Forwarded from امتداد
✅اقتصاد در تله خاموشی نت
✍🏻امتداد-میراقربانی فر:گزارش تازه نت بلاکس از عبور اختلال اینترنت در ایران از مرز ۱۲۰۰ ساعت، فقط یک آمار فنی نیست؛ این عدد، روایت یک بحران اقتصادی فرسایشی است که حالا بهطور مستقیم در معیشت و بقای کسبوکارها قابل مشاهده است. در شرایطی که اقتصاد ایران پیشتر زیر فشار تورم، تحریم و نااطمینانی قرار داشت، قطع اینترنت بهعنوان یک شوک مضاعف، جریان عادی تولید، فروش و مبادله را مختل کرده است.
🔹بر اساس برآوردهای بینالمللی، از جمله تحلیلهای منتشرشده در رسانههایی مانند رویترز هزینه اقتصادی قطع اینترنت در ایران در مقاطع اخیر بین ۳۵ تا ۳۷ میلیون دلار در روز تخمین زده شده است. این رقم که بر پایه مدلهای اقتصادی و دادههای نهادهایی مانند بانک جهانی و اتحادیه بینالمللی مخابرات محاسبه میشود، تنها شامل خسارتهای مستقیم است.
🔹وقتی این عدد را در بازه ۵۱ روزه (معادل حدود ۱۲۰۰ ساعت) ضرب کنیم، برآوردی نزدیک به ۱.۸ تا ۱.۹ میلیارد دلار خسارت مستقیم به دست میآید. این یعنی اختلال اینترنتی اخیر، بهتنهایی چندین برابر برخی شوکهای اقتصادی مقطعی به اقتصاد ایران آسیب وارد کرده است.
🔹اما واقعیت، به همین رقم محدود نمیشود. فعالان بخش خصوصی در ایران، از جمله اعضای اتاق بازرگانی، تأکید دارند که اگر خسارتهای غیرمستقیم از جمله افت فروش، از دست رفتن بازار، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش بهرهوری را نیز لحاظ کنیم، هزینه واقعی میتواند به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز برسد. این برآورد، مجموع زیان را در همین بازه به بیش از ۳ تا ۴ میلیارد دلار نزدیک میکند؛ عددی که نشاندهنده عمق ضربه به بدنه اقتصاد است.
🔹در سطح کسبوکارها، نشانههای این بحران کاملاً ملموس است. گزارشها از افت تا ۸۰ درصدی فروش کسبوکارهای آنلاین حکایت دارد؛ کسبوکارهایی که طی سالهای اخیر بهدلیل فشارهای اقتصادی، به سمت فروش اینترنتی و شبکههای اجتماعی مهاجرت کرده بودند. قطع یا اختلال در دسترسی، عملاً این مسیر را مسدود کرده و بسیاری از آنها را به نقطه صفر بازگردانده است.
🔹همزمان، دادههای شرکتهایی مانند Cloudflare نشان میدهد که در برخی مقاطع تشدید محدودیتها، ترافیک اینترنت ایران تا ۹۸ درصد کاهش یافته است؛ به این معنا که نهتنها خرید و فروش، بلکه ارتباطات کاری، خدمات مشتری و حتی عملیات داخلی شرکتها نیز مختل شده است. این سطح از اختلال، عملاً اقتصاد دیجیتال را به حالت تعلیق درمیآورد.
پیامد دیگر این وضعیت، افزایش هزینههای پنهان است. بسیاری از کسبوکارها ناچار شدهاند برای حفظ حداقل ارتباط با بازار، به ابزارهای دور زدن محدودیت متوسل شوند؛ هزینههایی که مستقیماً از سود آنها کسر میشود. در نتیجه، حتی کسبوکارهایی که هنوز فعال هستند، با کاهش شدید حاشیه سود مواجهاند.
🔹در نهایت، شاید مهمترین اثر این قطعی طولانیمدت، ایجاد نااطمینانی ساختاری باشد. در اقتصادی که پیشبینیپذیری یکی از مهمترین شروط سرمایهگذاری است، تداوم چنین اختلالی، تصمیمگیری را فلج میکند. بسیاری از بنگاهها وارد فاز «بقا» شدهاند: کاهش هزینه، تعدیل نیرو و توقف توسعه.
🔹قطع اینترنت در ایران دیگر یک اختلال موقت نیست؛ این یک بحران اقتصادی است که بهصورت تدریجی اما عمیق، ظرفیت تولید و پویایی بازار را تحلیل میبرد. اگر این روند ادامه یابد، هزینه آن فقط در میلیاردها دلار خسارت خلاصه نخواهد شد، بلکه در تضعیف بلندمدت زیستبوم کسبوکار ایران نمایان خواهد شد.
#امتداد
@emtedadnet
۱۲۰۰ ساعت اختلال اینترنت چگونه میلیاردها دلار از اقتصاد ایران را بلعید؟
✍🏻امتداد-میراقربانی فر:گزارش تازه نت بلاکس از عبور اختلال اینترنت در ایران از مرز ۱۲۰۰ ساعت، فقط یک آمار فنی نیست؛ این عدد، روایت یک بحران اقتصادی فرسایشی است که حالا بهطور مستقیم در معیشت و بقای کسبوکارها قابل مشاهده است. در شرایطی که اقتصاد ایران پیشتر زیر فشار تورم، تحریم و نااطمینانی قرار داشت، قطع اینترنت بهعنوان یک شوک مضاعف، جریان عادی تولید، فروش و مبادله را مختل کرده است.
🔹بر اساس برآوردهای بینالمللی، از جمله تحلیلهای منتشرشده در رسانههایی مانند رویترز هزینه اقتصادی قطع اینترنت در ایران در مقاطع اخیر بین ۳۵ تا ۳۷ میلیون دلار در روز تخمین زده شده است. این رقم که بر پایه مدلهای اقتصادی و دادههای نهادهایی مانند بانک جهانی و اتحادیه بینالمللی مخابرات محاسبه میشود، تنها شامل خسارتهای مستقیم است.
🔹وقتی این عدد را در بازه ۵۱ روزه (معادل حدود ۱۲۰۰ ساعت) ضرب کنیم، برآوردی نزدیک به ۱.۸ تا ۱.۹ میلیارد دلار خسارت مستقیم به دست میآید. این یعنی اختلال اینترنتی اخیر، بهتنهایی چندین برابر برخی شوکهای اقتصادی مقطعی به اقتصاد ایران آسیب وارد کرده است.
🔹اما واقعیت، به همین رقم محدود نمیشود. فعالان بخش خصوصی در ایران، از جمله اعضای اتاق بازرگانی، تأکید دارند که اگر خسارتهای غیرمستقیم از جمله افت فروش، از دست رفتن بازار، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش بهرهوری را نیز لحاظ کنیم، هزینه واقعی میتواند به ۷۰ تا ۸۰ میلیون دلار در روز برسد. این برآورد، مجموع زیان را در همین بازه به بیش از ۳ تا ۴ میلیارد دلار نزدیک میکند؛ عددی که نشاندهنده عمق ضربه به بدنه اقتصاد است.
🔹در سطح کسبوکارها، نشانههای این بحران کاملاً ملموس است. گزارشها از افت تا ۸۰ درصدی فروش کسبوکارهای آنلاین حکایت دارد؛ کسبوکارهایی که طی سالهای اخیر بهدلیل فشارهای اقتصادی، به سمت فروش اینترنتی و شبکههای اجتماعی مهاجرت کرده بودند. قطع یا اختلال در دسترسی، عملاً این مسیر را مسدود کرده و بسیاری از آنها را به نقطه صفر بازگردانده است.
🔹همزمان، دادههای شرکتهایی مانند Cloudflare نشان میدهد که در برخی مقاطع تشدید محدودیتها، ترافیک اینترنت ایران تا ۹۸ درصد کاهش یافته است؛ به این معنا که نهتنها خرید و فروش، بلکه ارتباطات کاری، خدمات مشتری و حتی عملیات داخلی شرکتها نیز مختل شده است. این سطح از اختلال، عملاً اقتصاد دیجیتال را به حالت تعلیق درمیآورد.
پیامد دیگر این وضعیت، افزایش هزینههای پنهان است. بسیاری از کسبوکارها ناچار شدهاند برای حفظ حداقل ارتباط با بازار، به ابزارهای دور زدن محدودیت متوسل شوند؛ هزینههایی که مستقیماً از سود آنها کسر میشود. در نتیجه، حتی کسبوکارهایی که هنوز فعال هستند، با کاهش شدید حاشیه سود مواجهاند.
🔹در نهایت، شاید مهمترین اثر این قطعی طولانیمدت، ایجاد نااطمینانی ساختاری باشد. در اقتصادی که پیشبینیپذیری یکی از مهمترین شروط سرمایهگذاری است، تداوم چنین اختلالی، تصمیمگیری را فلج میکند. بسیاری از بنگاهها وارد فاز «بقا» شدهاند: کاهش هزینه، تعدیل نیرو و توقف توسعه.
🔹قطع اینترنت در ایران دیگر یک اختلال موقت نیست؛ این یک بحران اقتصادی است که بهصورت تدریجی اما عمیق، ظرفیت تولید و پویایی بازار را تحلیل میبرد. اگر این روند ادامه یابد، هزینه آن فقط در میلیاردها دلار خسارت خلاصه نخواهد شد، بلکه در تضعیف بلندمدت زیستبوم کسبوکار ایران نمایان خواهد شد.
#امتداد
@emtedadnet
Forwarded from خبرگزاری تسنیم
پاکستان: محاصره دریایی تنگه هرمز مانعی برای مذاکرات است
🔹 خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع پاکستانی گزارش داد که فرمانده ارتش پاکستان به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، گفته است که محاصره دریایی تنگه هرمز مانعی برای مذاکرات است و ترامپ پذیرفت که این موضوع را بررسی کند.
@TasnimNews
@TasnimNews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from دور نوشتها - علی تقیپور رینه
بازنگری یا بازاریابی سیاسی؛ نگاهی به مواضع مسیح علینژاد
✍️#علی_تقیپور
♦️در فضای سیاسی و رسانهای، گاه با گونهای از گفتار مواجه میشویم که نه میتوان آن را دروغ نامید و نه حقیقت؛ این همان پدیدهای است که هری فرانکفورت در کتاب خود آن را «حرف مفت» (Bullshit) مینامد. تفاوت ظریف اما بنیادین در اینجاست که دروغگو برای آنکه حقیقت را پنهان کند، ناچار است ابتدا آن را بشناسد و به آن احترام بگذارد، اما «مزخرفگو» نسبت به حقیقت کاملاً بیاعتناست. او نه در پی بیان واقعیت است و نه لزوماً در پی نفی آن؛ تنها هدف او، تأثیرگذاری بر مخاطب و مدیریتِ «بازنمایی خویشتن» است.
نمونهی بارز این وضعیت را میتوان در چرخشهای ناگهانی چهرههای رسانهای مانند مسیح علینژاد مشاهده کرد. زمانی که یک کنشگر بدون نقد صریح و دقیقِ مواضع پیشین خود ، از تایید پرشور ترور و جنگ گرفته تا مطالبهی تحریم ، تلاش میکند تصویری تازه و حق به جانب از خود ارائه دهد، دقیقاً در دامان «حرف مفت» سقوط کرده است. وقتی کسی میگوید «من هم مثل خیلی ها تغییر کردم» یا «اشتباه کردم»، اما مشخص نمیکند که آن اشتباهِ سابق بر چه مبنای فکری استوار بود و پیامدهای ویرانگر آن بر سرنوشت یک ملت چه بود، ما با یک «اعتراف سطحی» روبهرو هستیم. این رفتار، بیش از آنکه بازنگری واقعی باشد، نوعی ژستِ صداقت برای حفظ اعتبار در بازار جدید سیاست است.
♦️مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که این اعتراف با «بازتعریف هویت» همراه شود. فرانکفورت اشاره میکند که مزخرفگو میخواهد ما باور کنیم که او نسبت به حقیقت حساس است، در حالی که او فقط به «تصویری که از او میسازیم» اهمیت میدهد. کسی که دیروز مبلغ جنگ و مداخله نظامی بوده و امروز خود را در قامت فعال ضدجنگ بازتعریف میکند، بدون آنکه بخواهد هزینهی اخلاقی و فکریِ آن تبلیغاتِ گذشته را بپردازد، در واقع در حال «بازنویسی روایت» است. در اینجا تغییر موضع، محصولِ جستجوی حقیقت نیست، بلکه محصولِ مدیریتِ برداشت مخاطب است؛ تلاشی برای فرار از گذشته بدون مواجهه با آن.
♦️تفاوت میان پشیمانی واقعی و این نوع گفتار ابزاری، در سه عنصر کلیدی نهفته است: پذیرش دقیق خطا، توضیح شفافِ چرایی آن، و نشان دادن تغییر روشن در مبانی فکری. حذف هر یک از این عناصر، اعتراف را به ابزاری برای «برندسازی مجدد» تبدیل میکند. در سطح سیاسی، این رفتار پیامدی ویرانگر دارد: «مسئولیتگریزی» را به هنجار تبدیل میکند. افراد میآموزند که میتوان بدون پاسخگویی واقعی، صرفاً با موجسواری بر عواطف لحظهای مخاطب، از زیر بار گذشته شانه خالی کرد.
♦️در نهایت، همانطور که فرانکفورت هشدار میدهد، «حرف مفت» بیش از دروغ برای حقیقت خطرناک است، زیرا دروغگو با مخفی کردن حقیقت، غیرمستقیم به اهمیت آن اعتراف میکند، اما مزخرفگو با بیاعتنایی به واقعیت، اساسِ اعتماد و حافظهی جمعی را فرسوده میکند. اگر قرار است گفتار سیاسی معنا داشته باشد، باید از این سطحِ بازاریابی عبور کند؛ چرا که ادعای اخلاقی بدون پذیرش مسئولیتِ مواضعِ پیشین، نه نشانهی بلوغ، بلکه نمونهای اعلا از همان «حرف مفت» است که سیاست را به میدان رقابتِ روایتهای میانتهی بدل میسازد.
🆔 @dourneveshtha
✍️#علی_تقیپور
♦️در فضای سیاسی و رسانهای، گاه با گونهای از گفتار مواجه میشویم که نه میتوان آن را دروغ نامید و نه حقیقت؛ این همان پدیدهای است که هری فرانکفورت در کتاب خود آن را «حرف مفت» (Bullshit) مینامد. تفاوت ظریف اما بنیادین در اینجاست که دروغگو برای آنکه حقیقت را پنهان کند، ناچار است ابتدا آن را بشناسد و به آن احترام بگذارد، اما «مزخرفگو» نسبت به حقیقت کاملاً بیاعتناست. او نه در پی بیان واقعیت است و نه لزوماً در پی نفی آن؛ تنها هدف او، تأثیرگذاری بر مخاطب و مدیریتِ «بازنمایی خویشتن» است.
نمونهی بارز این وضعیت را میتوان در چرخشهای ناگهانی چهرههای رسانهای مانند مسیح علینژاد مشاهده کرد. زمانی که یک کنشگر بدون نقد صریح و دقیقِ مواضع پیشین خود ، از تایید پرشور ترور و جنگ گرفته تا مطالبهی تحریم ، تلاش میکند تصویری تازه و حق به جانب از خود ارائه دهد، دقیقاً در دامان «حرف مفت» سقوط کرده است. وقتی کسی میگوید «من هم مثل خیلی ها تغییر کردم» یا «اشتباه کردم»، اما مشخص نمیکند که آن اشتباهِ سابق بر چه مبنای فکری استوار بود و پیامدهای ویرانگر آن بر سرنوشت یک ملت چه بود، ما با یک «اعتراف سطحی» روبهرو هستیم. این رفتار، بیش از آنکه بازنگری واقعی باشد، نوعی ژستِ صداقت برای حفظ اعتبار در بازار جدید سیاست است.
♦️مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که این اعتراف با «بازتعریف هویت» همراه شود. فرانکفورت اشاره میکند که مزخرفگو میخواهد ما باور کنیم که او نسبت به حقیقت حساس است، در حالی که او فقط به «تصویری که از او میسازیم» اهمیت میدهد. کسی که دیروز مبلغ جنگ و مداخله نظامی بوده و امروز خود را در قامت فعال ضدجنگ بازتعریف میکند، بدون آنکه بخواهد هزینهی اخلاقی و فکریِ آن تبلیغاتِ گذشته را بپردازد، در واقع در حال «بازنویسی روایت» است. در اینجا تغییر موضع، محصولِ جستجوی حقیقت نیست، بلکه محصولِ مدیریتِ برداشت مخاطب است؛ تلاشی برای فرار از گذشته بدون مواجهه با آن.
♦️تفاوت میان پشیمانی واقعی و این نوع گفتار ابزاری، در سه عنصر کلیدی نهفته است: پذیرش دقیق خطا، توضیح شفافِ چرایی آن، و نشان دادن تغییر روشن در مبانی فکری. حذف هر یک از این عناصر، اعتراف را به ابزاری برای «برندسازی مجدد» تبدیل میکند. در سطح سیاسی، این رفتار پیامدی ویرانگر دارد: «مسئولیتگریزی» را به هنجار تبدیل میکند. افراد میآموزند که میتوان بدون پاسخگویی واقعی، صرفاً با موجسواری بر عواطف لحظهای مخاطب، از زیر بار گذشته شانه خالی کرد.
♦️در نهایت، همانطور که فرانکفورت هشدار میدهد، «حرف مفت» بیش از دروغ برای حقیقت خطرناک است، زیرا دروغگو با مخفی کردن حقیقت، غیرمستقیم به اهمیت آن اعتراف میکند، اما مزخرفگو با بیاعتنایی به واقعیت، اساسِ اعتماد و حافظهی جمعی را فرسوده میکند. اگر قرار است گفتار سیاسی معنا داشته باشد، باید از این سطحِ بازاریابی عبور کند؛ چرا که ادعای اخلاقی بدون پذیرش مسئولیتِ مواضعِ پیشین، نه نشانهی بلوغ، بلکه نمونهای اعلا از همان «حرف مفت» است که سیاست را به میدان رقابتِ روایتهای میانتهی بدل میسازد.
🆔 @dourneveshtha
Forwarded from WarFront Witness (Y C)
⚡️🇺🇸🇮🇷 NYT: US officials say that despite public rhetoric, Washington and Tehran have made progress toward a deal since the first round of negotiations on April 12.
They add that key issues remain unresolved, including Iran’s nuclear enrichment programme and the future of the Strait of Hormuz.
@wfwitness
They add that key issues remain unresolved, including Iran’s nuclear enrichment programme and the future of the Strait of Hormuz.
@wfwitness
دور نوشتها - علی تقیپور رینه
بازنگری یا بازاریابی سیاسی؛ نگاهی به مواضع مسیح علینژاد ✍️#علی_تقیپور ♦️در فضای سیاسی و رسانهای، گاه با گونهای از گفتار مواجه میشویم که نه میتوان آن را دروغ نامید و نه حقیقت؛ این همان پدیدهای است که هری فرانکفورت در کتاب خود آن را «حرف مفت» (Bullshit)…
X (formerly Twitter)
Shadi Sadr (@shadisadr) on X
به انگلیسی و در پر بینندهترین رسانههای بینالمللی التماس جنگ میکند و از زبان مادران میگوید آنها ترجیح میدهند بچههایشان در جنگ کشته شوند تا در اعتراضات، و بعد به فارسی همه اینها را انکار میکند یا به یک «اشتباه» تقلیل میدهد؛ مصرف داخلی یا حساب کردن…
Forwarded from اسکواد ایران | Squad Iran (amir)
رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور: از آغاز جنگ رمضان تا ۲۱ فروردین ۱۴۰۵، مجموعاً ۳۳۷۵ نفر شهید شدند
به دلیل نوع سلاحها، حدود ۴۰ درصد پیکر شهدا در ابتدا قابل شناسایی نبود
بیشترین آمار شهدا مربوط به استانهای تهران، هرمزگان و اصفهان است.
@Squad_iran | #kamelat
به دلیل نوع سلاحها، حدود ۴۰ درصد پیکر شهدا در ابتدا قابل شناسایی نبود
بیشترین آمار شهدا مربوط به استانهای تهران، هرمزگان و اصفهان است.
@Squad_iran | #kamelat
Forwarded from اسکواد ایران | Squad Iran (amir)
پزشکیان: در عین ایستادگی در برابر ظلم و زیادهخواهی، باید توجه داشت که ادامه درگیری به نفع هیچکس نیست؛ نه برای ما، نه برای طرف مقابل و نه برای آینده منطقه و نسلهای پیشرو. هر میزان که بتوان مسائل را با منطق و در فضایی آرام مدیریت کرد، به نفع همگان خواهد بود
@Squad_iran | #kamelat
@Squad_iran | #kamelat
Forwarded from Twitter (𝕏) Media Downloader دانلود از توییتر (ایکس)
مصاحبهکننده هم نوچه خودشه و یک عمر شریک در تمام کارهایی که این جرثومه حرامی کرده.
اینجا هم دعوتش کرده برای سفیدشویی و همه جور داره تلاش میکنه که این کار را انجام بدهد، اینقدر احمقه که نمیدونه قشنگ کمانه میکنه و برمیگرده.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
بیشتر از مسیح، تقصیر متوجه مصاحبه کننده ست که از قبل ویدیوهای صحبتهای مسیح در مصاحبههاش رو اماده نکرده که در چنین موقعیتی رفرنس بده بهش که کی و کجا خواستار جنگ بود و وقتی که گفت مادران بچههای میناب حداقل لازم نیست برای جنازه بچهشون پول بدن
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
جریان زندگی در جنگ-صدرا نوری
Photo
كليميان تهران و جنگ رمضان
روزنامه اعتماد
مرجان يشايايی
m.yashayaie
جنگ رمضان در ميانه گمانهزنيهاي متضاد و بيم و اميدها عاقبت شروع شد و سايه شومش را بر سراسر ميهن گستراند. براي ايرانيهايي كه خود را براي خيز آخر سال و گذراندن تعطيلات و ورود به سال نو آماده كرده بودند، ورق برگشت و اين تغيير ناگهاني با شوك ترور رهبري جمهوري اسلامي و برخي فرماندهان عاليرتبه نظامي آغاز شد و با ترور و حمله به اماكن نظامي و غيرنظامي ادامه پيدا كرد.
گفتهها از اين جنگ فراوان است، اما آنچه ميخواهم حكايت كنم، تجربه شخصي من كليمي (يهودي) ايراني در مواجههاي مستقيم با مصيبت جنگ است. سهشنبه 18فروردين ساعت 3 بامداد بار ديگر به پايتخت حمله شد و ساعت سه و سي دقيقه با زنگ تلفن خبردار شدم كنيسه رفيعنيا در خيابان فريمان با سه موشك اسراييلي هدف قرار گرفته و ويران شده. صبح در اولين فرصت كه خود را به كنيسه رساندم، با صحنهاي مواجه شدم كه هرچند بارها بر صفحه تلويزيون و در شبكههاي مجازي ديده بودم، اما تاثيري بر من گذاشت كه تا پايان عمر از يادم نميرود.
كنيسه با بنايي حدود صد سال مربوط به پهلوي اول و سابقه عبادي از سال 1337.ش و ساختمان كناري آن كاملا ويران و كوچه باريك ملك در خيابان فريمان با بافت متراكم مسكوني از حالت يك مكان امن مسكوني خارج شده و همسايههاي مهرباني كه سالها پذيرا و رفيق ما در رفت و آمدهايمان به كنيسه بودند، حالا با حالتي عصبي و پريشان و گريان نابود شدن همه داشتههايشان دركسري از ثانيه را تماشا ميكردند. جاي صفا و امنيت و لبخندهاي ساكنان كوچه ملك را اضطراب عميق و غم ازدست دادنها گرفته بود. كنيسه رفيعنيا علاوه بر مكاني براي عبادت ساكنان كليمي اطراف، سالها محل برگزاري جلسات جامعه فارغالتحصيلان يهودي ايران بود و بار خاطرات دلچسب جمع فارغالتحصيلان غم اين ويراني را براي من افزون ميكرد. قفسههاي مرتب و پاكيزهاي كه پيش از انفجار در ديوار كنيسه كتب مذهبي را در خود جا داده بودند، حالا شكسته و پرتابشده و كتابهاي داخل آنها پارهپاره بر كف كوچه پراكنده بودند. در گوشه و كنار آوارها از لابلاي آجرها، نشانهاي از تكههاي فرشهاي نفيسي كه روزگاري ديوارهاي كنيسه را پوشش ميدادند، ديده ميشد. صدها تُن آوار حالا جاي كنيسه و خانه كناري را گرفته بود. بعد از جويا شدن از احوال اهالي كوچه و اطمينان از سلامتي آنها، طبيعتا مهمترين دغدغه ما پيدا كردن طومارهاي قديمي تورات بود كه در جعبههاي چوبي محكمي نگهداري ميشد.
قبل از رسيدن ما، گروههاي داوطلب جهادي با جليقههايي با آرم سپاه پاسداران و حوزه علميه و ستاد بحران شهرداري تهران و هلالاحمر در محل حاضر شده و كمكرساني را از همان ساعات اول شروع كرده بودند. هنگامهاي بود! مردمي كه سه بامداد سراسيمه از خانهها گريخته بودند، حالا برگشته و به دنبال باقيمانده زندگيشان آمده بودند. تشخيص اينكه چه كسي واقعا ساكن است و چه كسي ميخواهد از شلوغي استفاده كند و به خانهها دستبرد بزند، دشوار و از چالشهاي ابتدايي بود. همه با فرياد ميخواستند وارد شوند. بيلهاي مكانيكي هم كار آواربرداري را شروع كرده بودند و تقريبا صدا به صدا نميرسيد. در ميانه اين شلوغيها با جمعي از اهالي كنيسه به طرف سرپرست نيروهاي جهادي رفتيم. فردي موقر با ريش بلند سفيد و جليقهاي با آرم سپاه پاسداران كه با اسلحه مراقب بود. به او نزديك شدم و خودم را معرفي كردم و خدا قوتي. سري به نشانه ادب فرود آورد. برايش توضيح دادم زير اين صدها تن آوار طومارهاي مقدس تورات مدفون شده و آواربرداري با بيل مكانيكي ممكن است اين طومارها را به كلي نابود كند و براي حفظ كتب مقدس برداشتن آوارهاي نزديك به مخزن توراتها بايد دستي انجام شود. با جنگ بيگانه نبودم و ميدانستم اين خواسته من يعني قبول خطر قطعي و زحمت زياد براي كاوشگران در بين خرابههاي كنيسه. هر آجري كه به اشتباه برداشته ميشد، ميتوانست سقف لرزان را بر سر امدادگران آوار كند. رييس نيروهاي جهادي به دقت گوش داد و در مدتي كوتاه افراد تحت امرش را فرا خواند و عين صحبتهاي ما را منتقل كرد با اين تاكيد كه «برادرا، مراقب باشيد كه كتب مقدس سالم بيرون بيايند. » چند نفر از اهالي كنيسه كه به هواي كمك به دنبال نيروهاي جهادي وارد خرابه شده بودند، با نهيب رييس كه «چكار ميكنيد؟! اينجا خطرناك است. ميخواهيد خودتان را به كشتن بدهيد! » عقب كشيدند و به دستور او در جاي امني به انتظار ايستادند. انتظار ما پنج روز به درازا كشيد تا اينكه صبح شنبه تلفن من زنگ زد و معاون شهرداري منطقه شش خبر داد طومارها بالاخره پيدا شدهاند. با برادرم به سرعت خود را به محل رسانديم. كمي قبلتر از ما دنيلمرداري،
رييس كميته املاك انجمن كليميان تهران، خود را رسانده بود.
»»» ادامه
روزنامه اعتماد
مرجان يشايايی
m.yashayaie
جنگ رمضان در ميانه گمانهزنيهاي متضاد و بيم و اميدها عاقبت شروع شد و سايه شومش را بر سراسر ميهن گستراند. براي ايرانيهايي كه خود را براي خيز آخر سال و گذراندن تعطيلات و ورود به سال نو آماده كرده بودند، ورق برگشت و اين تغيير ناگهاني با شوك ترور رهبري جمهوري اسلامي و برخي فرماندهان عاليرتبه نظامي آغاز شد و با ترور و حمله به اماكن نظامي و غيرنظامي ادامه پيدا كرد.
گفتهها از اين جنگ فراوان است، اما آنچه ميخواهم حكايت كنم، تجربه شخصي من كليمي (يهودي) ايراني در مواجههاي مستقيم با مصيبت جنگ است. سهشنبه 18فروردين ساعت 3 بامداد بار ديگر به پايتخت حمله شد و ساعت سه و سي دقيقه با زنگ تلفن خبردار شدم كنيسه رفيعنيا در خيابان فريمان با سه موشك اسراييلي هدف قرار گرفته و ويران شده. صبح در اولين فرصت كه خود را به كنيسه رساندم، با صحنهاي مواجه شدم كه هرچند بارها بر صفحه تلويزيون و در شبكههاي مجازي ديده بودم، اما تاثيري بر من گذاشت كه تا پايان عمر از يادم نميرود.
كنيسه با بنايي حدود صد سال مربوط به پهلوي اول و سابقه عبادي از سال 1337.ش و ساختمان كناري آن كاملا ويران و كوچه باريك ملك در خيابان فريمان با بافت متراكم مسكوني از حالت يك مكان امن مسكوني خارج شده و همسايههاي مهرباني كه سالها پذيرا و رفيق ما در رفت و آمدهايمان به كنيسه بودند، حالا با حالتي عصبي و پريشان و گريان نابود شدن همه داشتههايشان دركسري از ثانيه را تماشا ميكردند. جاي صفا و امنيت و لبخندهاي ساكنان كوچه ملك را اضطراب عميق و غم ازدست دادنها گرفته بود. كنيسه رفيعنيا علاوه بر مكاني براي عبادت ساكنان كليمي اطراف، سالها محل برگزاري جلسات جامعه فارغالتحصيلان يهودي ايران بود و بار خاطرات دلچسب جمع فارغالتحصيلان غم اين ويراني را براي من افزون ميكرد. قفسههاي مرتب و پاكيزهاي كه پيش از انفجار در ديوار كنيسه كتب مذهبي را در خود جا داده بودند، حالا شكسته و پرتابشده و كتابهاي داخل آنها پارهپاره بر كف كوچه پراكنده بودند. در گوشه و كنار آوارها از لابلاي آجرها، نشانهاي از تكههاي فرشهاي نفيسي كه روزگاري ديوارهاي كنيسه را پوشش ميدادند، ديده ميشد. صدها تُن آوار حالا جاي كنيسه و خانه كناري را گرفته بود. بعد از جويا شدن از احوال اهالي كوچه و اطمينان از سلامتي آنها، طبيعتا مهمترين دغدغه ما پيدا كردن طومارهاي قديمي تورات بود كه در جعبههاي چوبي محكمي نگهداري ميشد.
قبل از رسيدن ما، گروههاي داوطلب جهادي با جليقههايي با آرم سپاه پاسداران و حوزه علميه و ستاد بحران شهرداري تهران و هلالاحمر در محل حاضر شده و كمكرساني را از همان ساعات اول شروع كرده بودند. هنگامهاي بود! مردمي كه سه بامداد سراسيمه از خانهها گريخته بودند، حالا برگشته و به دنبال باقيمانده زندگيشان آمده بودند. تشخيص اينكه چه كسي واقعا ساكن است و چه كسي ميخواهد از شلوغي استفاده كند و به خانهها دستبرد بزند، دشوار و از چالشهاي ابتدايي بود. همه با فرياد ميخواستند وارد شوند. بيلهاي مكانيكي هم كار آواربرداري را شروع كرده بودند و تقريبا صدا به صدا نميرسيد. در ميانه اين شلوغيها با جمعي از اهالي كنيسه به طرف سرپرست نيروهاي جهادي رفتيم. فردي موقر با ريش بلند سفيد و جليقهاي با آرم سپاه پاسداران كه با اسلحه مراقب بود. به او نزديك شدم و خودم را معرفي كردم و خدا قوتي. سري به نشانه ادب فرود آورد. برايش توضيح دادم زير اين صدها تن آوار طومارهاي مقدس تورات مدفون شده و آواربرداري با بيل مكانيكي ممكن است اين طومارها را به كلي نابود كند و براي حفظ كتب مقدس برداشتن آوارهاي نزديك به مخزن توراتها بايد دستي انجام شود. با جنگ بيگانه نبودم و ميدانستم اين خواسته من يعني قبول خطر قطعي و زحمت زياد براي كاوشگران در بين خرابههاي كنيسه. هر آجري كه به اشتباه برداشته ميشد، ميتوانست سقف لرزان را بر سر امدادگران آوار كند. رييس نيروهاي جهادي به دقت گوش داد و در مدتي كوتاه افراد تحت امرش را فرا خواند و عين صحبتهاي ما را منتقل كرد با اين تاكيد كه «برادرا، مراقب باشيد كه كتب مقدس سالم بيرون بيايند. » چند نفر از اهالي كنيسه كه به هواي كمك به دنبال نيروهاي جهادي وارد خرابه شده بودند، با نهيب رييس كه «چكار ميكنيد؟! اينجا خطرناك است. ميخواهيد خودتان را به كشتن بدهيد! » عقب كشيدند و به دستور او در جاي امني به انتظار ايستادند. انتظار ما پنج روز به درازا كشيد تا اينكه صبح شنبه تلفن من زنگ زد و معاون شهرداري منطقه شش خبر داد طومارها بالاخره پيدا شدهاند. با برادرم به سرعت خود را به محل رسانديم. كمي قبلتر از ما دنيلمرداري،
رييس كميته املاك انجمن كليميان تهران، خود را رسانده بود.
»»» ادامه
جریان زندگی در جنگ-صدرا نوری
Photo
»»»
صورتجلسه تنظيم و امضا شد و ما سه طومار محفوظ در جعبه را سالم تحويل گرفتيم.
هنگام خداحافظي براي سپاسگزاري به رييس نيروهاي جهادي كه طي اين چند روز گپ و گفتي با هم پيدا كرده بوديم، نزديك شدم و از همدلي و همكارياش تشكر كردم و دوستانه به او گفتم «خسته نباشد، اين چند روز شما را اذيت كرديم. با اين شلوغي، لطف بزرگي به ما كرديد. حلال كنيد. » نگاه خستهاش را به من دوخت و شمرده گفت: «خدا را شكر كه توراتها سالم پيدا شدند. اين از همهچيز مهمتر است. اما من هم خستهام هم عزادار. دخترخواندهام كه بسيار دوستش داشتم، سه روز قبل در اثر موشك اسراييل تكهتكه شد. » زبانم بند آمد و قطره اشكي كه از گوشه چشمم جاري شد، نشان داد تاسفم واقعي است.
بدون كلامي از كوچه خارج ميشدم كه پشت سرم فريادش را شنيدم: «برادرا، كتابهاي مقدس پيدا شدند. بيل مكانيكي ميتواند بقيه آوارها را بردارد! »
صورتجلسه تنظيم و امضا شد و ما سه طومار محفوظ در جعبه را سالم تحويل گرفتيم.
هنگام خداحافظي براي سپاسگزاري به رييس نيروهاي جهادي كه طي اين چند روز گپ و گفتي با هم پيدا كرده بوديم، نزديك شدم و از همدلي و همكارياش تشكر كردم و دوستانه به او گفتم «خسته نباشد، اين چند روز شما را اذيت كرديم. با اين شلوغي، لطف بزرگي به ما كرديد. حلال كنيد. » نگاه خستهاش را به من دوخت و شمرده گفت: «خدا را شكر كه توراتها سالم پيدا شدند. اين از همهچيز مهمتر است. اما من هم خستهام هم عزادار. دخترخواندهام كه بسيار دوستش داشتم، سه روز قبل در اثر موشك اسراييل تكهتكه شد. » زبانم بند آمد و قطره اشكي كه از گوشه چشمم جاري شد، نشان داد تاسفم واقعي است.
بدون كلامي از كوچه خارج ميشدم كه پشت سرم فريادش را شنيدم: «برادرا، كتابهاي مقدس پيدا شدند. بيل مكانيكي ميتواند بقيه آوارها را بردارد! »
Forwarded from چیننگار
چین اولین سامانه هستهای ۳ رآکتوری جهان را برای یک مجتمع عظیم پتروشیمی میسازد
چین مشغول احداث یک مجتمع پتروشیمی عظیم است و میخواهد آن را با بخار فوق دما بالای حاصل از یک سامانه هستهای سه رآکتوری تغذیه نماید، بخاری با دمای تا ۱۰۰۰ درجه سلسیوس که میتواند مولکولها را تجزیه کند.
این پروژه در شهر لیانیانگانگ استان جیانگسو اجرا شده و شامل دو رآکتور نسل سومی آب فشرده خوالونگ یک (Hualong One) و یک رآکتور نسل چهارم دما بالای گاز سرد (high-temperature gas-cooled reactor) یا HTGR برای تامین گرما و تولید برق خواهد بود.
به این ترتیب مرکز صنعتی پتروشیمی لیانیانگانگ (که یکی از قطبهای اصلی این صنعت در چین است) دیگهای بخار زغالسنگی متعدد، پراکنده و ناکارآمد فعلی را کنار گذاشته و از یک منبع گرمایش مرکزی «کربن صفر» استفاده خواهد کرد.
برای مطالعه کامل این مطلب، اینجا را کلیک کنید.
📢 کانال چیننگار
ChinNegar
چین مشغول احداث یک مجتمع پتروشیمی عظیم است و میخواهد آن را با بخار فوق دما بالای حاصل از یک سامانه هستهای سه رآکتوری تغذیه نماید، بخاری با دمای تا ۱۰۰۰ درجه سلسیوس که میتواند مولکولها را تجزیه کند.
این پروژه در شهر لیانیانگانگ استان جیانگسو اجرا شده و شامل دو رآکتور نسل سومی آب فشرده خوالونگ یک (Hualong One) و یک رآکتور نسل چهارم دما بالای گاز سرد (high-temperature gas-cooled reactor) یا HTGR برای تامین گرما و تولید برق خواهد بود.
به این ترتیب مرکز صنعتی پتروشیمی لیانیانگانگ (که یکی از قطبهای اصلی این صنعت در چین است) دیگهای بخار زغالسنگی متعدد، پراکنده و ناکارآمد فعلی را کنار گذاشته و از یک منبع گرمایش مرکزی «کربن صفر» استفاده خواهد کرد.
برای مطالعه کامل این مطلب، اینجا را کلیک کنید.
📢 کانال چیننگار
ChinNegar
ادعایی مهم برای استفاده از توان محاسباتی سخت افزار غیر وابسته به انویدیا در آموزش مدل های #هوش_مصنوعی چینی
https://x.com/i/status/2046074933588148704
https://x.com/i/status/2046074933588148704
X (formerly Twitter)
Barrett (@BarrettYouTube) on X
This is the moment NVIDIA should be seriously worried.
In the next couple of weeks DeepSeek V4 will be launched. It’s a direct attack on the entire AI stack that American companies have spent years locking down. Full “de-NVIDIA-ization”, a complete shift…
In the next couple of weeks DeepSeek V4 will be launched. It’s a direct attack on the entire AI stack that American companies have spent years locking down. Full “de-NVIDIA-ization”, a complete shift…
Forwarded from اکوایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 «قالیباف تنها بود»؛ روایت کریمی از مذاکرات اسلامآباد
▫️ساسان کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در برنامه «گفتوگوی استراتژیک» به ارزیابی ترکیب تیمهای مذاکرهکننده و نقش تخصص در سیاست خارجی پرداخت و بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای حرفهای و کارشناسی در شرایط حساس کنونی تأکید کرد.
▫️کریمی با اشاره به برخی فهرستهای ارائهشده در فضای سیاسی، تصریح کرد که این فهرستها از منظر سیاست خارجی، دستاورد یا کارکرد مشخصی نداشته و نتوانستهاند درک روشنی از منافع ملی یا مسیر دیپلماسی ارائه دهند. او تأکید کرد که ارزیابی هر اقدام باید بر اساس تأثیر آن در پیشبرد اهداف سیاست خارجی صورت گیرد.
▫️او در ادامه به حضور قالیباف در مذاکرات اشاره کرد و گفت که او را در اسلامآباد تقریباً تنها دیده است. به گفته کریمی، قالیباف از ویژگیهایی همچون جسارت، اختیار، تجربه و اقتدار لازم برای تصمیمگیری برخوردار است و سابقه طولانی او در عرصههای مختلف، ظرفیت لازم برای ایفای نقش در موقعیتهای حساس را فراهم کرده است.
#گفتوگوی_استراتژیک
📺 @ecoiran_webtv
▫️ساسان کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در برنامه «گفتوگوی استراتژیک» به ارزیابی ترکیب تیمهای مذاکرهکننده و نقش تخصص در سیاست خارجی پرداخت و بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای حرفهای و کارشناسی در شرایط حساس کنونی تأکید کرد.
▫️کریمی با اشاره به برخی فهرستهای ارائهشده در فضای سیاسی، تصریح کرد که این فهرستها از منظر سیاست خارجی، دستاورد یا کارکرد مشخصی نداشته و نتوانستهاند درک روشنی از منافع ملی یا مسیر دیپلماسی ارائه دهند. او تأکید کرد که ارزیابی هر اقدام باید بر اساس تأثیر آن در پیشبرد اهداف سیاست خارجی صورت گیرد.
▫️او در ادامه به حضور قالیباف در مذاکرات اشاره کرد و گفت که او را در اسلامآباد تقریباً تنها دیده است. به گفته کریمی، قالیباف از ویژگیهایی همچون جسارت، اختیار، تجربه و اقتدار لازم برای تصمیمگیری برخوردار است و سابقه طولانی او در عرصههای مختلف، ظرفیت لازم برای ایفای نقش در موقعیتهای حساس را فراهم کرده است.
#گفتوگوی_استراتژیک
📺 @ecoiran_webtv
Forwarded from Clash Report
Trump on Iran:
We’re supposed to have the talks.
So I would assume at this point nobody’s playing games.
Source: New York Post
We’re supposed to have the talks.
So I would assume at this point nobody’s playing games.
Source: New York Post
در صورت تایید خبر، گره مذاکرات در مورد محل انتقال اورانیوم غنی شده گشوده میشود
https://t.me/Cosmo_Iran/706
https://t.me/Cosmo_Iran/706
Telegram
CosmoIran
❤️ پاکستانیها به خبرنگاران مستقر در اسلامآباد گفتهاند که طرف ایرانی نظر مثبتی به پیشنهاد انتقال اورانیوم غنیشده به اسلامآباد دارد.
@Cosmo_Iran
@Cosmo_Iran