بعد از مرگم منو با دیدن یه گربه
رنگی رنگی
(مشکی، سفید، نارنجی، کرم،توسی)
با چشمای تیله ای
(یروز آبیه، یروز سبز، خاکستری، توسی و قهوه ای و حتی مشکی) 🤷🏻♀️
پنجه های پاستیلی و صورتی
شیطون و بازیگوش
خوابالو و بد غذا
چنگولی و گاز گازی
ترسو و حسود
به یاد بیار:)
🥰3😭2
در میان تمام موجوداتی که برای دیده شدن تلاش میکنند، او فقط نگاه میکند و عجیب اینکه همین نگاه، آرامترین شکل حضور است.
شاید بعضی روحها برای حرف زدن نیامدهاند؛ آمدهاند گوشهای از جهان بنشینند و بیآنکه چیزی بگویند تنهاییات را کمتر کنند.
❤2
دسته ای از انسان ها به وقت ناراحتی سیل خاموشی میشوند که درون خود را زیر و رو میکنند ،به وقت خشم شعله فروکش کرده میشوند ،به وقت شکایت دهانشان به هم دوخته میشود و تنها صدایی که از آنها میشنوید صدای بی صدایی است و حضورشان را در این وقت کم رنگ تر از همیشه می بینید و حال نوبت شماست که به دنبال آنها بروید و رنگ زندگی را بر روی آنها بکشید.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
دسته ای از انسان ها به وقت ناراحتی سیل خاموشی میشوند که درون خود را زیر و رو میکنند ،به وقت خشم شعله فروکش کرده میشوند ،به وقت شکایت دهانشان به هم دوخته میشود و تنها صدایی که از آنها میشنوید صدای بی صدایی است و حضورشان را در این وقت کم رنگ تر از همیشه می…
و بسیاری که فقط نگاه می کنند آنها را، متوجه کم رنگی آنها نمی شوند زیرا که این انسان هارا باید خواند باید جستجو کرد و قلم زندگی اشان را محکم تر کرد در این زمان.
انسان ها زمانی معنی عشق تخریب کننده را میفهمند که عاشق درد هایشان میشوند،زیراه بعد از آن عشق را نه یک طغیان لذت بلکه سیلاب مرگ میبینند.
“Angel”
Voice message
کاش همه آدم ها یکی رو داشته باشن قبل بچه دار شدن اینهارو به زوجین بگه.
غم چشمها
تو خانه ات را با کاه گل های غمی ساختی که کاه گل های خاک همان انسانی بود که زمانی که از چشم هایت می افتاد جمع کردی حال او رفته اما خانه اش غم چشمانت است.
Forwarded from 𝔅𝔩𝔞𝔠𝔨 𝔄𝔫𝔤𝔢𝔩 (“Angel”)
من خاموش می شوم،اما تو در ویرانه های روحم همچنان نفس خواهی کشید.
Forwarded from 𝔅𝔩𝔞𝔠𝔨 𝔄𝔫𝔤𝔢𝔩 (“PROFUNDITY”)
هزاران بار در ذهنم کشتمت،اما تو، جاودانهتر از مرگ،هر بار در قلبم نفس کشیدی.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
غم چشمها تو خانه ات را با کاه گل های غمی ساختی که کاه گل های خاک همان انسانی بود که زمانی که از چشم هایت می افتاد جمع کردی حال او رفته اما خانه اش غم چشمانت است.
شاید غم چشمها از رفتن آدمها نباشد؛ از ماندن تصویری باشد که بعد از رفتنشان دیگر هیچکس نتواند از آن خانه بیرونش کند.