اَزُو وَختا
384 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
Channel created
Channel photo updated
عرض ادب و احترام
ضمن خوش آمد گویی حضور یکایک سروران گرامی، هدف از تشکیل این کانال حفظ آثار و ارزشهای نیاکانمان (آداب و رسوم ، واژه ها واصطلاحات قدیمی ، بازی ها وبه اشتراک گذاری عکس و اسناد قدیمی بوده وحتی المقدور سعی خواهد شد تا ازچهارچوب این قواعد نیز خارج نشویم. به یاری الله
👍2
نمایی از باقی مانده برج آبکوه (چهاربرجی)
اگـر يـادت نيـايـد از زمـاني
بگويـم مـن برايـت از مکانـي
🔸 زآبکوه مـن برايت حـرف دارم
بسـي نا گفته هايـي ژرف دارم
🔸کـه اَ ندرغرب مشهد بـود يک ده
وايـن ده ازدهـات ديگران بـه
🔸عجب آن ده محيطي با صفا داشت
هـزاران مردماني با وفـا داشت
🔸همـه فاميل و قوم و خويش بودند
همـه مرداني دور انديش بودند
🔸همه مـومن ، همه اهـل عبـادت
همـه اهـل سخا ، اهـل عيادت
🔸همـه شاد و همه مسـرور بودنـد
همـه ازرنـج ومحنت دور بودند
🔸همـه اهـل تلاش وهمـت وکـار
همـه ازتنبـلي بـودنـد بيـزار
🔸زراعت کاري و دام پيشه شان بود
تلاش و همت هم انديشه شان بود
🔸کشاورزان آبکـوه شهره درشهـر
و محصولش پر از آوازه در شهـر
🔸کنون يادي کنيـم از کوچه هايش
رويم گشتي زنيـم درجاي جايش
🔸تمـام کوچه هايش تنگ وباريـک
همه خاک و همه سنگ وهمه ريگ
🔸درون کوچـه هايش ،آب ، جاري
پـر از حيوان وآدم بود وگـاري
🔸درآن روزهـا و محض يـادگاري
نبـود درکّل آبکوه يک سـواري
🔸تموم خونـه ها خشت و گلي بـود
به جاي سنگ وآجر کاه گلي بود
🔸درون خونه ها شـور و شعف بـود
صداي خنده هـا از هرطرف بود
🔸نمي ديدي تـو هرگز در دلي غم
نبـود برچهره اي يک ذره ماتـم
🔸تـوي هر خا نه اي چنـد خانواده
پـدر بـا بـچه ها بـود ونـواده
🔸همـه با هـم و دورهـم بـودنـد
همـه شـاد و بَري از غـم بودند
🔸کنون گويـم بـرايت ازآب انبـار
کـه آب کوه درآن مي شد تلنبار
🔸زآب ســرد ه وآب سنـا بــاد
کنيـم يـادي هـم از نهرگنابـاد
🔸ويـاد گوشقـه گودال خيـرات *
که ياد و فکرشان هم گشته هيهات
🔸و از پشـت قلعـه ضلـع شمالـي
بگـويم از زمينـي سبز و عالـي
🔸کـه مخصوص زراعت بود و جاليز
و زيـر کشت گندم بـود وپاليـز
🔸درخت توتي *هم دراين مکان بود
ومعروف درمحل درآن زمان بود
🔸خلاصه يـاد ايامي که چون بـاد
گذشت و خاطراتش رفتـه از ياد
🔸ز مسجـد هـا بگـويم در ادامـه
کنـم برقـدمت آن هـا اشـاره
🔸 حسينـي در مقـام اولـين اسـت
بني هاشـم مکانش دومين اسـت
🔸رضوي هـم که جزء سومين اسـت
ملقـب بر امـام هشتميـن اسـت
🔸و حـال از ناي نـي گويم برايـت
کـه از رسم زمـان دارد شکايت
🔸محلـي را کـه عمري با قـداست
زآب و خاک آن کرديم حراسـت
🔸دگـر از ايـن محل چيزي نمانده
بـراي زندگي جايـي نما نـده
🔸چنـان آبکـوه دگرويـرانه گشته
وافـرادش زهـم بيگانـه گشتـه
🔸کـه ديگربينشان مهـر وفـا نيست
سراغي هـم ز دوست آشنا نيست
🔸دگـربـا اين محل بايد وداع کرد
فقـط با خـاطر و يادش صفا کرد
🔸خلاصـه « دشتبان » هـم درنهايت
دهـد پايان به ايـن شعر وروايت
دراصطلاخ مردم قدیم مشهد( بُغمَه )یعنه چه؟
Anonymous Poll
14%
۱_نوعی غذا
18%
۲_نوعی پوشاک
57%
۳_عقده, بغض
12%
۴_هیچکدام
واژه‌ها و کلمات قدیمی
در گذشته در بین مردم مشهد و روستاهای خراسان واژه‌هایی به‌صورت روزمره به کار برده می‌شد که همان گویش مشهدی است. این گویش را در اصل عصاره‎ای از فارسی دری و بازماندۀ لهجۀ توس قدیم می‎دانند. گواه این مطلب اینکه بزرگ‌ترین نامۀ دری« شاهنامه فردوسی توسی» به لهجۀ قدیم توس سروده شده است.
درحال حاضر این واژه‌ها و اصطلاحات که در گذشته‌های نه‌چندان دور بسیار مورد استفاده قرار‌می‌گرفت، در بین مردم از خرد و کلان کمتر به کار برده می‌شود، اما گاهی کهن‌سالان و پیرمردهای روستاهای اطراف و یا محلات قدیمی هنوز هم هر از گاهی بعضی از این کلمات را درگفتار روزمرۀ خود استفاده می‌کنند.کلماتی که شاید بعضی از جوانان امروزی تاکنون نشنیده و یا اگر شنیده‌اند معنی آن را به درستی نمی‌دانند.
لازم به ذکر است در تلفظ واژه های قدیمی چه از لحاظ گفتاری و چه نوشتاری بطورحتم دراقصی نقاط خراسان و یا حتی شهر بزرگ و کوچک و خصوصاً روستاها و محلات دارای اختلاف بوده و مردم هر منطقه با گویش رایج همان منطقه کلمات و اصطلاحات ، تعابیر، مَثَلها را بر زبان می‌آورند . بنحوی که دیده شده گاه دو روستای هم‌جوار در نحوه‌ي‌ سخن گفتن و تلفّظ عبارتی واحد اختلاف دارند و همچنین گذشت زمان یکی دیگر از موارد تفاوت گویش در تلفظ کلمات بشمار می آید چه بسا امروز واژگان قدیمی به نحوی متفاوت با چند دهه‌ی قبل تلفّظ می‌شوند.
مُخام باهات یَکَم اَختِلاط کُنُم
صُبَت از یَه لُکِه یِ نبات کُنُم
اززبون مَشَدی بُرات بُگُم
کِ شیرینه (قَدِ8) آبنبات بُگُم
قدیما شاید تُ یادت نِبِشَه
گُمونُم سِنِ زیادِت نِبِشَه
نِدِنی کِ مُ مُخام از چی بُگُم
یادِرُم مُ از کُجا و کی مُگُم
................
.................
یَکَمم خودت برو تِکَل بُکُن
تِکُل از کُلُون ترمحل بُکُن
تا نگی ک ِدشتبان پُرچِنَه بود
بِ جون خُدُم هَمَش بَهَنه بود
تا یَکَم خُشتَوی و خنده کِنِم
لهجه ی مَشدی رَم زنده کِنِم
قسمتس از شعر مُ مِدِنُم نُ مِدِنی ؟؟
این شعر از سروده های حقیر است و سی بیت دارد که درآن بیش از 110 واژه اصیل مشهدی بکار برده شده است
دوستان عزیز
جهت إرسال عكسها و اسناد قدیمی اشعار و دلنوشته ها و همچنین پيشنهادات و انتقادات خود به آيدي مراجعه نماييد.👇🏻👇🏻👇🏻
@ali0dashtban1340
بازی های محلی
انسان‌ها از روزگاران بسیاردور و در دورانی که اغلب مردم از طریق کشاورزی و دامپروری امرار معاش می کردند و مردم جامعه در فصول مختلف سال اوقات فراغت بیشتری در اختیار داشتند همواره در پی آن بودند تا با ساده‌ترین اشیاء از قبیل خاك، سنگ، چوب، استخوان و بعدها از فلزات و... وسایلی را جهت بازی و سرگرمی خود ساخته و بوسیله آنها اوقات فراغت خود را با شادی و نشاط سپری کنند.
بازی‌های بومی محلی ریشه در سنت‌های دیرینۀ نیاکانمان دارد که متأسفانه امروزه بنا به دلایلی چون استفاده از وسایل و بازی های ارتباط جمعی و آنلاین، بازی‌های رایانه‌ای ، ورزش‌های جدید مکانیزه ، امکان پرداختن به بازی‌های محلی را تقریباً غیرممکن ساخته است.
بالغ بر 150 ‌نوع بازی سنتی در ایران وجود داشته که به‌مرور زمان و با تغییر شیوه‌های زندگی ، نسل امروز بجز تعدادی انگشت شمار، تقریباً با تمامی آنها بیگانه است.
در گذشته، برای برگزاری بازی‌ها، به وسایل بازی آن‌چنانی نیاز نبود. کافی بود چند نفر حاضر و آماده بازی باشند. با یک عدد چوب که درآن روزها به وفور پیدا می‌شد و دو عدد خشت، مقدمات بازی «الک‌دولک» فراهم بود. یا با یک ریگِ کوچک بازی «سنگِ سنگ چِل‌چِلَه باز» یا با یک توپ تنیس که در آن زمان در بین بچه‌ها به توپ هفت‌جلد معروف بود، بازی توپ‌زنجیرپلّه یا «آغل گوشله» یا «هفت‌سنگ» و یا «توپ تومبورکَه » برقرار بود. یا بازی‌های پرهیجان و نشاط‌آوری نظیر خرپلیس، از گُلاچی گُل، اوستا لنگ‌کشک، سُک سُک و... که بدون هیچ وسیله‌ای اجرا می‌گردید
#بازیهای_محلی
توشلَه بازی (تیله بازی)
#بازیهای_محلی
@Azu_vaxta
بازی از سر نو غزل خانم