تصویر عقدنامه ای را که ملاحظه میکنید به تاریخ شعبان المعظم 1340 ه ق (مطابق با 25/1 /1301 ه ش) به ثبت رسیده است.
«اَلحَمدُلله اَلَذی اَحلَ اَلنِکاح وَاَلزوج وَندبَ .......وَصَلی اَللهُ عَلَیهِ وَآلِه اَلطاهِرین وَاَلمعصومین.»
النکاح عزت آثار محمد ولد مرحوم علی مزرعه آبکوه ملک آستانه مقدر المنکوحه عصمت و عفت پناه البالغه عاقله مریم خانم بنت مرحوم عباس علی ساکن مزرعه مزبور الصداق نود وپنج تومان که عبارت از نهصد وپنجاه ریال احمدشاهی بوده با از این نود وپنج تومان پنجاه وپنج تومان نقد تسلیم بنکوحه گردید از برای خرید و غیره و چهل تومان دیگر بذمه ناکح مذبور که عندالقدره والمطالبه تسلیم نماید و یک زوج گوشواره طلا دومثل بوده باشد در ضمن عقد خارج لازم وکیل نموده ناکح مذبور منکوحه مذبوره را ازحال تامدت پنجاه سال در صورتیکه غایب شود یکسال کامل بگذرد و نفقه ماهی سه تومان موصوف بمنکوحه نرسد وکیل است بعد از ذمه زوج از نصف مهر و سایر حقوقات آن کان والا مجاناً خود بنویسد غیر مطلقه بطلاق شرعی نماید و شرط دیگر زوج مذبور زوجه مذبوره را از چهار فرسخی ارض اقدس دورتر نبرد
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
«اَلحَمدُلله اَلَذی اَحلَ اَلنِکاح وَاَلزوج وَندبَ .......وَصَلی اَللهُ عَلَیهِ وَآلِه اَلطاهِرین وَاَلمعصومین.»
النکاح عزت آثار محمد ولد مرحوم علی مزرعه آبکوه ملک آستانه مقدر المنکوحه عصمت و عفت پناه البالغه عاقله مریم خانم بنت مرحوم عباس علی ساکن مزرعه مزبور الصداق نود وپنج تومان که عبارت از نهصد وپنجاه ریال احمدشاهی بوده با از این نود وپنج تومان پنجاه وپنج تومان نقد تسلیم بنکوحه گردید از برای خرید و غیره و چهل تومان دیگر بذمه ناکح مذبور که عندالقدره والمطالبه تسلیم نماید و یک زوج گوشواره طلا دومثل بوده باشد در ضمن عقد خارج لازم وکیل نموده ناکح مذبور منکوحه مذبوره را ازحال تامدت پنجاه سال در صورتیکه غایب شود یکسال کامل بگذرد و نفقه ماهی سه تومان موصوف بمنکوحه نرسد وکیل است بعد از ذمه زوج از نصف مهر و سایر حقوقات آن کان والا مجاناً خود بنویسد غیر مطلقه بطلاق شرعی نماید و شرط دیگر زوج مذبور زوجه مذبوره را از چهار فرسخی ارض اقدس دورتر نبرد
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماجرای پناهندهشدن یک شتر به حرم امام رضا (ع)
🌷@Azu_vaxta👈
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
ماجرای پناهندهشدن یک شتر به حرم امام رضا (ع) 🌷@Azu_vaxta👈
ماجرای پناهندهشدن یک شتر به حرم امام رضا (ع)
سید محمد حسینی از خادمان حرم امام رضا(ع) در مورد ماجرای پناهندهشدن یک شتر به حرم امام رضا (ع) گفت: در منطقه محمدآباد مشهد، کشتارگاهی بود که محل ذبح حیوانات و تأمین گوشت قصابیهای مشهد بود. روزی، صاحب کشتارگاه، شتری را خریداری و برای ذبح به کشتارگاه میبرد. ناگهان قبل از ذبح، حیوان افسار خود را کشیده و به سمت حرم مطهر فرار میکند. همه تلاشها برای نگه داشتن آن بینتیجه میماند.
خادمان حرم امام رضا(ع) در ادامه گفت: من آن روز به حرم مشرف بودم، ناگهان دیدم از در شرقی صحن انقلاب (عتیق)، شتری وارد صحن شد و مستقیم به سمت در غربی رفت، اما قبل از رسیدن به در غربی برگشت نگاهی به گنبد و بارگاه انداخت و آرام آرام پشت پنجره فولاد رفت و آنجا زانو زد.
پایان این ماجرا را سید محمد حسینی اینگونه تعریف کرد: کم کم زائران جمع شدند، خادمان و مسئولان حرم هم رسیدند، صاحب شتر نیز خودش را رساند، صحنه جالبی بود، از چشمان حیوان مرتب اشک جاری بود. غریبهای جلو آمد و خواست بهای شتر را به صاحب آن بپردازد. صاحب شتر گفت: من این حیوان را به مولایمان حضرت رضا میبخشم و امیدوارم حضرت هم مرا به نوکری خود بپذیرند. حیوان را به مزرعه آستان قدس بردند و تا پایان عمر در آنجا آزادانه مشغول چرا و گشت و گذار بود.
🌷@Azu_vaxta👈
سید محمد حسینی از خادمان حرم امام رضا(ع) در مورد ماجرای پناهندهشدن یک شتر به حرم امام رضا (ع) گفت: در منطقه محمدآباد مشهد، کشتارگاهی بود که محل ذبح حیوانات و تأمین گوشت قصابیهای مشهد بود. روزی، صاحب کشتارگاه، شتری را خریداری و برای ذبح به کشتارگاه میبرد. ناگهان قبل از ذبح، حیوان افسار خود را کشیده و به سمت حرم مطهر فرار میکند. همه تلاشها برای نگه داشتن آن بینتیجه میماند.
خادمان حرم امام رضا(ع) در ادامه گفت: من آن روز به حرم مشرف بودم، ناگهان دیدم از در شرقی صحن انقلاب (عتیق)، شتری وارد صحن شد و مستقیم به سمت در غربی رفت، اما قبل از رسیدن به در غربی برگشت نگاهی به گنبد و بارگاه انداخت و آرام آرام پشت پنجره فولاد رفت و آنجا زانو زد.
پایان این ماجرا را سید محمد حسینی اینگونه تعریف کرد: کم کم زائران جمع شدند، خادمان و مسئولان حرم هم رسیدند، صاحب شتر نیز خودش را رساند، صحنه جالبی بود، از چشمان حیوان مرتب اشک جاری بود. غریبهای جلو آمد و خواست بهای شتر را به صاحب آن بپردازد. صاحب شتر گفت: من این حیوان را به مولایمان حضرت رضا میبخشم و امیدوارم حضرت هم مرا به نوکری خود بپذیرند. حیوان را به مزرعه آستان قدس بردند و تا پایان عمر در آنجا آزادانه مشغول چرا و گشت و گذار بود.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
مقام : لافتی الا علی
گروه موسیقی محلی فردای جام
درویش مصطفی جاویدان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
مقام : لافتی الا علی
گروه موسیقی محلی فردای جام
درویش مصطفی جاویدان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❄️در این شب زیبای زمستانی
✨آرزو می کنم
❄️همه خوبی های دنیا
✨مال شما باشه
❄️دلتون شاد باشه
✨غمی توی دلتون نشینه
❄️خنده از لب قشنگتون پاک نشه
✨و دنیا به کامتون باشه
❄️و اوقاتتون همیشه
✨بر مدار خوشبختی بچرخه
⛄️شبتون زیبا و در پناه خدا❄️
@Azu_vaxta👈
✨آرزو می کنم
❄️همه خوبی های دنیا
✨مال شما باشه
❄️دلتون شاد باشه
✨غمی توی دلتون نشینه
❄️خنده از لب قشنگتون پاک نشه
✨و دنیا به کامتون باشه
❄️و اوقاتتون همیشه
✨بر مدار خوشبختی بچرخه
⛄️شبتون زیبا و در پناه خدا❄️
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂✨سلام
🍁✨دوشنبه تون عالی
🍂✨امروزتون پرازبهترینها
🍁✨زندگیتان پرازباران برکت
🍂✨دلتان پراز نغمه های
🍁✨خـوش زنـدگی
🍂✨وجاده زندگيتان
🍁✨پراز شکوفه های
🍂✨سلامتی وتندرستی
🍁✨نگاه خــدا
🍂✨همراه لحظه هایتان
🌷@Azu_vaxta👈
🍁✨دوشنبه تون عالی
🍂✨امروزتون پرازبهترینها
🍁✨زندگیتان پرازباران برکت
🍂✨دلتان پراز نغمه های
🍁✨خـوش زنـدگی
🍂✨وجاده زندگيتان
🍁✨پراز شکوفه های
🍂✨سلامتی وتندرستی
🍁✨نگاه خــدا
🍂✨همراه لحظه هایتان
🌷@Azu_vaxta👈
گویش مشهدی
🔹بسیاری از واژههای گمشدۀ فارسی قدیم را میتوان در گفتار عامیانۀ مشهدیها پیدا کرد. گواه این مطلب اینکه بزرگترین نامۀ دری (شاهنامه فردوسی توسی) به لهجۀ قدیم توس سروده شده است. البته بهواسطۀ ارتباط نزدیک مشهدیها با سایر اقوام، ردّپایی از زبانها و گویشهای دیگر نظیر عربی، ترکی، افغانستانی، کردی، و..... را میتوان در آن دید.
🔸اَلبِتَّن: البته .
اَلپاس زِدَن : ول گشتن ؛ بیهوده گشتن
اَلپَر: زرنگ و متقلب ؛ ورپریده .
اُلُخ : نفهم ؛ بیشعور .
اَلخون مَلَخون : آواره و سرگردان .
اَلدَنگ: ولگرد ؛ بیکاره ؛ احمق با قدی دراز؛ شخص دراز و سبکعقل.
اَلِف : کوچک ؛ تکه ؛ قطعه جدا شده از میوه هایی چون خربزه و هندوانه، یکَ اَلِف بِچّـَه : بچه کوچک
اَلِفش: چسبناکی در اثر مواد قندی و شیرین.
اَلقُشتَک / اَلقیشتَک: بشکنزدن.
اُلو: آتش.
اَلواط: ولگرد.
اَلَه پَله: رنگارنگ ؛ همچنین حالت غیر طبیعی درمورد چشم ( چشماتِ اَلَه پَله مِکِنی .
اَلیز / اَلتیز: جفتک ؛ جستوخیز.
#گویش_مشهدی
#علی_دشتبان
@Azu_vaxta👈
🔹بسیاری از واژههای گمشدۀ فارسی قدیم را میتوان در گفتار عامیانۀ مشهدیها پیدا کرد. گواه این مطلب اینکه بزرگترین نامۀ دری (شاهنامه فردوسی توسی) به لهجۀ قدیم توس سروده شده است. البته بهواسطۀ ارتباط نزدیک مشهدیها با سایر اقوام، ردّپایی از زبانها و گویشهای دیگر نظیر عربی، ترکی، افغانستانی، کردی، و..... را میتوان در آن دید.
🔸اَلبِتَّن: البته .
اَلپاس زِدَن : ول گشتن ؛ بیهوده گشتن
اَلپَر: زرنگ و متقلب ؛ ورپریده .
اُلُخ : نفهم ؛ بیشعور .
اَلخون مَلَخون : آواره و سرگردان .
اَلدَنگ: ولگرد ؛ بیکاره ؛ احمق با قدی دراز؛ شخص دراز و سبکعقل.
اَلِف : کوچک ؛ تکه ؛ قطعه جدا شده از میوه هایی چون خربزه و هندوانه، یکَ اَلِف بِچّـَه : بچه کوچک
اَلِفش: چسبناکی در اثر مواد قندی و شیرین.
اَلقُشتَک / اَلقیشتَک: بشکنزدن.
اُلو: آتش.
اَلواط: ولگرد.
اَلَه پَله: رنگارنگ ؛ همچنین حالت غیر طبیعی درمورد چشم ( چشماتِ اَلَه پَله مِکِنی .
اَلیز / اَلتیز: جفتک ؛ جستوخیز.
#گویش_مشهدی
#علی_دشتبان
@Azu_vaxta👈
از دست کسی در رفتن: کاری را بیاختیار و ناخواسته انجام دادن
از دست کسی کشیدن: از کسی در زحمت و رنج بودن
از دل و دماغ افتادن: شور و نشاط خود را از دست دادن، بیحوصله شدن
از دماغ فیل افتادن: بسیار متکبر و خودبین بودن
از دماغ کسی در آمدن: شادی و نشاطی را با اندوه و رنج تاوان دادن
از دندۀ چپ بلند شدن: سخت عبوس و کمحوصله بودن
از دور دستی برآتش داشتن: آشنایی سطحی و ناکافی با چیزی داشتن
از دولت سر: به لطف کسی، از برکت وجود کسی
از دهان در رفتن: پریدن حرفی از دهان، بدون پیشبینی سخن راندن
از دهان گندهتر حرف زدن: گفتن مطالبی که در حد گوینده نیست
از دیوار مردم بالا رفتن: دزدی کردن
از راه بهدر بردن: فریب دادن، اغوا کردن
ازراهنرسیده: در همان لحظهی رسیدن، به مجرد ورود
از رو بردن: خجالت دادن، مقاومت حریف را در هم شکستن
از رو رفتن: خجالت کشیدن، از میدان بهدر رفتن
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
از دست کسی کشیدن: از کسی در زحمت و رنج بودن
از دل و دماغ افتادن: شور و نشاط خود را از دست دادن، بیحوصله شدن
از دماغ فیل افتادن: بسیار متکبر و خودبین بودن
از دماغ کسی در آمدن: شادی و نشاطی را با اندوه و رنج تاوان دادن
از دندۀ چپ بلند شدن: سخت عبوس و کمحوصله بودن
از دور دستی برآتش داشتن: آشنایی سطحی و ناکافی با چیزی داشتن
از دولت سر: به لطف کسی، از برکت وجود کسی
از دهان در رفتن: پریدن حرفی از دهان، بدون پیشبینی سخن راندن
از دهان گندهتر حرف زدن: گفتن مطالبی که در حد گوینده نیست
از دیوار مردم بالا رفتن: دزدی کردن
از راه بهدر بردن: فریب دادن، اغوا کردن
ازراهنرسیده: در همان لحظهی رسیدن، به مجرد ورود
از رو بردن: خجالت دادن، مقاومت حریف را در هم شکستن
از رو رفتن: خجالت کشیدن، از میدان بهدر رفتن
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( اُنّوک ) ، (عُونُّک ) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
13%
نوعی زرد آلو
75%
نق نقو , کسی که زید نق می زند
7%
بد و بیراه گفتن
0%
هیچکدام
5%
نشنیدم
0%
نمدنن
صد اصطلاح اصیل بیرجندی:
1. قیماق: سر شیر
2. مخت: عهده (ور مخت فلانی)
3. ودی کردن: پیدا کردن
4. لخات: کهنه
5. گستا: ویار
6. چلاسک: چشم خالی
7. چغوک: گنجشک
8. قپک: سنگ ریز
9. سماروق: قارچ
10. تپنک: بالشتک نانوایی
11. لت: زدن
12. لمبوس: گونه
13. رزید: دراز کردن پا جهت استراحت
14. زینه: پله
15. پینک: پیشانی
16. تنیکه: شورت
17. چکه: بشکن
18. نزوال: ناسپاس
19. کنجول: جمع کردن بدن از شدت سرما
20. شوشل: قندیل
21. لمبر انداختن: شکم انداختن
22. پلشت: شلخته
23. اخکوک: چاقاله بادام و زردآلو و ...
24. الده: از روی عمد کاری انجام دادن
25. کنس: خسیس
26. اندر: ناتنی
27. زمهرید: باد سرد
28.سر تن: اندازه
29. سخلو کش: زحمت کش
30. پا سبک کردن: زایمان کردن
31. و نمیه(va nemiya): پاک نمیشود
32. و ما بتربیده: بد حلاوت شدن
33. پلار: ریختن وسایل روی زمین
34.و خو گردی: عجله کردن
35. کلپ: چانه
36. سر شند: لبه، در تیر رس
37.هلقلوف: یک نوع گره
38. هم بیک: جاری
39. غنچه قطینا: آرایش شده و زیبا
40. کتل: زین الاغ
41. هکردن: تکاندن میوه درخت
42. و چرندن: وسایل رو بصورت نا منظم دور و بر خود ریختن
43. انتکه خر: عتیقه فروش
44. شنگ: شاخه دزخت
45. دولخ: گرد و خاک
46. غطه: غوطه ور شدن
47. پستیک: نیشکون
48. لیلیک: کوچک و بمعنی نیشکون نیز میباشد
49. لیسک: لخت
50. اسکل (eskal): سوختن
51. کنگرشک: آرنج
52. شقز: باسن
53. انگم: مفصل
54. اندو: خارش
55. زلور: زالو
56. د خو نمپیوسم: حال نداشتن برای انجام کار
57. و پی یبوندن: کز دادن
58. د خو پرقزیدن (da kho porghazidian) : در گیر خود بودن
59. زکتوی (zakatoy): غذای شور
60. القاس: غذای ترش
61. یاز: کش اومدن
62. لکتوی: آویزان
63. دلنگو: آویزان
64. اوی پکنوی: آبکی
65. چپت: نوعی کفش
66. و بر هم رفتن: به مهمانی هم رفتن
67. ی بره (ya borre): جمعتی که دور هم جمعند
68. بونندوی: بام اندود
69. وشرتیده: شلخته
70. پرنه: پریروز
71. شلپست: صدای افتادن چیزی در آب
72. گرمبست (gorombast) صدای افتادن دیوار
73. تلکست: صدای شکستن چوب
74. جرتست: صدای پاره شدن کاغذ
75. ترقست: صدای دست زدن
76. درینگست: صدای زنگ
77. پایه: رعد و برق
78. پیوی (payoy): حمام
79. کندوک: محل نگهداری آرد
80. تنبیدن: افتادن سقف و دیوار خانه
81. رویش(rowsh): نواری نازک از پارچه
82. کله پر بادی: یرقان
83. ریخ: اسهال
84. کندال: چاله
85. کل: سوراخ
86. کلپال: فضول و جستجو گر
87. عرده: لاستیک
88. اتشونی: شب نشینی
89. شولگ: سبد نگهداری قروت
90. فله: آغوز، اولین شیر گوسفند
91. خلوک: کسی که آب بینی اش آویزان است
92. پوده: ترش کردن
93. اکچه (akoche): هق هق کردن
94. اریک: لثه
95. نگ( nag ): گاز گرفتن آرام
96. لیسکو: گریبان
97. کل بال: زیر بغل
98. دودو: خواهر
99. پت: موی نرم
100. کلیژدک: نوعی کلاغ
به امید اینکه فر هنگ عامه وزبان محلی را به عنوان میراثی جاوید پاسداری کنیم.
#ارسالی_دوستان
عباس مصدق
🌷@Azu_vaxta👈
1. قیماق: سر شیر
2. مخت: عهده (ور مخت فلانی)
3. ودی کردن: پیدا کردن
4. لخات: کهنه
5. گستا: ویار
6. چلاسک: چشم خالی
7. چغوک: گنجشک
8. قپک: سنگ ریز
9. سماروق: قارچ
10. تپنک: بالشتک نانوایی
11. لت: زدن
12. لمبوس: گونه
13. رزید: دراز کردن پا جهت استراحت
14. زینه: پله
15. پینک: پیشانی
16. تنیکه: شورت
17. چکه: بشکن
18. نزوال: ناسپاس
19. کنجول: جمع کردن بدن از شدت سرما
20. شوشل: قندیل
21. لمبر انداختن: شکم انداختن
22. پلشت: شلخته
23. اخکوک: چاقاله بادام و زردآلو و ...
24. الده: از روی عمد کاری انجام دادن
25. کنس: خسیس
26. اندر: ناتنی
27. زمهرید: باد سرد
28.سر تن: اندازه
29. سخلو کش: زحمت کش
30. پا سبک کردن: زایمان کردن
31. و نمیه(va nemiya): پاک نمیشود
32. و ما بتربیده: بد حلاوت شدن
33. پلار: ریختن وسایل روی زمین
34.و خو گردی: عجله کردن
35. کلپ: چانه
36. سر شند: لبه، در تیر رس
37.هلقلوف: یک نوع گره
38. هم بیک: جاری
39. غنچه قطینا: آرایش شده و زیبا
40. کتل: زین الاغ
41. هکردن: تکاندن میوه درخت
42. و چرندن: وسایل رو بصورت نا منظم دور و بر خود ریختن
43. انتکه خر: عتیقه فروش
44. شنگ: شاخه دزخت
45. دولخ: گرد و خاک
46. غطه: غوطه ور شدن
47. پستیک: نیشکون
48. لیلیک: کوچک و بمعنی نیشکون نیز میباشد
49. لیسک: لخت
50. اسکل (eskal): سوختن
51. کنگرشک: آرنج
52. شقز: باسن
53. انگم: مفصل
54. اندو: خارش
55. زلور: زالو
56. د خو نمپیوسم: حال نداشتن برای انجام کار
57. و پی یبوندن: کز دادن
58. د خو پرقزیدن (da kho porghazidian) : در گیر خود بودن
59. زکتوی (zakatoy): غذای شور
60. القاس: غذای ترش
61. یاز: کش اومدن
62. لکتوی: آویزان
63. دلنگو: آویزان
64. اوی پکنوی: آبکی
65. چپت: نوعی کفش
66. و بر هم رفتن: به مهمانی هم رفتن
67. ی بره (ya borre): جمعتی که دور هم جمعند
68. بونندوی: بام اندود
69. وشرتیده: شلخته
70. پرنه: پریروز
71. شلپست: صدای افتادن چیزی در آب
72. گرمبست (gorombast) صدای افتادن دیوار
73. تلکست: صدای شکستن چوب
74. جرتست: صدای پاره شدن کاغذ
75. ترقست: صدای دست زدن
76. درینگست: صدای زنگ
77. پایه: رعد و برق
78. پیوی (payoy): حمام
79. کندوک: محل نگهداری آرد
80. تنبیدن: افتادن سقف و دیوار خانه
81. رویش(rowsh): نواری نازک از پارچه
82. کله پر بادی: یرقان
83. ریخ: اسهال
84. کندال: چاله
85. کل: سوراخ
86. کلپال: فضول و جستجو گر
87. عرده: لاستیک
88. اتشونی: شب نشینی
89. شولگ: سبد نگهداری قروت
90. فله: آغوز، اولین شیر گوسفند
91. خلوک: کسی که آب بینی اش آویزان است
92. پوده: ترش کردن
93. اکچه (akoche): هق هق کردن
94. اریک: لثه
95. نگ( nag ): گاز گرفتن آرام
96. لیسکو: گریبان
97. کل بال: زیر بغل
98. دودو: خواهر
99. پت: موی نرم
100. کلیژدک: نوعی کلاغ
به امید اینکه فر هنگ عامه وزبان محلی را به عنوان میراثی جاوید پاسداری کنیم.
#ارسالی_دوستان
عباس مصدق
🌷@Azu_vaxta👈
مشهد شناسی قدیم
محلات مشهد
قسمت ششم
📖 محله عیدگاه
عیدگاه” محلهای کهنسال درمشهد است که هنوز هم صدای خسخس نفسها و بوی ناب کاهگلش درون سودازدهات را تازه میکند؛ این محله کهنه زمانی با دیوارهای بلند سکوت در قاب خاطرهها جامانده و دستش از دنیا کوتاه تر از آن شده که روح و جانها را بارور کند و با این وجود باز هم می توان دل به کوچه پس کوچه هایش سپرد و در اقیانوس روزهای گذشته غرق شد.
محله عیدگاه یکی از محلات قدیمی و بزرگ جنوب شهر مشهد میباشد که در اطراف کوچه عیدگاه از کنار باروی قدیمی شهر شروع و تا حرم ادامه داشته است محله های سرحوضان و جدید ها از محلات کوچکتر این محله بزرگ بودند این محله:
🔸از شمال به حرم و محله سرشور مجاور بوده است
🔸از غرب به محله کوچکتر سرحوضان و مزارع و باغات
🔸از شرق به محله کوچکتر جدیدها و پائین خیابان مجاور بوده است
🔸از جنوب به مزارع و باغات و محله چهنو مجاور بوده است
🔸خیابان صفوی در شمال ، خیابان فردوسی در جنوب بلوار و فلکه ۱۷ شهریور در شرق وقسمتی از فلکه حضرت و خیابان امام رضا (ع) در غرب این منطقه واقع شده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
محلات مشهد
قسمت ششم
📖 محله عیدگاه
عیدگاه” محلهای کهنسال درمشهد است که هنوز هم صدای خسخس نفسها و بوی ناب کاهگلش درون سودازدهات را تازه میکند؛ این محله کهنه زمانی با دیوارهای بلند سکوت در قاب خاطرهها جامانده و دستش از دنیا کوتاه تر از آن شده که روح و جانها را بارور کند و با این وجود باز هم می توان دل به کوچه پس کوچه هایش سپرد و در اقیانوس روزهای گذشته غرق شد.
محله عیدگاه یکی از محلات قدیمی و بزرگ جنوب شهر مشهد میباشد که در اطراف کوچه عیدگاه از کنار باروی قدیمی شهر شروع و تا حرم ادامه داشته است محله های سرحوضان و جدید ها از محلات کوچکتر این محله بزرگ بودند این محله:
🔸از شمال به حرم و محله سرشور مجاور بوده است
🔸از غرب به محله کوچکتر سرحوضان و مزارع و باغات
🔸از شرق به محله کوچکتر جدیدها و پائین خیابان مجاور بوده است
🔸از جنوب به مزارع و باغات و محله چهنو مجاور بوده است
🔸خیابان صفوی در شمال ، خیابان فردوسی در جنوب بلوار و فلکه ۱۷ شهریور در شرق وقسمتی از فلکه حضرت و خیابان امام رضا (ع) در غرب این منطقه واقع شده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
در گذشته تنها کوچه عیدگاه ( راسته عیدگاه و کوچه زنجیر و کوچه سیروس بوده است و سپس محله جدیدها در همین منطقه به وجود آمده از کوچه های مهم دیگر کوچه باغ حسنخان و کوچه شمس را می توان نام برد. این منطقه هم مانند منطقه نوغان است با همان خصوصیات محلات قدیمی ، خانه ها تماماً قدیمی با همان مصالح ساختمانی که از چوب و خشت خام و کاه گل تشکیل شده است. نوسازی و یا تعمیر خانه ها در محل خیلی کم انجام شده است.
محله عیدگاه در جنوب شهر و سر راه ری و عراق عجم و ولایت های جام و هرات بوده ( یعنی شرق محله سرشور و غرب محله پایین خیابان) .
در قرن دهم هجری یکی از دروازه های شهر در محله عیدگاه قرار داشته و از زمان صفویه محله عیدگاه در کتابهای تاریخی به عنوان یکی از قدیمی ترین دروازه های شهر نام برده شده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
محله عیدگاه در جنوب شهر و سر راه ری و عراق عجم و ولایت های جام و هرات بوده ( یعنی شرق محله سرشور و غرب محله پایین خیابان) .
در قرن دهم هجری یکی از دروازه های شهر در محله عیدگاه قرار داشته و از زمان صفویه محله عیدگاه در کتابهای تاریخی به عنوان یکی از قدیمی ترین دروازه های شهر نام برده شده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
وجه تسمیه : در خصوص وجه تسمیه محله عیدگاه اقوال مختلفی وجود دارد از جمله این که عیدگاه محل برگزاری اعیاد و مراسمات سنتی ، دینی مرسوم در بین مردم شهر مشهد بوده است. ولی به دلیل وجود بارگاه حرم مطهر چندان معقول به نظر نمی رسد که مراسمات در این محل برگزار گردد با این حال بیانگر وجود اتفاق یک حادثه در این محل است که به عیدگاه مشهور شده است . عده ای معتقدند به دلیل خودداری متجاوزان از قتل عام مردم محله مردم آن جشن گرفتند که به محله عیدگاه مشهور شده است.
شغل مردم عیدگاه: شالبافی ، شاطر نانواها، صابون فروش ها و هیزم کش ها ، عشال ، طبیب ، صراف ، الیجه باف ، بقال ، پاکار ، چادرباف ، چرخ تاب ، زرگر ، حجار، کاتب ، مقنی ، مسگر و غیر از این موارد کلانتر یا داروغه شهر هم در این محله زندگی می کرده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
شغل مردم عیدگاه: شالبافی ، شاطر نانواها، صابون فروش ها و هیزم کش ها ، عشال ، طبیب ، صراف ، الیجه باف ، بقال ، پاکار ، چادرباف ، چرخ تاب ، زرگر ، حجار، کاتب ، مقنی ، مسگر و غیر از این موارد کلانتر یا داروغه شهر هم در این محله زندگی می کرده است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
لیلا در واکن مویُم
خواننده : مرتضی گودرزی
شعروآهنگ : استاداسماعیل ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
لیلا در واکن مویُم
خواننده : مرتضی گودرزی
شعروآهنگ : استاداسماعیل ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷یک شب پر از آرامش
💫یک دل شاد و بی غصه
🌷یک زندگی آروم و عاشقانه
💫ویک دعای خیر از ته دل
🌷نصیب لحظه هاتون
🌷تو این شب سرد پاییزی
💫خونه دلتون گرم
🌷دل نگرانیهایتان به در
شبتون سرشار از نگاه خدا ❤️
@Azu_vaxta👈
💫یک دل شاد و بی غصه
🌷یک زندگی آروم و عاشقانه
💫ویک دعای خیر از ته دل
🌷نصیب لحظه هاتون
🌷تو این شب سرد پاییزی
💫خونه دلتون گرم
🌷دل نگرانیهایتان به در
شبتون سرشار از نگاه خدا ❤️
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💕سه شنبه تون عالی
💫زیبایی
🍁هنر زندگی ست
🌷تنفس شروع زندگی ست
💕عشق جزیی از زندگی ست
💫اما " دوست "
🍁" قلب " زندگی ست
🌷هر چه آسایش روح
💕هر چه آرامش دل
💫هر چه تقدیر بلند
🍁هرچه لبخند قشنگ
🌷هر چه از لطف خداست
💕همــه تقـــدیم شمـــا
🌷@Azu_vaxta👈
💫زیبایی
🍁هنر زندگی ست
🌷تنفس شروع زندگی ست
💕عشق جزیی از زندگی ست
💫اما " دوست "
🍁" قلب " زندگی ست
🌷هر چه آسایش روح
💕هر چه آرامش دل
💫هر چه تقدیر بلند
🍁هرچه لبخند قشنگ
🌷هر چه از لطف خداست
💕همــه تقـــدیم شمـــا
🌷@Azu_vaxta👈
خاطره جالبی از محمد تقی جعفری!
🔸علامه جعفری میگفت:
در یکی از زیارت هام که مشهد رفته بودم، به امام رضا گفتم:
یا امام رضا، دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر شما بشناسم که چه جور منو میبینی! نشونه اش هم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف میزنه، من پیامتو بگیرم...
وارد صحن که شدیم، خانممو گم کردم، اینور بگرد، انور بگرد؛ یه دفعه دیدم داره میره، خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم، که کجایی خانم...؟
روشو که برگردوند، دیدم زن من نیست، بلافاصله بهم گفت: "خیلی خری"!!
حالا منم مات و مبهوت شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه!!
همین جور که نگاش میکردم و تو فکر بودم، فکر کرد دست بردار نیستم، دوباره گفت: " هم خودت خری، هم هفت جد و آبادت"😂
علامه میگفتن؛ این داستان رو برای شهید مطهری تعریف کردم، ایشان تا بیست دقیقه میخندید...
@Azu_vaxta👈
🔸علامه جعفری میگفت:
در یکی از زیارت هام که مشهد رفته بودم، به امام رضا گفتم:
یا امام رضا، دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر شما بشناسم که چه جور منو میبینی! نشونه اش هم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف میزنه، من پیامتو بگیرم...
وارد صحن که شدیم، خانممو گم کردم، اینور بگرد، انور بگرد؛ یه دفعه دیدم داره میره، خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم، که کجایی خانم...؟
روشو که برگردوند، دیدم زن من نیست، بلافاصله بهم گفت: "خیلی خری"!!
حالا منم مات و مبهوت شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه!!
همین جور که نگاش میکردم و تو فکر بودم، فکر کرد دست بردار نیستم، دوباره گفت: " هم خودت خری، هم هفت جد و آبادت"😂
علامه میگفتن؛ این داستان رو برای شهید مطهری تعریف کردم، ایشان تا بیست دقیقه میخندید...
@Azu_vaxta👈