𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
300 subscribers
82 photos
2 videos
5 links
میانِ ژرفای آبی، جایی برای چیزهایی که نمی‌شود به
زبان آورد🕊.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7947053231🕊
Download Telegram
اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!
می‌خوای خوشحالم کنی؟ برام نامه بنویس.
میخوای خوشحالم کنی؟ یک تکه از خودت را جایی میان جهانم بگذار که حتی فراموشی هم نتواند پیدایش کند.
🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
💖 Sticker
مامانم و تمام مامان های سرزمینم.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
مامانم و تمام مامان های سرزمینم.
مادر؛ زنی که از تکه‌های خستگی‌اش آرامش ساخت، از زخم‌هایش صبر، از ترس‌هایش شجاعت و از تمام وجودش، پناهی برای ما. 🤍
شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک؟!

من به این چاره بی چاره، دچارم هر شب...

شده در جمع بخندی، در دلت غم باشد؟

من به غمگین ترین حالت ممکن شادم

شده آیا به کلنجار نشینی که چه شد؟

من به ای درد پر ابهام، دچارم هر شب

شده آیا وسط خنده خود بغض کنی؟

نتوانی به کسی، جز به خودت تکیه کنی؟
💙
Forwarded from ساقی (Saqhi)
می‌خوام بهت بگم تقصیر تو نبود. تقصیر تو نبود اگه اون اتفاق افتاد با اینکه تو جنگیدی تا جلوشو بگیری. تقصیر تو نبود اگه قلب تو رو شکست حتی وقتی که تو محبت کردی. تقصیر تو نبود که قدرت دونسته نشد وقتی تو صدت رو گذاشتی. تو کافی بودی، زیبا بودی، دوست داشتنی بودی، و ارزشمند. اما یه سری شرایط، یه سری اتفاقات، و رفتار یه سری آدما، کنترلش هیچ وقت با ما نیست، درس داخل این تجربه‌ها رو بپذیر و بذار داخل کوله‌ت و بگذر و برو. گیر نیوفت تو جایی که حیفت کردن.
غریبه،کلمه زیبایی است اما برای توصیف تو مناسب نیست.
نام تو دعای جاری بر زبانم
تنت معبد گاه هر جهانم
چشمانم زندانی نگاهت
زبانم قاصر از توصیف زیبایی هایت.
سخت است خانه ای را خراب کنی که خودت با بند بند وجودت آجر هایش را روی هم گذاشتی اما دیواری که کج بنا شود تا ثریا کج خواهد رفت پس بهتر که این دیوار کجِ لق را خودت خراب کنی زیرا که بنای یک خانه ابدی شایسته دیوار صاف و استوار است نه دیواری که با هر موسمی بلغزد و فروبریزد.
تو منو ول کردی وسط راهی که من کلش رو بخاطر تو اومده بودم.💙
آرامشی که از چشمانم دزدیدی را خرج کدامین دوستت دارم هایی می‌کنی؟
جلوی آینه قضاوت که ایستاد قلبش را در دستانش میدید رنگ قرمز خون سخن ور خوبی برای جنایتی است که اتفاق افتاده و لحظه ای بایست... من آن چشمان در آینه را میشناسم چشمانش شبیه من است.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
Photo
آن قدر تند تند راه رفتن را در پیش گرفتی که حواست نبود آنکه پایت رویش رفت قلبم بود و به رشته خیالم گره خورد کفش های بی رحمت که بی آنکه جلویت را بگیرند راه رفتن را برایت هموار کردند و تمام رشته خیالم را با رفتنت نخ کش کردی.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
آن قدر تند تند راه رفتن را در پیش گرفتی که حواست نبود آنکه پایت رویش رفت قلبم بود و به رشته خیالم گره خورد کفش های بی رحمت که بی آنکه جلویت را بگیرند راه رفتن را برایت هموار کردند و تمام رشته خیالم را با رفتنت نخ کش کردی.
و حالا من مانده‌ام و هزار رشته‌ی پاره‌ای که زمانی نامشان آینده بود؛ تو رفتی و جاده برایت تمام نشد، اما من هنوز میان نخ‌های به‌جامانده از تو ایستاده‌ام و نمی‌دانم کدامشان را باید رها کنم و کدام را برای بافتن دوباره‌ی خودم نگه دارم.
من هم دلم خانه ای گرم و پر مهر دارد ولی سالهاست قفل در خراب شده است و هیچ کلید سازی هم قلق این قفل چموش را نمی‌داند.
Forwarded from میم
«سرو آزاد شد آن دَم که ثمر هیچ نداد
بی‌ثمر شو که ثمرهاست در این بی‌ثمری»