اَزُو وَختا
382 subscribers
4.56K photos
1.64K videos
32 files
133 links
اَزُو وَختا یعنی از آن زمان ها


آیدی مدیرجهت ارسال عکس ومتن . انتقادات و پیشنهادات :
@ali0dashtban1340
.
Download Telegram
🍁آخرین ایستگاه پاییز نزدیک است
چند قدم آنطرفتر
رو به سوی زمستان
اندوهت را به برگها بسپار
که صدای آمدن یلدا
آرام آرام به گوش می رسد...

🍂امیدوارم این لحظات پایانی پاییز که جوجه ها رو میشمارین، اگر جوجه ای کم میاد غم هاتون باشه که کم شده و با دلی شاد به پیشواز یلدا برین🍉
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🌺🌼
🌺🌼
🌼
هر آن‌کس که او از گنهکار چَشم
بخوابید و آسان فروخورْد خشم
فزونیش هر روز بَفزون شود
شتاب آوَرَد دل پر از خون شود

هر آن‌کس که با آبِ دریا نبَرد
بجویَد نباشد خردمندْمرد

کمان دار دل را زبانت چو تیر
تو این داستانِ من آسان مگیر
#فردوسى


با آرزوی این‌که:
به نیکی گراییم و پیمان کنیم
به داد و دِهِش دل گروگان کنیم
که خوبیّ و زشتی ز ما یادگار
بمانَد تو جز تخمِ نیکی مکار


#ارسالی_دوستان
#جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
اجرای شاد کرمانجی - محلی خراسان
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💗زمستان_مبارک
دوشنبه تون عالی
❄️امیدوارم
💗چراغ زندگیتون
مدام حول محور
❄️عشق و شادی و آرامش
💗در حرکت باشه
و این فصل زمستان براتون
❄️برکت خوشبختی
💗موفقيت و نگاه خدا رو
به همراه داشته باشه
❄️روزتون زیبا و در پناه خدا
@Azu_vaxta
🔸گویش مشهدی یکی از لهجه‌های زبان فارسی به‌شمار می‌آید. این لهجه را عصاره‌ای از فارسی دری می‌دانند و بسیاری از واژگان گمشدهٔ این زبان را می‌توان در گفتار عامیانهٔ مشهدی‌ها جست. اما امروز آنان که از شهر دیگری به مشهد سفر می‌کنند، اثری کم‌رنگ از این لهجه را مشاهده می‌کنند؛ چیزی که شاید تنها به برخی محلات خاص این شهر محدود شود.
گویش مشهدی، بازماندهٔ لهجهٔ توس قدیم است. گویش پارسی دری معیار دارد و ازآنجاکه بزرگترین نامهٔ دری، شاهنامهٔ فردوسی توسی، به لهجهٔ قدیم توس نوشته شده، دارای ارزش زیادی است.
👈از بَر کردن : حفظ کردن ؛ به خاطر سپردن .
👈اَز بَرُم : حفظ هستم
👈از بیخ : از پایه و ریشه ؛ کُلاً ؛ تماماً ؛ اساساً.
ا👈ز پوشت کِردَن : سقط کردن جنین ؛ هرگاه به هردلیلی خانم حامله ای که بچه اش سقط شده میگفتند : فلانی بِچّـَشِ ازپوشت کِردَه .
👈ازپُشتی کِردَن : پشتیبانی ؛ حمایت و طرفداری کردن از شخص
👈اَز تَهِ دِل : از روی میل و علاقه ، باکمال میل
👈از خود کِردَن: تحقیق وتفحص کردن ؛ ته توی قضه را درآوردن ؛ پرس و جو کردن ؛ بررسی کردن .
👈اَزدُرُغ : از دروغ ؛ به دروغ سخن گفتن .
👈اَز دستی: عمدا ؛ باقصد و نیت کاری را انجام دادن .
👈از دَم: از اول تا به آخر ؛ همگی .
#گویش_مشهدی
#اصطلاحات
@Azu_vaxta👈
مشاغل قدیمی
در گذشته همانگونه که زندگی‌ها ساده و بی‌آلایش بود. مشاغل هم ساده بود و بی‌غِلّ‌وغِش. کاسب حبیب خدا بود و در خدمت خلق خدا. کاسبی پاک بود و حلال، اما سخت بود و جانفرسا. مردم سخت زحمت می‌کشیدند تا لقمه‌ای نان حلال بهدست آورند، زیرا مردم در آن روزگار قبل از هر چیزی به نان حلال اعتقاد داشتند. به همین دلیل، در بین کاسبکارها، کم‌فروشی و گران‌فروشی وتقلب درکسب‌وکارمعنایی نداشت وبه همین دلیل زندگی‌شان خیر و برکت داشت.
#مشاغل_قدیمی
🌷@Azu_vaxta👈
سفید گری
مشاغل قدیمی
قسمت دوم
در زمان گذشته که از وسایل خانگی امروزی نظیر تفلون، ملامین، بلور، استیل، کریستال و... خبری نبود، ظروف مسی از عمده‌ترین وسایل ضروری زندگی محسوب می‌شد. با واردشدن ظروف لعابی و آلومینیومی به خانه‌ها، تا اندازه‌ای استفاده از ظروف مسی کمتر شد. با وجود این، باز هم مس جزءِ اصلی‌ترین ظروف پخت‌وپز بهشمار می‌آمد.
مس از وسایلی است که پس از مدتی بخصوص در برابر رطوبت زنگ میزند و زنگ آن هم که مایل به سبز است، بسیار مضر و حتی سَمّی است. بنابراین لازم است قبل از استفاده، سفید و قلع‌اندود شود. مس حتی پس از سفیدکردن بر اثر چندین بار پخت‌وپز سیاه شده و زیبایی اولیه خودش را از دست می‌دهد. درنتیجه هرچند وقت یک‌بار ظروف مسی به سفیدکردن نیاز پیدا می‌کردند. سفیدکردن مس را سفیدگرها (صَفّارها) بر عهده داشتند.
#مشاغل_قدیمی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
بعضی از سفیدگرها در گذشته با دوره‌گردی اقدام به این کار می‌کردند. استاد مسگر همیشه بههمراه یک یا دو شاگرد خود که هرکدام درون کیسه‌، ابزاری از قبیل قلع، نشادر، پنبۀ ، کیسه‌گونی و حتی شن و ماسه و چراغ پریموس را بر دوش داشتند، به آبکوه وارد می‌شدند و محل مناسبی را برای خود انتخاب می‌کردند. بلافاصله استاد مسگر شروع به چیدن ابزار کار خود می‌کرد. یکی از شاگردها هم مشغول کندن زمین برای جاسازی پریموس (چراغ تلمبه‌ای) می‌گردید و شاگرد دیگر در کوچه‌های آبکوه بهراه می‌افتاد و با گفتن «مسگریم، مس سفید می‌کنیم» حضورشان را در منطقه اعلام می‌کرد.
بعد از گذشت چند ساعت مردم ظروف مسی خود را برای سفیدکردن در اختیار مسگرها قرار می‌دادند. طی همین مدت سفیدگر وسایل کارش را آماده میکرد و با رسیدن اولین سفارش بلافاصله کار آنها آغاز می‌شد. ابتدا برای زدودن چربی ظرف،کارگری که کارش شستن ظروف قبل از سفیدکردن بود، مقداری شن و ماسۀ خیس را درون ظرف مورد نظر می‌ریخت و تکه‌ای گونی را بر روی ماسه‌ها میانداخت و ظرف را کنار دیوار بر روی زمین قرار می‌داد و در حالی‌که با دستش دیوار را میگرفت، با دو پا بر روی گونی می‌رفت و با حرکت دورانی و گردشی ۱۸۰ درجه‌ای، شروع به سائیدن ظرف مسی می‌کرد و این عمل را آن‌قدر ادامه می‌داد تا زنگ مس و چربی مورد نظر کاملا برطرف شود. پس از زدودن چربی از روی ظرف، ظرف را میشست و در اختیار استادش قرار می‌داد. استاد ظرف را بر روی آتش می‌گرفت تا کاملا داغ شود. سپس تکه‌ای از قلع را بر روی سطح داغ‌شده می‌مالید. بر اثر گرمای زیاد ظرف، قلع کاملا ذوب میشد. در این لحظه استاد مقداری پنبه در دست میگرفت و بر نشادری که در کنارش بود میزد و پنبۀ آغشته به نشادر را بر روی قلعِ ذوب‌شده داخل ظرف می‌کشید. با این عمل یک لایۀ نازک و تقریباً یکنواخت قلع روی مس را می‌پوشاند. مسگر آن‌قدر این کار را بر روی قسمت‌های دیگر ظرف ادامه می‌داد تا تمامی ظرف مورد نظر سفید و یک‌دست شود. در انتها، کارگری دیگر ظرف را میشست و در کناری قرار می‌داد تا صاحب ظرف برای بردن آن مراجعه کند.
#مشاغل_قدیمی
ازکتاب #روزی_روزگاری_آبکوه
#علی_دشتبان
🌷@Azu_vaxta👈
🔸شعر طنزی به لهجه مشهدی

سر ماه وقتی که ماه قسط مو سر مزنه
شاغلام جیب مو سر به سماور مزنه
مبینه آب ندره سماوره، سولاخ۱ شده
لبش ور مچینه به سیم آخر مزنه
کلاغ حقوق مو رو شاخه ی قرض و قوله
مخوره تیر به سرش میفته پرپر مزنه
بچه ی رفاه مو دنباله فوتفاله۲ ولی
مبینه گل نمره، لقد۳ به داور مزنه
هچه۴ پلخمونه حقوق ما ترک دره
سوسولنگه۵ اسکناس با موچکه۶ پر مزنه
چیکه چیکه آب مداد شیر مخارج یرگه
ولی کم کم دره ای چیکه به شرشر مزنه
زلفی۷ در مخارج ره مبندم شبا مو۸
مره از درچه۹ پایین گرونی واز در مزنه
✏️پرویز روحبخش✏️

۱-سولاخ: سوراخ
۲- فوتفال: فوتبال
۳- لقد: لگد
۴-هچه پلخمون: دو شاخه تیرکمان کشی
۵- سوسلنگ: دم جنبانک، پرستو
۶- موچکه: با یک موچک. موچک یعنی ماچ کوچک، حالت لبها برای صدا زدن پرنده ها.
۷-زلفی: چفت پشن درهای قدیم
۸-مو: من
۹-درچه: دریچه
#شعرطنز
#لهجه_مشهدی
@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
🔸شعر طنزی به لهجه مشهدی سر ماه وقتی که ماه قسط مو سر مزنه شاغلام جیب مو سر به سماور مزنه مبینه آب ندره سماوره، سولاخ۱ شده لبش ور مچینه به سیم آخر مزنه کلاغ حقوق مو رو شاخه ی قرض و قوله مخوره تیر به سرش میفته پرپر مزنه بچه ی رفاه مو دنباله فوتفاله۲ ولی …
پرویز روحبخش ایرادی متولد 1332 مشهد و لیسانس روان‌شناسی است. وی از نوجوانی با مطبوعات و صدا و سیما همکاری کرده و به جز سال‌هایی که خبرنگار دبیرستانی نشریات بوده، از سال 65 تا 72 عضو تحریریه روزنامه خراسان و از سال 71 تا 76، عضو تحریریه گل آقا بود و در این مدت، افزون بر 270 اثر طنز‌آمیز در قالب شعر و نثر با اسامی کارمندالشعرا، ابن مفلسون مهتاب الادبا، هیچ‌کاره، خبرنگار ویژه و صاحب نشخوار الحقایق به چاپ رساند.
@Azu_vaxta👈
اَزُو وَختا
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (جِقِن جِقِن ) یعنی چه؟؟
دراصطلاح مردم قدیم مشهد (جِقِن جِقِن ) یعنی : ریز ریز ، پاره پاره
اصطلاحات عامیانه
👈آمد نیامد داشتن: روی دادن واقعه‌ای که
احتمال فرخنده و نحس‌بودن هر دو در آن هست
👈آمدیم (و) . . . : فرض کنیم که
👈آنجا رفتن که عرب نی انداخت: به جایی دور و بی‌بازگشت رفتن
👈آن روی کسی بالا آمدن: خشمگین شدن
👈آن سرش ناپیدا بودن: برای نشان دادن حد کمال و مبالغه به‌کار می‌رود
👈آن سفر: آن بار، آن دفعه
👈آوار شدن سر کسی: بی‌خبر نزد کسی در آمدن
👈آواز خر در چمن: آواز ناخوش و گوش‌خراش
👈آواز دهل: چیزی که تنها سخن‌گفتن درباره‌ی آن جالب است، نه خودش = چیزی که از آن سخن زیاد می‌گویند اما واقعیت آنچنانی ندارد
👈آواز کوچه‌باغی: آوازی که جاهل‌ها می‌ خوانند و یکی از گوشه‌های دستگاه شور است
👈آویزان کسی شدن: طفیلی کسی شدن
👈آه از نهاد کسی برآمدن: نهایت تاسف به کسی دست دادن
👈آه در بساط نداشتن: سخت بی‌چیز بودن، بیچاره و بینوا بودن
#اصطلاحات_عامیانه
@Azu_vaxta👈
موسیقی محلی خراسان
ترانه‌های ساده و زیبای محلی این خاصیت را دارند که در نهایت زلال و خالص بودن بی هیچ پیرایه‌ای روحیات و احساسات مردم را نشان می‌دهند. موسیقی محلی خراسان نیز از این قاعده مستثنی نیست و به خوبی از احوالات این مردم با آن‌هایی که موسیقی‌شان را می‌شنوند سخن می‌گوید.
در ادامه مطلب نگاهی گذرا خواهیم داشت به موسیقی محلی خراسان بزرگ که امروزه به سه استان خراسان شمالی، جنوبی و خراسان رضوی تقسیم شده سرزمین پهناوری است که اقوام مختلفی را در خود جای داده است. آب و هوا، طبیعت، زبان، فرهنگ و تاریخ هر منطقه تاثیری مستقیم بر موسیقی محلی آن منطقه دارد. بنابراین اقوامی که در مناطق مختلف خراسان زندگی می‌کنند موسیقی‌شان تفاوت‌هایی با هم دارد. به عبارتی می‌توان گفت ریتم زندگی مردمان هر منطقه ریتم موسیقی آن‌ها را می‌سازد، بنابراین موسیقی محلی خراسان نیز در مناطق مختلف آن متفاوت است.
#موسیقی_محلی
#خراسان
🌷@Azu_vaxta👈
موسیقی محلی شمال خراسان بزرگ:
مهاجران ترک و کرد بخش اعظمی از ساکنان شمال خراسان را تشکیل می‌دهند و هر کدام موسیقی خاص و متفاوت خود را دارند. برای مثال کردهای شمال خراسان چون در طول تاریخ فراز و نشیب‌های زیادی را به خود دیده‌اند بخشی از موسیقی‌شان با حزن و اندوه همراه است. در موسیقی محلی خراسان در منطقه شمال، ترانه‌های شاد و عاشقانه‌ای هم شنیده می‌شود که سرشار از احساسات زیبا، تحرک و شور زندگی است. در نهایت به طور کل می‌توان گفت موسیقی این منطقه روایتگر سوگ، حماسه، عرفان و عشق است.
موسیقی محلی شمال خراسان شامل سه گروه هنری عاشق‌ها، بخشی‌ها و لوطی‌ها می‌شود
🔸عاشق‌ها .....ازقدیمی‌ترین گروه‌های موسیقی خراسان هستند که نوازنده سازهایی مانند دهل، سورنا ، قُشمه و کمانچه‌اند.
🔸لوطی‌ها... گروه دیگری هستند که سازشان دایره بوده و ایل به ایل و روستا به روستا می‌گشتند و در حکم رسانه‌هایی بودند که اخبار و اتفاقات جامعه را به وسیله موسیقی محلی خراسان به گوش مردم می‌رساندند.
🔸بخشی‌ها، .....ساز این گروه دو تار است و در واقع فرهنگ شفاهی شمال خراسان را روایت می‌کنند. نام بخشی را به این خاطر به افراد این گروه می‌دهند که مردم اعتقاد دارند خداوند به آن‌ها موهبتی عطا کرده و استعدادی ویژه بخشیده است. بنابراین یک بخشی باید بتواند موسیقی بنوازد، شعر بسراید و آواز بخواند و سازش را نیز خودش بسازد. همین ویژگی‌ها سبب شده تا بخشی‌ها در موسیقی محلی خراسان جایگاه ممتازی داشته باشند. همچنین نغمه “نوایی” یکی از معروف‌ترین آثار این گروه است.

موسیقی محلی جنوب خراسان:
موسیقی محلی خراسان در این منطقه به خصوص در بیرجند قدمتی طولانی دارد. حرکات ریتمیک و نمایشی و همچنین رقص از مشخصه‌های موسیقی محلی جنوب خراسان است. در فرهنگ این مردم ابزارهای موسیقی از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند و به طور کل می‌توان گفت این سازها به سه دسته سازهای زهی، کوبه‌ای و بادی تقسیم می‌شوند.
سازهای محلی جنوب خراسان شامل سازهایی مانند دهل، سرنا، دایره و نی چوپانی می‌شود. در موسیقی محلی خراسان در قسمت جنوب نیز دوتار سازی بسیار ارزشمند و کاربردی است اما با دوتاری که در شمال خراسان است تفاوت‌هایی دارد. مثلا این که اغلب از دوتار شمال خراسان بزرگ‌تر است. این را هم بگوییم که در موسیقی جنوب خراسان اشعار و ترانه‌های سروده شده قرابت دیرینه‌ای با آهنگ دارند و روحیات و عواطف مردم را به خوبی بیان می‌کنند.

موسیقی محلی خراسان رضوی:
شهرستان‌های خواف و تربت جام در استان خراسان رضوی واقع شده‌اند و از پیشینه‌ای غنی در موسیقی محلی خراسان برخوردارند. از گذشته تا به امروز هنرمندان و اساتید بی‌نظیری در زمینه موسیقی مقامی در این دو شهرستان به فعالیت مشغول بوده و هستند. از دف و دوتار به عنوان مهم‌ترین سازهای این مناطق نام می‌برند. همچنین موسیقی در این مناطق بر اساس مقام‌های سماعی شکل گرفته و به مرور زمان ساخته و پرداخته شده است.

🌷@Azu_vaxta👈
ساز محلی و مقامی قوشمه که از ساز های اختصاصی استان خراسان می باشد.
🌷@Azu_vaxta👈
در خصوص ساخت و جنس ساز قوشمه اینگونه بیان می شود که این ساز از یک جفت نی که از پای پرنده ای محلی که در کوه های این منطقه قرار دارد به نام قره قوش یعنی عقابی که رنگش سیاه است ساخته شده است.و به جهت سخت بودن جنس پای این پرنده و پرواز های زیادی که دارد و نوع مواد غذایی که می خورد به عنوان اساس قوشمه استفاده می شود.قوش یعنی جفت به این معنا گفته اند که جفت نی هست که در زبان محلی قوشمه یا قوشماه نام نهاده اند.تعداد سوراخ های که به عنوان نت است 9 سوراخ می باشد 8 تای آن در قسمت بالا و یکی در قسمت پایین آن گذاشته شده است که نوازنده با انگشتان خودقوشمه نوازی می کند.اندازه آن با قطعه کوچکی که به بالای آن اضافه می کنند و حالت نی لبک دارد مجموعاً به 17 تا 20 سانت و با قطر کمتر از یک سانت می باشد.
ساختمان قوشمه تشکیل شده است از دو زبانه (سرپیک) و دو لوله استخوانی که بر روی آن تعدادی سوراخ وجود دارد و این دو لوله در کنار هم قرار گرفته و با بست محکم می‌شوند. قوشمه توسط دو دست روبه‌روی دهان قرار می‌گیرد و انگشتان بر روی سوراخ‌های دو لوله قرار گرفته و سپس با دمیدن هوای موجود در دهان به درون زبانه‌ها و ورود آن به درون لوله و سپس اجرای نت خوانی توسط انگشتان بر روی سوراخ‌های قوشمه، آهنگ خاص ایجاد می‌شود.
مردمان کرمانج و ترك هاى خراسان، از این ساز در مجالس شادی و رقص خود استفاده می‌کنند. دیده نشده که ساز قشمه در مراسم های عزاداری استفاده شود. قشمه بیشتر نوایی شاد و حماسی دارد.
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قوشمه نوازی نوازنده چیره دست فرهاد باغچقی در بجنورد
#موسیقی_محلی
#خراسان
🌷@Azu_vaxta👈
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موسیقی نِماشوم
سه ترانه معروف خراسانی _ بیا بریم کوه . لیلا و ننه گل ممد
#موسیقی_نماشوم
#موسیقی_محلی
#خراسان
نِماشوم (نِماشُم) (nemâšom) در اصطلاح مردم خراسان یعنی : شبانگاه ، هنگام شب
🌷@Azu_vaxta👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ نِماشوم
فیلم زیر خاکی از مشهد قدیم
#کلیپ_نماشوم
@Azu_vaxta👈