بازی های محلی
🔸در گذشته، برای برگزاری بازیها، به وسایل بازی آنچنانی نیاز نبود. کافی بود چند نفر حاضر و آماده بازی باشند. با یک عدد چوب که درآن روزها به وفور پیدا میشد و دو عدد خشت، مقدمات بازی «الکدولک» فراهم بود. یا با یک ریگِ کوچک بازی «سنگِ سنگ چِلچِلَه باز» یا با یک توپ تنیس که در آن زمان در بین بچهها به توپ هفتجلد معروف بود، بازی توپزنجیرپلّه یا «آغل گوشله» یا «هفتسنگ» و یا «توپ تومبورکَه » برقرار بود. یا بازیهای پرهیجان و نشاطآوری نظیر خرپلیس، از گُلاچی گُل، اوستا لنگکشک، سُک سُک و... که بدون هیچ وسیلهای اجرا میگردید.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
🔸در گذشته، برای برگزاری بازیها، به وسایل بازی آنچنانی نیاز نبود. کافی بود چند نفر حاضر و آماده بازی باشند. با یک عدد چوب که درآن روزها به وفور پیدا میشد و دو عدد خشت، مقدمات بازی «الکدولک» فراهم بود. یا با یک ریگِ کوچک بازی «سنگِ سنگ چِلچِلَه باز» یا با یک توپ تنیس که در آن زمان در بین بچهها به توپ هفتجلد معروف بود، بازی توپزنجیرپلّه یا «آغل گوشله» یا «هفتسنگ» و یا «توپ تومبورکَه » برقرار بود. یا بازیهای پرهیجان و نشاطآوری نظیر خرپلیس، از گُلاچی گُل، اوستا لنگکشک، سُک سُک و... که بدون هیچ وسیلهای اجرا میگردید.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بجُولبازی
بجول قطعهای از استخوان است که در مفاصل ران و ساق گوسفند و گاو قرار دارد. در چهل پنجاه سال گذشته بجولبازی جزء بازیهای روزانۀ مردم آبکوه به شمار میآمد و یکی از بازیهایی بود که در آبکوه بین جوانان و بزرگترها طرفداران فراوانی داشت، چون دستکم با تکهای استخوان ساعتها خود را سرگرم میکردند. در آن دوران و در جیب بیشتر اهالی از خرد و کلان، چند قطعه بُجُول پیدا میشد.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بجول قطعهای از استخوان است که در مفاصل ران و ساق گوسفند و گاو قرار دارد. در چهل پنجاه سال گذشته بجولبازی جزء بازیهای روزانۀ مردم آبکوه به شمار میآمد و یکی از بازیهایی بود که در آبکوه بین جوانان و بزرگترها طرفداران فراوانی داشت، چون دستکم با تکهای استخوان ساعتها خود را سرگرم میکردند. در آن دوران و در جیب بیشتر اهالی از خرد و کلان، چند قطعه بُجُول پیدا میشد.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بجُول باری
🔸بجول بازی به چند روش برگزار میشد. یکی از این بازیها را «توخطی» مینامیدند. طرز بازی اینگونه بود: بازیکنان دایرهای به قُطر یکونیم تا دو متر بر روی زمینهای خاکی آنزمان کشیده و تعدادی بجول را که بستگی به توافق شرکتکنندگان داشت (مثلاً هر نفر سه بجول) درون دایره، ردیف هم و در یک خط در مرکز دایره قرار میدادند. افراد بازیکن از لبۀ خط شروع بازی که حدوداً دو تا سهمتری دایره میکشیدند، با بجول دیگری که در دست داشتند و به آن «اَرغن» میگفتند، شروع به زدن آن به سمت بجولهای داخل دایره می کردند تا آنها را به وسیلۀ بجول خود به بیرون از محوطۀ دایره پرتاب کنند. زمانیکه بجول اولین بازیکن با بجولهای درون دایره برخورد میکرد، بازی از دور دایره دنبال میشد و بازیکنان یکبهیک و بهترتیب شروع به زدن با بجول خود به بجولهای درون دایره میکردند تا بتواند بجولها را از درون دایره به بیرون پرتاب کنند. بازیکنان تا زمانی که بجولها را از دایره به بیرون میراندند ادامهدهندۀ بازی بودند و زمانی نوبت به فرد بعدی میرسید که بازیکن نتواند بجولی را از داخل دایره به بیرون محوطۀ دایره بیرون براند. معمولاً شخصی برندۀ بازی بود که در این کار مهارت بیشتری داشت و بجولهای بیشتری را از داخل دایره به بیرون پرتاب میکرد.
جالب است بدانید، بعضی از بازیکنان «بُجول اَرغَن» خود را با میخ یا اشیای نوکتیز دیگر سوراخ کرده، مقداری سربِ ذوبشده را درون سوراخ بُجول میریختند که اینکار باعث میشد بُجول سنگینتر شده، هنگام ضربهزدن به بُجولهای درون دایره، آنها را بهتر به بیرون پرتاب کند.
غیر از این، بازی دیگری نیز با بجول مرسوم بود که جنبۀ قماربازی داشت و قاپ نامیده میشد. اگر آن را با سه بجول بازی میکردند (سهقاپ) و اگر با پنج بجول بازی میشد آنرا «پنج قاپ» میگفتند. البته، این بازی را فقط گروهِ خاصی بهنام قمارباز و آنهم بیشتر در خرابهها یا بیابانهای اطراف آبکوه در داخل چالهها برگزار میکردند. بودند افرادی که از این بازی کسب درآمد میکردند و روزگار میگذراندند. چهبسا کسانی که از همین بازی، هستی و نیستی خود را نیز باختند.گاهی مبالغ بسیار سنگینی در این قمار برد و باخت میشد. حتی در بعضی مواقع قمارباز، خانه و زندگی و حتی تمامی دارایی خود را بر سرِ این بازی خانمانسوز میباخت و به اصطلاح به خاک سیاه مینشست. در کنار اینها فردی بود که کوزهگیر (باجگیر، تلکهبگیر) نامیده میشد و گردانندۀ قمار بود و از برندۀ قمار در هر نوبت سهمی دریافت میکرد. در بعضی مواقع افراد دیگری در این جمع نظارهگر بازی بودند که بعضی از آنها را «شیتلی» یا «شاتلیگیر» میگفتند که برندۀ بازی گاهی مقداری پول به آنها میبخشید. شاتلیگیرها معمولاً افرادی بودند که در بازی همانروز موجودی خود را باخته و به علت نداشتن نقدینگی، نظارهگر بازی بودند.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
🔸بجول بازی به چند روش برگزار میشد. یکی از این بازیها را «توخطی» مینامیدند. طرز بازی اینگونه بود: بازیکنان دایرهای به قُطر یکونیم تا دو متر بر روی زمینهای خاکی آنزمان کشیده و تعدادی بجول را که بستگی به توافق شرکتکنندگان داشت (مثلاً هر نفر سه بجول) درون دایره، ردیف هم و در یک خط در مرکز دایره قرار میدادند. افراد بازیکن از لبۀ خط شروع بازی که حدوداً دو تا سهمتری دایره میکشیدند، با بجول دیگری که در دست داشتند و به آن «اَرغن» میگفتند، شروع به زدن آن به سمت بجولهای داخل دایره می کردند تا آنها را به وسیلۀ بجول خود به بیرون از محوطۀ دایره پرتاب کنند. زمانیکه بجول اولین بازیکن با بجولهای درون دایره برخورد میکرد، بازی از دور دایره دنبال میشد و بازیکنان یکبهیک و بهترتیب شروع به زدن با بجول خود به بجولهای درون دایره میکردند تا بتواند بجولها را از درون دایره به بیرون پرتاب کنند. بازیکنان تا زمانی که بجولها را از دایره به بیرون میراندند ادامهدهندۀ بازی بودند و زمانی نوبت به فرد بعدی میرسید که بازیکن نتواند بجولی را از داخل دایره به بیرون محوطۀ دایره بیرون براند. معمولاً شخصی برندۀ بازی بود که در این کار مهارت بیشتری داشت و بجولهای بیشتری را از داخل دایره به بیرون پرتاب میکرد.
جالب است بدانید، بعضی از بازیکنان «بُجول اَرغَن» خود را با میخ یا اشیای نوکتیز دیگر سوراخ کرده، مقداری سربِ ذوبشده را درون سوراخ بُجول میریختند که اینکار باعث میشد بُجول سنگینتر شده، هنگام ضربهزدن به بُجولهای درون دایره، آنها را بهتر به بیرون پرتاب کند.
غیر از این، بازی دیگری نیز با بجول مرسوم بود که جنبۀ قماربازی داشت و قاپ نامیده میشد. اگر آن را با سه بجول بازی میکردند (سهقاپ) و اگر با پنج بجول بازی میشد آنرا «پنج قاپ» میگفتند. البته، این بازی را فقط گروهِ خاصی بهنام قمارباز و آنهم بیشتر در خرابهها یا بیابانهای اطراف آبکوه در داخل چالهها برگزار میکردند. بودند افرادی که از این بازی کسب درآمد میکردند و روزگار میگذراندند. چهبسا کسانی که از همین بازی، هستی و نیستی خود را نیز باختند.گاهی مبالغ بسیار سنگینی در این قمار برد و باخت میشد. حتی در بعضی مواقع قمارباز، خانه و زندگی و حتی تمامی دارایی خود را بر سرِ این بازی خانمانسوز میباخت و به اصطلاح به خاک سیاه مینشست. در کنار اینها فردی بود که کوزهگیر (باجگیر، تلکهبگیر) نامیده میشد و گردانندۀ قمار بود و از برندۀ قمار در هر نوبت سهمی دریافت میکرد. در بعضی مواقع افراد دیگری در این جمع نظارهگر بازی بودند که بعضی از آنها را «شیتلی» یا «شاتلیگیر» میگفتند که برندۀ بازی گاهی مقداری پول به آنها میبخشید. شاتلیگیرها معمولاً افرادی بودند که در بازی همانروز موجودی خود را باخته و به علت نداشتن نقدینگی، نظارهگر بازی بودند.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
Forwarded from ملودی
بند گلستان - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86%D8%AF_%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86%D8%AF_%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86
Wikipedia
بند گلستان
بند گلستان یکی از بندهای تاریخی استان خراسان است که در ۸ کیلومتری غرب مشهد بر روی رودخانه گلستان احداث شدهاست. این بند هماکنون از محلهای دیدنی و توریستی شهر مشهد بهشمار میرود. از نظر موقعیت جغرافیایی این بند در عرض شمالی ۳۶ درجه و طول شرقی ۵۹ درجه، در…
Forwarded from ملودی
پاسخ آستان قدس رضوی به انتشار یک خبر - ایسنا
https://www.isna.ir/news/99081208097/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B3-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D8%A8%D8%B1
https://www.isna.ir/news/99081208097/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B3-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D8%A8%D8%B1
ایسنا
پاسخ آستان قدس رضوی به انتشار یک خبر
ایسنا/خراسان رضوی مدیریت املاک و اراضی ناحیه ۲ آستان قدس رضوی در مشهد در پی انتشار خبری در ایسنا از مدیرعامل شرکت آب منطقهای خراسان، جوابیهای صادر کرد.
در باره قدمت و پیدایش قلعه آبکوه و سعدآباد طبق صحبت های بزرگان و قدیمی های این محله که قدمت آن را بیش از هزار سال می دانند و یا به استناد به دست آمده از این محله که عمر این روستا را بیش از چهارصد سال دانسته اند حرف و حدیث فراوان است اما با توجه به مستندات بالا جناب مهندس حیدریان عزیز شهردار محترم گلمکان که خود از اهالی آبکوه میباشند به مواردی اشاره فرمودند که بسیار حائز اهمیت است .
🌷@Azu_vaxta👈
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
بند گلستان - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86%D8%AF_%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86
با این اسناد مشخص میشه که اولا آبکوه قدمتی بالای هفتصد سال دارد
دوماً بند گلستان هفت سهم برای قریه آبکوه داشته
سوما اراضی کشاورزی و دامداری و خود سکونتگاه آبکوه از این آب بهره مند میشدند
چهارما این اراضی کشاورزی و سهم آب و خود قلعه آبکوه سعدآباد نه بعنوان متصرف بلکه بعنوان مالکین مشاعی تعریف میشدند
پنجما برای خروج اراضی کشاورزی و دامداری به اهالی وجوهی پرداخت نشده
ششما از بی اطلاعی اهالی به قوانین و مقررات سو استفاده شده و حقوق مالکانه و حق ارتفاق اهالی زیر پا گذاشته شده
هفتما با خروج اراضی کشاورزی و دامداری و باغداری به اسم توسعه شهری مشهد. سرانه کشاورزی و اشتغالزایی کشاورزی در این منطقه کسر شده و حاشیه نشینی اهالی و رو آوردن به مشاغل کاذب بین اهالی زیاد شده
هشتما با این حال شاهد از بین رفتن هویت و فرهنگ و اصالت اهالی هستیم
نهما ورود از سایر شهرها و حتی سایر کشورها شاهد مباحث ضد اجتماعی و ضد اخلاقی و ضد فرهنگی مردم محلی هستیم
و علی قسط هذا
#ارسالی_دوستان
#مهندس_حیدری
🌷@Azu_vaxta👈
دوماً بند گلستان هفت سهم برای قریه آبکوه داشته
سوما اراضی کشاورزی و دامداری و خود سکونتگاه آبکوه از این آب بهره مند میشدند
چهارما این اراضی کشاورزی و سهم آب و خود قلعه آبکوه سعدآباد نه بعنوان متصرف بلکه بعنوان مالکین مشاعی تعریف میشدند
پنجما برای خروج اراضی کشاورزی و دامداری به اهالی وجوهی پرداخت نشده
ششما از بی اطلاعی اهالی به قوانین و مقررات سو استفاده شده و حقوق مالکانه و حق ارتفاق اهالی زیر پا گذاشته شده
هفتما با خروج اراضی کشاورزی و دامداری و باغداری به اسم توسعه شهری مشهد. سرانه کشاورزی و اشتغالزایی کشاورزی در این منطقه کسر شده و حاشیه نشینی اهالی و رو آوردن به مشاغل کاذب بین اهالی زیاد شده
هشتما با این حال شاهد از بین رفتن هویت و فرهنگ و اصالت اهالی هستیم
نهما ورود از سایر شهرها و حتی سایر کشورها شاهد مباحث ضد اجتماعی و ضد اخلاقی و ضد فرهنگی مردم محلی هستیم
و علی قسط هذا
#ارسالی_دوستان
#مهندس_حیدری
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
گلی جون مرحوم ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
گلی جون مرحوم ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
خانه های قدیمی
را دوست دارم
تاریخ در آنها به زیبایی درحرکت است
همه چیز عمر دارد
حرف دارد
برکت دارد
ای کاش
محبت و دوستي ها
هرگز جديد نميشد و بوی
قدیم را میداد
روزگار عوض شد...
مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم،
دو به دو با هم ...
هرکداممان را که می کندند،
آن یکی هم بیرون میزد از زندگی!
حالا سیمی مان کردند
که با رفتن دیگری کک مان هم نمیگزد
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
خانه های قدیمی
را دوست دارم
تاریخ در آنها به زیبایی درحرکت است
همه چیز عمر دارد
حرف دارد
برکت دارد
ای کاش
محبت و دوستي ها
هرگز جديد نميشد و بوی
قدیم را میداد
روزگار عوض شد...
مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم،
دو به دو با هم ...
هرکداممان را که می کندند،
آن یکی هم بیرون میزد از زندگی!
حالا سیمی مان کردند
که با رفتن دیگری کک مان هم نمیگزد
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨وقتی شب میشه
🍁یه دنیا خاطره
💫و یه دنیا خیال میاد
🍁تو دل آدم
✨من آرزو میکنم
🍂امشب دلتون آروم
💫و رویاهاتون شیرین باشه
شبتون زیبـا و در پنـاه خدا💫🍂🍁
@Azu_vaxta👈
🍁یه دنیا خاطره
💫و یه دنیا خیال میاد
🍁تو دل آدم
✨من آرزو میکنم
🍂امشب دلتون آروم
💫و رویاهاتون شیرین باشه
شبتون زیبـا و در پنـاه خدا💫🍂🍁
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷چهارشنبه تون پراز خوبی ها
🌸امروز و هرلحظه
💫خدای مهربان تکيه گاه من وتوست!
🌷پس به"تدبيرش"اعتماد کن
🌸به"حکمتش"دل بسپار
💫به او"توکل"کن
🌷وبه سمت او"قدمی بردار"
🌸تا ده قدم آمدنش به سوى خودرا
💫به تماشا بنشينی
🌷دست تون در دست خدا
🌸قدمتون در راه خدا و
💫زندگی تون پراز لطف خدا
🌷@Azu_vaxta👈
🌸امروز و هرلحظه
💫خدای مهربان تکيه گاه من وتوست!
🌷پس به"تدبيرش"اعتماد کن
🌸به"حکمتش"دل بسپار
💫به او"توکل"کن
🌷وبه سمت او"قدمی بردار"
🌸تا ده قدم آمدنش به سوى خودرا
💫به تماشا بنشينی
🌷دست تون در دست خدا
🌸قدمتون در راه خدا و
💫زندگی تون پراز لطف خدا
🌷@Azu_vaxta👈
سینمادرمشهد
قسمت چهارم
نام سینما: ملی(هما)
تأسیس: سال ۱۳۰۵
مؤسس: نیکلا گریگوریانس، حسن بیک
مکان: خیابان ارگ
وضعیت فعلی:مخروبه
یکی از مهمترین ویژگیهای این بازدید در این بود که درِ سینما هما، اولین سینمای دائمی مشهد پس از سالها به روی بازدیدکنندگانش باز شد، وارد سینما که میشوید زمینی پرعلف در مقابلتان قرار دارد. اثری از سینما نیست تنها خرابههایی از پرده نمایش در سمت راست و سن تئاتر به چشم میآید. پورحسین میگوید: «در همین مکان اتاق گریم بود پشت سالن تئاتر، پرده گچی را خراب کرده بودند و پرده سفید داشتند.».
نیکلاگریگوریانس با مشارکت مالی حسنبیک، مالک رستوران خرم، اقدام به خرید انبارهایی در حاشیۀ خیابان و تأسیس سینما ملی میکند. نزدیکبودن این سینما به سینمای تابستانی باغ ملی سبب شد نام آن را سینمای ملی بگذارند. سهامداران جدید سینمای ملی فضای سالن را گسترش دادند و با ظرفیت ۹۰۷نفر محل سینمای ملی را تبدیل به مکانی مدرن و سینمایی مجهز کردند و نام سینمای ملی را در سال۱۳۰۶ به «هما» تغییر دادند. در این سینما روسها برنامههایی از جمله هیپنوتیزم و شعبدهبازی اجرا میکردند.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت چهارم
نام سینما: ملی(هما)
تأسیس: سال ۱۳۰۵
مؤسس: نیکلا گریگوریانس، حسن بیک
مکان: خیابان ارگ
وضعیت فعلی:مخروبه
یکی از مهمترین ویژگیهای این بازدید در این بود که درِ سینما هما، اولین سینمای دائمی مشهد پس از سالها به روی بازدیدکنندگانش باز شد، وارد سینما که میشوید زمینی پرعلف در مقابلتان قرار دارد. اثری از سینما نیست تنها خرابههایی از پرده نمایش در سمت راست و سن تئاتر به چشم میآید. پورحسین میگوید: «در همین مکان اتاق گریم بود پشت سالن تئاتر، پرده گچی را خراب کرده بودند و پرده سفید داشتند.».
نیکلاگریگوریانس با مشارکت مالی حسنبیک، مالک رستوران خرم، اقدام به خرید انبارهایی در حاشیۀ خیابان و تأسیس سینما ملی میکند. نزدیکبودن این سینما به سینمای تابستانی باغ ملی سبب شد نام آن را سینمای ملی بگذارند. سهامداران جدید سینمای ملی فضای سالن را گسترش دادند و با ظرفیت ۹۰۷نفر محل سینمای ملی را تبدیل به مکانی مدرن و سینمایی مجهز کردند و نام سینمای ملی را در سال۱۳۰۶ به «هما» تغییر دادند. در این سینما روسها برنامههایی از جمله هیپنوتیزم و شعبدهبازی اجرا میکردند.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( قَدَه قودَه ) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
8%
نوعی بی حرمتی و تحقیر کردن فرد
11%
افراد کوتاه قد را گویند
5%
اینطرف و آنطرف
70%
قوم و خویش
5%
هیچکدام
0%
نمدنم
@yadeAyyaam
یه دختر - نجم الد
🔸موسیقی نماشوم
ترانه طنز دیگری از نجم الدین خواننده مشهدی با نام یه دختر میخواهن بهم قالب کنن
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
ترانه طنز دیگری از نجم الدین خواننده مشهدی با نام یه دختر میخواهن بهم قالب کنن
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
دوست دارم برگردم .....
به خانههای حیاط دار
به حوضهای پر از ماهی
به زنگهای بلبلی
به عاشقیهای یواشکی
به روزگارِ سادگیها و دلهای خوش
من آدمِ دنیایِ قدیمم...🧡
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
دوست دارم برگردم .....
به خانههای حیاط دار
به حوضهای پر از ماهی
به زنگهای بلبلی
به عاشقیهای یواشکی
به روزگارِ سادگیها و دلهای خوش
من آدمِ دنیایِ قدیمم...🧡
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب ها
آرامشی دارند
ازجنس خدا...
پروردگارت همواره
با تو همراه است...
امشب از همان
شب هایی ست
که برایتان یک ...
شب بخیر خدایی آرزو کردم
شبتون بخیر و نیکی 🌙
@Azu_vaxta👈
آرامشی دارند
ازجنس خدا...
پروردگارت همواره
با تو همراه است...
امشب از همان
شب هایی ست
که برایتان یک ...
شب بخیر خدایی آرزو کردم
شبتون بخیر و نیکی 🌙
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸آخرهفته تون شاد و زیبا
یک روز قشنگ🍃
🌼یک دل آرام
یک شادی بی پایان🍃
🌺یک نور از جنس امید
یک لب خندون🍃
🌸یک زندگی عاشقانه
و هزار آرزوی زیبا
ازخداوند برایتان خواهانم💐
🌷@Azu_vaxta👈
یک روز قشنگ🍃
🌼یک دل آرام
یک شادی بی پایان🍃
🌺یک نور از جنس امید
یک لب خندون🍃
🌸یک زندگی عاشقانه
و هزار آرزوی زیبا
ازخداوند برایتان خواهانم💐
🌷@Azu_vaxta👈