𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
346 subscribers
82 photos
2 videos
2 links
میانِ ژرفای آبی، جایی برای چیزهایی که نمی‌شود به
زبان آورد🕊.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7947053231🕊
Download Telegram
𝑶𝒓 𝒏𝒐𝒕𝒉𝒊𝒏𝒈, 𝒐𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝒃𝒆𝒔𝒕
👏4
پذیرش هر انسان در جای گاه خودش انرژی کمتری از شما مصرف می‌کنه و برای تغییر آنها ،هم وقت زیادی از شما میرود هم بسیاری از خودتان دیگر با شما همراهی نمی کند.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
پذیرش هر انسان در جای گاه خودش انرژی کمتری از شما مصرف می‌کنه و برای تغییر آنها ،هم وقت زیادی از شما میرود هم بسیاری از خودتان دیگر با شما همراهی نمی کند.
زیرا هر بار که برای ساختن دیگری از خودت چیزی کم می‌کنی، ممکن است روزی به خودت برسی و ببینی آن‌قدر از خویشتن بخشیده‌ای که دیگر چیزی برای ساختن خودت باقی نمانده است.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
پذیرش هر انسان در جای گاه خودش انرژی کمتری از شما مصرف می‌کنه و برای تغییر آنها ،هم وقت زیادی از شما میرود هم بسیاری از خودتان دیگر با شما همراهی نمی کند.
پذیرش هر بلیط انسانی در این تائتر زندگی بی آنکه بسیار به عدد ها و نوشته های کج و غیر معقول نگاه بداری باعث میشود صحنه نمایش چشم هایت جای اضافه برای دیدن بقیه جنبنده های آفرینش داشته باشد و بهای راست کردن قامتِ خانهِ خرابه آنها این است که تو باید از بلوکه کاشانه خودت مایه بگذاری و حال تو دیگر خودت را نداری، نه خودت را نه آن راهی که آن دو عقربه رفته اند، زیرا آن دو عقربه سیاه چرخان دست در دست هم فقط در دومیدانی زمان به جلو حرکت میکنند.
یه دنیای آبی ته اقیانوس بالای آسمون توی چشم های ینفر یا توی یک روح و دل هرجا که یک حس منطقی وجود داشته باشه مثل شعله های آبی.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
متن ادبی با تشبیه، این قشنگ تر از متن سادشه.
در تئاتر بی‌تاب زندگی، هر انسان بلیطی‌ست که یک‌بار به نامش صادر شده و پرده، پیش از آنکه فرصت ویرایش نقش‌ها را بدهد، بالا می‌رود. شاید بهتر باشد هرکس را همان‌جا که ایستاده تماشا کنیم؛ نه با خط‌کش قضاوت، نه با میل تغییر. چشم اگر بیش از حد به یک صحنه خیره بماند، جهان پشت آن را از دست می‌دهد.
خانه‌ی آدم‌ها را نمی‌شود با آجرهای خویشتن آباد کرد؛ زیرا روزی می‌رسد که میان دیوارهای بیگانه ایستاده‌ای و می‌بینی خانه‌ی خودت دیگر سقفی برای بازگشت ندارد. زمان اما هیچ‌کدام را به حساب نمی‌آورد؛ دو عقربه‌ی سیاه، بی‌آنکه بدانند چه کسی فرو ریخته و چه کسی مانده، دورِ یک دایره می‌چرخند. شاید بلوغ همین باشد: بفهمی بعضی ویرانه‌ها قرار نیست آباد شوند، بعضی آدم‌ها قرار نیست تغییر کنند، و تو قرار نیست برای نجات جهانی که متعلق به تو نیست، خویشتن خودت را قربانی کنی.
و همچنین...
هر آدمی اتاقی‌ست در ساختمانی که نقشه‌اش را خودش هم به خاطر نمی‌آورد. ما اما گاهی آن‌قدر درِ اتاق دیگران را می‌کوبیم که فراموش می‌کنیم چراغ اتاق خودمان مدت‌هاست خاموش مانده.
جهان، سالن بزرگی‌ست با هزاران صحنه و هیچ تماشاگری فرصت تماشای همه را ندارد پس نگاهت را به یک ویرانه میخکوب نکن.
ممکن است هنگام شمردن آجرهای ریخته‌ی دیگری، تمام فصل زندگی خودت بی‌صدا ورق بخورد.
👏2
اینجادیوانه‌ای‌می‌نویسد!
می‌خوای خوشحالم کنی؟ برام نامه بنویس.
میخوای خوشحالم کنی؟ یک تکه از خودت را جایی میان جهانم بگذار که حتی فراموشی هم نتواند پیدایش کند.
🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
💖 Sticker
مامانم و تمام مامان های سرزمینم.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
مامانم و تمام مامان های سرزمینم.
مادر؛ زنی که از تکه‌های خستگی‌اش آرامش ساخت، از زخم‌هایش صبر، از ترس‌هایش شجاعت و از تمام وجودش، پناهی برای ما. 🤍
شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک؟!

من به این چاره بی چاره، دچارم هر شب...

شده در جمع بخندی، در دلت غم باشد؟

من به غمگین ترین حالت ممکن شادم

شده آیا به کلنجار نشینی که چه شد؟

من به ای درد پر ابهام، دچارم هر شب

شده آیا وسط خنده خود بغض کنی؟

نتوانی به کسی، جز به خودت تکیه کنی؟
💙
Forwarded from ساقی (Saqhi)
می‌خوام بهت بگم تقصیر تو نبود. تقصیر تو نبود اگه اون اتفاق افتاد با اینکه تو جنگیدی تا جلوشو بگیری. تقصیر تو نبود اگه قلب تو رو شکست حتی وقتی که تو محبت کردی. تقصیر تو نبود که قدرت دونسته نشد وقتی تو صدت رو گذاشتی. تو کافی بودی، زیبا بودی، دوست داشتنی بودی، و ارزشمند. اما یه سری شرایط، یه سری اتفاقات، و رفتار یه سری آدما، کنترلش هیچ وقت با ما نیست، درس داخل این تجربه‌ها رو بپذیر و بذار داخل کوله‌ت و بگذر و برو. گیر نیوفت تو جایی که حیفت کردن.
غریبه،کلمه زیبایی است اما برای توصیف تو مناسب نیست.
نام تو دعای جاری بر زبانم
تنت معبد گاه هر جهانم
چشمانم زندانی نگاهت
زبانم قاصر از توصیف زیبایی هایت.