اَزُو وَختا
383 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍁دعا می کنم در این شب
💫زیر این سقف بلند
🍁روی دامان زمین
🍁هر ڪجا خسته و پرغصه شدی
💫دستی از غیب به دادت برسد
🍁وچه زیباست کـه آن
💫دستِ خدا باشد وبس
🍁شب سرد زمستونیتون گرم و زیبا و آروم ...
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕊آرزو میکنم
♥️امروز براتون سرشار از عشق
🕊برکت و تندرستی باشد
♥️و به هرآنچه آرزویش
🕊را دارید، برسید...

🕊دو شنبه تون سرشار از
♥️عطـر خداونـدی
🌷
@Azu_vaxta👈
گویش مشهدی
🔹«لهجه و گویش مشهدی یا به‌عبارت علمی‌تر فارسی مشهدی، یکی از مؤثرترین گویش‌ها در فارسی دری است، زیرا خاستگاه فارسی دری و همچنین ادبیات اصیل فارسی، این گویش و زبان زیباست. اما امروزه این واژه‌ها و اصطلاحات که در گذشته‌های نه‌چندان دور بسیار مورد استفاده قرار‌می‌گرفت، در بین مردم از خرد و کلان کمتر به کار برده می‌شود، اما هنوزهم هرازگاهی کهن‌سالان و پیرمردهای روستاهای اطراف و یا محلات قدیمی درگفتار روزمره خود خواسته یا ناخواسته کلماتی را استفاده می‌کنند که برای اکثرجوانهای ما گنگ و نامفهوم میباشد کلماتی که شاید بعضی از جوانان امروزی تاکنون نشنیده و یا اگر شنیده‌اند معنی آن را به درستی نمی‌دانند.
🔸اَفتو زِدَه : هنگام طلوع خورشید ؛ ابتدای طلوع آفتاب و همچنین به انسان و چیزی که حرارت آفتاب بر آن اثر گذاشته است .
🔸اَفتُو زِردی : نزدیک غروب ؛ هنگام غروب کردن خورشید .
🔸اَفتُو گِردِش : گیاه آفتاب گردان .
🔸اَفتُو لو بوْم : آفتاب لب بام ؛ کنایه به شخص پیر و کهنسال دارد که دیگر چیزی از عمرش باقی نمانده است .
🔸اِقَد / اِقَدر : اینقدر ؛ در این حد .
🔸اُقذِر : این قدر ؛ این اندازه ؛ آن قدر .
🔸اَقلِّکَن /اَقَلّـِکَم : لا اقل ؛ حداقل ؛ فقط .
🔸اَقَلَ كَندِش: حداقلش .
🔸اُکچَه (حُکچَه): سکسکه.
🔸اَلّا بَختی : اتفاقی ؛ تصادفی .
🔸اِلاهُم : الهی ؛ بیشتر درمواقع نفرین و دعاکردن گفته می شود ، مثال : اِلاهُم بِری کِ وَر نِگِردی : الهی بری که برنگردی .
🔸اَلبَد: شاید ؛ البته ؛ احتمالاّ ؛ احیاناّ.
#گویش_مشهدی
@Azu_vaxta👈
اصطلاحات عامیانه
🔸از خجالت کسی در آمدن: محبت کسی را جبران کردن
🔸از خدا بی‌خبر: ظالم، نابه‌کار
🔸از خدا خواستن: در برابر پیشنهاد یا کاری قرار گرفتن که خود شخص در آرزویش بوده است
🔸ازخداخواسته: آرزومند، مشتاق
🔸از خرس مویی کندن: از مردم خسیس چیزی درآوردن، هرچند ناچیز باشد
🔸از خر شیطان پایین آمدن: از لجاجت دست برداشتن، از تصمیم نادرستی منصرف شدن
🔸از خشت افتادن: بدنیا آمدن
🔸از خنده روده بر شدن: از شدت خنده بی‌حال شدن
🔸از خواب پریدن: بیدارشدن ناگهانی از خواب
🔸از خود بودن: خودی بودن، محرم بودن
🔸از خود در آوردن: دروغ‌پردازی کردن
🔸ازخودراضی: متکبر، خود پسند
🔸از خوشحالی در پوست نگنجیدن: از شادی سر از پا نشناختن
🔸از خیر چیزی گذشتن: از چیزی صرفنظر کردن
🔸از دست برآمدن: ممکن و شدنی بودن، از عهده بر آمدن
🔸از دست دادن: گم کردن
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (کاسخِنَه) یعنی چه؟
کاسخِنَه
1- لانه پرندگان
2- محل قرار دادن سنگ پلخمون
گرینه های سه و چهار صحیح است
سینمادرمشهد
قسمت پنجم
نام سینما: آسیا
تأسیس: سال ۱۳۳۹
مؤسس: دکتر عباس اسکوئیان
مکان: خیابان ارگ
وضعیت فعلی: در حال تخریب
تعداد صندلی: ۷۰۰
مکان: خیابان ارگ سابق (خیابان امام خمینی) – امام خمینی ۲۴ ( کوچه سینما آسیا
سینما آسیا در ۱۵‌مهر‌۱۳۳۹ در کوچه ارگ به بهره‌برداری رسید و در سال‌۱۳۵۹ مصادره شد. این سینما بعدها با نام «آزادی» و چند سال بعد با نام «فلسطین» به فعالیتش ادامه داد. در سال۱۳۶۴ تعدادی از اتاق‌های طبقۀ اول ساختمان، به دلیل نداشتن ایمنی، تخریب و در نهایت تعطیل شد.
سینما آسیا تا سال‌۱۳۷۰ دایر بود اما این روزها فضایی تاریک و متروکه است که هوای آن آکنده از غبار است و تماشاچیان سینما حشرات هستند. وقتی وارد سینما می‌شوید، بیشتر از هر چیز فضای فیلم‌های ترسناک هالیوودی در ذهن مجسم می‌شود. این فضا تنها یادگار باقی مانده از سینما آسیای مشهد است.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
این روز‌ها بسیاری باور دارند سینما آسیا به دلیل فرسوده شدن و قرار گرفتن در یکی از منطقه‌های شلوغ شهر بدون داشتن فضایی برای پارکینگ دیگر کاربری لازم را ندارد. این درحالی است که این سینما می‌توانست با نگهداری درست حداقل به مکانی، چون موزه سینما و محلی تاریخی تبدیل شود یا اینکه با بازسازی کلی می‌شد همچنان کاربری سینمایی خود را حفظ کند. به ویژه آنکه سینما آسیا در منطقه زائرپذیر مشهد واقع شده‌است. همین موضوع نیز مزیتی برای آن بود تا مخاطبان را جذب کند. اما گویا سینما آسیا نیز به سرنوشت سینما‌هایی مانند «مولن‌روژ»، «کریستال» و «دیده‌بان» دچار خواهد شد و چرخه نابودی سینما‌های ایران همچنان ادامه خواهد داشت
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
درزمانهای گذشته مثل حالا نگاتیوفیلم های سبنما گران بود و برای صرفه جویی راهی را پیدا کرده بودند به نام فیلم‌بری به این معنی که سینماهایی که در محدوده نزدیک هم بودند با نیم ساعت تفاوت در پخش فیلم هایشان، یک نسخه از فیلم را اکران می کردند به این شکل که مثلا سینما اول اگر سانس 9.30 بود سینما دوم ساعت 10 و سینما سوم ساعت 10.30 نمایش فیلمشان را شروع می کردند وقتی پخش حلقه اول در سینما اول تمام می شد یک موتورسوار یا چرخی این فیلم را به سینمای دوم می رساند و به همین ترتیب یک کپی فیلم در میان سه سینما تا شب جابه جا می شد.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
تصنیف قدیمی لهجه مشهدی
از شادروان : استاد شجریان عزیز
تقدیم به همه دوستداران استاد شجریان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
موسیقی نِماشوم تصنیف قدیمی لهجه مشهدی از شادروان : استاد شجریان عزیز تقدیم به همه دوستداران استاد شجریان #موسیقی_نماشوم #موسیقی_محلی #خراسان نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب 🌷@Azu_vaxta👈
متن تصنیف قدیمی
عاقبت این زنیکه مشت مو ره وا مکنه

عاقبت این زنیکه مشت مو ره وا مکنه
جلوی همسایه‌ها بس به مو دعوا مکنه
بچه‌ها ره مزنه فحش مده تا متانه
مو ازش وفتی م‍پرسم چیه حاشا مکنه
صبحا از ساعت نه آینه ره ور مداره
روی صندق مشینه و خودشه تماشا مکنه
پشت بوم وقتی مره جای مو ره پهن بکنه
جلوی همسایه‌ها پاک مو ره رسوا مکنه
آشپزیش کوفته مره وقتی غذا ره مپزه
هر چی دم دست اویه توی غذا ها مکنه
آب دوغ ره مپزه اشکنه ره دم مکنه
به خنه این زنیکه واخ که چه کارا مکنه
اگه دیرتر برم از حموم و مسجد به خنه
دم در خنه قیامت ره برپا مکنه
وقته بازار مره با سکنه خله و شمسی کوره
حقوق یک ماهم ره خرج اتینا مکنه
چند که به عدلیه مرم بهر طلاق
قاضی عدلیه هی امروز و فردا مکنه
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸خداوندا
🌸فردایمان را همانطور
🌸که میخواهی
🌸نقاشی کن
🌸ما به قلم رحمتت
🌸ایمان داریم.
🌸شب تون قشنگ
🌸لحظه هاتون لبریز از آرامش
🌸و فردایی پراز خیر و برکت
🌸براتون آرزو میکنم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸سـلام
🍃به دل‌های گرمتان
🌸سلامی بــه
🍃قلب پاک و پر مهرتان
🌸آرزو میکنم
🍃امروز از
🌸شوق سر ریز باشید
🍃و لبخندی به بلندی آسمان
🌸رو لب‌هاتون نقش ببندد
🍃سه شنبه تون بخیر وشادی
🌷@Azu_vaxta👈
بازی های محلی
بازی‌های بومیِ محلی ریشه در سنت‌های دیرینۀ نیاکانمان دارد که متأسفانه امروزه بنا به دلایلی چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بازی‌های رایانه‌ای و ورزش‌های جدید، امکان پرداختن به بازی‌های محلی را تقریباً غیرممکن ساخته است.
درحال حاضربازی‌های رایانه‌ای و ورزش‌های جدید، چنان جای خود را در بین مردم باز کرده که دیگر بازی‌های سنّتی که روزگاری جذاب‌ترین سرگرمی‌ها و تفریحات مردم را در پی داشت،بکلی فراموش شده‌اند. اما بدون شک لذتی که در انجام بازی‌های محلی قدیمی هست، در هیچ ‌یک از بازی‌های جدید و کامپیوتری دیده نشده است.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بازی محلی
بازی پِشتی: کمربندبازی
در این بازی ابتدا دایره‌ای به قطر تقریبا ً3متر بر روی زمین می‌کشیدند. درون دایره 2 و یا زمانی که شرکت‌کنندگان زیاد بود 3 یا 4 کمربند را طوری که سگک کمربندها بر روی خط دایره باشد، قرار می‌دادند. افراد شرکت‌کننده به دو گروهِ مساوی تقسیم و با قرعه‌کشی گروه برنده و بازنده را تعیین می‌کردند. گروه برنده و بازنده به وسیلۀ شیر یا خط‌انداختن با سکه و یا انداختن تر وخشک، انتخاب می‌شد. در موقع انداختن تر یا یا خشک، دو سرگروه در مقابل هم می‌ایستادند و یکی از سرگروه‌ها سنگی مسطّح که معمولاً سیاه بود را انتخاب و یک‌طرف آن را با مقداری آب دهان خیس می‌کرد و به سرگروه مقابل می‌گفت تر یا خشک؟ سرگروه مقابل یکی از این دو کلمه را انتخاب می‌کرد. مثلاً می گفت: تر. سرگروهی که سنگ در دستش بود سنگ را به حالت چرخشی رو به بالا پرتاب می‌کرد و پس از اینکه سنگ به روی زمین فرود می‌آمد، اگر سمتِ خیس‌شدۀ آن رو به بالا بود، گروه مقابل برنده بود و گروه بازندۀ قرعه‌کشی باید در داخل دایره و روی کمربندها قرار می‌گرفت.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
با شروع بازی افراد برنده بیرون خط سعی می‌کردند کمربندهای داخل دایره را بردارند و با آن شروع به زدن افراد داخل دایرۀ نمایند. در مقابل، افراد درون دایره نیز مانع آن می‌شدند تا کمربندی توسط افراد بیرون از دایره برداشته شود زیرا اگر یکی از کمربندها برداشته می‌شد، با زدن کمربند به سمت افراد داخل دایره و دورکردن آنها از روی کمربندهای بعدی، برداشتن آنها هم ساده‌تر می‌گردید و بازی زمانی دیدنی و جذّاب می‌شد که افراد کمربندها را برمی‌داشتند. در این مرحله بازی به اوج هیجان می‌رسید. افرادی که کمربندها را در دست داشتند، شروع به زدن کمربند با شدت هرچه‌تمام‌تر به پاهای افراد داخل دایره می‌کردند. افراد داخل دایره با خوردن هر کمربند به هوا می‌پریدند و بازیکنان بیرون و تماشاچی‌ها دودل میماندند که دلسوزی کنند یا به حرکات بازیکنان بخندند. کمربندها معمولاً از چرم طبیعی و بسیار ضخیم تهیه می‌شد و درد و سوزش شدیدی داشت.
مرحله اول بازی زمانی پایان می‌یافت که گروهِ داخل دایره موفق به گرفتن افراد بیرون از دایره بازی می‌شدند و با پا ضربه‌ای به روی پای بازیکن بیرون از دایره می‌زدند که با این عمل جای دو گروه عوض می‌شد.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
اجرای زیبای اساتید غلامرسول صوفی ومحمد طاهری
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
تقلید صدا مجید شاپوری
فیلم هندی شعله
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدایا
🌙دلم را به مهرت
به عشقت
🌙به شناختت
به عظمت مهربانیت
🌙به امیدی که برایم میسازی
به راهی که نشانم می‌دهی
🌙به وقتی که دست‌هایم
را در تاریکی می‌گیری
🌙قرص کرده‌ام
به نگاهت تکیه کرده‌ام
🌙می‌دانم هیچگاه تنهایم نمیگذاری

شبتون در پناه خدا🌙
@Azu_vaxta👈