شاید بعضی ها یادتون نیاد که این مشخصات چیه
این تصویراز صفحه اول دفترچه توزیع عادلانه کالا ست که در زمان جنگ و پس از آن مورد استفاده عموم مردم قرار می گرفت .
هرکسی یک اسمی روش گذاشته بود
عده ای می گفتند دفترچه اقتصادی
غده ای می گفتند دفترچه تعاونی
عده ای می گفتند دفترچه خواروبار
عده ای میگفتند دفترچه شورا
کاربردش هم این بود که می تونستی با این دفترچه که با خرید سهام در تعاونی محله ثبت نام کرده بودی
خوار و بار و لوازم منزل و برخی از کالاهای اساسی را با قیمت تعاونی تهیه کنی .
با تشکر از دوست عزیز شهردار محترم گلمکان جناب آقای مهندس حیدری که این عکس را در اختیار کانال قرار داد
#آتاردوستان
@Azu_vaxta
این تصویراز صفحه اول دفترچه توزیع عادلانه کالا ست که در زمان جنگ و پس از آن مورد استفاده عموم مردم قرار می گرفت .
هرکسی یک اسمی روش گذاشته بود
عده ای می گفتند دفترچه اقتصادی
غده ای می گفتند دفترچه تعاونی
عده ای می گفتند دفترچه خواروبار
عده ای میگفتند دفترچه شورا
کاربردش هم این بود که می تونستی با این دفترچه که با خرید سهام در تعاونی محله ثبت نام کرده بودی
خوار و بار و لوازم منزل و برخی از کالاهای اساسی را با قیمت تعاونی تهیه کنی .
با تشکر از دوست عزیز شهردار محترم گلمکان جناب آقای مهندس حیدری که این عکس را در اختیار کانال قرار داد
#آتاردوستان
@Azu_vaxta
دراصطلاح مردم مشهد( پُودَه ) یعنی.چه؟
Anonymous Quiz
51%
به هم ریختگی معده با بوی بددهان
4%
کپک زده
6%
کهنه و پوسیده
38%
گزینه های یک و سه
0%
هیچکدام
متن ترانه اصلی از عبدالباقی طبیب اصفهانی
نوایی نوایی نوایی نوایی
همه با وفایند تو گل بی وفایی
الهی برافتد نشان جدایی
جوانی بگذرد تو قدرش ندانی
غمش در نهانخانه دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گل نشیند
خلد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
پی ناقهاش رفتم آهسته، ترسم
مبادا غباری به محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست به مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گل نشیند
بهنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب، از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل، نشیند؟
@Azu_vaxta
نوایی نوایی نوایی نوایی
همه با وفایند تو گل بی وفایی
الهی برافتد نشان جدایی
جوانی بگذرد تو قدرش ندانی
غمش در نهانخانه دل نشیند
به نازی که لیلی به محمل نشیند
به دنبال محمل چنان زار گریم
که از گریهام ناقه در گل نشیند
خلد گر به پا خاری، آسان برآرم
چه سازم به خاری که در دل نشیند؟
پی ناقهاش رفتم آهسته، ترسم
مبادا غباری به محمل نشیند
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست به مشکل نشیند
عجب نیست خندد اگر گل به سروی
که در این چمن پای در گل نشیند
بهنازم به بزم محبت که آنجا
گدایی به شاهی مقابل نشیند
طبیب، از طلب در دو گیتی میاسا
کسی چون میان دو منزل، نشیند؟
@Azu_vaxta
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ محلی خراسانی نوایی از جمله ترانه های ماندگار و فولکوریک خطه خراسان است که ترانه آن نخستین بار توسط عبدالباقی طبیب اصفهانی سروده شد و استاد غلامعلی پورعطایی نوازنده دوتار و آوازه خوان های مطرح خراسان آن را اجرا نمود. پس از ایشان خوانندگان زیادی این اثر ماندگار را بازخوانی و اجرا کرده اند که از آن جمله می توان به عبدالوهاب شهیدی و امیر آرام و هایده و بیژن بیژنی و دریا دادور و رضا رویگری و سیما بینا و شادمهر عقیلی و شکیلا و عارف و مهسا وحدت و محمد اصفهانی و جهان و ابراهیم شریف زاده اشاره کرد.
#نواهای_محلی
#خراسانی
@Azu_vaxta
#نواهای_محلی
#خراسانی
@Azu_vaxta
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه تون شاد شاد
برای تک تک تون
یک دنیا شادی
یک دشت آرامش
یک دریا خوشبختی
یک کوه سلامتی
یک آسمان آرزوی زیبا
و یک عمر باعزت از پروردگار
خواستــــــارم
جمعه خوبی کنار عزیزان تون داشته باشید
@Azu_vaxta
برای تک تک تون
یک دنیا شادی
یک دشت آرامش
یک دریا خوشبختی
یک کوه سلامتی
یک آسمان آرزوی زیبا
و یک عمر باعزت از پروردگار
خواستــــــارم
جمعه خوبی کنار عزیزان تون داشته باشید
@Azu_vaxta
اَزُو وَختا
عکس قدیمی از کوچه های آبکوه دهه 70 @Azu_vaxta
خاطره
از قلعه آبکوه بسی خاطره دارم
ازمردم خونگرم و گل اش خاطره دارم
از بچگی و شیطنت و کوچه حمام
از پیروجوانان محل خاطره دارم
ازوالور وآن خانه ی نمناک وقدیمی
از فرش و پلاس وکمدش خاطره دارم
از فانوس و ازگرد سوز و ازمنقل و کرسی
ازکوزه و از تاس مسی خاطره دارم
از پشت قلعه ، آخرکوچه ی عربها
ازبازی اوستا لنگ کشک خاطره دارم
از پشتی و از خوردن چند ضربه کمربند
از سوزش و از سرخی پا خاطره دارم
ازتوشله و ازگردو و ازبازی سک سک
ازبازی گرگم به هوا خاطره دارم
هرصبح ومساء در پی گنجشک و کبوتر
با سنگ و پلخمون خفن خاطره دارم
از بس که پی گاری و ارّاده(1) دویدم
از خاروخَسک درکف پا خاطره دارم
از بشکه(2) و ازتنگلی (3)و آب گوارا
ازخوردن آب درکف دست خاطره دارم
از خاطرم هرگز نرود یاد فشاری
از حوض آب انبار کمی خاطره دارم
ازگوشقه (4) و خیرات (5) واز قلعه کهنه
از بخشی خیرات همی خاطره دارم
از عطار و ازبقال و ازگاری میوه
ازگالن و از شعبه نفت خاطره دارم
از باقلی و تخمه توی کاغذ قیفی
ازآرد نخودچی وشکرخاطره دارم
ازمُل مُلی و کاسه ای ازجنس پلاستیک
ازکل ممد و از گاری اوخاطره دارم
از کشته و قیسی ولبو در شب چله
از اوسنه جن وپری خاطره دارم
هنگام سحر، بقچه بغل در پی بابا
ازحمام واز دلاک آن خاطره دارم
درخاطرمن مانده هنوز ملا ومکتب
با هِجّی و ابجدچه بسی خاطره دارم
ازمدرسه و ناظم و فراش و معلم
از نیمکت و از تخته سیاه خاطره دارم
ازشادی و ازهلهله درشام عروسی
ازتمبک و ازساز و دهل خاطره دارم
از کاکلی و گوهر واز قدرت و توتو(6)
ازکل عزیزان همگی خاطره دارم
اینها همه جزیی زافکار«مرید» است
القصه بگویم که دوصدخاطره دارم
علی دشتبان (مرید)
1- اَرّاده یا اَرِّدَه : هر نوع تاير و چرخ. معمولاً طوقۀ آهنی دوچرخه را بیشتر بچههای قدیم به این نام میشناختند. و وسیلله ای بود برای بازی بچه ها
2- 2- بُشکَه : از وسایل ذخیره آب در منازل قدیمی
3- تُنگُلی : کوزه آب
4- گوشِقَه : محل نگهداری گاو در آبکوه قدیم
5- خیرات : ازمکانهای قدیمی وقفی آبکوه
6- ازافراد معروف آبکوه و سعدآباد
#قلعه_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#شعر_علی_دشتبان
@Azu_vaxta
از قلعه آبکوه بسی خاطره دارم
ازمردم خونگرم و گل اش خاطره دارم
از بچگی و شیطنت و کوچه حمام
از پیروجوانان محل خاطره دارم
ازوالور وآن خانه ی نمناک وقدیمی
از فرش و پلاس وکمدش خاطره دارم
از فانوس و ازگرد سوز و ازمنقل و کرسی
ازکوزه و از تاس مسی خاطره دارم
از پشت قلعه ، آخرکوچه ی عربها
ازبازی اوستا لنگ کشک خاطره دارم
از پشتی و از خوردن چند ضربه کمربند
از سوزش و از سرخی پا خاطره دارم
ازتوشله و ازگردو و ازبازی سک سک
ازبازی گرگم به هوا خاطره دارم
هرصبح ومساء در پی گنجشک و کبوتر
با سنگ و پلخمون خفن خاطره دارم
از بس که پی گاری و ارّاده(1) دویدم
از خاروخَسک درکف پا خاطره دارم
از بشکه(2) و ازتنگلی (3)و آب گوارا
ازخوردن آب درکف دست خاطره دارم
از خاطرم هرگز نرود یاد فشاری
از حوض آب انبار کمی خاطره دارم
ازگوشقه (4) و خیرات (5) واز قلعه کهنه
از بخشی خیرات همی خاطره دارم
از عطار و ازبقال و ازگاری میوه
ازگالن و از شعبه نفت خاطره دارم
از باقلی و تخمه توی کاغذ قیفی
ازآرد نخودچی وشکرخاطره دارم
ازمُل مُلی و کاسه ای ازجنس پلاستیک
ازکل ممد و از گاری اوخاطره دارم
از کشته و قیسی ولبو در شب چله
از اوسنه جن وپری خاطره دارم
هنگام سحر، بقچه بغل در پی بابا
ازحمام واز دلاک آن خاطره دارم
درخاطرمن مانده هنوز ملا ومکتب
با هِجّی و ابجدچه بسی خاطره دارم
ازمدرسه و ناظم و فراش و معلم
از نیمکت و از تخته سیاه خاطره دارم
ازشادی و ازهلهله درشام عروسی
ازتمبک و ازساز و دهل خاطره دارم
از کاکلی و گوهر واز قدرت و توتو(6)
ازکل عزیزان همگی خاطره دارم
اینها همه جزیی زافکار«مرید» است
القصه بگویم که دوصدخاطره دارم
علی دشتبان (مرید)
1- اَرّاده یا اَرِّدَه : هر نوع تاير و چرخ. معمولاً طوقۀ آهنی دوچرخه را بیشتر بچههای قدیم به این نام میشناختند. و وسیلله ای بود برای بازی بچه ها
2- 2- بُشکَه : از وسایل ذخیره آب در منازل قدیمی
3- تُنگُلی : کوزه آب
4- گوشِقَه : محل نگهداری گاو در آبکوه قدیم
5- خیرات : ازمکانهای قدیمی وقفی آبکوه
6- ازافراد معروف آبکوه و سعدآباد
#قلعه_آبکوه
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#شعر_علی_دشتبان
@Azu_vaxta
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم آزار دیده بودیم اما....... خودتان ببینید😂😂😂
@Azu_vaxta
@Azu_vaxta
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم مشهد( پُودَه ) یعنی.چه؟
در اصطلاح مردم مشهد پوده یعنی چه؟؟
حواب درست گزینه های یک و سه میباشد
پودَه (puda) کهنه ، پوسیده.
پودَه (puda): به هم ریختگی معده با بوی بد دهان
پودَه کِردُم (puda kerdom): معده ام به هم ریخته است دچار سوءهاضمه شده ام ، ترش کرده ام .
حواب درست گزینه های یک و سه میباشد
پودَه (puda) کهنه ، پوسیده.
پودَه (puda): به هم ریختگی معده با بوی بد دهان
پودَه کِردُم (puda kerdom): معده ام به هم ریخته است دچار سوءهاضمه شده ام ، ترش کرده ام .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در آغاز این صبح زیبای شنبه
برایتان دعا میکنم
قلبی عاری از غم و اندوه
ذهنی عاری از نگرانی
زندگی سرشار از شادی
جسمی عاری از بیماری
و روزی پر از نعمتهای دوست داشتنی
صبحتان بخیر و هفته تان خوش عزیزانم
@Azu_vaxta
برایتان دعا میکنم
قلبی عاری از غم و اندوه
ذهنی عاری از نگرانی
زندگی سرشار از شادی
جسمی عاری از بیماری
و روزی پر از نعمتهای دوست داشتنی
صبحتان بخیر و هفته تان خوش عزیزانم
@Azu_vaxta
دوچرخه های نخستین که درایران مورد استفاده قرار می گرفت از مارک های «هرکولس»، «رالی»، «بی .اس.آ» و «بیرمنگام» همگی ساخته کشور انگلستان بود. و بعدها دوچرخه های هندی از معروف ترین دوچخه های آن دوران بود
قیمت بهترین، بادوام ترین و خوش رکاب ترین نوع دوچرخه از ۱۰ تومان شروع می شد و به ۱۵ تومان می رسید که قیمت لوازم اضافی آن از جمله، قاب، ترک بند، بوق و امثال آن شامل دو تومان می شد.
با رایج شدن دوچرخه در دارالخلافه، دکان هایی برای فروش و تعمیر دوچرخه باز شد.
کرایه دوچرخه ساعتی ۱۰شاهی بود و پنچرگیری هم ۱۰شاهی، روغن کاری دو شاهی و دیگر تعمیرات که شامل جوش کاری، شکست و بست، پره بندی ها، شل و سفت کردن زنجیر بود روی هم پنج، شش قران می شد.
#دوچرخه
@Azu_vaxta
قیمت بهترین، بادوام ترین و خوش رکاب ترین نوع دوچرخه از ۱۰ تومان شروع می شد و به ۱۵ تومان می رسید که قیمت لوازم اضافی آن از جمله، قاب، ترک بند، بوق و امثال آن شامل دو تومان می شد.
با رایج شدن دوچرخه در دارالخلافه، دکان هایی برای فروش و تعمیر دوچرخه باز شد.
کرایه دوچرخه ساعتی ۱۰شاهی بود و پنچرگیری هم ۱۰شاهی، روغن کاری دو شاهی و دیگر تعمیرات که شامل جوش کاری، شکست و بست، پره بندی ها، شل و سفت کردن زنجیر بود روی هم پنج، شش قران می شد.
#دوچرخه
@Azu_vaxta
میدان دوچرخه (میدان چرخ)
با ورود دوچرخه به مشهد و استقبال آن در بین مردم نخستین میدان دوچرخه در اواسط کوچه جوادیه در بولوار طبرسی شکل گرفت و بعدازآن درسالهای بعد و بهدنبال استقبال مردم از این میدان، دومین میدان دوچرخه مشهد هم در سالهای ابتدایی ۱۳۰۰ و در زمینهای بین چهارراه بیسیم فعلی تا ابتدای خیابان آخوند خراسانی(خیابان خاکی سابق) ایجاد شد .
این میدان در آن دوران از بزرگترین میادین مشهد بشمار می آمد و در اطراف آن دکانهای چرخسازی بنابر ضرورت جامعه روز به روز افزون گشت .
با شکلگیری این میدان داشتن تصدیقنامه(گواهینامه) هم برای دوچرخه سواران قانونی شد وبا ابلاغ همین قانون از سوی اداره تشکیلات نظمیه در ۲۳مرداد ۱۳۰۵، دادن گواهینامه در میدان چرخ آغاز شد.
حال از آن روزها نزدیک یک قرن میگذرد. میدان دوچرخه که بزرگترین میدان بدونسازه مشهد بوده، از بین رفته است. میدانی که سهم بزرگی در دوچرخهسواری مشهدیها، بهخصوص افرادی که دنبال مکان آموختن راندن این وسیله برای گواهینامه گرفتن بودند
از میدان کهنه تا میدان دوچرخه
همزمان با شکلگیری میدان دوچرخه در نزدیکی خیابان ارگ، کرایه دادن دوچرخه و تعلیم آن توسط شاگردان مغازه به علاقهمندان روزبه روز بیشتر شد تا جایی که به ندرت میتوان گفت میدان چرخ در آن ایام از شلوغ ترین میدان های مشهد بود .
#دوچرخه
@Azu_vaxta
با ورود دوچرخه به مشهد و استقبال آن در بین مردم نخستین میدان دوچرخه در اواسط کوچه جوادیه در بولوار طبرسی شکل گرفت و بعدازآن درسالهای بعد و بهدنبال استقبال مردم از این میدان، دومین میدان دوچرخه مشهد هم در سالهای ابتدایی ۱۳۰۰ و در زمینهای بین چهارراه بیسیم فعلی تا ابتدای خیابان آخوند خراسانی(خیابان خاکی سابق) ایجاد شد .
این میدان در آن دوران از بزرگترین میادین مشهد بشمار می آمد و در اطراف آن دکانهای چرخسازی بنابر ضرورت جامعه روز به روز افزون گشت .
با شکلگیری این میدان داشتن تصدیقنامه(گواهینامه) هم برای دوچرخه سواران قانونی شد وبا ابلاغ همین قانون از سوی اداره تشکیلات نظمیه در ۲۳مرداد ۱۳۰۵، دادن گواهینامه در میدان چرخ آغاز شد.
حال از آن روزها نزدیک یک قرن میگذرد. میدان دوچرخه که بزرگترین میدان بدونسازه مشهد بوده، از بین رفته است. میدانی که سهم بزرگی در دوچرخهسواری مشهدیها، بهخصوص افرادی که دنبال مکان آموختن راندن این وسیله برای گواهینامه گرفتن بودند
از میدان کهنه تا میدان دوچرخه
همزمان با شکلگیری میدان دوچرخه در نزدیکی خیابان ارگ، کرایه دادن دوچرخه و تعلیم آن توسط شاگردان مغازه به علاقهمندان روزبه روز بیشتر شد تا جایی که به ندرت میتوان گفت میدان چرخ در آن ایام از شلوغ ترین میدان های مشهد بود .
#دوچرخه
@Azu_vaxta