهای متنباز و مالکیت عمومی اشاره میکند.
ساتوشی در یکی از ایمیلهای خود نوشته بود که دولتها میتوانند شبکههای متمرکز را به راحتی متوقف کنند. او به طور خاص از «نپستر» به عنوان نمونهای از یک شبکه متمرکز یاد کرده بود. در مقابل شبکههای همتابههمتا مانند «تور» یا «گنوتلا» در برابر چنین فشارهایی مقاومتر هستند.
سالها قبل از این ایمیل، آدام بک دقیقاً همین مقایسه را در بحثهای سایفرپانک مطرح کرده بود. حتی شیوه استدلال و نوع مثالها شباهت زیادی داشت. در عمل هم نحوه ارتباطات، سبک انتشار بهروزرسانیها، گزارش خطاها و قالببندی متنهایشان به طرز شگفتانگیزی شبیه است.
▪️ ایدهای که سالها قبل مطرح شده بود
آدام بک طی دهه ۹۰ میلادی روی روشی کار کرده بود که با استفاده از درخت هش، زمان دقیق ایجاد یک سند دیجیتال را به شکل قابل اعتمادی ثبت میکرد. آن زمان یکی از پیشنهادها این بود که اثر انگشت دیجیتال این اسناد در آگهیهای روزنامه نیویورک تایمز منتشر شود؛ چون تاریخِ چاپِ روزنامهها، نوعی مرجع زمانی قابل اعتماد به حساب میآید.
این ایده بعدها به شکل متفاوتی در طراحی بیتکوین ظاهر شد. در شبکه بلاکچین، هر بلوک جدید شامل یک اثر رمزنگاریشده از بلوک قبلی است. همین زنجیره باعث میشود زمانبندی تراکنشها قابل بررسی و غیرقابل تغییر باشد. این تنها یک نمونه است و تحلیلگران معتقدند بسیاری از ساز و کارهای کلیدی بیتکوین پیشتر در کارهای آدام بک دیده میشد.
▪️ معمای لهجه در دنیای متن
دیگر بخش جذاب این گزارش، تحلیل ادبیات ساتوشی است که از تضادی جالب خبر میدهد. ساتوشی در نوشتههایش املای کلمات بریتانیایی را با اصطلاحات رایج آمریکایی ترکیب میکرد. از آنجا که بسیاری از مظنونین (و البته خودِ کارآگاهان اینترنتی) آمریکایی بودند، عدهای گفتند «ساتوشی آمریکایی است اما برای رد گم کنی، کلمات را با املای بریتانیایی مینویسد».
نویسنده گزارش نیویورک تایمز این تئوری را قبول ندارد؛ او معتقد است این ترکیب ناهمگون، سرنخی است که ما را به سمت افرادی مثل آدام بک میبرد که اصالت بریتانیایی دارند اما سالها در فضای بینالمللی و با ادبیات آمریکایی کار کردهاند.
▪️ حرف آخر؛ مهر تاییدی که هرگز زده نمیشود
هرچقدر هم که مدارک، ایمیلها، تطبیق سبک کدنویسی و واکنشهای عصبی جذاب باشند، در نهایت چیزی جز «شواهد غیرمستقیم» نیستند. همانطور که طرفداران بیتکوین میگویند، تنها یک راه برای اثبات قطعی هویت ساتوشی ناکاموتو وجود دارد. او (یا آنها) باید بتواند یکی از کوینهای اولیهی بیتکوین را جابهجا کند؛ کوینهایی که از سال ۲۰۰۹ در کیف پول دیجیتال ساتوشی دستنخورده باقی ماندهاند.
تا زمانی که این اتفاق نیفتد، هیچکس صاحب تاجوتخت پادشاهی خالق بیتکوین نخواهد شد. شاید اصلاً همین راز است که داستان بیتکوین و فناوری بلاکچین را تا این اندازه جذاب کرده…
✍️ یونس مرادی
#ارزهای_دیجیتال
https://x.com/i/status/2045786996669346115
▪️ شباهتهای فکری میان ساتوشی و بک
نیویورک تایمز فقط به ارتباط فنی میان این دو بسنده نکرده و به شباهتهای فکری جالبی مثل علاقهی شدید به فلسفهی نرمافزارهای متنباز و مالکیت عمومی اشاره میکند.
ساتوشی در یکی از ایمیلهای خود نوشته بود که دولتها میتوانند شبکههای متمرکز را به راحتی متوقف کنند. او به طور خاص از «نپستر» به عنوان نمونهای از یک شبکه متمرکز یاد کرده بود. در مقابل شبکههای همتابههمتا مانند «تور» یا «گنوتلا» در برابر چنین فشارهایی مقاومتر هستند.
سالها قبل از این ایمیل، آدام بک دقیقاً همین مقایسه را در بحثهای سایفرپانک مطرح کرده بود. حتی شیوه استدلال و نوع مثالها شباهت زیادی داشت. در عمل هم نحوه ارتباطات، سبک انتشار بهروزرسانیها، گزارش خطاها و قالببندی متنهایشان به طرز شگفتانگیزی شبیه است.
▪️ ایدهای که سالها قبل مطرح شده بود
آدام بک طی دهه ۹۰ میلادی روی روشی کار کرده بود که با استفاده از درخت هش، زمان دقیق ایجاد یک سند دیجیتال را به شکل قابل اعتمادی ثبت میکرد. آن زمان یکی از پیشنهادها این بود که اثر انگشت دیجیتال این اسناد در آگهیهای روزنامه نیویورک تایمز منتشر شود؛ چون تاریخِ چاپِ روزنامهها، نوعی مرجع زمانی قابل اعتماد به حساب میآید.
این ایده بعدها به شکل متفاوتی در طراحی بیتکوین ظاهر شد. در شبکه بلاکچین، هر بلوک جدید شامل یک اثر رمزنگاریشده از بلوک قبلی است. همین زنجیره باعث میشود زمانبندی تراکنشها قابل بررسی و غیرقابل تغییر باشد. این تنها یک نمونه است و تحلیلگران معتقدند بسیاری از ساز و کارهای کلیدی بیتکوین پیشتر در کارهای آدام بک دیده میشد.
▪️ معمای لهجه در دنیای متن
دیگر بخش جذاب این گزارش، تحلیل ادبیات ساتوشی است که از تضادی جالب خبر میدهد. ساتوشی در نوشتههایش املای کلمات بریتانیایی را با اصطلاحات رایج آمریکایی ترکیب میکرد. از آنجا که بسیاری از مظنونین (و البته خودِ کارآگاهان اینترنتی) آمریکایی بودند، عدهای گفتند «ساتوشی آمریکایی است اما برای رد گم کنی، کلمات را با املای بریتانیایی مینویسد».
نویسنده گزارش نیویورک تایمز این تئوری را قبول ندارد؛ او معتقد است این ترکیب ناهمگون، سرنخی است که ما را به سمت افرادی مثل آدام بک میبرد که اصالت بریتانیایی دارند اما سالها در فضای بینالمللی و با ادبیات آمریکایی کار کردهاند.
▪️ حرف آخر؛ مهر تاییدی که هرگز زده نمیشود
هرچقدر هم که مدارک، ایمیلها، تطبیق سبک کدنویسی و واکنشهای عصبی جذاب باشند، در نهایت چیزی جز «شواهد غیرمستقیم» نیستند. همانطور که طرفداران بیتکوین میگویند، تنها یک راه برای اثبات قطعی هویت ساتوشی ناکاموتو وجود دارد. او (یا آنها) باید بتواند یکی از کوینهای اولیهی بیتکوین را جابهجا کند؛ کوینهایی که از سال ۲۰۰۹ در کیف پول دیجیتال ساتوشی دستنخورده باقی ماندهاند.
تا زمانی که این اتفاق نیفتد، هیچکس صاحب تاجوتخت پادشاهی خالق بیتکوین نخواهد شد. شاید اصلاً همین راز است که داستان بیتکوین و فناوری بلاکچین را تا این اندازه جذاب کرده…
✍️ یونس مرادی
#ارزهای_دیجیتال
https://x.com/i/status/2045786996669346115
X (formerly Twitter)
NooshDaroo | نوشدارو (@NooshDaroo_web) on X
پایان بازی سایهها؟ روایت نیویورک تایمز از افشای احتمالی هویت ساتوشی ناکاموتو
در دنیای فناوری معماهای بزرگ کم نیستند؛ اما کمتر رازی به اندازهی هویت واقعی خالق بیتکوین ذهنها را درگیر خود کرده است؛ فرد (یا گروهی) که ۱۷ سال پیش، پشت نام مستعار «ساتوشی ناکاموتو»…
در دنیای فناوری معماهای بزرگ کم نیستند؛ اما کمتر رازی به اندازهی هویت واقعی خالق بیتکوین ذهنها را درگیر خود کرده است؛ فرد (یا گروهی) که ۱۷ سال پیش، پشت نام مستعار «ساتوشی ناکاموتو»…
Forwarded from WarFront Witness (appleseed)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚡️🇺🇸🌕 While aboard Artemis II, astronaut Reid Wiseman filmed on his phone the Earth setting behind the Moon, or an “Earthset”.
@wfwitness
@wfwitness