آخرین پروانه چراغ نیم سوز امیدم هم مرد.
چراغ نیم سوز امیدم هم برای وداع با من لباس سیاه بر تن کرد و تمامش سوخت.
چراغ نیم سوز امیدم هم برای وداع با من لباس سیاه بر تن کرد و تمامش سوخت.
خیابان سه شب خالی و سوت کور از دروغ است ،صدای حقیقت به طرز وحشیانه ای ویراژ می دهد در خیابان و صدای قُل قُل جیغ آخری، از لاستیکی بلند شد اما بویی از آتشش در دیگ آسمان نمی جوشد ...
بیدار شو،بیدار شو چرا جیغ میکشی؟حالت خوبه؟
اوه فکر کنم اون کسی که برای آخرین بار جیغ کشید من بودم ...
علت مرگ :توسط شب بلعیده شد و جسدش در برمودای صدا به دست های پشت پرده سپرده شد.
میخواست سخن بگوید و اعتراض نامه ای بنویسد ، اما بر سر یک واو بچه برعکس تمام احوالاتش وارونه شد ، مدام اورا جا به جا می کرد و معنای تازه ای میافت و در این میان صدای فریادش به جای صدای سردرگمی میآمد و در نهایت دم دستش گلدانی که درونش رز سفیدی قرار داشت را پرتاب کرد ،رز قرمز شد و ... و ...
اینه را شکستم!
کمی از تکه های خود که در اینه تکثیر شده بود دور شدم ، خودم ها را از دور تماشا کردم ، چقدر تنها با خود درگیر بود اما چرا تنها؟
کمی عقب تر رفتم ولی خار حصار ها در ستون پیکره ام فرو رفت و تمام زخم های دهان باز کردن به فهمیدن و حال فهمیدم چرا تنها.
خوشحالی قوی ترین آتشفشان این شهر زیر آهنگ فلوتت به رعشه میفته و فوران میکنه؟
چه حالی داری دلیل سونامی های عصبانیت آروم ترین اقیانوس دنیا تویی؟
-دلباخته ی کتاب و قهوه
بزرگترین حسرتی که این دنیا به دلت گذاشته چیه؟ https://t.me/Azure_Depth
بزرگترین حسرت؟ شاید تمام چیزهایی که میتوانستم باشم، اما آنقدر درگیر آدمها و گذشته شدم که دیر فهمیدم باید زودتر خودم را انتخاب میکردم.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
مرگ با تو معنای زیبا پیدا میکند
وقتی به دستانِ تو کشته شوم و آخرین تصویرم از این دنیا تو باشی،در آن دنیا،به رخ خدا خواهم کشید که من قبلا بهشت را دیده ام.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
وقتی به دستانِ تو کشته شوم و آخرین تصویرم از این دنیا تو باشی،در آن دنیا،به رخ خدا خواهم کشید که من قبلا بهشت را دیده ام.
و من به شیطان فخر خواهم فروخت بهترین بندگان به دست من کشته شد و دست او حتی به سایه روح مقدس او نخواهد رسید
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
و من به شیطان فخر خواهم فروخت بهترین بندگان به دست من کشته شد و دست او حتی به سایه روح مقدس او نخواهد رسید
به فرشتگان خواهم گفت که مرا از جهنم نترسانید،من در جهنم با یادِ او نسیمی را سهمِ خودم خواهم کرد که در بهشت همچو نسیم خنک و خوش عطری یک آرزوست
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
به فرشتگان خواهم گفت که مرا از جهنم نترسانید،من در جهنم با یادِ او نسیمی را سهمِ خودم خواهم کرد که در بهشت همچو نسیم خنک و خوش عطری یک آرزوست
و بعد از تو زمین به من شکایت خواهد کرد که چه اورا آن گوهر نایاب را ز من محروم ساختی من میخواستم سرنوشت نابودی ام را به زیبایی چشمان او گره بزنم
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
و بعد از تو زمین به من شکایت خواهد کرد که چه اورا آن گوهر نایاب را ز من محروم ساختی من میخواستم سرنوشت نابودی ام را به زیبایی چشمان او گره بزنم
ای جهانیان،بدانید
مرا زنی کشت،با موهایی که جلویش کوته است و آن موها روی پوستِ صورتِ سفیدش پریشان ریخته شده اند..
کین دیدی؟؟؟او شبیه به ماه است..زمانی که ابر ها جلوی صورتش را میگیرند..
باور میکنی مرا ماه کشت؟
مرا زنی کشت،با موهایی که جلویش کوته است و آن موها روی پوستِ صورتِ سفیدش پریشان ریخته شده اند..
کین دیدی؟؟؟او شبیه به ماه است..زمانی که ابر ها جلوی صورتش را میگیرند..
باور میکنی مرا ماه کشت؟
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
ای جهانیان،بدانید مرا زنی کشت،با موهایی که جلویش کوته است و آن موها روی پوستِ صورتِ سفیدش پریشان ریخته شده اند.. کین دیدی؟؟؟او شبیه به ماه است..زمانی که ابر ها جلوی صورتش را میگیرند.. باور میکنی مرا ماه کشت؟
من چه بگویم ،بگویم او مزرعه خوشه های گندم در موهایش داشت و عطر قهوه لای موهایش بود و چشمانی داشت ،وای چشمانش آن دو کهکشان که مانند مکش رو بودند خدایا بگویم کدام الهه را کشته ام
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
من چه بگویم ،بگویم او مزرعه خوشه های گندم در موهایش داشت و عطر قهوه لای موهایش بود و چشمانی داشت ،وای چشمانش آن دو کهکشان که مانند مکش رو بودند خدایا بگویم کدام الهه را کشته ام
دختر ماهِ من الان وجدانش در عذابی عظیم است
ای پرودگارا میتوانم به رویای او بروم و به او بگویم من چقدر خوشبختم از اینکه آخرین تصویرم از این دنیا چهره ی ماهِ او بود؟
ای پرودگارا میتوانم به رویای او بروم و به او بگویم من چقدر خوشبختم از اینکه آخرین تصویرم از این دنیا چهره ی ماهِ او بود؟
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
دختر ماهِ من الان وجدانش در عذابی عظیم است ای پرودگارا میتوانم به رویای او بروم و به او بگویم من چقدر خوشبختم از اینکه آخرین تصویرم از این دنیا چهره ی ماهِ او بود؟
اگر قدومت باز به کلیسای ذهنم شود دیگر مسیح را نخواهند ستایش کرد،مسیح ذهن من تویی
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
اگر قدومت باز به کلیسای ذهنم شود دیگر مسیح را نخواهند ستایش کرد،مسیح ذهن من تویی
اگر کلیسای ذهنت جایی برای من دارد،بازمیگردم
اما اینبار نه برای آنکه مسیحِ تو باشم،برای آنکه در محرابِ قلبت،کنار تو بایستم.
اما اینبار نه برای آنکه مسیحِ تو باشم،برای آنکه در محرابِ قلبت،کنار تو بایستم.
❤2
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
اگر کلیسای ذهنت جایی برای من دارد،بازمیگردم اما اینبار نه برای آنکه مسیحِ تو باشم،برای آنکه در محرابِ قلبت،کنار تو بایستم.
قلب من محرابی ندارد جانا اما در این گورستان باشد تو باش امام جماعت این مردگان که شاید گلستان شود این آتش جهنم.
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (RS)
باشد، قبول، جانانِ من؛در بازیِ کلمات، تو بردی.
من نه میخواهم امامِ جماعتِ این گورستان باشم،نه پسرِ خدا
من فقط میخواهم تو باشی و من،با جسمی زنده و روحی بیدار،تا همیشه، تا ابد.
مرا از این خواب بیدار کن، ای یاورِ همیشهمومنِ من؛
بگذار فرشتگان برایمان جشن بگیرند
و حتی اجنّه را وادار کنم در جشنِ ما
برای قلبهایمان پایکوبی کنند.
دستت را بر قلبم بگذار
قول میدهم چون پرنسسهای قصهها از خواب برخیزم،چشم بازکنم و اینبار، پابهپایت بیایم..تا هرجا که قصهی ما ادامه دارد.
من نه میخواهم امامِ جماعتِ این گورستان باشم،نه پسرِ خدا
من فقط میخواهم تو باشی و من،با جسمی زنده و روحی بیدار،تا همیشه، تا ابد.
مرا از این خواب بیدار کن، ای یاورِ همیشهمومنِ من؛
بگذار فرشتگان برایمان جشن بگیرند
و حتی اجنّه را وادار کنم در جشنِ ما
برای قلبهایمان پایکوبی کنند.
دستت را بر قلبم بگذار
قول میدهم چون پرنسسهای قصهها از خواب برخیزم،چشم بازکنم و اینبار، پابهپایت بیایم..تا هرجا که قصهی ما ادامه دارد.
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (zari)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
باشد، قبول، جانانِ من؛در بازیِ کلمات، تو بردی. من نه میخواهم امامِ جماعتِ این گورستان باشم،نه پسرِ خدا من فقط میخواهم تو باشی و من،با جسمی زنده و روحی بیدار،تا همیشه، تا ابد. مرا از این خواب بیدار کن، ای یاورِ همیشهمومنِ من؛ بگذار فرشتگان برایمان جشن بگیرند…
شاید چون قلب من تو را نداشته است تبدیل به گورستان شده و بوسه بر لب های روحت بزنم و زیبای خفته من با قول بیداری که تو به این قلب بی جنبه داده ای زنده ام اگر بیدار نشوی... اشکال ندارد نیامدنت بال های پروازم را به سوی تو باز خواهد کرد و حال قصه ما میان زمین یا میان ابدیت در هر کجا ادامه خواهد یافت.
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (RS)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
شاید چون قلب من تو را نداشته است تبدیل به گورستان شده و بوسه بر لب های روحت بزنم و زیبای خفته من با قول بیداری که تو به این قلب بی جنبه داده ای زنده ام اگر بیدار نشوی... اشکال ندارد نیامدنت بال های پروازم را به سوی تو باز خواهد کرد و حال قصه ما میان زمین…
تو به قلبِ سرد جنازه ای قول بده،قول بده برمیگردی و درحین پرت شدن روحم از صخره های بهشت نجاتم میدهی،مرا در آغوش میگیری و میگویی"من آمده ام،اینجا دیگر مانعی ای نداریم،نگاهم کن!!من آمده ام..چشمای غمگینت مرا غمگین میکند،تمام روزهایی که با تو سپری خواهم کرد مطمئن باش ذوق چشمانت را هزاران برابر بیشتر بر خواهم گرداند."
قول بده که اینبار نا امیدم نخواهی کرد..ما جز این دنیا دیگر دنیایی نداریم..این آخرش است ، عشقِ من؛
قول بده که اینبار نا امیدم نخواهی کرد..ما جز این دنیا دیگر دنیایی نداریم..این آخرش است ، عشقِ من؛
❤2
Forwarded from 𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱 (zari)
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
تو به قلبِ سرد جنازه ای قول بده،قول بده برمیگردی و درحین پرت شدن روحم از صخره های بهشت نجاتم میدهی،مرا در آغوش میگیری و میگویی"من آمده ام،اینجا دیگر مانعی ای نداریم،نگاهم کن!!من آمده ام..چشمای غمگینت مرا غمگین میکند،تمام روزهایی که با تو سپری خواهم کرد مطمئن…
قولم را با خونم امضا خواهم کرد خونی که همیشه تازه و گرم خواهد ماند مانند خانه قلبم برای تو،بانوی من.
❤2