این روزها بسیاری باور دارند سینما آسیا به دلیل فرسوده شدن و قرار گرفتن در یکی از منطقههای شلوغ شهر بدون داشتن فضایی برای پارکینگ دیگر کاربری لازم را ندارد. این درحالی است که این سینما میتوانست با نگهداری درست حداقل به مکانی، چون موزه سینما و محلی تاریخی تبدیل شود یا اینکه با بازسازی کلی میشد همچنان کاربری سینمایی خود را حفظ کند. به ویژه آنکه سینما آسیا در منطقه زائرپذیر مشهد واقع شدهاست. همین موضوع نیز مزیتی برای آن بود تا مخاطبان را جذب کند. اما گویا سینما آسیا نیز به سرنوشت سینماهایی مانند «مولنروژ»، «کریستال» و «دیدهبان» دچار خواهد شد و چرخه نابودی سینماهای ایران همچنان ادامه خواهد داشت
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
درزمانهای گذشته مثل حالا نگاتیوفیلم های سبنما گران بود و برای صرفه جویی راهی را پیدا کرده بودند به نام فیلمبری به این معنی که سینماهایی که در محدوده نزدیک هم بودند با نیم ساعت تفاوت در پخش فیلم هایشان، یک نسخه از فیلم را اکران می کردند به این شکل که مثلا سینما اول اگر سانس 9.30 بود سینما دوم ساعت 10 و سینما سوم ساعت 10.30 نمایش فیلمشان را شروع می کردند وقتی پخش حلقه اول در سینما اول تمام می شد یک موتورسوار یا چرخی این فیلم را به سینمای دوم می رساند و به همین ترتیب یک کپی فیلم در میان سه سینما تا شب جابه جا می شد.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
تصنیف قدیمی لهجه مشهدی
از شادروان : استاد شجریان عزیز
تقدیم به همه دوستداران استاد شجریان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
تصنیف قدیمی لهجه مشهدی
از شادروان : استاد شجریان عزیز
تقدیم به همه دوستداران استاد شجریان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
موسیقی نِماشوم تصنیف قدیمی لهجه مشهدی از شادروان : استاد شجریان عزیز تقدیم به همه دوستداران استاد شجریان #موسیقی_نماشوم #موسیقی_محلی #خراسان نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب 🌷@Azu_vaxta👈
متن تصنیف قدیمی
عاقبت این زنیکه مشت مو ره وا مکنه
عاقبت این زنیکه مشت مو ره وا مکنه
جلوی همسایهها بس به مو دعوا مکنه
بچهها ره مزنه فحش مده تا متانه
مو ازش وفتی مپرسم چیه حاشا مکنه
صبحا از ساعت نه آینه ره ور مداره
روی صندق مشینه و خودشه تماشا مکنه
پشت بوم وقتی مره جای مو ره پهن بکنه
جلوی همسایهها پاک مو ره رسوا مکنه
آشپزیش کوفته مره وقتی غذا ره مپزه
هر چی دم دست اویه توی غذا ها مکنه
آب دوغ ره مپزه اشکنه ره دم مکنه
به خنه این زنیکه واخ که چه کارا مکنه
اگه دیرتر برم از حموم و مسجد به خنه
دم در خنه قیامت ره برپا مکنه
وقته بازار مره با سکنه خله و شمسی کوره
حقوق یک ماهم ره خرج اتینا مکنه
چند که به عدلیه مرم بهر طلاق
قاضی عدلیه هی امروز و فردا مکنه
🌷@Azu_vaxta👈
عاقبت این زنیکه مشت مو ره وا مکنه
عاقبت این زنیکه مشت مو ره وا مکنه
جلوی همسایهها بس به مو دعوا مکنه
بچهها ره مزنه فحش مده تا متانه
مو ازش وفتی مپرسم چیه حاشا مکنه
صبحا از ساعت نه آینه ره ور مداره
روی صندق مشینه و خودشه تماشا مکنه
پشت بوم وقتی مره جای مو ره پهن بکنه
جلوی همسایهها پاک مو ره رسوا مکنه
آشپزیش کوفته مره وقتی غذا ره مپزه
هر چی دم دست اویه توی غذا ها مکنه
آب دوغ ره مپزه اشکنه ره دم مکنه
به خنه این زنیکه واخ که چه کارا مکنه
اگه دیرتر برم از حموم و مسجد به خنه
دم در خنه قیامت ره برپا مکنه
وقته بازار مره با سکنه خله و شمسی کوره
حقوق یک ماهم ره خرج اتینا مکنه
چند که به عدلیه مرم بهر طلاق
قاضی عدلیه هی امروز و فردا مکنه
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸✨خداوندا
🌸✨فردایمان را همانطور
🌸✨که میخواهی
🌸✨نقاشی کن
🌸✨ما به قلم رحمتت
🌸✨ایمان داریم.
🌸✨شب تون قشنگ
🌸✨لحظه هاتون لبریز از آرامش
🌸✨و فردایی پراز خیر و برکت
🌸✨براتون آرزو میکنم
@Azu_vaxta👈
🌸✨فردایمان را همانطور
🌸✨که میخواهی
🌸✨نقاشی کن
🌸✨ما به قلم رحمتت
🌸✨ایمان داریم.
🌸✨شب تون قشنگ
🌸✨لحظه هاتون لبریز از آرامش
🌸✨و فردایی پراز خیر و برکت
🌸✨براتون آرزو میکنم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸سـلام
🍃به دلهای گرمتان
🌸سلامی بــه
🍃قلب پاک و پر مهرتان
🌸آرزو میکنم
🍃امروز از
🌸شوق سر ریز باشید
🍃و لبخندی به بلندی آسمان
🌸رو لبهاتون نقش ببندد
🍃سه شنبه تون بخیر وشادی
🌷@Azu_vaxta👈
🍃به دلهای گرمتان
🌸سلامی بــه
🍃قلب پاک و پر مهرتان
🌸آرزو میکنم
🍃امروز از
🌸شوق سر ریز باشید
🍃و لبخندی به بلندی آسمان
🌸رو لبهاتون نقش ببندد
🍃سه شنبه تون بخیر وشادی
🌷@Azu_vaxta👈
بازی های محلی
بازیهای بومیِ محلی ریشه در سنتهای دیرینۀ نیاکانمان دارد که متأسفانه امروزه بنا به دلایلی چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بازیهای رایانهای و ورزشهای جدید، امکان پرداختن به بازیهای محلی را تقریباً غیرممکن ساخته است.
درحال حاضربازیهای رایانهای و ورزشهای جدید، چنان جای خود را در بین مردم باز کرده که دیگر بازیهای سنّتی که روزگاری جذابترین سرگرمیها و تفریحات مردم را در پی داشت،بکلی فراموش شدهاند. اما بدون شک لذتی که در انجام بازیهای محلی قدیمی هست، در هیچ یک از بازیهای جدید و کامپیوتری دیده نشده است.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بازیهای بومیِ محلی ریشه در سنتهای دیرینۀ نیاکانمان دارد که متأسفانه امروزه بنا به دلایلی چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بازیهای رایانهای و ورزشهای جدید، امکان پرداختن به بازیهای محلی را تقریباً غیرممکن ساخته است.
درحال حاضربازیهای رایانهای و ورزشهای جدید، چنان جای خود را در بین مردم باز کرده که دیگر بازیهای سنّتی که روزگاری جذابترین سرگرمیها و تفریحات مردم را در پی داشت،بکلی فراموش شدهاند. اما بدون شک لذتی که در انجام بازیهای محلی قدیمی هست، در هیچ یک از بازیهای جدید و کامپیوتری دیده نشده است.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بازی محلی
بازی پِشتی: کمربندبازی
در این بازی ابتدا دایرهای به قطر تقریبا ً3متر بر روی زمین میکشیدند. درون دایره 2 و یا زمانی که شرکتکنندگان زیاد بود 3 یا 4 کمربند را طوری که سگک کمربندها بر روی خط دایره باشد، قرار میدادند. افراد شرکتکننده به دو گروهِ مساوی تقسیم و با قرعهکشی گروه برنده و بازنده را تعیین میکردند. گروه برنده و بازنده به وسیلۀ شیر یا خطانداختن با سکه و یا انداختن تر وخشک، انتخاب میشد. در موقع انداختن تر یا یا خشک، دو سرگروه در مقابل هم میایستادند و یکی از سرگروهها سنگی مسطّح که معمولاً سیاه بود را انتخاب و یکطرف آن را با مقداری آب دهان خیس میکرد و به سرگروه مقابل میگفت تر یا خشک؟ سرگروه مقابل یکی از این دو کلمه را انتخاب میکرد. مثلاً می گفت: تر. سرگروهی که سنگ در دستش بود سنگ را به حالت چرخشی رو به بالا پرتاب میکرد و پس از اینکه سنگ به روی زمین فرود میآمد، اگر سمتِ خیسشدۀ آن رو به بالا بود، گروه مقابل برنده بود و گروه بازندۀ قرعهکشی باید در داخل دایره و روی کمربندها قرار میگرفت.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بازی پِشتی: کمربندبازی
در این بازی ابتدا دایرهای به قطر تقریبا ً3متر بر روی زمین میکشیدند. درون دایره 2 و یا زمانی که شرکتکنندگان زیاد بود 3 یا 4 کمربند را طوری که سگک کمربندها بر روی خط دایره باشد، قرار میدادند. افراد شرکتکننده به دو گروهِ مساوی تقسیم و با قرعهکشی گروه برنده و بازنده را تعیین میکردند. گروه برنده و بازنده به وسیلۀ شیر یا خطانداختن با سکه و یا انداختن تر وخشک، انتخاب میشد. در موقع انداختن تر یا یا خشک، دو سرگروه در مقابل هم میایستادند و یکی از سرگروهها سنگی مسطّح که معمولاً سیاه بود را انتخاب و یکطرف آن را با مقداری آب دهان خیس میکرد و به سرگروه مقابل میگفت تر یا خشک؟ سرگروه مقابل یکی از این دو کلمه را انتخاب میکرد. مثلاً می گفت: تر. سرگروهی که سنگ در دستش بود سنگ را به حالت چرخشی رو به بالا پرتاب میکرد و پس از اینکه سنگ به روی زمین فرود میآمد، اگر سمتِ خیسشدۀ آن رو به بالا بود، گروه مقابل برنده بود و گروه بازندۀ قرعهکشی باید در داخل دایره و روی کمربندها قرار میگرفت.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
با شروع بازی افراد برنده بیرون خط سعی میکردند کمربندهای داخل دایره را بردارند و با آن شروع به زدن افراد داخل دایرۀ نمایند. در مقابل، افراد درون دایره نیز مانع آن میشدند تا کمربندی توسط افراد بیرون از دایره برداشته شود زیرا اگر یکی از کمربندها برداشته میشد، با زدن کمربند به سمت افراد داخل دایره و دورکردن آنها از روی کمربندهای بعدی، برداشتن آنها هم سادهتر میگردید و بازی زمانی دیدنی و جذّاب میشد که افراد کمربندها را برمیداشتند. در این مرحله بازی به اوج هیجان میرسید. افرادی که کمربندها را در دست داشتند، شروع به زدن کمربند با شدت هرچهتمامتر به پاهای افراد داخل دایره میکردند. افراد داخل دایره با خوردن هر کمربند به هوا میپریدند و بازیکنان بیرون و تماشاچیها دودل میماندند که دلسوزی کنند یا به حرکات بازیکنان بخندند. کمربندها معمولاً از چرم طبیعی و بسیار ضخیم تهیه میشد و درد و سوزش شدیدی داشت.
مرحله اول بازی زمانی پایان مییافت که گروهِ داخل دایره موفق به گرفتن افراد بیرون از دایره بازی میشدند و با پا ضربهای به روی پای بازیکن بیرون از دایره میزدند که با این عمل جای دو گروه عوض میشد.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
مرحله اول بازی زمانی پایان مییافت که گروهِ داخل دایره موفق به گرفتن افراد بیرون از دایره بازی میشدند و با پا ضربهای به روی پای بازیکن بیرون از دایره میزدند که با این عمل جای دو گروه عوض میشد.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
اجرای زیبای اساتید غلامرسول صوفی ومحمد طاهری
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اجرای زیبای اساتید غلامرسول صوفی ومحمد طاهری
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨خدایا
🌙دلم را به مهرت
✨به عشقت
🌙به شناختت
✨به عظمت مهربانیت
🌙به امیدی که برایم میسازی
✨به راهی که نشانم میدهی
🌙به وقتی که دستهایم
✨را در تاریکی میگیری
🌙قرص کردهام
✨به نگاهت تکیه کردهام
🌙میدانم هیچگاه تنهایم نمیگذاری
شبتون در پناه خدا🌙✨
@Azu_vaxta👈
🌙دلم را به مهرت
✨به عشقت
🌙به شناختت
✨به عظمت مهربانیت
🌙به امیدی که برایم میسازی
✨به راهی که نشانم میدهی
🌙به وقتی که دستهایم
✨را در تاریکی میگیری
🌙قرص کردهام
✨به نگاهت تکیه کردهام
🌙میدانم هیچگاه تنهایم نمیگذاری
شبتون در پناه خدا🌙✨
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزتون مغطر به عطر صلوات
خدایا
دراین روز چهارشنبه
زیبا و پربرکت
دلهایمان را عاشقانه
به تومیسپاریم
پناهمان باش
آرامش
سلامتی
عاقبت بخیری
وعمر باعزت را
نصیبمان کن
🌷@Azu_vaxta👈
خدایا
دراین روز چهارشنبه
زیبا و پربرکت
دلهایمان را عاشقانه
به تومیسپاریم
پناهمان باش
آرامش
سلامتی
عاقبت بخیری
وعمر باعزت را
نصیبمان کن
🌷@Azu_vaxta👈
🔹باورها واعتقادات عامیانه
در عصر حاضر، عقاید و آداب و رسوم جوامع مانند بسیاری از مسائل دیگر زندگی، به سرعت در حال فروپاشی و فراموشی است. شاید دور نباشد آن روزی که دیگر از فرهنگ و آداب و رسوم نیاکانمان کوچکترین اثری باقی نماند. در قدیم مردم به آداب و رسوم احترام می گذاشتند و پایبند اصول اعتقادی خود بودند. بعضی از این اعتقادها و باورها هنوز هم در بین مردم، به خصوص روستاها و محلههای قدیمی که تقریباً اصالت خود را حفظ کردهاند،
🔸 اگر ظروف بلور يا چينى میشکست، میگفتند بلا بوده که به این خورده است.
🔸 عقیده داشتند که پوشیدن لباس زرد آمد نيامد دارد، اما لباس سفيد، سبز و مشکى را خوشیُمن میدانستند.
🔸میگفتند از شانۀ ديگرى نباید استفاده کرد زیرا بين آنها دلسردى پیش میآید.
🔸با جارو کسی را زدن را بد میدانستند و میگفتند از عمر فرد کم مىشود و بايد از سرِ جارو مقداری را شکست. ولی بعضی مواقع با جارو آنقدر بچهها را میزدند که جارو به تن بچۀ بیچاره تکهتکه میشد.
🔸چنانچه بچۀ خردسال جارو به دست میگرفت و جارو میکرد، میگفتند مهمان خواهد آمد.
🔸بر این عقیده بودند که همراه داشتن مهرۀ مار باعث سفيدبختى خواهد بود.
🔸میگفتند خوردن پنير ذهن را کم و آدمی را خرفت میکند.
🔸بر این عقیده بودند که براى اينکه زودتر مهمان از خانۀ صاحبخانه برود، باید داخل کفشش نمک ریخت.
🔸میگفتند سرکهانداختن آمد و نيامد دارد.
🔸باران نيسان که هفتاد روز بعد از نوروز میبارد، اگر روى سر کسى ببارد موى سرش را پرپشت مىکند و اگر بیمار آن را بنوشد، شفا خواهد یافت. 🔸عقیده داشتند که خوردن ماست و کاهو عمر را زياد مىکند.
🔸روز اول ماه و روز اول سال، خوردن تربت سيدالشهداء(ع) را بسیار خوشیُمن میدانستند و عقیده داشتند که ثواب دارد. ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
در عصر حاضر، عقاید و آداب و رسوم جوامع مانند بسیاری از مسائل دیگر زندگی، به سرعت در حال فروپاشی و فراموشی است. شاید دور نباشد آن روزی که دیگر از فرهنگ و آداب و رسوم نیاکانمان کوچکترین اثری باقی نماند. در قدیم مردم به آداب و رسوم احترام می گذاشتند و پایبند اصول اعتقادی خود بودند. بعضی از این اعتقادها و باورها هنوز هم در بین مردم، به خصوص روستاها و محلههای قدیمی که تقریباً اصالت خود را حفظ کردهاند،
🔸 اگر ظروف بلور يا چينى میشکست، میگفتند بلا بوده که به این خورده است.
🔸 عقیده داشتند که پوشیدن لباس زرد آمد نيامد دارد، اما لباس سفيد، سبز و مشکى را خوشیُمن میدانستند.
🔸میگفتند از شانۀ ديگرى نباید استفاده کرد زیرا بين آنها دلسردى پیش میآید.
🔸با جارو کسی را زدن را بد میدانستند و میگفتند از عمر فرد کم مىشود و بايد از سرِ جارو مقداری را شکست. ولی بعضی مواقع با جارو آنقدر بچهها را میزدند که جارو به تن بچۀ بیچاره تکهتکه میشد.
🔸چنانچه بچۀ خردسال جارو به دست میگرفت و جارو میکرد، میگفتند مهمان خواهد آمد.
🔸بر این عقیده بودند که همراه داشتن مهرۀ مار باعث سفيدبختى خواهد بود.
🔸میگفتند خوردن پنير ذهن را کم و آدمی را خرفت میکند.
🔸بر این عقیده بودند که براى اينکه زودتر مهمان از خانۀ صاحبخانه برود، باید داخل کفشش نمک ریخت.
🔸میگفتند سرکهانداختن آمد و نيامد دارد.
🔸باران نيسان که هفتاد روز بعد از نوروز میبارد، اگر روى سر کسى ببارد موى سرش را پرپشت مىکند و اگر بیمار آن را بنوشد، شفا خواهد یافت. 🔸عقیده داشتند که خوردن ماست و کاهو عمر را زياد مىکند.
🔸روز اول ماه و روز اول سال، خوردن تربت سيدالشهداء(ع) را بسیار خوشیُمن میدانستند و عقیده داشتند که ثواب دارد. ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( فُقوویی) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
12%
از لوازم کشاورزی درقدیم
0%
از لوازم خانگی درقدیم
12%
مارمالاد انگور
12%
مربای سنتی شیره انگور
50%
گزینه سه و چهار
6%
نمدنم
9%
نشنیدم
مشهد شناسی قدیم
محلات مشهد
قسمت پنجم
📖 پایین خیابان (ته خیابون)
پس از احداث تنها خیابان مشهد در زمان شاه عباس صفوی قسمتی که در بالای حرم واقع میشود به بالا خیابان و قسمتی که در پائین حرم واقع میشود به پائین خیابان معروف می گردد
این خیابان از دروازه پائین خیابان تا دروازه بالا خیابان به طول دو هزار و نهصد ذرع (3016 متر) و عرض بیست و هشت ذرع(29.12 متر) بوده است
در دوره پهلوی بالا خیابان به دلیل وجود ارامگاه نادر به خیابان نادری و پائین خیابان به یاد شاه عباس، صفوی نامیده میشود
بعد از انقلاب به خیابان های شیرازی و نواب صفوی تغییر اسم می یابد ولی در تابلو ها بالا خیابان و پائین خیابان نیز ثبت شده است
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
محلات مشهد
قسمت پنجم
📖 پایین خیابان (ته خیابون)
پس از احداث تنها خیابان مشهد در زمان شاه عباس صفوی قسمتی که در بالای حرم واقع میشود به بالا خیابان و قسمتی که در پائین حرم واقع میشود به پائین خیابان معروف می گردد
این خیابان از دروازه پائین خیابان تا دروازه بالا خیابان به طول دو هزار و نهصد ذرع (3016 متر) و عرض بیست و هشت ذرع(29.12 متر) بوده است
در دوره پهلوی بالا خیابان به دلیل وجود ارامگاه نادر به خیابان نادری و پائین خیابان به یاد شاه عباس، صفوی نامیده میشود
بعد از انقلاب به خیابان های شیرازی و نواب صفوی تغییر اسم می یابد ولی در تابلو ها بالا خیابان و پائین خیابان نیز ثبت شده است
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
📖 پایین خیابان (ته خیابون)
وجه تسمیه نام «ته خیابان» از این سو است که در دوره صفویه، خیابان اصلی که از بالا به پایین کشیده شده بود، به دروازه ای به نام پایین خیابان ختم می شد. این بخش که پایین و ختم خیابان بود، به ته «خیابون» شهره گردید.
محله پایینخیابان همان امتداد محور عمده ارتباطی شهر از بست پایین حرم مطهر تا پنجراه پایینخیابان است که قبل از انقلاب، خیابان صفوی و اکنون «نواب صفوی» نامیده میشود. انتهای پایینخیابان در نزدیکی دروازه که به «تهخیابون» شهرت داشته، در حال حاضر به میدان وسیعی ختم میشود که «میدان عدالت» نام دارد. این میدان در قدیم «میدان اعدام» نام داشت که محل به دار کشیدن محکومین و قاتلین بود.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
وجه تسمیه نام «ته خیابان» از این سو است که در دوره صفویه، خیابان اصلی که از بالا به پایین کشیده شده بود، به دروازه ای به نام پایین خیابان ختم می شد. این بخش که پایین و ختم خیابان بود، به ته «خیابون» شهره گردید.
محله پایینخیابان همان امتداد محور عمده ارتباطی شهر از بست پایین حرم مطهر تا پنجراه پایینخیابان است که قبل از انقلاب، خیابان صفوی و اکنون «نواب صفوی» نامیده میشود. انتهای پایینخیابان در نزدیکی دروازه که به «تهخیابون» شهرت داشته، در حال حاضر به میدان وسیعی ختم میشود که «میدان عدالت» نام دارد. این میدان در قدیم «میدان اعدام» نام داشت که محل به دار کشیدن محکومین و قاتلین بود.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈