باشه عزیزم شکست عشقی دردناکه ولی خوشبحالت که میدونی برای چی ناراحتی و میتونی روی ناراحتیت اسم بزاری
مه و دود شبیه هماند؛ هر دو حقیقت را پنهان میکنند با این تفاوت که یکی از آسمان میآید و دیگری از انسان.
عزیزم این سیگار نیست که دود میکنم این جوونیمه ببین چقدر قشنگ و مظلومانه میسوزه
موقعی که احساس کردی درد برات لذت بخشه و درد درمانته بدون وارد باتلاق بدی شدی که قراره تورو توی خودش خفه کنه.
هنر از درد تغذیه میکند ،هرچه اثر فاخر و زیبا در این شهر دیدی بدان پشت آن قلبی تکه تکه،روحی سرگشته و عقلی حیران و مجنون جا خوش کرده است.
هرچیز که دنیا میتوانست بگیرد از ایران گرفته است
خاک را گرفته است
آب را گرفته است
آسمان را گرفته است
نان را گرفته است
اقتصاد را گرفته است
جان را گرفته است
آرزو را گرفته است
امید را گرفته است
دل خوشی را گرفته است
حق را گرفته است
هوا را گرفته است
آزادی را گرفته است
آرامش را گرفته است
فقط مانده شرافتمان که اگر یادمان برود چه چیز هایی از ما گرفته شده آن را خودمان به دنیا داده ایم
خاک را گرفته است
آب را گرفته است
آسمان را گرفته است
نان را گرفته است
اقتصاد را گرفته است
جان را گرفته است
آرزو را گرفته است
امید را گرفته است
دل خوشی را گرفته است
حق را گرفته است
هوا را گرفته است
آزادی را گرفته است
آرامش را گرفته است
فقط مانده شرافتمان که اگر یادمان برود چه چیز هایی از ما گرفته شده آن را خودمان به دنیا داده ایم
همیشه همه لحظات را به عنوان آخرین بار در نظر بگیر زیرا که تو در خاورمیانه زندگی میکنی و عزارئیل تنها فرشته ای است که به اینجا وحی میشود
Forwarded from UNSEEABLE
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
چقدر بده فقط میتونم تو قاب خاطرات تو رو داشته باشم
و من چشمانم را میبندم و در قابِ خاطرات تو غرق میشوم..بی آنکه بدانم چقدر زمان گذشته..در نهایت سیگاری به اسم فکر و خیال را روشن میکنم و خودم هم با آن سیگار دود میشوم و تمام میشوم..
𝓐𝔃𝓾𝓻𝓮 𝓓𝓮𝓹𝓽𝓱
و من چشمانم را میبندم و در قابِ خاطرات تو غرق میشوم..بی آنکه بدانم چقدر زمان گذشته..در نهایت سیگاری به اسم فکر و خیال را روشن میکنم و خودم هم با آن سیگار دود میشوم و تمام میشوم..
«بعضی خاطرهها آدم را نمیسوزانند؛ آرامآرام از نو مینویسند تا جایی که دیگر نمیدانی خودت هستی یا روایتی که از گذشته ساختهای»
وقتی یک نفر باهات بحث میکنه و کمک میکنه که بهتر بشی یعنی مهمی براش بهش نگو برو دنبال آدم بهتر اون آدم بهتر نمی خواد اون تورو می خواد که بهتر بشی، بفهم عزیزم
<اشکال هندسی که آدم ها در آن جای میگیرند برایم مهم نیست ،همینکه روحت به شادابی رنگ زندگی سبز ، دلت وسیع به اندازه آسمان ، و قلبت گرم و تپنده مانند خورشید، در تو باشد.، میخواهم در کنار تو و شب های طوفانی و تیره وتارت باشم>
وقتی میگویم کاش ایران نه به این فکر میکنم که در کدام جغرافیا میتوانستم شرف و اصالت را بیابم درکجا زبان به شیرینی فارسی میافتم درکجا تمدن میافتم در کجا از نیاکانم با افتخار یاد میکردم درکجای دیگر؟ایرانم من تو را با تمام درد هایت زخم هایت کاستی هایی که بخاطر وجود بعضی آدم ها است دوست دارم
ایران اگر جز ویران سرا نباشد من این ویران سرا را دوست دارم.
به نقطه ای میرسی که میفهمی بعضی درد ها فقط با درد درمان میشود ،بعضی زخم ها با زخم التیام میابد گاهی اوقات پادزهر همان زهر است و گاه خون را با خون میشویند
گویا در این جهان یک رنگ که باشی زود از تو دل زده میشوند چشمان آنها نیاز به دیدن پُرتره های مختلف از انسان ها دارد