قدیمی ترین بازار ایران
راسته نوغان
خیابان اصلی این محله به نام راسته نوغان می باشد که کوچه هایی از آن منشعب می باشد. راسته نوغان در واقع بازار اصلی این محله بوده که در جهت شمالی جنوبی قرار داشته و انتهای شمالی آن به دروازه نوغان و انتهای جنوبی آن به چهار سوق ( تقاطع کوچه سیاهان و نوغان ) ختم می شده است.
ویژگی نوغان از نظر اجتماعی از خود گذشتگی زنان این محله در زمان شهادت حضرت رضا(ع) می باشد که به خاطر شرکت در تشییع پیکر حضرت رضا(ع) مهریه قباله ها را به شوهرانشان بخشیدند تا به آنان اجازه شرکت در این مراسم را بدهند. هنوز هم به خاطر این عمل قهرمانانه زنان محله در ۱۲۰۰ سال گذشته ساکنان فعلی به آن افتخار می کنند. از آثار دیگر موجود در این راسته مسجد امام رضا(ع) ، مسجد پل سنگی ، مسجد محراب خان ( آب انباری به نام محراب خان که در گذشته در مجاورت مسجد ساخته شده بود). می باشد .
کار و شغل مردم این محله : زارع ، چوپان ، گله دار و بعضی از مشاغل کمیاب چون چکمه دوزی ، حصیربافی ، خرازی ، سنگ تراشی ، عطاری ، کاشی پزی ، کفاشی ، نعل بندی .
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
راسته نوغان
خیابان اصلی این محله به نام راسته نوغان می باشد که کوچه هایی از آن منشعب می باشد. راسته نوغان در واقع بازار اصلی این محله بوده که در جهت شمالی جنوبی قرار داشته و انتهای شمالی آن به دروازه نوغان و انتهای جنوبی آن به چهار سوق ( تقاطع کوچه سیاهان و نوغان ) ختم می شده است.
ویژگی نوغان از نظر اجتماعی از خود گذشتگی زنان این محله در زمان شهادت حضرت رضا(ع) می باشد که به خاطر شرکت در تشییع پیکر حضرت رضا(ع) مهریه قباله ها را به شوهرانشان بخشیدند تا به آنان اجازه شرکت در این مراسم را بدهند. هنوز هم به خاطر این عمل قهرمانانه زنان محله در ۱۲۰۰ سال گذشته ساکنان فعلی به آن افتخار می کنند. از آثار دیگر موجود در این راسته مسجد امام رضا(ع) ، مسجد پل سنگی ، مسجد محراب خان ( آب انباری به نام محراب خان که در گذشته در مجاورت مسجد ساخته شده بود). می باشد .
کار و شغل مردم این محله : زارع ، چوپان ، گله دار و بعضی از مشاغل کمیاب چون چکمه دوزی ، حصیربافی ، خرازی ، سنگ تراشی ، عطاری ، کاشی پزی ، کفاشی ، نعل بندی .
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت اول (نوغان)
مکانی تاریخی با قدمت هزارو پانصد ساله است این مکان از ابادی های شهر قدیم توس بوده است که با سناباد هسته اصلی شهر مشهد را تشکیل دادند
• در حال حاضر این محله قدیمی ترین محله ایران است که همچنان زندگی در ان جریان دارد
• به علت نزدیک بودن به حرم کاروانسراهای زیادی در این محل ساخته شده اند پنابادی،بلغوری و گلشن از معروفترین این کاروانسراها هستند
• خیابان اصلی این محله معروف به راسته نوغان بازار اصلی این محله بوده است که انتهای شمالی ان دروازه نوغان و انتهای جنوبی ان به چهار سوق (تقاطع کوچه سیابون ونوغان) ختم می شده است
• کوچه های قبر میر،کشمیری ها،چهل خانه،حمام باغ،پل سنگی،حمام حاج رستم،محراب خان،حاجی باقر،باغ دولاب،یخدان،میدان کهنه،درویشها،خشتی از معروفترین کوچه های این محله است
• کوچه چهل خانه معروف به محله درشکه چی ها در صد سال گذشته محل زندگی درشکه چی های اطراف حرم بوده است
• قبرستان قتلگاه و گنبد خشتی از مکان های تاریخی مذهبی این محله است
• از خانه های تاریخی ثبت شده در این محله میتوان به خانه طلایی اشاره کرد که ساخت دوره پهلوی اول است
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
مکانی تاریخی با قدمت هزارو پانصد ساله است این مکان از ابادی های شهر قدیم توس بوده است که با سناباد هسته اصلی شهر مشهد را تشکیل دادند
• در حال حاضر این محله قدیمی ترین محله ایران است که همچنان زندگی در ان جریان دارد
• به علت نزدیک بودن به حرم کاروانسراهای زیادی در این محل ساخته شده اند پنابادی،بلغوری و گلشن از معروفترین این کاروانسراها هستند
• خیابان اصلی این محله معروف به راسته نوغان بازار اصلی این محله بوده است که انتهای شمالی ان دروازه نوغان و انتهای جنوبی ان به چهار سوق (تقاطع کوچه سیابون ونوغان) ختم می شده است
• کوچه های قبر میر،کشمیری ها،چهل خانه،حمام باغ،پل سنگی،حمام حاج رستم،محراب خان،حاجی باقر،باغ دولاب،یخدان،میدان کهنه،درویشها،خشتی از معروفترین کوچه های این محله است
• کوچه چهل خانه معروف به محله درشکه چی ها در صد سال گذشته محل زندگی درشکه چی های اطراف حرم بوده است
• قبرستان قتلگاه و گنبد خشتی از مکان های تاریخی مذهبی این محله است
• از خانه های تاریخی ثبت شده در این محله میتوان به خانه طلایی اشاره کرد که ساخت دوره پهلوی اول است
#محلات_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد( دِمبَز) یعنی.چه؟؟
Anonymous Quiz
20%
نام یک بازی قدیمی
20%
به معنی دم بریده
0%
از وسایل خانگی قدیمی
34%
وسیله ای چوبی برای حمل خاک و مصالح ساختمانی
20%
کسی که در بازی جر زنی زیاد میکند
6%
هیچکدام
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد ( چِغَرَه) یعنی چه؟؟
چِغَرَه یعنی چاه بسیار عمیق ومتروکه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آهنگ ماسک از یسنا امدادی
لطفا این روزا ماسک رو جدی بگیریم
عزیزان ازجان گذشته (کادر درمان ) واقعاًخسته است
سبد سبد گل تقدیم به برادران وخواهران عزیز ایثار گر کادر درمان🌸🌸
🌷@Azu_vaxta👈
لطفا این روزا ماسک رو جدی بگیریم
عزیزان ازجان گذشته (کادر درمان ) واقعاًخسته است
سبد سبد گل تقدیم به برادران وخواهران عزیز ایثار گر کادر درمان🌸🌸
🌷@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
به ترتیب از راست به چپ: محمد قهرمان، اخوان ثالث، شفیعی کدکنی 🌷@Azu_vaxta👈
محمّد قهرمان در سال ۱۳۰۸ در روستای امیرآباد در نزدیکی شهر تربتحیدریه دیده به جهان گشود. وی در پنجسالگی مادرش و در سیزدهسالگی پدرش را از دست داد و پس از آن خواهر بزرگش سرپرستی او را بهعهده گرفت.
در سال پنجم دبیرستان در مشهد با زندهیاد مهدی اخوان ثالث همکلاس شد و این دوستی ادامه یافت. سال ششم ادبی را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند و سپس در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی ادامه تحصیل داد، امّا هرگز دنبال کار حقوقی نرفت و فقط به شعر پرداخت.
وی از آذر ۱۳۴۰ به مدّت ۲۷ سال تا بازنشستگی بهعنوان کتابدار دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشغول به فعالیت بود. علاقۀ محمد قهرمان در سرودن شعر، در غزل و بهویژه سبک هندی به اندازهای بود که یکی از شعرای بهنام غزلسرای هندی شد.
او زبان بومی تربت حیدریه را به خوبی میدانست و بسیاری از اشعار وی که به زبان محلی سروده شدهاند، در ردیف اول شعر بومی قرار دارند.
از سال ۱۳۳۹ در منزل شخصیاش انجمن ادبی بهصورت هفتگی برگزار میشدهاست. وی در سال ۱۳۳۸ با نوۀ عموی خود بهنام فرشته قهرمان ازدواج کرد و مقیم مشهد شد.
در ۲۹ آذر ۱۳۸۴ از سوی دانشگاه فردوسی مشهد و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی در محل دانشگاه مشهد از وی قدردانی بهعمل آمد.
او صاحب تألیفات ارزندهای از جمله چند مجموعه شعر است. در کارنامۀ او همچنین تصحیح و چاپ چند دیوان از شاعران مختلف بهچشم میخورد.
محمدرضا شفیعی کدکنی در مورد محمد قهرمان گفته است: «در این خصوص حتی ملکالشعرای بهار آن خصوصیت یک شاعر محلّی را بهصورت کامل، آن گونه که قهرمان دارد، ندارد».
محمّد قهرمان؛ پژوهشگر، مصحح و شاعر برجستۀ خراسانی، اردیبهشت سال 1392 درگذشت.
روحش شاد
#استادقهرمان
🌷@Azu_vaxta👈
در سال پنجم دبیرستان در مشهد با زندهیاد مهدی اخوان ثالث همکلاس شد و این دوستی ادامه یافت. سال ششم ادبی را در دبیرستان البرز تهران به پایان رساند و سپس در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران در رشتۀ قضایی ادامه تحصیل داد، امّا هرگز دنبال کار حقوقی نرفت و فقط به شعر پرداخت.
وی از آذر ۱۳۴۰ به مدّت ۲۷ سال تا بازنشستگی بهعنوان کتابدار دانشکدۀ ادبیات دانشگاه فردوسی مشغول به فعالیت بود. علاقۀ محمد قهرمان در سرودن شعر، در غزل و بهویژه سبک هندی به اندازهای بود که یکی از شعرای بهنام غزلسرای هندی شد.
او زبان بومی تربت حیدریه را به خوبی میدانست و بسیاری از اشعار وی که به زبان محلی سروده شدهاند، در ردیف اول شعر بومی قرار دارند.
از سال ۱۳۳۹ در منزل شخصیاش انجمن ادبی بهصورت هفتگی برگزار میشدهاست. وی در سال ۱۳۳۸ با نوۀ عموی خود بهنام فرشته قهرمان ازدواج کرد و مقیم مشهد شد.
در ۲۹ آذر ۱۳۸۴ از سوی دانشگاه فردوسی مشهد و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی در محل دانشگاه مشهد از وی قدردانی بهعمل آمد.
او صاحب تألیفات ارزندهای از جمله چند مجموعه شعر است. در کارنامۀ او همچنین تصحیح و چاپ چند دیوان از شاعران مختلف بهچشم میخورد.
محمدرضا شفیعی کدکنی در مورد محمد قهرمان گفته است: «در این خصوص حتی ملکالشعرای بهار آن خصوصیت یک شاعر محلّی را بهصورت کامل، آن گونه که قهرمان دارد، ندارد».
محمّد قهرمان؛ پژوهشگر، مصحح و شاعر برجستۀ خراسانی، اردیبهشت سال 1392 درگذشت.
روحش شاد
#استادقهرمان
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂شب ها آرامشی دارند
💫از جنس خدا
🍂پروردگارت همواره
💫با تو همراه است
🍂امشب از همان شبهایی ست
💫که برایت یک
🍂شب بخیر خدایی آرزو کردم
شبتون بخیر 🌙
لحظه هاتون سرشاراز آرامش 💫🍂
@Azu_vaxta👈
💫از جنس خدا
🍂پروردگارت همواره
💫با تو همراه است
🍂امشب از همان شبهایی ست
💫که برایت یک
🍂شب بخیر خدایی آرزو کردم
شبتون بخیر 🌙
لحظه هاتون سرشاراز آرامش 💫🍂
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⛄️اولین پنجشنبه دی ماهتون
💞سرشاراز آرامش
❄️ان شاءالله
💞قلبتون لبریزاز مهربانی
⛄️وجودتون
💞سرشاراز سلامتی
❄️زندگی تون
💞پراز عشق و محبت
⛄️وعاقبت بخیر
💞باشید و خوشبخت
❄️روزتون زیبا و در پناه خدا
🌷@Azu_vaxta👈
💞سرشاراز آرامش
❄️ان شاءالله
💞قلبتون لبریزاز مهربانی
⛄️وجودتون
💞سرشاراز سلامتی
❄️زندگی تون
💞پراز عشق و محبت
⛄️وعاقبت بخیر
💞باشید و خوشبخت
❄️روزتون زیبا و در پناه خدا
🌷@Azu_vaxta👈
اصطلاحات عامیانه
👈آینهی دق: آینهای که شخص خود را در آن عجیب و غریب میبیند – شخص عبوس و بدقدم
👈آینهی زانو: برآمدگی زانو
👈آینهی کسی بودن: یکسره از کسی تقلید کردن
👈آیه آمدن: سوگند یاد کردن، به قرآن سوگند خوردن
👈آیهی یاس: آن که بدبینی را به کمال میرساند
👈آیۀ یاس خواندن: هرچیزی را پیش از بررسی محکوم به شکست کردن
👈 ابتدا به ساکن: ناگهانی، بیمقدمه
👈ابرو انداختن : عشوه ریختن، غمزه کردن
👈ابرو کج کردن: خشم گرفتن
👈ابوطیاره: اتوموبیل کهنه و فرسوده
👈ابوقراضه: ابوطیاره
👈اُتُل: ، اتوموبیل
👈اتوکشیده: با سر و وضعی شستهورفته و مرتب
👈اجابت کردن معده: قضای حاجت
👈اجاق کسی کور بودن: نازا بودن، بی فرزند بودن
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
👈آینهی دق: آینهای که شخص خود را در آن عجیب و غریب میبیند – شخص عبوس و بدقدم
👈آینهی زانو: برآمدگی زانو
👈آینهی کسی بودن: یکسره از کسی تقلید کردن
👈آیه آمدن: سوگند یاد کردن، به قرآن سوگند خوردن
👈آیهی یاس: آن که بدبینی را به کمال میرساند
👈آیۀ یاس خواندن: هرچیزی را پیش از بررسی محکوم به شکست کردن
👈 ابتدا به ساکن: ناگهانی، بیمقدمه
👈ابرو انداختن : عشوه ریختن، غمزه کردن
👈ابرو کج کردن: خشم گرفتن
👈ابوطیاره: اتوموبیل کهنه و فرسوده
👈ابوقراضه: ابوطیاره
👈اُتُل: ، اتوموبیل
👈اتوکشیده: با سر و وضعی شستهورفته و مرتب
👈اجابت کردن معده: قضای حاجت
👈اجاق کسی کور بودن: نازا بودن، بی فرزند بودن
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
🔶دوس دِرُم یَ بار دِگَه مثل قِدیم یا بِ قول خُدِما قدیم نِدیم 🔶سوار واحدِ خطِ هَش بُشُم راهیِ تفریحُ سیر و گَشت بُشَم 🔶تو واحد کنار دِرچه بشینم تاکِ مقبول همه چی رِ ببینم 🔶میدون مجسمه پِیَدَه رُم چَن قِدَم راه با فیس و افاده رُم 🔶دومی خیابونِ بُرُم به راست…
سینما: مایاک(فردوسی)
خاطرات دور و نزدیک سینماهای مشهد ما را به «ارگ» میبرد، به سالها قبل؛ به دورانی که در این خیابان سینماهای متعددی قرار داشت که با وجود آن سینماها در محله سینمایی ارگ شاید امروز میتوانست برای همیشه مرکز هنری مشهد باشد اما از تمام آنها تنها خاطرهای بر جا مانده و چند سردر بدون عکس.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
خاطرات دور و نزدیک سینماهای مشهد ما را به «ارگ» میبرد، به سالها قبل؛ به دورانی که در این خیابان سینماهای متعددی قرار داشت که با وجود آن سینماها در محله سینمایی ارگ شاید امروز میتوانست برای همیشه مرکز هنری مشهد باشد اما از تمام آنها تنها خاطرهای بر جا مانده و چند سردر بدون عکس.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
سینما درمشهد
قسمت دوم
نام سینما (مایاک) فردوسی
تأسیس: سال۱۳۰۶
مؤسس: مادام روزیک توماس، آرسن منگاساریان
مکان: خیابان ارگ
تغییر وضعیت: تخریب در آتشسوزی
شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید قبل از سال۱۳۰۰ در مشهد اُپرا برگزار میشده و مردم مشهد از همان زمان به خاطر حضور روسها و ارامنه در شهر با این نوع برنامهها آشنایی داشتهاند. تا سال۱۳۰۶ در ساختمان سینما فردوسی اُپرا برگزار میشد. مدیر و مالک آن «مادام رُزیک مایاک» بود. دانیال پتروسیان که واردکننده فیلم برای سینمای «اعتبارالسلطنه» بود، به مادام رُزیک مایاک پیشنهاد داد تا از آن فضا به عنوان سینما استفاده شود. این سینما تا سال۱۳۰۸ به نام مایاک بود و پس از آن به سینما فردوسی تغییر نام داد و در آن فیلمهای تک پردهای و صامت پخش میشد. مادام رُزیک که به کار موسیقی مسلط بود، پیانویی در جلوی سِن میگذاشت و همزمان با پخش فیلم پیانو میزد. سینما فردوسی واقع در خیابان ارگ و در جوار سینما سانترال با ظرفیت هزار نفری بزرگترین سینما در زمان خودش بود.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت دوم
نام سینما (مایاک) فردوسی
تأسیس: سال۱۳۰۶
مؤسس: مادام روزیک توماس، آرسن منگاساریان
مکان: خیابان ارگ
تغییر وضعیت: تخریب در آتشسوزی
شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید قبل از سال۱۳۰۰ در مشهد اُپرا برگزار میشده و مردم مشهد از همان زمان به خاطر حضور روسها و ارامنه در شهر با این نوع برنامهها آشنایی داشتهاند. تا سال۱۳۰۶ در ساختمان سینما فردوسی اُپرا برگزار میشد. مدیر و مالک آن «مادام رُزیک مایاک» بود. دانیال پتروسیان که واردکننده فیلم برای سینمای «اعتبارالسلطنه» بود، به مادام رُزیک مایاک پیشنهاد داد تا از آن فضا به عنوان سینما استفاده شود. این سینما تا سال۱۳۰۸ به نام مایاک بود و پس از آن به سینما فردوسی تغییر نام داد و در آن فیلمهای تک پردهای و صامت پخش میشد. مادام رُزیک که به کار موسیقی مسلط بود، پیانویی در جلوی سِن میگذاشت و همزمان با پخش فیلم پیانو میزد. سینما فردوسی واقع در خیابان ارگ و در جوار سینما سانترال با ظرفیت هزار نفری بزرگترین سینما در زمان خودش بود.
#سینما_مشهد
🌷@Azu_vaxta👈
💦آب ها
قسمت سوم
قنات سناباد
قنات ها از عمده منابع تامین آب در روزگاران گذشته بشمار می آیند اما امروزه این تونل های حاوی آب رو به نابودی است.
یکی از عمده آبهایی که در سمت جنوب قلعه آبکوه از غرب به شرق در جریان بود، قنات سناباد نامیده میشد که مسیر آن تقریباً در مسیر خیابان سناباد فعلی قرار داشت.
قنات سناباد از پیشکار چاه واقع در کال چهلبازۀ بند گلستان تا مظهر قنات واقع در خارج دروازه سراب، حدود 9200 متر طول داشته و پس از عبور از اراضی مزرعۀ سروده و سعدآباد با فاصلۀ کم در جنوب قنات آصفالدوله در داخل خانههای اعیانی سعدآباد در اراضی مذکور در داخل باغ منبع جنوب خیابان سعدآباد و حدود 150 متری خارج دروازه سراب، نزدیک حمام قدیمی سناباد ظاهر شده و با عبور از کنار یخچال قدیمی و قبرستان سراب و منازل محلۀ سراب، از طریق کوچه آقامیرزا ناظر و کوچۀ شجاعالتولیه بهطرف حرم امتداد یافته، وارد باغ عنبر شده و بهصورت منقطع از باغ سنگی و باغ مستوفی و منازل مسکونی عبور نموده و پس از مشروبساختن آبانبارهای عمومی و شخصی تا محلۀ چهارباغ جریان داشته و از آنجا در کوچۀ مسجد نقاشها و کوچۀ میرزا شهاب و خیابان علیا و چهارباغ و با عبور از کارخانۀ زواری آستانقدس، به آب انبار صحن عتیق منتهی و در آنجا مورد استفاده قرار میگرفته است.
آب سناباد تا سال 1320 ش در مالکیت و اختیار آستانقدسرضوی بوده و حفظ و مرمّت آن مانند دیگر قنوات وقفی، توسط آستان قدس انجام میگرفته و در مقابل از منازل و مزارع و باغها، حقالشرب دریافت میشده است؛
پس از آنکه قنات سناباد در جریان سیل مهیب سال 1329 که در مناطق کوهسنگی و آبکوه خرابی بیشتری وارد ساخت، مسدود گردید، با اقدامهای شهرداری مشهد لایروبی و مرمت و دوباره احیا شد.
#آبها
🌷@Azu_vaxta👈
قسمت سوم
قنات سناباد
قنات ها از عمده منابع تامین آب در روزگاران گذشته بشمار می آیند اما امروزه این تونل های حاوی آب رو به نابودی است.
یکی از عمده آبهایی که در سمت جنوب قلعه آبکوه از غرب به شرق در جریان بود، قنات سناباد نامیده میشد که مسیر آن تقریباً در مسیر خیابان سناباد فعلی قرار داشت.
قنات سناباد از پیشکار چاه واقع در کال چهلبازۀ بند گلستان تا مظهر قنات واقع در خارج دروازه سراب، حدود 9200 متر طول داشته و پس از عبور از اراضی مزرعۀ سروده و سعدآباد با فاصلۀ کم در جنوب قنات آصفالدوله در داخل خانههای اعیانی سعدآباد در اراضی مذکور در داخل باغ منبع جنوب خیابان سعدآباد و حدود 150 متری خارج دروازه سراب، نزدیک حمام قدیمی سناباد ظاهر شده و با عبور از کنار یخچال قدیمی و قبرستان سراب و منازل محلۀ سراب، از طریق کوچه آقامیرزا ناظر و کوچۀ شجاعالتولیه بهطرف حرم امتداد یافته، وارد باغ عنبر شده و بهصورت منقطع از باغ سنگی و باغ مستوفی و منازل مسکونی عبور نموده و پس از مشروبساختن آبانبارهای عمومی و شخصی تا محلۀ چهارباغ جریان داشته و از آنجا در کوچۀ مسجد نقاشها و کوچۀ میرزا شهاب و خیابان علیا و چهارباغ و با عبور از کارخانۀ زواری آستانقدس، به آب انبار صحن عتیق منتهی و در آنجا مورد استفاده قرار میگرفته است.
آب سناباد تا سال 1320 ش در مالکیت و اختیار آستانقدسرضوی بوده و حفظ و مرمّت آن مانند دیگر قنوات وقفی، توسط آستان قدس انجام میگرفته و در مقابل از منازل و مزارع و باغها، حقالشرب دریافت میشده است؛
پس از آنکه قنات سناباد در جریان سیل مهیب سال 1329 که در مناطق کوهسنگی و آبکوه خرابی بیشتری وارد ساخت، مسدود گردید، با اقدامهای شهرداری مشهد لایروبی و مرمت و دوباره احیا شد.
#آبها
🌷@Azu_vaxta👈
دراصطلاح مردم قدیم مشهد( شَپّات) یا( شَپَّتی) یعنی چه؟؟؟
Anonymous Quiz
17%
یکی از مقیاس های اندازه گیری درقدیم
11%
یکی از مقیاس های سنجش مایعات
11%
مشت گره کرده
57%
سیلی , کشیده
3%
هیچکدام
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد( دِمبَز) یعنی.چه؟؟
دِمبَز: وسیله ای چوبی شبیه برانکاردهای امروزی دارای دوتا دسته درجلو و دوتا دسته درعقب و دروسط آن هم سبدی تقریباگود که از چوب های ارغوان بافته شده و بیشتر برای حمل خاک ، آجر و کود استفاده میشدو تقریبا کار فرقون را انجام می داد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
عشق چوپان
استاد مرتضی گودرزی
دوتار شمال خراسان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
عشق چوپان
استاد مرتضی گودرزی
دوتار شمال خراسان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
به لهجه ی مشهدی برای نوه های عزیزم: مانی افضلی و مهرگان شریفی)
با وینگ و وینگِش/کُ مازُلاقُم
پورپَشم و خوشدَس/ لِمکایِ چاقُم
همرای اِبرام/ با کُلچَه قندی
نیمپا سِوَری/ باقد بلندی
از مینِ اَفتو / تا زیرِ سِیکا
رِفتَن به نوبت / بالای چوپّا
جِغ داد وگورموشت/ نِزدیکِ کَلَه
نون و دُراغ رِه/ کِردن نِوَلَه
پاشورة حوض/ پورظَرفِ ناشور
آبجِی به دِستاش/ دِسمالِ قاب شور
پنهوم زِننه/ خاکی لِباسا
خود رَه مَلیدن/ روی پِلاسا
از چُختِ خَنَه/ اُوچیکِ بارون
مینِ قِلِفت و / ظِرفای داغون
بالای ایوون/ بَرقای گُنبذ
یَک بُرّ ِکِفتر/ بالای گُنبذ
تعظیم کِردن/ هرشُو به آقا
خِرخِرجُویدن/ ازنونِ قاقا
رو پوشتِ بومبا/ باگُمب و گُمبا
گِشتَن تِمومِ/ سولاخ و سُمبا
بَزِی بِه حُولی/ با لوخ و موخا
وِرهَم پِرُندن/ سنگ و کُلوخا
آغُل چُغُک رَه/کی کِرده خَلی؟
میتی! بِچِرخم/ دورِحَوَلی
وختِ که گُسفَن/ پُستِش سیوایه
پوربادُکِ او/ از بِچّه هایه
یَک شَقَّه شیشک/ بالای تَخته
جِیزجِیزِقُرمَه/ از گوشتِ بَخته
بالایِ کُرسی/ لِمپاو گِرسوز
سینیِ چِلَّه/ رو تورِ گُلدوز
باجوز و کیشمیش/ قیسیّ و کیشته
با تُخمة داغ/ بادوم بریشته
سُفره گِریفته / از چِلّه صد رنگ
از میوه چینه ی/ از چُخت اَوَنگ
یک کَسه چینی/ پور برف و شیره
تاازخُنوکیش/ لَرزِت بِگیره
پور از سِتَرَه/ قَلب ِاَنارا
شوچِلّه دِرَن/ نادار و دارا
با گاری اسبی/ رِفتن کوسنگی
آرُم نِشستن/ روشیرِسنگی
با دِیره زَنگی/ مِردایِ بیکار
دیفال کِردن/ دورِجِوونار
تَق تَق مِکِردِک/ اَلقوشتَکاشا
خاک رَ مِلِرزُند/ اَلپوشتَکاشا
از او زِمَنه / یَک یادِه مُندَه
تو سینه هاما/ فِریادِه مُندَه
بابا و نَنَه/ خاکَن به گُلشور
زِردی گریفته/ عَسکِ زن و شور
گُلشور حالا / تیکّه ی بِهِشته
وَختِ که ماهِ / اردی بهشته
عَطرِگُلایَن/ ننه، باباما
اِخلاصِ مُنده/ روی لُواما
باغِ جِوونی/ سُختَه به پیشُم
خَکسترِاو/ رِختَه به ریشُم
یَک موشتِ بَرفه/ رویِ گُلاما
یک طاسِ چِپَّه/ زیرِکُلا ما
با دُو نِوَسَه/ کارُم تِیاره
اِلآن یکی شا/ پوشتُم سِواره
مورَه مِرَنَه/ روفرشِ قَلِی
چی کیفِ دَرَه/ جایِ توخَلِی
طِیرونیه او/ مِگَه«پِدرجون!
منو بِبَراون/ پایین بِچَرخون»
بعدِش مِشِینه/ کارتون مِذَرَه
مورَم به چِفتِش/ تا شُو مِکَرَه.
شروع دربهار سالِ 86 (ماهها کنار گذاشته شد)
تمام شده در87/8/23
رضا افضلی
🌷@Azu_vaxta👈
با وینگ و وینگِش/کُ مازُلاقُم
پورپَشم و خوشدَس/ لِمکایِ چاقُم
همرای اِبرام/ با کُلچَه قندی
نیمپا سِوَری/ باقد بلندی
از مینِ اَفتو / تا زیرِ سِیکا
رِفتَن به نوبت / بالای چوپّا
جِغ داد وگورموشت/ نِزدیکِ کَلَه
نون و دُراغ رِه/ کِردن نِوَلَه
پاشورة حوض/ پورظَرفِ ناشور
آبجِی به دِستاش/ دِسمالِ قاب شور
پنهوم زِننه/ خاکی لِباسا
خود رَه مَلیدن/ روی پِلاسا
از چُختِ خَنَه/ اُوچیکِ بارون
مینِ قِلِفت و / ظِرفای داغون
بالای ایوون/ بَرقای گُنبذ
یَک بُرّ ِکِفتر/ بالای گُنبذ
تعظیم کِردن/ هرشُو به آقا
خِرخِرجُویدن/ ازنونِ قاقا
رو پوشتِ بومبا/ باگُمب و گُمبا
گِشتَن تِمومِ/ سولاخ و سُمبا
بَزِی بِه حُولی/ با لوخ و موخا
وِرهَم پِرُندن/ سنگ و کُلوخا
آغُل چُغُک رَه/کی کِرده خَلی؟
میتی! بِچِرخم/ دورِحَوَلی
وختِ که گُسفَن/ پُستِش سیوایه
پوربادُکِ او/ از بِچّه هایه
یَک شَقَّه شیشک/ بالای تَخته
جِیزجِیزِقُرمَه/ از گوشتِ بَخته
بالایِ کُرسی/ لِمپاو گِرسوز
سینیِ چِلَّه/ رو تورِ گُلدوز
باجوز و کیشمیش/ قیسیّ و کیشته
با تُخمة داغ/ بادوم بریشته
سُفره گِریفته / از چِلّه صد رنگ
از میوه چینه ی/ از چُخت اَوَنگ
یک کَسه چینی/ پور برف و شیره
تاازخُنوکیش/ لَرزِت بِگیره
پور از سِتَرَه/ قَلب ِاَنارا
شوچِلّه دِرَن/ نادار و دارا
با گاری اسبی/ رِفتن کوسنگی
آرُم نِشستن/ روشیرِسنگی
با دِیره زَنگی/ مِردایِ بیکار
دیفال کِردن/ دورِجِوونار
تَق تَق مِکِردِک/ اَلقوشتَکاشا
خاک رَ مِلِرزُند/ اَلپوشتَکاشا
از او زِمَنه / یَک یادِه مُندَه
تو سینه هاما/ فِریادِه مُندَه
بابا و نَنَه/ خاکَن به گُلشور
زِردی گریفته/ عَسکِ زن و شور
گُلشور حالا / تیکّه ی بِهِشته
وَختِ که ماهِ / اردی بهشته
عَطرِگُلایَن/ ننه، باباما
اِخلاصِ مُنده/ روی لُواما
باغِ جِوونی/ سُختَه به پیشُم
خَکسترِاو/ رِختَه به ریشُم
یَک موشتِ بَرفه/ رویِ گُلاما
یک طاسِ چِپَّه/ زیرِکُلا ما
با دُو نِوَسَه/ کارُم تِیاره
اِلآن یکی شا/ پوشتُم سِواره
مورَه مِرَنَه/ روفرشِ قَلِی
چی کیفِ دَرَه/ جایِ توخَلِی
طِیرونیه او/ مِگَه«پِدرجون!
منو بِبَراون/ پایین بِچَرخون»
بعدِش مِشِینه/ کارتون مِذَرَه
مورَم به چِفتِش/ تا شُو مِکَرَه.
شروع دربهار سالِ 86 (ماهها کنار گذاشته شد)
تمام شده در87/8/23
رضا افضلی
🌷@Azu_vaxta👈