دسته ای از انسان ها به وقت ناراحتی سیل خاموشی میشوند که درون خود را زیر و رو میکنند ،به وقت خشم شعله فروکش کرده میشوند ،به وقت شکایت دهانشان به هم دوخته میشود و تنها صدایی که از آنها میشنوید صدای بی صدایی است و حضورشان را در این وقت کم رنگ تر از همیشه می بینید و حال نوبت شماست که به دنبال آنها بروید و رنگ زندگی را بر روی آنها بکشید.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
دسته ای از انسان ها به وقت ناراحتی سیل خاموشی میشوند که درون خود را زیر و رو میکنند ،به وقت خشم شعله فروکش کرده میشوند ،به وقت شکایت دهانشان به هم دوخته میشود و تنها صدایی که از آنها میشنوید صدای بی صدایی است و حضورشان را در این وقت کم رنگ تر از همیشه می…
و بسیاری که فقط نگاه می کنند آنها را، متوجه کم رنگی آنها نمی شوند زیرا که این انسان هارا باید خواند باید جستجو کرد و قلم زندگی اشان را محکم تر کرد در این زمان.
انسان ها زمانی معنی عشق تخریب کننده را میفهمند که عاشق درد هایشان میشوند،زیراه بعد از آن عشق را نه یک طغیان لذت بلکه سیلاب مرگ میبینند.
“Angel”
Voice message
کاش همه آدم ها یکی رو داشته باشن قبل بچه دار شدن اینهارو به زوجین بگه.
غم چشمها
تو خانه ات را با کاه گل های غمی ساختی که کاه گل های خاک همان انسانی بود که زمانی که از چشم هایت می افتاد جمع کردی حال او رفته اما خانه اش غم چشمانت است.
Forwarded from 𝔅𝔩𝔞𝔠𝔨 𝔄𝔫𝔤𝔢𝔩 (“Angel”)
من خاموش می شوم،اما تو در ویرانه های روحم همچنان نفس خواهی کشید.
Forwarded from 𝔅𝔩𝔞𝔠𝔨 𝔄𝔫𝔤𝔢𝔩 (“PROFUNDITY”)
هزاران بار در ذهنم کشتمت،اما تو، جاودانهتر از مرگ،هر بار در قلبم نفس کشیدی.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
غم چشمها تو خانه ات را با کاه گل های غمی ساختی که کاه گل های خاک همان انسانی بود که زمانی که از چشم هایت می افتاد جمع کردی حال او رفته اما خانه اش غم چشمانت است.
شاید غم چشمها از رفتن آدمها نباشد؛ از ماندن تصویری باشد که بعد از رفتنشان دیگر هیچکس نتواند از آن خانه بیرونش کند.
Forwarded from Challenges
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
جاودان
از فراموش شدن میترسی؛ برای همین به آدمها و خاطرهها بیشتر از چیزی که باید چنگ میزنی، انگار اگر رهاشون کنی، یه تکه از خودت هم برای همیشه محو میشه.
Forwarded from Honor or Death (ami)
من تلاشی برای نگه داشتن کسی تو زندگیم نمیکنم، آدم موندنی راهشو بلده
«وقتی کنار یک نفر، گذر زمان را نمیفهمی شاید دلیلش این باشد که برای چند لحظه زندگی آنقدر درست بوده که دلت نخواسته بدانی چقدر از آن گذشته است.»