This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرزویم این است
نتراود اشک درچشم تو هرگز
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
خنده ات از ته دل
گریه ات از سرشوق
و دلت کلبه ای از مهر و صفا
قلب تو جلوه ای از
عشق و ارادت به خدا🌹
🌸روزتون قشنگـ..........
🌸 دلتون شاد .......
🌸عاقبتتون بخیر...
🌷@Azu_vaxta👈
نتراود اشک درچشم تو هرگز
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
خنده ات از ته دل
گریه ات از سرشوق
و دلت کلبه ای از مهر و صفا
قلب تو جلوه ای از
عشق و ارادت به خدا🌹
🌸روزتون قشنگـ..........
🌸 دلتون شاد .......
🌸عاقبتتون بخیر...
🌷@Azu_vaxta👈
گویش مشهدی
🙋♀️زبانشناسان معتقدند خاستگاه ادبیات و زبان فارسی دری، خراسان و توس سابق یا همان مشهد امروز است، با این نگاه، شناخت ادبیات فارسی جدا از شناخت گویش و لهجه مشهدی نیست.«گویش مشهدی» یا «فارسی مشهدی» را میتوان از گرانبهاترین گنجینههای اصیل ایرانی دانست. شاهد این ادعا، حجم زیادی از افسانهها، اشعار حماسی و پهلوانی است که از این منطقه برخاسته است و به همین دلیل در گویش مشهدی، لغات اصیل فارسی موج میزند.
🔸اَلیش: معاوضه ؛ مبادله ؛ تعویض .
🔸اَلیش بِدَل: عوض بدل ؛ تعویضکردن ؛ معاوضه کردن .
🔸اَلی لُمبَك : اَلاّكلنگ.
🔸اَمَددِشتَن: خوش یُمن بودن ؛ شگون داشتن ؛ میمنت و خجستگی داشتن ؛ مثلاً : ای انگشتر بُرِی مُ آمَد دِرَه ، یعنی : این انگشتر برای من خوش یمن است .
🔸اَمَد نَمَد : آمد نیامد ؛ فرخنده بودن یا نبودن ؛ بد یمن بودن و یا شگون داشتن .
🔸اَمنیّه: سرباز و مأمور حفظ نظم و آرامش که ژاندارم هم نامیده میشد.
🔸اَنبون، اَمبون: انبان ؛ کیسۀ بزرگ.
🔸اَنبیز : خرمن کردن گندم و حبوبات .
🔸اَنجه اَنجه: ریز ریز.
🔸اندر: ناتنی (نِنهاندر= مادر ناتنی ...... بابااندر = پدر ناتنی).
🔸اِنگار کُ : فرض کن ؛ مثلاً : اِنگارکُ باتویُم : فرض کن با تو هستم .
🔸اِنگُُوشتَک : بشکن زدن .
🔸اُنّوک /عُنّوک : نِق نِقو ؛ کسی که زیاد نق می زند .
🔸اُو تِراش : آب تراش ؛ تراشیدن نیمهای از میوه های جالیزی نظیرخیار، هندوانه ، طالبی یا خربزه (این عمل را بیشتر پیران که دندان برای جویدن نداشتند انجام می دادند بدین ترتیب میوه را دو نیم کرده و بوسیله چاقو و یا قاشق شروع به تراشیدن میوه میکردند تا احتیاج به جویدن نباشد.
🔸اُو جوشی : آب پز ؛ در مورد تخم مرغ و سیب زمینی آب پز بیشتر کاربرد دارد .
#گویش_مشهدی
#علی_دشتبان
@Azu_vaxta👈
🙋♀️زبانشناسان معتقدند خاستگاه ادبیات و زبان فارسی دری، خراسان و توس سابق یا همان مشهد امروز است، با این نگاه، شناخت ادبیات فارسی جدا از شناخت گویش و لهجه مشهدی نیست.«گویش مشهدی» یا «فارسی مشهدی» را میتوان از گرانبهاترین گنجینههای اصیل ایرانی دانست. شاهد این ادعا، حجم زیادی از افسانهها، اشعار حماسی و پهلوانی است که از این منطقه برخاسته است و به همین دلیل در گویش مشهدی، لغات اصیل فارسی موج میزند.
🔸اَلیش: معاوضه ؛ مبادله ؛ تعویض .
🔸اَلیش بِدَل: عوض بدل ؛ تعویضکردن ؛ معاوضه کردن .
🔸اَلی لُمبَك : اَلاّكلنگ.
🔸اَمَددِشتَن: خوش یُمن بودن ؛ شگون داشتن ؛ میمنت و خجستگی داشتن ؛ مثلاً : ای انگشتر بُرِی مُ آمَد دِرَه ، یعنی : این انگشتر برای من خوش یمن است .
🔸اَمَد نَمَد : آمد نیامد ؛ فرخنده بودن یا نبودن ؛ بد یمن بودن و یا شگون داشتن .
🔸اَمنیّه: سرباز و مأمور حفظ نظم و آرامش که ژاندارم هم نامیده میشد.
🔸اَنبون، اَمبون: انبان ؛ کیسۀ بزرگ.
🔸اَنبیز : خرمن کردن گندم و حبوبات .
🔸اَنجه اَنجه: ریز ریز.
🔸اندر: ناتنی (نِنهاندر= مادر ناتنی ...... بابااندر = پدر ناتنی).
🔸اِنگار کُ : فرض کن ؛ مثلاً : اِنگارکُ باتویُم : فرض کن با تو هستم .
🔸اِنگُُوشتَک : بشکن زدن .
🔸اُنّوک /عُنّوک : نِق نِقو ؛ کسی که زیاد نق می زند .
🔸اُو تِراش : آب تراش ؛ تراشیدن نیمهای از میوه های جالیزی نظیرخیار، هندوانه ، طالبی یا خربزه (این عمل را بیشتر پیران که دندان برای جویدن نداشتند انجام می دادند بدین ترتیب میوه را دو نیم کرده و بوسیله چاقو و یا قاشق شروع به تراشیدن میوه میکردند تا احتیاج به جویدن نباشد.
🔸اُو جوشی : آب پز ؛ در مورد تخم مرغ و سیب زمینی آب پز بیشتر کاربرد دارد .
#گویش_مشهدی
#علی_دشتبان
@Azu_vaxta👈
اصطلاحات عامیانه
🔹از رو شکمسیری: از سر بیمسئولیتی، بدون تعمق
🔹از رو معده حرف زدن: بدون تعمق و بدون منظور چیزی گفتن
🔹از ریخت افتادن: تناسب خود را از دست دادن، بیجلا و جلوه شدن
🔹از ریش کسی دست برداشتن: کسی را به حال خود گذاشتن
🔹از زبان افتادن: لال شدن
🔹از زیر بته عمل آمدن: خانواده و اصل و نسبی نداشتن
🔹از زیر سنگ در آوردن: چیزی را هر چند نایاب و تهیهاش دشوار باشد به دست آوردن
🔹از زیر کار در رفتن: تن زدن و نپذیرفتن کاری، کار را جدی نگرفتن
🔹از سر باز کردن: دور کردن، رفع مزاحمت کردن
🔹از سر کسی زیاد بودن: بیش از حد توانایی و ظرفیت کسی بودن
🔹از سرما چاقو دسته کردن: به پهلو دراز کشیدن و زانوها را روی شکم جمع کردن و دستها را میان پاها فرو بردن
🔹از سر نو: دوباره
🔹از سر وا کردن: کاری را سرسری انجام دادن
🔹از سر و کول هم بالا رفتن: برای دیدن چیزی ازدحام کردن (اشتیاق زیاد نشان دادن)
🔹از سفیدی ماست تا سیاهی زغال: همه و همه چیز
🔹از سکه افتادن: ار رونق افتادن، از دست دادن زیبایی
🔹از سوز کون: از روی حسادت، به دلیل دیگر
🔹از سیر تا پیاز: همه چیز، با همهی جزئیات
🔹از شوخی گذشته: حالا برسیم به مطالب جدی
🔹از شیر گرفتن: به دورهی نوزادی پایان دادن
🔹از شیر مادر حلالتر: چیزی که در تعلق آن به کسی تردیدی نیست
🔹از شیر مرغ تا جان آمیزاد: از سیر تا پیاز
🔹از صدقۀ سرِ: از عنایت و لطفِ
🔹از عزا در آوردن: به دورهی عزاداری پایان دادن
🔹ازقحطیدرآمده: گرسنهچشم، آدم ندیدبدید
🔹از قدیم ندیمها: از گذشتههای دور
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
🔹از رو شکمسیری: از سر بیمسئولیتی، بدون تعمق
🔹از رو معده حرف زدن: بدون تعمق و بدون منظور چیزی گفتن
🔹از ریخت افتادن: تناسب خود را از دست دادن، بیجلا و جلوه شدن
🔹از ریش کسی دست برداشتن: کسی را به حال خود گذاشتن
🔹از زبان افتادن: لال شدن
🔹از زیر بته عمل آمدن: خانواده و اصل و نسبی نداشتن
🔹از زیر سنگ در آوردن: چیزی را هر چند نایاب و تهیهاش دشوار باشد به دست آوردن
🔹از زیر کار در رفتن: تن زدن و نپذیرفتن کاری، کار را جدی نگرفتن
🔹از سر باز کردن: دور کردن، رفع مزاحمت کردن
🔹از سر کسی زیاد بودن: بیش از حد توانایی و ظرفیت کسی بودن
🔹از سرما چاقو دسته کردن: به پهلو دراز کشیدن و زانوها را روی شکم جمع کردن و دستها را میان پاها فرو بردن
🔹از سر نو: دوباره
🔹از سر وا کردن: کاری را سرسری انجام دادن
🔹از سر و کول هم بالا رفتن: برای دیدن چیزی ازدحام کردن (اشتیاق زیاد نشان دادن)
🔹از سفیدی ماست تا سیاهی زغال: همه و همه چیز
🔹از سکه افتادن: ار رونق افتادن، از دست دادن زیبایی
🔹از سوز کون: از روی حسادت، به دلیل دیگر
🔹از سیر تا پیاز: همه چیز، با همهی جزئیات
🔹از شوخی گذشته: حالا برسیم به مطالب جدی
🔹از شیر گرفتن: به دورهی نوزادی پایان دادن
🔹از شیر مادر حلالتر: چیزی که در تعلق آن به کسی تردیدی نیست
🔹از شیر مرغ تا جان آمیزاد: از سیر تا پیاز
🔹از صدقۀ سرِ: از عنایت و لطفِ
🔹از عزا در آوردن: به دورهی عزاداری پایان دادن
🔹ازقحطیدرآمده: گرسنهچشم، آدم ندیدبدید
🔹از قدیم ندیمها: از گذشتههای دور
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
طولانی ترین کوچه مشهد
آن قدر این کوچه زنده است و آدم دارد و مغازه که بیشتر به محله ای پرهیاهو می ماند تا یک کوچه. البته این کوچه دو و نیم کیلومتری که 37دقیقه راه رفتن در آن طول می کشد و عنوان طولانی ترین کوچه در مشهد را گرفته، قطعا باید با کوچه های دیگر فرق کند. همه نوع مغازه ای در آن دیده می شود. از مغازه هایی که مایحتاج عمومی مردم را تأمین می کند، همچون میوه فروشی و خواروبار گرفته تا آکواریوم فروشی، دندان سازی و.... اگر حدود ساعت 11 صبح وارد این کوچه شوید، متوجه زنده بودن فضا و فعالیت و هیاهوی اهالی می شوید. اما داستان این کوچه به نام «حاج حسین باشی زاده فخار» گره خورده است، فردی که کوره آجرپزی در ابتدای این کوچه بنا کرد. باغ های انگوری که در آن قرار داشت را یکی یکی خرید و خانه های مسکونی اعیانی ای با متراژ وسیع ساخت. بعد از پیوستن این محدوده به شهر، کوره حاج حسین هم به محلی دورتر منتقل شد، اما دفتر کار او در این محله باقی ماند، تا سال ها بعد هم نوادگان این ملاک بزرگ در همین محله حضور داشتند. بعضی از خانه های بزرگ بالاتر از ۵۰۰ متر در دل کوچه های باریک باقی مانده ساخت و ساز های دهه ۳۰ هستند، هرچند برخی هم جایشان را به ساختمان های جدیدتر چند طبقه داده اند. این خیابان از خیابان اصلی آیت ا... عبادی شروع می شود و تا مطهری شمالی ادامه دارد.
#مشهدشناسی
🌷@Azu_vaxta👈
آن قدر این کوچه زنده است و آدم دارد و مغازه که بیشتر به محله ای پرهیاهو می ماند تا یک کوچه. البته این کوچه دو و نیم کیلومتری که 37دقیقه راه رفتن در آن طول می کشد و عنوان طولانی ترین کوچه در مشهد را گرفته، قطعا باید با کوچه های دیگر فرق کند. همه نوع مغازه ای در آن دیده می شود. از مغازه هایی که مایحتاج عمومی مردم را تأمین می کند، همچون میوه فروشی و خواروبار گرفته تا آکواریوم فروشی، دندان سازی و.... اگر حدود ساعت 11 صبح وارد این کوچه شوید، متوجه زنده بودن فضا و فعالیت و هیاهوی اهالی می شوید. اما داستان این کوچه به نام «حاج حسین باشی زاده فخار» گره خورده است، فردی که کوره آجرپزی در ابتدای این کوچه بنا کرد. باغ های انگوری که در آن قرار داشت را یکی یکی خرید و خانه های مسکونی اعیانی ای با متراژ وسیع ساخت. بعد از پیوستن این محدوده به شهر، کوره حاج حسین هم به محلی دورتر منتقل شد، اما دفتر کار او در این محله باقی ماند، تا سال ها بعد هم نوادگان این ملاک بزرگ در همین محله حضور داشتند. بعضی از خانه های بزرگ بالاتر از ۵۰۰ متر در دل کوچه های باریک باقی مانده ساخت و ساز های دهه ۳۰ هستند، هرچند برخی هم جایشان را به ساختمان های جدیدتر چند طبقه داده اند. این خیابان از خیابان اصلی آیت ا... عبادی شروع می شود و تا مطهری شمالی ادامه دارد.
#مشهدشناسی
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد( لُو چُرنَه ) یعنی چه ,؟
Anonymous Quiz
32%
لوله کتری و قوری
54%
لب شکری , کسی که لبهایش را غنچه می کند
4%
نوعی بازی قدیمی (الک , دولک)
1%
هیچکدام
3%
نشنیدم
4%
نمدنم
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( لاقلاقو) یعنی چه؟
لاق لاقو یا لَق لَقو یعنی : ماهیتابه
شهر مشهد، دردوره قاجار، هفت دروازه داشت؛ همه این دروازهها محل آمد و شد بودند، الا یکی!
🔸در حاشیه محله قدیمی نوغان، دروازهای به نام «میرعلی آمو» قرار داشت که امروزه در محل تقریبی آن، در حاشیه بولوار وحدت، بوستان «میر» را ساختهاند. این دروازه یکی از معابر کهن سال شهر بود و نامش را از بقعهای گرفته بودند که در چهار فرسنگی مشهد، در حدود روستای «تیلگرد» که امروزه آن را با نام محله «تلگرد» میشناسیم، قرار داشت.
در متون کهن آمده است : مردم مشهد براین باوربودند که اگرکسی زیربقعه «میرعلی آمو» سوگند دروغ بخورد، میمیرد.
درباره میرعلی، اطلاعات دیگری دردست نیست، اما یک مسئله مشخص ومعلوم است؛ دروازه میرعلی آموهیچگاه بازنمیشد وهمواره بسته بود. مردم مشهد میگفتند که اگرکسی این دروازه را باز کند، بلایی هولناک برسرشهرفرود میآید. این باورالبته چندان گزاف نبود؛ دروازه میرعلی آمو درست در مسیر هجوم ازبکان و اقوام صحرانشین قرار داشت و حملات جنونآمیز و غارتگرانه آنها به مشهد، عموماً ازسمت این دروازه صورت میگرفت. این راباید مهمترین دلیلی بدانیم که باعث میشد دروازه میرعلی آمو، همیشه بسته باشد.
#مشهدشناسی
🌷@Azu_vaxta👈
🔸در حاشیه محله قدیمی نوغان، دروازهای به نام «میرعلی آمو» قرار داشت که امروزه در محل تقریبی آن، در حاشیه بولوار وحدت، بوستان «میر» را ساختهاند. این دروازه یکی از معابر کهن سال شهر بود و نامش را از بقعهای گرفته بودند که در چهار فرسنگی مشهد، در حدود روستای «تیلگرد» که امروزه آن را با نام محله «تلگرد» میشناسیم، قرار داشت.
در متون کهن آمده است : مردم مشهد براین باوربودند که اگرکسی زیربقعه «میرعلی آمو» سوگند دروغ بخورد، میمیرد.
درباره میرعلی، اطلاعات دیگری دردست نیست، اما یک مسئله مشخص ومعلوم است؛ دروازه میرعلی آموهیچگاه بازنمیشد وهمواره بسته بود. مردم مشهد میگفتند که اگرکسی این دروازه را باز کند، بلایی هولناک برسرشهرفرود میآید. این باورالبته چندان گزاف نبود؛ دروازه میرعلی آمو درست در مسیر هجوم ازبکان و اقوام صحرانشین قرار داشت و حملات جنونآمیز و غارتگرانه آنها به مشهد، عموماً ازسمت این دروازه صورت میگرفت. این راباید مهمترین دلیلی بدانیم که باعث میشد دروازه میرعلی آمو، همیشه بسته باشد.
#مشهدشناسی
🌷@Azu_vaxta👈
@yadeAyyaam
یه دختر - نجم الد
موسیقی نِماشوم
🔷🔶🔹🔸
ترانه طنز دیگری از نجم الدین خواننده مشهدی با نام یه دختر میخواهن بهم قالب کنن
🔷🔶🔹🔸
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#نجم_الدین
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
🔷🔶🔹🔸
ترانه طنز دیگری از نجم الدین خواننده مشهدی با نام یه دختر میخواهن بهم قالب کنن
🔷🔶🔹🔸
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#نجم_الدین
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸سه شنبه تون
🌺پر از عطر گلهای بهشتی
🌸الهی
🌺خـدا پشت و
🌸پناهتون باشه
🌺و یه روزخوب
🌸یه روز عالی
🌺یه روز موفق
🌸یه روز پربرکت
🌺یه روزشاد و پراز
🌸آرامش و سلامتی
🌺رو براتون مقدر کنه
🌸آمیـــن
🌷@Azu_vaxta👈
🌺پر از عطر گلهای بهشتی
🌸الهی
🌺خـدا پشت و
🌸پناهتون باشه
🌺و یه روزخوب
🌸یه روز عالی
🌺یه روز موفق
🌸یه روز پربرکت
🌺یه روزشاد و پراز
🌸آرامش و سلامتی
🌺رو براتون مقدر کنه
🌸آمیـــن
🌷@Azu_vaxta👈
بازی های محلی
🔸اُستا لِنگکِشَک
بازی «اُستا لِنگکِشَک» شاید از نظر قدمت سابقۀ طولانی نداشته باشد، اما از بازیهای پرطرفداری بود که تا همین یکی دو دهه قبل در بین بچهها برگزار میشد. این بازی معمولاً بعد از تاریکی هوا و به خصوص در ماههای گرم سال مرسوم بود. شیوه بازی اینگونه بود:
افراد حاضر در بازی به دو گروه تقسیم میشدند و هدایت هر گروه را یک نفر بهنام اُوستا برعهده میگرفت.گروه برنده و بازنده بازی نیز از طریق تر یا خشک یا طاق و جفت انتخاب میشد. در هنگام شروع بازی گروه بازنده باید در کنار ستونهای برق می نشست و دستان خود را دور ستون برق قلاب میکردند. با شروع بازی، گروه برنده باید میرفت و هر کدام خود را درگوشهای مخفی میکرد.
پس از مخفیشدن گروه برنده، اُستای گروه بازنده به اتفاق اُستای گروه برنده برای یافتن افراد مخفیشده جستجو میکردند. درحین جستجو، اُستای گروه مخفیشده با صدای بلند مکان حضور خودشان را اعلام میکرد. هنگامی که دو نفر اُوستا به مقدار لازم از محلّ نشستن بچهها دور میشدند، گروه پنهانشده از مخفیگاه خود بیرون میآمد و به سمت افرادی که دور ستون نشسته بودند یورش میبرد و شروع به کشیدن افراد بر روی زمین میکردند. در حین کشیدن افراد، گروه بازنده با داد و فریاد اُوستای خود را با خبر میساختند تا زودتر در محل حاضر شود و با گرفتن یکی از افراد حریف بازی را به نفع خود کند تا جایشان با گروه دیگر تعویض شود.
گاهی شیطنتهایی در این بین صورت میگرفت و دو نفر اُوستا با یکدیگر تبانی میکردند و دیرتر در محل حاضر میشدند. در همین حین، افراد گروه برنده حسابی افراد گروه بازنده را بر روی زمینها میکشیدند و گروه بازنده با داد و فریاد از اُستای خود یاری میجستند غافل از اینکه این جریان نتیجه تبانی اُستادهاست.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
🔸اُستا لِنگکِشَک
بازی «اُستا لِنگکِشَک» شاید از نظر قدمت سابقۀ طولانی نداشته باشد، اما از بازیهای پرطرفداری بود که تا همین یکی دو دهه قبل در بین بچهها برگزار میشد. این بازی معمولاً بعد از تاریکی هوا و به خصوص در ماههای گرم سال مرسوم بود. شیوه بازی اینگونه بود:
افراد حاضر در بازی به دو گروه تقسیم میشدند و هدایت هر گروه را یک نفر بهنام اُوستا برعهده میگرفت.گروه برنده و بازنده بازی نیز از طریق تر یا خشک یا طاق و جفت انتخاب میشد. در هنگام شروع بازی گروه بازنده باید در کنار ستونهای برق می نشست و دستان خود را دور ستون برق قلاب میکردند. با شروع بازی، گروه برنده باید میرفت و هر کدام خود را درگوشهای مخفی میکرد.
پس از مخفیشدن گروه برنده، اُستای گروه بازنده به اتفاق اُستای گروه برنده برای یافتن افراد مخفیشده جستجو میکردند. درحین جستجو، اُستای گروه مخفیشده با صدای بلند مکان حضور خودشان را اعلام میکرد. هنگامی که دو نفر اُوستا به مقدار لازم از محلّ نشستن بچهها دور میشدند، گروه پنهانشده از مخفیگاه خود بیرون میآمد و به سمت افرادی که دور ستون نشسته بودند یورش میبرد و شروع به کشیدن افراد بر روی زمین میکردند. در حین کشیدن افراد، گروه بازنده با داد و فریاد اُوستای خود را با خبر میساختند تا زودتر در محل حاضر شود و با گرفتن یکی از افراد حریف بازی را به نفع خود کند تا جایشان با گروه دیگر تعویض شود.
گاهی شیطنتهایی در این بین صورت میگرفت و دو نفر اُوستا با یکدیگر تبانی میکردند و دیرتر در محل حاضر میشدند. در همین حین، افراد گروه برنده حسابی افراد گروه بازنده را بر روی زمینها میکشیدند و گروه بازنده با داد و فریاد از اُستای خود یاری میجستند غافل از اینکه این جریان نتیجه تبانی اُستادهاست.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( جِوَری) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
17%
جواهر
32%
بلال , ذرت
42%
النگو
0%
هیچکدام
2%
نشنیدم
8%
نمدنم
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد( لُو چُرنَه ) یعنی چه ,؟
لُو چُرنَه یعنی : لب شکری و یا کسی که لبهایش را غنچه میکند .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
آخ برم راننده رو
خواننده ) : ایرج (حسین خواجه امیری
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
آخ برم راننده رو
خواننده ) : ایرج (حسین خواجه امیری
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
موسیقی نِماشوم آخ برم راننده رو خواننده ) : ایرج (حسین خواجه امیری #موسیقی_نماشوم #موسیقی_محلی نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب 🌷@Azu_vaxta👈
ایرج که نام اصلی آن حسین خواجه امیری است یکی از خوانندگان موسیقی سنتی و قدیمی ایران است که در تاریخ 11 دی 1311 در اصفهان به دنیا آمد. او در خواندن سرود، تصنیف، ترانه و آهنگ صاحب سبک است.
یکی از ترانه های معروف ایرج خواجه امیری، آهنگ آخ برم راننده رو (توی ماشینیم ولی شاد و غزل خون میرویم) است. این آهنگ را خوانندگان مشهور زیاد دیگری مثل محمدعلی فردین، قیصر و … نیز اجرا کرده اند .
متن شعر ترانه
🚌 توی ماشینیم ولی …
با صدای ایرج
توی ماشینیم ولی شاد و غزل خون می رویم
دسته جعمی مون به سوی شهر تهرون می رویم
هرچه پیش آید خوشاید ما که خندون می رویم
داری می بینی که ما با جمع یارون میرویم
آخ برم راننده رو اون کلاج و دنده رو
گاز و فرمونو ببین شور و حال بنده رو
من که خیلی شادمونم همچو بلبل نغمه خونم
تا که هستم فکر یارم زنده دل هستم جوونم
قربون بازوم برم قربون بازوم برم
آی داداش بیخود تو چرتی
دل به دست غم سپردی
غم مخور بیخود در عالم
از چه رو هستم جوونم
قربون بازوم برم
🌷@Azu_vaxta👈
یکی از ترانه های معروف ایرج خواجه امیری، آهنگ آخ برم راننده رو (توی ماشینیم ولی شاد و غزل خون میرویم) است. این آهنگ را خوانندگان مشهور زیاد دیگری مثل محمدعلی فردین، قیصر و … نیز اجرا کرده اند .
متن شعر ترانه
🚌 توی ماشینیم ولی …
با صدای ایرج
توی ماشینیم ولی شاد و غزل خون می رویم
دسته جعمی مون به سوی شهر تهرون می رویم
هرچه پیش آید خوشاید ما که خندون می رویم
داری می بینی که ما با جمع یارون میرویم
آخ برم راننده رو اون کلاج و دنده رو
گاز و فرمونو ببین شور و حال بنده رو
من که خیلی شادمونم همچو بلبل نغمه خونم
تا که هستم فکر یارم زنده دل هستم جوونم
قربون بازوم برم قربون بازوم برم
آی داداش بیخود تو چرتی
دل به دست غم سپردی
غم مخور بیخود در عالم
از چه رو هستم جوونم
قربون بازوم برم
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خـدایـا ...
دراین دریای پرتلاطم روزگار
با نگاه مهـربانت
دلگرممان کن
به فـردایی بهتـر ...
شبتون پراز آرامش
و نگاه خداونـد
هر کجا که هستین
همراهتان باشد ...
شبتون آرام 🌙
🌷@Azu_vaxta👈
دراین دریای پرتلاطم روزگار
با نگاه مهـربانت
دلگرممان کن
به فـردایی بهتـر ...
شبتون پراز آرامش
و نگاه خداونـد
هر کجا که هستین
همراهتان باشد ...
شبتون آرام 🌙
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁🌾چهارشنبه تون زیبا و بی نظیر
🍂🌾یک روز پراز آرامش
🍁🌾یک دل آرام و بی غصه
🍂🌾یک زندگی آروم
🍁🌾و عاشقانه
🍂🌾و یک دعای خیر از
🍁🌾ته دل!
🍂🌾نصیب لحظه هاتون
🍁🌾روزتون عالی
🍂🌾و سرشار از خیر و برکت
🌷@Azu_vaxta👈
🍂🌾یک روز پراز آرامش
🍁🌾یک دل آرام و بی غصه
🍂🌾یک زندگی آروم
🍁🌾و عاشقانه
🍂🌾و یک دعای خیر از
🍁🌾ته دل!
🍂🌾نصیب لحظه هاتون
🍁🌾روزتون عالی
🍂🌾و سرشار از خیر و برکت
🌷@Azu_vaxta👈
🔸باورهاواعتقادات
ورود تکنولوژی به زندگی مردم، سبب فراموشی بسیاری ازباورها و اعتقادات مردم شده است و درحال حاضر بسیاری از این باورها اکنون کمرنگ شده و برخی نیز به علت تغییرات اجتماعی در زندگی ، ارتباط با مردم دیگر شهرها و مناطق و همچنین تضعیف شدن روابط اجتماعی بین افراد ، دیگربکلی فراموش شدهاند .
درقدیم بردم عقیده شان بر این باور بود که :
🔹 اگر جوانی ازدواج نکرده از ميان دو زن عبور میکرد، میگفتند بختش بسته خواهد شد و باید راهِ رفته را بازگردد.
🔹. نگين عقيق را در انگشترى، مايۀ نشاط مىدانستند.
🔹. اگر گربه دست و روي خودش را میلیسید، میگفتند مهمان خواهد آمد.
🔹. میگفتند اگر كسی روي گربه آب بريزد پشت دستش اَزَغ (زگيل) در خواهد آمد.
🔹. باورشان اینبود که خروس در داخل اتاق نشيمن آواز بخواند، نشانة خوشخبري است.
🔹. عقیده داشتند اگر الاغ نشسته عرعر كند، صاحبش خواهد مرد.
🔹. اگر كسي مرده خواب ببيند، نامه يا خبر خوش به او ميرسد.
🔹. نگاهکردن به آینه را در شب بسیار بد میدانستند و میگفتند اگر کسی در شب به آینه نگاه کند، دیوانه خواهد شد.
🔹. معتقد بودند برای آنکه ماه آینده بهخوبی و خوشی سپری شود و شگون داشته باشد، هنگام رؤیت هلال ماه در اول ماه، بايد به آب يا آينه نگاه کرد تا تمام روزهای ماه نیکو و خجسته باشد.
🔹. میگفتند روز اوّل هر ماه دوا خوردن و پیش دکتر رفتن و همچنین عیادت از بیماران شگون ندارد و بدیُمن است.
🔹. ریختن آبجوش بر روی زمین را بدشگون میدانستند و معتقد بودند سبب آزار و اذیّت ازمابهتران (اجنّه) میشود. به همین منظور هنگام ریختن آب بر روی آتش و آبجوش بر روی زمین باید «بسمالله» گفت.
🔹. عقیدهشان بر این بود که اگر چانۀ كسى بخارد، برايش مهمان مى آيد.
🔹. اگر مرغی همانند خروس بخواند، برای صاحبش اتفاق بدی خواهد افتاد
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
#باورهاواعتقادات
@Azu_vaxta👈
ورود تکنولوژی به زندگی مردم، سبب فراموشی بسیاری ازباورها و اعتقادات مردم شده است و درحال حاضر بسیاری از این باورها اکنون کمرنگ شده و برخی نیز به علت تغییرات اجتماعی در زندگی ، ارتباط با مردم دیگر شهرها و مناطق و همچنین تضعیف شدن روابط اجتماعی بین افراد ، دیگربکلی فراموش شدهاند .
درقدیم بردم عقیده شان بر این باور بود که :
🔹 اگر جوانی ازدواج نکرده از ميان دو زن عبور میکرد، میگفتند بختش بسته خواهد شد و باید راهِ رفته را بازگردد.
🔹. نگين عقيق را در انگشترى، مايۀ نشاط مىدانستند.
🔹. اگر گربه دست و روي خودش را میلیسید، میگفتند مهمان خواهد آمد.
🔹. میگفتند اگر كسی روي گربه آب بريزد پشت دستش اَزَغ (زگيل) در خواهد آمد.
🔹. باورشان اینبود که خروس در داخل اتاق نشيمن آواز بخواند، نشانة خوشخبري است.
🔹. عقیده داشتند اگر الاغ نشسته عرعر كند، صاحبش خواهد مرد.
🔹. اگر كسي مرده خواب ببيند، نامه يا خبر خوش به او ميرسد.
🔹. نگاهکردن به آینه را در شب بسیار بد میدانستند و میگفتند اگر کسی در شب به آینه نگاه کند، دیوانه خواهد شد.
🔹. معتقد بودند برای آنکه ماه آینده بهخوبی و خوشی سپری شود و شگون داشته باشد، هنگام رؤیت هلال ماه در اول ماه، بايد به آب يا آينه نگاه کرد تا تمام روزهای ماه نیکو و خجسته باشد.
🔹. میگفتند روز اوّل هر ماه دوا خوردن و پیش دکتر رفتن و همچنین عیادت از بیماران شگون ندارد و بدیُمن است.
🔹. ریختن آبجوش بر روی زمین را بدشگون میدانستند و معتقد بودند سبب آزار و اذیّت ازمابهتران (اجنّه) میشود. به همین منظور هنگام ریختن آب بر روی آتش و آبجوش بر روی زمین باید «بسمالله» گفت.
🔹. عقیدهشان بر این بود که اگر چانۀ كسى بخارد، برايش مهمان مى آيد.
🔹. اگر مرغی همانند خروس بخواند، برای صاحبش اتفاق بدی خواهد افتاد
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
#باورهاواعتقادات
@Azu_vaxta👈