𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
مرگ با تو معنای زیبا پیدا میکند
وقتی به دستانِ تو کشته شوم و آخرین تصویرم از این دنیا تو باشی،در آن دنیا،به رخ خدا خواهم کشید که من قبلا بهشت را دیده ام.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
وقتی به دستانِ تو کشته شوم و آخرین تصویرم از این دنیا تو باشی،در آن دنیا،به رخ خدا خواهم کشید که من قبلا بهشت را دیده ام.
و من به شیطان فخر خواهم فروخت بهترین بندگان به دست من کشته شد و دست او حتی به سایه روح مقدس او نخواهد رسید
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
و من به شیطان فخر خواهم فروخت بهترین بندگان به دست من کشته شد و دست او حتی به سایه روح مقدس او نخواهد رسید
به فرشتگان خواهم گفت که مرا از جهنم نترسانید،من در جهنم با یادِ او نسیمی را سهمِ خودم خواهم کرد که در بهشت همچو نسیم خنک و خوش عطری یک آرزوست
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
به فرشتگان خواهم گفت که مرا از جهنم نترسانید،من در جهنم با یادِ او نسیمی را سهمِ خودم خواهم کرد که در بهشت همچو نسیم خنک و خوش عطری یک آرزوست
و بعد از تو زمین به من شکایت خواهد کرد که چه اورا آن گوهر نایاب را ز من محروم ساختی من میخواستم سرنوشت نابودی ام را به زیبایی چشمان او گره بزنم
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
و بعد از تو زمین به من شکایت خواهد کرد که چه اورا آن گوهر نایاب را ز من محروم ساختی من میخواستم سرنوشت نابودی ام را به زیبایی چشمان او گره بزنم
ای جهانیان،بدانید
مرا زنی کشت،با موهایی که جلویش کوته است و آن موها روی پوستِ صورتِ سفیدش پریشان ریخته شده اند..
کین دیدی؟؟؟او شبیه به ماه است..زمانی که ابر ها جلوی صورتش را میگیرند..
باور میکنی مرا ماه کشت؟
مرا زنی کشت،با موهایی که جلویش کوته است و آن موها روی پوستِ صورتِ سفیدش پریشان ریخته شده اند..
کین دیدی؟؟؟او شبیه به ماه است..زمانی که ابر ها جلوی صورتش را میگیرند..
باور میکنی مرا ماه کشت؟
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
ای جهانیان،بدانید مرا زنی کشت،با موهایی که جلویش کوته است و آن موها روی پوستِ صورتِ سفیدش پریشان ریخته شده اند.. کین دیدی؟؟؟او شبیه به ماه است..زمانی که ابر ها جلوی صورتش را میگیرند.. باور میکنی مرا ماه کشت؟
من چه بگویم ،بگویم او مزرعه خوشه های گندم در موهایش داشت و عطر قهوه لای موهایش بود و چشمانی داشت ،وای چشمانش آن دو کهکشان که مانند مکش رو بودند خدایا بگویم کدام الهه را کشته ام
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
من چه بگویم ،بگویم او مزرعه خوشه های گندم در موهایش داشت و عطر قهوه لای موهایش بود و چشمانی داشت ،وای چشمانش آن دو کهکشان که مانند مکش رو بودند خدایا بگویم کدام الهه را کشته ام
دختر ماهِ من الان وجدانش در عذابی عظیم است
ای پرودگارا میتوانم به رویای او بروم و به او بگویم من چقدر خوشبختم از اینکه آخرین تصویرم از این دنیا چهره ی ماهِ او بود؟
ای پرودگارا میتوانم به رویای او بروم و به او بگویم من چقدر خوشبختم از اینکه آخرین تصویرم از این دنیا چهره ی ماهِ او بود؟
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
دختر ماهِ من الان وجدانش در عذابی عظیم است ای پرودگارا میتوانم به رویای او بروم و به او بگویم من چقدر خوشبختم از اینکه آخرین تصویرم از این دنیا چهره ی ماهِ او بود؟
اگر قدومت باز به کلیسای ذهنم شود دیگر مسیح را نخواهند ستایش کرد،مسیح ذهن من تویی
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
اگر قدومت باز به کلیسای ذهنم شود دیگر مسیح را نخواهند ستایش کرد،مسیح ذهن من تویی
اگر کلیسای ذهنت جایی برای من دارد،بازمیگردم
اما اینبار نه برای آنکه مسیحِ تو باشم،برای آنکه در محرابِ قلبت،کنار تو بایستم.
اما اینبار نه برای آنکه مسیحِ تو باشم،برای آنکه در محرابِ قلبت،کنار تو بایستم.
❤2
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
اگر کلیسای ذهنت جایی برای من دارد،بازمیگردم اما اینبار نه برای آنکه مسیحِ تو باشم،برای آنکه در محرابِ قلبت،کنار تو بایستم.
قلب من محرابی ندارد جانا اما در این گورستان باشد تو باش امام جماعت این مردگان که شاید گلستان شود این آتش جهنم.
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (RS)
باشد، قبول، جانانِ من؛در بازیِ کلمات، تو بردی.
من نه میخواهم امامِ جماعتِ این گورستان باشم،نه پسرِ خدا
من فقط میخواهم تو باشی و من،با جسمی زنده و روحی بیدار،تا همیشه، تا ابد.
مرا از این خواب بیدار کن، ای یاورِ همیشهمومنِ من؛
بگذار فرشتگان برایمان جشن بگیرند
و حتی اجنّه را وادار کنم در جشنِ ما
برای قلبهایمان پایکوبی کنند.
دستت را بر قلبم بگذار
قول میدهم چون پرنسسهای قصهها از خواب برخیزم،چشم بازکنم و اینبار، پابهپایت بیایم..تا هرجا که قصهی ما ادامه دارد.
من نه میخواهم امامِ جماعتِ این گورستان باشم،نه پسرِ خدا
من فقط میخواهم تو باشی و من،با جسمی زنده و روحی بیدار،تا همیشه، تا ابد.
مرا از این خواب بیدار کن، ای یاورِ همیشهمومنِ من؛
بگذار فرشتگان برایمان جشن بگیرند
و حتی اجنّه را وادار کنم در جشنِ ما
برای قلبهایمان پایکوبی کنند.
دستت را بر قلبم بگذار
قول میدهم چون پرنسسهای قصهها از خواب برخیزم،چشم بازکنم و اینبار، پابهپایت بیایم..تا هرجا که قصهی ما ادامه دارد.
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (zari)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
باشد، قبول، جانانِ من؛در بازیِ کلمات، تو بردی. من نه میخواهم امامِ جماعتِ این گورستان باشم،نه پسرِ خدا من فقط میخواهم تو باشی و من،با جسمی زنده و روحی بیدار،تا همیشه، تا ابد. مرا از این خواب بیدار کن، ای یاورِ همیشهمومنِ من؛ بگذار فرشتگان برایمان جشن بگیرند…
شاید چون قلب من تو را نداشته است تبدیل به گورستان شده و بوسه بر لب های روحت بزنم و زیبای خفته من با قول بیداری که تو به این قلب بی جنبه داده ای زنده ام اگر بیدار نشوی... اشکال ندارد نیامدنت بال های پروازم را به سوی تو باز خواهد کرد و حال قصه ما میان زمین یا میان ابدیت در هر کجا ادامه خواهد یافت.
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (RS)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
شاید چون قلب من تو را نداشته است تبدیل به گورستان شده و بوسه بر لب های روحت بزنم و زیبای خفته من با قول بیداری که تو به این قلب بی جنبه داده ای زنده ام اگر بیدار نشوی... اشکال ندارد نیامدنت بال های پروازم را به سوی تو باز خواهد کرد و حال قصه ما میان زمین…
تو به قلبِ سرد جنازه ای قول بده،قول بده برمیگردی و درحین پرت شدن روحم از صخره های بهشت نجاتم میدهی،مرا در آغوش میگیری و میگویی"من آمده ام،اینجا دیگر مانعی ای نداریم،نگاهم کن!!من آمده ام..چشمای غمگینت مرا غمگین میکند،تمام روزهایی که با تو سپری خواهم کرد مطمئن باش ذوق چشمانت را هزاران برابر بیشتر بر خواهم گرداند."
قول بده که اینبار نا امیدم نخواهی کرد..ما جز این دنیا دیگر دنیایی نداریم..این آخرش است ، عشقِ من؛
قول بده که اینبار نا امیدم نخواهی کرد..ما جز این دنیا دیگر دنیایی نداریم..این آخرش است ، عشقِ من؛
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (zari)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
تو به قلبِ سرد جنازه ای قول بده،قول بده برمیگردی و درحین پرت شدن روحم از صخره های بهشت نجاتم میدهی،مرا در آغوش میگیری و میگویی"من آمده ام،اینجا دیگر مانعی ای نداریم،نگاهم کن!!من آمده ام..چشمای غمگینت مرا غمگین میکند،تمام روزهایی که با تو سپری خواهم کرد مطمئن…
قولم را با خونم امضا خواهم کرد خونی که همیشه تازه و گرم خواهد ماند مانند خانه قلبم برای تو،بانوی من.
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (RS)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
قولم را با خونم امضا خواهم کرد خونی که همیشه تازه و گرم خواهد ماند مانند خانه قلبم برای تو،بانوی من.
حالا که قول داده ای و جانِ ما شده ای،مراقب خود باش،خورشیدِ من..
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (zari)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
حالا که قول داده ای و جانِ ما شده ای،مراقب خود باش،خورشیدِ من..
در کسوف زمانی که زمین کنار برود همانگونه که در روایات ها میگویند در زمان کسوف زمان پنهان شدن خورشید عقل و بیداری دل به دیدارت می آیم.
❤1
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (RS)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
در کسوف زمانی که زمین کنار برود همانگونه که در روایات ها میگویند در زمان کسوف زمان پنهان شدن خورشید عقل و بیداری دل به دیدارت می آیم.
دیر نکن،دو فنجان چایی ریخته ام و برای غذای موردعلاقه ات را با تمام عشق و محبت پخته ام..
❤1
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (zari)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
دیر نکن،دو فنجان چایی ریخته ام و برای غذای موردعلاقه ات را با تمام عشق و محبت پخته ام..
من هم تو را قلب خود میدانم.
❤1
بعد از آن بم سهمگین زمستانی در قلبم رخنه کرد که بهار در آن هیچ معنا ندارد.
❤2