Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
وقتی خسارتهای زلزله به فرح پهلوی و زبالههای اتمی آمریکا نسبت داده شد
سیاسیترین زلزلهي تاریخ ایران
شیخ حسین عمادی میگوید به مردم میگفته: «چند سال پیش فرح پهلوی همسر شاه، از این شهر بازدید کرد؛ با آنکه ساختمانها بافت قدیمی داشتند، دستور داده بود باسازی نشود و این وضعیت پیش آمده است.» او در خاطراتش که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است میگوید در قالب تشکیلاتی که رهبری آن را آیتالله خامنهای به عهده داشت برای کمک به مردم زلزلهزدهي طبس رفتند؛ زلزلهای که 25 شهریور 1357 رخ داد و خسارتهای فراوانی داشت. شیخ میگوید علاوه بر کمک به مردم و نجات آنها؛ «بر ضد دستگاه سمپاشی میکردم که آمریکا زبالههای اتمی خود را در طبس دفن کرده و موجب این فاجعه شده است.» و میگوید در آن ایام به ویژه با استفاده از ضعف جمعيت شير و خورشيد رژیم؛ «تبلیغات وسیعی نیز علیه دستگاه حاکم و شاه صورت دادیم.»
سید محمد خامنهای برادر رهبری نیز در خاطراتش به نوعی به این ماجرا اشاره کرده و میگوید تعدادی از طبس به آنها نامه نوشته بودند که این زلزله نبوده بلکه مربوط به انفجار زبالههای اتمی بوده که آمریکاییها و شاید اسرائیل آنها را در حوالی شهر دفن میکردند. او میگوید قراين ديگري هم بوده از جمله سوختگيهايي كه ميگفتند از آثار راديواكتيو است. وي در خاطراتش مینویسد: «موضوع زلزله موضوع خوبی بود و میشد با دستاویز قراردادن آن اقداماتی انجام داد.» تعریف میکند به یک کارشناس زلزله که با نیروهای مذهبی در ارتباط بود دست یافتند و موضوع را با او مطرح کردند اما او گفته بود: «این مسخرهبازیها و این چرندیات چیست؟» سید محمد خامنهای: «او با این حرف موضوع را لوث کرد. ما میخواستیم این موضوع را جنجالی کرده به روزنامهها بکشانیم و شکایت کنیم و پای آمریکاییها را وسط بکشیم که نشد.»
زلزله در موقعیتی رخ داده بود که اوضاع متزلزل حکومت با کشتار 17 شهریور57 در میدان ژالهي تهران متزلزلتر شده بود و شاید همدردی ملی با زلزلهزدهها میتوانست نوعی همبستگی میان حکومت و مردم ایجاد کند. تبلیغات دولتی برای همدردی با زلزلهزدهها زیاد شد. شاه و فرح به مناطق زلزلهزده رفتند و عزای عمومی اعلام شد.
امام خمینی که صدایش در آن روزها پرطنینتر از هر صدایی بود 2 روز بعد از زلزله پیام داد و نوشت: «دولت و بوقهای تبلیغاتی شاه از فرصت استفاده کرده و به اغفال مردم دست زدهاند. آنهایی که هزاران نفر از بهترین فرزندان ما را دیروز بیرحمانه قتلعام کرده و ملتی را به عزا نشاندهاند، امروز برای انحراف اذهان به تعزیهسرایی پرداخته و اشک تمساح برای زلزلهزدگان میریزند و عزای ملی اعلام میکنند.» (صحيفه امام، ج3، ص 474)
و در پیام دیگری به مناسب آزادی آیتالله حسن قمی دوباره به ماجراي زلزلهي طبس اشاره كرد و نوشت: «برای اغفال مردم، تظاهر به دلسوزی برای زلزلهزدگانی میکند که بههیچوجه در محیطی که زلزلهخیز است هیچگونه اقدامی برای حفظ جان مردم محروم از او صورت نگرفته است.» (صحيفه امام، ج3، ص 478)
- سخنان سيد محمد خامنهاي و حسين عمادي از كتابهاي خاطراتشان كه در مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است، آمده.
https://t.me/jafarshiralinia
سیاسیترین زلزلهي تاریخ ایران
شیخ حسین عمادی میگوید به مردم میگفته: «چند سال پیش فرح پهلوی همسر شاه، از این شهر بازدید کرد؛ با آنکه ساختمانها بافت قدیمی داشتند، دستور داده بود باسازی نشود و این وضعیت پیش آمده است.» او در خاطراتش که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است میگوید در قالب تشکیلاتی که رهبری آن را آیتالله خامنهای به عهده داشت برای کمک به مردم زلزلهزدهي طبس رفتند؛ زلزلهای که 25 شهریور 1357 رخ داد و خسارتهای فراوانی داشت. شیخ میگوید علاوه بر کمک به مردم و نجات آنها؛ «بر ضد دستگاه سمپاشی میکردم که آمریکا زبالههای اتمی خود را در طبس دفن کرده و موجب این فاجعه شده است.» و میگوید در آن ایام به ویژه با استفاده از ضعف جمعيت شير و خورشيد رژیم؛ «تبلیغات وسیعی نیز علیه دستگاه حاکم و شاه صورت دادیم.»
سید محمد خامنهای برادر رهبری نیز در خاطراتش به نوعی به این ماجرا اشاره کرده و میگوید تعدادی از طبس به آنها نامه نوشته بودند که این زلزله نبوده بلکه مربوط به انفجار زبالههای اتمی بوده که آمریکاییها و شاید اسرائیل آنها را در حوالی شهر دفن میکردند. او میگوید قراين ديگري هم بوده از جمله سوختگيهايي كه ميگفتند از آثار راديواكتيو است. وي در خاطراتش مینویسد: «موضوع زلزله موضوع خوبی بود و میشد با دستاویز قراردادن آن اقداماتی انجام داد.» تعریف میکند به یک کارشناس زلزله که با نیروهای مذهبی در ارتباط بود دست یافتند و موضوع را با او مطرح کردند اما او گفته بود: «این مسخرهبازیها و این چرندیات چیست؟» سید محمد خامنهای: «او با این حرف موضوع را لوث کرد. ما میخواستیم این موضوع را جنجالی کرده به روزنامهها بکشانیم و شکایت کنیم و پای آمریکاییها را وسط بکشیم که نشد.»
زلزله در موقعیتی رخ داده بود که اوضاع متزلزل حکومت با کشتار 17 شهریور57 در میدان ژالهي تهران متزلزلتر شده بود و شاید همدردی ملی با زلزلهزدهها میتوانست نوعی همبستگی میان حکومت و مردم ایجاد کند. تبلیغات دولتی برای همدردی با زلزلهزدهها زیاد شد. شاه و فرح به مناطق زلزلهزده رفتند و عزای عمومی اعلام شد.
امام خمینی که صدایش در آن روزها پرطنینتر از هر صدایی بود 2 روز بعد از زلزله پیام داد و نوشت: «دولت و بوقهای تبلیغاتی شاه از فرصت استفاده کرده و به اغفال مردم دست زدهاند. آنهایی که هزاران نفر از بهترین فرزندان ما را دیروز بیرحمانه قتلعام کرده و ملتی را به عزا نشاندهاند، امروز برای انحراف اذهان به تعزیهسرایی پرداخته و اشک تمساح برای زلزلهزدگان میریزند و عزای ملی اعلام میکنند.» (صحيفه امام، ج3، ص 474)
و در پیام دیگری به مناسب آزادی آیتالله حسن قمی دوباره به ماجراي زلزلهي طبس اشاره كرد و نوشت: «برای اغفال مردم، تظاهر به دلسوزی برای زلزلهزدگانی میکند که بههیچوجه در محیطی که زلزلهخیز است هیچگونه اقدامی برای حفظ جان مردم محروم از او صورت نگرفته است.» (صحيفه امام، ج3، ص 478)
- سخنان سيد محمد خامنهاي و حسين عمادي از كتابهاي خاطراتشان كه در مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است، آمده.
https://t.me/jafarshiralinia
Telegram
اتاق آینده / شیرعلینیا
دعوتيد به خواندن درباره آینده
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
Forwarded from زنده باد فلسفه! | مسعود زنجانی (Masoud Zanjani)
«انسان فقط هنگامی خوش قلب است که بتواند برای تأمین سعادت دیگران عملاً اقدام کند، نه اینکه فقط برای دیگران آرزوی خوشبختی کند. مردم وقتی آرزو می کنند که کسی به سعادت برسد، خویشتن را به این عنوان که دارای قلب رئوف اند می ستایند. اما در این مورد فقط کسی دارای قلب رئوف است که عملاً قدمی بردارد»
🌾🌾🌾🌾🌾
✨ اخگری روشنگر از امانوئل کانت در کتاب «درسهای فلسفۀ اخلاق»، ترجمۀ منوچهر صانعی، انتشارات نقش و نگار
@vivaphilosophy
🌾🌾🌾🌾🌾
✨ اخگری روشنگر از امانوئل کانت در کتاب «درسهای فلسفۀ اخلاق»، ترجمۀ منوچهر صانعی، انتشارات نقش و نگار
@vivaphilosophy
عکس یادگاری با فاجعه
**********
ما مردم مهربانی هستیم. این روزها، شدت احساسات و عواطف مردم نسبت به فاجعهای که گویی تنشان را زخمی کرده حیرت انگیز است. اما هیچ کس نمیپرسد این همه مهربانی، پیش از بروز فاجعه کجا بود؟ ما نسبت به فرزندان خود نیز مهربانیم. اما برای بروز مهربانیمان، منتظر فاجعهای برای او نیستیم. دلنگران آینده او هستیم و برای این که هیچ آسیبی نبیند، همه چیز را تا جایی که بتوانیم برای او و آیندهاش تدارک میکنیم. مرتب از روز مبادا سخن میگوییم و به او هشدار میدهیم.
چرا وقتی نوبت به خود جمعی و ملیمان میرسد، منتظر فاجعه مینشینیم و با هم زار زار میگرییم و تا فاجعه بعدی همه چیز را فراموش میکنیم؟
در دانش سیاسی به چنین وضعیتی میگویند، فقدان جامعه سیاسی. وقتی گروهی گردهم زندگی میکنند و درست مثل یک خانواده دلنگران آینده جمعیشان هستند و همه چیز را طوری ساماندهی میکنند که تا نسلهای بعدی زندگی جمعی شان دوام آورد، حیات سیاسی دارند. اما اگر کنار هم زندگی میکنند و هر کس سر در لاک خود دارد و به چیزی جز بیشینه کردن منافع و امکانهای شخصی نمیاندیشد، زندگی پیشاسیاسی جریان دارد.
زلزله یک فاجعه سنگین و ناگهانی است. اما فاجعه آب، از این سنگینتر است اما ناگهانی نیست. به همین جهت عواطفمان هم تحریک نمیشود. کشور خشک و خشک و خشکتر میشود مردم هم به خوبی و خوشی زندگی می کنند و چند برابر مناطقی که پر آب هستند آب مصرف میکنند.
از این فاجعههای سنگین اما نه ناگهانی، فراوان داریم اما هیچ کس گوشش بدهکار هشدارهایی نیست که آینده جمعیمان را تخریب میکند. حتی زلزله نیز ساخت و سازهای شهریمان را تحت تاثیر قرار نداده است. تهران را ببینید همینطور در خطوط زلزله پر از ساختمان های بلند میشود.
این روزهای اندوه، مردم در گفت و گوها و نوشتههاشان، گاه خدا را خطاب قرار میدهند و به او شکایت میبرند و گاه دستگاههای دولتی را. به خدا شکایت میکنند که چرا سبب چنین مصیبتی برای مردمی بیگناه و مظلوم و محروم است. به دولت شکایت میبرند که چرا خوب تدارک نمیکند. اما میان خدا و دولت مستقر، چیزی وجود دارد که ما همه از آن غافلیم و آن تقدیر خودخواسته ماست. تقدیری که از کردارها و تصمیمها و نحوه زندگیمان در گذر زمان نشات میگیرد. هیچ کس اینجا با توجه به مقدورات واقعی و مخاطرات و امکانهای عینی ما، به یک زندگی جمعی پایدار نمیاندیشد. مردم سر از زندگی خصوصی خود بیرون نمیکشند، نظام سیاسی هم سر از لاکی که پشت شعارهای دهان پرکن برای خود ساخته است. یکی با زندگی خصوصی خود، فساد میکند و زندگی جمعی را به مخاطره میافکند و دیگری با تخریب مواریث و امکانهای عمومی فساد میکند.
آنچه وجود ندارد حیات سیاسی است. احتیاط و دوراندیشی ناشی از اقتدار سیاسی هم مردم را و هم دولت و نظام سیاسی را متوجه زندگی عمومی میکند. ملزومات آن را به یاد میآورد. در فقدان این سرمایه حیات بخش، نه به خدا شکایت ببریم نه به دولت. خدا بیش از همه ما گریان و ماتم زده است و دولت نیز دست پاچه و سردرگم. خدا از صحنه بیرون می رود تا شرم او دیده نشود، نظام اما مرتب در رسانهها نمایش میدهد و مسئولان با فاجعه عکس یادگاری میگیرند.
@javadkashi
**********
ما مردم مهربانی هستیم. این روزها، شدت احساسات و عواطف مردم نسبت به فاجعهای که گویی تنشان را زخمی کرده حیرت انگیز است. اما هیچ کس نمیپرسد این همه مهربانی، پیش از بروز فاجعه کجا بود؟ ما نسبت به فرزندان خود نیز مهربانیم. اما برای بروز مهربانیمان، منتظر فاجعهای برای او نیستیم. دلنگران آینده او هستیم و برای این که هیچ آسیبی نبیند، همه چیز را تا جایی که بتوانیم برای او و آیندهاش تدارک میکنیم. مرتب از روز مبادا سخن میگوییم و به او هشدار میدهیم.
چرا وقتی نوبت به خود جمعی و ملیمان میرسد، منتظر فاجعه مینشینیم و با هم زار زار میگرییم و تا فاجعه بعدی همه چیز را فراموش میکنیم؟
در دانش سیاسی به چنین وضعیتی میگویند، فقدان جامعه سیاسی. وقتی گروهی گردهم زندگی میکنند و درست مثل یک خانواده دلنگران آینده جمعیشان هستند و همه چیز را طوری ساماندهی میکنند که تا نسلهای بعدی زندگی جمعی شان دوام آورد، حیات سیاسی دارند. اما اگر کنار هم زندگی میکنند و هر کس سر در لاک خود دارد و به چیزی جز بیشینه کردن منافع و امکانهای شخصی نمیاندیشد، زندگی پیشاسیاسی جریان دارد.
زلزله یک فاجعه سنگین و ناگهانی است. اما فاجعه آب، از این سنگینتر است اما ناگهانی نیست. به همین جهت عواطفمان هم تحریک نمیشود. کشور خشک و خشک و خشکتر میشود مردم هم به خوبی و خوشی زندگی می کنند و چند برابر مناطقی که پر آب هستند آب مصرف میکنند.
از این فاجعههای سنگین اما نه ناگهانی، فراوان داریم اما هیچ کس گوشش بدهکار هشدارهایی نیست که آینده جمعیمان را تخریب میکند. حتی زلزله نیز ساخت و سازهای شهریمان را تحت تاثیر قرار نداده است. تهران را ببینید همینطور در خطوط زلزله پر از ساختمان های بلند میشود.
این روزهای اندوه، مردم در گفت و گوها و نوشتههاشان، گاه خدا را خطاب قرار میدهند و به او شکایت میبرند و گاه دستگاههای دولتی را. به خدا شکایت میکنند که چرا سبب چنین مصیبتی برای مردمی بیگناه و مظلوم و محروم است. به دولت شکایت میبرند که چرا خوب تدارک نمیکند. اما میان خدا و دولت مستقر، چیزی وجود دارد که ما همه از آن غافلیم و آن تقدیر خودخواسته ماست. تقدیری که از کردارها و تصمیمها و نحوه زندگیمان در گذر زمان نشات میگیرد. هیچ کس اینجا با توجه به مقدورات واقعی و مخاطرات و امکانهای عینی ما، به یک زندگی جمعی پایدار نمیاندیشد. مردم سر از زندگی خصوصی خود بیرون نمیکشند، نظام سیاسی هم سر از لاکی که پشت شعارهای دهان پرکن برای خود ساخته است. یکی با زندگی خصوصی خود، فساد میکند و زندگی جمعی را به مخاطره میافکند و دیگری با تخریب مواریث و امکانهای عمومی فساد میکند.
آنچه وجود ندارد حیات سیاسی است. احتیاط و دوراندیشی ناشی از اقتدار سیاسی هم مردم را و هم دولت و نظام سیاسی را متوجه زندگی عمومی میکند. ملزومات آن را به یاد میآورد. در فقدان این سرمایه حیات بخش، نه به خدا شکایت ببریم نه به دولت. خدا بیش از همه ما گریان و ماتم زده است و دولت نیز دست پاچه و سردرگم. خدا از صحنه بیرون می رود تا شرم او دیده نشود، نظام اما مرتب در رسانهها نمایش میدهد و مسئولان با فاجعه عکس یادگاری میگیرند.
@javadkashi
Forwarded from همراه با سرپل ذهاب (Mehdi)
سوال پرسیدن؛
سلام آقای غلامی.
یک سوال: حضور نیروهای مردمی در سرپل ذهاب و سایر مناطق لازم ه؟
ما بیایم اونجا زحمت نیستیم بجای اینکه کمک حال باشیم؟
جواب:
در حال حاضر اصلا و ابدا نیازی نیست و نیاید. اینقدر آدم اینجاست که تردد هم به اشکال خورده.
اگر میخواید حضوری کمک کنید صبر کنید ساخت و ساز شهر شروع بشه بعد بیاید کمک.
سلام آقای غلامی.
یک سوال: حضور نیروهای مردمی در سرپل ذهاب و سایر مناطق لازم ه؟
ما بیایم اونجا زحمت نیستیم بجای اینکه کمک حال باشیم؟
جواب:
در حال حاضر اصلا و ابدا نیازی نیست و نیاید. اینقدر آدم اینجاست که تردد هم به اشکال خورده.
اگر میخواید حضوری کمک کنید صبر کنید ساخت و ساز شهر شروع بشه بعد بیاید کمک.
Forwarded from تمّت (Mohammad Mansouri Boroujeni)
📨من کلاهبردارم📨
هموطن گرامی، نوعدوستی شما قابل تقدیر است، اما همانگونه که با تمام بیاعتمادیتان به دستگاه قضایی برای حل دعوا به هیچ نهادی جز دادگاه مراجعه نمیکنید، با همه بیاعتمادیتان به پزشکان برای مداوا جز به بیمارستان مراجعه نمیکنید، برای امداد به زلزلهزدگان به جایی جز هلال احمر مراجعه نکنید.
هموطن عزیز شما امانتدارید، در معرفی شماره حساب هم نیتی جز خیر ندارید، اما شمای امانتدار با فتح باب کمکهای غیر دولتی، زمینه را برای سودجویی خائنین فراهم میکنید. سالهاست در شبکههای اجتماعی فعالیت میکنم و بارها این سودجوهای نقاب به چهره را در این شبکهها دیده ام. باب دزدی خائنین را باز نکنید، برای کمک جز به هلال احمر مراجعه نکنید.
هموطن من، هلال احمر نیروهای داوطلب و سازمانیافتهای هستند که در زمان آرامش آموزش دیده اند و سازمان یافته اند، برای همین بحرانها. نگران هموطنانتان هستید؟ این آخرین زلزله نیست، از امروز در هلال احمر ثبت نام کنید، دوره ببینید، مشارکت کنید و در بحران بعدی خودتان قهرمان باشید. خارج از چارچوب هلال احمر کار نکنید. فکر میکنید هلال احمر دزد است؟ از فردا شروع کنید، با عضویت در هلال احمر، دزدها را از آنجا خارج کنید.
هموطن من هر کالایی که به دست زلزلهزدگان میرسد در هلال احمر از دروازه کنترل سلامت میگذرد. هزار و یک خطر در ارسال کالاهای ناسالم وجود دارد. آیا شما که هلال احمر را دور میزنید سلامت کالاهایتان را تضمین میکنید؟ فرآیند کنترل کیفیت دارید؟
این شوی مسخره قهرمانبازی را تمام کنید. قهرمان کسی است که جوگیر نمیشود و جز کار تخصصی خودش را انجام نمیدهد. کمک میخواهید بکنید؟ قهرمان باشید، بدون شلوغکاری و سر و صدا به حساب هلال احمر پول واریز کنید. نیازی نیست به منطقه بروید و خودتان را در چشم دوربینها بکنید. نیاز نیست اینستاگرامتان را از حسابهای شخصی پر کنید.
هیچ کس این حرفها را به خودش نگیرد، من خودم بزرگترین کلاهبردارم. اما فعلا به هلال احمر اعتماد کنید.
@tammat1
هموطن گرامی، نوعدوستی شما قابل تقدیر است، اما همانگونه که با تمام بیاعتمادیتان به دستگاه قضایی برای حل دعوا به هیچ نهادی جز دادگاه مراجعه نمیکنید، با همه بیاعتمادیتان به پزشکان برای مداوا جز به بیمارستان مراجعه نمیکنید، برای امداد به زلزلهزدگان به جایی جز هلال احمر مراجعه نکنید.
هموطن عزیز شما امانتدارید، در معرفی شماره حساب هم نیتی جز خیر ندارید، اما شمای امانتدار با فتح باب کمکهای غیر دولتی، زمینه را برای سودجویی خائنین فراهم میکنید. سالهاست در شبکههای اجتماعی فعالیت میکنم و بارها این سودجوهای نقاب به چهره را در این شبکهها دیده ام. باب دزدی خائنین را باز نکنید، برای کمک جز به هلال احمر مراجعه نکنید.
هموطن من، هلال احمر نیروهای داوطلب و سازمانیافتهای هستند که در زمان آرامش آموزش دیده اند و سازمان یافته اند، برای همین بحرانها. نگران هموطنانتان هستید؟ این آخرین زلزله نیست، از امروز در هلال احمر ثبت نام کنید، دوره ببینید، مشارکت کنید و در بحران بعدی خودتان قهرمان باشید. خارج از چارچوب هلال احمر کار نکنید. فکر میکنید هلال احمر دزد است؟ از فردا شروع کنید، با عضویت در هلال احمر، دزدها را از آنجا خارج کنید.
هموطن من هر کالایی که به دست زلزلهزدگان میرسد در هلال احمر از دروازه کنترل سلامت میگذرد. هزار و یک خطر در ارسال کالاهای ناسالم وجود دارد. آیا شما که هلال احمر را دور میزنید سلامت کالاهایتان را تضمین میکنید؟ فرآیند کنترل کیفیت دارید؟
این شوی مسخره قهرمانبازی را تمام کنید. قهرمان کسی است که جوگیر نمیشود و جز کار تخصصی خودش را انجام نمیدهد. کمک میخواهید بکنید؟ قهرمان باشید، بدون شلوغکاری و سر و صدا به حساب هلال احمر پول واریز کنید. نیازی نیست به منطقه بروید و خودتان را در چشم دوربینها بکنید. نیاز نیست اینستاگرامتان را از حسابهای شخصی پر کنید.
هیچ کس این حرفها را به خودش نگیرد، من خودم بزرگترین کلاهبردارم. اما فعلا به هلال احمر اعتماد کنید.
@tammat1
بریدهها و برادهها
سخنرانی #تد آقای پال کونیلی مدیر ارتباطات عمومی سازمان صلیب سرخ در مورد تجربه کمک رسانی #زلزله هایتی را ببینید. این سخنرانی در سال 2011 انجام شده در آن مقطع تاریخی فاجعه هایتی اولین نمونه های موفق از قدرت موبایل و شبکه اینترنت و زیر ساخت هایی مثل نقشه گوگل…
این سخنرانی #تد در سال 2012، تلاش یک طراح علاقمند و پیگیر را نشان میدهد برای طراحی و تولید محل اسکان موقت برای آسیب دیدگان بلایای طبیعی که کارآمد، ارزان، قابل حمل و حتی زیبا باشد . در سال 2012 حدود 42 میلیون نفر بر اثر بلایای طبیعی بی خانمان شده اند.
طبق گزارش کسانی که به محل حادثه های #زلزله بم و ورزقان برای کمک رسانی رفتند، معظلی که در بلند مدت و تا چندین ماه وجود داشت «محل اسکان موقت» حادثه دیده ها بود، چادر مشکل موقتی بودن دارد و سازه های پیش ساخته هم محدودیت های تولید و حمل و نقلی و هزنیه ای دارند.، تلاش میکنم با معرفی این ایده ها راهی را برای فعالیت های حرفه ای و طولانی مدت و موثر برای مدیریت بحران ها با هم بشناسیم.
https://www.ted.com/talks/michael_mcdaniel_cheap_effective_shelter_for_disaster_relief/transcript
طبق گزارش کسانی که به محل حادثه های #زلزله بم و ورزقان برای کمک رسانی رفتند، معظلی که در بلند مدت و تا چندین ماه وجود داشت «محل اسکان موقت» حادثه دیده ها بود، چادر مشکل موقتی بودن دارد و سازه های پیش ساخته هم محدودیت های تولید و حمل و نقلی و هزنیه ای دارند.، تلاش میکنم با معرفی این ایده ها راهی را برای فعالیت های حرفه ای و طولانی مدت و موثر برای مدیریت بحران ها با هم بشناسیم.
https://www.ted.com/talks/michael_mcdaniel_cheap_effective_shelter_for_disaster_relief/transcript
Ted
Cheap, effective shelter for disaster relief
Michael McDaniel designed housing for disaster relief zones -- inexpensive, easy to transport, even beautiful – but found that no one was willing to build it. Persistent and obsessed, he decided to go it alone. At TEDxAustin, McDaniel show us his Exo Reaction…
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
🔺 سفر به #کرمانشاه یک سفر «تفریحی_انساندوستانه» نیست
چند توصیهی بسیار مهم به همگان، بهخصوص داوطلبان کمک به #زلزلهزدگان:
۱- از روز دوم، حضور افراد غیرمتخصص نه تنها کمک نیست، بلکه اسکان، بهداشت، امنیت و مسائل دیگرشون باری است مضاعف. همچنین اگر میخواید فقط چند روز محدود وقت برای کمک بگذارید، از روز دهم به بعد برید، چون شهرهای زلزلهزده معمولاً روزهای اول مملو از داوطلباند و روزهای بعد خالی از غمخوار.
۲- در این روزها روانشناسان و مددکاران بیشترین نقش رو میتونن ایفا کنن. افراد زلزلهزده به خاطر شدت و سرعت وقوع حادثه شدیداً در شوک هستن و نمیتونن مراحل سوگواری (انکار، خشم، چانهزنی، افسردگی و پذیرش) رو طی کنن و در مرحلهی انکار میمونن. همچنین چون درگیر تهیهی مواد اولیهی زندگی میشن نمیتونن سوگواری کنن.
۳- تسلی الکی، امید و وعدهی الکی ندید. از گفتن عبارات کلیشهای مثل مرگ حقه، همه چیز درست میشه، مثل اولش میشه و... خودداری کنید.
۴- اگر حرف به درد به خوری ندارید، فقط سعی کنید در کنارشون باشید. اشکالی نداره که حتی به مدت طولانی سکوت کنید.
۵- سعی کنید بغلشون کنید و دستشون رو بگیرید اگر خودشون رضایت داشتن و اذیت نمیشدن.
۶- دیدن جسد، رفتن به سر مزار، دیدن یادگاریهای عزیز ازدسترفته میتونه به انجام یک سوگواری ذهنی و پذیرش و باور مرگ اونها کمک کنه. تا جایی که ممکنه از گریه کردن اونها جلوگیری نکنید. سعی کنید براشون مراسم سوم و هفتم، مخصوصا به شکل دستهجمعی بگیرید.
۷- داستانها و خاطرات اونها در مورد عزیزانشون رو حتماً بشنوید و حتی اگر کمی نزدیکتر شدید بخواید که در مورد عزیزانشون با شما حرف بزنن. تعریف داستان، قبول مرگ و مرحلهای از سوگواری است.
۸- اگر کمک شما رو نمیپذیرن، یا حتی اگه میپذیرن از اونها کمکهای کوچیک بخواین و مهمونشون بشین. مردم ایران در شرایط روحی بد ممکنه کمک کسی رو نخوان اما اگه کسی ازشون کمک بخواد و مخصوصا مهمون باشه کمکش میکنن. این باعث میشه که "احساس ادای دین" کمتری به شما کنن و بعدش هم کمکهای بعدی شما رو راحتتر بپذیرن.
۹- همواره یادتون باشه آدمهای زلزلهزده اول آدماند بعد زلزلهزده. بهشون احترام واقعی بذارین و در اونها احساس ترحم ایجاد نکنید. یادتون باشه لباس و غذا فقط در حد زنده موندن برای خیلیها مهمه، احترام شما به اونها و حفظ شخصیتشون کمک بیشتری میکنه و اثر بسیار بلندمدتی روی اونها میگذاره.
۱۰- اعتقادات این افراد شدیداً ضربه خورده. اما به هیچ وجه وارد بحثهای اعتقادی با اونها نشید. سعی کنید بیشتر شنونده باشید و این حس رو بدید که در هر صورت و با هر اعتقادی در کنارشون هستید.
۱۱- مواظب بچهها و سالمندان باشید و با نگهداری از اونها از بار ذهنی بزرگترها رو، که شدیداً خستهاند، کم کنید.
۱۲- یادتون باشه، کسی که خشمگینتره یعنی بیشتر به توجه و کمک نیاز داره. خشم یک علامته، بهش توجه کنید و از خشمشون ناراحت نشید.
۱۳- با خودتون غذا نبرید، به جاش دارو و وسایل بهداشتی و عروسک و اسباببازی ببرید. غذا معمولاً چندبرابر نیاز به این مناطق میرسه. به سر و وضع آدمها و محیطشون توجه کنید. سعی کنید به محیط این افراد "زندگی" رو برگردونید. این کار میتونه با شونه کردن موهای یک بچه یا صاف کردن یک تابلوی کجشده انجام بشه.
۱۴- بهترین کمک اینه که شرایطی رو ایجاد کنید که خود این افراد به خودشون و دیگران کمک کنن. مشارکت، اونها رو از حالت افسردگی خارج میکنه و آسیبدیدهها هم کمک یک "همدرد" رو راحتتر میپذیرن. پس افراد با روحیهتر بومی رو پیدا کنید و از اونها کمک بگیرید.
۱۵- اگر خبرنگار نیستید، از گرفتن عکس یا فیلم از آدمها، حتا از ویرانهها، خودداری کنید.
۱۶- اگر نمیدونید چه کمکی میتونید بکنید یا تجربهی سفر و زندگی در چنین شرایطی رو ندارید، نرید لطفاً. اونجا هتل و دستشویی تمیز و... نیست. اگر رفتید، در بیان احساسات غلو نکنید و سعی کنید خودتون باشید.
۱۷- این نوشته هدفش منصرف کردن آدمها از رفتن و کمک کردن نیست. اما باید برنامهریزیشده و هدفمند، گروهی و تا جایی که ممکنه با هماهنگی با سازمانهایی مثل «هلال احمر» رفت. نه به هدف یک مسافرت تفریحیِ انساندوستانه! مهمتر از نیت، عملکرد و انجام کمک واقعی به مصیبتزدههاست.
* کتاب «رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی» ویلیام وردن، ترجمهی محمد قائد، کتاب بسیار خوب و ساده و روانی است که میشه مثلاً توی راه تهران تا کرمانشاه خوند. این کتاب در زندگی خودتون هم به کارتون میآد.
** اگر صلاح دونستید، این نوشته رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
#مرتضی_کریمی
@KhabGard
مرتضی کریمی، مدرّس دانشگاه و دانشجوی دکترای انسانشناسی فرهنگی دانشگاه تهران است.
https://goo.gl/mDoy5f
چند توصیهی بسیار مهم به همگان، بهخصوص داوطلبان کمک به #زلزلهزدگان:
۱- از روز دوم، حضور افراد غیرمتخصص نه تنها کمک نیست، بلکه اسکان، بهداشت، امنیت و مسائل دیگرشون باری است مضاعف. همچنین اگر میخواید فقط چند روز محدود وقت برای کمک بگذارید، از روز دهم به بعد برید، چون شهرهای زلزلهزده معمولاً روزهای اول مملو از داوطلباند و روزهای بعد خالی از غمخوار.
۲- در این روزها روانشناسان و مددکاران بیشترین نقش رو میتونن ایفا کنن. افراد زلزلهزده به خاطر شدت و سرعت وقوع حادثه شدیداً در شوک هستن و نمیتونن مراحل سوگواری (انکار، خشم، چانهزنی، افسردگی و پذیرش) رو طی کنن و در مرحلهی انکار میمونن. همچنین چون درگیر تهیهی مواد اولیهی زندگی میشن نمیتونن سوگواری کنن.
۳- تسلی الکی، امید و وعدهی الکی ندید. از گفتن عبارات کلیشهای مثل مرگ حقه، همه چیز درست میشه، مثل اولش میشه و... خودداری کنید.
۴- اگر حرف به درد به خوری ندارید، فقط سعی کنید در کنارشون باشید. اشکالی نداره که حتی به مدت طولانی سکوت کنید.
۵- سعی کنید بغلشون کنید و دستشون رو بگیرید اگر خودشون رضایت داشتن و اذیت نمیشدن.
۶- دیدن جسد، رفتن به سر مزار، دیدن یادگاریهای عزیز ازدسترفته میتونه به انجام یک سوگواری ذهنی و پذیرش و باور مرگ اونها کمک کنه. تا جایی که ممکنه از گریه کردن اونها جلوگیری نکنید. سعی کنید براشون مراسم سوم و هفتم، مخصوصا به شکل دستهجمعی بگیرید.
۷- داستانها و خاطرات اونها در مورد عزیزانشون رو حتماً بشنوید و حتی اگر کمی نزدیکتر شدید بخواید که در مورد عزیزانشون با شما حرف بزنن. تعریف داستان، قبول مرگ و مرحلهای از سوگواری است.
۸- اگر کمک شما رو نمیپذیرن، یا حتی اگه میپذیرن از اونها کمکهای کوچیک بخواین و مهمونشون بشین. مردم ایران در شرایط روحی بد ممکنه کمک کسی رو نخوان اما اگه کسی ازشون کمک بخواد و مخصوصا مهمون باشه کمکش میکنن. این باعث میشه که "احساس ادای دین" کمتری به شما کنن و بعدش هم کمکهای بعدی شما رو راحتتر بپذیرن.
۹- همواره یادتون باشه آدمهای زلزلهزده اول آدماند بعد زلزلهزده. بهشون احترام واقعی بذارین و در اونها احساس ترحم ایجاد نکنید. یادتون باشه لباس و غذا فقط در حد زنده موندن برای خیلیها مهمه، احترام شما به اونها و حفظ شخصیتشون کمک بیشتری میکنه و اثر بسیار بلندمدتی روی اونها میگذاره.
۱۰- اعتقادات این افراد شدیداً ضربه خورده. اما به هیچ وجه وارد بحثهای اعتقادی با اونها نشید. سعی کنید بیشتر شنونده باشید و این حس رو بدید که در هر صورت و با هر اعتقادی در کنارشون هستید.
۱۱- مواظب بچهها و سالمندان باشید و با نگهداری از اونها از بار ذهنی بزرگترها رو، که شدیداً خستهاند، کم کنید.
۱۲- یادتون باشه، کسی که خشمگینتره یعنی بیشتر به توجه و کمک نیاز داره. خشم یک علامته، بهش توجه کنید و از خشمشون ناراحت نشید.
۱۳- با خودتون غذا نبرید، به جاش دارو و وسایل بهداشتی و عروسک و اسباببازی ببرید. غذا معمولاً چندبرابر نیاز به این مناطق میرسه. به سر و وضع آدمها و محیطشون توجه کنید. سعی کنید به محیط این افراد "زندگی" رو برگردونید. این کار میتونه با شونه کردن موهای یک بچه یا صاف کردن یک تابلوی کجشده انجام بشه.
۱۴- بهترین کمک اینه که شرایطی رو ایجاد کنید که خود این افراد به خودشون و دیگران کمک کنن. مشارکت، اونها رو از حالت افسردگی خارج میکنه و آسیبدیدهها هم کمک یک "همدرد" رو راحتتر میپذیرن. پس افراد با روحیهتر بومی رو پیدا کنید و از اونها کمک بگیرید.
۱۵- اگر خبرنگار نیستید، از گرفتن عکس یا فیلم از آدمها، حتا از ویرانهها، خودداری کنید.
۱۶- اگر نمیدونید چه کمکی میتونید بکنید یا تجربهی سفر و زندگی در چنین شرایطی رو ندارید، نرید لطفاً. اونجا هتل و دستشویی تمیز و... نیست. اگر رفتید، در بیان احساسات غلو نکنید و سعی کنید خودتون باشید.
۱۷- این نوشته هدفش منصرف کردن آدمها از رفتن و کمک کردن نیست. اما باید برنامهریزیشده و هدفمند، گروهی و تا جایی که ممکنه با هماهنگی با سازمانهایی مثل «هلال احمر» رفت. نه به هدف یک مسافرت تفریحیِ انساندوستانه! مهمتر از نیت، عملکرد و انجام کمک واقعی به مصیبتزدههاست.
* کتاب «رنج و التیام در سوگواری و داغدیدگی» ویلیام وردن، ترجمهی محمد قائد، کتاب بسیار خوب و ساده و روانی است که میشه مثلاً توی راه تهران تا کرمانشاه خوند. این کتاب در زندگی خودتون هم به کارتون میآد.
** اگر صلاح دونستید، این نوشته رو با دیگران هم به اشتراک بگذارید.
#مرتضی_کریمی
@KhabGard
مرتضی کریمی، مدرّس دانشگاه و دانشجوی دکترای انسانشناسی فرهنگی دانشگاه تهران است.
https://goo.gl/mDoy5f
Forwarded from اقتصاد آنلاین
📌سهمتشکیلسرمایهثابتناخالصفعالیتهای اقتصادی ازکلتشکیل سرمایهثابتناخالصکشور
به قیمتهایثابت1338(طیسال های1338-1391)
منبع:احسانسلطانی/حسینراغفر/حسینحسنی
@eghtesadonline
به قیمتهایثابت1338(طیسال های1338-1391)
منبع:احسانسلطانی/حسینراغفر/حسینحسنی
@eghtesadonline
اضطراب و لذت ماهیگیری روی دریاچه یخ زده بِیشهر ترکیه (Beyşehir) | #پیشنهادعکس
https://www.nationalgeographic.com/photography/photo-of-the-day/2017/11/turkey-ice-fishing-winter/
https://www.nationalgeographic.com/photography/photo-of-the-day/2017/11/turkey-ice-fishing-winter/
بریدهها و برادهها
http://t.co/iXziDNvBfg #زلزله #زندگی #حالخوبی
هنرمند باشیم، لبخند خلق کنیم
#حالخوبی
#حالخوبی
Forwarded from عصر ایران
فرهاد: وقتی جسد همسرم را کنار زدیم آرین ۳ ماهه زیر او بود. در حقیقت همسرم در لحظات آخر برای نجات جان پسرمان او را در آغوش گرفته و مانع مرگش شده بود./صداوسیما
asriran.com
@MyAsriran
asriran.com
@MyAsriran
Forwarded from Snapp | اسنپ
از امروز «اسنپ بایک» سرویس موتور ویژهی مسافر شروع به کار کرد.
اطلاعات بیشتر👈🏻 http://bit.ly/SnappBike
با سرویسِ جدید اسنپ، بدون دغدغهی ترافیک و با سرعت در شهر سفر کنید.
@snappofficial 🚙
اطلاعات بیشتر👈🏻 http://bit.ly/SnappBike
با سرویسِ جدید اسنپ، بدون دغدغهی ترافیک و با سرعت در شهر سفر کنید.
@snappofficial 🚙
Forwarded from موسیقی سنتی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یه شبی زار و پریشان
در میخانه زدم
گفتمش باز کن ساقی من
منم آن مطرب خوش
که شکسته سازِ دلم،
که شکسته سازِ دلم...
جشن مهرگان اهل حق (یارسان)
دالاهو، #کرمانشاه
#تنبور
موسیقی سنتی @SonnatiMusic
در میخانه زدم
گفتمش باز کن ساقی من
منم آن مطرب خوش
که شکسته سازِ دلم،
که شکسته سازِ دلم...
جشن مهرگان اهل حق (یارسان)
دالاهو، #کرمانشاه
#تنبور
موسیقی سنتی @SonnatiMusic
Forwarded from مدرسه پرتو
به فکر کودکان آسیبدیده از زلزله باشیم. کتاب، اسباببازی و لوازمالتحریر به مراکز کانون پرورش فکری کودکان هدیه کنیم.
@tarvijschool
@tarvijschool
Forwarded from مدرسه پرتو
یکی از همراهان پویش «با من بخوان» در بخش ازگله (کرمانشاه) برای کودکان زلزلهزده کتاب میخواند و تلاش میکند دردهای آنها را اندکی تسکین بخشد.
@tarvijschool
@tarvijschool
فراخوان کانون پرورش فکری برای جمعآوری کتاب، اسباببازی و نوشتافزارهای اهدایی مردم ایران به کودکان ساکن مناطق زلزلهزده استان کرمانشاه
کتاب، اسباببازی و نوشتافزارهای اهدایی مردم ایران از سوی ستاد امداد فرهنگی کودک و نوجوان کانون جمعآوری و به کودکان ساکن مناطق زلزلهزده استان کرمانشاه اهدا میشود.
علاقهمندان میتوانند از روز ۲۵ تا ۳۰ آبان هر روز حتی روزهای تعطیل از ساعت ۹ تا ۱۸ هدایای خود را در تهران در منطقه مرکزی شهر به مرکز آفرینشهای فرهنگیهنری کانون واقع در خیابان حجاب، در منطقه شمال تهران به مرکز شماره ۱۶ کانون در خیابان سرلشکر فلاحی (زعفرانیه) پارک کودک با شماره تماس (22752178) تحویل دهند.
همچنین در مناطق شرق تهران مرکز شماره ۳۰ کانون بالاتر از فلکه سوم تهرانپارس نبش ۲۱۲ شرقی، تلفن (77373850)، در منطقه غرب مرکز شماره ۴۰ در بزرگراه آیتالله کاشانی، بلوار اباذر نرسیده به خیابان پیامبر، پارک میعاد شماره تماس (44077723) و در جنوب تهران، مرکز شماره ۲۴ کانون واقع در خیابان فدائیان اسلام، نرسیده به حسینآباد، تلفن (36802244) آماده دریافت هدایا و اقلام فرهنگی همشهریان است.
مردم سایر نقاط کشور نیز میتوانند با مراجعه به مراکز کانون در شهرهای مختلف ایران هدایای خود را به مربیان این مراکز تحویل دهند.
http://www.kanoonnews.ir/news/274471
کتاب، اسباببازی و نوشتافزارهای اهدایی مردم ایران از سوی ستاد امداد فرهنگی کودک و نوجوان کانون جمعآوری و به کودکان ساکن مناطق زلزلهزده استان کرمانشاه اهدا میشود.
علاقهمندان میتوانند از روز ۲۵ تا ۳۰ آبان هر روز حتی روزهای تعطیل از ساعت ۹ تا ۱۸ هدایای خود را در تهران در منطقه مرکزی شهر به مرکز آفرینشهای فرهنگیهنری کانون واقع در خیابان حجاب، در منطقه شمال تهران به مرکز شماره ۱۶ کانون در خیابان سرلشکر فلاحی (زعفرانیه) پارک کودک با شماره تماس (22752178) تحویل دهند.
همچنین در مناطق شرق تهران مرکز شماره ۳۰ کانون بالاتر از فلکه سوم تهرانپارس نبش ۲۱۲ شرقی، تلفن (77373850)، در منطقه غرب مرکز شماره ۴۰ در بزرگراه آیتالله کاشانی، بلوار اباذر نرسیده به خیابان پیامبر، پارک میعاد شماره تماس (44077723) و در جنوب تهران، مرکز شماره ۲۴ کانون واقع در خیابان فدائیان اسلام، نرسیده به حسینآباد، تلفن (36802244) آماده دریافت هدایا و اقلام فرهنگی همشهریان است.
مردم سایر نقاط کشور نیز میتوانند با مراجعه به مراکز کانون در شهرهای مختلف ایران هدایای خود را به مربیان این مراکز تحویل دهند.
http://www.kanoonnews.ir/news/274471
کانون
کتاب و اسباببازی هدیه مردم ایران به کودکان زلزلهزده استان کرمانشاه
کتاب، اسباببازی و نوشتافزارهای اهدایی مردم ایران از سوی ستاد امداد فرهنگی کودک و نوجوان کانون جمعآوری و به کودکان ساکن مناطق زلزلهزده استان کرمانشاه اهدا میشود.