𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
بعضی از تضاد ها مکمل هم هستند و بعضی تخریب گر🤫
ای کاش سرنوشت تورا درمان درد من قرار میداد نه درد من
دلم میخواد یه گوشه وایستم توی شلوغترین خیابون شهر و داد بزنم. اما نه اونقدر بلند که همه بشنون، همونقدر آهسته که فقط خودم بشنومش. میخوام ببینم کسی هست برگرده بگه "چرا داد زدی؟" 👣
"به اسب که میگن نجیبترین دل رو داره، چون حتی اگه سوارش زخمیش کنه، بازم تا ته راه تنهایی رو باهاش میاد. آدم اما نه. آدم یه جا پیاده میشه، میگه برو، و دیگه برنمیگرده ببینه اسب تو تاریکی تنها موند یا نه."
با آغوش باز پذیرای تمام طوفان های زندگی ام هستم ،طوفان نقاب هایی از کسانی انداخت که شبیه آینه بودند.
نمیدونم سرانجام نسلی که همه احساساتش رو برای یه هوش مصنوعی خرج میکنه چی میشه
شاکی نباش از کسی که دوستت داره وقتی داره خفت میکنه چون اون نمی خواد تموم تصورات قشنگش از تو بهم بخوره👽😶🌫🤓
اینکه تیکه ای از پازل روح آدم خیلی مطابقه با آهنگ های غمگین ،بعضی از مکان ها که هیچ وقت سایه روی اون نینداخته و در هوای اونجا تنفس نکرده و احساساتی را درک میکند بدون تجربه آن موقعیت دلیلی شاید بر وجود تناسخ است
از یه جایی به بعد یاد میگیری عاشق باشی و اگه نخواستت فقط عاشقش باشی و زندگی کنی ،یک چیزی رو بخوای اگر نشد بگی قسمت نبوده،برای کاری تمام تلاشت رو بکنی نشه بگی کم گذاشتم بزنتت زمین دوباره با تن زخمی بلند بشی بعد وسط راه دیگه پاهات نکشه بخوری زمین سینه خیز بری ،سینت زخمی و غرق خون نفس نتونی بکشی وایسی استراحت کنی بقیه بگن نگاهش کن وایساده داره استراحت میکنه کاری نمی کنه و تو اهمیت ندی با همه اینا ادامه بدی به چی برسی ؟گیریم به یه چیزی هم رسیدی دیگه چیزی از تو مونده که از اون لذت ببری؟
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
از یه جایی به بعد یاد میگیری عاشق باشی و اگه نخواستت فقط عاشقش باشی و زندگی کنی ،یک چیزی رو بخوای اگر نشد بگی قسمت نبوده،برای کاری تمام تلاشت رو بکنی نشه بگی کم گذاشتم بزنتت زمین دوباره با تن زخمی بلند بشی بعد وسط راه دیگه پاهات نکشه بخوری زمین سینه خیز بری…
گاهی تلاش و درد به زندگی معنا میبخشد و شیرینی را مزه دار میکند اما اگر زندگی معنایش درد باشد چه فایده؟
وقتی خط قرمز هارو نادیده میگیری جوری که انگار کم رنگ اند باید با خون خودت تقاص پر رنگ کردنشون رو پس بدی عزیزم
تخریب غرور کاذب با تحقیر کردن بقیه فرق داره لطفا روی گندکاریاتون اسم های قشنگ نزارید
آهنگ ها پیوسته همراه نوت و متن هستند و این که دلی را به حبس خود دربیاری کار حرف نیست کار احساس است که در نوت جان میگیرد ،بخاطر همین است بسیاری با آهنگ غمگین سبک میشوند
هفته مثل آدمه در طول زمانی که میگذره شروع میکنه تلاش میکنه می جنگه و در آخر مثل جمعه دلگیر میشه دل سرد میشه غیر قابل تحمل خفه کننده و وقتی شب میشه،تو تا مرز جنون میری و باز هم نسخه ای از تو میمیره بخاطر همین فردا از نو شروع میشه