This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️آرامش آسمان شب
💫سهم قلبتان
❄️و خداوند
💫روشنى ِ بى خاموشِ
❄️تمـام لحظه هايتــان باشد
💫در این شب زیبای زمستانی
❄️آرزو دارم...
💫"غیـر از خـدا
❄️محتاج کسی نشـوید"
شبتون بخیر 💫❄️
@Azu_vaxta👈
💫سهم قلبتان
❄️و خداوند
💫روشنى ِ بى خاموشِ
❄️تمـام لحظه هايتــان باشد
💫در این شب زیبای زمستانی
❄️آرزو دارم...
💫"غیـر از خـدا
❄️محتاج کسی نشـوید"
شبتون بخیر 💫❄️
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سـ☺️✋ـلام
صبح جمعهتـون بخیـر ☀️
آدینہ زیباتون بی نظیر
خونہ هاتون پر برڪت🌸✨
شادے توے دلهاتون
آرامش توے قلبهاتون
دلتون پر امید
وجودتون سلامت
رابطہ هاتون پر از عشق
زندگے تون لبریز از آرامش
جمعہ تون شاد و رویایی🌸✨
🌷@Azu_vaxta👈
صبح جمعهتـون بخیـر ☀️
آدینہ زیباتون بی نظیر
خونہ هاتون پر برڪت🌸✨
شادے توے دلهاتون
آرامش توے قلبهاتون
دلتون پر امید
وجودتون سلامت
رابطہ هاتون پر از عشق
زندگے تون لبریز از آرامش
جمعہ تون شاد و رویایی🌸✨
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدیما❤️
یه آخر هفته بود
و یه خونه پدربزرگ
و دور هم جمع بودنها
این روزا پر از تعطیلی،
ولی کو پدربزرگ؟
کو دور هم بودن؟
کو اون خونه؟
دلم برای اون روزا تنگ شده...
🌷@Azu_vaxta👈
یه آخر هفته بود
و یه خونه پدربزرگ
و دور هم جمع بودنها
این روزا پر از تعطیلی،
ولی کو پدربزرگ؟
کو دور هم بودن؟
کو اون خونه؟
دلم برای اون روزا تنگ شده...
🌷@Azu_vaxta👈
پهلوانان اغلب اوقات در گروههای چندنفری معرکه بهراه میانداختند. آنها معمولاً در بعدازظهر روزهای گرم سال که هوا قدری معتدلتر بود بساط معرکه خود را در یک محوطۀ وسیع و پرتردد روی زمین پهن میکردند؛ مقداری زنجیر، دو وزنۀ بسیار سنگینِ آهنی، چند جعبۀ چوبیِ قدیمی، چند قلوهسنگ بزرگ و یک حلقه چرخدنده وسایل ثابت پهلوانان دورهگرد را تشکیل میداد.
پهلوانان پس از اینکه مستقر شدند، ابتدا با مقداری نرمش و چرخیدن دور میدان و کارهای سبکتر بدنشان را آماده میکردند. آنها معمولاً بعد از مقدمهچینی، همینکه احساس میکردند جمعیت بهمقدار لازم جمع شدهاند، شروع به کار میکردند. پارهکردن زنجیر توسط آنها یکی از بخشهای ثابت و پرطرفدار این مراسم بود. پهلوانان همیشه همراه خود زنجیری بههمراه داشتند که از آن برای بستن به دور بازوی خود و پارهکردن آن استفاده میکردند. آنها در زمان پارهکردن زنجیر، زنجیری را که از قبل آماده کرده بودند، چند دور به دور بازوهای خود میپیچند و بهوسیله بست و قفلزنجیر آن را محکم میکردند. پهلوان پس از بستن زنجیر به بازوی خود، شروع به دور زدن در میدان میکرد و هر چند وقت یکبار با مقداری فشار بر بازوهایش، اینگونه وانمود میکرد که سعی در پارهکردن زنجیر دارد. در همین حین از مردم میخواست برای اینکه زنجیر به آسانی پاره شود، او را با فرستادن صلوات همراهی کنند و برای آنکه هیجان مراسم را هم بالا ببرد، ماجرای پارهکردن زنجیر را چنددقیقهای کش میداد و چنین وانمود میکرد که پارهکردن آن برایش خیلی مشکل است و شاید از عهدۀ اینکار برنیاید. اما همیشه بعد از کلی کش و قوس و دور زدن و دولاّ و راستشدن، زنجیر را پاره میکرد.
#مشاغل_قدیمی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
پهلوانان پس از اینکه مستقر شدند، ابتدا با مقداری نرمش و چرخیدن دور میدان و کارهای سبکتر بدنشان را آماده میکردند. آنها معمولاً بعد از مقدمهچینی، همینکه احساس میکردند جمعیت بهمقدار لازم جمع شدهاند، شروع به کار میکردند. پارهکردن زنجیر توسط آنها یکی از بخشهای ثابت و پرطرفدار این مراسم بود. پهلوانان همیشه همراه خود زنجیری بههمراه داشتند که از آن برای بستن به دور بازوی خود و پارهکردن آن استفاده میکردند. آنها در زمان پارهکردن زنجیر، زنجیری را که از قبل آماده کرده بودند، چند دور به دور بازوهای خود میپیچند و بهوسیله بست و قفلزنجیر آن را محکم میکردند. پهلوان پس از بستن زنجیر به بازوی خود، شروع به دور زدن در میدان میکرد و هر چند وقت یکبار با مقداری فشار بر بازوهایش، اینگونه وانمود میکرد که سعی در پارهکردن زنجیر دارد. در همین حین از مردم میخواست برای اینکه زنجیر به آسانی پاره شود، او را با فرستادن صلوات همراهی کنند و برای آنکه هیجان مراسم را هم بالا ببرد، ماجرای پارهکردن زنجیر را چنددقیقهای کش میداد و چنین وانمود میکرد که پارهکردن آن برایش خیلی مشکل است و شاید از عهدۀ اینکار برنیاید. اما همیشه بعد از کلی کش و قوس و دور زدن و دولاّ و راستشدن، زنجیر را پاره میکرد.
#مشاغل_قدیمی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (کِوَرَه) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
16%
گله گاو
58%
سبد استوانه ای بزرگ بافته شده از شاخه درختان
9%
خربزه و هندوانه نارس
11%
هیچکدام
3%
نشنیدم
3%
نمدنم
سینمادرمشهد
قسمت ششم
نام سینما : کریستال
تأسیس: سال ۱۳۳۵ هـ.ش
مکان: خیابان ارگ ( امام خمینی روبروی کوچه حمام ارگ
سینما کریستال در سال ۱۳۳۵ ه . ش درمحل شهرداری سابق مشهد افتتاح گردید ،..این سینما دارای سالن تابستانی مشترک با سینما متروپل بود .سینما کریستال بعد از انقلاب به "سینما ارشاد "وسپس به "سینما شهر تماشا ( سینمای کودک ) "تغییر نام پیدا کرد و تا دهه 70 فعال بود ولی بعلت فرسودگی تعطیل و پس از مدتی تخریب گردید . بنای فعلی هتل نرگس در محل قدیم سینما های کریستال و متروپل وسالن تابستانی مشترک این دو سینما بنا شده است
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت ششم
نام سینما : کریستال
تأسیس: سال ۱۳۳۵ هـ.ش
مکان: خیابان ارگ ( امام خمینی روبروی کوچه حمام ارگ
سینما کریستال در سال ۱۳۳۵ ه . ش درمحل شهرداری سابق مشهد افتتاح گردید ،..این سینما دارای سالن تابستانی مشترک با سینما متروپل بود .سینما کریستال بعد از انقلاب به "سینما ارشاد "وسپس به "سینما شهر تماشا ( سینمای کودک ) "تغییر نام پیدا کرد و تا دهه 70 فعال بود ولی بعلت فرسودگی تعطیل و پس از مدتی تخریب گردید . بنای فعلی هتل نرگس در محل قدیم سینما های کریستال و متروپل وسالن تابستانی مشترک این دو سینما بنا شده است
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
تصنیف زیبای قاصدک –
زنده یاد استاد شجریان و پرویز مشکاتیان
شعر اخوان ثالث
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#شجریان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
تصنیف زیبای قاصدک –
زنده یاد استاد شجریان و پرویز مشکاتیان
شعر اخوان ثالث
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#شجریان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨خدایا...
💫دستم به آسمانت نمیرسد
🍂اما توکه دستت بزمین میرسد
💫عزت دوستان وعزیزانم را
🍂تاعرش کبریایی خودبلندکن
💫و عطاکن به آنان
🍂هرآنچه برایشان خیراست
💫و دلشان را لبریزکن از
🍂شادی و محبت
شبتون آروم✨🍂
🌷@Azu_vaxta👈
💫دستم به آسمانت نمیرسد
🍂اما توکه دستت بزمین میرسد
💫عزت دوستان وعزیزانم را
🍂تاعرش کبریایی خودبلندکن
💫و عطاکن به آنان
🍂هرآنچه برایشان خیراست
💫و دلشان را لبریزکن از
🍂شادی و محبت
شبتون آروم✨🍂
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💕درود مهربانان
🌸اول هفتتون عالی
💕فردایتان قشنگ
🌸صبحتان پرازمحبت
💕الــــهـــی
🌸سهم روزهایتان شادی
💕سهم زندگیتون عشق
🌸سهم قلبتون مهربانی
💕سهم چشمتون زیبایی و
🌸سهم عمرتون عزت باشه
💕هفته خوبی پیش رو داشته باشید
🌷@Azu_vaxta👈
🌸اول هفتتون عالی
💕فردایتان قشنگ
🌸صبحتان پرازمحبت
💕الــــهـــی
🌸سهم روزهایتان شادی
💕سهم زندگیتون عشق
🌸سهم قلبتون مهربانی
💕سهم چشمتون زیبایی و
🌸سهم عمرتون عزت باشه
💕هفته خوبی پیش رو داشته باشید
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
گودال گوشِقه آبکوه سال 1341 هجری شمسی 🌷@Azu_vaxta👈
گوشِقِه
وجه تسمیه «گُوشِقِه» شاید این باشد که مردم آبکوه در قدیم گاو را« گُوو » مینامیدند و گوشقه شاید به معنای گاو شقّه (احتمالاً جایی که گاوها شقّه « جدا » میشوند) باشد.
پشت دیوارهای شمال شرقی قلعه (حدوداً اوایل کوچه دستغیب27 فعلی،سر نبش اولین کوچه سمت چپ) گودال بزرگی به ابعاد تقریبی 50 متر طول و 25 متر عرض و تقریبا ً2متر ارتفاع وجود داشت. این گودال بر اثر خاکبرداری مردم جهت درستکردن کاهگل پشتبام خانههایشان پدید آمده بود و مردم آبکوه آن را«گُوشِقَه»یا « قُوشِقَه» مینامیدند.
در سالهای نهچندان دور، جدا از شغل کشاورزی، پرورش دام یکی از منابع عمده درآمدی مردم آبکوه به شمار میآمد و تقریباً تمامی ساکنان آبکوه در خانههای خود به پرورش گاو و گوسفند مشغول بودند. در این میان، پرورش گاو اهمیت بیشتری داشت زیرا علاوه برتأمین لبنیات مورد نیاز خانوار، مردم در امورکشاورزی نیز از آن استفاده میکردند.
تعدادی از ساکنان که یکی دو رأس گاو بیشتر نداشتند در منازل خود از آنها نگهداری میکردند. بعضی نیز گاوها را برای شخمزدن و خرمن کوبی به صحرا میبردند، اما برخی از اهالی محل که تعداد گاوهایشان بیشتر بود، صبح زود و بعد از طلوع آفتاب اغلب گاوهایشان را برای چَرا به این محل«گُوشِقه» آورده و گُوچِرون(گاوچران) که به «گَوَرَهچِرون» شهرت داشت، بعد از تجمع گاوها در«گُوشِقه» آنها را برای چَرا روانۀ صحرا میکرد و غروب به روستا بازمیگرداند. هنگام غروب، زمانی که گاوها بعد از چَرا به نزدیکی روستا میرسیدند، صحنههای جالب و بینظیری بهوجود میآمد و هرگاو بنا به غریزۀ ذاتی خود، بهسوی خانۀ صاحبش روانه می شد.
گودال گوشقه قبل از بازگشایی بلوار دستغیب (حدوداً اواخر دهه پنجاه) پُر شد و در محل آن ساختمانهای جدیدی توسط اهالی بنا گردید.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
گودال گوشِقه سال 1341 هجری شمسی
🌷@Azu_vaxta👈
وجه تسمیه «گُوشِقِه» شاید این باشد که مردم آبکوه در قدیم گاو را« گُوو » مینامیدند و گوشقه شاید به معنای گاو شقّه (احتمالاً جایی که گاوها شقّه « جدا » میشوند) باشد.
پشت دیوارهای شمال شرقی قلعه (حدوداً اوایل کوچه دستغیب27 فعلی،سر نبش اولین کوچه سمت چپ) گودال بزرگی به ابعاد تقریبی 50 متر طول و 25 متر عرض و تقریبا ً2متر ارتفاع وجود داشت. این گودال بر اثر خاکبرداری مردم جهت درستکردن کاهگل پشتبام خانههایشان پدید آمده بود و مردم آبکوه آن را«گُوشِقَه»یا « قُوشِقَه» مینامیدند.
در سالهای نهچندان دور، جدا از شغل کشاورزی، پرورش دام یکی از منابع عمده درآمدی مردم آبکوه به شمار میآمد و تقریباً تمامی ساکنان آبکوه در خانههای خود به پرورش گاو و گوسفند مشغول بودند. در این میان، پرورش گاو اهمیت بیشتری داشت زیرا علاوه برتأمین لبنیات مورد نیاز خانوار، مردم در امورکشاورزی نیز از آن استفاده میکردند.
تعدادی از ساکنان که یکی دو رأس گاو بیشتر نداشتند در منازل خود از آنها نگهداری میکردند. بعضی نیز گاوها را برای شخمزدن و خرمن کوبی به صحرا میبردند، اما برخی از اهالی محل که تعداد گاوهایشان بیشتر بود، صبح زود و بعد از طلوع آفتاب اغلب گاوهایشان را برای چَرا به این محل«گُوشِقه» آورده و گُوچِرون(گاوچران) که به «گَوَرَهچِرون» شهرت داشت، بعد از تجمع گاوها در«گُوشِقه» آنها را برای چَرا روانۀ صحرا میکرد و غروب به روستا بازمیگرداند. هنگام غروب، زمانی که گاوها بعد از چَرا به نزدیکی روستا میرسیدند، صحنههای جالب و بینظیری بهوجود میآمد و هرگاو بنا به غریزۀ ذاتی خود، بهسوی خانۀ صاحبش روانه می شد.
گودال گوشقه قبل از بازگشایی بلوار دستغیب (حدوداً اواخر دهه پنجاه) پُر شد و در محل آن ساختمانهای جدیدی توسط اهالی بنا گردید.
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
گودال گوشِقه سال 1341 هجری شمسی
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍀🌼🌺
🌼🌺
🌺
به فرهنگ یازد کسی کِش خِرَد
بُوَد روشن و مردمی پرورد
سرِ مردمی بردباری بُوَد
چو تندی کند تن به خواری بُوَد
هر آنکس که گشت اِیمِِن او شاد گشت
غم و رنج با اِیمِنی باد گشت
توانگرتر آن کو دلی راد داشت
دِرَم گِرد کردن به دل باد داشت
#فردوسى
همه آرزویم این که:
مباشید یک تَن ز دیگر جدا
جدایی مبادا میان شما
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
🙏🏻سپاس از جناب استاد جعفرزاده عزیز که در اولین ساعات آغازین هر هفته با ارسال کلیپ زیبای (چکامه فارسی ) سرافرازمان می فرمایند .🌸
🌷@Azu_vaxta👈
🌼🌺
🌺
به فرهنگ یازد کسی کِش خِرَد
بُوَد روشن و مردمی پرورد
سرِ مردمی بردباری بُوَد
چو تندی کند تن به خواری بُوَد
هر آنکس که گشت اِیمِِن او شاد گشت
غم و رنج با اِیمِنی باد گشت
توانگرتر آن کو دلی راد داشت
دِرَم گِرد کردن به دل باد داشت
#فردوسى
همه آرزویم این که:
مباشید یک تَن ز دیگر جدا
جدایی مبادا میان شما
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
🙏🏻سپاس از جناب استاد جعفرزاده عزیز که در اولین ساعات آغازین هر هفته با ارسال کلیپ زیبای (چکامه فارسی ) سرافرازمان می فرمایند .🌸
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( گُرنَه ) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
45%
گلوله نخ
39%
چوبی که با آن گاو را می رانند
8%
قردی که موهای سرش ریخته
0%
هیچکدام
3%
نشنیدم
5%
نمدنم
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (کِوَرَه) یعنی چه؟
کِوَرَه / کِوارَه یعنی : سبدِ استوانه ای بزرگ بافتهشده از چوب و شاخه های نازک درخت که اغلب برای حمل میوه در باغات مورد استفاده قرار میگیرد .
🌷@Azu_vaxta👈
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
دخترفراش باشی
زنده یاد اسماعیل ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
دخترفراش باشی
زنده یاد اسماعیل ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
موسیقی نِماشوم دخترفراش باشی زنده یاد اسماعیل ستارزاده #موسیقی_نماشوم #موسیقی_محلی نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب 🌷@Azu_vaxta👈
🔸برنامه بازخوانی آهنگ های ماندگار
🎼ترانه محلی قوچانی "دختر فراشباشی" برای اولین بار توسط زنده در یادها ستارزاده اجرا و بر روی صفحه گرام ضبط و سپس نوار کاست منتشر گردید و پس از آن گوگوش در دوران کودکی این ترانهی زیبا را بازخوانی کرد که اجرای ایشان نیز بر روی صفحه توسط بنگاه صفحه پرکنی ایران گرام پخش گردید.
قطعاً میتوان گفت این آهنگ نیز همانند بسیاری از ترانه های محلی ایران دارای پیشینه طولانی است و سینه به سینه نقل گردیده تا بالاخره با صدای مرحوم ستارزاده ثبت و ضبط و بگوش دیگران رسیده است، چرا که فراش باشی یکی از مشاغل دولتی در دوره قاجار بود و با به روی کار آمدن رضا شاه پهلوی این منصب منسوخ گردید.
آهنگ و شعر این ترانه که مقامی در دوتار نوازی منطقه قوچان است، توسط بسیاری از خوانندگان و نوازندگان شاخص مقامی شمال خراسان و قوچان اجرا گردیده است که در حال حاضر اثر ضبط شدهای از آن در دسترس نیست؛ به عنوان نمونه استاد محمد یگانه؛ از دوتارنوازان برجسته خراسانی که بیش از۴۰ سال به فعالیت در زمینه موسیقی مقامی در شمال خراسان مشغول است، نقل میکند:
"یادم هست سال ۱۳۸۰ یادواره پدرم (شادروان محمد حسین یگانه) را که خودم در قوچان برگزار کردم، پس از اینکه قطعه «دختر فراش باشی» را اجرا کردم، عدهای به آموزشگاه آمدند و نامه محرمانه آوردند که فراشان مدرسه از دست شما شکایت کردهاند...."
عبدالله مستوفی مؤلف اثر سه جلدی «شرح زندگانی من» «فراشباشی» را لقب کسی میداند که کار اصلی او فرش کردن بود. معمولاً پس از این کار، افراد اسباب تمیز کردن فرش از جمله جارو را هم به دست فراشباشی میدادند.
كلمه فراش و فراشی ابتدا برای جاروبكشی، آبپاشی و نظافت وضع شده بود. اما پس از مدتی به دليل آنكه دسته جاروب برای تنبيه كردن بدنی مورد استفاده قرار گرفت به تدريج در اذهان اينگونه جا افتاد كه فراش به فردی گفته ميشود كه وظيفهاش آن است تا خلافكاران را به مجازات برساند. و واقعيت هم همان بود. فراشهای دربار قاجاری نماينده و مظهر قهر و غضب سلطنت به شمار میآمدند.
معروفترين فراشباشی تهران، حاجعلیخان حاجبالدوله بود كه مامور قتل اميركبير شد.
به لحاظ زیبایی فوق العادهای که این ترانه دارد، بارها توسط خوانندگان مختلف مورد بازخوانی قرار گرفته است
🌷@Azu_vaxta👈
🎼ترانه محلی قوچانی "دختر فراشباشی" برای اولین بار توسط زنده در یادها ستارزاده اجرا و بر روی صفحه گرام ضبط و سپس نوار کاست منتشر گردید و پس از آن گوگوش در دوران کودکی این ترانهی زیبا را بازخوانی کرد که اجرای ایشان نیز بر روی صفحه توسط بنگاه صفحه پرکنی ایران گرام پخش گردید.
قطعاً میتوان گفت این آهنگ نیز همانند بسیاری از ترانه های محلی ایران دارای پیشینه طولانی است و سینه به سینه نقل گردیده تا بالاخره با صدای مرحوم ستارزاده ثبت و ضبط و بگوش دیگران رسیده است، چرا که فراش باشی یکی از مشاغل دولتی در دوره قاجار بود و با به روی کار آمدن رضا شاه پهلوی این منصب منسوخ گردید.
آهنگ و شعر این ترانه که مقامی در دوتار نوازی منطقه قوچان است، توسط بسیاری از خوانندگان و نوازندگان شاخص مقامی شمال خراسان و قوچان اجرا گردیده است که در حال حاضر اثر ضبط شدهای از آن در دسترس نیست؛ به عنوان نمونه استاد محمد یگانه؛ از دوتارنوازان برجسته خراسانی که بیش از۴۰ سال به فعالیت در زمینه موسیقی مقامی در شمال خراسان مشغول است، نقل میکند:
"یادم هست سال ۱۳۸۰ یادواره پدرم (شادروان محمد حسین یگانه) را که خودم در قوچان برگزار کردم، پس از اینکه قطعه «دختر فراش باشی» را اجرا کردم، عدهای به آموزشگاه آمدند و نامه محرمانه آوردند که فراشان مدرسه از دست شما شکایت کردهاند...."
عبدالله مستوفی مؤلف اثر سه جلدی «شرح زندگانی من» «فراشباشی» را لقب کسی میداند که کار اصلی او فرش کردن بود. معمولاً پس از این کار، افراد اسباب تمیز کردن فرش از جمله جارو را هم به دست فراشباشی میدادند.
كلمه فراش و فراشی ابتدا برای جاروبكشی، آبپاشی و نظافت وضع شده بود. اما پس از مدتی به دليل آنكه دسته جاروب برای تنبيه كردن بدنی مورد استفاده قرار گرفت به تدريج در اذهان اينگونه جا افتاد كه فراش به فردی گفته ميشود كه وظيفهاش آن است تا خلافكاران را به مجازات برساند. و واقعيت هم همان بود. فراشهای دربار قاجاری نماينده و مظهر قهر و غضب سلطنت به شمار میآمدند.
معروفترين فراشباشی تهران، حاجعلیخان حاجبالدوله بود كه مامور قتل اميركبير شد.
به لحاظ زیبایی فوق العادهای که این ترانه دارد، بارها توسط خوانندگان مختلف مورد بازخوانی قرار گرفته است
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💫الهے در این
🍂شب سرد زمستانی
💫زندگے دوستانم را سبز
🍁تنور دلشان را گرم
💫فانوس دلشان را روشن
🍂لحظه هایشان را بدون غم
💫و چرخ روزگار را
🍁به ڪامشان بچرخان
💫شب زیبـاتون خـوش 💫
🌷@Azu_vaxta👈
🍂شب سرد زمستانی
💫زندگے دوستانم را سبز
🍁تنور دلشان را گرم
💫فانوس دلشان را روشن
🍂لحظه هایشان را بدون غم
💫و چرخ روزگار را
🍁به ڪامشان بچرخان
💫شب زیبـاتون خـوش 💫
🌷@Azu_vaxta👈