اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (خُو کِردَن ) یعنی چه؟
خُو کِردَن 1 : اطمینان کردن ، خاطر جمع بودن ، آسودگی خاطر داشتن .... مثال «خُو نِمتِنُم بُکُنُم پولارِبُدُم دَستِش : اطمینان نمیتوانم داشته باشم که پولهایم را به او بسپارم
خُو کِردَن 2 : وجین کردن ، کندن علف های هرز
متال «دیروز چغندرا ما رِ خو کِردُم
گزینه اول و دوم صحیح است
خُو کِردَن 2 : وجین کردن ، کندن علف های هرز
متال «دیروز چغندرا ما رِ خو کِردُم
گزینه اول و دوم صحیح است
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( سُپُرز ) یعنی چه؟؟
Anonymous Quiz
66%
طحال
22%
جگر سفید
2%
جگرسیاه
0%
قلوه
2%
هیچکدام
8%
نمیدانم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
موسیقی نماشوم امشب را تقدیم میکنم به همه شما عزیزان خصوصاً عزیزان خراسان جنوبی مردم خونگرم بیرجند و قاین
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
موسیقی نماشوم امشب را تقدیم میکنم به همه شما عزیزان خصوصاً عزیزان خراسان جنوبی مردم خونگرم بیرجند و قاین
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرهفته تون شاد و بینظیر
یک روز قشنگ
یک دل آرام
یک شادی بی پایان
یک نور از جنس امید
یک لب خنـدون
یک زندگےکی عاشقانه
و هزار آرزوی زیبـا
از خداوند برایتان خواهانم 💐
🌷@Azu_vaxta👈
یک روز قشنگ
یک دل آرام
یک شادی بی پایان
یک نور از جنس امید
یک لب خنـدون
یک زندگےکی عاشقانه
و هزار آرزوی زیبـا
از خداوند برایتان خواهانم 💐
🌷@Azu_vaxta👈
👨👧👦باورها و اعتقادات
افکار و اعتقادات بومی، از جمله یادگارهای فرهنگی است که ریشه در زندگی مردم آن دیار دارد.
باورها و عقایدی که درعصر حاضربه سرعت در حال فروپاشی و فراموشی است. شاید دورنباشد آن روزی که دیگر ازآنهمه باورها و اعتقادات کوچکترین اثری باقی مانده باشد .
✨باور داشتند که پاشنههاى کفش که جلوِ هم جفت شود، صاحبش پولدار مىشود.
✨مردم روزهای دوشنبه، سهشنبه، پنجشنبه و جمعه را خوشیُمن میدانستند و چنانچه مراسم جشن و عروسی و عقد یا کارهای خیر دیگری داشتند، در این روزها برگزار میکردند.
✨میگفتند اگر مردی ايستاده شلوار بپوشد، فقر در پی دارد.
✨روزهای چهارشنبه از رفتن به حمام و شستن لباس مردها خودداری میکردند.
✨اگر دود حاصل از آتش به سمت کسی میرفت، میگفتند پولدار است.
✨اگر ظروف بلور يا چينى میشکست، میگفتند بلا بوده که به این خورده است.
✨عقیده داشتند که پوشیدن لباس زرد آمد نيامد دارد، اما لباس سفيد، سبز و مشکى را خوشیُمن میدانستند.
✨میگفتند از شانۀ ديگرى نباید استفاده کرد زیرا بين آنها دلسردى پیش میآید.
✨با جارو کسی را زدن را بد میدانستند و میگفتند از عمر فرد کم مىشود و بايد از سرِ جارو مقداری را شکست. ولی بعضی مواقع با جارو آنقدر بچهها را میزدند که جارو به تن بچۀ بیچاره تکهتکه میشد.
#باورها_اعتقادات
#مردم_خراسان
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
🌷@Azu_vaxta👈
افکار و اعتقادات بومی، از جمله یادگارهای فرهنگی است که ریشه در زندگی مردم آن دیار دارد.
باورها و عقایدی که درعصر حاضربه سرعت در حال فروپاشی و فراموشی است. شاید دورنباشد آن روزی که دیگر ازآنهمه باورها و اعتقادات کوچکترین اثری باقی مانده باشد .
✨باور داشتند که پاشنههاى کفش که جلوِ هم جفت شود، صاحبش پولدار مىشود.
✨مردم روزهای دوشنبه، سهشنبه، پنجشنبه و جمعه را خوشیُمن میدانستند و چنانچه مراسم جشن و عروسی و عقد یا کارهای خیر دیگری داشتند، در این روزها برگزار میکردند.
✨میگفتند اگر مردی ايستاده شلوار بپوشد، فقر در پی دارد.
✨روزهای چهارشنبه از رفتن به حمام و شستن لباس مردها خودداری میکردند.
✨اگر دود حاصل از آتش به سمت کسی میرفت، میگفتند پولدار است.
✨اگر ظروف بلور يا چينى میشکست، میگفتند بلا بوده که به این خورده است.
✨عقیده داشتند که پوشیدن لباس زرد آمد نيامد دارد، اما لباس سفيد، سبز و مشکى را خوشیُمن میدانستند.
✨میگفتند از شانۀ ديگرى نباید استفاده کرد زیرا بين آنها دلسردى پیش میآید.
✨با جارو کسی را زدن را بد میدانستند و میگفتند از عمر فرد کم مىشود و بايد از سرِ جارو مقداری را شکست. ولی بعضی مواقع با جارو آنقدر بچهها را میزدند که جارو به تن بچۀ بیچاره تکهتکه میشد.
#باورها_اعتقادات
#مردم_خراسان
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
🌷@Azu_vaxta👈
اصطلاحات عامیانه
🔸از پا ننشستن: سماجت ورزیدن، از کوشش دست نکشیدن
🔸از پس چیزی (کسی) بر آمدن: توان انجام کاری را داشتن، توان هماوردی با کسی را داشتن
🔸از پشت خنجر زدن: به نامردی به کسی آسیب رساندن یا او را از پای در آوردن
🔸از پشت کوه آمدن: بیخبر از آداب و رسوم بودن، دهاتی بودن
🔸از پیش بردن: با موفقیت انجام دادن
🔸از ترس مار توی دهان اژدها رفتن: از باران به ناودان پناه آوردن
🔸از تعجب شاخ در آوردن: بسیار شگفت زده شدن
🔸از تک و تا نینداختن خود: از رو نرفتن، جا نزدن، خود را نباختن
🔸از تو بهخیر و از ما بهسلامت: ما را از این پس با یکدیگر کاری نیست
🔸از تو چه پنهان: راستش را بخواهی
🔸از ته دل: از سر صدق و صفا
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
🔸از پا ننشستن: سماجت ورزیدن، از کوشش دست نکشیدن
🔸از پس چیزی (کسی) بر آمدن: توان انجام کاری را داشتن، توان هماوردی با کسی را داشتن
🔸از پشت خنجر زدن: به نامردی به کسی آسیب رساندن یا او را از پای در آوردن
🔸از پشت کوه آمدن: بیخبر از آداب و رسوم بودن، دهاتی بودن
🔸از پیش بردن: با موفقیت انجام دادن
🔸از ترس مار توی دهان اژدها رفتن: از باران به ناودان پناه آوردن
🔸از تعجب شاخ در آوردن: بسیار شگفت زده شدن
🔸از تک و تا نینداختن خود: از رو نرفتن، جا نزدن، خود را نباختن
🔸از تو بهخیر و از ما بهسلامت: ما را از این پس با یکدیگر کاری نیست
🔸از تو چه پنهان: راستش را بخواهی
🔸از ته دل: از سر صدق و صفا
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم (سُقُلمَه) یعنی چه؟
Anonymous Quiz
14%
ناراحت بودن
0%
از سبزیجات بیابانی
0%
سرفه کردن زیاد
81%
با قسمت استخوانی مشت به کسی ضربه زدن
5%
هیچکدام
0%
نمیدانم
مشهد شناسی قدیم
محلات مشهد
قسمت سوم
📖محله تاریخی پاچنار
این محله کوچک در شمال شهر مشهد و در مجاورت محله های بالا خیابان،تپل محله و خیابان عشرت اباد قرار داشته است .
محله پاچنار که هنوز حمام آن به نام پاچنار ( یا در لهجه مشهد حموم پاچنار ) باقی است شاید به مناسبت داشتن چنار یا چنارهای بلند و بزرگ به این اسم خوانده شده باشد زیرا در گذشته مشهد چنارهای عالی و زیبایی داشت که کم نظیر بود بنحوی که در سالیان دور چنارهای بالاخیابان ضرب المثل شده بود واینگونه روایت شده است که در قدیم گوش مجرمان را به آن میخکوب میکردند
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
محلات مشهد
قسمت سوم
📖محله تاریخی پاچنار
این محله کوچک در شمال شهر مشهد و در مجاورت محله های بالا خیابان،تپل محله و خیابان عشرت اباد قرار داشته است .
محله پاچنار که هنوز حمام آن به نام پاچنار ( یا در لهجه مشهد حموم پاچنار ) باقی است شاید به مناسبت داشتن چنار یا چنارهای بلند و بزرگ به این اسم خوانده شده باشد زیرا در گذشته مشهد چنارهای عالی و زیبایی داشت که کم نظیر بود بنحوی که در سالیان دور چنارهای بالاخیابان ضرب المثل شده بود واینگونه روایت شده است که در قدیم گوش مجرمان را به آن میخکوب میکردند
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
از نکات قابل توجه این محله قرار گرقتن بیمارستان امریکایی در این محله است که اکنون ساختمان بهزیستی است .
🔹بیمارستان آمریکاییها: تحت سرپرستی آمریکاییهای مقیم مشهد.
🔸تأسیس: سال 1303 خورشیدی.
🔹یک یمارستان مدرن و بسیار مجهز بود که در آن دوران در درمان بیماریهای مردم مشهد نقش عمدهای را ایفا میکرد. اگرچه عمده اهداف تأسیس این بیمارستان ترویج مسیحیت بود و در ابتدا مردم به خصوص افراد مذهبی زیاد از این بیمارستان استقبال نمیکردند، اما رفتهرفته و با توجه به برخورد محترمانه دکترهای شاغل و مقرون بهصرفهبودن مخارج بیمارستان جهت افراد کمبضاعت، مردم برای مداوای بیماران خود به آنجا مراجعه میکردند.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
🔹بیمارستان آمریکاییها: تحت سرپرستی آمریکاییهای مقیم مشهد.
🔸تأسیس: سال 1303 خورشیدی.
🔹یک یمارستان مدرن و بسیار مجهز بود که در آن دوران در درمان بیماریهای مردم مشهد نقش عمدهای را ایفا میکرد. اگرچه عمده اهداف تأسیس این بیمارستان ترویج مسیحیت بود و در ابتدا مردم به خصوص افراد مذهبی زیاد از این بیمارستان استقبال نمیکردند، اما رفتهرفته و با توجه به برخورد محترمانه دکترهای شاغل و مقرون بهصرفهبودن مخارج بیمارستان جهت افراد کمبضاعت، مردم برای مداوای بیماران خود به آنجا مراجعه میکردند.
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
Chelo Kababi
Iraj Khaje Amiri
موسیقی نِماشوم
اوستا چلوکبابی
موسیقی نماشوم امشب را بمناسبت زادروز پهلوان آواز ایران اختصاص دادیم به یک نوستالژی از استاد ایرج (خواحه امیری)
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
اوستا چلوکبابی
موسیقی نماشوم امشب را بمناسبت زادروز پهلوان آواز ایران اختصاص دادیم به یک نوستالژی از استاد ایرج (خواحه امیری)
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
متن آهنگ ایرج به نام چلوکبابی :
به به چه چلوکباب نابی خوردم
الحق که عجب چلوکبابی خوردم
اوستا چلوکبابی
ای آدم حسابی
به به چه دوغ نابی
عجب چلوکبابی
کوبیده و برگ تازه
چقدر خوب و با مزه
تو بشقاب و تو دوری
چلو گذاشتی فوری
پول میگی پول ندارم
الکی خوشم بیعارم
به جاش برات میرقصم
قربون ناز شستم
از تو به مولا ممنونم
خوبی نمودی میدونم
منم به لطفت میخونم
اوستا چلوکبابی
خیال نکن که پر خورم
بنده توی تشکرم
هم مخلص و هم چاکرم
اوستا چلوکبابی
شکم ما رو سیر کردی
ما را نمک گیر کردی
چرا که مهربونی
با این زمین گیر کردی
اوستا چلوکبابی
ای آدم حسابی
به به چه دوغ نابی
عجب چلوکبابی
عجب چلوکبابی
عجب چلوکبابی
🌷@Azu_vaxta👈
به به چه چلوکباب نابی خوردم
الحق که عجب چلوکبابی خوردم
اوستا چلوکبابی
ای آدم حسابی
به به چه دوغ نابی
عجب چلوکبابی
کوبیده و برگ تازه
چقدر خوب و با مزه
تو بشقاب و تو دوری
چلو گذاشتی فوری
پول میگی پول ندارم
الکی خوشم بیعارم
به جاش برات میرقصم
قربون ناز شستم
از تو به مولا ممنونم
خوبی نمودی میدونم
منم به لطفت میخونم
اوستا چلوکبابی
خیال نکن که پر خورم
بنده توی تشکرم
هم مخلص و هم چاکرم
اوستا چلوکبابی
شکم ما رو سیر کردی
ما را نمک گیر کردی
چرا که مهربونی
با این زمین گیر کردی
اوستا چلوکبابی
ای آدم حسابی
به به چه دوغ نابی
عجب چلوکبابی
عجب چلوکبابی
عجب چلوکبابی
🌷@Azu_vaxta👈
چکیده ای از بیوگرافی ایرج خواجه امیری:
نام اصلی: حسین خواجه امیری خالدی
نام مستعار: ایرج خواجه امیری
زادروز: ۱۱ دیماه ۱۳۱۱
ملیت : ایرانی
سبک: موسیقی اصیل ایرانی
حرفه: خواننده - نظامی بازنشسته (ارتش)
سازها: ویولن، تنبک
سالهای فعالیت: از ۱۳۲۷ خورشیدی تاکنون
🔹استاد ایرج پدر همایون خواجه امیری، هومن خواجه امیری و هاله خواجه امیری از همسر اول خود و توران صولت تاش و احسان خواجهامیری (خواننده و آهنگساز) و الیکا خواجه امیری (نوازنده) از همسر دوم خود میباشد.
🌷@Azu_vaxta👈
نام اصلی: حسین خواجه امیری خالدی
نام مستعار: ایرج خواجه امیری
زادروز: ۱۱ دیماه ۱۳۱۱
ملیت : ایرانی
سبک: موسیقی اصیل ایرانی
حرفه: خواننده - نظامی بازنشسته (ارتش)
سازها: ویولن، تنبک
سالهای فعالیت: از ۱۳۲۷ خورشیدی تاکنون
🔹استاد ایرج پدر همایون خواجه امیری، هومن خواجه امیری و هاله خواجه امیری از همسر اول خود و توران صولت تاش و احسان خواجهامیری (خواننده و آهنگساز) و الیکا خواجه امیری (نوازنده) از همسر دوم خود میباشد.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نماشوم
قدیما حال دلمون بهتربود
مهربونتر بودیم
دیرتر می رنجیدیم
زودتر می بخشیدیم
زندگیمون تمامش عشق بود ❤️
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
قدیما حال دلمون بهتربود
مهربونتر بودیم
دیرتر می رنجیدیم
زودتر می بخشیدیم
زندگیمون تمامش عشق بود ❤️
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨مهربان معبودم
⭐️شب خود و دوستانم را
✨به تو میسپارم
⭐️آرزوهایم زیاد است
✨اما ناب ترین آرزویم
⭐️نعمت سلامتیست
✨برای همه ی عزیزانم
⭐️صبور باشیم
✨مشکلات هم تاریخ انقضا دارند
⭐️امشب براتون
✨سلامتی آرزو میکنم
⭐️امیدوارم همیشه
✨سلامت و شاداب باشید🙏
🌹شبـ🌙ـتون معطر به عطر گل🌹
@Azu_vaxta👈
⭐️شب خود و دوستانم را
✨به تو میسپارم
⭐️آرزوهایم زیاد است
✨اما ناب ترین آرزویم
⭐️نعمت سلامتیست
✨برای همه ی عزیزانم
⭐️صبور باشیم
✨مشکلات هم تاریخ انقضا دارند
⭐️امشب براتون
✨سلامتی آرزو میکنم
⭐️امیدوارم همیشه
✨سلامت و شاداب باشید🙏
🌹شبـ🌙ـتون معطر به عطر گل🌹
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷جمعه تون شاد و زیبا
🌸امـروز برای
🌷تک تکون از خدا میخوام
🌸در کنار خانواده و
🌷عزیزانتان بهتـرین
🌸آدینه را سپری کنید
🌷لحظه هایی شیرین
🌸دنیایی آرام و
🌷یه زندگی صمیمی
🌸آرزوی من برای شماست
🌷جمعه تون زیبا و در پناه خدا
🌷@Azu_vaxta👈
🌸امـروز برای
🌷تک تکون از خدا میخوام
🌸در کنار خانواده و
🌷عزیزانتان بهتـرین
🌸آدینه را سپری کنید
🌷لحظه هایی شیرین
🌸دنیایی آرام و
🌷یه زندگی صمیمی
🌸آرزوی من برای شماست
🌷جمعه تون زیبا و در پناه خدا
🌷@Azu_vaxta👈
🚿حمام قدیمی
🔹قسمت ششم
🚿حمامکردن خانمها در قدیم حداقل نصف روز به طول میانجامید. گاهی صبح که وارد حمام میشدند نزدیک غروب از حمام خارج میشدند. این مدت طولانی برای حمامکردن خانمها بدون علت نبود زیرا علاوه بر شستشو و نظافت خود و مواردی که ذکر شد، گاهی باید چندین بچۀ قدونیمقد را نیز که همراه آورده بودند، میشستند. افزون بر آن، گذاشتن حنا بر دستها، پاها و موها مزید برعلت بود . از همه مهمتر اینکه مردم آن روزگاران حمام را بهترین و دنجترین محل تجمع خویش میدانستند. دید و بازدید خانمها گاهی پس از چندین ماه در همین حمامها صورت میگرفت و دو طرف پس از کلی قربانصدقۀ یکدیگر رفتن، شروع میکردند به درددل کردن و از در و همسایه و فامیل و آشنا سخن برزبان آوردن . وقتی که چانهشان گرم میشد و صحبت ها گل می انداخت وارد مسائل خانوادگی یکدیگر میشدند و رازهایشان را با هم درمیان میگذاشتند. از آنچه پس از آخرین دیدار برایشان اتفاق افتاده بود، میگفتند.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
🔹قسمت ششم
🚿حمامکردن خانمها در قدیم حداقل نصف روز به طول میانجامید. گاهی صبح که وارد حمام میشدند نزدیک غروب از حمام خارج میشدند. این مدت طولانی برای حمامکردن خانمها بدون علت نبود زیرا علاوه بر شستشو و نظافت خود و مواردی که ذکر شد، گاهی باید چندین بچۀ قدونیمقد را نیز که همراه آورده بودند، میشستند. افزون بر آن، گذاشتن حنا بر دستها، پاها و موها مزید برعلت بود . از همه مهمتر اینکه مردم آن روزگاران حمام را بهترین و دنجترین محل تجمع خویش میدانستند. دید و بازدید خانمها گاهی پس از چندین ماه در همین حمامها صورت میگرفت و دو طرف پس از کلی قربانصدقۀ یکدیگر رفتن، شروع میکردند به درددل کردن و از در و همسایه و فامیل و آشنا سخن برزبان آوردن . وقتی که چانهشان گرم میشد و صحبت ها گل می انداخت وارد مسائل خانوادگی یکدیگر میشدند و رازهایشان را با هم درمیان میگذاشتند. از آنچه پس از آخرین دیدار برایشان اتفاق افتاده بود، میگفتند.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
از بیمهری و بیتوجهی شوهران خود و یا از بدگویی و عیبجوییهای اهالی محل. آنان که سفیدبخت بودند و خوشبخت از محبتهای آقا میگفتند و پز میدادند که چگونه تحویلم میگیرد و حتی لقمه در دهانم میگذارد و چگونه نازم را میخرد و جدیداً چی برام خریده و چه و چه و چه... . اما زنانی که خود را سیاهبخت میدانستند و عقیدهشان براین بود که گلیم بختشان را از همان اول سیاه بافتهاند، از همان اول آه و ناله و نفرینشان را قبل از هر چیزی نثار جان مادرشوهر و خواهرشوهر میکردند و دیواری از دیوار آنها کوتاهتر پیدا نمیکردند.
خلاصه، پس از اینکه کلی از این در و آن در سخن میگفتند، نوبت به تطهیر و شستشو و آرا گیرا کردنشان فرا میرسید که حداقل دو سه ساعت را هم به این کار اختصاص میدادند. در این بین برای رفع حمامگرفتگی در آن هوای کثیف، مقداری هلههوله هم نوش جان میکردند.گاه پیش میآمد که خانمها ناهار را در حمام به اتفاق همسایگان و اقوام و خویشان صرف میکردند و پس از ناهار، برخی از حاجخانمها که اهل قلیان بودند، به حمامی سفارش میکردند که قلیان را هم رو به راه کند. حتی گاهی اوقات همین حاجیهخانمهای قلیانی برای اینکه قلیان حمام را کثیف میدانستند، قلیان و تنباکو و ذغال خود را به حمام میبردند و استفاده میکردند. تصور کنید در آن فضای بخارگرفته و دمپیچیده و دود چندین قلیان، نفسکشیدن واقعاً چقدر سخت و تحملناپذیر میشد.
بعد از این توصیفها و نزدیک غروب، خانم تازه یادش میآمد که کمکم دارد وقت میگذرد و باید حمام را ترک کند. بعد از حمامکردن، حاجیهخانم دوسهروز ناخوش بود و سرش درد میکرد و دستمال به سرش میبست وعقیده داشت به اصطلاح حمام او را گرفته. البته، در این مورد حق با ایشان بود زیرا از بس در آن فضای سنگین و بخارگرفته و هوای کثیف پرچانگی کرده بود، تا دو سه روز احساس میکرد سرش سنگین است و درد میکند.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
خلاصه، پس از اینکه کلی از این در و آن در سخن میگفتند، نوبت به تطهیر و شستشو و آرا گیرا کردنشان فرا میرسید که حداقل دو سه ساعت را هم به این کار اختصاص میدادند. در این بین برای رفع حمامگرفتگی در آن هوای کثیف، مقداری هلههوله هم نوش جان میکردند.گاه پیش میآمد که خانمها ناهار را در حمام به اتفاق همسایگان و اقوام و خویشان صرف میکردند و پس از ناهار، برخی از حاجخانمها که اهل قلیان بودند، به حمامی سفارش میکردند که قلیان را هم رو به راه کند. حتی گاهی اوقات همین حاجیهخانمهای قلیانی برای اینکه قلیان حمام را کثیف میدانستند، قلیان و تنباکو و ذغال خود را به حمام میبردند و استفاده میکردند. تصور کنید در آن فضای بخارگرفته و دمپیچیده و دود چندین قلیان، نفسکشیدن واقعاً چقدر سخت و تحملناپذیر میشد.
بعد از این توصیفها و نزدیک غروب، خانم تازه یادش میآمد که کمکم دارد وقت میگذرد و باید حمام را ترک کند. بعد از حمامکردن، حاجیهخانم دوسهروز ناخوش بود و سرش درد میکرد و دستمال به سرش میبست وعقیده داشت به اصطلاح حمام او را گرفته. البته، در این مورد حق با ایشان بود زیرا از بس در آن فضای سنگین و بخارگرفته و هوای کثیف پرچانگی کرده بود، تا دو سه روز احساس میکرد سرش سنگین است و درد میکند.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈