چه بد که آیینه چشم ها هم رسم دروغگویی را بلد است و گاه دروغ میگوید اما چنان گله نیست زیرا که ما خودمان بسیار به آنها دروغ گفته ایم با زیبا و شریف نگاه کردن به آنان که جز وصله ای ناجور نامی بر آنان نمی توانست گذاشت.
خیلی بده برای آدمی تموم بشی که اهل تلاش کردن برای چیزی هست که خیلی دوستش داره و ازش کوتاه نمیاد.
مطمئنی برای چیزی که الان می خواییش و براش تلاش میکنی تو آینده هم هنوز دوستش داری؟
خسته ام
از تمام چیز هایی که بیرون به پایان رسید اما در درون من ادامه یافت!💙
از تمام چیز هایی که بیرون به پایان رسید اما در درون من ادامه یافت!💙
آن دو گوی سبز رنگ که تصادفی بود در زندگی ام،
یک باره دوباره سبز شد وسط هیاهوی زندگی ام.
یک باره دوباره سبز شد وسط هیاهوی زندگی ام.
آدم ضعیفی نبود،اما دیگر حوصله سختی ها را نداشت میل عجیبی به گریز پیدا کرد
به ندیدن،ندانستن،رفتن برای همیشه....💙
به ندیدن،ندانستن،رفتن برای همیشه....💙
ای لحظات خوش که هنوز از راه نرسیده اید آیا نمی شود راه کوتاه تری در پیش بگیرید؟
قبل از اینکه دل هایمان فرتوت شوند؟💙
قبل از اینکه دل هایمان فرتوت شوند؟💙
دوباره شعله درد میسوزد در تن من دود سیَه می دهد گواه که باز آن درد قدیمی بازگشته است.
باز دوباره پا گذاشتم در آن کفش های زخمی و پاره که فقط در آن خون مقصد پاهای من است.
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
آن دو گوی سبز رنگ که تصادفی بود در زندگی ام، یک باره دوباره سبز شد وسط هیاهوی زندگی ام.
چشمات خیلی شبیه یکی تو گذشته اس غریبه.