صد اصطلاح اصیل بیرجندی:
1. قیماق: سر شیر
2. مخت: عهده (ور مخت فلانی)
3. ودی کردن: پیدا کردن
4. لخات: کهنه
5. گستا: ویار
6. چلاسک: چشم خالی
7. چغوک: گنجشک
8. قپک: سنگ ریز
9. سماروق: قارچ
10. تپنک: بالشتک نانوایی
11. لت: زدن
12. لمبوس: گونه
13. رزید: دراز کردن پا جهت استراحت
14. زینه: پله
15. پینک: پیشانی
16. تنیکه: شورت
17. چکه: بشکن
18. نزوال: ناسپاس
19. کنجول: جمع کردن بدن از شدت سرما
20. شوشل: قندیل
21. لمبر انداختن: شکم انداختن
22. پلشت: شلخته
23. اخکوک: چاقاله بادام و زردآلو و ...
24. الده: از روی عمد کاری انجام دادن
25. کنس: خسیس
26. اندر: ناتنی
27. زمهرید: باد سرد
28.سر تن: اندازه
29. سخلو کش: زحمت کش
30. پا سبک کردن: زایمان کردن
31. و نمیه(va nemiya): پاک نمیشود
32. و ما بتربیده: بد حلاوت شدن
33. پلار: ریختن وسایل روی زمین
34.و خو گردی: عجله کردن
35. کلپ: چانه
36. سر شند: لبه، در تیر رس
37.هلقلوف: یک نوع گره
38. هم بیک: جاری
39. غنچه قطینا: آرایش شده و زیبا
40. کتل: زین الاغ
41. هکردن: تکاندن میوه درخت
42. و چرندن: وسایل رو بصورت نا منظم دور و بر خود ریختن
43. انتکه خر: عتیقه فروش
44. شنگ: شاخه دزخت
45. دولخ: گرد و خاک
46. غطه: غوطه ور شدن
47. پستیک: نیشکون
48. لیلیک: کوچک و بمعنی نیشکون نیز میباشد
49. لیسک: لخت
50. اسکل (eskal): سوختن
51. کنگرشک: آرنج
52. شقز: باسن
53. انگم: مفصل
54. اندو: خارش
55. زلور: زالو
56. د خو نمپیوسم: حال نداشتن برای انجام کار
57. و پی یبوندن: کز دادن
58. د خو پرقزیدن (da kho porghazidian) : در گیر خود بودن
59. زکتوی (zakatoy): غذای شور
60. القاس: غذای ترش
61. یاز: کش اومدن
62. لکتوی: آویزان
63. دلنگو: آویزان
64. اوی پکنوی: آبکی
65. چپت: نوعی کفش
66. و بر هم رفتن: به مهمانی هم رفتن
67. ی بره (ya borre): جمعتی که دور هم جمعند
68. بونندوی: بام اندود
69. وشرتیده: شلخته
70. پرنه: پریروز
71. شلپست: صدای افتادن چیزی در آب
72. گرمبست (gorombast) صدای افتادن دیوار
73. تلکست: صدای شکستن چوب
74. جرتست: صدای پاره شدن کاغذ
75. ترقست: صدای دست زدن
76. درینگست: صدای زنگ
77. پایه: رعد و برق
78. پیوی (payoy): حمام
79. کندوک: محل نگهداری آرد
80. تنبیدن: افتادن سقف و دیوار خانه
81. رویش(rowsh): نواری نازک از پارچه
82. کله پر بادی: یرقان
83. ریخ: اسهال
84. کندال: چاله
85. کل: سوراخ
86. کلپال: فضول و جستجو گر
87. عرده: لاستیک
88. اتشونی: شب نشینی
89. شولگ: سبد نگهداری قروت
90. فله: آغوز، اولین شیر گوسفند
91. خلوک: کسی که آب بینی اش آویزان است
92. پوده: ترش کردن
93. اکچه (akoche): هق هق کردن
94. اریک: لثه
95. نگ( nag ): گاز گرفتن آرام
96. لیسکو: گریبان
97. کل بال: زیر بغل
98. دودو: خواهر
99. پت: موی نرم
100. کلیژدک: نوعی کلاغ
به امید اینکه فر هنگ عامه وزبان محلی را به عنوان میراثی جاوید پاسداری کنیم.
#ارسالی_دوستان
عباس مصدق
🌷@Azu_vaxta👈
1. قیماق: سر شیر
2. مخت: عهده (ور مخت فلانی)
3. ودی کردن: پیدا کردن
4. لخات: کهنه
5. گستا: ویار
6. چلاسک: چشم خالی
7. چغوک: گنجشک
8. قپک: سنگ ریز
9. سماروق: قارچ
10. تپنک: بالشتک نانوایی
11. لت: زدن
12. لمبوس: گونه
13. رزید: دراز کردن پا جهت استراحت
14. زینه: پله
15. پینک: پیشانی
16. تنیکه: شورت
17. چکه: بشکن
18. نزوال: ناسپاس
19. کنجول: جمع کردن بدن از شدت سرما
20. شوشل: قندیل
21. لمبر انداختن: شکم انداختن
22. پلشت: شلخته
23. اخکوک: چاقاله بادام و زردآلو و ...
24. الده: از روی عمد کاری انجام دادن
25. کنس: خسیس
26. اندر: ناتنی
27. زمهرید: باد سرد
28.سر تن: اندازه
29. سخلو کش: زحمت کش
30. پا سبک کردن: زایمان کردن
31. و نمیه(va nemiya): پاک نمیشود
32. و ما بتربیده: بد حلاوت شدن
33. پلار: ریختن وسایل روی زمین
34.و خو گردی: عجله کردن
35. کلپ: چانه
36. سر شند: لبه، در تیر رس
37.هلقلوف: یک نوع گره
38. هم بیک: جاری
39. غنچه قطینا: آرایش شده و زیبا
40. کتل: زین الاغ
41. هکردن: تکاندن میوه درخت
42. و چرندن: وسایل رو بصورت نا منظم دور و بر خود ریختن
43. انتکه خر: عتیقه فروش
44. شنگ: شاخه دزخت
45. دولخ: گرد و خاک
46. غطه: غوطه ور شدن
47. پستیک: نیشکون
48. لیلیک: کوچک و بمعنی نیشکون نیز میباشد
49. لیسک: لخت
50. اسکل (eskal): سوختن
51. کنگرشک: آرنج
52. شقز: باسن
53. انگم: مفصل
54. اندو: خارش
55. زلور: زالو
56. د خو نمپیوسم: حال نداشتن برای انجام کار
57. و پی یبوندن: کز دادن
58. د خو پرقزیدن (da kho porghazidian) : در گیر خود بودن
59. زکتوی (zakatoy): غذای شور
60. القاس: غذای ترش
61. یاز: کش اومدن
62. لکتوی: آویزان
63. دلنگو: آویزان
64. اوی پکنوی: آبکی
65. چپت: نوعی کفش
66. و بر هم رفتن: به مهمانی هم رفتن
67. ی بره (ya borre): جمعتی که دور هم جمعند
68. بونندوی: بام اندود
69. وشرتیده: شلخته
70. پرنه: پریروز
71. شلپست: صدای افتادن چیزی در آب
72. گرمبست (gorombast) صدای افتادن دیوار
73. تلکست: صدای شکستن چوب
74. جرتست: صدای پاره شدن کاغذ
75. ترقست: صدای دست زدن
76. درینگست: صدای زنگ
77. پایه: رعد و برق
78. پیوی (payoy): حمام
79. کندوک: محل نگهداری آرد
80. تنبیدن: افتادن سقف و دیوار خانه
81. رویش(rowsh): نواری نازک از پارچه
82. کله پر بادی: یرقان
83. ریخ: اسهال
84. کندال: چاله
85. کل: سوراخ
86. کلپال: فضول و جستجو گر
87. عرده: لاستیک
88. اتشونی: شب نشینی
89. شولگ: سبد نگهداری قروت
90. فله: آغوز، اولین شیر گوسفند
91. خلوک: کسی که آب بینی اش آویزان است
92. پوده: ترش کردن
93. اکچه (akoche): هق هق کردن
94. اریک: لثه
95. نگ( nag ): گاز گرفتن آرام
96. لیسکو: گریبان
97. کل بال: زیر بغل
98. دودو: خواهر
99. پت: موی نرم
100. کلیژدک: نوعی کلاغ
به امید اینکه فر هنگ عامه وزبان محلی را به عنوان میراثی جاوید پاسداری کنیم.
#ارسالی_دوستان
عباس مصدق
🌷@Azu_vaxta👈
مشهد شناسی قدیم
محلات مشهد
قسمت ششم
📖 محله عیدگاه
عیدگاه” محلهای کهنسال درمشهد است که هنوز هم صدای خسخس نفسها و بوی ناب کاهگلش درون سودازدهات را تازه میکند؛ این محله کهنه زمانی با دیوارهای بلند سکوت در قاب خاطرهها جامانده و دستش از دنیا کوتاه تر از آن شده که روح و جانها را بارور کند و با این وجود باز هم می توان دل به کوچه پس کوچه هایش سپرد و در اقیانوس روزهای گذشته غرق شد.
محله عیدگاه یکی از محلات قدیمی و بزرگ جنوب شهر مشهد میباشد که در اطراف کوچه عیدگاه از کنار باروی قدیمی شهر شروع و تا حرم ادامه داشته است محله های سرحوضان و جدید ها از محلات کوچکتر این محله بزرگ بودند این محله:
🔸از شمال به حرم و محله سرشور مجاور بوده است
🔸از غرب به محله کوچکتر سرحوضان و مزارع و باغات
🔸از شرق به محله کوچکتر جدیدها و پائین خیابان مجاور بوده است
🔸از جنوب به مزارع و باغات و محله چهنو مجاور بوده است
🔸خیابان صفوی در شمال ، خیابان فردوسی در جنوب بلوار و فلکه ۱۷ شهریور در شرق وقسمتی از فلکه حضرت و خیابان امام رضا (ع) در غرب این منطقه واقع شده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
محلات مشهد
قسمت ششم
📖 محله عیدگاه
عیدگاه” محلهای کهنسال درمشهد است که هنوز هم صدای خسخس نفسها و بوی ناب کاهگلش درون سودازدهات را تازه میکند؛ این محله کهنه زمانی با دیوارهای بلند سکوت در قاب خاطرهها جامانده و دستش از دنیا کوتاه تر از آن شده که روح و جانها را بارور کند و با این وجود باز هم می توان دل به کوچه پس کوچه هایش سپرد و در اقیانوس روزهای گذشته غرق شد.
محله عیدگاه یکی از محلات قدیمی و بزرگ جنوب شهر مشهد میباشد که در اطراف کوچه عیدگاه از کنار باروی قدیمی شهر شروع و تا حرم ادامه داشته است محله های سرحوضان و جدید ها از محلات کوچکتر این محله بزرگ بودند این محله:
🔸از شمال به حرم و محله سرشور مجاور بوده است
🔸از غرب به محله کوچکتر سرحوضان و مزارع و باغات
🔸از شرق به محله کوچکتر جدیدها و پائین خیابان مجاور بوده است
🔸از جنوب به مزارع و باغات و محله چهنو مجاور بوده است
🔸خیابان صفوی در شمال ، خیابان فردوسی در جنوب بلوار و فلکه ۱۷ شهریور در شرق وقسمتی از فلکه حضرت و خیابان امام رضا (ع) در غرب این منطقه واقع شده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
در گذشته تنها کوچه عیدگاه ( راسته عیدگاه و کوچه زنجیر و کوچه سیروس بوده است و سپس محله جدیدها در همین منطقه به وجود آمده از کوچه های مهم دیگر کوچه باغ حسنخان و کوچه شمس را می توان نام برد. این منطقه هم مانند منطقه نوغان است با همان خصوصیات محلات قدیمی ، خانه ها تماماً قدیمی با همان مصالح ساختمانی که از چوب و خشت خام و کاه گل تشکیل شده است. نوسازی و یا تعمیر خانه ها در محل خیلی کم انجام شده است.
محله عیدگاه در جنوب شهر و سر راه ری و عراق عجم و ولایت های جام و هرات بوده ( یعنی شرق محله سرشور و غرب محله پایین خیابان) .
در قرن دهم هجری یکی از دروازه های شهر در محله عیدگاه قرار داشته و از زمان صفویه محله عیدگاه در کتابهای تاریخی به عنوان یکی از قدیمی ترین دروازه های شهر نام برده شده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
محله عیدگاه در جنوب شهر و سر راه ری و عراق عجم و ولایت های جام و هرات بوده ( یعنی شرق محله سرشور و غرب محله پایین خیابان) .
در قرن دهم هجری یکی از دروازه های شهر در محله عیدگاه قرار داشته و از زمان صفویه محله عیدگاه در کتابهای تاریخی به عنوان یکی از قدیمی ترین دروازه های شهر نام برده شده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
وجه تسمیه : در خصوص وجه تسمیه محله عیدگاه اقوال مختلفی وجود دارد از جمله این که عیدگاه محل برگزاری اعیاد و مراسمات سنتی ، دینی مرسوم در بین مردم شهر مشهد بوده است. ولی به دلیل وجود بارگاه حرم مطهر چندان معقول به نظر نمی رسد که مراسمات در این محل برگزار گردد با این حال بیانگر وجود اتفاق یک حادثه در این محل است که به عیدگاه مشهور شده است . عده ای معتقدند به دلیل خودداری متجاوزان از قتل عام مردم محله مردم آن جشن گرفتند که به محله عیدگاه مشهور شده است.
شغل مردم عیدگاه: شالبافی ، شاطر نانواها، صابون فروش ها و هیزم کش ها ، عشال ، طبیب ، صراف ، الیجه باف ، بقال ، پاکار ، چادرباف ، چرخ تاب ، زرگر ، حجار، کاتب ، مقنی ، مسگر و غیر از این موارد کلانتر یا داروغه شهر هم در این محله زندگی می کرده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
شغل مردم عیدگاه: شالبافی ، شاطر نانواها، صابون فروش ها و هیزم کش ها ، عشال ، طبیب ، صراف ، الیجه باف ، بقال ، پاکار ، چادرباف ، چرخ تاب ، زرگر ، حجار، کاتب ، مقنی ، مسگر و غیر از این موارد کلانتر یا داروغه شهر هم در این محله زندگی می کرده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
لیلا در واکن مویُم
خواننده : مرتضی گودرزی
شعروآهنگ : استاداسماعیل ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
لیلا در واکن مویُم
خواننده : مرتضی گودرزی
شعروآهنگ : استاداسماعیل ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷یک شب پر از آرامش
💫یک دل شاد و بی غصه
🌷یک زندگی آروم و عاشقانه
💫ویک دعای خیر از ته دل
🌷نصیب لحظه هاتون
🌷تو این شب سرد پاییزی
💫خونه دلتون گرم
🌷دل نگرانیهایتان به در
شبتون سرشار از نگاه خدا ❤️
@Azu_vaxta👈
💫یک دل شاد و بی غصه
🌷یک زندگی آروم و عاشقانه
💫ویک دعای خیر از ته دل
🌷نصیب لحظه هاتون
🌷تو این شب سرد پاییزی
💫خونه دلتون گرم
🌷دل نگرانیهایتان به در
شبتون سرشار از نگاه خدا ❤️
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💕سه شنبه تون عالی
💫زیبایی
🍁هنر زندگی ست
🌷تنفس شروع زندگی ست
💕عشق جزیی از زندگی ست
💫اما " دوست "
🍁" قلب " زندگی ست
🌷هر چه آسایش روح
💕هر چه آرامش دل
💫هر چه تقدیر بلند
🍁هرچه لبخند قشنگ
🌷هر چه از لطف خداست
💕همــه تقـــدیم شمـــا
🌷@Azu_vaxta👈
💫زیبایی
🍁هنر زندگی ست
🌷تنفس شروع زندگی ست
💕عشق جزیی از زندگی ست
💫اما " دوست "
🍁" قلب " زندگی ست
🌷هر چه آسایش روح
💕هر چه آرامش دل
💫هر چه تقدیر بلند
🍁هرچه لبخند قشنگ
🌷هر چه از لطف خداست
💕همــه تقـــدیم شمـــا
🌷@Azu_vaxta👈
خاطره جالبی از محمد تقی جعفری!
🔸علامه جعفری میگفت:
در یکی از زیارت هام که مشهد رفته بودم، به امام رضا گفتم:
یا امام رضا، دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر شما بشناسم که چه جور منو میبینی! نشونه اش هم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف میزنه، من پیامتو بگیرم...
وارد صحن که شدیم، خانممو گم کردم، اینور بگرد، انور بگرد؛ یه دفعه دیدم داره میره، خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم، که کجایی خانم...؟
روشو که برگردوند، دیدم زن من نیست، بلافاصله بهم گفت: "خیلی خری"!!
حالا منم مات و مبهوت شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه!!
همین جور که نگاش میکردم و تو فکر بودم، فکر کرد دست بردار نیستم، دوباره گفت: " هم خودت خری، هم هفت جد و آبادت"😂
علامه میگفتن؛ این داستان رو برای شهید مطهری تعریف کردم، ایشان تا بیست دقیقه میخندید...
@Azu_vaxta👈
🔸علامه جعفری میگفت:
در یکی از زیارت هام که مشهد رفته بودم، به امام رضا گفتم:
یا امام رضا، دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر شما بشناسم که چه جور منو میبینی! نشونه اش هم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف میزنه، من پیامتو بگیرم...
وارد صحن که شدیم، خانممو گم کردم، اینور بگرد، انور بگرد؛ یه دفعه دیدم داره میره، خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم، که کجایی خانم...؟
روشو که برگردوند، دیدم زن من نیست، بلافاصله بهم گفت: "خیلی خری"!!
حالا منم مات و مبهوت شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه!!
همین جور که نگاش میکردم و تو فکر بودم، فکر کرد دست بردار نیستم، دوباره گفت: " هم خودت خری، هم هفت جد و آبادت"😂
علامه میگفتن؛ این داستان رو برای شهید مطهری تعریف کردم، ایشان تا بیست دقیقه میخندید...
@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( ماشو ) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
33%
فرد کثیف و ناپاک
49%
الک سیمی که سوراخ های ریز دارد
7%
از وسایل کشاورزی قدیمی
2%
هیچکدام
7%
نشنیدم
2%
نمدنم
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( اُنّوک ) ، (عُونُّک ) یعنی چه؟
اُنّوک : نِق نِقو ؛ کسی که زیاد نق می زند .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهاره دختر عمو
از آلبوم خون پاش و نغمه ریز
خواننده ابراهیم شریف زاده-
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
از آلبوم خون پاش و نغمه ریز
خواننده ابراهیم شریف زاده-
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸امشب
💫از خدایی که از همیشه
🌸نزدیکتر است برایتان
🌸عاشقانهترین
💫لحظات را میطلبم
🌸زیباترین لبخندها
💫را روی لبهایتان و
🌸آرام ترین لحظات را
💫برای هر روز و هر شبتان
شبتون در آغوش امن خدا💫✨
@Azu_vaxta👈
💫از خدایی که از همیشه
🌸نزدیکتر است برایتان
🌸عاشقانهترین
💫لحظات را میطلبم
🌸زیباترین لبخندها
💫را روی لبهایتان و
🌸آرام ترین لحظات را
💫برای هر روز و هر شبتان
شبتون در آغوش امن خدا💫✨
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷چهارشنبه و اولین روز
🌿بهمن ماهتون شاد و زیبا
🌸ان شاءالله به میمنمت این روز زیبا
🌷ماه جدید براتون
🌿خوش یمن باشه
🌸پراز خبرهای خوب
🌷پراز اتفاقات شیرین
🌿پراز خیر و برکت و
🌸 پراز نگاه خدا باشه
🌷و به تمام آرزوهاتون برسید
🌸 روزتون زیبا و در پناه خدا
🌷بهمن ماهیهای عزیزتولدتون مبارک
🌷@Azu_vaxta👈
🌿بهمن ماهتون شاد و زیبا
🌸ان شاءالله به میمنمت این روز زیبا
🌷ماه جدید براتون
🌿خوش یمن باشه
🌸پراز خبرهای خوب
🌷پراز اتفاقات شیرین
🌿پراز خیر و برکت و
🌸 پراز نگاه خدا باشه
🌷و به تمام آرزوهاتون برسید
🌸 روزتون زیبا و در پناه خدا
🌷بهمن ماهیهای عزیزتولدتون مبارک
🌷@Azu_vaxta👈
در قدیم مردم به آداب و رسوم احترام میگذاشتند و پایبند اصول اعتقادی خود بودند. بعضی از این اعتقادها و باورها هنوز هم در بین مردم، بهخصوص روستاها و محلههای قدیمی که تقریباً اصالت خود را حفظ کردهاند، رایج و مرسوم است. بسیاری از باورها هم متأسفانه بهمرور زمان فراموش شده است. برای آشنایی بیشتر خوانندگان محترم، در ادامه به برخی از این باورها و اعتقادها اشاره میشود.
🌷 دودکردن کُندر و اسفند در هر روز صبح را سبب گشايش کار و رفع بلا میدانستند. 🌷 میگفتند که دانۀ کرچک مانع چشمزخم است. 🌷 اگر چشم کسی گُلمژه میزد، میگفتند «سندهسلام درآورده» و بر این باور بودند که فرد باید داخل توالت برود و این شعر را بخواند: «سِنده سلامت میکنم خود را غلامت میکنم» تا گُلمُژه چشم برطرف گردد.
🌷 سوتزدن در شب را بسیار بد میدانستند و اگر فردی در شب سوت میزد با گفتن «شیطان را صدا نزن!» طرف را از سوتزدن منع میکردند.
🌷 آدامسجویدن و نگاهکردن به آینه را در شب نکوهش نموده و آن را بد میدانستند.
🌷 آب نيمخوردۀ ديگران را نمىخوردند و مىگفتند آب نیمخورده، ميان او وكسى كه اول آب خورده است كينه و دشمنى می اندازد.
🌷 میگفتند: اگر پلك چشم راست بپرد، خوشحالى و اگر پلك چشم چپ بپرد غم و مصيبت در پی دارد.
🌷 جاروکردن خانه را در شب بسیار بد میدانستند و میگفتند که شب نبايد خانه را جارو كرد چون نحسى به بار مىآورد.
🌷 اگر فردی در حال جاروکردن بود و فرد دیگری میخواست جارو را بگیرد، آن را به دست یکدیگر نمیدادند. باید جارو را بر زمین میانداختند تا او آن را بردارد.
🌷 می گفتند اگر پاى راست شخصی بخارد، به عروسى خواهد رفت.
🌷 اگر كسى شب جوراب يا شلوارش را بالاى سرش بگذارد، خوابهاى پريشان خواهد ديد.
🌷 بر این عقیده بودند که هر كس روز شنبه پياز بخورد، دولتمند خواهد شد.
🌷 اگر فردی شب جمعه ارزاق بخرد و به خانه ببرد، بركت به خانه برده است.
🌷 میگفتند اگر استكان را روى نعلبكى وارونه بگذارند و نزد كسى ببرند، به آن شخص توهين كردهاند.
🌷 اگر كلاغى صبح زود روی پشتبام يا ديوار خانه قارقار میکرد، معتقد بودند خبر خوشى مىرسد يا مسافرشان از سفر مىآيد.
🌷 نشستن و یا ایستادن در آستانۀ در را بسیار بد میدانستند .
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
#باورهاواعتقادات
@Azu_vaxta👈
🌷 دودکردن کُندر و اسفند در هر روز صبح را سبب گشايش کار و رفع بلا میدانستند. 🌷 میگفتند که دانۀ کرچک مانع چشمزخم است. 🌷 اگر چشم کسی گُلمژه میزد، میگفتند «سندهسلام درآورده» و بر این باور بودند که فرد باید داخل توالت برود و این شعر را بخواند: «سِنده سلامت میکنم خود را غلامت میکنم» تا گُلمُژه چشم برطرف گردد.
🌷 سوتزدن در شب را بسیار بد میدانستند و اگر فردی در شب سوت میزد با گفتن «شیطان را صدا نزن!» طرف را از سوتزدن منع میکردند.
🌷 آدامسجویدن و نگاهکردن به آینه را در شب نکوهش نموده و آن را بد میدانستند.
🌷 آب نيمخوردۀ ديگران را نمىخوردند و مىگفتند آب نیمخورده، ميان او وكسى كه اول آب خورده است كينه و دشمنى می اندازد.
🌷 میگفتند: اگر پلك چشم راست بپرد، خوشحالى و اگر پلك چشم چپ بپرد غم و مصيبت در پی دارد.
🌷 جاروکردن خانه را در شب بسیار بد میدانستند و میگفتند که شب نبايد خانه را جارو كرد چون نحسى به بار مىآورد.
🌷 اگر فردی در حال جاروکردن بود و فرد دیگری میخواست جارو را بگیرد، آن را به دست یکدیگر نمیدادند. باید جارو را بر زمین میانداختند تا او آن را بردارد.
🌷 می گفتند اگر پاى راست شخصی بخارد، به عروسى خواهد رفت.
🌷 اگر كسى شب جوراب يا شلوارش را بالاى سرش بگذارد، خوابهاى پريشان خواهد ديد.
🌷 بر این عقیده بودند که هر كس روز شنبه پياز بخورد، دولتمند خواهد شد.
🌷 اگر فردی شب جمعه ارزاق بخرد و به خانه ببرد، بركت به خانه برده است.
🌷 میگفتند اگر استكان را روى نعلبكى وارونه بگذارند و نزد كسى ببرند، به آن شخص توهين كردهاند.
🌷 اگر كلاغى صبح زود روی پشتبام يا ديوار خانه قارقار میکرد، معتقد بودند خبر خوشى مىرسد يا مسافرشان از سفر مىآيد.
🌷 نشستن و یا ایستادن در آستانۀ در را بسیار بد میدانستند .
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
#باورهاواعتقادات
@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (بود کِردَن) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
14%
به سر بردن , ماندن
45%
بس کردن , کفایت کردن
0%
هیچکدام
41%
گزینه یک و دو
0%
نشنیدم
0%
نمدنم