هفته مثل آدمه در طول زمانی که میگذره شروع میکنه تلاش میکنه می جنگه و در آخر مثل جمعه دلگیر میشه دل سرد میشه غیر قابل تحمل خفه کننده و وقتی شب میشه،تو تا مرز جنون میری و باز هم نسخه ای از تو میمیره بخاطر همین فردا از نو شروع میشه
سالها میگذرد و نقاب هایی که زده ای روی هم جمع میشوند و تو در میان آنها گم می شوی و سرانجام با روحی آشنا دیدار میکنی که تداعی تو است و تو بار دیگر خود را لمس میکنی که چه زیبا بوده ای اما زخمی
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
سالها میگذرد و نقاب هایی که زده ای روی هم جمع میشوند و تو در میان آنها گم می شوی و سرانجام با روحی آشنا دیدار میکنی که تداعی تو است و تو بار دیگر خود را لمس میکنی که چه زیبا بوده ای اما زخمی
این تداعی زیباترین رنج دنیا است تو دیگر نمی توانی او باشی و دیگر هم نمی خواهی
صد زمان بفروشم که تو را چندی کنم خیال
صد زمان خیال بفروشی که نکنی چندی زمان یاد مرا
Sg/Z
صد زمان خیال بفروشی که نکنی چندی زمان یاد مرا
Sg/Z
این حرکات ماهیچه های بدن است که کار ها را توضیح می دهد و کلمات را اسم می بخشد و کلمات در همین حرکات خلاصه می شوند پس چه زیبا شود که دست ها برای هم شعر بنویسند نه تجربه ای تلخ
"I wish distance wasn’t being so cruel… I really wish I could hug you right now"
"شاید تاریکی ترسناک نیست؛ ترسناک آن لحظهایست که به تاریکی عادت میکنی"💙
"آسمان شب هیچوقت غمگین نیست؛ فقط زیادی چیز دیده که دیگر توضیح نمیدهد"
❤1
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
"آسمان شب هیچوقت غمگین نیست؛ فقط زیادی چیز دیده که دیگر توضیح نمیدهد"
شب تاریک است زیرا که هیچ رنگی در توصیف غم نیست که به آسمان دل ضحور کند
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
شب تاریک است زیرا که هیچ رنگی در توصیف غم نیست که به آسمان دل ضحور کند
شاید آسمان تاریک است چون بعضی غمها آنقدر عمیقاند که حتی شب هم جرئت بازتابشان را ندارد
تاریخ ها متداعی های جالبی هستند دو انسان را زمانی که صورت های فلکی یکسان اند به زمین فرا میخواند اما چه بسا که فرق آن دو انسان با یکدیگر زمین تا آسمان است
با اینکه هیچگاه دو گوی سیاهت با این کلمات دیدار نمیکند اما آن چیز که رشته ارتباطمان را قطع میکند درازای فاصله نیست فقط یخبندان قلبت همه چیز را درهم میشکند و من مطمئنم هیچگاه زمستان در قلبت جا نخواهد گرفت
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
تاریخ ها متداعی های جالبی هستند دو انسان را زمانی که صورت های فلکی یکسان اند به زمین فرا میخواند اما چه بسا که فرق آن دو انسان با یکدیگر زمین تا آسمان است
شاید تنها اشتراک بعضی آدمها لحظهی آمدنشان باشد، بعد از آن یکی آسمان را میفهمد و دیگری هنوز درگیر خاک میماند.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
با اینکه هیچگاه دو گوی سیاهت با این کلمات دیدار نمیکند اما آن چیز که رشته ارتباطمان را قطع میکند درازای فاصله نیست فقط یخبندان قلبت همه چیز را درهم میشکند و من مطمئنم هیچگاه زمستان در قلبت جا نخواهد گرفت
زمستان در قلبی که هنوز گرمای یک نام را به خاطر دارد ماندگار نمیشود، شاید فقط گاهی خستگی خودش را شبیه سرما نشان میدهد.