𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
408 subscribers
90 photos
2 videos
5 links
میانِ ژرفای آبی، جایی برای چیزهایی که نمی‌شود به
زبان آورد🕊.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7947053231🕊
Download Telegram
جنس ارزونی بودی گرون خریدمت.
وقتی یه هنرمند از تمام وقت و زحمتی که گذاشته میگذره بخاطر اینکه یه خط یه میلی متر جابه جا شده پس توقع نداشته باش خیلی راحت از تو نگذره.،از تو و اشتباهت
من فقط درمورد هنرمندها صحبت نمی‌کنم
آن لحظه هات صمیمیت، آتشی در دل دیگری شعله ور میکند و با طوفان خداحافظی خاموش میشود ولی خاکسترش را تا ابد و یک روز نفس میکشی و یاد آوری هر نفس و بالا آمدن خاطرات راه گلویت را میبندد و این فراموشی را غیر ممکن میکند.
کاری کن بعد از خداحافظی اِمان هنوز ارزش مند بمانی برایم حداقل به عنوان یک انسان.
او شعله ای بود سرد ،نفرینی در خود جای داده بود که هرگاه کسی نگاهش میکرد می‌سوخت نه از گرما از سرما،نام آن شعله ها طغیان گر آبی بود آبی و امن اما طغیان گری اش پارادوکس قشنگی برای قتل بود
چشم‌ها هم گاهی دروغ می‌گویند؛ شاید چون بعضی حقیقت‌ها آن‌قدر سنگین‌اند که حتی نگاه، توان حمل کردنشان را ندارد
چشم‌ها همیشه پنجره‌ی روح نیستند؛ گاهی پرده‌ای هستند که روح پشت آن چیزی را پنهان کرده که جرئت آشکار شدن ندارد.
1
چگونه بگویم که فاصله ها نیز باید انسان هارا بهم نزدیک تر کند فاصله ها لنز دوربین را مات تر میکند و تصویر را مبهم و سوال برانگیز و تو شروع به کاوش در دنیایِ سرزمینی که دور افتاده است می‌کنی آنقدر درمورد او می‌پرسی که در نهایت فاتح آن سرزمین آشنا تویی، فاصله برای اثبات حقیقت های صمیمیت ساخته شده است.
می خواهم به تو بگویم فاصله ای که میان من و تو است آنقدر کِش دار نخواهد شد که تصویرت را به همراه باد با خود ببرد فقط مرا مفتخر میکند زاویه ای دیگر از زیبایی تورا ببینم و تصویرت را در تابلوی بزرگ تری، زنده نگاه دارم،آه جان من چه زیبا انعکاس زیبایی ات در نور می‌رقصد و چه زیباست آن دو گودال سیاه که آنقدر خوشبختی و امید در آن جمع شده است و وقتی سخن می‌گویی تمام آهنگ های دنیا بعد از آن پیش تو خجل هستند برای خودنمایی ومن گاه میخواهم‌ سیم های تارم را فقط با آن صدا کوک کنم.
دوباره من در ایستگاه زندگی سوار بر قطار باد، میروم به آنجا که آینده منتظر من است.
دوباره سوار قطار زندگی شده‌ام؛ این‌بار نه برای رسیدن به کسی بلکه برای رسیدن به خودم
مقصد، آینده‌ای‌ست که با رویاهایم ساخته‌ام و ایستگاه آخر، جایی‌ست که تمام هدف‌هایم روزی به واقعیت تبدیل خواهند شد.
«این قطار دیگر به گذشته برنمی‌گردد؛ مقصدش منی‌ست که هنوز به آن تبدیل نشده‌ام»
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
«این قطار دیگر به گذشته برنمی‌گردد؛ مقصدش منی‌ست که هنوز به آن تبدیل نشده‌ام»
ای کاش انسان ها هیچ گاه در گذشته گیر نکنند و از آن عبور کنند ،فقط از گذشته نه از خود قبلی اشان
چه بسا بد که بهای خرید این بلیط جدایی از همراهان عزیز است و خالی شدن مسافر های قدیمی آن ها رفتند اما رد پایشان جاودان و گرمای وجودشان پاک نشدنی است.
آری؟
باشه همه چیز درست می شه.با این آدم شکاک و بی اعتمادی که ساختی می خوای چیکار کنی؟
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
چه بسا بد که بهای خرید این بلیط جدایی از همراهان عزیز است و خالی شدن مسافر های قدیمی آن ها رفتند اما رد پایشان جاودان و گرمای وجودشان پاک نشدنی است. آری؟
آری؛ بهای بعضی بلیت‌ها سنگین است اما اگر قرار باشد برای رسیدن به آینده از کنار گذشته عبور کنیم چه زیباست که خاطرات خوبمان را به جای زنجیر، به چراغ مسیر تبدیل کنیم.
قطار برای رسیدن به مقصد گاهی مجبور است از ایستگاه‌هایی عبور کند که عزیزترین آدم‌هایمان در آن پیاده شده‌اند. اما مگر هرکه پیاده شد از سفر حذف می‌شود؟ بعضی مسافران دیگر کنارمان نمی‌نشینند اما گرمای حضورشان تا آخرین ایستگاه در حافظه‌ی ما باقی می‌ماند.
Forwarded from S P I D E R (hesam)
امروز 13 August,روز جهانیِ چایی خور هاست.