اَزُو وَختا
382 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
موسیقی محلی شمال خراسان بزرگ:
مهاجران ترک و کرد بخش اعظمی از ساکنان شمال خراسان را تشکیل می‌دهند و هر کدام موسیقی خاص و متفاوت خود را دارند. برای مثال کردهای شمال خراسان چون در طول تاریخ فراز و نشیب‌های زیادی را به خود دیده‌اند بخشی از موسیقی‌شان با حزن و اندوه همراه است. در موسیقی محلی خراسان در منطقه شمال، ترانه‌های شاد و عاشقانه‌ای هم شنیده می‌شود که سرشار از احساسات زیبا، تحرک و شور زندگی است. در نهایت به طور کل می‌توان گفت موسیقی این منطقه روایتگر سوگ، حماسه، عرفان و عشق است.
موسیقی محلی شمال خراسان شامل سه گروه هنری عاشق‌ها، بخشی‌ها و لوطی‌ها می‌شود
🔸عاشق‌ها .....ازقدیمی‌ترین گروه‌های موسیقی خراسان هستند که نوازنده سازهایی مانند دهل، سورنا ، قُشمه و کمانچه‌اند.
🔸لوطی‌ها... گروه دیگری هستند که سازشان دایره بوده و ایل به ایل و روستا به روستا می‌گشتند و در حکم رسانه‌هایی بودند که اخبار و اتفاقات جامعه را به وسیله موسیقی محلی خراسان به گوش مردم می‌رساندند.
🔸بخشی‌ها، .....ساز این گروه دو تار است و در واقع فرهنگ شفاهی شمال خراسان را روایت می‌کنند. نام بخشی را به این خاطر به افراد این گروه می‌دهند که مردم اعتقاد دارند خداوند به آن‌ها موهبتی عطا کرده و استعدادی ویژه بخشیده است. بنابراین یک بخشی باید بتواند موسیقی بنوازد، شعر بسراید و آواز بخواند و سازش را نیز خودش بسازد. همین ویژگی‌ها سبب شده تا بخشی‌ها در موسیقی محلی خراسان جایگاه ممتازی داشته باشند. همچنین نغمه “نوایی” یکی از معروف‌ترین آثار این گروه است.

موسیقی محلی جنوب خراسان:
موسیقی محلی خراسان در این منطقه به خصوص در بیرجند قدمتی طولانی دارد. حرکات ریتمیک و نمایشی و همچنین رقص از مشخصه‌های موسیقی محلی جنوب خراسان است. در فرهنگ این مردم ابزارهای موسیقی از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند و به طور کل می‌توان گفت این سازها به سه دسته سازهای زهی، کوبه‌ای و بادی تقسیم می‌شوند.
سازهای محلی جنوب خراسان شامل سازهایی مانند دهل، سرنا، دایره و نی چوپانی می‌شود. در موسیقی محلی خراسان در قسمت جنوب نیز دوتار سازی بسیار ارزشمند و کاربردی است اما با دوتاری که در شمال خراسان است تفاوت‌هایی دارد. مثلا این که اغلب از دوتار شمال خراسان بزرگ‌تر است. این را هم بگوییم که در موسیقی جنوب خراسان اشعار و ترانه‌های سروده شده قرابت دیرینه‌ای با آهنگ دارند و روحیات و عواطف مردم را به خوبی بیان می‌کنند.

موسیقی محلی خراسان رضوی:
شهرستان‌های خواف و تربت جام در استان خراسان رضوی واقع شده‌اند و از پیشینه‌ای غنی در موسیقی محلی خراسان برخوردارند. از گذشته تا به امروز هنرمندان و اساتید بی‌نظیری در زمینه موسیقی مقامی در این دو شهرستان به فعالیت مشغول بوده و هستند. از دف و دوتار به عنوان مهم‌ترین سازهای این مناطق نام می‌برند. همچنین موسیقی در این مناطق بر اساس مقام‌های سماعی شکل گرفته و به مرور زمان ساخته و پرداخته شده است.

🌷@Azu_vaxta👈
ساز محلی و مقامی قوشمه که از ساز های اختصاصی استان خراسان می باشد.
🌷@Azu_vaxta👈
در خصوص ساخت و جنس ساز قوشمه اینگونه بیان می شود که این ساز از یک جفت نی که از پای پرنده ای محلی که در کوه های این منطقه قرار دارد به نام قره قوش یعنی عقابی که رنگش سیاه است ساخته شده است.و به جهت سخت بودن جنس پای این پرنده و پرواز های زیادی که دارد و نوع مواد غذایی که می خورد به عنوان اساس قوشمه استفاده می شود.قوش یعنی جفت به این معنا گفته اند که جفت نی هست که در زبان محلی قوشمه یا قوشماه نام نهاده اند.تعداد سوراخ های که به عنوان نت است 9 سوراخ می باشد 8 تای آن در قسمت بالا و یکی در قسمت پایین آن گذاشته شده است که نوازنده با انگشتان خودقوشمه نوازی می کند.اندازه آن با قطعه کوچکی که به بالای آن اضافه می کنند و حالت نی لبک دارد مجموعاً به 17 تا 20 سانت و با قطر کمتر از یک سانت می باشد.
ساختمان قوشمه تشکیل شده است از دو زبانه (سرپیک) و دو لوله استخوانی که بر روی آن تعدادی سوراخ وجود دارد و این دو لوله در کنار هم قرار گرفته و با بست محکم می‌شوند. قوشمه توسط دو دست روبه‌روی دهان قرار می‌گیرد و انگشتان بر روی سوراخ‌های دو لوله قرار گرفته و سپس با دمیدن هوای موجود در دهان به درون زبانه‌ها و ورود آن به درون لوله و سپس اجرای نت خوانی توسط انگشتان بر روی سوراخ‌های قوشمه، آهنگ خاص ایجاد می‌شود.
مردمان کرمانج و ترك هاى خراسان، از این ساز در مجالس شادی و رقص خود استفاده می‌کنند. دیده نشده که ساز قشمه در مراسم های عزاداری استفاده شود. قشمه بیشتر نوایی شاد و حماسی دارد.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قوشمه نوازی نوازنده چیره دست فرهاد باغچقی در بجنورد
#موسیقی_محلی
#خراسان
🌷@Azu_vaxta👈
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
سه ترانه معروف خراسانی _ بیا بریم کوه . لیلا و ننه گل ممد
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
فیلم زیر خاکی از مشهد قدیم
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸سه شنبه تون پُر امید
💗الهی
🌸آرامش باشه
💗شادی باشه
🌸کارخوب باشه
💗خوشبختی باشه
🌸سلامتی باشه
💗خدا باشه و شما
🌸واین همه خوبی برای شما
💗روزتـون زیبـا و در پنـاه خـدا
@Azu_vaxta👈
بازی‌های بومیِ محلی ریشه در سنت‌های دیرینۀ نیاکانمان دارد که متأسفانه امروزه بنا به دلایلی چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بازی‌های رایانه‌ای و ورزش‌های جدید، امکان پرداختن به بازی‌های محلی را تقریباً غیرممکن ساخته است. بیش از 150 ‌نوع بازی سنتی در ایران وجود داشته که به‌مرور زمان و با تغییر شیوه‌های زندگی، نسل امروز تقریباً با تمامی آنها بیگانه است. این روزها، وسایل ارتباط جمعی، بازی‌های رایانه‌ای و ورزش‌های جدید، جای خود را بین مردم باز کرده و بازی‌های سنّتی که روزگاری جذاب‌ترین سرگرمی‌ها و تفریحات مردم را در پی داشت، فراموش شده‌اند. اما بدون شک لذتی که در انجام بازی‌های محلی قدیمی هست، در هیچ ‌یک از بازی‌های کامپیوتری دیده نشده است.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
توپ، ‌زنجیر، پلّه
یکی از بازی‌های بسیار هیجان‌انگیز قدیم «توپ، زنجیر، پله» بود. تاکنون نتوانستم به رابطۀ این نام (توپ، زنجیر، پله) و این بازی پی ببرم چرا که جدا از توپ که از وسایل این بازی بود، از واژۀ زنجیر و پلۀ این بازی چیزی سر در نیاوردم. بازیکنان محوطه وسیعی را جهت زمین بازی انتخاب می‌کردند که معمولاً پشت قلعه از بهترین مکان‌هایی بود که این بازی را می‌شد برگزار کرد.
هنگام شروع بازی، بازیکنان یک خط را به‌عنوان نقطۀ شروع و بهنام «مَت» و محلی دیگر را که حدوداً بیش از50 متر فاصله داشت، به‌عنوان خطّ پایان انتخاب می‌کردند. بعد بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم می‌شدند و پس از تعیین گروه بازنده و برنده بهوسیلۀ شیر یا خط یا تر وخشک، بازی را شروع می‌کردند. یک عدد توپ تنیس را که به آن توپ هفت‌جلد می‌گفتند، همچنین یک عدد چوب حدود 60، 70سانتی را که مانند یک چوبدستی بود، از وسایل این بازی بود.
گروه بازنده یک نفر را جهت پاس‌دادن به زنندۀ توپ انتخاب و بقیۀ بازیکنان از حدوداً ده‌متری نقطۀ شروع و در نقاط مختلف زمین تقسیم می‌شدند. گروه برنده یک نفر را به‌عنوان شروع‌کننده از بین خود انتخاب و بقیه در نوبتِ زدنِ توپ قرارمی‌گرفتند. فرد شروع‌کنندۀ بازی در حالی‌که چوب را در دست گرفته بود، بر روی نقطۀ شروع می‌ایستاد. یک‌نفر از گروه بازنده در مقابل زنندۀ توپ میایستاد و توپ را برای وی به فاصلۀ تقریباً یک‌متری به بالا پرتاب می‌کرد. زنندۀ توپ با چوب سعی‌ می‌کرد توپ را هرچه دورتر و دور از دسترس بازیکنان تقسیم‌شده در داخل زمین بفرستد. بعد از زدن توپ، چوب را روی زمین میانداخت و شروع به دویدن می‌کرد تا خود را به خطّ تعیین‌شدۀ مقابل برساند. اگر بعد از زدن توپ، بازیکنان داخل زمین توپ را در هوا می‌گرفتند، برندۀ بازی بودند و جای خودشان را با بازیکنان زنندۀ توپ عوض می‌کردند و اگر توپ به زمین می‌افتاد، بعد از برداشتن باید بلافاصله اقدام به زدن توپ به بازیکن زنندۀ توپ می‌کردند. اگر موفق به این کار می‌شدند باز هم جایشان با بازیکنان زنندۀ توپ عوض می‌شد، وگرنه باید آن‌قدر به این بازی ادامه می‌دادند تا موفق به گرفتن توپ درهوا یا زدن توپ به بازیکن زننده شوند یا تمام بازیکنان طرف مقابل برای یک‌بار با چوب اقدام به زدن توپ کنند. این بازی تاحدودی شبیه بازیِ بیسبال است.
#بازیهای_محلی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
حمام قدیمی
قسمت پنجم
در حمام‌های عمومی قدیم معمولاً این افراد مشغول به کار بودند:
🔹حمامی: مالک حمام که نقش مدیریت حمام را برعهده داشت.
🔹تون‌تاب: که وظیفه‌اش گرم‌کردن آب و نظافت حمام بود.
🔹مشت‌ومالچی
🔹دلاک
🔹پادو
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
حمام قدیمی
🔹مُشت‌ومالچی:
شخصی بود که در حمام کار مُشت‌ومال افراد را برعهده داشت. کار مُشت‌ومال را معمولاً همان دلاک و یا مُشت‌و‌مالچی که وظیفه‌اش فقط مُشت‌ومال بود، برعهده داشتند.
مُشت‌ومالچی هنگام مُشت‌ومال مشتری، اگر فصل سرما بود در گرم‌ترین جای حمام و اگر فصل سرما بود در جایی گرم، ابتدا لنگی خشک را بر روی زمین پهن میکرد و مشتری بر روی آن به‌حالت دو زانو می‌نشست. سپس یک سطل آب بر روی مشتری میریخت و بسیار نرم شروع به ماساژدادن بدن او می‌کرد تا بدنش برای مراحل بعدی آماده شود. پس از اینکه بدن مشتری را به اصطلاح گرم می‌کرد، کم‌کم با شدت بیشتری وارد مراحل بعدی می‌شد و با دستش محکم بر روی بازوان مشتری می‌کشید، روی شانه‌هایش با پا فشار می‌آورد، روی پشتش با شدت با دست فشار می‌داد و با گودی کفِ دست روی پشت او می‌کوبید. دست راستش را به‌طرف پهلوی چپ میکشید و مشتی بر روی بازوی او می‌زد و بدنش را می‌چرخاند. سپس همین کار را با دست چپ و درجهت مخالف مشتری انجام می‌داد. رگ قولنجش را می‌شکست، چندین بار گردنش را به طرف چپ و راست و عقب و جلو می‌چرخاند، روی پشت مشتری راه می‌رفت تا آنجا که کم‌کم خستگی و کوفتگی‌اش را از تن او بیرون می‌کرد و به مشتری حالت سستی و بی‌حالی شیرینی دست می‌داد.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
حمام قدیمی
حمام قدیمی
🔹دلّاک:
معمولاً همه‌کاره بود؛ از ختنۀ پسربچه‌ها و کوتاه‌کردن مو وکشیدن دندان و فصدکردن و... گرفته تا کیسه‌کشی و شستشوی افراد در حمام.
کیسه‌کشی دارای مراحل خاصّ بود. مردم آن دوران با توجه به بدن‌های چرک‌آلود و کثیف خود، باید هرچند وقت یک‌بار لااقل بدن‌شان را در اختیار دلاک قرار میدادند تا وی با مهارت خود بدن آنان را از چرک‌های کبره‌بسته پاک کند.
درابتدای مرحله کیسه‌کشی، مشتری دو زانو بر روی زمین و یا لُنگی که دلاک بر روی زمین پهن کرده بود می‌نشست. مرد دلاک با سطل مقداری آب بر روی مشتری می‌ریخت و سپس کیسۀ زبری را که معمولا از پشم بز تهیه شده بود، در دست گرفته و روی پشت وگردن او می کشید و چرک‌های فتیله‌شده را بهعمد جلوی او می‌ریخت تا به مشتری بفهماند که بدنش چقدر چرک دارد. بعد از کیسه‌کشیدن پشت و گردن، مشتری را به شکم میخوابانید و لُنگ کمرش را شُل میکرد و پشت ران‌ها و ساق پاها را کیسه می‌کشید. سپس مشتری را برمیگرداند و تخت سینه و قسمت جلوی بدن را نیز کیسه می‌کرد. کشیدن کیسه بر دست‌ها، پیشانی وگردن مشتری آخرین مرحلۀ کیسه‌کشی بود. بعد از کیسه‌کشیدن، مرد دلاک مقداری آب روی سرِ مشتری میریخت و صابون را در دست میگرفت و در دو یا سه نوبت سر وکلۀ مشتری را صابون می‌زد. با هر بار صابون‌زدن، لیفش را خوب روی صابون میمالید و درون آن را فوت می‌کرد. این عمل باعث می‌شد با فشاردادن لیف، کف و صابون زیادی از آن بیرون بیاید. با این عمل لیف روی بدن مشتری می‌کشید و پس از اینکه چند مرتبه این‌کار را تکرار می‌کرد، سطل آبی بر بدن مشتری خود میریخت. این، پایان کار مرد دلاک بود.
علاوه بر شستشوی افراد، تراشیدن سر و صورت یکی دیگر ازتخصص‌های دلاک به شمار می‌آمد که در زمان‌های گذشته رونق فراوانی داشت.
در آن دوران عموم مردم به خصوص میان‌سالان و کهن‌سالان عقیده داشتند تراشیدن موی سر سفارش بزرگان دین بوده است و علاوه بر جلادادن نور چشم، شپش و سایر جانوران را از بدن دور می‌کند. بنابراین، تراشیدن موی سر آن‌هم در حمام تقریباً مرسوم بود زیرا علاوه بر نرم‌شدن موی جهت تیغ‌زدن، پس از اصلاح راحت می‌توانستند در صورت جراحت هنگام تراشیدن موی، سر و صورت خود را در حمام بشویند. از دیگر کارهای دلاک در حمام می‌توان به «گَرتراشی» کچل‌ها، سودایی‌ها و جربی‌ها که معمولاً در حمام و به وسیلۀ همین تیغ‌های ناپاک مبتلا شده بودند نیز اشاره کرد، زیرا معمولا سلمانی‌ها از تراشیدن ویا اصلاح این‌گونه افراد خودداری می‌کردند.
حجامت و فصد کردن و رگ‌گیری از دیگر تخصص‌های مرد دلاک در زمان‌های گذشته بود که رونق فراوانی داشت
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
حمام قدیمی
🔹پادو:
بخش عمدۀ کارش این بود که اگر مشتری لُنگ به همراه نداشت، پادو هنگام بیرون آمدن از حمام یک لُنگ خشک به کمر او می‌بست و چنانچه فرد مهمی بود، علاوه بر بستن لنگ به کمرش، لُنگ دیگری را به صورت شال درمیآورد و به سرش می بست و یک لُنگ دیگر نیز روی شانه‌های مشتری می انداخت و لُنگ خیس را پس از آبکشی، برای خشک‌کردن به بیرون از حمام میبرد و در آفتاب پهن می‌کرد.
#حمام_قدیم
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
Forwarded from اَزُو وَختا (Ali)
مراکزفروش: دکه مطبوعاتی انتهای سناباد -
چهارراه دکترا انتشارات امام
این پست را بادیگردوستان وبچه های محل به اشتراک بگذارید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
ترانه شنیدنی یک دونه انار دو دونه انار
باصدای استاد اسماعیل ستارزاده
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
فیلم قدیمی از مشهد قبل از انقلاب
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌷چهارشنبه تون پراز خوبی ها
🌸امروز و هرلحظه
💫خدای مهربان تکيه گاه من وتوست!
🌷پس به"تدبيرش"اعتماد کن
🌸به"حکمتش"دل بسپار
💫به او"توکل"کن
🌷وبه سمت او"قدمی بردار"
🌸تا ده قدم آمدنش به سوى خودرا
💫به تماشا بنشينی
🌷دست تون در دست خدا
🌸قدمتون در راه خدا و
💫زندگی تون پراز لطف خدا
🌷@Azu_vaxta👈
مشهد شناسی
توس، در دل خود شهرهایی داشته، که نوغان و طابران از آبادترین آنها بوده و آورده‌اند که این دو شهر هزار قریه و آبادی را در بر می‌گرفته‌است.... در طول تاریخ، گاه نوغان اعتبار افزونتری می‌یافته و زمانی طابران رونق بیشتری داشته‌است.
جایی که اکنون توس خوانده میشود و آرامگاه فردوسی در آن قرار دارد، تنها بخشی از توس قدیم، یعنی همان طابران است، که بقایای ارگ و باروی شهر و بنای بزرگی که به بقعه هارونیه مشهور شده‌است، در آن پیداست. این محل، در حال حاضر حدود بیست کیلومتری شمال غربی شهر مشهد است.
دیگر شهر بزرگ و نامدار توس، نوغان بوده که اینک در دل شهر مشهد قرار دارد. یکی از آبادی‌های پیرامون نوغان، روستایی به نام سناباد بوده که این آبادی نیز مانند دیگر قراء دارای قنات، قلعه یا محلی برای سکونت اهالی در مظهر قنات به نام سناباد بوده است. سر آب یعنی محل ظهور قنات سناباد مکانی بود که مردم از آنجا آب بر می داشته‌اند.
در نزدیکی سر آب باغ وسیع و کاخ با شکوهی مشتمل بر تالارهای وسیع و گنبدی متعلق به حمید بن قحطبه واقع بوده که آب قنات از آن عبور می نمود تا این که پس از شهادت حضرت رضا (ع)، پیکر آن امام همام را در آب قنات سناباد غسل داده و پیکرمطهرش در باغ حمید بن قحطبه در ۱٫۵ کیلومتری روستای سناباد مدفون شد، از همان زمان این نقطه به نام مشهد الرضا و بعد به اختصار مشهد نام گرفت .
#مشهدشناسی_قدیم
🌷@Azu_vaxta👈
هسته اولیه شهر مشهد به تدریج از به هم پیوستن سه کانون یعنی شهرک نوغان ، قریه سناباد و مجموعه حرم مطهر حضرت رضا (ع) به وجود آمده است . حرم مطهر در میانه دو کانون دیگر با فاصله تقریبی ۵/۱ کیلومتر قرار داشته ، شهرک نوغان در ابتدای شکل گیری هسته اولیه شهر نسبت به دو کانون دیگر از از اعتبار بیشتری برخوردار بوده و در شمال حرم قرار داشته ، حرم مطهر ابتدا در باغی که مقر کاخ با شکوه والی خراسان به نام حمید بن قحطبه الطاعی بوده ، قرار داشته که اکنون عمارت آستانه مقدسه است . کانونهای عمده سکونتی قریه سناباد دو شهرک نوقان بودند و در مراحل اولیه شکل گیری شهر به تدریج مسیر این کانونهای جمعیتی تا حرم به شکل طولی به کاربری مسکونی تبدیل شدند به ویژه مسیر سناباد به حرم که علاوه بر راه زیارتی بر کانال آبیاری اراضی پیرامون نیز بود . همزمان با رشد تدریجی شهر مسیر راههای کاروانی منتهی به حرم به ویژه دروازه قوچان در شمال غربی و پایین خیابان در شرق نیز اشغال شد . و در نتیجه پتانسیل کانونهای نوغان و سناباد در مقایسه با هسته زیارتی کاهش و رشد فیزیکی شهر تحت تاثیر کانون مذهبی و راههای کاروان رو قرار گرفت.
در واقع محورهای ارتباطی همزمان نقش های اقتصادی و عبوری را ایفا می کردند این وضعیت در دوره شاه عباس کبیر به منتهی درجه رسید و خیابان بالا خیابان ( حرم تا دروازه قوچان ) و پایین خیابان ( حرم تا پنج راه ته خیابان ) تعریض گردیدند و به تدریج محلات شهر در پیرامون کانونهای اولیه ( نوغان و سناباد ) ، دروازه های شهر و مسیرهای ارتباطی شکل گرفت . که علاوه بر عوامل مکور مسایل قومی ، زبانی ، منشاء سکونت اولیه و مذهب در شکل دهی محلات شهر نقش عمده ای را ایفا کردند .
#مشهدشناسی_قدیم
🌷@Azu_vaxta👈