اَزُو وَختا
383 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
@yadeAyyaam
یه دختر - نجم الد
🔸موسیقی نماشوم
ترانه طنز دیگری از نجم الدین خواننده مشهدی با نام یه دختر میخواهن بهم قالب کنن
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
دوست دارم برگردم .....
به خانه‌های حیاط دار
به حوض‌های پر از ماهی
به زنگ‌های بلبلی
به عاشقی‌های یواشکی
به روزگارِ سادگی‌ها و دل‌های خوش
من آدمِ دنیایِ قدیمم...🧡
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب ها
آرامشی دارند
ازجنس خدا...
پروردگارت همواره
با تو همراه است...

امشب از همان
شب هایی ست
که برایتان یک ...
شب بخیر خدایی آرزو کردم
شبتون بخیر و نیکی 🌙
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸آخرهفته تون شاد و زیبا
یک روز قشنگ🍃
🌼یک دل آرام
یک شادی بی پایان🍃
🌺یک نور از جنس امید
یک لب خندون🍃
🌸یک زندگی عاشقانه
و هزار آرزوی زیبا
ازخداوند برایتان خواهانم💐
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این روزهای سرد زمستان
دلم خانه‌ای به گرمی روزگار قدیم می‌خواهد
روزگاری که همه چیز رنگ دگر داشت
غصه پر رنگ نبود
غم آشیانه نداشت
صفا، صف اول بود
محبت پایان نداشت
کاش آن روزها تکرار داشت
کاش زمان نقطه توقف داشت
خلاصه بگویم، جهانم روزگاری از جنس قدیم داشت...
🌷@Azu_vaxta👈
حمام قدیمی
قسمت ششم
🔸 روزهایی که در محلۀ آبکوه مراسم ازدواج بود، فضای داخل و بیرون حمام دیدنی بود. مراسم عروسی در حمام آداب خاصی داشت که این روزها دیگر در جایی مشاهده نمی شود. روزی که قرار بود داماد روانه حمام شود از قبل حمامی را در جریان حمام‌رفتن داماد و همراهان او قرار می‌دادند. صبح زود زمانی که هوا هنوز گرگ‌ومیش بود، داماد و همراهانش که بیشتر جوان‌های فامیل و دوستان او بودند وارد حمام می‌شدند. داماد و همراهان بعد از کندن لباس در رختکن، وارد محل شستشو میشدند و بعد از لحظه‌ای تشت حنای خیس‌کرده را در مقابل داماد قرار می‌دادند. داماد مقداری از«حنا» را به دست‌وپاهای خود می‌گذاشت و پس از اتمام حنابندان، ظرف حنا را در دست میگرفت و به جمعیت حاضر در حمام تعارف می‌کرد. حاضران مقداری از حنا را برمیداشتند و به کف دست و ناخن‌های خود می‌مالیدند. بعد از حناگذاشتن، نوبت شستشوی داماد فرا می‌رسید که این‌کار معمولاً توسط دلاک انجام می‌شد.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
دراین هنگام و بیرون از حمام، عده‌ای از همراهان داماد در حالی که لباس‌های او را درون مجمعه (سینی) قرار داده و بر روی سر خود حمل می‌کردند، با هلهله و شادی و گفتن «شاباش...شاباش» وارد حمام می‌شدند. پس از چند لحظه داماد از محل شستشو وارد سربینه یا همان رختکن می‌شد و اطرافیان با ریختن شاباش اقدام به پوشاندن لباس‌های داماد می‌کردند.
حدوداً نیم‌ساعت قبل از اینکه داماد را از حمام بیرون بیاورند، دُهُل‌چی با نواختن ساز و دُهُل در جلوی محوطۀ حمام، مردم را به سمت حمام فرامی‌خواند.
داماد که از حمام بیرون می‌آمد صدای «شاباش... شاباش» گفتن ِاقوام داماد، صدای ساز و دهل را تحت‌الشعاع خود قرار می‌داد و پسربچه‌ها همه در اطراف داماد برای بهدست‌آوردن شاباش‌ها از سر و کول یکدیگر بالا می‌رفتند.
هنگامی که اطرافیان داماد با گفتن «شاباش...شاباش» اقدام به پاشیدن نقل و سکه روی سر داماد می‌کردند، بچه‌ها برای به‌دست‌آوردن شاباش‌ها، چنان بر روی خاک‌های کوچه در یکدیگر می‌لولیدند که حاصل آن گرد و خاک بود و قیافۀ خاک‌آلود و مضحک بچه‌ها و شاید چند دانه نقل و سکه‌ای که بعضی‌ها از آن خود کرده بودند.
پس از چند لحظه که از آمدن داماد به بیرون حمام می‌گذشت، داماد را سوار بر اسب کرده و یا پای پیاده در حالی‌که سازودُهُل‌چی از جلو، داماد و همراهان پشت سر دُهُل‌چی و جمعیت به دنبال آنها در حال کف‌زدن بودند، به سمت خانۀ داماد رهسپار می‌شدند. در طول مسیر، اطرافیان داماد با گفتن «شاباش...شاباش» و ریختن نقل و پول خُرد و شکلات بر سر داماد، هیجان خاصی را به جمعیت حاضر منتقل می‌کردند. در جلوی درِ منزل داماد بعد از کمی ساز و دُهُل‌زدن و قربانی‌کردن گوسفند و همچنین رقص و پایکوبی، داماد را به داخل خانه میبردند و از حاضران نیز برای صرف صبحانه دعوت می‌کردند.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پنج شنبه است
روز یاد آوری
روز خاطرات به جامانده
روز درگذشتگان
روز خیرات
روز خواندن قران
روز فاتحه و صلوات
خدایا مسافران بهشتی
ما را مورد رحمتت قرارده 🌸
🌷@Azu_vaxta👈
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
لیلی لیلا ، الله مزاره
بانوسیمابینا
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
آگهی های قدیمی تلویزیون ملی ایران
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💫خدایا "

🌷هر شب به آسمان نگاه می کنم
💫و می اندیشم
🌷در این آرامش شب
💫چه بسیار دلها
🌷که غمگین و پر اضطرابند
💫خدایا‌ تو آرام دلشان باش
🌷خدایا شبم را با یادت بخیر کن
💫شبتون پر از
🌷حسِ خوبِ آرامــش
.🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سـ☺️ـلام
صبح‌ جمعه‌تـون‌ بخیـر ☀️

آدینہ زیباتون بی نظیر
خونہ هاتون پر برڪت🌸

شادے توی دلهاتون
آرامش توی قلبهاتون

دلتون پر امید
وجودتون سلامت

رابطہ هاتون پر از عشق
زندگے تون لبریز از آرامش

جمعہ تون شاد و رویایی🌸
🌷@Azu_vaxta👈
معرکه‌گیری
در دورانی که از وسایل سرگرم‌کنندۀ امروزی خبری نبود، تماشای رایگان معرکه‌گیری یکی از سرگرمی‌های مهمّ مردم در گذشته بود که هر چند وقت یک‌بار در هر محله‌ای برگزار می‌شد.
پرده‌خوان‌ها (شمایل‌گردان‌ها) که مردم آنها را «شبیه‌خوان» می‌نامیدند یکی از گروه‌های معرکه‌گیر بودند که معمولاً در فصل‌های گرم و معتدل سال و اغلب در غروب روزهای پنجشنبه و در ساعات پایانی روز، پردۀ خود را که ابعادی تقریباً 1/5 در3 متر داشت و تصاويري از چهره‏هاي خوب و بد در تاريخ اسلام، به ويژه حوادث مربوط به عاشورا در آن نقاشی شده بود، بر روی دیوار نصب می‌کردند.
#مشاغل_قدیمی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
تصاویر پرده‌های شمایل کاملاً فشرده اما از نظر موضوع تا اندازه‌ای با یکدیگر مرتبط بود. اما از دید تماشاچی نقاشی‌های درهمی بود که در یک پرده نقاشی شده بود. معرکه‌گیر برای هر شکل یک مصیبت‌نامه و یا داستانی را نقل می‌کرد. در اين ‏پرده‏ها، شمایل حضرت علی (ع ) در کنار چشمۀزمزم، امام رضا (ع) در کنارآهو، امام رضا (ع) و مجلس مأمون، حضرت علی اکبر (ع ) با فرقی شکافته و در آغوش امام حسین (ع)، طفلان مسلم (ع )، خيمه‏هاي سوزان، صحرای کربلا، قيام مختار، مجلس جن و انس، معراج پيامبر و... نیزکشيده ‏شده بود و چهره‌هایی مانند حضرت ابالفضل(ع) و حضرت امام حسین(ع) را با اندامی زیبا و قامتی بلند و رشید و گاهی با هاله‌ای نور، و چهرۀ تبهکاران و ظالمانی چون ابن‌سعد، شمر و حرمله را با اندامی کوچک‌تر و چهره‌ای زشت و خشن به تصویرکشیده بودند. برای نشان‌دادن هیبت و قدرت مارِدبن‌صُدَیف، از مردان لشکر عمربن سعد در روز عاشورا، تصویر او را سوار بر اسب و با قیافه‌ای وحشتناک ترسیم کرده بودند و در مقابل آن ، تصویر حضرت عباس(ع) با خالی بر گوشة لب وچهره ای بسیار زیبا کشیده شده بود که با واردآوردن ضربۀ شمشیر، فرق آن ملعون را شکافته بود. چهرۀ زنان اهل بیت (ع) را همیشه در زیر نقاب و پوشیده و پنهان از نظرها و با پوششی معمولاً سیاه و گاهی با هالۀ نور به تصویر در آورده بودند.
پرده‏خوانان با نوعی بیان خاص داستان مربوط به هر صحنه را بازگو می کردند. شبیه‌خوان بعد از مقداری مقدمه‌چینی، همین‌که احساس می‌کرد جمعیت به اندازه لازم در معرکه او حضور دارند، از گوشۀ سمت راست پارچۀ روی پرده را کم‌‌کم کنار می‌‌زد و شروع به شرح بیان داستان و روایتی می‌نمود. بعد از شرح هر روایت نوبت به روایت بعدی که می‌رسید، قسمتی دیگر از پرده را نیز کنار می‌زد. معمولاً شبیه‌خوان در ابتدای پرده‌خوانی ماجراهای عبرت‌آموز یا داستان‌هایی از تاریخ اسلام را شرح می‌داد و در همین حین هرچند گاه با چوبدستی خود به تصاویر پرده نیز اشاره می‌کرد.
پرده‌خوان‌ها در طول پرده‌خوانی چندین داستان و روایت از تاریخ اسلام و داستان‌های پندآموز دیگر نظیر «جوانمرد قصاب»، «حقوق والدین» و ... را تعریف و در پایان با لحنی سوزناک شروع به مقتل‌خوانی میکردند و به نوحه‌سرایی و ندبه‌خوانی می‌‌پرداختند. پرده‌خوانان اگرچه هدف خود را از این کار بهدست‌آوردن ثواب و ثواب‌رساندن به مردم می‌دانستند، اما از همین طریق امرار معاش می‌کردند. از این‌رو، در وسط معرکه و یا هنگامی که جمعیت لازم را در پای معرکه خود مشاهده می‌کردند و بهخصوص پایان هر مجلس، از مخاطبان تقاضای کمک مالی می‌کردند. مردم هم به‌منظور یاری‌کردن شبیه‌خوان، معمولاً کمک‌های نقدی و غیرنقدی خود را به آنها اهدا می‌کردند.
بعضی از این پرده‌خوانان برای اینکه تماشگران بیشتری را جذب کنند، یک جعبه مار نیز بههمراه داشتند و در فرصت مناسب مارهایشان را به نمایش می‌گذاشتند تا بتوانند از این طریق کمک‌های نقدی بیشتری را جمع کنند.
#مشاغل_قدیمی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
Forwarded from صدای تاریخ (Behdad)
گواهینامه دوچرخه‌سواری پسر کدخدای محله #آبکوه به‌تاریخ۱۳۱۸/۶/۱
برگرفته از کتاب«روزی‌روزگاری‌آبکوه» نوشته علی دشتبان
@TarikhMashhad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
موسیقی محلی خراسان جنوبی .شهرستان سربیشه
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
ما بچه های دهه 30و40و50 نسل متفاوتیم
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربان معبودم
⭐️شب خود و دوستانم را
به تو میسپارم
⭐️آرزوهایم زیاد است
اما ناب ترین آرزویم
⭐️نعمت سلامتیست
برای همه ی عزیزانم
⭐️صبور باشیم
مشکلات هم تاریخ انقضا دارند
⭐️امشب براتون
سلامتی آرزو میکنم
⭐️امیدوارم همیشه
سلامت و شاداب باشید🙏
🌹شبـ🌙ـتون معطر به عطر گل🌹
@Azu_vaxta👈