اَزُو وَختا
384 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (دِلّّـَری) یعنی چه؟
دِلّـَری یعنی : انعام ، پاداشی که معمولاً بعد از داد و ستد درخواست می کردند .
@Azu_vaxta👈
مشهد شناسی قدیم
محلات مشهد
قسمت چهارم
📖محله تاریخی تَپل محله
تپل محله از محلات قدیمی شهر مشهد میباشد که دارای سابقه تاریخی بسیاری است

از محله هایی که در همسایگی این محله هستند محله های نوغان ،بالا خیابان،پاچنار چهارباغ میباشند
از کوچه های قدیمی این محله میتوان به کوچه های حوض محمد علی خان،کوچه یخدان،کوچه حمام گلشن،کوچه بها التولیه،کوچه اب میرزا،کوچه صاحبکار،کوچه حمام برق،ضیا،حوض امیر،کوچه عطار و… اشاره کرد
بازارچه حاج اقا جان (استانه پرست فعلی) از بازارهای معروف و قدیمی شهر مشهد در حاشیه این محله قرار دارد
قبرستان باغ رضوان در مجاورت این محله بوده است
خانه تاریخی اکبر زاده ثبت شده در اثار ملی و متعلق به دوره قاجار در این محله قرار دارد
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
کوچه ساسان
تَپل محله
در مورد وجه تسمیه تپل محله روایات متعددی وجود دارد که بطور مثال به این موارد می شود اشاره کرد
عده‌ای می‌گویند آنجا محل طبل زدن(طبال محله) بوده است یعنی وقتی یکی از بزرگان شهر مثلا داروغه شهر می‌خواسته مطلبی را به اطلاع عموم برساند، چند نفری را می‌فرستاده که طبل می‌زدند و با صدای طبل مردم جمع می شدند و خبر اعلام و اطلاع‌رسانی می‌شده است. و یا برخي ازساكنين اين محله نظرشان اینگونه است که در بالاي حمام كميسري طبال محله با نواختن طبل به هنگام صبح مردم را از خواب بيدار و هنگام شب دوباره با زدن طبل منع رفت‌وآمد را اعلام میکرد یعنی بگونه‌اي حكومت نظامي برقرار بوده يا گفته شده كه در هنگام سحر و افطار طبل زده مي‌شد تا مردم متوجه شوند.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
کوچه بازارچه حاج اقا جان
تپل محله
عده‌ای دیگر نیز می‌گویند : مردم آن زمان هر کدام برای خود طویله‌ای داشته‌اند و تپاله‌های(فضولات) حیوانات خود را جمع‌آوری و در این محله تخلیه می‌کردند(تپاله محله) و از طرف متصدیان آن زمان افرادی با وسیله می‌آمدند و تپاله‌ها را جمع‌آوری می‌کردند اما اعتقاد خود من به همان طبل زدن و طبل محله است.
عده ای نیز براین عقیده اند : این محله آخر جوی آب‌میرزا بود و روی این جوی یک پل بود که سمت چپ و راست را به هم متصل می‌کرد. در اطراف این پل خانواده‌هایی زندگی می‌کردند که برای آدرس دادن محل سکونتشان می‌گفتند «ته پل»؛ یعنی انتهای پل. کم‌کم ته‌پل به تَپل تغییر کرد و اکنون هم همین نام رایج است.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
کوچه عطار
تپل محله
اكثر اهالي تپل محله،‌ وجه تسميه آن را تپه مي دانستند و بر همين اساس آن را محله اي تعريف مي كردند كه اطراف و يا روي تپه و بلندي قرار دارد؛ هر چندكه با توجه به موقعيت جغرافيايي تپل محله تا حدودي واضح است كه اين محله بر روي بلندي قرار ندارد و اطراف آن هم خبري از تپه نيست.
عده اي از اهالی نیز بر این عقیده اند که اصلش تُپُل محله است؛ و آن بدين معناست كه در ميان خرده محلات مشهد قديم مانند پاچنار، ارگ و سرحوضان و... ، اين محله بزرگتر و تپُل تر بوده است. برخي هم از تُپُلي تعبير ديگري داشتند و معتقد بودند ساكنان اين محله به خاطر نوع تغذيه شان تپُل تر و چاق تر از ساكنان ساير محلات بوده اند.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
آی یَرَه یَرَه یَرَه
نجم الدین (سیدمحمد)
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
سيد محمد نجم‌الدين» متولد 1315 بود و خوانندگي را از 20 سالگي به صورت جدي با خواندن ترانه‌هاي بومي خراسان آغاز كرد. او از سال 1335 به راديو نيروهوايي رفت و بعد از آن وارد گروه موسيقي راديو ايران شد و در بخش آهنگ‌هاي بومي برنامه‌ي «دهقان» را اجرا كرد. بيشتر شهرت نجم‌الدين براي خواندن ترانه‌ي «يره يره» بود كه خودش آن را ساخته بود و بعد از آن ترانه‌ي «مسافر قطار» از ساخته‌هاي او به زبان خراساني شهرت پيدا كرد. اين ترانه در آن زمان در ايستگاه تهران، راه‌آهن ايران پخش مي‌شد. نجم‌الدين هم‌چنين در حوزه‌ي شعر طنز بومي و ترانه‌هاي طنز بومي شهرت داشت و آهنگسازي كارهايش را خودش براساس ملودي‌هاي بومي انجام مي‌داد. خدمات او در جهت شناسايي ترانه‌هاي طنز خراساني قابل توجه است. اين هنرمند كه چهار سال در بستر بيماري بود ،صبح روز چهارم آبان ماه 1388 در اثر ايست قلبي در منزلش درگذشت.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نماشوم
قدیما حال دلمون بهتربود
مهربونتر بودیم
دیرتر می رنجیدیم
زودتر می بخشیدیم
زندگیمون تمامش عشق بود ❤️
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸آرزوهـا
💫پیله هایی در دل هستند
🌸که با امید پروانه ای
💫بال گشوده
🌸و بسوی خدا اوج میگیرند
💫امیدوارم
🌸در این شب زیبـا
💫پروانه آرزوهایتان بر زیباترین
🌸گلهای اجابت بنشیند

شبتون بخیر 🌙
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازی های محلی
🔸در گذشته، برای برگزاری بازی‌ها، به وسایل بازی آن‌چنانی نیاز نبود. کافی بود چند نفر حاضر و آماده بازی باشند. با یک عدد چوب که درآن روزها به وفور پیدا می‌شد و دو عدد خشت، مقدمات بازی «الک‌دولک» فراهم بود. یا با یک ریگِ کوچک بازی «سنگِ سنگ چِل‌چِلَه باز» یا با یک توپ تنیس که در آن زمان در بین بچه‌ها به توپ هفت‌جلد معروف بود، بازی توپ‌زنجیرپلّه یا «آغل گوشله» یا «هفت‌سنگ» و یا «توپ تومبورکَه » برقرار بود. یا بازی‌های پرهیجان و نشاط‌آوری نظیر خرپلیس، از گُلاچی گُل، اوستا لنگ‌کشک، سُک سُک و... که بدون هیچ وسیله‌ای اجرا می‌گردید.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بجُول‌بازی
بجول قطعه‌ای از استخوان است که در مفاصل ران و ساق گوسفند و گاو قرار دارد. در چهل پنجاه سال گذشته بجول‌بازی جزء بازی‌های روزانۀ مردم آبکوه به شمار می‌آمد و یکی از بازی‌هایی بود که در آبکوه بین جوانان و بزرگ‌ترها طرفداران فراوانی داشت، چون دست‌کم با تکه‌ای استخوان ساعت‌ها خود را سرگرم می‌کردند. در آن دوران و در جیب بیشتر اهالی از خرد و کلان، چند قطعه بُجُول پیدا می‌شد.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بجُول باری
🔸بجول بازی به چند روش برگزار می‌شد. یکی از این بازی‌ها را «توخطی» می‌نامیدند. طرز بازی این‌گونه بود: بازیکنان دایره‌ای به قُطر یک‌ونیم تا دو متر بر روی زمین‌های خاکی آن‌زمان کشیده و تعدادی بجول را که بستگی به توافق شرکت‌کنندگان داشت (مثلاً هر نفر سه بجول) درون دایره، ردیف هم و در یک خط در مرکز دایره قرار می‌دادند. افراد بازیکن از لبۀ خط شروع بازی که حدوداً دو تا سه‌متری دایره می‌کشیدند، با بجول دیگری که در دست داشتند و به آن «اَرغن» می‌گفتند، شروع به زدن آن به سمت بجول‌های داخل دایره می کردند تا آنها را به وسیلۀ بجول خود به بیرون از محوطۀ دایره پرتاب کنند. زمانی‌که بجول اولین بازیکن با بجول‌های درون دایره برخورد می‌کرد، بازی از دور دایره دنبال می‌شد و بازیکنان یک‌به‌یک و به‌ترتیب شروع به زدن با بجول خود به بجول‌های درون دایره می‌کردند تا بتواند بجول‌ها را از درون دایره به بیرون پرتاب کنند. بازیکنان تا زمانی که بجول‌ها را از دایره به بیرون می‌راندند ادامه‌دهندۀ بازی بودند و زمانی نوبت به فرد بعدی می‌رسید که بازیکن نتواند بجولی را از داخل دایره به بیرون محوطۀ دایره بیرون براند. معمولاً شخصی برندۀ بازی بود که در این کار مهارت بیشتری داشت و بجول‌های بیشتری را از داخل دایره به بیرون پرتاب می‌کرد.
جالب است بدانید، بعضی از بازیکنان «بُجول اَرغَن» خود را با میخ یا اشیای نوک‌تیز دیگر سوراخ کرده، مقداری سربِ ذوب‌شده را درون سوراخ بُجول می‌ریختند که این‌کار باعث می‌شد بُجول سنگین‌تر شده، هنگام ضربه‌زدن به بُجول‌های درون دایره، آنها را بهتر به بیرون پرتاب کند.
غیر از این، بازی دیگری نیز با بجول مرسوم بود که جنبۀ قماربازی داشت و قاپ نامیده می‌شد. اگر آن‌ را با سه بجول بازی می‌کردند (سه‌قاپ) و اگر با پنج بجول بازی می‌شد آن‌را «پنج قاپ» می‌گفتند. البته، این بازی را فقط گروهِ خاصی بهنام قمارباز و آن‌هم بیشتر در خرابه‌ها یا بیابان‌های اطراف آبکوه در داخل چاله‌ها برگزار می‌کردند. بودند افرادی که از این بازی کسب درآمد می‌کردند و روزگار می‌گذراندند. چه‌بسا کسانی که از همین بازی، هستی و نیستی خود را نیز باختند.گاهی مبالغ بسیار سنگینی در این قمار برد و باخت می‌شد. حتی در بعضی مواقع قمارباز، خانه و زندگی و حتی تمامی دارایی خود را بر سرِ این بازی خانمان‌سوز می‌باخت و به اصطلاح به خاک سیاه می‌نشست. در کنار اینها فردی بود که کوزه‌گیر (باجگیر، تلکه‌بگیر) نامیده می‌شد و گردانندۀ قمار بود و از برندۀ قمار در هر نوبت سهمی دریافت می‌کرد. در بعضی مواقع افراد دیگری در این جمع نظاره‌گر بازی بودند که بعضی از آنها را «شیتلی» یا «شاتلی‌گیر» می‌گفتند که برندۀ بازی گاهی مقداری پول به آنها می‌بخشید. شاتلی‌گیرها معمولاً افرادی بودند که در بازی همان‌روز موجودی خود را باخته و به علت نداشتن نقدینگی، نظاره‌گر بازی بودند.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
Forwarded from ملودی
1569221973-10121-16-7 (2).pdf
473.2 KB
1569221973-10121-16-7 (2).pdf
در باره قدمت و پیدایش قلعه آبکوه و سعدآباد طبق صحبت های بزرگان و قدیمی های این محله که قدمت آن را بیش از هزار سال می دانند و یا به استناد به دست آمده از این محله که عمر این روستا را بیش از چهارصد سال دانسته اند حرف و حدیث فراوان است اما با توجه به مستندات بالا جناب مهندس حیدریان عزیز شهردار محترم گلمکان که خود از اهالی آبکوه میباشند به مواردی اشاره فرمودند که بسیار حائز اهمیت است .
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
بند گلستان - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86%D8%AF_%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86
با این اسناد مشخص میشه که اولا آبکوه قدمتی بالای هفتصد سال دارد
دوماً بند گلستان هفت سهم برای قریه آبکوه داشته
سوما اراضی کشاورزی و دامداری و خود سکونتگاه آبکوه از این آب بهره مند می‌شدند
چهارما این اراضی کشاورزی و سهم آب و خود قلعه آبکوه سعدآباد نه بعنوان متصرف بلکه بعنوان مالکین مشاعی تعریف می‌شدند
پنجما برای خروج اراضی کشاورزی و دامداری به اهالی وجوهی پرداخت نشده
ششما از بی اطلاعی اهالی به قوانین و مقررات سو استفاده شده و حقوق مالکانه و حق ارتفاق اهالی زیر پا گذاشته شده
هفتما با خروج اراضی کشاورزی و دامداری و باغداری به اسم توسعه شهری مشهد. سرانه کشاورزی و اشتغالزایی کشاورزی در این منطقه کسر شده و حاشیه نشینی اهالی و رو آوردن به مشاغل کاذب بین اهالی زیاد شده
هشتما با این حال شاهد از بین رفتن هویت و فرهنگ و اصالت اهالی هستیم
نهما ورود از سایر شهرها و حتی سایر کشورها شاهد مباحث ضد اجتماعی و ضد اخلاقی و ضد فرهنگی مردم محلی هستیم
و علی قسط هذا
#ارسالی_دوستان
#مهندس_حیدری
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
گلی جون مرحوم ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
خانه های قدیمی
را دوست دارم
تاریخ در آنها به زیبایی درحرکت است
همه چیز عمر دارد
حرف دارد
برکت دارد
ای کاش
محبت و دوستي ها
هرگز جديد نميشد و بوی
قدیم را می‌داد

روزگار عوض شد...

مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم،
دو به دو با هم ...
هرکداممان را که می کندند،
آن یکی هم بیرون میزد از زندگی!

حالا سیمی مان کردند

که با رفتن دیگری کک مان هم نمیگزد

#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی شب میشه
🍁یه دنیا خاطره
💫و یه دنیا خیال میاد
🍁تو دل آدم
من آرزو میکنم
🍂امشب دلتون آروم
💫و رویاهاتون شیرین باشه

شبتون زیبـا و در پنـاه خدا💫🍂🍁
@Azu_vaxta👈