اَزُو وَختا
384 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربان معبودم
⭐️شب خود و دوستانم را
به تو میسپارم
⭐️آرزوهایم زیاد است
اما ناب ترین آرزویم
⭐️نعمت سلامتیست
برای همه ی عزیزانم
⭐️صبور باشیم
مشکلات هم تاریخ انقضا دارند
⭐️امشب براتون
سلامتی آرزو میکنم
⭐️امیدوارم همیشه
سلامت و شاداب باشید🙏
🌹شبـ🌙ـتون معطر به عطر گل🌹
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷جمعه تون شاد و زیبا
🌸امـروز برای
🌷تک تکون از خدا میخوام
🌸در کنار خانواده و
🌷عزیزانتان بهتـرین
🌸آدینه را سپری کنید
🌷لحظه هایی شیرین
🌸دنیایی آرام و
🌷یه زندگی صمیمی
🌸آرزوی من برای شماست
🌷جمعه تون زیبا و در پناه خدا
🌷@Azu_vaxta👈
🚿حمام قدیمی
🔹قسمت ششم
🚿حمام‌کردن خانم‌ها در قدیم حداقل نصف روز به طول می‌انجامید. گاهی صبح که وارد حمام می‌شدند نزدیک غروب از حمام خارج می‌شدند. این مدت طولانی برای حمام‌کردن خانم‌ها بدون علت نبود زیرا علاوه بر شستشو و نظافت خود و مواردی که ذکر شد، گاهی باید چندین بچۀ قدونیم‌قد را نیز که همراه آورده بودند، می‌شستند. افزون بر آن، گذاشتن حنا بر دست‌ها، پاها و موها مزید برعلت بود . از همه مهم‌تر اینکه مردم آن روزگاران حمام را بهترین و دنج‌ترین محل تجمع خویش می‌دانستند. دید و بازدید خانم‌ها گاهی پس از چندین ماه در همین حمام‌ها صورت می‌گرفت و دو طرف پس از کلی قربان‌صدقۀ یکدیگر رفتن، شروع می‌کردند به درددل کردن و از در و همسایه و فامیل و آشنا سخن برزبان آوردن . وقتی که چانه‌شان گرم می‌شد و صحبت ها گل می انداخت وارد مسائل خانوادگی یکدیگر می‌شدند و رازهایشان را با هم درمیان می‌گذاشتند. از آنچه پس از آخرین دیدار برایشان اتفاق افتاده بود، می‌گفتند.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
از بی‌مهری و بی‌توجهی شوهران خود و یا از بدگویی و عیب‌جویی‌های اهالی محل. آنان که سفیدبخت بودند و خوشبخت از محبت‌های آقا می‌گفتند و پز می‌دادند که چگونه تحویلم می‌گیرد و حتی لقمه در دهانم می‌گذارد و چگونه نازم را می‌خرد و جدیداً چی برام خریده و چه و چه و چه... . اما زنانی که خود را سیاه‌بخت می‌دانستند و عقیده‌شان براین بود که گلیم بخت‌شان را از همان اول سیاه بافته‌اند، از همان اول آه و ناله و نفرین‌شان را قبل از هر چیزی نثار جان مادرشوهر و خواهرشوهر می‌کردند و دیواری از دیوار آنها کوتاه‌تر پیدا نمی‌کردند.
خلاصه، پس از اینکه کلی از این در و آن در سخن میگفتند، نوبت به تطهیر و شستشو و آرا گیرا کردن‌شان فرا می‌رسید که حداقل دو سه ساعت را هم به این کار اختصاص می‌دادند. در این بین برای رفع حمام‌گرفتگی در آن هوای کثیف، مقداری هله‌هوله هم نوش جان می‌کردند.گاه پیش می‌آمد که خانم‌ها ناهار را در حمام به اتفاق همسایگان و اقوام و خویشان صرف می‌کردند و پس از ناهار، برخی از حاج‌خانم‌ها که اهل قلیان بودند، به حمامی سفارش می‌کردند که قلیان را هم رو به راه کند. حتی گاهی اوقات همین حاجیه‌خانم‌های قلیانی برای اینکه قلیان حمام را کثیف میدانستند، قلیان و تنباکو و ذغال خود را به حمام میبردند و استفاده می‌کردند. تصور کنید در آن فضای بخارگرفته و دم‌پیچیده و دود چندین قلیان، نفس‌کشیدن واقعاً چقدر سخت و تحمل‌ناپذیر می‌شد.
بعد از این توصیف‌ها و نزدیک غروب، خانم تازه یادش می‌آمد که کم‌کم دارد وقت می‌گذرد و باید حمام را ترک کند. بعد از حمام‌کردن، حاجیه‌خانم دوسه‌روز ناخوش بود و سرش درد می‌کرد و دستمال به سرش می‌بست وعقیده داشت به اصطلاح حمام او را گرفته. البته، در این مورد حق با ایشان بود زیرا از بس در آن فضای سنگین و بخارگرفته و هوای کثیف پرچانگی کرده بود، تا دو سه روز احساس می‌کرد سرش سنگین است و درد می‌کند.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
@yadeAyyaam
صبح جمعه با شما - 183
صبح جمعه با شما یکی دیگر از برنامه های رادیویی دهۀ های 50 ، 60 و70 خورشیدی بود که صبح های جمعه از ساعت ۹ تا ۱۲ ظهر از رادیو ایران پخش می‌شد و در روزجمعه باب تفریح و خندۀ ایرانیان را می‌گشود.
🌷@Azu_vaxta👈
مکالمه یک زن و شوهر مشهدی :

زن: چقد خاطروم رِ میخی؟
مرد: مو خیلی خاطرت رِ مُخوام!
زن: نِه بُگو چقد؟!
مرد: مِفهمی زن ، مو عین گوشی موبایلوم و تو هم سیمکارت توشی !! .. یعنی مو بدون تو هیچوم یَره ..!!!
زن: ای قربون شویُم بُرُم ، چی رمانتیک رِفته ..!

مرد هم ته دلش میگه:
عِجب زن ساده ایه .. نِمِفهمه که ای گوشی چینیه چارتا سیمکارت موخوره😂😂😂
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قدیما یادش بخیر ….
اون وقتا که بهترین اسباب بازی هامون، لوکس یا خریدنی نبود …
وقتی که یه لاستیک کهنه ی دوچرخه و یک تکه چوب ، تمام روزمون رو پر از شادی و شور و نشاط میکرد
وقتی با یه دم پایی لاستیکی آنچنان سراسروجودمون را شادی و نشاط فرامی گرفت که انگاری دنیا را به همون دادن.
چقدر زود بزرگ شدیم و شور ونشاط و هیجان را هم فراموش کردیم
کجاست اون روزها
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم (سُقُلمَه) یعنی چه؟
سُقُلمَه یعنی : با قسمت استخوانی مشت به کسی ضربه زدن
Audio
غذاهای سنتی
شیشلیک
شیشلیک یکی از خوراک های سنتی و قدیمی منطقه شاندیز محسوب می شود که حداقل نام و نشان آن از اوایل دوره ی پهلوی اول در کافه های کوچک بین راهی مشهد به شاندیز دیده می شود. پخت شیشلیک در شاندیز با مهارت خاصی صورت می گیرد و امروزه جزئی از فرهنگ مردم این منطقه به شمار می آید و بسیار مورد توجه گردشگران استان های دیگر و حتی توریست های خارجی قرار گرفته است.
شیشلیک کلمه ای است آذری، به طوری که در آذربایجان به کباب "شیشلیک" هم گفته میشود و مفهوم آن گوشت کشیده شده به شش (سیخ)می باشد.
#غداهای_سنتی_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
📖اما تاریخ پخت شیشلیک از آنجا آغاز می شود که پس از تسطیح اراضی محله های قدیم و ایجاد خیابان تهران به طول 1768و عرض 312متر در دوره مدرنیته شهر مشهد، حدود سال 1311خورشیدی، به عنوان یکی از آبادترین و زیباترین خیابانهای جدیدالاحداث شهر مشهد، شخصی به نام "کریم حاتم زاده هاشمی" که اهل نمین اردبیل بوده به مشهد مهاجرت می نماید و در یک ساختمان دو طبقه که بالای آن میهمانخانه و پایین آن یک رستوران بوده به پخت و ارائه خوراک شیشلیک مشغول، که با این کار معروف به "کریم شیشلیکی" می شود. البته سرو شیشلیک او بدون سیخ بوده و با نان سرو می شد. تا اینکه یک سال به گرگان می رودو پس از بازگشت در حدود سال 1346 شمسی کافه شعله را در کنار کارخانه کوکا کولا مشهد دایر می نماید که مشتریان او بیشتر مهندسان و کارشناسان ارمنی و ایرانی کارخانه بودند. بعدها مهارت پخت شیشلیک توسط شاگردان او که بعضاً شاندیزی بودند به این منطقه ییلاقی منتقل می شود. سرانجام کریم شیشلیکی در سال 1358ه. ش. دار فانی را وداع گفت و در بهشت رضا به خاک سپرده شد. در حال حاضر بازماندگان وی در شهر مشهد مدیریت چند رستوران را به عهده دارند. اما هنری که شاندیزی ها برای سرو شیشلیک به کار بردند، سرو آن با سیخ مخصوص پخت است که بتدریج به صورت یک فرهنگ درآمده و گردشگران نیز از این روش سرو استقبال می کنند.در خصوص این که شیشلیک اولین بار توسط چه شخصی یا اشخاصی در شاندیز طبخ شد مدرک مستدل و متقنی وجود ندارد.. به تدریج قهوه خانه ها و کافه های مسیر شاندیز، شیشلیک را طبخ و با برنج و مخلفات به مشتریان و مسافران ارائه می کردند. در این عرصه اشخاص زیادی به معروفیت «شیشلیک شاندیز» کمک کردند که می توان به پیشکسوتان کربلایی علی میرزا باقر، مرحوم کربلایی باقر باقری، مرحوم کربلایی علی حقیقی، حسن ایزدی و حسین ایزدی، زنده یاد عباس حقیقی، حاج علی صفدری، حاج امیر اکبرپور، حاج عباس محمدپور، حاج عباس اکبری، حاج حسین میری، حاج حبیب فرجی، حاج محمد آهویی و ..... اشاره کرد. در حال حاضر شیشلیک در 123 واحد رستورانی و سفره خانه در محورهای گردشگری شاندیز و طرقبه و مناطق عنبران و جاغرق در شهرستان بینالود با بهترین کیفیت به گردشگران عرضه می¬شود. همچنین در استان های شمالی کشور، استان فارس، تهران و کیش نیز این خوراک سنتی با نام «شیشلیک شاندیز» ارائه می شود و میزان مصرف گوشت برای پخت آن روزانه 15 تن و به طور تقریبی 4000 سیخ می رسد. هم چنین طبخ «شیشلیک شاندیز» در نیویورک امریکا، تورنتو کانادا، روسیه، مونیخ آلمان، ایتالیا، ترکیه، دبی و عمان حاکی از ارزش و جایگاه فراملی این خوراک سنتی دارد.
#غداهای_سنتی_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸سلام
🍁اول هفته تون عالی
💕ان شاء الله
🍁بهترین هفته راپیش رو
💕داشته باشید
🍁پراز موفقیت
💕پراز برکت
🍁پراز آرامش
💕پراز مهربانی
🍁پراز حس خوشبختی
💕روزتون زیبا و در پناه خدا
🌷@Azu_vaxta👈
نمایی نزدیک از چهارطبقه - سال 1325
مشهد شناسی
📖 بخش زیادی از بافت تاریخی شهر مشهد در گذر سال ها، زیر چرخ های توسعه محو شد اما مروری بر سیر تاریخ بناهای شهری در مشهد نشان می دهد که هنوز برخی ساختمان ها در خاطرات جمعی شهروندان نقش بسته است و به عنوان عنصر هویتی از آن یاد می شود. ساختمان چهار طبقه مشهد به عنوان نخستین ساختمان طبقاتی شهر مشهد با این که عمرش کمتر از پنج دهه بود ولی به دلیل ویژگی های خاص‌اش به بخشی از تاریخ و هویت شهری مشهد تبدیل شد و در حافظه عموم مردم باقی ماند اما این ساختمان قصه های خودش را دارد که خواندنش خالی از لطف نیست .
#مشهدشناسی
#یادها_نامها
#تفرجگاه_مکانها
🌷@Azu_vaxta👈
سال 1330

ساختمانی که چشم و چراغ ایران بود
تاریخ ساخت «چهار طبقه» مشهد به اوایل دوره پهلوی، (طی سال های 1305 تا 1308ش) می‌رسد. احتمالا پس از ایجاد خیابان موسوم به پهلوی، زمینه ای برای ایجاد بنای چهار طبقه در این محدوده که یکی از محلات مدرن و پر تردد شهری بوده، فراهم می شود. بنابر گزارش اسناد و مطبوعات، این بنا از زمان ایجاد تا تخریب، کاربری های مختلفی شامل هتل و فضای اداری داشته است.
نویسنده کتاب «مزار میرمراد» با توصیف این ساختمان در آن دوران، فضاهای پیرامون آن را چنین شرح می دهد: « ... یکی از متمولین از روسیه برگشته، یک عمارت چهار طبقه بسیار بلند آجری در حاشیه خیابان پهلوی ساخت که مدت ها مورد توجه و اعجاب عابران بود. در مغازه های سمت راست در ورودی عمارت، یک داروخانه بزرگ و مفصل تر از داروخانه مریض‌خانه آمریکایی دایر گردید و در مغازه های سمت چپ آن نمایندگی لوازم برقی آلمانی استقرار یافت. روی تابلوی بسیار بزرگ یکی، علامت بایر و روی تابلوی دیگری سه حرف درشت «آ.ا.گ» نمایان بود. در اتاق ها و حیاط باصفای چهارطبقه هم مهمان خانه و کافه رستوران موزیکال پارس تاسیس گردید.
#مشهدشناسی
#یادها_نامها

🌷@Azu_vaxta👈
🔹 شش دانگ عمارت چهارطبقه در قبال یک سرنبات و یک ریال وجه رایج

ساختمان چهارطبقه متعلق به خانواده نصیرزاده از مهاجران قفقازی بود. حکایت واگذاری چهارطبقه به آموزش و پرورش خراسان را مولف «گروه‌های مهاجر به مشهد از صفویه تاکنون» چنین شرح داده است: خاندان نصیرزاده موقوفات خاصی در زمینه تعلیم و تربیت دارند. طبق اجاره نامه ای که در تاریخ 12/10/1324 بین جواد نصیرزاده و علی محمد پرتوی مدیرکل وقت تنظیم شده است، این ساختمان از اول آذرماه 1324 از قرار ماهی پنج هزار ریال به مدت دو سال به اداره آموزش و پرورش اجاره داده شد.
جواد نصیرزاده فرزند جلیل در اواخر سال 1340ش. به وکالت از عموی خود ایوب نصیرزاده با اداره کل فرهنگ خراسان شش دانگ عمارت چهارطبقه را که زیر آن چهار دربند دکان داشت در قبال یک سرنبات و یک ریال وجه رایج مصالحه کرد. اداره فرهنگ خراسان نیز در قبال این وقف متعهد شد عواید چهار دربند دکان را مادام البقا و در صورت انهدام و تبدیل محل، از عواید بدل هر سال در حساب مخصوصی با نظارت جواد نصیرزاده یا قائم مقام وی به مصرف کمک تحصیلی محصلان بی بضاعت سه آموزشگاه برساند. اداره فرهنگ خراسان متعهد شد در عوض عمارت چهارطبقه، دبیرستان «عاملی» را به نام «جلیل نصیرزاده» و دبستان «هروی» را به نام دبستان «ایوب نصیرزاده» نام گذاری کند و در صورت تغییر بنا یا تغییر محل آن، نسبت به دو بنا به همین نحو رفتار شود. همچنین هرگاه به عللی هر دو از بین برود، عمل نام‌گذاری به نام برادران نصیرزاده نسبت به یکی از دبیرستان ها تمدید شود.

منبع : خراسان

#مشهدشناسی
#یادها_نامها
#تفرجگاه_مکانها
🌷@Azu_vaxta👈
چهار طبقه حضرتی پایین خیابان
اَزُو وَختا
چهار طبقه حضرتی پایین خیابان
چهارطبقه پایین خیابان
📖امروز شاید زائران و مجاوران هنگام عبور از زیر سردر صحن آزادی متوجه نشوند که روزگاری درست در کنار همین سردر، تجارت‌خانه و مسافرخانه بزرگی بود که امروز نه تنها آثاری از آن بنا بلکه نامی هم از آن درمیان نیست ساختمانی با 4 طبقه که مرحوم حاجی‌لته، از پول‌دارها و داش‌مشدی‌های مشهد سفارش ساخت آن را داده بود. این ساختمان که درست در پایین پای حضرت رضا(ع) قرار داشت، نه‌تنها محل استراحت زائرها به‌صورت محدود در طبقات مختلف بود، بلکه محل کسب حاجی هم بود. گفته می‌شود کار اصلی‌اش در زمینه پارچه بود. البته حاجی‌لته جز این چهارطبقه، چندین مسافرخانه و بازارچه هم در بالاخیابان و خیابان خسروی داشت و این محدوده زیر دستش بود. زمانی که عبدالعظیم ولیان، نایب‌التولیه مشهد، اقدامات اصلاحی خود را در اوایل دهه50 شروع کرد، حاجی‌لته که با این طرح مساحت زیادی از املاکش را از دست می‌داد و از طرف دیگر آسیب به افراد هم صنفش را شاهد بود، به مخالفت با ولیان برخواست. این موضوع باعث شد تا او و فرزندانش حتی این شانس را نداشته باشند که تا پایان زمان پهلوی حاکم محدوده خود باشند و بنا به همان مخالفت، ملکشان تخریب شد. به این ترتیب ساختمانی که گفته می‌شد اولین چهارطبقه مشهد است که روی 9مغازه ساخته شده، در سال 1354 تخریب شد.
زمانی که مأموران دولتی تخریب مسافرخانه حاجی‌لته را آغاز کردند، او برای جلوگیری از خراب شدن این ساختمان زیبا، با فرزندانش داخل ماند، اما با این وجود ساختمان خراب شد. در این جریان آسیبی به او و فرزندانش وارد نشد، اما این خرابی باعث شد حاجی‌لته از داش‌مشدی بودنش بیفتد و نامش به فراموشی سپرده شود.
#مشهدشناسی
#یادها_نامها
#تفرجگاه_مکانها
🌷@Azu_vaxta👈
رقبایی که به فاصله پنج سال تخریب شدند
اما در نهایت هر دو چهار طبقه شهر مشهد، به دلیل خیابان کشی و توسعه فضاهای شهری، به فاصله پنج سال تخریب شدند. ساختمان چهارطبقه هنگام احداث خیابان دروازه طلایی(مدرس) در سال 1350ش. تخریب شد و انجمن شهر غرامت 75/358 متر اعیان چهارطبقه را (از قرار متری 10هزارریال) به آموزش و پرورش پرداخت کرد، ولی نام آن هنوز بر زبان مردم جاری است.
مولف «خاطرات حگمت» نیز تخریب چهار طبقه حضرتی را در زمان استانداری ولیان می داند که به موازات طرح توسعه فلکه حرم مطهر و تغییر در سیمای این منطقه رقم خورد.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺🌼🌸
🌼🌸
🌸
کسی را کجا* پیشرو شد هوا
چنان دان که رایش نگیرد نوا

اگر دوست یابد تو را تازه‌روی
بیفزایدش نازش و رنگ و بوی

تو با دشمنت رخ پر آژنگ دار
بداندیش را چهره بی‌رنگ دار

بکَش جان و دل تا توانی ز رَشک
که رشک آوَرَد گُرْم و خونین سرِشک

هر آن‌گه که رشک آوَرَد پادشا
نکوهش کند مردمِ پارسا
#فردوسى
_________
*کجا=که

و در این هفته:
ز یزدان و از ما بر آن‌کس درود
که تارش خرد باشد و داد پود


فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
سپاس از جناب جعفر زاده عزیز
🌷@Azu_vaxta👈
🌸
🌼🌸
🌺🌼🌸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
آواز زار کوهسانی استاد غلامحسین غفاری
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈