اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم مشهد( پُودَه ) یعنی.چه؟
در اصطلاح مردم مشهد پوده یعنی چه؟؟
حواب درست گزینه های یک و سه میباشد
پودَه (puda) کهنه ، پوسیده.
پودَه (puda): به هم ریختگی معده با بوی بد دهان
پودَه کِردُم (puda kerdom): معده ام به هم ریخته است دچار سوءهاضمه شده ام ، ترش کرده ام .
حواب درست گزینه های یک و سه میباشد
پودَه (puda) کهنه ، پوسیده.
پودَه (puda): به هم ریختگی معده با بوی بد دهان
پودَه کِردُم (puda kerdom): معده ام به هم ریخته است دچار سوءهاضمه شده ام ، ترش کرده ام .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آغاز این صبح زیبای شنبه
برایتان دعا میکنم
قلبی عاری از غم و اندوه
ذهنی عاری از نگرانی
زندگی سرشار از شادی
جسمی عاری از بیماری
و روزی پر از نعمتهای دوست داشتنی
صبحتان بخیر و هفته تان خوش عزیزانم
@Azu_vaxta
برایتان دعا میکنم
قلبی عاری از غم و اندوه
ذهنی عاری از نگرانی
زندگی سرشار از شادی
جسمی عاری از بیماری
و روزی پر از نعمتهای دوست داشتنی
صبحتان بخیر و هفته تان خوش عزیزانم
@Azu_vaxta
دوچرخه های نخستین که درایران مورد استفاده قرار می گرفت از مارک های «هرکولس»، «رالی»، «بی .اس.آ» و «بیرمنگام» همگی ساخته کشور انگلستان بود. و بعدها دوچرخه های هندی از معروف ترین دوچخه های آن دوران بود
قیمت بهترین، بادوام ترین و خوش رکاب ترین نوع دوچرخه از ۱۰ تومان شروع می شد و به ۱۵ تومان می رسید که قیمت لوازم اضافی آن از جمله، قاب، ترک بند، بوق و امثال آن شامل دو تومان می شد.
با رایج شدن دوچرخه در دارالخلافه، دکان هایی برای فروش و تعمیر دوچرخه باز شد.
کرایه دوچرخه ساعتی ۱۰شاهی بود و پنچرگیری هم ۱۰شاهی، روغن کاری دو شاهی و دیگر تعمیرات که شامل جوش کاری، شکست و بست، پره بندی ها، شل و سفت کردن زنجیر بود روی هم پنج، شش قران می شد.
#دوچرخه
@Azu_vaxta
قیمت بهترین، بادوام ترین و خوش رکاب ترین نوع دوچرخه از ۱۰ تومان شروع می شد و به ۱۵ تومان می رسید که قیمت لوازم اضافی آن از جمله، قاب، ترک بند، بوق و امثال آن شامل دو تومان می شد.
با رایج شدن دوچرخه در دارالخلافه، دکان هایی برای فروش و تعمیر دوچرخه باز شد.
کرایه دوچرخه ساعتی ۱۰شاهی بود و پنچرگیری هم ۱۰شاهی، روغن کاری دو شاهی و دیگر تعمیرات که شامل جوش کاری، شکست و بست، پره بندی ها، شل و سفت کردن زنجیر بود روی هم پنج، شش قران می شد.
#دوچرخه
@Azu_vaxta
میدان دوچرخه (میدان چرخ)
با ورود دوچرخه به مشهد و استقبال آن در بین مردم نخستین میدان دوچرخه در اواسط کوچه جوادیه در بولوار طبرسی شکل گرفت و بعدازآن درسالهای بعد و بهدنبال استقبال مردم از این میدان، دومین میدان دوچرخه مشهد هم در سالهای ابتدایی ۱۳۰۰ و در زمینهای بین چهارراه بیسیم فعلی تا ابتدای خیابان آخوند خراسانی(خیابان خاکی سابق) ایجاد شد .
این میدان در آن دوران از بزرگترین میادین مشهد بشمار می آمد و در اطراف آن دکانهای چرخسازی بنابر ضرورت جامعه روز به روز افزون گشت .
با شکلگیری این میدان داشتن تصدیقنامه(گواهینامه) هم برای دوچرخه سواران قانونی شد وبا ابلاغ همین قانون از سوی اداره تشکیلات نظمیه در ۲۳مرداد ۱۳۰۵، دادن گواهینامه در میدان چرخ آغاز شد.
حال از آن روزها نزدیک یک قرن میگذرد. میدان دوچرخه که بزرگترین میدان بدونسازه مشهد بوده، از بین رفته است. میدانی که سهم بزرگی در دوچرخهسواری مشهدیها، بهخصوص افرادی که دنبال مکان آموختن راندن این وسیله برای گواهینامه گرفتن بودند
از میدان کهنه تا میدان دوچرخه
همزمان با شکلگیری میدان دوچرخه در نزدیکی خیابان ارگ، کرایه دادن دوچرخه و تعلیم آن توسط شاگردان مغازه به علاقهمندان روزبه روز بیشتر شد تا جایی که به ندرت میتوان گفت میدان چرخ در آن ایام از شلوغ ترین میدان های مشهد بود .
#دوچرخه
@Azu_vaxta
با ورود دوچرخه به مشهد و استقبال آن در بین مردم نخستین میدان دوچرخه در اواسط کوچه جوادیه در بولوار طبرسی شکل گرفت و بعدازآن درسالهای بعد و بهدنبال استقبال مردم از این میدان، دومین میدان دوچرخه مشهد هم در سالهای ابتدایی ۱۳۰۰ و در زمینهای بین چهارراه بیسیم فعلی تا ابتدای خیابان آخوند خراسانی(خیابان خاکی سابق) ایجاد شد .
این میدان در آن دوران از بزرگترین میادین مشهد بشمار می آمد و در اطراف آن دکانهای چرخسازی بنابر ضرورت جامعه روز به روز افزون گشت .
با شکلگیری این میدان داشتن تصدیقنامه(گواهینامه) هم برای دوچرخه سواران قانونی شد وبا ابلاغ همین قانون از سوی اداره تشکیلات نظمیه در ۲۳مرداد ۱۳۰۵، دادن گواهینامه در میدان چرخ آغاز شد.
حال از آن روزها نزدیک یک قرن میگذرد. میدان دوچرخه که بزرگترین میدان بدونسازه مشهد بوده، از بین رفته است. میدانی که سهم بزرگی در دوچرخهسواری مشهدیها، بهخصوص افرادی که دنبال مکان آموختن راندن این وسیله برای گواهینامه گرفتن بودند
از میدان کهنه تا میدان دوچرخه
همزمان با شکلگیری میدان دوچرخه در نزدیکی خیابان ارگ، کرایه دادن دوچرخه و تعلیم آن توسط شاگردان مغازه به علاقهمندان روزبه روز بیشتر شد تا جایی که به ندرت میتوان گفت میدان چرخ در آن ایام از شلوغ ترین میدان های مشهد بود .
#دوچرخه
@Azu_vaxta
دراصطلاح مردم مشهد قدیم ( پِنا پَسقول) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
3%
اینجا و آنجا
92%
گوشه وکنار . سوراخ سمبه
3%
اینطرف و آنطرف
3%
هیچکدام
مَشَدی
آرزوهای مُورِ هیشکی تو دنیا نَدِرَه
اگه گفتُم بهِتان ، بهم نگِن برو یَره
هفتاد هشتاد تّا شمردُم ولی حیف
شماها گوش نِمدِن تو اینجهیَم جا نِمِره
همگی مثل مو یَک خاطره ٔخوبی دِرِن
چند تا شه مُگُم بِذار خاطره ای تازَه بِرَه
مو دِلُم مِخه وازَم تو مدرسه بُلکی بِدَن
شیر و پستَه یَم بِدَن واز دُبَره چیکار مِره
خانمِ معلم و مینی جوبِش یادِت میَه ؟
حالا حیف ، شدن مثِ او سریال برره
مو دلُم مخَه وازم بنزینا شیش قِرون بِشه
تو دُکون حلوا بِشه یَک گوشه یَم نفت و کِرَه
با درشکه بُرُم تا خواجَه مراد و خاجْ رِبِه
بگُم آبگوش بیرَه تو دیزی یا تو هر کِرَه
بعد پینجاه سال مو یادُم آمده از قِدیما
خداییش ، مثل قدیما هیچی مِزَّه نِدِرَه
مِشه واز گاریِ بستنی بیه تو کوچه ما
ببینُم آلِسکا دست پِسرا و دختره
ور بیوفتن همه ی ای گوشیای لعنتی
عوضش نامه بیه تِلْگِرافَم حرف ندره
جای ای ساپورتای تنگِ بی معنی ایجوری
چادرِ رنگی بیه با گلِ سرخ و خر زِرَه
جِوونا ابروهاشار وَر مِدرَن مثل عَرُس
مگه کت شِلوار و پاشنَه خوابیدَه عیبی دره ؟
توی قهوَه خانه یَم وقتی مِری او سوسولَه
جایِ زِنجِفیل ودالچین اسپریسو می یِرَه
مَمَّد اینا که تو گفتی بیشترش انتقاده
مثلی که هوش وحواسِت رِ ای کارا مُبُره
تو قرار شد آرزوهاتِه بِگی نِه خاطِرَه
شایدم اگه بگی ، پلیس بیَه تورِ بُبُرَه
#ارسالی_دوستان
#ممد_آزادی
آرزوهای مُورِ هیشکی تو دنیا نَدِرَه
اگه گفتُم بهِتان ، بهم نگِن برو یَره
هفتاد هشتاد تّا شمردُم ولی حیف
شماها گوش نِمدِن تو اینجهیَم جا نِمِره
همگی مثل مو یَک خاطره ٔخوبی دِرِن
چند تا شه مُگُم بِذار خاطره ای تازَه بِرَه
مو دِلُم مِخه وازَم تو مدرسه بُلکی بِدَن
شیر و پستَه یَم بِدَن واز دُبَره چیکار مِره
خانمِ معلم و مینی جوبِش یادِت میَه ؟
حالا حیف ، شدن مثِ او سریال برره
مو دلُم مخَه وازم بنزینا شیش قِرون بِشه
تو دُکون حلوا بِشه یَک گوشه یَم نفت و کِرَه
با درشکه بُرُم تا خواجَه مراد و خاجْ رِبِه
بگُم آبگوش بیرَه تو دیزی یا تو هر کِرَه
بعد پینجاه سال مو یادُم آمده از قِدیما
خداییش ، مثل قدیما هیچی مِزَّه نِدِرَه
مِشه واز گاریِ بستنی بیه تو کوچه ما
ببینُم آلِسکا دست پِسرا و دختره
ور بیوفتن همه ی ای گوشیای لعنتی
عوضش نامه بیه تِلْگِرافَم حرف ندره
جای ای ساپورتای تنگِ بی معنی ایجوری
چادرِ رنگی بیه با گلِ سرخ و خر زِرَه
جِوونا ابروهاشار وَر مِدرَن مثل عَرُس
مگه کت شِلوار و پاشنَه خوابیدَه عیبی دره ؟
توی قهوَه خانه یَم وقتی مِری او سوسولَه
جایِ زِنجِفیل ودالچین اسپریسو می یِرَه
مَمَّد اینا که تو گفتی بیشترش انتقاده
مثلی که هوش وحواسِت رِ ای کارا مُبُره
تو قرار شد آرزوهاتِه بِگی نِه خاطِرَه
شایدم اگه بگی ، پلیس بیَه تورِ بُبُرَه
#ارسالی_دوستان
#ممد_آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با دیدن این کلیپ امیدوارم خستگی روزانه تون در بره😄😄
@Azu_vaxta
@Azu_vaxta
بازخوانی یک ترانه محلی
ننه گل ممد
بدون شک برای یک بار هم که شده نام ترانه ننه گل ممد به گوشتان خورده است بدنیست بدانید که
محمد یا گل محمد کلمیشی یا گل ممد، نام شخصیت اصلی رمان کلیدر، رمان بلند محمود دولتآبادی است. دولتآبادی، رمان بلند کلیدر را بر اساس سرگذشت واقعی گل محمد کلمیشی و برادران وی نوشت. گل محمد، فردی از گروه کردهای کرمانج بود که در خراسان سکونت داشت. بنا بر رمان کلیدر و روایتهای بازماندگان گل محمد، وی پس از فرار از زندان که ظاهراً به دلیل قتل یک مأمور مالیات صورت گرفته بود، گروهی مسلح تشکیل داده و علیه دولت مرکزی و خوانین محلی جنگید. وی نهایتاً در درگیریهایی که با نیروهای امنیتی داشت، در سال 1323 شمسی در کوههای اطراف سبزوار کشته شد. جایگاه گل محمد در فرهنگ عامه پس از قتل گل محمد و با توجه به شهرت و جایگاه او در میان عامه مردم خراسان و به ویژه ایلات و عشایر خراسان، ترانههای محلی در مورد وی سروده شد. یکی از معروفترین این ترانهها، ننه گل ممد است. این ترانه را زنان عشایر خراسانی به عنوان لالایی برای کودکان خود میخواندند:
صد بار گفتم همچی مکو ننه گل ممد
زلفای سیا ر قمچی مکو ننه گل ممد
صد بار گفتم پلاو مخار ننه گل ممد
ور دور کوهها تاو مخار ننه گل ممد
صد بار گفتم یاغی مرو ننه گل ممد
رفیق الداغی مرو ننه گل ممد
الداغی بی وفای ی ننه گل ممد
تا آخر با تو نیا ی ننه گل ممد
امروز که دور دورونس ننه گل ممد
اسب سیات د جاولونس ننه گل ممد
ای جاولونا همیشه نیس ننه گل ممد
اسب سیات د بیشه نیس ننه گل ممد
وصف شما د ایرونس ننه گل ممد
عکس شما د تهرونس ننه گل ممد
کو جرق و جرق شمشیرت ننه گل ممد
کو درق و درق هف تیرت ننه گل ممد
کو اجاقت کو اتاقت ننه گل ممد
کو برارای قولچماقت ننه گل ممد
گل محمد د خاو بی ی ننه گل ممد
تفنگشم برنو بی ی ننه گل ممد
او تخمرغای لای نونت ننه گل ممد
آخر نرف نیش جونت ننه گل ممد
#ترانه_محلی
@Azu_vaxta
ننه گل ممد
بدون شک برای یک بار هم که شده نام ترانه ننه گل ممد به گوشتان خورده است بدنیست بدانید که
محمد یا گل محمد کلمیشی یا گل ممد، نام شخصیت اصلی رمان کلیدر، رمان بلند محمود دولتآبادی است. دولتآبادی، رمان بلند کلیدر را بر اساس سرگذشت واقعی گل محمد کلمیشی و برادران وی نوشت. گل محمد، فردی از گروه کردهای کرمانج بود که در خراسان سکونت داشت. بنا بر رمان کلیدر و روایتهای بازماندگان گل محمد، وی پس از فرار از زندان که ظاهراً به دلیل قتل یک مأمور مالیات صورت گرفته بود، گروهی مسلح تشکیل داده و علیه دولت مرکزی و خوانین محلی جنگید. وی نهایتاً در درگیریهایی که با نیروهای امنیتی داشت، در سال 1323 شمسی در کوههای اطراف سبزوار کشته شد. جایگاه گل محمد در فرهنگ عامه پس از قتل گل محمد و با توجه به شهرت و جایگاه او در میان عامه مردم خراسان و به ویژه ایلات و عشایر خراسان، ترانههای محلی در مورد وی سروده شد. یکی از معروفترین این ترانهها، ننه گل ممد است. این ترانه را زنان عشایر خراسانی به عنوان لالایی برای کودکان خود میخواندند:
صد بار گفتم همچی مکو ننه گل ممد
زلفای سیا ر قمچی مکو ننه گل ممد
صد بار گفتم پلاو مخار ننه گل ممد
ور دور کوهها تاو مخار ننه گل ممد
صد بار گفتم یاغی مرو ننه گل ممد
رفیق الداغی مرو ننه گل ممد
الداغی بی وفای ی ننه گل ممد
تا آخر با تو نیا ی ننه گل ممد
امروز که دور دورونس ننه گل ممد
اسب سیات د جاولونس ننه گل ممد
ای جاولونا همیشه نیس ننه گل ممد
اسب سیات د بیشه نیس ننه گل ممد
وصف شما د ایرونس ننه گل ممد
عکس شما د تهرونس ننه گل ممد
کو جرق و جرق شمشیرت ننه گل ممد
کو درق و درق هف تیرت ننه گل ممد
کو اجاقت کو اتاقت ننه گل ممد
کو برارای قولچماقت ننه گل ممد
گل محمد د خاو بی ی ننه گل ممد
تفنگشم برنو بی ی ننه گل ممد
او تخمرغای لای نونت ننه گل ممد
آخر نرف نیش جونت ننه گل ممد
#ترانه_محلی
@Azu_vaxta
جسد گل محمد (نفر وسط) پس از کشته شدن به همراه برادر و همرزمش سال ۱۳۲۳
@Azu_vaxta
@Azu_vaxta
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل را به صفای صبح پیوند بزن
بر پایِ شب سیاهِ غم ، بند بزن
هرچند که دلسوختهای،
چون خورشیدبر شوخی روزگار
لبخند بزن
سلااااام صبح تون بخیر🌸🌸🌸
@Azu_vaxta
بر پایِ شب سیاهِ غم ، بند بزن
هرچند که دلسوختهای،
چون خورشیدبر شوخی روزگار
لبخند بزن
سلااااام صبح تون بخیر🌸🌸🌸
@Azu_vaxta
قیمت خانهها
در حدود سال 1320ش، قیمت یک منزل مسکونی از صد تومان (هزار ریال) فراتر نمیرفت. بهعنوان مثال، یک نمونه معاملۀ منزل که در تاریخ هشتم مهر 1319 برابر با 27 شعبانالمعظم 1359 بین مرحوم غلامحسین طلوعی بهعنوان فروشنده و مرحوم علیاکبر سالاری بهعنوان خریدار منعقد شده است، ذکر میشود:
#خانه_قدیمی
@Azu_vaxta
در حدود سال 1320ش، قیمت یک منزل مسکونی از صد تومان (هزار ریال) فراتر نمیرفت. بهعنوان مثال، یک نمونه معاملۀ منزل که در تاریخ هشتم مهر 1319 برابر با 27 شعبانالمعظم 1359 بین مرحوم غلامحسین طلوعی بهعنوان فروشنده و مرحوم علیاکبر سالاری بهعنوان خریدار منعقد شده است، ذکر میشود:
#خانه_قدیمی
@Azu_vaxta
اَزُو وَختا
قیمت خانهها در حدود سال 1320ش، قیمت یک منزل مسکونی از صد تومان (هزار ریال) فراتر نمیرفت. بهعنوان مثال، یک نمونه معاملۀ منزل که در تاریخ هشتم مهر 1319 برابر با 27 شعبانالمعظم 1359 بین مرحوم غلامحسین طلوعی بهعنوان فروشنده و مرحوم علیاکبر سالاری بهعنوان…
متن قولنامه
«هوالمالک بالاستحقاق وبعدالحمد والثناء
بفروخت بمبایعه صحیحه شرعیّه قطعیّه عزت الاثار آقای غلامحسین طلوعی فرزند مرحوم خان محمد دارنده شناسنامه شماره 111 فرستاده آبکوه دهستان میان ولایت بعالیجاه علی اکبر سالاری فرزند غلامحسین دارنده شناسنامه شماره 64 فرستاده آبکوه همگی وتمامی دو باب خانه چوبی علیا گچ کاری با فضای آن وآنچه در زیر علیاوفضای آن واقع است از رفت و آمد بالا دو زرع بسمت خانه علی و از انتهای آن دوزرع، چهار زرع شرقاً به فضای منزل واز آنجا شمالا ومستقیماً بدیوار منزل رمضانعلی سرسالار که محدود است بحدود اربعه غرباً به زمین کشت زار آبکوه و سمت جنوباً بخانه های علی و طرف شرقاً به منزل نصر اله وجانبی شمالاً بمنزل رمضان علی با جمیع ملحقات شرعی و متلقات عرفی از ممرمدخل و فضا وغیر و ذالک و بصورت اخشاب و اجهار و اشجارو جمیع مال الصلح بایع مذبوروآنچه منجمله شمرند ونسبت دهند بمبلغ یکصد تومان که مساویست با یکهزار عدد ریال دولت علٌیه ایران بوده باشدوتمامی مال المبایعه از ید مشتری مزبور گردید ومشتری مزبور هم تصرف مالکانه درتمامی مبیع مزبور نموده که تصرف نماید بایع مزبورضامن درک تمامی منزل معلوم گردید که حین ظهوردرک ازعهده برآیدوشرط دیگرمشتری معلوم حق دارد از ممر درب منزل قلعه عبور مرور نماید وصیغه شرعی فیمابین واقع وجاری گردید.
بتاریخ بیست وهفتم شعبان المعظم 1359 »
#خانه_قدیمی
@Azu_vaxta
«هوالمالک بالاستحقاق وبعدالحمد والثناء
بفروخت بمبایعه صحیحه شرعیّه قطعیّه عزت الاثار آقای غلامحسین طلوعی فرزند مرحوم خان محمد دارنده شناسنامه شماره 111 فرستاده آبکوه دهستان میان ولایت بعالیجاه علی اکبر سالاری فرزند غلامحسین دارنده شناسنامه شماره 64 فرستاده آبکوه همگی وتمامی دو باب خانه چوبی علیا گچ کاری با فضای آن وآنچه در زیر علیاوفضای آن واقع است از رفت و آمد بالا دو زرع بسمت خانه علی و از انتهای آن دوزرع، چهار زرع شرقاً به فضای منزل واز آنجا شمالا ومستقیماً بدیوار منزل رمضانعلی سرسالار که محدود است بحدود اربعه غرباً به زمین کشت زار آبکوه و سمت جنوباً بخانه های علی و طرف شرقاً به منزل نصر اله وجانبی شمالاً بمنزل رمضان علی با جمیع ملحقات شرعی و متلقات عرفی از ممرمدخل و فضا وغیر و ذالک و بصورت اخشاب و اجهار و اشجارو جمیع مال الصلح بایع مذبوروآنچه منجمله شمرند ونسبت دهند بمبلغ یکصد تومان که مساویست با یکهزار عدد ریال دولت علٌیه ایران بوده باشدوتمامی مال المبایعه از ید مشتری مزبور گردید ومشتری مزبور هم تصرف مالکانه درتمامی مبیع مزبور نموده که تصرف نماید بایع مزبورضامن درک تمامی منزل معلوم گردید که حین ظهوردرک ازعهده برآیدوشرط دیگرمشتری معلوم حق دارد از ممر درب منزل قلعه عبور مرور نماید وصیغه شرعی فیمابین واقع وجاری گردید.
بتاریخ بیست وهفتم شعبان المعظم 1359 »
#خانه_قدیمی
@Azu_vaxta
این روزها به علت افزایش جمعیت شهرها و محدودیت اراضی شهری و گرانی زمین و سایر دلایل، بیشتر ساختمانهای مسکونی بهشکل آپارتمانهای چندطبقه ساخته میشود و دیگر از حیاطهای باصفای گذشته خبری نیست. حیاطهایی بزرگ و باصفا و دلباز و ساختهشده از خشت و گِل و نمای کاهگِلی که با ذرهای باران، بوی نم کاهگِل مشام آدم را نوازش میکرد.
خانهها اغلب گنبدیشکل بود و به ندرت خصوصا دربافت روستایی خانهای پیدا میشد که سقف آن از چوب ساخته شده باشد. در داخل حیاطها علاوه برچندین اتاق، همیشه چند اصله درخت نیز وجود داشت که با وزش نسیم، با به حرکت درآوردن شاخ و برگشان، روح و جان آدمی را آرامش میبخشیدند.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
@Azu_vaxta
خانهها اغلب گنبدیشکل بود و به ندرت خصوصا دربافت روستایی خانهای پیدا میشد که سقف آن از چوب ساخته شده باشد. در داخل حیاطها علاوه برچندین اتاق، همیشه چند اصله درخت نیز وجود داشت که با وزش نسیم، با به حرکت درآوردن شاخ و برگشان، روح و جان آدمی را آرامش میبخشیدند.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
@Azu_vaxta
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعلام شماره کوپن و صف های طولانی و خاطره انگیزبرای دریافت نفت در مقابل شعبه و یا اعلام شدن شماره کوپن نفت سفید ، صدای آی نفتیه نفت در محلات هنوز در ذهن بسیاری از مردم وجود دارد. این کلیپ خاطره انگیز را از دست ندهید .
@Azu_vaxta
@Azu_vaxta
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم مشهد قدیم ( پِنا پَسقول) یعنی چه؟
پِنا پَسقول: گوشهکنار؛ سوراخ سُمبه